|
* تكتم بهاردوست
بيشتر شاهد هنرنمايي او در نقشهاي مثبت بوده ايم كه از محبوب ترين آنها مي توان به مجموعه «نرگس» اشاره كرد، ولي اين روزها

از او چهره اي تازه در قالب نقش دختري عصيانگر با زندگي آشفته را مي بينيم. به بهانه پخش مجموعه «مرگ تدريجي يك رؤيا» با ستاره اسكندري گفتگوي كوتاهي داشتيم كه از نظرتان مي گذرد.
***
* به عنوان اولين پرسش، «ساناز» چه جذابيتي برايتان داشت و چطور شد كه اين نقش را پذيرفتيد؟
** مثل همه كارها با من تماس گرفته شد !وقتي كه به دفتر توليد رفتم فقط شش قسمت از فيلمنامه آماده بود. بعد از مطالعه متوجه شدم كه اين نقش، بسيار متفاوت تر از كارهاي قبلي ام است. هر چند كه من سعي كرده ام همه جور نقشي را تجربه كنم و هر كدام با ديگري فرق داشته باشد، اما متفاوت بودن نقش ساناز برايم دوست داشتني بود. يك جوري وسوسه ام كرد !چون سالهاست كه چهره من براي بيننده مثبت بوده و من دوست داشتم كه اين ذهنيت را پاك كنم !از سوي ديگر، انتخاب نقش ساناز هم براي خودم و هم براي بيننده مي توانست بسيار هيجان انگيز باشد. اينكه مي توانستم براي اولين بار ايفاگر نقش زني الكلي در تلويزيون باشم، برايم جذاب بود. جيراني روي اين نقش حساسيت زيادي داشت و مي خواست كه اين نقش گسترده باشد و شما به مرور، شاهد گستردگي جنبه هاي ديگر اين شخصيت خواهيد بود.
* اين گستردگي از چه چيزي ناشي مي شود؟ از بازي ستاره اسكندري يا يك اتفاق از پيش تعيين شده در فيلمنامه؟
** جيراني از اول هم مي خواست كه ساناز در روند پيشرفت داستان، نقش تأثيرگذاري داشته باشد و تمام تلاشش را هم كرد، ولي روي هم رفته هر بازيگري با تواناييهايش به فيلمنامه نويس و كارگردان اين امكان را مي دهد كه بيشتر روي نقش كار كنند.
* همان طور كه مي دانيد ما براي نشان دادن زندگي آدمهايي شبيه ساناز در تلويزيون با خط قرمزهايي مواجهيم. براي مواجه نشدن با اين خطوط قرمز چه كرديد؟
** من براي درآوردن اين نقش با چند روان شناس و روانكاو صحبت كردم تا بتوانم براي ساناز يك شناسنامه و شاخصه هاي اوليه فراهم كنم. اينكه فردي مثل ساناز از صبح تا شب چه كارهايي مي كند؟ چه ويژگي هايي دارد؟ و اين قبيل چيزها ...
* و در اين ميان، جيراني چقدر در رشد اين شخصيت مؤثر بود؟
** او حساسيت زيادي روي كل كار و بخصوص اين نقش داشت. ما در طول كار در خصوص نقش ساناز و حركاتش زياد صحبت مي كرديم و جيراني با تحليلها و روشهاي خودش مرا هدايت مي كرد. در واقع، او بيشتر پرورش دهنده ساناز بود و من نمك و فلفلش را اضافه مي كردم!
* ولي هر چه داستان جلوتر مي رود، اين بخش قضيه (الكلي بودن ساناز) كه ظاهراً از ويژگيهاي مهم اوست كمرنگ تر شده...!
** بله، متأسفانه الكلي بودن ساناز در اتفاقات قصه محو شده و بيننده الان بيشتر شاهد حضور يك آدم عصباني و روان پريش است تا يك الكلي و بيشتر بعد منفي شخصيت او نمايش داده شده است. البته بخشي از اين عصبانيتها، به همان الكلي بودن ساناز بر مي گردد كه من براي واقعي درآوردن آن خيلي زحمت كشيدم.
* پس به نظر خودتان، ساناز يك شخصيت منفي نيست؟
** معلوم است كه نيست !هر كس كه پرخاشگر بود و عصباني شد كه شخصيت منفي نيست !در قسمتهاي بعدي خواهيد ديد كه او يك قرباني است و بزودي شاهد عوض شدن نظر بيننده در خصوص ساناز خواهيد بود!
* تحليل خودتان از اين شخصيت چيست؟
** او به دليل تمام اتفاقاتي كه در طول سالهاي زندگي اش افتاده، قرباني شرايطي شده كه برايش پيش آمده. او آدم بيماري است، بيمار دلبستگي هايش، خواسته هايش و... او زندگي از دست رفته اش را در مارال مي بيند و شما مي بينيد كه حساسيت او به مارال، واقعاً عجيب و بيمارگونه است.
* اينكه تصوير برداري بخشي از مجموعه در خارج از كشور انجام شد تأثيري روي بازي شما نگذاشت؟
** به هر حال هر جايي مشكلات خاص خودش را دارد و براي من كه براي نخستين بار رو به روي يك بازيگر غير ايراني قرار مي گرفتم، تجربه ترسناك و جالبي بود. چيزهايي مثل نداشتن زبان مشترك و هزار و يك چيز ديگر نگرانم مي كرد، ولي بازيگر زني كه رو به روي من بازي مي كرد، بازيگر تئاتر بود و با اينكه دست و پا شكسته با هم فارسي حرف مي زديم، ولي بازيهاي همديگر را مي گرفتيم و پاس كاري خوبي داشتيم. |