تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 2شهریور ماه 1387


پارچه هاي رنگرزي شده فرهنگ و تاريخ چين را در خود جاي داده اند ؛
آقاي « عشق پارچه »

 

*وحيد عماد

در شهر ووشي در شرق چين موزه اي مردمي درباره پارچه هاي آبي  رنگرزي شده وجود دارد كه در آن پارچه هاي آبي  رنگ زيادي



نگهداري مي شود. «لو روي شين» يك مجموعه  دار شهر ووشي است. در سال 2004 او با سرمايه 500 هزار يوان يك موزه پارچه هاي آبي  رنگرزي شده در اين شهر ايجاد كرد. در اين موزه هزاران پارچه رنگرزي شده از مناطق مختلف و مليت هاي گوناگون و از دوران هاي مختلف جمع آوري شده است.
او مي گويد: در اين موزه به فناوري رنگرزي و توسعه آن تا وضعيت كنوني پرداخته مي شود. دستمال، روسري، پارچه هاي لباس و انواع ديگر پارچه ها و همچنين زمان و ابزار توليد پارچه در اين موزه به نمايش گذاشته شده اند.
او در اين باره كه چرا با هزينه شخصي چنين موزه اي را ايجاد كرده مي گويد: شهر ووشي در حال تلاش براي نجات دادن فرهنگ مردمي است، من هم به عنوان يك شهروند بايد كاري در اين راستا انجام بدهم و سهم خودم را براي جامعه ادا كنم.
دوستان «لو روي شين» او را «عاشق پارچه» صدا مي كنند. زيرا ايجاد اين موزه ناشي از علاقه او به پارچه هاي آبي  رنگرزي شده چين است. در دهه 70 قرن گذشته، وي در كارخانه تهيه لباس هاي ابريشمي كار مي كرد و با پارچه هاي ابريشمي آشنايي زيادي داشت. سپس با يك طراح پارچه آشنا شد. اين طراح طرحهاي زيادي از پارچه هاي آبي  رنگرزي شده را در خانه نگهداري مي كرد. اين پارچه هاي زيبا علاقه او را به خود جلب كردند. از آن پس وي با اين گونه پارچه ها آشنايي پيدا كرد. او در اين باره مي گويد:
من پي بردم كه در سال 1985 يك خانم 70 ساله ژاپني در شانگهاي سالن نمايش پارچه هاي رنگرزي شده برپا كرده است. فناوري رنگرزي پارچه در چين فرهنگ سنتي اين كشور است. يك بانوي سالخورده ژاپني سرگرم ايجاد سالن نمايش در چين بوده است، چرا يك چيني نبايد اين فرهنگ را نجات دهد؟




از آن پس وي پارچه هاي رنگرزي شده را جمع آوري مي كرد به گونه اي كه گاهي براي خريد يك پارچه قديمي همه پول خود را مي پرداخت. در اين موزه بيش از سه هزار پارچه جمع آوري شده در معرض نمايش گذاشته شده است يكي از آنها پارچه لحاف است كه نقش و نگار آن با گلهاي نيلوفر و گل انار و جوانه خيزران است! تلفظ اسامي اين پارچه ها و نقش هاي آنها نيز گاه نشانه قدمت و ويژگي هاي محلي آنها ست موزه پارچه هاي آبي  رنگرزي شده ووشي نه تنها توجه چيني ها را جلب كرده، بلكه در مدت شش ماه پس از ايجاد آن كارشناسان خارجي از آمريكا، ژاپن، استراليا، انگلستان و آلمان براي بازديد و بازرسي از موزه آمده اند. يك آمريكايي كه سه بار از اين موزه ديدن كرده مي گويد:
بسيار خوشحالم از اينكه چيزهايي را مي بينم كه در آمريكا نيست. اين موزه به صورت رايگان به روي گردشگران باز است و هدف از ايجاد آن حفظ يادگارهاي فرهنگي است.
بافندگي، رنگرزي و گلدوزي از مهمترين بخشهاي هنر چين هستند.
شكل لباس و تزئينات آن نشان دهنده مرتبه اجتماعي، اعتقادات مذهبي  و يا قبيله اي افراد است. با توجه به تعدد اقليتهاي گروهي در29 ايالت چين، اين كشور از نظر لباسهاي اعياد بسيار غني مي باشد. اين مسأله مرتبط با شرايط آب و هوايي و روش زندگي مردم است.




استان«گوي جو» واقع در جنوب غرب، منطقه عمده «ميائو نشين» چين است مردم اين مليت طراحي رنگرزي پارچه با موم را خلق كرده اند. آقاي «هون فويوان» بيش از 30 سال به طراحي رنگرزي پارچه با موم پرداخته است، وي حدود يك هزار نوع نقشه رنگرزي با موم را طراحي كرده و آثار وي در برخي موزه ها نگهداري مي شود. وي براي كسب تجربه در خلق آثار هنري به بيش از 100دهكده سفر كرده است. وي رنگرزي با موم را داراي تاريخي ديرينه و محتواي فرهنگي خواند و گفت: نقشه پارچه هاي رنگرزي با موم روان، تاريخ، فرهنگ و احساسات يك ملت را دربر دارد.

  


وقتي چشمها پيشگويي مي كنند!

 

طبق گفته يكي از دانشمندان، انسان قادر به ديدن آينده است. اين گفته هيچ نسبتي با قدرت پيشگويي نوستراداموس ندارد، اما ما مي توانيم يك دهم ثانيه قبل از وقوع هر حادثه، بطور اجمالي از آن مطلع شويم.




طرز كار اين عمل، مي تواند توضيحي براي پديده خطاي بصري باشد. مارك چنگيزي از محققان موسسه پلي تكنيك نيويورك مي گويد: اين پديده با يك تاخير زماني مربوط به اعصاب شروع مي شود كه تقريباً هر كسي در زمان بيدار شدن آن را تجربه مي كند. وقتي نور شبكيه چشم شما را هدف قرار مي دهد، تقريباً به اندازه يك دهم ثانيه قبل از آن مغز اين سيگنال جديد را به ادراكي بصري از دنياي خارج براي شما قابل فهم مي كند.
دانشمندان از قبل درباره اين تاًخير و پيرامونش اطلاع داشتند و هنوز دراين باره بحث مي كردند كه بدن ما چطور اين پديده را تنظيم مي كند و يكي از پاسخها اين بود كه سيستم دروني ما به شكلي حركات ما را تعديل مي كند تا اين تاخير را خنثي كرده باشد.
چنگيزي مي گويد: اين سيستم بصري ماست كه براي تنظيم اين تاخير عصبي  تكامل يافته است و براي اين كار تصويري از آنچه در يك دهم ثانيه بعد اتفاق خواهد افتاد، ايجاد مي كند. اين پيش بيني همواره ما را در زمان حال حفظ مي كند. در بيس بال به شما كمك مي كند تا به موقع توپ را بگيريد، به جاي اينكه توپ به صورت شما برخورد كند، همچنين به راحتي بتوانيد در يك جمعيت شلوغ حركت كنيد. نتايج اين تحقيقات در نشريه مي و ژوئن مجله Cognitive Science به چاپ رسيده است.




با توجه به اين توانايي، مي توان توضيحي براي دسته اي از خطاهاي ديد يافت. اين خطا زماني اتفاق مي افتد كه مغز ما براي فهم آينده تلاش مي كند، ولي اين ادراكات با واقعيت انطباق ندارند.
نظريه پيش بيني به اين شكل خطاهاي ديد معمول -خطاهاي هندسي كه شامل اشكال مي شوند- را توضيح مي دهد: براي مثال، خطاي Hering، چيزي شبيه چرخهاي دوچرخه كه حول يك نقطه مركزي مي چرخند، با خطوط عمودي در دو طرف اين مركز، كه نقطه تلاقي نيز ناميده مي شود. اين خطا، ما را اين گونه فريب مي دهد كه به سمت جلو در حركتيم، بنابراين قوه پيش بيني ما به كار مي افتد و از آنجايي كه ما در واقع به سمت جلو حركت نمي كنيم، طبق يك دريافت غلط، خطوط مستقيم را منحني مي بينيم.
تكاملي كه در اين جا اتفاق افتاده، اين است كه در برابر چنين اشكال هندسي، ما استنباطي از آينده نزديك خواهيم داشت. خطوط متقارب دور نقطه تلاقي (همان پره هاي چرخ) مغز ما را فريب مي دهد كه به سمت جلو در حركتيم. همانطور كه در دنياي واقعي وقتي به سمت قاب (كه دو خط عمودي است) حركت مي كنيم، به نظرمان مي آيد كه دو خط، خم مي شوند، و ما بدين شكل سعي در پيش بيني دنيا در لحظه بعد داريم.

نظريه يكپارچگي عظيم
در زندگي واقعي، وقتي شما به سمت جلو در حركتيد، اين تنها شكل اشيا نيست كه تغيير مي كند، متغيرهاي ديگري نيز، مانند اندازه زاويه (چه مقدار از ميدان ديد شما توسط شئ اشغال مي شود)، سرعت و تضاد بين شئ و زمينه تغيير خواهد كرد.
براي مثال، اگر دو شئ به فاصله مساوي در برابر شما قرار داشته باشد و شما به سمت يكي از آنها حركت كنيد، آن شئ در لحظه بعد سرعت خود را زياد مي كند، به نظر درازتر مي آيد و گويا كنتراست كمتري دارد، زيرا چيزي كه سريع تر حركت كند، نامشخص و محوتر خواهد بود و در مقايسه با شئ ديگر به شما نزديك تر مي شود.
چنگيزي فهميد همين فرايند، مي تواند انواع مختلفي از اين خطاها را تبيين كند و اين تئوري را به تئوري يكپارچگي عظيم ربط داد و 50 نوع از خطاها را در ماتريسي با 50 دسته بندي قرار داد. نتايج مي توانند با موفقيت پيش بيني كنند كه متغيرهاي معيني همانند نزديكي به نقطه مركزي چگونه ادراك خواهند شد.
چنگيزي مي افزايد: يافتن نظريه اي كه بتواند با انواع خطاي ديد كار كند، روياي يك نظريه پرداز است.

  


به انتخاب پنجره

 





شما چقدر طرفدار تيم محبوب ورزشي تان هستيد؟ «ريچارد ويگولد» يكي از آن طرفداران دو آتشه تيم بيس بال شيكاگوست كه مهر اين علاقه را در مركز جمجمه اش هم حكاكي كرده است!





لذت غوطه ور شدن در آبهاي خنك براي همه يكسان است؛ چه بنده و شما آن را در يك استخر تجربه كنيم يا اين بچه وال بازيگوش كه اين روزها با شنا كردن در مجموعه آبي شهر ونكوور، از تماشاگران بسياري برخوردار شده است.






آنها يكي از خطرناكترين ماجراجوييهاي ممكن را انتخاب كردند؛ پرواز با هواپيماي سبك و ويراژ دادن در آسمان انباشته از دود نيويورك. نمايشهاي هوايي خلبانان يكي از بخشهاي جانبي جشنواره بزرگ پرواز در نيويورك است.

  


روبات جنگنده به كمك نيروي هوايي آمريكا مي آيد

 

نيروي هوايي ايالات متحده اولين روبات جنگنده پرنده خود كه از راه دور كنترل مي  شود را به خدمت گرفت.
از اين روبات پرنده به عنوان «Fighter Wing » يا فرمانده تيم هوايي استفاده مي  شود.
اين روبات كه يكصد و هفتاد و چهارمين Fighter Wing نيروي هوايي محسوب مي  شود برخلاف ديگر Fighter Wingها تنها هواپيماي فرمانده اي است كه از راه دور كنترل مي  گردد.
اين روبات جنگنده بر پايه يكي از هواپيماهاي F-16 ساخته شده كه اخيراً و به تازگي از عراق بازگشته است و بر اساس يك گزارش منتشر شده نظامي، قرار است بقيه اسكادراني كه اين F-16 متعلق به آن بوده است نيز به اين روبات پيوسته و تشكيل اولين تيم « MQ-9 Reaper » كه از راه دور كنترل مي  شوند را بدهند.
اين روباتهاي پرنده توانايي 14 ساعت پرواز را در بين دو سوختگيري داشته و مي  توانند سه تن تجهيزات را تا ارتفاع 50 هزار پايي حمل نمايند.
هزينه ساخت اين هواپيماها يك سوم هزينه ساخت يك 16-F  استاندارد بوده و هزينه سوخت مورد نياز آنان نصف حالت عادي خواهد بود. خلبانان اين جنگنده ها در حال تمرين با هواپيماهاي جديد خود هستند.
سيستم هدايتي اين روباتها به گونه اي است كه خلبانان را قادر مي سازد بدون نياز به ترك خاك ايالات متحده هواپيماهاي خود را هدايت نمايند. البته تيم تعميرات و نگهداري همچنان ناچارند تا در مكان فيزيكي هواپيما حضور داشته باشند. البته فعلاً و به دليل نياز به بروز ريفلكسهاي آني و سريع، تا چند سال آينده نيز هواپيماهاي جنگي نيازمند خلبانهاي انساني خواهند بود.
به عقيده كارشناسان، اين هواپيماها داراي هزينه  هاي پنهان ديگري بوده و به عقيده برخي استفاده از اين سلاحها و تأثيرات رواني آنان موجب خواهد شد تا فشار روحي بيشتري بر خلبانان وارد آيد.
كلنل «آلبرت ايمار» فرمانده اسكادران شناسائي 163d كه همچنين يك روانشناس نيز مي  باشد در اين باره مي  گويد: «وقتي شما در ارتفاع 50 هزار پائي يك بمب 500 پاوندي را بر روي نقطه  اي مي  اندازيد و بعد به راه خود ادامه مي  دهيد و مي  رويد، نمي  توانيد ببينيد كه پشت سر شما چه اتفاقي رخ داده است.»
«اما وقتي كه از چنين تجهيزاتي استفاده مي  كنيد از زمان شليك يك موشك تا زمان اصابت به هدف و نتايج تخريبي بعد از آن، همه اين تصاوير به وضوح و توسط ابزارهاي مدرن و جديد با بالاترين دقت و كيفيت در مقابل چشمان شما قرار خواهند گرفت. چنين صحنه  هايي براي مدتهاي طولاني در ذهن افراد باقي خواهند ماند.»
نيروي هوايي براي جبران اين تأثير و جلوگيري از وارد آمدن آسيبهاي رواني، تيمي از روانشناسان و مشاوران را براي تحت نظر گرفتن خلبانان روباتهاي پرنده در نظر گرفته است.
سرهنگ دوم «مايكل لناهان» مي  گويد: «به نظر من احساس عجيبي دارد. شما براي زدن يك هدف در پشت دستگاه ناوبري قرار مي  گيريد و بعد از اينكه كارتان تمام شد از پشت صندلي بلند مي شويد و براي ديدن بازي فوتبال پسرتان به مدرسه وي مي  رويد.»

  


تيغ زن ترين انسانهاي كره زمين

 

مردم مورسي در يكي از غير قابل دسترس ترين نواحي اتيوپي، در شرق آفريقا قرار دارند. هنگامي كه در اوايل دهه 1970 يك انسان



شناس انگليسي براي اولين بار با افراد اين قبيله برخورد كرد؛ اين مردم هيچ چيزي درباره كشور اتيوپي كه خود ساكن آن بودند، نشنيده بودند.
جالب است بدانيد با وجود اينكه مورسي ها از بقيه جهان دور افتاده بودند بيشتر مردان آن به سلاحهايي از قبيل، كلاشينكف اتوماتيك AK-47 مجهز بودند.
مردم قبيله مورسي كه از راه دامداري زندگي مي كنند، با قبايل «بانا» (Banna) و «بودي»(Bodi) همسايه اند افراد اين قبايل مدام در حال يورشهاي ناگهاني به يكديگر و ربودن گله و دامهاي پرارزش هم هستند و براي دفاع از خود، با روشهايي نامعلوم به اين اسلحه دست يافته اند.

موقعيت جغرافيايي
قبيله مورسي در دره «اومو» واقع در جنوب غربي  اتيوپي قرار دارد. قلمرو آنها با سه رودخانه و يك رشته كوه محاصره شده و آن را به يكي از دور افتاده ترين مناطق و منزوي ترين مردم اتيوپي تبديل كرده است.اتيوپي كه زماني به «حبشه» شهرت داشت، كشوري ناهموار در شاخ آفريقاست كه با اريتره، جيبوتي، سومالي، كنيا و سودان همسايه است.مشخصه بارز اتيوپي فلات مركزي مرتفع و كوهستاني آن است كه توسط دره «ريفت» به طور مورب قطع مي شود. تعدادي رودخانه از اين منطقه عبور مي كنند كه مهمترين آنها رود نيل آبي  است كه از درياچه تانا سرچشمه مي گيرد و به رود نيل سپيد در سودان مي پيوندد.




منطقه اي كه قبيله مورسي در آن سكونت دارند در بيشتر مواقع سال خشك و خاك آلود است اما در فصل بارندگي دچار بارانهاي سيل آسا مي شود.

فرهنگ
مردم قبيله مورسي درواقع بازماندگاني هستند كه مكان دورافتاده زندگي شان همراه با بحرانهايي چون خشكسالي، قحطي، جنگ، كوچ نشيني و بيماريهاي همه گير، شخصيت آنها را شكل داده است.
جنگ بر سر احشام و بي ثباتي روابط داخلي بين آنها و قبايل هم مرزشان، تنها روشهايي براي زنده ماندن هستند. هر جنبه از زندگي روزمره حول محور گله و محصولات كشاورزي آنها مي گردد كه در واقع شاخصهاي اقتصادي اين مردم به شمار مي آيند. زيرا اين مردم هنگام داد و ستد، به جاي پول از دام و محصولات كشاورزي استفاده مي كنند.

فرهنگ و عادتهاي مردم مورسي و همسايگانش از زبان يك جهانگرد
در راه رسيدن به مورسي از ميان گروههايي از كلبه هاي مخروط شكل كه از علف و گل ساخته شده بود گذشتيم. در خارج اين كلبه ها مردمي با چهره هاي مغرور و موهايي كه به شكل مجللي آراسته شده بود، ايستاده بودند.
اينها مردم همر (Hamar) بودند كه بيش از هر چيز به خاطر آرايش مويشان شهرت دارند. آنها ماده اي مخلوط از گل رس، لجن، پيه جانوران و گل اخرا بر موي خود مي مالند و نتيجه آن در اكثر اوقات بسيار ديدني است. اين آرايش سنگين در طول شب با بالشتكها يا پايه هاي كوچك چوبي، در جاي خود حفظ مي شوند.پس از آن، ما به كارو (Karo) رسيديم كه مردم آن استاد رنگ آميزي بدن هستند. آنها به منظور آماده شدن براي جشن، جنگ يا تفريح بدن خود را رنگ مي كنند. يك طرح رايج استفاده از خالهايي است كه- با الهام از نقوش مرغ شاخدار - بر روي بدن خود ترسيم مي كنند. آنها گچ، زغال و سنگهاي معدني كوبيده و پودر حاصل از آن را با آب مخلوط كرده و رنگ مناسب آرايش خود را تهيه مي كنند.راننده من مي گويد كه از ميان اين قبايل، مورسي ها از همه بدترند.«ميداني چرا»؟ آنها لباسهاي عجيب مي پوشند ! آنها وحشي هستند، وحشي» من عكسهايي از مردم مورسي ديده بودم. آنها بسيار باشكوه هستند. بلند و تيره و كاملاً برهنه. تنها پوشش آنها بند بلند اسلحه است كه بر دوش انداخته اند.
ما در مسير دره اومو، با يك رسم ديگر هم آشنا شديم كه تيغ زني يا آراستن با زخم (scarification) نام داشت. اين كار تنها براي تعيين هويت در قبيله انجام نمي شود بلكه درواقع نشان شجاعت يك جنگجوي دلاور است. مردان اين قبايل تا زماني كه لااقل يك دشمن اعم از انسان يا حيوان را نكشته باشند، حق ندارند بدن خود را به اين روش بيارايند.
و اما مشهورترين آرايش لب، متعلق به زنان قبيله مورسي است. اين زنان در حدود سن 15 سالگي صفحه هاي گرد سفاليني را داخل لب پايين خود مي گذارند، به اين ترتيب كه زير لب را شكافته و در ابتدا يك صفحه كوچك در آن مي گذارند و به تدريج با گشاد شدن اين شكاف، اين صفحه ها را بزرگتر مي كنند.البته مردم شناسان تئوريهاي مختلفي را براي به وجود آمدن اين رسم بيان كرده اند از جمله اينكه اين روش آرايش موجب مي شد كه شكارچيان برده از همراه بردن اين دختران خودداري كنند، اين كار موجب دور شدن ارواح خبيثي مي شود كه از راه دهان وارد بدن شخص مي شوند، يا اينكه موجب ارتقاي سطح اجتماعي است زيرا هر چه صفحه لب زنان بزرگتر باشد، مردي كه طالب ازدواج با آنها است بايد دام بيشتري به پدر دختر اهدا كند.
تيغ زني نيز در ميان زنان اين قبيله مرسوم است زيرا از نظر آنان، جاي زخم برجسته، بسيار خوشايند است. ما زني از قبيله كارو را ديديم كه شكمش با طرح پرپيچ و خمي حاصل از تيغ زني، پوشيده شده بود.

  


شهر لگنيكا، الگوي آگاهي و آموزش زيست محيطي

 

شهر لگنيكا(Legnica)، واقع در لهستان، صدهزار سكنه دارد. اين شهر در نزديكي مرز لهستان و آلمان واقع شده و آلماني ها به آن





ليگنيتس (Liegnitz) مي گويند. ده ها سال بود كه لگنيكا در رده يكي از آلوده ترين شهرهاي لهستان قرار داشت. پس از آنكه در حومه اين شهر كارخانه ذوب آهن احداث و راه اندازي شد، آلودگي به اوج خود رسيد و شرايط زيست، بحراني شد.
در نخستين سالهاي دهه90 مطرح شدن پروژه هاي نوظهور كه شمارشان نيز اندك نبود، آگاهي زيست محيطي مردم لگنيكا را بالا برد. نتيجه  اين روند را امروز مي توان ديد. اين شهر اينك به نمونه زيست محيطي تبديل شده و در اين عرصه جوايزي نيز دريافت كرده كه از جمله اين جوايز مي توان «جايزه زيست محيطي اروپا» را نام برد.
امروزه «لگنيكا» به الگوي شعور و آموزش زيست محيطي تبديل شده است، زيرا در اين شهر آموزشهاي زيست محيطي را از همان دوران مدرسه و كودكي آغاز مي كنند، با اين ديد كه وجدان زيست محيطي را بايد از همان كودكي بيدار كرد و پرورش داد تا كودكان و نوجوانان آگاه امروز، شهروندان آگاه فردا را بسازند.

چون كه با كودك سر و كارت فتاد
كتابخانه محيط زيست «لگنيكا»: دانش آموزان كلاس چهارم يكي از مدارس را براي فراگيري چگونگي تفكيك زباله به اين كتابخانه آورده اند. در وسط اتاق خانم معلمي با لباسي كه كيسه هاي پلاستيكي، قوطي و روزنامه به آن آويزان شده، ايستاده است. بچه ها مشتاقانه به او مي نگرند. خانم معلم در واقع يكي از هنرپيشه هاي تئاتر شهر است. در ابتداي درس او با حركاتي نمايش گونه، كتابخانه را معرفي و هدف از درس را براي دانش  آموزان تشريح مي كند.
معلم كه با آواز خواندن آموزش را به يك بازي تبديل كرده است، زباله هاي آويزان شده به لباس خود را نشان مي دهد و مي پرسد، اين چيست؟ و بچه ها پاسخ مي دهند.
اگر آموزشهاي زيست محيطي به صورت بازي درآيد، بيشترين تأثير را بر روان كودك خواهد گذاشت. اما چرا؟ دكتر محمد اربابي ، متخصص اعصاب و روان در تهران، در اين مورد مي گويد: «شعري داريم مبني بر اينكه:
چون كه با كودك سر و كارت فتاد
پس زبان كودكي بايد گشاد
يعني اينكه با زبان كودكان بايد با آنها صحبت بكنيم و يكي از قابل فهم ترين زبانها براي كودكان زبان بازي است. در واقع بازي براي كودكان جنبه تمرين زندگي آينده را دارد و كودكان، بسياري از نقشهايي كه ممكن است در آينده آنها را ايفا كنند، از طريق بازي تمرين مي كنند و بازيها امروزه در روان پزشكي و روان شناسي نقش بسيار مهمي در آموزش كودكان و حتي در درمان آنها دارند. مي توان از طريق بازي به بهبود بسياري از مشكلات روان پزشكي و روان شناختي كودكان كمك كرد.»
«سيلويا روستسكو» كه تدريس محيط زيست كتابخانه نامبرده در شهر «لگنيكا» را بر عهده دارد، با اين گفته موافق است. به عقيده او، درس را نه به شيوه اجبار، بلكه به شيوه بازي بايد به كودك آموخت. پس از نمايش كوتاهي كه او اجرا كرده، بچه ها شروع به جدا كردن زباله ها مي كنند. «سيلويا» از شيوه آموزشي كتابخانه سخن مي گويد: «ما تنها آنچه را كه دانش آموزان در درسهاي مدرسه ياد گرفته اند، تكميل مي كنيم. معلمان و دانش آموزان پيش ما مي آيند و ما هم با توجه به برنامه درسي مان يك موضوع را انتخاب مي كنيم. بايد بگويم كه دانش آموزان توجه و تمايل زيادي به درسهاي ما نشان مي دهند.»
ساعت درس رو به پايان است، اما بچه هاي كلاس چهارم از اين درس چه ياد گرفته اند؟ يك دانش  آموز دختر مي گويد: «سعي مي كنم، آشغالها را جدا كنم. تا حالا نمي دانستم چطور بايد اين كار را انجام داد. ديگر اينكه من فقط دفترهايي را مي خرم كه آرم تجديدپذير روي آنها باشد. »
ديگري مي گويد: «من هميشه آشغالها را جدا مي كنم، مثلاً قوطيها را كنار قوطيها مي گذارم و اين جور چيزها.»
و سرانجام سومي مي گويد: «ما فقط از كيسه هايي استفاده مي كنيم كه براي محيط زيست ضرر ندارند، ما اصلا كيسه پلاستيكي نمي خريم.»

آموزشهاي كافي و ناكافي در مدرسه
كلاس بعدي محيط زيست براي همين دانش آموزان چهار هفته ديگر برپا خواهد شد. آموزش بعدي مربوط به «آب» است. «سيلويا روستسكو» به برنامه هفتگي كتابخانه نگاه مي كند و ادامه مي دهد: «كمي قبل از پايان سال تحصيلي، ما يك امتحان برگزار مي كنيم. از بچه ها مي پرسيم، تاكنون چه چيزهايي در مورد حفاظت از محيط زيست آموخته اند. وقتي از پس امتحان برآمدند، آنها را انسانهاي آگاه به محيط زيست مي ناميم و هر كودكي از ما يك ديپلم محيط زيست و براي تشويق هم يك كتاب مي گيرد، بعد از آن سوگند ياد مي كند كه از اين پس در جهت حفظ محيط زيست رفتار كند.»
كتابخانه محيط زيست «لگنيكا» بيش از 10 سال است به دانش آموزان دوره ابتدايي و كودكان مهدكودك، آموزش محيط زيست مي دهد.اين در حالي ست كه در بسياري از كشورها هنوز اين روشها براي آموزشهاي زيست محيطي ناشناخته  اند و شايد هم توجه كافي به آنها وجود ندارد.
«جسيكا»، دختر 13 ساله اي كه در يكي از مدارس آلمان درس مي خواند، در مورد آموزشهاي زيست محيطي مدرسه اش مي گويد: «يك بار در درس انگليسي مون، در كتابمون نوشته بود كه مثلاً برويد، سطل آشغالتون را خالي و آشغالها را جدا كنيد. مثلاً در يك كيسه پلاستيك، همه پلاستيك ها و شيشه ها را از آشغالهاي ديگه جدا كنيد. آشغالهاي خانگي، مثلاً گياهي ها را بريزيد بيرون كه خودش جذب مي شود. يك بار هم در درس شيمي مان گفتند كه اسپري مو را اگر آدم استفاده كند، هوايمان خراب مي شود و به محيط زيست آسيب مي رساند و در شيمي هم گفتند كه ما نزديك به خورشيد مي شيم، چون همه خودروها هوا را آلوده مي كنند، زمين آن قدر گرم مي شود كه مثلا يك ميليارد سال ديگر دنياي ما مي سوزد.»
«مانفرد» كه بتازگي وارد دانشگاه شده از خاطرات مدرسه اش ياد مي كند. او آموزشهاي زيست محيطي مدرسه را ناكافي مي داند: «معمولاً كارهايي مي شود، ولي در سطح خيلي محدود، فقط در حد اطلاع رساني است. از اردو و تئاتر و امثال آن خبري نيست. فقط در حد يك اطلاع رساني و مثلا يك كلاس كه آن هم در نهايت براي يك يا دو جلسه است و يك سري بروشور در مورد اينكه مثلاً بايد با زباله ها چه كار كرد و گرم شدن هواي زمين و اين جور چيزها.»

  


سيستم عامل جديد مايكروسافت

 

مايكروسافت بر روي سيستم عامل جديدي كار مي  كند كه گويا علاقه زيادي به انتشار جزئيات و اطلاعات آن نداشته و ترجيح مي  دهد آن را همچنان به عنوان يك راز نگهدارد.




گرچه مايكروسافت در خصوص رشد و توسعه سيستم عامل بعدي خود با نام ويندوز 7، زياد سخن به ميان نياورده اما، ردموند گفته است: همين سيستم عامل سرانجام در كنفرانس برنامه  نويسان حرفه اي(PDC) كه پيش رو است، به برنامه  نويسان (developers) اولين ديد عميق نسبت به سيستم عاملها را خواهد داد.
بر اساس گفته  هاي استيون سينوفسكي و جان ديوان، دو مهندس ارشد ويندوز 7 و از رهبران اين گروه، كنفرانس PDC و كنفرانس سالانه مهندسي سخت افزار ويندوز(WinHEC) كه طي هفته آتي برگزار خواهند شد، هر دو به دقت به اين سيستم عامل خواهند پرداخت.
براساس اين گزارش، مايكروسافت تصميم دارد كنفرانس PDC خود را در 26 تا 29 ماه اكتبر برگزار نمايد و اين درحالي است كه كنفرانس WinHEC نيز طبق برنامه در روزهاي 5 تا 7 نوامبر برگزار خواهد شد. گفتني است هر دوي اين كنفرانسها در لس آنجلس برگزار خواهند شد. اين گزارش مي افزايد: يك وبلاگ به طور مرتب در طول دو ماه آينده، نكات مربوط به توسعه محصول ارائه خواهد كرد. اين اطلاع رساني در طول انتشار محصول نيز همچنان ادامه خواهد يافت.
بر اساس گزارش روابط عمومي شركت، مايكروسافت گفته است: وبلاگ «Engineering Windows 7» اصولاً به منظور باز كردن خط ارتباطي دو طرفه بين تيم مهندسي ويندوز 7 و برنامه  نويسان ويندوز استفاده خواهد شد.همچنين از آن براي ايجاد اطلاعاتي در خصوص اين كه «مايكروسافت چگونه OS را مي  سازد»استفاده خواهد شد. هنوز مشخص نشده كه آيا مايكروسافت از اين وبلاگ در آينده نيز براي نشان دادن خصوصيات و مشخصه  هاي ديگر ويندوز 7 به برنامه  نويسان و كاربران استفاده خواهد كرد يا خير.
اين شركت تاكنون در مورد اين سيستم عامل كه انتظار مي  رود تا اوايل سال 2010 در دسترس قرار گيرد، بسيار مخفيانه عمل كرده و تاكنون اطلاعات بسيار ناچيزي از آن را منتشر ساخته است. در اين ميان، شركت مايكروسافت تنها اعلام كرده كه ويندوز 7، «touch screen features» خواهد داشت؛ و همچنين اين ويندوز، مجهز به فناوري خواهد بود كه سرويسهاي مستقيم ويندوز آن را مستقيماً به OS متصل خواهد كرد.
برخي مديران اجرايي نيز گفته  اند كه ويندوز 7 داراي فناوري بومي مجازي  سازي (virtualization) خواهد بود. همين موضوع نشان مي  دهد از آنجا كه مايكروسافت تلاش خود را بر روي مجازي  سازي سيستم عامل ( OS virtualization ) معطوف داشته، حتماً بر روي مجازي  سازي روميزي (desktop virtualization) نيز فعاليتهايي انجام داده است.

  


طراحي پلتفورم حقوق بشر از سوي بزرگان اينترنت

 

گوگل، ياهو و مايكروسافت قوانين حقوق بشر را بر اينترنت حاكم مي  كنند.اين سه شركت با همكاري يكديگر اقدام به تعريف پلتفور مي نمودند كه بر اساس آن نحوه پياده  سازي قوانين حقوق بشر و همچنين وظايف شركتهاي مختلف در قبال گسترش و نشر اين قوانين مشخص خواهد شد.
اين راهكارها بيشتر حول برخي اصول پايه  اي حقوق بشري و اينكه شركتها براي وفادار ماندن به اين اصول چه شرايطي را بايد دارا باشند، شكل خواهند گرفت.
در طي اين كنفرانس، رهنمودهايي مانند چگونگي اطمينان از رعايت اين حقوق و تعيين چارچوب هايي براي تعريف مكانيزمهاي لازم جهت الزام شركتها به متابعت از اين قوانين مورد تبادل نظر قرار خواهند گرفت.
اين گزارش در پاسخ به درخواست سناتور «ريچارد دوربين» كه در ماه جولاي براي كليه شركتهاي فعال در حوزه اينترنت ارسال گرديد، آماده مي  شود.سناتور در اين نامه از شركتها درخواست كرد تا پيشنهادهاي خود را در زمينه رعايت حقوق بشر در فضاي اينترنت اعلام نمايند.
اين قوانين با توجه به نحوه همكاري شركتها با دولت ايالات متحده در داخل و در خارج از اين كشور تعريف شده اند.اين توافقنامه بيش از هر شركت ديگري براي ياهو كه اخيراً با مشكلاتي در زمينه رعايت نكردن حقوق بشر روبرو شده، از اهميت ويژ ه اي برخوردار خواهد بود.چندي پيش نمايندگي ياهو در چين وادار شد مشخصات كاربران خود را در اختيار دولت قرار دهد كه در نتيجه اين كار، برخي از وبلاگ  نويسان ناراضي از دولت شناسايي و دستگير شدند.اين عمل ياهو اعتراضهاي شديد و مستقيمي را برعليه اين شركت برانگيخته و موجب شد تا برگزار كنندگان كنفرانس پيش از برگزاري آن، مديران ياهو را فراخوانده و مراتب اعتراض شديد خود را اعلام نمايند.

  


هم پيمانان گرجستان در جنگ اينترنتي عليه روسيه

 

استوني و لهستان در حمايت از گرجستان وارد جنگ اينترنتي روسيه برعليه اين كشور شدند.
گرجستان در جريان مقاومت بر عليه حملات آنلايني كه به گفته مقامهاي اين كشور از سوي هكرهاي روسي تدارك ديده مي  شوند، هم  پيماناني يافته است.
به گزارش Baltic Business News، دو تن از اعضاي گروه «تيم اقدام سريع رايانه اي استوني» (CERT) براي كمك به گرجستان در مقابله با اين حملات راهي اين كشور شدند.
گفته مي  شود حملاتي كه اينك متوجه وب  سايتهاي دولتي گرجستان مي  باشد مشابه حملاتي هستند كه سال گذشته استوني را هدف قرار داده بودند.
هر دو كشور لهستان و استوني فضايي را بر روي سرورهاي خود براي ميزباني سايتهاي دولتي گرجستان اختصاص داده اند.
Greg Day تحليلگر مك  آفي مي  گويد: «اينترنت نه تنها براي وزارتخانه  هاي دولتي، بلكه براي اداره نمودن كشورها به منبع حساسي مبدل شده و در چنين مواردي كه خسارتهاي سنگيني به زيرساختهاي اينترنتي دولتي وارد مي  آيد، اقتصاد جزو اولين قربانياني است كه آسيب مي  بيند.»
مقامهاي دولتي گرجستان چند روز پيش ادعا كردند كه سايتهاي دولتي و زيرساختهاي اينترنتي اين كشور از سوي روسيه و در ادامه اقدامهاي اين كشور براي اشغال اوستيا مورد تهاجم قرار گرفته  اند.
البته گزارشها حاكي از اين است كه هكرهاي گرجستان نيز طي ديروز و امروز اقدامات تلافي  جويانه  اي را بر عليه سايتهاي متعلق به فرمانداريهاي محلي در جنوب اوستيا صورت دادند.
پيش  بيني مي  شود با ملحق شدن نيروهاي استونيايي، موازنه قدرت به نفع گرجستان جابه جا گردد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com