|
* زنده ياد محمد تقي صبور جنتي
پيرتر از صداي جهان
صداي جان است
جانش را گره مي زند
دخيلي بر پنجره.
سبزي نو رس گريه
حالت حاجت هاست
و چشمي كه نگراني را
و اميد را
از اين حدقه
به آن حدقه مي فرستد- مي گرداند.
پيرتر از صداي جهانم
صداي جانم را
گره مي زنم به بال كبوتري
در آستانه رهايي و امن.
جلوه مي كني
و صداي جانم
جوان مي شود. |