تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-27
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 6شهریور ماه 1387


رئيس جمهور در جوار بارگاه ملكوتي امام رضا(ع) از يك حس متفاوت مي گويد :
اينجا زنده مي شوم و باز مي گردم...

 

* زهره كهندل
گام هاي پشت سرهم. معلوم نبود كه كجا مي روند. نفس عميقي مي كشم. توي سالن قدم مي زنم. خبرنگاران و عكاسان هم در





سالن پراكنده شده اند. راه مي روم. آرام، بعد تندتر و بعد از آن آرامتر. منتظر مي مانم و براي چندمين بار دكمه قرمز ضبط را كنترل مي كنم... گام هايم را مي شمارم؛ يك... دو... و كفش هاي رئيس جمهور... سرم را بلند مي كنم. بدون معطلي دكمه قرمز ضبط را فشار مي دهم و آن را جلوي صورت احمدي نژاد مي برم. لبخند مي زند. به علامت رد، سر تكان مي دهد. كمي جلوتر از من يك گام بر مي دارد. گام بعدي ام را بلندتر مي كنم. به در آسانسور نزديك مي شويم. گام بعدي را طوري بر مي دارم كه روبرويش باشم، جلوي در آسانسور. مي پرسم: صبح توفيق زيارت داشتيد؟! مي ايستد. كمي به عقب گام بر مي دارد. جواب مي دهد: بله!
رشته كلام را به دست مي گيرم و مي گويم: چطور بود؟ حال و هواي زيارت را مي گويم، آن هم با دغدغه هاي كاري؟ مثل هميشه لبخند تحويل مي دهد. مي گويد: خوشبختانه صبح توفيق زيارت داشتم و عرض سلام و ارادت به اين بزرگوار كردم.
منتظر ادامه كلامش مي مانم. او همانطور كه دستانش را در هوا تكان مي دهد، مي گويد: زيارت عين خوبي هاست و من خداوند را شاكرم كه آرامگاه عزيزترين بندگانش را در كشوري قرار داد كه مردماني سپاسگزار و مملو از معنويت و خوبي دارد.




از او مي پرسم آقاي رئيس جمهور مي خواهم چند كلامي را با زائران اين بارگاه سخن بگوييد؟ جواب مي دهد: زائران بارگاه ملكوتي امام رضا(ع)، خدا را به خاطر اين توفيقي كه نصيبشان كرده است شاكر باشند و قدر لحظات خود را در اين قطعه از بهشت بدانند.
صداي فلش دوربين ها دوباره در گوشم مي پيچد. نگاهم را از لنز دوربيني كه مصاحبه را نشانه رفته مي چرخانم. ادامه گفتگو را پي مي گيرم. احمدي نژاد مي گويد: البته همه عالم حريم حضرت رضا(ع) است اما در اين جا نشانه هايي وجود دارد، نشانه هايي كه مردم به عشق آن به مشهد مي آيند.
كلامش را با اين جمله ادامه مي دهم: ... و مهمترين نشانه اش؟ به نشانه وضوح شانه بالا مي اندازد. جواب مي دهد: به واقع بارگاه ثامن الحجج(ع) نشانه خداوند در زمين براي عروج زمينيان به آسمان است.
او سخنش را با نفس عميقي به هم پيوند مي زند: مردم كه به اين نقطه نوراني مي آيند، دل و جان خود را به امامشان مي سپارند تا ان شاءا... از فضاي ملكوتي حريم فرشتگان، عطر امام خوبي ها، عشق مولايشان و مكتب اين امام بزرگوار سرشار شوند. در واقع اينجا زنده مي شوند و به ديار خود باز مي گردند.
از رئيس جمهور كشورمان در خصوص سفر بعدي اش به مشهد مي پرسم. او مي گويد: بسيار علاقه مند هستم تا در جوار بارگاه ملكوتي اين امام همام حضور يابم و اميدوارم كه خود آقا ما را بطلبد.
مي پرسم: فكر مي كنيد دعوتنامه بعدي چه زماني باشد. ابروهايش را بالا مي اندازد و لبخند روي صورتش پهن تر مي شود. مي گويد: ايشان هر زماني اجازه حضور دهند با اشتياق و آمادگي كامل خودم را به محضرشان مي رسانم. اميدوارم زماني كه مرا مي طلبند خيلي دور نباشد. مي گويم: ما هم اميدواريم.
احمدي نژاد در پاسخ به سؤال ديگري، در توصيف مردم مشهد، آنان را هوشيار عنوان كرده و ادامه مي دهد: تاريخ ايران بزرگواري ها، رشادتها و ايمانهاي راسخ مردم اين ديار را با خط زرين نگاشته است و اهالي خراسان همواره سنگربانان امين حريم ولايت الهي بوده اند.
او كه خود را خادم ملت مي داند، از مشهد به عنوان شهر خوبي ها و پاكي ها با مردماني قدردان ياد كرده، مي گويد: كار كردن براي اين مردم فهيم و هوشمند جاي افتخار دارد و انگار براي تمام مردم دنيا كار مي كنيد چون بايد به مشهد، فراملي نگاه كرد.
گام هاي رئيس جمهور حالا به ورودي آسانسور رسيده، در باز مي شود، احمدي نژاد لبخند مي زند. دستش را بالا مي برد. من هم دستم را به علامت خداحافظي بالا مي برم. چراغ قرمز آسانسور سبز مي شود و در بسته... زير لب مي گويم: خداحافظ آقاي رئيس جمهور...
دكمه قرمز ضبط را فشار مي دهم. مي گويم: آسمان مشهد در روزهاي سال نوآوري و شكوفايي خاطره اي ديگر از پرواز هواپيماي مردي را به ياد دارد كه سفير يك ملت در دنياست و منتظر به بار نشستن وعده هايي كه به مردمان شهر بهشت داده است، مي ماند.

  


آية ا... دين پرور در سلسله نشست هاي «در سايه سار نهج البلاغه»:
حكومت در فرهنگ اسلامي زمينه ساز تحقق عدالت است

 

رئيس بنياد نهج البلاغه با تأكيد بر اينكه حكومت در فرهنگ اسلامي زمينه ساز تحقق عدالت است، گفت: تنها در پرتو عدالت رفاه و امنيت به وجود مي آيد و با تحقق اين مؤلفه ها، زندگي جوامع بشري سامان خواهد يافت.
به گزارش اداره كل روابط عمومي آستان قدس رضوي آية ا... جمال الدين دين پرور در هفدهمين جلسه از سلسله نشست هاي تخصصي «در سايه سار نهج البلاغه» به طرح بحث «امام عصر(عج)» از نگاه اميرالمؤمنين(ع) پرداخت.
وي موضوع امامت را مربوط به زندگي روزمره همه مسلمانان در طول تاريخ دانست و گفت: امام به عنوان حجت خدا و انسان برگزيده، از سوي پروردگار انتخاب شده و به انتخاب و گزينش از سوي مردم نياز ندارد.
آية ا... دين پرور ادامه داد: الگوسازي از اميرالمؤمنين(ع) در ولايت و حكومت به عنوان حاكم جامعه، مدير و رهبر بايد زمينه ساز ديگر حكومتها باشد.
وي با اشاره به اينكه در فرهنگ اسلامي، امامت از نظر اجتماعي و سياسي، نيازمند پذيرش مردمي است و جامعه اسلامي تنها در پرتو امامت و رهبري معصومين(ع) به اوج شكوفايي خود مي رسد، افزود: در چنين جامعه اي علاوه بر اوج كمالات معنوي، اوج آسايش و آرامش مورد انتظارمردم نيز مطرح است.
رئيس بنياد نهج البلاغه، دوران كوتاه حكومت اميرالمؤمنين(ع) را از موفق ترين حكومتهاي تاريخ دانست و خاطر نشان كرد: اميرالمؤمنين(ع) به عنوان يك الگو، حكومت عادلانه اي را براي آينده تاريخ به يادگار گذاشت.
آية ا... دين پرور تصريح كرد: در نهج البلاغه، حوادثي كه قبل از ظهور بيان شده، تنها منحصر به آستانه ظهور نيست. بي شك حكومتهاي حاضر در دنيا، به دليل دوري سردمداران آنها از دين و مكتب خدا ناكام مانده و بدين ترتيب مقدمات ظهور فراهم مي شود.
وي اضافه كرد: پس از ظهور حضرت مهدي(عج)، عقول و انديشه هاي عموم رشد خواهد كرد، اما با وجود امام عصر(عج) تنها بشر به پيشرفتهايي در صنعت، تمدن و فناوري دست نخواهد يافت، بلكه آنچه فراتر و مهمتر است، رشد معنويت بشر است.

  


رئيس مركز اسلامي نيوكاسل خبر داد ؛
راه اندازي مركز مطالعاتي فقه شيعي در انگليس

 

رئيس مركز اسلامي نيوكاسل گفت: كارشناسان مذهبي در كشورهاي غربي با توجه به تنوع فرهنگي بالا بايستي تخصص هاي زيادي داشته باشند.
به گزارش رسا، حجةالاسلام محمد حسين مختاري، رئيس مركز اسلامي نيوكاسل گفت: فعاليتهاي اسلامي و تبليغي در اروپا اهميت مضاعفي دارد.
وي در ادامه، رشد فزاينده مهاجرت مسلمانان به قاره سبز را از دلايل اين اهميت عنوان كرد و گفت: وجود مراكز اسلامي و فرهنگي در خارج از كشور و به ويژه كشور انگليس، در كنار نهادهاي ديگر همچون رايزني هاي فرهنگي و سفارتخانه ها، بسيار مفيد و مثمرثمر مي باشد.
حجةالاسلام مختاري با اشاره به روشهاي گوناگون تبليغي در خارج از كشور خاطرنشان كرد: در كشورهاي اروپايي براي جذب افكار مخاطبان و به خصوص نسل جوان بايستي بنا بر نياز خاص مخاطب از روشهاي مختلفي استفاده كرد.
رئيس مركز اسلامي نيوكاسل در ادامه تصريح كرد: مسلمانان در كشورهاي غربي از تنوع فرهنگي زيادي برخوردارند؛ بنابراين كارشناس ديني بايد آنقدر تخصص داشته باشد تا بتواند با استفاده از روشهاي مناسب در مخاطب نفوذ كرده و او را با معارف اسلامي آشنا سازد.
وي همچنين مسلمانان متولد شده در كشورهاي غربي را داراي پيچيدگي هاي بيشتري براي تبليغ دانست و افزود: آنها تحت تأثير محيط پيرامون و تحصيل خود بوده و متدهاي ويژه اي براي برخورد با اين نسل نوپا لازم است.
وي برگزاري نشستهاي بحث آزاد را از جمله راهكارهاي پاسخگويي به سؤالات مسلمانان كشورهاي غربي عنوان و خاطرنشان كرد: به دليل مشاركت زياد مسلمانان غيرايراني در اين گونه جلسات پرسش و پاسخ، اغلب نشستها به زبان انگليسي برگزار مي شود.
حجةالاسلام مختاري از راه اندازي يك مركز مطالعات فقه شيعي در دانشگاه دورهام انگليس خبر داد و گفت: طي مذاكرات انجام شده با مسؤولين دانشگاه دورهام انگليس تفاهمنامه اي براي ايجاد اين مركز مطالعاتي كه بر روي فقه شيعي و تدريس مباني آن فعاليت مي كند به امضا رسيده است.
وي در ادامه با اشاره به همكاريها و ارتباطات مستقيم مراكز اسلامي كشورهاي غربي با حوزه علميه قم اظهار داشت: كمبودها و معضلات موجود در اين گونه مراكز فرهنگي و اسلامي به حوزه علميه قم انتقال مي يابد و مسؤولان حوزوي نيز از ارايه كمكهاي لازم به گرمي استقبال مي كنند.
حجةالاسلام مختاري در پايان تصريح كرد: نظريات و سخنراني هاي علماي شيعه در كشورهاي غربي به شدت مورد توجه قرار مي گيرد؛ به طور مثال اجماع فقهاي شيعه و نظريه پردازيهاي فقهي آنان در استفاده از فناوري سلول هاي بنيادين كه در كشورهاي غربي و مسلمانان اهل سنت به يك معضل تبديل شده است، مورد استقبال مجامع علمي اروپايي قرار گرفت.

  


نگاهي دوباره به سوره يوسف ؛ «احسن القصص» ،چرا؟!

 

«نحن نقص عليك احسن القصص بما اوحينا اليك...» (يوسف / 3)
«ما بهترين سرگذشتها را از طريق اين قرآن كه به تو وحي كرديم، بر تو بازگو مي كنيم...»




شايد اين سؤال در ذهن شما ايجاد شده باشد كه چرا قرآن كريم داستان حضرت يوسف(ع) را احسن القصص معرفي نموده است؟ اين داستان كه سراسر و محنت، فراق و دوري، غم و اندوه، حسادت، قحطي و خشكسالي، در چاه افتادن، دعوت به گناه، تهمت، زنداني شدن، نابينا شدن و... است، چرا بهترين داستان قرآن معرفي شده است؟
«قصه» همانند «غذا» است. غذاهايي هستند كه معده را پر و گرسنگي را كم مي كنند، اما فاقد پروتئين، ويتامين، كالري و... هستند.
غذاهايي نيز هستند كه اگر چه اندك، مقوي و مغذي اند و شكم را سنگين نمي كنند؛ اما نيازهاي گوناگون پيكر آدمي را پاسخ مي دهند. پس غذا را به كيفيت مي سنجند نه كميت. قصه نيز چنين است: اگر قرآن داستان يوسف را «احسن القصص» مي نامد، تأثير اين قصه را در عرصه فردي، اجتماعي، انديشه، احساس و... انسان را در آوردگاه زندگي بازگو مي كند.
داستان حضرت يوسف از سرچشمه وحي از معتبرترين داستانهاست و در اين داستان، جهاد با نفس كه بزرگترين جهاد است، مطرح مي شود. لذا از آن به احسن القصص ياد شده است.






تمام چهره هاي داستان، ايمان مي آورند و به سعادت مي رسند. يوسف به حكومت مي رسد، برادران توبه مي كنند، پدر بينايي خود را به دست مي آورد، كشور قحطي زده نجات مي يابد، دلتنگي ها و حسادتها به وصال و محبت تبديل مي شوند و...
در اين داستان، مجموعه اي از اضداد در كنار هم طرح شده اند؛ فراق، و وصال، غم و شادي، قحطي و پرمحصولي، وفاداري و جفاكاري، مالك و مملوك، چاه و كاخ، فقر و غنا، بردگي و سلطنت، كوري و بينايي، پاكدامني و اتهام ناروا بستن، زندان و رهايي، گناه و بخشش، بيماري و صحت، فرود آمدن و كوچ كردن. (تفسير نور/ ص23)
داستان عاشقانه اي كه در نهايت عفت و پوشيدگي بيان مي شود و حاكميت اراده خدا بر همه چيز در اين داستان به خوبي مشاهده مي شود. سرنوشت شوم حسودان و نقشه هاي نقش بر آب شده آنها مشاهده مي شود. ننگ و بي عفتي، عظمت و شكوه پارسايي و تقوا را در لابه لاي سطورش مجسم مي بينيم. منظره تنهايي يك كودك كم سن و سال را در قعر چاه، شبها و روزهاي يك زنداني بي گناه را در سياه چال زندان، تجلي نور اميد از پس پرده هاي تاريك ياس و نوميدي و سرانجام عظمت و شكوه يك حكومت



وسيع كه نتيجه آگاهي و امانت است، همه در اين داستان از مقابل چشم انسان رژه مي رود. لحظاتي را كه سرنوشت يك ملت با يك خواب پرمعني دگرگون مي شود و زندگي يك قوم و جمعيت در پرتو آگاهي يك زمامدار بيدار الهي از نابودي نجات مي يابد، و ده ها درس بزرگ ديگر در اين داستان منعكس شده است، چرا بهترين داستان نباشد؟! لكن بهترين داستان بودن سرگذشت يوسف به تنهايي كافي نيست، مهم اين است كه در ما آن چنان شايستگي باشد كه بتوانيم اين همه درس بزرگ را در روح خود جاي دهيم. اصل اين داستان همه گونه ارزشهاي والاي انسان را در خود جمع كرده است؟
گروهي از تفسير نويسان «احسن القصص» بودن سوره يوسف(ع) را به خاطر لطايفي مي دانند كه در اين داستان به كار رفته است: عشق، عاشق و معشوق؛ حسد ورز و مورد حسد واقع شده؛ زندان و آزادي، حاصلخيزي و خشكسالي، پاك دامني، پيامبران، ابليسان، فرشتگان، پرنده، چهارپايان، مردان، زنان، بازرگان، دانشمندان، نادانان، توحيد، تعبير خواب، سياست، همزيستي خانوادگي، كشورداري، شهادت كودكي گهواره نشين و...
برخي از مفسران كه ذوق عرفاني داشته اند، علت «احسن القصص» بودن را آن دانستند كه گوينده اين قصه (خداوند) نيكوگوي، و صاحب اين قصه (يوسف) نيكو روي و مخاطب (رسول گواهي(ص)) نيك خوي است.
مفسري با نثري كهن و ذوق عارفانه درباره «احسن القصص» بودن اين سوره مي گويد: نيكوتر از بهر آن بود كي يوسف، صديق وفادار؛ خود او به صبر آموزگار بود؛ و زليخا، در عشق و درد او بي قرار بود؛ و اندوه و شادي در اين قصه بسيار بود؛ و خبر دهنده از او، ملك(خداوند) جبار(توانا) بود؛ فلاجرم، حديث ايشان نيكوترين احاديث اهل روزگار بود.
داستان يوسف- به شكلي كه در قرآن آمده- سراسر نشانه و پند است براي كساني كه گوش شنوا و چشم حقيقت بين و قلب پاك دارند. در لا به لاي اين داستان، عالي ترين مضامين اخلاقي و تربيتي نهفته است.
داستان يوسف، ما را با شخصيت و سرنوشت دو گروه از انسانها آشنا مي كند: گروهي كه پرچم ايمان، تقوا و توكل به خدا را به دست گرفته و خود را به دست تواناي حق سپرده اند و در همه حال از او طلب فيض دارند و گروهي ديگر كه ديو نفس روحشان را به زنجير كشيده و به خود مقيدشان ساخته است. برده هواي نفس هستند و چشم بسته در وادي برهوت حسد، شهوت و غفلت مي تازند. سرنوشت گروه اول، عزت، بزرگي و وصال است و عاقبت گروه دوم، سرافكندگي، خجلت و پشيماني.
قصه يوسف به گفته «امام محمد غزالي» از آن جهت «احسن القصص» است كه اسرار محبت را بازگو مي نمايد. داستاني است پرشور كه نشان مي دهد چگونه انسان مي تواند عفت و تقوا و فضايل اخلاقي را بر شهوات و هوي و هوسهاي خود برتري دهد. به ما مي آموزد كه چگونه بايد نقشه هاي فريبنده گمشدگان وادي شهوت را بشناسيم و از راه حق منحرف نشويم. زندان و تاريكي و تنهايي را به جان بخريم و قدمي برخلاف اخلاق برنداريم. اين داستان شعله اميد را در دلها زنده مي دارد و فاصله ميان «قعر چاه» و «سرير عزت» را كوتاه مي سازد. فرجام نيك پرهيزكاران را آشكار مي كند و رسوايي و ناكامي خطاكاران را برملا مي سازد و لذت عفو و اغماض و خويشتنداري را به نوع بشر مي شناساند.
آية ا... جوادي آملي در كتاب تفسير موضوعي قرآن كريم آورده است: «روش اين داستان سرايي زيباترين روشهاست، زيرا بهترين روش داستان سرايي آن است كه انسان را به بهترين زاد آشنا كند و به بهترين مقصد برساند. قرآن آن زاد را تقوا دانسته و آن قولي را كه احسن الاقوال است و انسان را به بهترين مقصد مي رساند، قول توحيد مي داند. پس احسن القصص بودن داستان سرايي قرآن براي اين است كه احسن الزاد را كه تقواست به همراه دارد و به احسن الاهداف كه توحيد است، مي رساند.
قرآن كه «احسن الحديث» است، كيفيت داستان سرايي آن نيز بهترين كيفيت متصور بوده، اصل قصه گويي آن به نحو احسن است و اين مطلب در همه قصه هاي قرآني مشهود است و اختصاص به داستان حضرت يوسف ندارد. پس نمي توان گفت قصه يوسف بهترين قصه هاست، چنانكه قرآن هم آن را احسن قصه ها وصف نكرده است، بلكه كيفيت قصه گويي خدا را به احسن بودن وصف كرده است.
قصه گويي خدا احسن القصص (به فتح قاف) است، نه آنكه قصه يوسف احسن القصص (به كسر قاف) باشد و بين اين دو تعبير فراق وافر است. (تفسير موضوعي قرآن كريم/ج7/صص 37 و 47)
حاصل آنكه هم موضوع اين داستان، زيباترين است و هم بهره ها و عبرتهاي آن. سراسر اين قصه پر است از حوادث پرفراز و نشيب، ابتلائات و آزمايشهاي سخت و سربلند بيرون آمدن از آن و اين ويژگي در زندگي همه انبيا و بزرگان تاريخ وجود داشته است.
اين قصه به ما مي فهماند كه از جمله عوامل سيادت و سروري حضرت يوسف(ع)، ولايت خدا بر بنده مؤمنش، پناه بردن حضرت به خداوند و استعانت از او و خويشتنداري ايشان از گناه بود، زيرا خداوند فرموده است: «من يتق ا... يجعل لهم مخرجا»
* رقيه سيه چهره

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com