تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
ويژه سالگرد شهيدان رجايي و باهنر
ورزشي
هنري
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ويژه نامه ورزشي
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-08-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 7شهریور ماه 1387

[ ويژه نامه ورزشي ]
 * هنري سهودو ؛ از دست فروشي تا قهرماني
 * ماجراي بليتهاي مفقودشده  تماشاگران ايراني در المپيك!
 * شكست آذربايجان مقدمه پيروزي بر عربستان
 * واليبال جوانان آسيا ؛ ايران در  نيمه  نهايي
 * كعبي در كميته انضباطي
 * ورزش روي آنتن
 * مدافع عراقي ابومسلم محروم شد
 * عربستان ويزا نمي دهد!
 * مخالفت با ديدار سايپا
 * معمارزاده: با برطرف شدن مشكلات در آلمان جراحي مي كنم
 * قطبي امروز راهي امارات مي شود
 * قطبي : اگر ماندم پرسپوليس را قهرمانمي كنم
 * به بهانه آغاز فصل جديد رقابتهاي لاليگا؛ امسال نوبت بارسلوناست؟
 * استارت دوباره سريA ؛ آخرين شرط بندي مورينيو، انقلاب برزيلي ميلان
 * ليگ برتر جزيره تحت تأثير بازار نقل و انتقالات ؛
غيرقابل پيش بيني، شوكه شده
 * گفتگو با كلاوديو رانيري، مربي يوونتوس قبل از شروع رقابتهاي اين فصل سري A؛
اين تيم را قهرمان مي كنم
 * فاجعه در شمال لندن ؛واقعاً بر سر تاتنهام چه آمده است؟
 * ليگ برتر تحت تأثير اعداد
 * راز منفور بودن رئيس باشگاه صدرنشين بوندس ليگا؛
هوپ، آبراموويچ نيست!
 * فان بومل بازوبند كاپيتاني بايرن مونيخ را از دست مي دهد؟؛
قرباني فضاي سنگين
 * چهره ها
 * از مايلي تا قلعه نويي ؛ همه نزاع هاي دايي
 * مربيان آلماني براي فوتبال ما چه كردند؟ ؛ آمدند، ديدند و گريختند!
 * خبرهاي كوتاه
 * تقابل گذشته، حال و آينده در يو اس اوپن

هنري سهودو ؛ از دست فروشي تا قهرماني

 

«هنري سهودو» از يك زندگي فقيرانه، به قهرماني وزن 55 كيلوگرم كشتي آزاد المپيك رسيد تا ثابت كند در زندگي هيچ هدفي دست نيافتني نيست.




او قهرمان 21 ساله وزن 55 كيلوگرم كشتي آزاد المپيك است؛ پسري كه از يك خانواده بسيار فقير به مدال طلاي المپيك رسيد. او فرزند يك خانواده مستضعف مكزيكي است كه به طور غير قانوني به آمريكا مهاجرت كرد و زندگي سختي داشت.
«هنري» براي اينكه بتواند به تمرين كشتي برود، در خيابان به دستفروشي و فروش «تاميل» (نوعي غذاي سنتي آمريكا مانند سمبوسه) مي پرداخت و از اين راه هزينه كشتي گرفتن خود را تأمين مي كرد. مادر «هنري» به تنهايي و با دستمزد ناچيز كلفتي شش فرزندش را بزرگ كرد.
وقتي «هنري» چهار ساله بود، پدر و مادرش از هم جدا  شدند و آنها ابتدا به نيومكزيكو و سپس فينيكس نقل مكان كردند. او تا 17 سالگي با دو خواهر و برادر خود روي يك تخت مي خوابيد و شرايط بهتري در خانه شان وجود نداشت.
آلونزو، برادر هنري مي گويد: ما عادت داشتيم كه بر روي تخت با بالش با يكديگر جنگ مي كرديم. مانند گلادياتورها شده بوديم.
اما بزودي اين جنگ و مبارزه به سالن ورزش كشيده شد؛ زماني كه هنري و برادر بزرگترش آنجل ستاره هاي تيم كشتي دبيرستان خود شدند. وقتي كه آنجل به كمپ تمريني كلورادو اسپرينگز راه يافت، هنري هم به عنوان يك ستاره تيم جوانان دنباله روي او شد.
هنري مي گويد: حالا ما هر كدام يك تخت داشتيم اما، تنها بوديم.




پدر هنري پس از مدتها گرفتاري در دام مواد مخدر،  در مكزيكوسيتي درگذشت و فرزندانش نتوانستند در مراسم درگذشت وي شركت كنند.
تري براندز، مربي تيم ملي آمريكا مي گويد: او مي توانست الآن در زندان باشد يا به يك مواد فروش تبديل شود. او مي توانست خيلي چيزهاي ديگر باشد.
*اما، قهرماني المپيك
آنجل در اين رابطه مي گويد:«جز خودمان هيچ كس باورمان نمي كرد.»
هنري سهودو كه اولين قهرماني  اش را در 17 سالگي جشن گرفت، درسن 20 سالگي عضو تيم ملي آمريكا شد، اما در مسابقات جهاني 2007 در دور اول مغلوب شد. (وي به تقي داداشي باخت) گرچه اين شكست او را ناراحت و غمگين كرد، اما  نااميد نشد و براي المپيك هم دوباره ملي پوش شد.
در طول مسابقه فينال برادر و دوستانش يك لحظه  آرام و قرار نداشتند و «هنري كوچك» را ترغيب به حمله مي كردند. در ثانيه هاي پاياني هنري امتياز از دست مي دهد و عقب مي افتد، اما سريعاً بر مي خيزد و با حمله اي برق آسا از ماتسوناگاي ژاپني امتياز مي گيرد تا قهرمان المپيك شود. با سوت پايان مسابقه، تنها اشك و فرياد در چهره هنري ديده مي شود.
مادر هنري به دليل نداشتن پاسپورت نتوانست به پكن برود، اما هنري پس از قهرماني در المپيك گفت: اين مدال متعلق به مادرم است.
سهودو روي تشك فرياد مي كشد و 21 سال زندگي خود را مرور كند؛ از دستفروشي يك پسر مهاجر غير قانوني تا قهرماني المپيك. حالا او و خانواده اش ديگر فقير نيستند.

  


ماجراي بليتهاي مفقودشده  تماشاگران ايراني در المپيك!

 

كميته  ملي المپيك با دريافت 65 ميليون تومان، حق انحصاري برگزاري تورهاي تماشا و تشويق بازيهاي ايران را در المپيك چين به يك آژانس گردشگري داد، در حالي  كه در عمل هيچ حق انحصاري براي برگزاري اين تورها در كار نبود.
به گزارش ايسنا، شايد زماني كه مسؤولان كشور براي حضور حدود 15 هزار تماشاگر ايراني با هدف تشويق تيمهاي ايران در المپيك 2008 پكن برنامه ريزي مي كردند، هيچ كسي فكر نمي كرد صندليهاي خالي و بليتهاي صادر شده براي بازيهاي با ربط و بي ربط يا مفقود شده، به يك معادله  چندمجهولي و جنجالي در ميان مسؤولان تبديل شود.
محمدصادق نجوميان، نماينده  انحصاري برگزاري تور المپيك چين در ايران  گفت: براي اينكه حق انحصاري اين كار را دريافت كنيم، 65 ميليون تومان به كميته  ملي المپيك پرداخت كرديم؛ اما پس از آن متوجه شديم، انحصاري در اين كار نيست، چون افراد ديگري به  صورت آزاد يا در آژانسهاي گردشگري اين بليتها را مي فروختند. با سفارت چين در تهران هم كه صحبت كرديم، گفتند كه انحصار در اين كار معني ندارد!

در كنار ناكاميهاي ورزشكاران كشور ما در بازيهاي المپيك 2008 پكن، حضور نداشتن ايراني ها به عنوان تماشاگر در سالنهايي كه تيمهاي ايران بازي داشتند و مفقود شدن بليتهاي اين بازيها به ادعاي مسؤولان، موضوع قابل توجه ديگري بود كه نماينده  انحصاري برگزاري تورهاي المپيك چين در ايران در اين  باره گفت: كميته  ملي المپيك از 15 هزار بليتي كه براي بازيهاي المپيك چين تقاضا كرده بوديم، فقط 3800 بليت را با شرايط عجيب صادر كرد، چون بيشتر اين بليتها به مسابقه هاي نامربوط اختصاص داشتند.
نجوميان توضيح داد: بيشتر بليتهايي كه كميته  ملي المپيك به ما داد، خيلي مورد استفاده نبودند؛ چون 500 بليت به مسابقه هاي سواركاري كه در هنگ كنگ برگزار مي شدند، مربوط بودند كه اين منطقه به ايراني ها رواديد نمي دهد و 750 بليت ديگر نيز به فوتبال بانوان اختصاص داشت كه با اين حساب، 1250 بليت از 3800 بليت اختصاص يافته بدون استفاده بودند.
وي ادامه داد: براي تحويل بليت بازيهاي ورزشكاران ايراني توسط كميته  ملي المپيك، رايزنيهايي صورت گرفته بود و كميته  برگزاري مسابقه ها، بليت هر بازي را كه خود مي خواست به ما تحويل مي داد، مثلاً از تمام مسابقه هاي تيم بسكتبال ايران، فقط بليت يك بازي را در اختيار ما گذاشتند و بقيه  بليتها به بازي كشورهاي ديگر مربوط بودند.
او بيان كرد: كميته  ملي المپيك فقط 50 بليت را براي مراسم افتتاحيه در نظر گرفته بود كه هزينه  هريك از اين بليتها 250 دلار بود، اما 20 بليت آن را خود كميته  ملي المپيك استفاده كرد. البته قرار شد، هزينه  آن را پرداخت كنند كه تاكنون اقدامي نكرده اند و ما فقط توانستيم 30 بليت را براي مراسم افتتاحيه به متقاضيان بدهيم و اين درحالي است كه پيش از دريافت بليت بازيهاي المپيك براي تور، حدود 20 ميليون تومان به اين كميته پرداخت كرده بوديم.
وي اظهار داشت: مشكل اصلي اين بود كه ما بليتهاي مراسم افتتاحيه  را به شركت كنندگان در تور فروخته بوديم و پنج نفر از اين افراد قصد داشتند عليه ما شكايت كنند كه مجبور شديم به آنان خسارت پرداخت كنيم و هر طور شده است، آنان را براي المپيك به چين بفرستيم، راه ديگري نداشتيم، چون كميته  ملي المپيك راه ديگري براي ما باقي نگذاشته بود.
او استقبال از تور المپيك را به دليل آغاز ديرهنگام تبليغات المپيك در كشور، فاجعه آميز دانست و اظهار داشت: از حدود 300 نفري كه به صورت ميانگين براي اعزام در قالب تور به المپيك درنظر گرفته شده بودند، بيش از 70 نفر را براي تماشاي بازيهاي المپيك در قالب تور به چين اعزام كرديم كه حدود 13 نفر از اين افراد نيز در كميته  ملي المپيك فعالند.
نجوميان در ادامه  گفتگو با ايسنا، در پاسخ به اين كه آيا سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري در جريان اين كار بوده و هماهنگي يا همكاريهايي را انجام داده است؟ گفت: ما با آنها هماهنگ بوديم و نشستهاي حضوري براي بررسي برنامه  سفر و جزئيات تور برگزار شدند و مسؤولان اين سازمان را كاملاً در جريان قرار داديم، حتي قيمتها با نظر آنها تعيين گرديد.
وي ادامه داد: هزينه  اين تور براي افرادي كه از ابتدا در المپيك چين حضور داشتند با تور شامل بليت مراسم افتتاحيه، 6 بليت بازيها و اقامت در هتل پنج ستاره  تاپ، چهار ميليون و 450 هزار تومان بود و براي افرادي كه در هفته  دوم به چين رفتند و چهار بليت داشتند و در هتل چهار ستاره اقامت كردند، حدود دو ميليون و 700 هزار تومان بود كه در كنار اين خدمات، سه  نوبت گشت، صبحانه، ناهار و سيم كارت نيز ارائه شد؛ اين قيمتها كاملاً با حساب تنظيم شده اند.
* سميه حسنل
و

  


شكست آذربايجان مقدمه پيروزي بر عربستان

 

تيم ملي فوتبال ايران برابر آذربايجان با يك گل پيروز شد تا با روحيه اي مضاعف آماده ديدار با عربستان شود.
در اين مسابقه كه ديروز در ورزشگاه آزادي و در حضور حدود 8 هزار تماشاگر برگزار شد، شاگردان علي دايي موفق شدند با تك گل دقيقه 83 محمد نوري حريف خود را مغلوب نمايند.تيم آذربايجان در رده 138 فيفا قرار دارد و حريف درجه سه اروپايي محسوب مي شود. تيم ملي ايران نيز در مكان 45 است. هدايت ممبيني از ايران قضاوت اين بازي را برعهده داشت؛ مسأله اي كه باعث اعتراض تيم آذربايجان بود.
تركيب تيم ملي ايران:
مهدي رحمتي، جلال حسيني، هادي عقيلي، حسين كعبي، ستار زارع، كيانوش رحمتي، مجتبي جباري (از دقيقه 55 محمد نوري)، ابراهيم صادقي (از دقيقه 68 مجيد غلام نژاد)، مهرزاد معدنچي (از دقيقه 73 احسان حاج صفي)، غلامرضا رضايي و رسول خطيبي (از دقيقه 65 ميلاد مي داودي)
درحاشيه
* مهدي محمد نبي دبير فدراسيون فوتبال با يكي از مأموران جايگاه ويژه ورزشگاه كه او را نشناخته بود، درگير شد.
*رسول خطيبي به عنوان كاپيتان تيم ملي فوتبال كشورمان وارد زمين شد و با شماره 10 بازوبند كاپيتاني تيم علي دايي را بر بازو بسته بود.
* تيم ملي ايران كه خود را مهياي ديدار حساس با عربستان در چارچوب مرحله دوم رقابتهاي مقدماتي جام جهاني مي كند، 16 شهريورماه جاري در جده با اين حريف پيكار خواهد كرد.
آذربايجان نيز براي حضور درمسابقات مقدماتي جام جهاني در گروه چهارم اروپا آماده مي شود. اين تيم كه توسط برتي فوگتس هدايت مي شود با آلمان، روسيه، فنلاند، ولز و ليختن اشتاين همگروه است.
* سفير جمهوري آذربايجان به همراه نايب رئيس و دبيركل فدراسيون فوتبال اين كشور نيز از تماشاگران ويژه اين بازي بودند.
* در جايگاه خبرنگاران يك گزارشگر خانم از شبكه EAD آلمان حضور داشت همچنين پيتر ليت بارسكي، سرمربي تيم سايپا نيز باحضور در ورزشگاه آزادي اين بازي را از نزديك مشاهده كرد كه گزارشگر شبكه آلماني در حاشيه بازي گفتگويي را با او انجام داد.

  


واليبال جوانان آسيا ؛ ايران در  نيمه  نهايي

 

تيم ملي واليبال جوانان ايران با شكست تيم هند به مرحله  نيمه نهايي رقابتهاي آسيايي تهران راه يافت.  تيم واليبال جوانان ايران بعدازظهر ديروز و در دومين ديدار خود در مرحله يك هشتم نهايي مسابقات به مصاف تيم جوانان هند رفت و در پايان توانست با نتيجه 3 بر 1 از سد اين تيم بگذرد.تيم ايران امروز همانند ديگر تيمهاي حاضر استراحت مي كند و روز جمعه از ساعت 17 به مصاف تيم ژاپن خواهد رفت.

  


كعبي در كميته انضباطي

 

بازيكن تيم ملي فوتبال ايران براي دريافت مطالبه اش از باشگاه پرسپوليس به كميته انضباطي احضار شد.
 نشست كميته انضباطي فدراسيون فوتبال مبني بر مطالبه وجه حسين كعبي برگزار مي شود. جلسه رسيدگي مطالبه وجه حسين كعبي از باشگاه روز شنبه آينده در كميته انضباطي برگزار مي شود.
بر همين اساس مديرعامل يا نماينده تام الاختيار پرسپوليس بايد در اين نشست حضور داشته باشد.

  


ورزش روي آنتن

 

شبكه سوم سيما طي روزهاي آغازين هفته آينده اقدام به پخش مسابقات فوتبال ليگهاي انگلستان، اسپانيا و ايتاليا مي كند.
برنامه پخش اين مسابقات بدين شرح است:

شنبه 9/6/87:
* آرسنال - نيوكاسل، ساعت 21
* سامپدوريا و اينتر ميلان، ساعت 23/30 دقيقه
(اين مسابقه با تاخير پخش مي شود)
يكشنبه 10/6/87:
* لاكرونيا - رئال مادريد، ساعت 23/30 دقيقه

  


مدافع عراقي ابومسلم محروم شد

 

جاسم محمد غلام، بازيكن عراقي تيم فوتبال ابومسلم به دليل حمله به داور مسابقه اين تيم برابر استقلال اهواز، تا اطلاع ثانوي از بازي در ليگ برتر محروم شد.
به گزارش ايلنا، اين بازيكن در مسابقه برابر استقلال اهواز به دليل خطا روي بازيكن حريف از داور كارت قرمز دريافت كرد و پس از آن به تصميم داور بشدت اعتراض داشت.
كميته انضباطي فدراسيون، اين بازيكن را تا اطلاع ثانوي از بازي در مسابقات ليگ برتر محروم كرده است.

  


عربستان ويزا نمي دهد!

 

فدراسيون فوتبال عربستان با صدور ويزاي بخشي از همراهان تيم ملي فوتبال كشورمان به رياض مخالفت كرد و خواستار كاهش تعداد همراهان تيم ملي شد.
به گزارش مهر، «فيصل عبدالهادي» دبيركل فدراسيون فوتبال عربستان ديروز با ارسال نامه اي به فدراسيون فوتبال كشورمان ضمن تأكيد برتعداد زياد همراهان تيم ملي براي سفر به شهر رياض، خواستار تعديل تعداد نفرات اعزامي كشورمان شد.
ديدارتيمهاي ملي ايران و عربستان روز 16 شهريورماه در شهر رياض و ورزشگاه ملك فهد عربستان برگزارخواهد شد.
فدراسيون فوتبال ايران حدود 35 روز پيش اسامي 18 بازيكن 12 نفركادر فني و نزديك به 60 نفرهمراه شامل مسؤولان، خبرنگاران و تعدادي هوادار را به فدراسيون فوتبال عربستان ارسال كرد.

  


مخالفت با ديدار سايپا

 

مديريت مجموعه  ورزشي آزادي با انجام بازيهاي تيم فوتبال سايپا نماينده  ايران در رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا در اين ورزشگاه مخالفت كرد.
به گزارش ايسنا، در شرايطي كه مسؤولان كنفدراسيون فوتبال آسيا، پس از مخالفت با ميزباني ورزشگاه انقلاب كرج، ورزشگاه آزادي را به عنوان ميزبان ديدارهاي تيم فوتبال سايپا در رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا اعلام كردند، باشگاه سايپا طي مكاتبه اي اين موضوع را به اطلاع مديريت مجموعه ورزشي آزادي رساند، اما مديريت اين مجموعه با اشاره به بازيهاي فشرده  ليگ برتر و همچنين هزينه هاي گزاف و خرابي چمن ورزشگاه با انجام بازي تيمهاي سايپا ايران و كروفچي ازبكستان در روز 27 شهريورماه در اين ورزشگاه مخالفت كرد.
در حالي كه مسؤولان كنفدراسيون فوتبال آسيا شرايط روشنايي ورزشگاه دستگردي تهران را در دست بررسي دارند، باشگاه سايپا رايزنيهاي خود را براي انجام بازي اين تيم مقابل كروفچي ازبكستان در ورزشگاه تختي آغاز كرده است.

  


معمارزاده: با برطرف شدن مشكلات در آلمان جراحي مي كنم

 

ميثاق معمارزاده دروازه بان تيم فوتبال پرسپوليس درباره شرايط عمل جراحي رباط صليبي پايش، گفت: پس از پاره شدن رباط صليبي ام، به تشخيص پزشكان ايراني به فيزيوتراپي و آمادگي پيش از عمل جراحي پرداختم كه خوشبختانه اين مدت به خوبي طي شد و در حال حاضر آمادگي عمل جراحي را پيدا كردم.
وي گفت: پس از بررسي شرايط عمل در داخل و خارج كشور، دريافتم با توجه به حضور پزشكان متخصص ايراني در كلينيكهاي داخل، انجام عمل در ايران يا آلمان تفاوت چنداني ندارد، منتها امكانات و شرايط رسيدگي پس از عمل اهميت زيادي دارد كه از اين لحاظ بايد مكان قطعي عمل را انتخاب كنم؛ از اين رو صحبتهايي با مديريت باشگاه پرسپوليس و همچنين هدايتي عضو هيأت مديره باشگاه انجام دادم و آنها با انجام عمل در آلمان و حضور چهارماهه پس از آن در اين كشور، موافقت كردند، اما مشكلاتي از جمله تهيه ويزاي سريع وجود دارد كه قرار است پس از برطرف شدن، طي چند روز آينده اين كار انجام شود.

  


قطبي امروز راهي امارات مي شود

 

سرمربي تيم فوتبال پرسپوليس امروز در ادامه سفرهايش به دوبي، ايران را ترك مي كند.افشين قطبي در فصل جديد و در ماههاي گذشته چند بار به امارات سفر كرده و با توجه به تعطيلي ليگ برتر، امروز صبح راهي دوبي مي شود و دوشنبه هفته آينده به ايران برمي گردد.

  


قطبي : اگر ماندم پرسپوليس را قهرمانمي كنم

 

پيام يونسي پور

باور كردن آنچه افشين قطبي در نشست مطبوعاتي پس از مسابقه به زبان آورد چندان ساده نبود.




سرمربي متين پرسپوليس ناگهان چهره عوض كرد و گناه و تقصير ناكامي تيمش در برابر ذوب آهن را به داوري و سپس عملكرد هيأت مديره مرتبط ساخت.
قطبي چرا اين گونه برافروخت؟ آيا سرمربي قهرمان ليگ، با يك عنوان قهرماني، شخصيت خود را فراموش كرد؟ آيا مردي كه حداقل به لحاظ متانت و تشخص در فوتبال ايران مطرح بود مي خواهد در مسير آب شنا كند و با ساير مربيان كه به صورت دايمي به همه كس و همه چيز هجوم مي برند حمله كند؟ بي ترديد بايد بپذيريم كه افشين قطبي امسال بسيار آسوده خاطرتر از سال پيش است و بايد اين واقعيت را پذيرفت كه اين مربي مي توانست سال گذشته به كارشكنيهاي دستيارانش در طول فصل، بي تدبيري مديريت در از دست دادن 6 امتياز و هزاران مورد داوري اشتباه اشاره كند. قطبي همه را شگفت زده مي كند.
به سراغ او مي رويم كه بي گمان با اين شرايط ممنوع المصاحبه شدن مربيان و بازيكنان پرسپوليس، حرف زدنش چندان ساده به نظر نمي رسد. اما جذابيتهاي افشين قطبي حداقل به لحاظ رفتاري در اين هفته آن قدر زياد بود كه حالا از هر مانعي براي گفتگو با وي عبور كنيم.
با افشين قطبي سرمربي پرسپوليس گفتگو مي كنيم. مردي كه چه در زمان عصبانيت و پرخاش و چه در حالت آرامش و متانت برايمان جالب است و جذابيتهاي خاص خودش را دارد.
***
* اگر بگوييم از شنيدن حرفهاي شما شگفت زده شديم، اصلاً حرف عجيبي نزديم. دقيقاً حرفهاي شما در كنفرانس مطبوعاتي پس از مسابقه در نوع خودش بي نظير بود. اميدوارم نگوييد به حرف زدن در اين مورد علاقه اي نداريد.
- خب بدون ترديد اتفاقي افتاده، تمام شده و باز كردن گذشته چندان درست نيست. اما شما هم اين را مي دانيد كه من عادت ندارم زياد واقعيتها را پنهان كنم. از وقتي به تهران برگشتم سعي كردم صادقانه زندگي كنم و براي اينكه از عذاب در امان باشم كمتر با روزنامه ها حرف بزنم
* عذاب آور است؟
- نه... شايد درست نگفته باشم. عذاب يا... به هر حال دنبال دردسر نيستم، اما گمان مي كنم شما باشيد (و بعد با صداي بلند مي خندد)
* ما هم شايد دنبال دردسر باشيم. اما قبول كنيد حرفهايي كه افشين قطبي در كنفرانس مطبوعاتي به زبان آورد در نوع خودش بي نظير بود.
- ما در يك ليوان پلاستيكي چقدر آب مي توانيم بريزيم؟ اندازه همان يك ليوان، نه اندازه يك استخر. من مربي هستم، نبايد دنبال دردسرهاي ديگر باشگاه باشم. به من چه ارتباطي داشت كه «ايوان پتروويچ» نمي تواند با همسرش در اتاقش باشد، اما من هم درگير اين داستان مسخره شدم. كمكهاي من پولي بابت قراردادي كه بسته اند دريافت نمي كنند. اين هم جزو دردسرهاي من است. داوري... حرفي نزنيم بهتر است.
* اما اين با ادعا يا اعتقاد شما تفاوت دارد. افشين قطبي مي گفت تا حرفي نزنيم چيزي درست نمي شود!حالا اين سكوت كردن دوباره شما به چه كسي كمك مي كند؟
- شما مي خواهيد از من حرف بكشيد تا روزنامه هايتان فروش بيشتري داشته باشد، اما من به اين جور بازيها علاقه اي ندارم. بهتر است حرفي در اين مورد نزنم.
* اين استدلال حداقل از شخصي مثل شما عجيب است. شما هيچ وقت اين گونه صحبت نمي كرديد. پس ما هم مي توانيم بگوييم افشين قطبي تمام آن حرفها را زد تا آخر سر فقط خودش را تبرئه كند.
- من به فرار كردن نيازي ندارم. مي توانم هر زمان و هر جا تمامي تقصيرات خودم را قبول كنم. اما كدام تقصير؟ من زير فشار عجيبي بودم. مي توانم سوگند بخورم كه اگر در بازي ملوان همان اتفاق براي بازيكن ما مي افتاد داور به بازيكن پرسپوليس به نشانه تمارض كارت زرد نشان مي داد و پنالتي هم نمي گرفت و مي توانم قسم بخورم اگر در بازي با ذوب آهن همان خطايي كه روي مازيار زارع انجام شد روي بازيكن حريف در منطقه جريمه ما انجام مي شد داور پنالتي مي گرفت. اينها چيز عجيب و غريبي نيست. داوران افراد محترمي هستند كه حق دارند درست مثل من، مثل شما و مثل هر انسان ديگري اشتباه كنند. چون بشر هستند و انسان حق دارد كه خطا كند. اما من شهامت عذرخواهي كردن را دارم و اكنون از شما مي پرسم كدام داوري در طول تاريخ ايران بابت اشتباهش عذرخواهي كرده است؟
* شما تاريخ فوتبال ايران را از كجا مي شناسيد؟ كمتر از دو سال است به ايران برگشتيد.
- نيازي نيست هميشه كنار هم زندگي كنيم. آيا شما از جنگ جهاني دوم يا كشور گشايي هاي ناپلئون يا چگونگي استقلال ايالات متحده خبر نداريد؟ چرا... من هم مي دانم، چون با خيلي ها حرف مي زنيم، چون از گذشته ها مي پرسيم، چون مي دانم داوران ايراني هميشه خودشان را دور از هر اشتباهي مي دانند و من معتقدم يك داور به راحتي مي تواند بابت اشتباهش عذرخواهي كند.
* اكنون «قهرماني» بيايد پيش شما و بگويد بابت آن دو امتياز انزلي عذرخواهي مي كنم. آيا شما هم حاضر هستيد بابت آن حرفي كه در مورد داوري به زبان آورديد و گفتيد همه داوريها در فوتبال ايران مزخرف است از كسي دلجويي كنيد؟
- بله... اصلاً نيازي نيست كسي سراغ من بيايد. من از طريق خود شما از تمام داوران بابت آن حرف و آن عصبانيت لحظه اي از صميم قلب عذرخواهي مي كنم، اما به يك نكته دقت كنيد. نه با عذرخواهي داوران 4 امتياز ما برمي گردد نه با پوزش من اشتباههاي داوري تمام مي شود. بايد دنبال راه حلهاي منطقي تر باشيم. من امروز دوباره كارم را از نو شروع مي كنم. مي دانم كه بايد بيشتر تلاش كنم تا موفق شوم، اما داوران ايراني چطور؟ هميشه مورد يك حمايت سرسختانه قرار مي گيرند. من احساس مي كنم داريم در فوتبال ايران داورانمان را طور ديگري بار مي آوريم.
* موضوع اين است كه كميته داوران نمي پذيرد اشتباهي از يك داور سر زده. شايد بزرگترين سم براي داوري فوتبال كشور همين حمايتهاي بي منطق باشد.
- حرف من هم همين است. ما با اين داوريها به فوتبال ايران ضربه مي زنيم. بله من سال پيش هيچ حرفي از داوري نزدم چون معتقدم داوران بازي هم مثل من اشتباه مي كنند، اما چقدر؟ تا كجا؟ من خسته شده بودم.
*و البته نسبت به مشكلات موجود در هيأت مديره هم واكنش نشان داديد. يك مسأله هست كه مي خواهم قبل از هر چيز برايم روشن شود. افشين قطبي گفت اگر سال پيش اعتراضي نمي كرد به دليل اين بود كه گذرنامه اي بدون مهر خروجي در اختيار داشت. يعني چون اجازه خروج از كشور را نداشتيد، سكوت مي كرديد و حرفي نمي زديد؟
- اين مسأله تمام شده... چرا بايد از نو شروع كنيم به حرف زدن؟!
* شما هم جاي ما بوديد براي تان اين حرف عجيب بود.
- من مشكلي براي خروج نداشتم. اما سلسله مشكلاتي در مورد اقامت و اسكان من بود. هر چه بوده گذشته و تمام شده. اكنون همه چيز باب ميل من پيش مي رود. حداقل همه تلاش مي كنند كه اين طور باشد. من به گذشته چندان فكر نمي انديشم!امروز آزادانه مي توانم به هر جايي مي خواهم سفر كنم.
* پاسپورت شما گرو بود؟
- من از شما مي خواهم يا اين بحث را تمام كنيد يا مصاحبه را!
* به هر حال ادامه مصاحبه جذابتر است. افشين قطبي از خيلي چيزها ايراد گرفت. از داوري مسابقه، از مشكلات مالي باشگاه و پرداخت نشدن به موقع حقوق بازيكنان و مربيان. براي همه عجيب و شايد هم جالب بود، اما يك نفر را فراموش كرديد.
- حتماً مي خواهيد بگوييد خودم را! 
* اصلاً فكر نمي كردم متوجه شويد!
- نيازي به فكر كردن زياد از حد نبود. اين چند وقت من، علي دايي و قلعه نويي بهترين كساني بوديم كه شما مي توانستيد در موردشان انتقاد كنيد. (مي خندد) انگار ما محكومان اعدام هستيم كه بايد هر چه زودتر روي صندلي الكتريكي بنشينيم.
* البته در ايران صندلي برق وجود ندارد، اما براي هر انتقادي يك دليلي وجود دارد. شما از همه چيز انتقاد مي كنيد و به اين موضوع توجهي نشان نمي دهيد كه پرسپوليس هر هفته بايد به دليل سفرهاي شما به امارات و ملاقاتهاي پياپي شما با بانوي كره اي تان تمرين نكند.
- من قبلاً هم اين مسأله را جايي گفته ام كه به كسي مربوط نيست من در سفرهايم با چه كسي ديدار مي كنم. آيا شما مي توانيد همين طور در زندگي خصوصي و شخصي دايي يا قلعه نويي دخالت كنيد؟ آيا تا حالا از اين افراد پرسيده ايد چه زمان به ديدار همسرتان مي رويد يا قصد داريد با چه كسي ازدواج كنيد؟
* ما نپرسيديم شما با چه كسي چه ارتباطي داريد.
- چون كسي حق ندارد چنين سؤالي از من بكند. اين زندگي كاملاً خصوصي من است.
* جداً؟ پرسپوليس كه زندگي خصوصي افشين قطبي به شمار نمي آيد. اصلاً كاري نداريم چرا به سفر مي رويد. اما تيمي كه هفته اي 2 تا 4 روز مربي اش را ندارد چرا بايد انتظار داشته باشد نتيجه فصل قبل را تكرار كند؟
- من اينجا كه تنها نيستم. مربيان خوبي داريم. يك برزيلي و دو ستاره فوتبال ايران تيم را تمرين مي دهند. ما برنامه ريزي شده تمرينات را تعطيل مي كنيم.
* اگر قرار بود تيم با اين مربيان تمرين كند پس ديگر چرا افشين قطبي را برگرداندند؟
- مي توانيد اين سؤال را با مديريت باشگاه مطرح كنيد.
* همان مديريتي كه تا روز يكشنبه مقصر همه ناكاميها بود و ناگهان به قويترين مديران تاريخ باشگاه تبديل شدند؟!شايد آنها يك قرارداد اشتباه امضا كرده باشند.
- من نگفتم آنها مقصر ناكامي هستند. گفتم بايد حقوق را پرداخت كنند كه همين اتفاق هم به سرعت افتاد، اما قرارداد من مشكلي نداشت. همه چيز منطقي و اصولي امضا شد. من ميزان مشخصي مرخصي دارم كه هر زمان احساس كنم نبايد از آنها استفاده كنم در تهران مي مانم. به همين سادگي !
* به همين سادگي هم تيم ضربه مي خورد!
- گفتم اگر ضربه بخورد نمي روم.
* احتمالاً از بابت حرفهايي كه زديد احساس پشيماني نمي كنيد. شايد استعفا و تهديد به كنار رفتن از سرمربيگري يك راه حل ايده آل براي جبران كمبودها بود.
- نمي خواستم از كسي چيزي بگيرم. بايد احتياجات روزمره ما تأمين مي شد. من در امارات بودم كه مهندس علي آبادي با من تماس گرفت و گفت همه چيز را تأمين خواهم كرد. رئيس ورزش ايران شخصاً به من قول داد. اين چيز كمي نيست.
* مي توانستيد يك حساب سرانگشتي راحت بكنيد. همان رئيسي كه مدير عامل موفق پرسپوليس را عوض كرد مي توانست خيلي راحت وعده هايش به شما را فراموش كند. نمي توانستيد اين مسأله را با خودتان پيش بيني كنيد؟
- نه! من عادت دارم روي حرفي كه مي زنم بمانم و متعهد باشم. هنوز هم چيزي برايم به پايان نرسيده، اما اميدوارم هيچ وقت بابت اعتمادي كه كردم پشيمان نشوم. من هميشه خواستم موفق باشم و به كسي تكيه نكنم، اما دوست دارم هميشه هر كسي وظايفش را به درستي انجام دهد. تأمين پول و بودجه و امكانات در اختيار من نيست. بايد چكار كنم؟
* اگر ديديد دوباره همين مشكلات پيش مي آيد چه؟
- من حرفم را زدم. اگر خواسته هاي منطقي ما عملي نشود بدون ترديد از اين تيم و از ايران خواهم رفت. شايد براي هميشه.
* كه ديگر ديوانه يا همان crazy نباشيد؟
- (مي خندد) خودتان مي دانيد برخي واژه ها در فرهنگهاي مختلف بي معناست و مثل همين crazy كه فقط يك لقب ساده است. همه ما آدمها نشانه هايي از اين ديوانگي را در وجودمان داريم. من هنوز هم معتقدم اين حرف اخراج نداشت.
* اين آخرين سؤال است. چه مقامي را براي پرسپوليس پيش بيني مي كنيد؟
- اگر من بمانم قهرمان ليگ مي شويم، به فينال قهرمانان باشگاههاي آسيا مي رويم.
* چقدر ممكن است كه نمانيد؟
- همان جواب قبلي را مي دهم. بايد از مديريت باشگاه سؤال كنيد.

  


به بهانه آغاز فصل جديد رقابتهاي لاليگا؛ امسال نوبت بارسلوناست؟

 

فصل جديد رقابتهاي لاليگا در حالي آغاز مي شود كه هنوز پنجره نقل و انتقالات تابستاني در اسپانيا هم بسته نشده و در اين ميان



اولين تيمي كه بيش از ديگران براي خريد يك مهاجم ديگر تلاش مي كند، رئال مادريد مدافع عنوان قهرماني است كه بعد از نيامدن كريستيانو رونالدو به سانتياگو برنابئو و خريد رافائل فان درهارت هلندي به عقيده برند شوستر همچنان به يك مهاجم تراز اول نياز دارد، ولي كالدورن هنوز نتوانسته اين خواسته او را عملي كند.
كهكشاني ها براي رسيدن به داويد ويا آقاي گل يورو 2008 دست به هركاري زده اند، ولي والنسيا حاضر به از دست دادن كليدي ترين بازيكن خط حمله خود نيست و از سوي ديگر خود ويا هم چندان رغبتي براي انتقال به مادريد ندارد. جايي كه مسلماً بارها و بارها در طول فصل نيمكت نشيني را تجربه خواهد كرد و با توجه به اينكه نيمي از باشگاههاي اروپايي خواهان به خدمت گرفتن او هستند، مسلماً چنين ريسكي يك حماقت محض تلقي مي شود.
به هر حال آنچه فصل جديد رقابتهاي لاليگا را تحت تأثير قرار داده، نه اين مسأله، بلكه تحولات گسترده اي است كه در باشگاه رقيب مدافع عنوان قهرماني بعد از پايان رقابتهاي فصل قبل رخ داده است، در كاتالونيا عصر فرانك رايكارد به پايان رسيد و پپ گوارديولا جاي او را روي نيمكت آبي اناري ها گرفت. گوارديولا كه تجربه محدودي در امر مربيگري دارد، دانش كافي براي هدايت بارسلونا را داراست و اين توانايي را دارد كه ناآراميهاي ايجاد شده در اردوي كاتالونيايي ها را بعد از دوران رايكارد خاموش كند.ورود او به بارسا با انقلاب گسترده اي همراه شد. رونالدينو سردسته بازيكنان ياغي تيم به ميلان رفت و دكو هم راهي چلسي شد. تورام و زامبروتا هم اين جمع را ترك كردند. به جاي آنها چهره هايي نظير سيدو كيتا، الكساندر هلب، دانيل آلوس به بارسلونا آمدند تا ناكامي دوفصل پياپي و تماشاي قهرمانيهاي رئال با كاپلو و شوستر با حضور آنها در تركيب آبي اناري ها به اقتدار سفيدپوشان پايتخت نشين در اسپانيا خاتمه بخشد.
گوارديولا بعد از ماهها كش و قوس با اتوئو هم او را در اين جمع نگه داشت، ولي با رفتار خود به مهاجم كامروني فهماند كه دوران رايكارد به سرآمده و قوانين تازه اي در باشگاه حاكم هستند. بدين ترتيب او با حضور اتوئو، مسي و تيري آنري يكي از زهردارترين خط حمله هاي حال حاضر دنيا را دراختيار دارد كه البته تيم رايكارد هم آن را داشت، ولي هرگز نتوانست با رئال شوستر در رقابتهاي باشگاهي برابري كند.
با اين حال كاتالونيايي ها ترجيح دادند كه با بازسازي همان تيم سال قبل كه چند مهره جديد را هم كنار خود مي بيند، براي بازگشت به عرصه قهرماني، لاليگا را آغاز كنند و اين درحالي است كه رئال مادريد ماهها منتظر كريس رونالدو ماند و هر روز پيشنهاد جديدتري به او ارائه كرد، ولي هيچ خبري از انتقال او به مادريد نشد.
دو قطب برتر فوتبال اسپانيا، امسال هم همچون فصلهاي گذشته ويارئال تيم دوم فصل قبل را كنار خود مي بينند كه در حال حاضر بزرگترين مشكل خود را مصدوميت نيهات قهوه چي ترك مي داند. سويا هم برغم از دست دادن كيتا، آلوس و پولسن همچنان در زمره مدعيان ايستاده و البته كه ترس همه از والنسيا است كه با اوناي امري و ستاره هاي ملي پوشش در جام ملتهاي اروپا يك رقيب جدي به شمار مي رود.
اگرچه والنسيا در مجموع دو ديدار رفت و برگشت مغلوب اقتدار رئال شد و حرفي براي گفتن نداشت، اما قهرمان سال گذشته جام حذفي يك سال رقابت پاياپاي همراه با مدعيان را در توانايي خود مي بيند.

  


استارت دوباره سريA ؛ آخرين شرط بندي مورينيو، انقلاب برزيلي ميلان

 

بعد از سه فصل تكنوازي اينتر كه با ترس از رم اسپالتي، سه اسكودتو متوالي را براي نراتزوري به ارمغان آورد، ميلان و يووه هم بعد از



رهايي از بحراني كه كالچوپولي آنها را بدان گرفتار كرده بود، به جمع مدعيان قهرماني مي پيوندند تا با قرار گرفتن فيورنتينا در كنار آنها، جمع مدعيان عنوان قهرماني اسكودتو تكميل شود.
اينتر بزرگترين تحول اين فصل سري A را با استخدام خوزه مورينيو به نام خود ثبت كرد تا فوتبال ايتاليا يك ميهمان ويژه داشته باشد. اگرچه مورينيو براي ادامه روند موفقيت آميز تيم سياه و آبي پوش ميلاني به آپيانو جنتيله آمده ولي هدف اصلي موراتي و باشگاه نراتزوري از عقد قرارداد با او، بازگشت پرافتخار به رقابتهاي ليگ قهرمانان اروپاست كه اينتر همواره طي سالهاي اخير در آن ناكام بوده و به تماشاي قدرت نمايي رقيب ديرينه اش ميلان نشسته است.
آقاي خاص مي داند كه در ايتاليا روزگار متفاوتي را با آنچه در جزيره تجربه كرده، پيش رو خواهد داشت. او در ايتاليا خيلي زود چهره شد. همان روزي كه در اولين كنفرانس خبري اش در كمال ناباوري همه، ايتاليايي حرف زد تا نشان دهد چه اندازه در اهداف و برنامه هايش استوار و جدي عمل مي كند.
مورينيو اينتر مانچيني را در دست گرفته تا آن را از آن سردرگمي و بي هويتي هميشگي رهايي بخشد و آنچه از او طي ديدارهاي تداركاتي تابستان ديديم، نشان مي دهد كه مرد پرتغالي راه طولاني فصل را درست انتخاب كرده است.
اينتر با تيمي كه قهرمان ايتاليا شد، زمين تا آسمان فرق كرده و تفكرات مورينيو در بازي تك تك مهره هاي نزاتزوري به چشم مي خورد. ولي در اين ميان روسونري تنها نظاره گر اين خريد استثنايي موراتي نبودند.
برلوسكوني و گالياني دار و دسته برزيلي هاي ميلان را تكميل كرده و رونالدينيو را به ميلان آوردند. حالا همه براي تماشاي مثلث كاكا، پاتو و روني لحظه شماري مي كنند و البته فلاميني و سندروس كه از آرسنال ونگر به اين جمع اضافه شده اند هم بر قدرت تهاجمي ميلان بيش از پيش خواهند افزود.
فراموش نكنيم كه آنچلوتي، شوچنكو را هم در خط حمله دارد و با اين اوصاف مقابله با ميلان براي همه به يك كابوس ابدي تبديل خواهد شد. يوونتوس با حفظ بافت سال قبل با يكي دو تغيير در تركيب اين فصل كه پولسن و آمائوري از چهره هاي مهم آن به شمار مي روند در كورس قهرماني مي ايستد و رم با خريداري كردن ريسه از ليورپول و باپتيستا از رئال مادريد در پي جبران ناكاميهاي فصل گذشته است.
رمي ها طي سالهاي اخير پا به پاي اينتر براي قهرماني جنگيدند، ولي تيم اسپالتي با اينكه زيباترين فوتبال را در جمع تيمهاي ايتاليايي به معرض نمايش مي گذارد، همواره به دليل عدم دراختيار داشتن سرمايه كلاني كه تيمهاي شمالي از طريق آن مطرح ترين ستاره هاي دنياي فوتبال را به ميلان و تورينو مي كشانند، پشت خط مانده و نتوانسته شايستگيهاي خود را اثبات كند.
رم امسال هم از نظر تعداد مهره و بازيكن توان برابري با رقباي ديرينه را نخواهد داشت، ولي مثل هميشه براي حضور در رده هاي بالاي جدول روانه مسابقات خواهد شد.

  


ليگ برتر جزيره تحت تأثير بازار نقل و انتقالات ؛
غيرقابل پيش بيني، شوكه شده

 

چلسي، صدرنشين رقابتهاي ليگ جزيره تنها تيمي است كه بعد از گذشت دو هفته از رقابتهاي اين فصل هنوز گلي دريافت نكرده



است. دكو هافبك پرتغالي آبي ها كه دو گل در دو بازي نخست خود براي تيم لندني به ثمر رسانده، مؤثرترين خريد اين فصل ليگ برتر نشان داده است.
اين درحالي است كه او زمان حضور در بارسلونا در 112 بار حضور در تركيب اين تيم، تنها13 بار دروازه حريفان آبي اناري ها را گشوده بود.
به موازات اين تيم، ليورپول رافا بنيتس گام بر مي دارد. تيمي كه تناقض همچنان در آن موج مي زند. بندرنشينان همچون هميشه با نمايشي كه به هيچ وجه مورد پسند نيست، به سوي قهرماني خيز برداشته اند و البته سرنوشت آنها به آخرين تحولات بازار نقل و انتقالات گره خورده است. احتمال اينكه گرت بري، آستون ويلا را ترك كند لحظه به لحظه كمتر مي شود و در اين صورت بنيتس يك شكست ديگر را هم در جذب يك بازيكن مياني تجربه خواهد كرد. فولام و هال سيتي با پيروزيهايي كه اين هفته به دست آوردند يك بار ديگر نگاهها را به سوي خود خيره ساختند. سال قبل اين امكان وجود داشت كه يك تيم با 36 امتياز در ليگ برتر ماندني شود و به دسته پايين تر سقوط نكند.فصل پيش از آن38 امتياز حداكثر بود. پس با اين اوصاف امسال با 37 امتياز ميسر و ممكن مي شود و در اين صورت هال سيتي از همين حالا 11 درصد از اين امتيازها را تنها بعد از طي 5 درصد از مسير فصل سپري كرده است. يك آمار استثنايي.

  


گفتگو با كلاوديو رانيري، مربي يوونتوس قبل از شروع رقابتهاي اين فصل سري A؛
اين تيم را قهرمان مي كنم

 

دانيال صدقي

تابستان «كلاديو رانيري» به بهترين شكل ممكن سپري شد. يوونتوس او در ديدارهاي تداركاتي نمايش قابل قبولي داشت و تنها در مصاف با هامبورگ شكست عجيب و غيرمنتظره اي را متحمل شد.




بينكونري در رقابتهاي مرحله مقدماتي ليگ قهرمانان در برابر «آرتمديا» نماينده اسلواكي هم با اقتدار پيروز شده و بعد از دو سال دوري از اين مسابقات به آن بازگشته اند. صرفنظر از پيروزي پرگل در بازي خانگي، تساوي يك بر يك در ديدار برگشت، يووه را به مرحله گروهي اين رقابتها بازگرداند تا خاطرات مربوط به دوران حضور در دسته پايين تر بعد از رسوايي «كالچوپولي» بتدريج محو شوند.
رقابتهاي اين فصل سري A از شنبه شروع مي شود و رانيري كه سال قبل از همان ابتدا گفته بود براي بازگرداندن يووه به جايگاه چند سال قبل به زمان نياز دارد، مي داند كه امسال بهترين زمان ممكن براي نتيجه گيري است.
او برخلاف سال گذشته كه محتاط و محافظه كارانه در مورد پروژه هاي فصل صحبت مي كرد، در آستانه رقابتهاي اين فصل با قاطعيت از قهرماني با تيم تورينويي حرف مي زند.
* از اينكه با پيروزي به رقابتهاي اروپايي بازگشتيد، چه احساسي داريد؟
** از تيم منسجم و متحدي كه دارم خيلي راضي ام. ما نشان داديم كه همان تيم سال قبل هستيم و از همان روحيه برخورداريم.
* ولي امسال خيلي شرايط سخت تر خواهد بود؟
** بله، ولي در عين حال مي دانيم كه پيروزي در خون يووه است. من خودم اين طرز تفكر را پيدا كرده ام و قبل از من بازيكنان مطرح اين تيم هم به اين پيروزيها عادت كرده بودند. يك سال قبل براي بازگشت به سطحي كه در آن قرار داشتيم، دنبال همه چيز مي گشتيم، ولي امسال تيمي داريم كه كاملاً متحد است. بازي تيمي ما مؤثر عمل مي كند. من براي هر منطقه از زمين دو بازيكن مي خواستم كه آنان را داريم.
* ولي بازيكنان يووه فقط قدرتي هستند و كيفيت بازيشان بالا نيست؟
** هنوز هم همين حرف را مي زنيد؟ تيم ما در فصل نقل و انتقالات اهداف مشخصي داشت و به آنها دست يافت. البته دوباره تكرار مي كنم اينكه همه بگويند تيم ما كيفيت بازي پاييني دارد، به اعتقاد من نوعي بي احترامي به ستاره هاي اين تيم است. شما بازي دل پيه رو را ديده ايد؟ او فوق العاده عمل مي كند و مطمئن هستم كه بعد از سپري كردن يك فصل استثنايي امسال بهتر هم ظاهر خواهد شد.
* ليپي هم او را دوباره به تيم ملي دعوت كرد؟
** ليپي اولين مربي است كه هميشه او را تحسين كرده است. خودش به من گفته بود كه مي خواهد آماده ترين بازيكنان از نظر شرايط جسماني را دعوت كند. من هم با نظر او موافق بودم.
* بوفون، كامورانزي، دل پيه رو، كيليني، ياكووينتا، تيم ملي ايتاليا دوباره يوونتوسي شده است.
** من نمي خواهم در كار ليپي دخالت كنم، ولي گمان مي كنم «له گروتاليه» و «مولينارو» هم استحقاق حضور در اين جمع را دارند.
* يوونتوس شما از سال قبل قوي تر است؟
** بله، مي دانيم كه بهتر شده ايم و بايد بهتر هم شويم. يك فصل ديگر در سريA و بازگشت به اروپا چيزهاي زيادي به ما خواهند آموخت. مي دانيم كه در حال اجراي يك پروژه بزرگ هستيم و مي توانيم پيروز شويم. اگرچه اين كار راحت نيست، ولي مي دانم كه براي بقيه هم راحت نخواهد بود.
* بازيكنان شما هم همين حرفها را تكرار مي كنند؟
** دقيقاً. هيچ حريفي به راحتي ما را مغلوب نخواهد كرد تا بعد كه ببينيم چه اتفاقاتي مي افتد.
* ولي بعد از پيروزي دور رفت مقابل «آرتمديا» حتي مسؤولان تيم هم به اين باور رسيده بودند كه يووه در اروپا هم توان قهرماني دارد.
** به هر حال علايمي كه مشاهده كرديم به ما كمك مي كند تا اين فضا را ايجاد كنيم. ما مي خواهيم رؤياي ليگ قهرمانان را تجسم كنيم، ولي از سوي ديگر نمي خواهيم خودمان را فريب دهيم. اين درست نيست. تفاوت زيادي بين اين دو موضوع است. فريب دادن با حرف زدن تكميل مي شود، ولي رؤياها و آرزوها را مي توان با اراده و تلاش بيشتر محقق كرد. اين قدرت اصلي گروهي است كه ما دراختيار داريم.
* شما مي توانيد هم مربي باشيد و هم يك سهامدار.
** خيلي ممنون.
* گمان مي كنيد اين جمله فقط يك تعريف ساده بود؟
** از نظر من بله. زماني كه من با يك باشگاه قرارداد امضا مي كنم، يك پروژه را قبول كرده ام. فقط نبايد براي كسب درآمد بيشتر اين مسؤوليت را پذيرفت. حداقل من اين طور رفتار مي كنم و احساس كردم هواداران يووه هم متوجه اين نكته شده اند. يك سال قبل در سن سيرو و قبل از بازي با اينتر به اين نكته پي بردم. آنها هنگام گرم كردن تيمها اسم من را فرياد مي زدند و آواز مي خواندند. من از حمايت همه باشگاه برخوردارم و اين رابطه و احترام كاملاً متقابل است.
* گمان مي كنيد قبل از اينكه 70 ساله شويد، با يووه به مقام قابل توجهي دست پيدا مي كنيد؟
** (با خنده) هنوز وقت دارم. تازه اكتبر 57 ساله خواهم شد.
* ولي مورينيو گفته بود كه شما 70 سال داريد؟
** اصلاً فكرش را هم نكنيد كه با طرح اين سؤال بخواهيد درباره اين موضوع دوباره حرف بزنم. به اندازه كافي در اين زمينه صحبت شد.
* دوست داشتيد در اين تيم فعلي يوونتوس حتي بازي مي كرديد؟
** اي كاش مي شد. من چند بازي در تيم ملي B با تاردلي بازي كردم. او فوق العاده بود و در يوونتوس هم بازي كرد، ولي بعد كنار گذاشته شدم. خيلي بازيكن خوبي نبودم.
* پس مي توانيد در نقش مربي جبران كنيد.
** واقعاً دلم مي خواهد اين اتفاق بيفتد. خيلي دوست دارم يك جام مهم با يوونتوس فتح كنم.
* بعد از آن چه كار خواهيد كرد؟
** دوست دارم دريك تيم ملي مربيگري كنم. حتي زماني كه يك سال و نيم بيكار بودم هم به اين موضوع فكر كرده بودم، ولي آن موقع خيلي جوان بودم. اكنون مي خواهم يووه را قهرمان كنم و بعد ببينم چه اتفاقاتي خواهد افتاد و همه اين كارها را قبل از 70 سالگي انجام خواهم داد.

  


فاجعه در شمال لندن ؛واقعاً بر سر تاتنهام چه آمده است؟

 

درحالي كه هنوز قضيه ديميتار برباتوف و پيوستن او به يونايتد ادامه دارد، شكستهاي پشت سر هم تيم خوانده راموس هم در نوع خود تعمق و توجه خاصي مي طلبد.




راموس از اينكه موضوع ترانسفر بازيكنان حتي بعد از آغاز رقابتهاي ليگ برتر ادامه پيدا كرده، شاكي است و مي گويد: اين امر يكي از بي معناترين چيزهايي است كه در فوتبال انگليس ديده است.
راموس معتقد است كه شروع فصل نبايد اين گونه باشد و از طرفي مي داند كه نمي تواند با نظر مسؤولان و مديران باشگاه لندني مخالفت كند. در سالي كه چهار قدرت برتر فوتبال جزيره يك بار ديگر روي رقابتهاي ليگ قهرمانان زوم كرده اند، تيمهاي ديگراميدوارند در بازيهاي آخر هفته به نتيجه دلخواه دست يابند، اما اين رفت و آمدها و جابه جايي ها كه تمامي هم ندارند، اجازه اين تمركز لازم را صادر نمي كنند.
تاتنهام البته نمي تواند دليل دو شكست اول فصل را به اين موضوع ربط دهد. براي اينكه آنها خودشان خواسته اند برباتوف را روي نيمكت بگذارند و توجيهي براي اين شروع انتقاد برانگيز نداشته اند.
درشمال لندن، آرسنال هم هفته تلخي را پشت سرگذاشت، روزي كه آنها در ژانويه گذشته فولام را با سه گل شكست دادند، متيو فلاميني و سسك فابرگاس قلب خط مياني تيم را تشكيل داده بودند، اما اين هفته جاي آنها را دنيلسون كه يك بعدازظهر جهنمي را گذراند و امانوئل آدبايور كه در پست غيرتخصصي خود بازي مي كرد، گرفته بودند.
آرسنال دربي را به فولام باخت. مشكلات قديمي همچنان سرجاي خود باقي ماندند. گل فولام از روي تنها كرنرآنها در طول بازي به دست آمد و توپچي ها هم نتوانستند طبق معمول هميشه از موقعيتهاي فراواني كه داشتند، حتي يكي از آنها را به گل تبديل كنند. اتفاقاً آرسن ونگر هم تا چند روزي كه به پايان مهلت نقل و انتقالات تابستاني مانده، دنبال يك بازيكن مؤثر در خط مياني است.
فابرگاس معتقد است كه جدايي جمعي از بازيكنان كليدي فصل قبل تأثيري در قدرت بازي آرسنال نداشته وآنها تنها در خط مياني به مهره اي نياز دارند كه بتواند بجنگد و آنچه تركيب توپچي ها فاقد آن است را دراختيارشان بگذارد. گرت بري اين جا هم هواخواهان زيادي دارد، اما 17 ميليون پوند براي خريد او رقمي است كه موجب شده نه ليورپول و نه آرسنال هيچيك نتوانند اين آرزو را محقق كنند.

  


ليگ برتر تحت تأثير اعداد

 

 -تعداد امتيازات 4 تيم ليگ برتري است كه بعد از گذشت دو مسابقه هنوز در اين رقابتها نتوانسته اند امتيازي جمع كنند. جالب اينكه قهرمان جام حذفي پورتسموث و تاتنهام فعال ترين تيم بازار نقل و انتقالات هم در اين فهرست به چشم مي خورند و ويگان و وست بروموويچ تيمهاي ديگر هستند.
 - تعداد كرنرهايي است كه فولام روي دروازه آرسنال فرستاد و اتفاقاً همين يك كرنر منجر به گل پيروزي بخش آنها مقابل تيم آرسن ونگر شد.
 - تعداد گلهايي است كه منچستر يونايتد قهرمان دوره قبل در دو بازي اول فصل خود به ثمر رسانده و باز هم جالب اينكه دارن فلچر زننده هردو گل آنها بوده است.
 - تعداد تيمهايي است كه اين هفته، برغم در اختيار داشتن درصد بالاي مالكيت توپ، نتيجه را به حريفان خود واگذار كردند. مسلماً تاتنهام، آرسنال و استون ويلا در اين فهرست جاي مي گيرند و وست برومويچ هم تيم آخر است.
 - تيمهايي هستند كه درفاصله هفته اول رقابتها تا هفته دوم تركيب خود را تغيير ندادند. استون ويلا، بلكبرن، بولتون، نيوكايل و وستهم.
 - بازيهايي هستند كه امسال با نتايج يك بر صفر و دو بر يك تمام شده اند و اين بدين معناست كه نيمي از بيشتر بازيها تنها يك گل داشته اند كه در ليگ برتر انگليس امري چندان مرسوم نيست.
 - تعداد دفعاتي است كه مايكل اوون با ضربه سر براي نيوكاسل گلزني كرده است. او از فصل گذشته تاكنون 12 گل براي اين تيم به ثمر رسانده است. البته عدد هفت تعداد گلهايي هم هستند كه در 60 دقيقه اول ديدارهاي هفته دوم اين فصل ليگ برتر ثبت شده اند و 16 گل ديگر در سي دقيقه آخر وارد دروازه ها شده اند.
- تعداد گلهايي هستند كه آندري شوچنكو 30ميليون پوندي در اين 47 بازي كه به ميدان رفت براي چلسي به ثمررساند.
 - تعداد دقايق اضافه كه در جريان بازي منچستر سيتي و وستهم بعد از مصدوميت مايكا ريچاردز گرفته شد. او در اوايل وقت دوم مسابقه بي هوش روي زمين افتاد.
- تعداد مليتهاي مختلفي است كه در تركيب فولام مقابل آرسنال در زمين بازي حضور پيدا كرده بودند.
-تعداد پاسهايي است كه بازيكنان يونايتد بدون دخالت پورتسموث قبل از گل فلچر بين هم رد و بدل كرده بودند!
- فاصله ميان سالهاي دو پيروزي آخر استوك سيتي در ليگ برتر و آخرين پيروزي آنها مقابل آرسنال در مارچ 1985.
  - سن استوارت آتول داوري است كه ديدار بلكبرن و هال سيتي را سوت زد و او را به عنوان جوانترين داوري كه در رقابتهاي ليگ برتر كار خود را شروع كرده معرفي كرد.
- تعداد بازيهاي پياپي داربي كانتي كه بدون كسب پيروزي به پايان رسيده اند.

  


راز منفور بودن رئيس باشگاه صدرنشين بوندس ليگا؛
هوپ، آبراموويچ نيست!

 

مالك باشگاهي كه در كمال تعجب و شگفتي همگان تنها و بي رقيب صدرنشين رقابتهاي اين فصل بوندس ليگاست ديتمار هوپ ميلياردر آلماني است.




او زماني كه باشگاه در دسته سوم ليگ آلمان حضور داشت، رياست آن را برعهده گرفت و در عرض دو سال آن را به رقابتهاي بوندس ليگا رساند و حالا به شكلي ناباورانه در صدر جدول اين مسابقات ايستاده است.
تئو ازوانزيگر رئيس فدراسيون فوتبال آلمان هوپ را شخصيتي كاملاً متفاوت با رومن آبراموويچ مالك چلسي معرفي مي كند. «تصويري كه همه از هوپ در ذهن خود تصور كرده اند، كاملاً غلط و اشتباه است.»
ازوانزيگر حمايت كامل خود را از هوپ اعلام كرده و گفته كه او مردي است كه به خاطر علاقه به شهر و تيمي كه در جواني بازي هم كرده، ميليونها يورو براي اين باشگاه خرج كرده است.
او يكي از شخصيتهاي بسيار منحصر به فرد فوتبال امروز دنياست كه البته در آلمان خيلي هم منفور است. «او به لطف كاري كه داشته، ثروتمند شده و پولهايش را با خريد ستاره هاي بزرگ با رقمهاي نجومي دور نمي ريزد. هوپ يك مدير موفق است كه فقط روي جوانان سرمايه گذاري مي كند و روي همين اصل پروژه هاي اصلي باشگاه را تحقق مي بخشد.»
هوپ برنامه ريز سابق IBM بعد از مدتي يك كمپاني ديگر تحت عنوانSAP تأسيس كرد وامروز در جدول ثروتمندترين ميلياردرهاي آلماني در مكان هشتم قرار گرفته است.
سرمايه شخصي او چيزي در حدود 3/6ميليارد يورو برآورده مي شود. هوپ در باشگاهش حدود 20 ميليون يورو سرمايه گذاري كرده و در حال ساخت يك ورزشگاه جديد 30 هزار نفري براي شهري است كه تنها 30 هزار جمعيت دارد، اما او برغم انجام همه اين اقدامها همواره مورد انتقاد تند و تيز هواداران تيمهاي حريف بوده، به طوري كه سال گذشته حتي از اينكه در ديدارهاي خارج از خانه هوفنهايم حضور پيدا كند و دشنامها و ناسزاهاي طرفداران تيم ميزبان را به جان بخرد، اجتناب ورزيد. رويه اي كه حتي امسال هم هيچ تغييري نكرده و حتي شنبه اين هفته هم در جريان ديدار هوفنهايم مقابل بورسيا مونشن گلادباخ هواداران حريف با سوتهاي ممتد و شعارهاي نامناسب رئيس باشگاه صدرنشين بوندس ليگا را مورد انتقاد قرار دادند. از نظر ازاونزيگر اين توهينها ديگر صبر و حوصله هوپ را به سر رسانده و او از شنيدن و تحمل كردن آنها خسته شده است.
با اينكه رئيس باشگاه مونشن گلادباخ بابت اين اتفاق از هوپ عذرخواهي و حتي اين اقدام هواداران تيمش را هم شرم آور و وقيح توصيف كرد، اما حتي اين حركت او هم چيزي از نفرتي كه نسبت به هوپ در فوتبال آلمان وجود دارد، نكاسته است.

  


فان بومل بازوبند كاپيتاني بايرن مونيخ را از دست مي دهد؟؛
قرباني فضاي سنگين

 

مارك فان بومل هلندي يكشنبه اين هفته هم در دقيقه بيست و سوم نيمه دوم ديدار هامبورگ از هربرت فاندل يك كارت زرد ديگر گرفت تا سومين كارت قرمز خود را در 10 بازي آخري كه براي بايرن مونيخ انجام داده، دشت كند.




كاپيتان 31 ساله باوارياييها با اين وجود خود را قرباني بي عدالتي رايجي مي داند كه داوران آلماني در قبال او به اجرا مي گذارند و براي توجيه كارتهاي قرمز خود مي گويد: «شايد چهره من تصويري نادرست از آنچه هستم را نمايش مي دهد. نمي دانم. اطمينان دارم كه اگر بازيكن ديگري خطايي كه من مرتكب شدم را انجام داده بود بازي بدون توقف ادامه پيدا مي كرد. البته اينكه همه به من نوعي توجه خاص دارند، خوب است...» اما شايد فان بومل نداند كه ادامه روندي كه او در پيش گرفته در نهايت به سلب بازوبند كاپيتاني از وي منجر خواهد شد. خصوصاً اينكه او اولين اخطار را از مسؤولان باشگاهش دراين زمينه دريافت كرده و از او خواسته شده تا بيشتر مراقب رفتار و كردارش باشد و با تسلط بيشتر بر اعصابش بازي كند.
مقايسه مدام او با اوليور كان كه فصل قبل براي هميشه از فوتبال خداحافظي كرد، در نقش كاپيتان تيم مونيخي اشتباهي است كه همه مرتكب آن شده اند.فرانس بكن باوئر اولين كسي است كه از عملكرد او به ستوه آمد و به خاطر همين كاپيتاني بايرن مونيخ هم همين امروز و فردا از او گرفته خواهد شد.
در شرايطي كه بايرن مونيخ به هيچ وجه در رقابتهاي باشگاهي آلمان خوب نتيجه نمي گيرد، كارت زردها و قرمزهايي كه فان بومل يكي بعد از ديگري كلكسيون مي كند، كمر تيم كلينزمن را شكسته است و اين دقيقاً نكته اي بود كه رومنيگه رئيس باشگاه هم به آن اشاره كرد.
شايد بتوان بعد از اعتراف يك بازيكن به انجام خطا يا اشتباه او را بخشيد (كه فان بومل) هرگز چنين كاري را هرگز انجام نداده، اما حتي در اين صورت هم هيچ توجيهي در 10 نفره كردن تيمي كه براي تغيير نتيجه و عقب ماندگي تلاش مي كند، نمي توان پيدا كرد. فان بومل بي توجه به اين جار و جنجالهايي كه در رابطه با كارت قرمز او در آلمان راه افتاده، بيشتر سعي در اين دارد كه دشمني داوران با خود را به مسائل ديگر ربط دهد.
او در جايي ضمن به زبان آوردن يك ضرب المثل هلندي كه مي گويد: «بزرگترين درختان بيشتر در معرض باد هستند» گفته كه مطمئناً شكل و قيافه ظاهري او دليل اصلي خصومت داوران با وي است. به هرحال او با كارت قرمزي كه مقابل دورتموند گرفت، بازي اين هفته مقابل هرتابرلين را ازدست داد و بازوبند كاپيتاني را به لوسيو و يا لام بخشيد و ديگر هيچ تضميني هم وجود ندارد كه در بازگشت دوباره به ميدان همچنان در نقش كاپيتان مونيخي ها به ميدان رود.

  


چهره ها

 

مشكل پسند




داريوش مصطفوي اين روزها بد جوري كلافه است. پيرمرد از صبح كله سحر شال و كلاه مي كند و به همراه ايوان پتروويچ و همسرش براي بازيكن صربستاني پرسپوليس دنبال خانه مي گردد.
اما ايوان و همسرش آن قدر مشكل پسندند كه روي هر خانه اي يك عيب مي گذارند و زير اجاره نامه را امضا نمي كنند. نشريات ورزشي نوشتند پتروويچ يكي از خانه هاي واقع در منطقه قيطريه تهران را به دليل اينكه وان استاندارد نداشته پسند نكرده است. مصطفوي هم هر چه تلاش كرد تا بلكه او كوتاه بيايد، فايده اي نداشت. «باور كن ايوان جان وان حمام خانه من كه مديرعامل پرسپوليس هستم، از اينم كوچكتره. اون قدر كوچكه كه تا حالا چند بار پسر كوچيكم داخلش گير كرده و با مصيبت كشيدمش بيرون.»
مي گويند همسر پتروويچ به خاطر اين خانه به دوشي بدجوري از دست شوهرش شاكي است و مدام مي گويد: «چرا ما خانه نداريم ايوان؟» پتروويچ هم معمولاً جواب مي دهد: «درست مي شه، فقط چند وقت دندون روي جيگر بذار.» و بعد هر دو با چشماني پر از اشك به هم خيره مي شوند. حمام آخرين خانه اي كه مصطفوي به پتروويچ نشان داد 6 تا وان داشت اما اين بار همسر ايوان قهر كرد. «مگه مرده شور خونس كه اين قدر وان داره؟ من عمراً اينجا نميام.»

اي داور عزيز




بنا بر اعلام فرخزادي، سخنگوي باشگاه پرسپوليس اين باشگاه در نظر دارد به هواداراني كه بهترين اشعار را در حمايت از داوري بسرايند، هداياي نفيسي اهدا كند. در همين راستا بسياري از هواداران پرسپوليس كار و زندگي خود را رها كرده اند و به سرودن اشعار حماسي در حمايت از داوران روي آوردند كه در نهايت پس از بررسي هاي طولاني اين اشعار به بخش نهايي راه پيدا كردند. «اي داور عزيز كه جانم فداي تو... قربان كارت قرمز و مهر و صفاي تو»... «چاي سماور، براي داور...»... «آن كس كه مرا روح و روان بود، داور بود... آن كس كه گفت پنالتي نبود، داور بود... افسوس كه رفت تيم ما به دسته دو... آن كس كه نبود عين خيالش، داور بود»... «نه قرمز، نه آبي، فقط مسعود مرادي»... «داور كمكها تو بردار رو بيا»... «تو كز باختن تيم من بي غمي... نشايد كه نامت نهند داوري.»... «داور پر كرشمه، اومد كنار چشمه.» اين شعار آخري زماني كاربرد دارد كه داور تشنه اش مي شود و براي آب خوردن كنار زمين مي آيد.

اصل مهم




اگر كلي واقع بين باشيم، متوجه مي شويم استارت ناكامي در المپيك زماني زده شد كه مقداد نجف نژاد از مديرعاملي استقلال كنار گذاشته شد. خودش مي گويد: « به من گفتند روال طبيعي كار اين است كه آدم پس از ناكامي استعفا بدهد. پس اميدوارم حالا كه در المپيك پكن ناكام مانديم، خودشان هم اين اصل مهم را فراموش نكنند.» نجف نژاد اين روزها به كابوس علي آبادي تبديل شده. رئيس سازمان هر طرف كه سر مي چرخاند، او را مي بيند، در حالي كه لبخند مرموزي بر لب دارد با صدايي رعب آور مي گويد «استعفا بده... استعفا بده اي ناكام» با توجه به اينكه بيشتر بچه هاي تيمهاي ملي كشتي آزاد و فرنگي مازندراني هستند بركناري نجف نژاد از مديرعاملي استقلال تأثير روحي بدي روي آنها گذاشت و از همان زمان مي شد حدس زد كه كشتي ايران در المپيك راه به جايي نخواهد برد.
نجف نژاد مي گويد: «به من گفتند شما اصول كار در ورزش را بلد نيستي. شما كه بلد بوديد چرا اين افتضاح را در المپيك به بار آورديد؟» به هر حال ناكامي در المپيك حداقل اين حسن را داشت كه بار ديگر پاي حرفهاي شيرين مقداد عزيز بنشينيم.

Crazy




افشين قطبي بابت اخراج ماركو، دستيار برزيلي اش در بازي با ذوب آهن خيلي ناراحت است. ماركوي بيچاره فقط يك كلمه به داور گفته بود Crazy (ديوانه). اما داور آن قدر با كلاس بود كه او را اخراج كرد. تازه به عقيده قطبي Crazy در فوتبال معني بدي ندارد و نبايد آن را «ديوانه» ترجمه كنيم. احتمالاً Crazy در فوتبال معني اي در مايه هاي «دمت گرم» يا «كجايي پسر چرا اين قدر كم پيدايي» دارد. البته استفاده از اين واژه در بسكتبال معني خيلي بدي دارد و اگر يك مربي آن را به زبان بياورد، داور مي تواند سه پرتاب آزاد غير مستقيم براي تيم مقابل اعلام كند. فارغ از تمام اين بحثها واقعاً جاي خوشحالي دارد كه داوران ما اين قدر به زبان انگليسي مسلطند كه در هياهوي 30 هزار تماشاگر بلافاصله معناي واژه Crazy را متوجه مي شوند و واكنش نشان مي دهند. اين حاصل تلاشهاي شبانه روزي مسعود عنايت، رئيس كميته داوران است كه معني تمام بد و بيراه هاي دنيا را در يك جزوه 1200 صفحه اي در اختيار داوران قرار داده. شنيده مي شود مسعود مرادي در بازيهاي المپيك به قدري انگليسي را غليظ صحبت مي كرده كه لوبوس ميشل چند بار از او خواهش كرده شمرده تر صحبت كند تا بفهمد چه مي گويد.

  


از مايلي تا قلعه نويي ؛ همه نزاع هاي دايي

 

* رسول بهروش

علي دايي هميشه در فوتبال ايران مرد خبرسازي بوده است. او از همان زماني كه با گلزني در بانك تجارت خودش را به جامعه ورزش



معرفي كرد تا هنگامي كه به گلزن اول تيم ملي بدل شد و پس از آن به عنوان كاپيتان همين تيم ايفاي نقش كرد و تا همين امروز كه در قامت سرمربي تيم ملي ايفاي نقش مي كند، هميشه و هميشه در صدر اخبار بوده است.
بين المللي ترين چهره فوتبال ايران البته، پروژه هاي جنگ لفظي متعددي را هم تجربه كرده است. در واقع ورود به مناقشه با امير قلعه نويي اولين درگيري دايي نيست. او پرونده هاي فراواني از اين دست را از سر گذرانده كه مرور برخي از آنها خالي از لطف نيست.

محمد مايلي كهن؛ از بازيگري تا مربيگري
اختلاف نظر علي دايي با محمد مايلي كهن مربوط به امروز و ديروز نيست. در واقع يك سر اين جدل ريشه در دوران بازيگري دايي دارد و سر ديگر آن از روزهاي مربيگري شهريار بيرون مي زند. اولين جرقه هاي اختلاف دايي با «محمد مايلي» به دور اول مقدماتي جام جهاني 98 فرانسه باز مي گردد؛ جايي كه ايران پس از پنج پيروزي متوالي، آماده نبرد تشريفاتي با سوريه مي شد. آن روزها به دلايلي كه هرگز به روشني فاش نشد، ميانه استاد و شاگرد شكر آب شده بود. ما به ازاي بيروني اين اختلاف جايي بود كه در بازي با سوريه، با وجود انتظارات عمومي، دايي به نيمكت تبعيد شد تا ايران در خط حمله با زوج خداداد عزيزي و گروسي بازي را آغاز كند.
در عين حال، خروج گروسي در دقيقه 40 و ورود علي دايي نشان داد مايلي كهن قدرت لازم براي رو در رو شدن با دايي جوان و گلزن را ندارد. با اين وجود، درگيري دايي با صالح نيا هنگام گرم كردن، باعث تشديد ناراحتي ها شد. پس از بازي با سوريه، تا مدتها و تا فاصله يك ماه قبل از مسابقه با چين، حاجي مايلي نام دايي را از فهرست مدعوين به تيم ملي قلم گرفت، اما در نهايت با پا در مياني فايقي و ديگر مسؤولان وقت ورزش، مهاجم بلند بالاي تيم ملي دوباره پيراهن سفيد ايران را به تن كرد و آتش اختلافها زير خاكستر پنهان شد.
فاز جديد مشاجره دايي و مايلي كهن هم از زمان جام جهاني 2006 علني شد. پس از نمايش بسيار ضعيف دايي در آلمان، مايلي كهن در يك برنامه تلويزيوني آشكارا دايي را به كارشكني، باند بازي و... متهم كرد. او تا جايي پيش رفت كه خداحافظي مصطفوي از فدراسيون را هم به دايي نسبت داد. دامنه اين درگيري تا همين اواخر امتداد پيدا كرد و در نهايت، كار به دادگاه كشيد.

رضا شاهرودي؛ تكل دين محمدي روي پاي مالديني
پرونده تأييد اختلاف دايي با رضا شاهرودي به اردوي آماده سازي تيم ملي فوتبال پيش از جام جهاني 98 فرانسه باز مي گردد؛ جايي كه كاپيتان دوم آن روزهاي فوتبال ايران در جدل لفظي شاهرودي و علي اكبر استاد اسدي دخالت كرد و با گرفتن جانب همشهري اش، به برخورد با هافبك چپ مشهور پرسپوليسي ها پرداخت. حتي گفته مي شود دامنه اين مناقشه، به درگيري فيزيكي هم كشيد. كمي بعدتر، سيروس دين محمدي در تمرينات يك تكل ناجور روي پاي شاهرودي رفت تا رضا مالديني را از حضور در جام جهاني معاف كند! بعد از آن تاريخ، هرگز اثري از نام شاهرودي در فهرست بازيكنان دعوت شده به تيم ملي مشاهده نشد!

افشين پيرواني؛ بازگشت به بارگاه سلطان
گر چه در غالب اوقات از دوران اوليه حضور در پرسپوليس تا كوچ به السد قطر و حضور در تيم ملي، رابطه علي دايي با افشين پيرواني مسالمت آميز بوده است، اما بعد از سپري كردن كدورت جزيي كاپيتان پرسپوليس در ليگ سوم حرفه اي، يك جدل تازه بين مدافع و مهاجم اسبق سرخپوشان درگرفت. ماجرا از اين قرار بود كه با ورود پروين به ويرانه به جا مانده از پرسپوليس ليگ سوم، ميناوند، دايي و پيرواني به طور همزمان پرسپوليس را ترك كردند و در اقدامي مشترك به بدگويي از سلطان پرداختند. با وجود اين روي گرداندن پيرواني از اين جمع سه نفره و توبه او(!) موجبات تكدر خاطر دايي را فراهم كرد. پيرواني بعدها يكي از نزديكان علي پروين شد.
محمد حسين ضيايي؛ آن حلقه معروف
در مورد حضور علي دايي در صبا باتري، دو روايت مختلف از مداخله او در كار زيبودينوويچ و محمد حسين ضيايي نقل مي شود. عده اي از زبان سرمربي ترك تبار آن زمان صبا نقل مي كنند كه حلقه دايي و بازيكنان پيش از آغاز هر مسابقه در زمين، مهر باطل به همه حرفهاي ضيايي در رختكن مي كشيده است! به ويژه در مورد مرد كروات گفته مي شود اگر چه او اسما سرمربي باتري سازان بود، اما در عمل همه امور فني روي شاخ دايي اداره مي شد. اختلاف دايي با اين دو اگر چه در برخي از مواقع به رسانه هاي گروهي كشيده شد، اما هيچ گاه مصداق بيروني نيافت و آن گونه كه انتظار مي رفت، علني نشد. به هر حال محمد حسين ضيايي كه از مايلي كهن بزرگتر نيست!

ايمان مبعلي؛ تكلت بشكند!
اما يكي از مناقشه هاي دايي به جنگ سرد او با ايمان مبعلي مربوط مي شود. در دقيقه 78 بازي سوپر جام پايان ليگ چهارم، ايمان مبعلي با لباس فولاد يك تكل بسيار خشن روي پاي دايي صبايي زد تا حرف و حديث ها از همان زمان كليد بخورد. آن روزها شايعات فراواني در محافل ورزشي وجود داشت كه به حذف مبعلي از تيم ملي دلالت مي كرد. اين، دقيقاً همان اتفاقي بود كه رخ داد. خداحافظي ايمان از ايران، تا زمان حضور برانكو توجيه فني داشت، اما از وقتي خود دايي روي نيمكت تيم ملي نشست و غالباً روي نام مبعلي خط قرمز كشيد، شايعات اوج گرفت. مبعلي يكي از اركان قهرماني فصل گذشته الشباب بود .

علي پروين؛ مگر شما منجم هستيد؟
معروفترين دعواي دايي تا اين لحظه، به مشاجره وحشتناك لفظي او با علي پروين مربوط مي شود. پروين مردي است كه براي اولين بار دايي را به تيم ملي فوتبال فراخواند، با اين حال ادعاي دايي در مورد دخالتهاي پروين و اطرافيانش در روند فني و روحي و رواني پرسپوليس ليگ سوم، دو طرف را وارد يك مخاصمه بسيار جدي كرد. اوج اختلافهاي اين دو نفر به حضور دايي در برنامه زنده تلويزيوني نود بر مي گردد. عادل فردوسي پور كه آن روزها از نزديكترين دوستان دايي به شمار مي رفت، از آنجا كه خواستار انجام اصلاحات در عرصه فوتبال بود، دايي را به برنامه اش دعوت كرد تا در خصوص كارشكني هاي نزديكان پروين در پرسپوليس براي مردم صحبت كند. سخنراني 45 دقيقه اي آقاي گل ليگ سوم حرفه اي، بر آتش مجادلات دامن زد. فراز اصلي سخنان دايي به جايي مربوط مي شد كه او نقل قول پروين پس از سه پيروزي پر گل سرخپوشان را ذكر كرد و با به چالش كشيدن ادعاي سلطان مبني بر اينكه «روزهاي بد پرسپوليس هم از راه مي رسد.» با كنايه به استادش لقب پيشگو و منجم را داد! پروين كه حسابي از سخنان شاگردش برآشفته بود، عادت خود مبني بر حضور نيافتن در برنامه هاي زنده را ترك نكرد، اما در مطبوعات پاسخ محكمي به دايي داد. سرمربي اسبق پرسپوليسي ها ادعا كرده بود، اگر دايي بتواند 10 عدد روپايي بزند، او فوتبال را كنار خواهد گذاشت. قرار بود پروين در يك كنفرانس مطبوعاتي مفصل جواب دايي را بدهد، اما با توصيه بزرگترها(!) موضوع مسكوت ماند. دخالت سياسيون و بزرگان ورزش، بعدها به نمايش آشتي كنان پروين و دايي منجر شد، هر چند موضوع هرگز به طور كامل برطرف نشد.

شيث رضايي؛ يه كوچولو هلش دادم!
علي دايي در اواخر دوران بازيگري اش با فشار روز افزون افكار عمومي و رسانه هاي گروهي رو به رو بود. شايد همين ماجرا بود كه باعث مي شد تعداد دعواها و درگيري هاي او روز به روز افزايش پيدا كند. در كنار درگيري با محمود فكري كه به رد و بدل شدن الفاظ آنچناني(!) انجاميد و پاي دو طرف را به كميته انضباطي باز كرد، موضوع دعواي دايي با شيث رضايي هم بسيار بحث برانگيز بود. مدافع پر حاشيه پرسپوليسي ها در نبرد سرخپوشان با سايپا كوشيد تا با مخدوش كردن اعصاب و روان كاپيتان سابق تيم ملي، او را مهار كند، اما كار به جاهاي باريكي كشيد. تا جايي كه روي يك ضربه ايستگاهي براي نارنجي پوشان، دايي با ضربه پيشاني، سر شيث رضايي را مورد هدف قرار داد. خود كاپيتان مي گفت: «يه كوچولو هلش دادم!» اما تصاوير تلويزيوني چيز ديگري نشان مي داد. دايي بعدها از شيث عذرخواهي كرد.

گروه بازيكنان ملي؛ چشم در چشم كاپيتان
بعد از ناكامي ايران در جام جهاني 2006 آلمان، حرف و حديث هاي زيادي در مورد كاپيتان تيم ملي مطرح شد. بعدها دايي براي توجيه بازي ضعيفش، برخي از هافبك هاي تيم ملي را در مظان اتهام قرار داد و با يك جمله تاريخي به آنها حمله كرد: «توي چشم من نگاه مي كردند، اما پاس نمي دادند.» منتقدان با صراحت بيشتري، كريمي، كيا و نكونام را مصداق سخنان دايي دانستند. او حالا سرمربي تيم ملي شده و با قلم گرفتن نام دو نفر اول، تنها نكونام را دعوت مي كند.

امير قلعه نويي؛ همديگر را حذف كردند
شايد بتوان ريشه درگيري حاد كنوني بين علي دايي و امير قلعه نويي را در جانشيني اين دو روي نيمكت تيم ملي جستجو كرد. دايي و قلعه نويي به طور عجيبي بر دوران حضور هم در تيم اول ايران خط پايان كشيدند. امير به عنوان نخستين سرمربي تيم ملي بعد از جام جهاني آلمان، بلافاصله نام دايي را از فهرست دعوت شده ها قلم گرفت و البته خود، پس از ناكامي در جام ملتهاي آسيا، دفتر و دستكش را تحويل علي دايي داد. به هر تقدير اين دو مربي ايراني، در حال حاضر تداخل برنامه هاي تيم ملي با بازي هاي باشگاهي را دستمايه يك جدال لفظي محكم قرار داده اند. اينك، كار به جايي رسيد، كه دايي و قلعه نويي در برنامه زنده نود، عليه هم موضع مي گيرند و با خطاب كردن يكديگر با لفظ «بنده خدا» اوج بحران را به معرض نمايش مي گذارند.

خبرنگاران؛ ديوار كوتاه ما!
... و دست آخر خود ما خبرنگاران كه هميشه و در همه حال كوتاه ترين ديوار پيش روي شهريار بوده ايم. اگر چه در فرايند مشهور شدن دايي، رسانه هاي گروهي نقش مهمي را ايفا كردند، اما او هرگز با خبرنگاران ايراني مهربان نبود. اگر از چند روايت جسته و گريخته و تأييد نشده كتك كاري دايي با برخي روزنامه نگارها بگذريم، مواضع آتشين وي عليه ارباب جرايد و اصحاب قلم هيچ جاي حاشا و كتماني ندارد. دايي آشكارا خبرنگاران را «زايده ورزش» مي پندارد و در عمل اين عقيده اش را بروز مي دهد. همين حالا كه وي سرمربي تيم ملي شده، با جداسازي خبرنگاران از اردوهاي گوناگون تيم ملي، ثابت مي كند هيچ دل خوشي از آنها ندارد. تعامل يك طرفه مطبوعات با دايي در حالي صورت مي گيرد كه او بايد خود را مديون قشر رسانه بداند، اما در عمل... !!!

  


مربيان آلماني براي فوتبال ما چه كردند؟ ؛ آمدند، ديدند و گريختند!

 

* آرش محمدي

طي دو دهه اخير مربيان خارجي متعددي پا به فوتبال ايران گذاشته اند كه هر كدام به فراخور حال خود هدفهاي متفاوتي را دنبال كرده اند و با توجه به عملكردشان به دو دسته تقسيم مي شوند.




دسته اول مربيان كارگر پيشه اي مثل بگوويچ، ايويچ، لوكا و حتي بلاژويچ كه منشأ تحولات مثبتي در فوتبال ايران بوده اند و بسياري از فوتباليستهايي كه در حال حاضر در سطح اول فوتبال ايران بازي مي كنند، محصول تفكرات و انديشه هاي اين مربيان هستند.
دسته دوم مربياني بوده اند كه صرفاً براي بستن يك قرارداد چند صد هزار دلاري و يا با هدف مطرح شدن در فوتبال آسيا به ايران آمده اند كه عايدي فوتبال ايران از آنها چيزي در حد «صفر» بوده است. در اين ميان و با توجه به عملكرد مربيان آلماني، مي توان آنها را در گروه دوم دسته بندي كرد.
تا امروز 9 مربي آلماني وارد فوتبال ايران شده اند كه نتيجه كار آنها چيزي جز شكست نبوده است. مربيان سيستماتيك و صاحب سبكي كه براي نتيجه گرفتن، همه چيز بايد براي آنها مهيا باشد. آنها مربيان نظم گرا، قانون مدار و ايده آليستي هستند كه بدون اطلاع قبلي به فوتبال ايران آمده اند و بعد از چند صباحي به اين نتيجه رسيده اند كه فوتبال ما با ايده آلهايشان كاملاً بيگانه است.

يورگن گده؛ اولين آلماني
13 سال پيش بود كه گده به عنوان اولين مربي آلماني وارد فوتبال ايران شد و رهبري پرسپوليس را برعهده گرفت. او در ليگ 74- 73 شروع نااميد كننده اي با پرسپوليس در ليگ آزادگان داشت و باخت سه بر يك مقابل استقلال، پايان كار او در اين تيم تلقي شد. پس از پايان اين بازي بود كه تماشاگران پرسپوليس عليه مربي آلماني تيمشان شعار دادند. وقتي گده از پرسپوليس اخراج شد، اين تيم 13 امتياز با بهمن صدرنشين اختلاف داشت، اما با آمدن استانكو، همين تيم توانست چنين فاصله بعيدي را جبران كند و در پايان قهرمان فصل 74- 73 شود.
گده پس از آن مدتي را در تيم كشاورز به مربيگري پرداخت كه در آن جا هم توفيق چنداني به دست نياورد و به زادگاهش برگشت و پس از چند سال اين بار به عنوان دستيار پورحيدري در تيم ملي ايران مشغول به كار شد تا قهرماني در بازيهاي آسيايي بانكوك را با تيم ملي ايران تجربه كند. پس از اينكه پورحيدري از تيم ملي كناره گيري كرد و به عنوان مدير فني تيم شهيد قندي يزد معرفي شد، يورگن گده هم به عنوان سرمربي اين تيم شروع به كار كرد، در همان روزها گفته مي شد او يك مربي دكوري است و در تمام تصميم گيريها، پورحيدري نقش اول را ايفا مي كند.
گده بعد از اينكه مدتي دستيار سرمربي تيم ملي ازبكستان در جام ملتهاي آسيا بود، هم اكنون در كشور جمهوري آذربايجان به سر مي برد و دستيار اول برتي فوگتس سرمربي تيم ملي اين كشور به شمار مي رود.

كوردس؛ مورد تأييد بكن باوئر!
انگين كوردس در سال 1995 به عنوان سرمربي تيم ملي اميد ايران انتخاب شد. مربي ناشناخته اي كه جمعي از بهترين بازيكنان جوان تاريخ فوتبال ايران مثل نيكبخت واحدي، علي كريمي و مهدوي كيا را در اختيار داشت و نتايج اسفبار او با چنين بازيكنان مطرحي نقطه تاريكي را در كارنامه مديريتي محسن صفايي فراهاني رئيس وقت فدراسيون فوتبال به وجود آورد.
تيم اميد ايران با هدايت او مقابل تيمهايي مثل بحرين و لبنان شكست خورد و در همان دور مقدماتي حذف شد. او علاوه بر مسائل فني از نظر روحي و رواني هم روي بازيكنان جوان ايراني تأثير منفي گذاشته بود و شايد بروز همين مسائل بود كه باعث شد علي كريمي يك سال از بهترين سالهاي فوتبالش را از دست بدهد.
نكته جالب در مورد كوردس اين بود كه حساسيت عجيبي روي بازيكنان پرسپوليسي تيم اميد داشت و حتي بازوبند كاپيتاني اين تيم را از مهدوي كيا گرفت و به رسول خطيبي داد. شايد سهميه زياد پرسپوليس در تيم ملي بزرگسالان باعث بروز چنين حساسيتي شد. وقتي او در ابتداي كار در تيم اميد نتايج ضعيفي گرفت، صداي منتقدان درآمد و صفايي فراهاني در جواب آنها گفت: «بكن باوئر، كوردس را تأييد كرده!» و از آن زمان به بعد هر مربي آلماني پا به فوتبال ايران گذاشت، گفتند كه بكن باوئر او را تأييد كرده است. بدون ترديد او ضعيف ترين مربي آلماني تاريخ فوتبال ايران به شمار مي رود!

شلاپنر؛ چند عكس يادگاري
كلاوس شلاپنر از جمله تئوريسين هاي شناخته شده فوتبال آلمان به حساب مي آيد كه به عنوان مشاور با فدراسيون فوتبال اين كشور همكاري مي كند. او با پيگيري و اصرار مهدي دادرس، مديرعامل وقت باشگاه پيكان به عنوان مدير فني اين تيم منصوب شد.
شلاپنر در گروه مربيان مسن و پا به سن گذاشته خارجي بود كه شايد محض تنوع به فوتبال ايران آمد و در مدتي كه در ايران حضور داشت، از همه چيز به شدت تعريف و تمجيد كرد، اما در نهايت زودتر از آن چيزي كه تصور مي شد فوتبال ايران را ترك كرد. اين يك سفر توريستي براي پيرمرد آلماني بود و تنها چيزي كه از او به يادگار ماند، عكسهاي يادگاري اش با مهدي دادرس است. حضور سايه وار او در فوتبال ايران به قدري نبود كه بتوان از آن تحليلي ارائه نمود.

ديتر اشميت؛ كلاس آموزش رقص
اشميت كه همواره به عنوان يك مربي حرف گوش كن و توصيه پذير از او ياد مي شد، يك پاي ثابت عروسي بازيكنان پرسپوليس بود. فرداي روز دامادي حسن خان محمدي بود كه عكس او در حال يك نوع رقص معروف ايراني روي جلد يكي از روزنامه هاي ورزشي قرار گرفت. اشميت هم از جمله مربياني بود كه باب ميل سلطان واقع نشد و پروين او را در حد يك تمرين دهنده معمولي هم قبول نداشت. بزرگترين فايده حضور او در پرسپوليس اين بود كه به راحتي مي شد باختها را به گردنش انداخت و بردهاي پرسپوليس را به نام سلطان ثبت كرد. او پس از چند ماه كار كردن در پرسپوليس، خيلي بي سر و صدا از اين تيم رفت و كسي هم ديگر سراغش را نگرفت. بهترين سوغاتي كه او از ايران با خود به آلمان برد يادگيري همان رقص معروف ايراني بود!

راينر سوبل؛ علي پروين آلماني
بدون شك سوبل بزرگترين مربي آلماني بود كه به فوتبال ايران قدم گذاشت، سرمربي سابق دويسبورگ كه افتخارات زيادي را با الاهلي مصر به دست آورده بود. او از بسياري جهات رفتاري شبيه علي پروين داشت و علاقه بسياري داشت تا بازيكنانش كاملاً گوش به فرمانش باشند. سوبل در ابتداي حضور خود در پرسپوليس نتايج چندان جالبي نگرفت و پس از باخت مقابل ملوان در تهران بود كه باز هم پروين موضع خودش در مقابل اين مربي را علني كرد و در يك مصاحبه آتشين الفاظ نامناسبي در مورد مدير برنامه اي كه به زعم او سوبل را به پرسپوليس قالب كرده بود، به كار برد. سوبل به هيچ عنوان به علي پروين و دور و بريهايش اجازه دخالت در امور فني را نمي داد و شايد بهترين راه براي وارد شدن به مسائل فني پرسپوليس استفاده از مترجمي بود كه حرفهاي او را وارونه و به دلخواه ترجمه كند و «آرش فرزين» اين مأموريت را به خوبي انجام مي داد و در برنامه نود بود كه طي يك سلسله عمليات پليسي و لب خواني مسلم شد كه داماد سلطان از چه تبحر بالايي برخوردار است. اين در حالي بود كه حميد استيلي هم به عنوان دستيار اول سوبل شيطنت خاص و زيركانه خود را داشت، اما با اين حال اين مربي آلماني موفق شد تا هفته ها پرسپوليس را در كورس قهرماني نگه دارد، اما باخت به سپاهان در تهران و واگذار كردن دربي به استقلال در دقيقه 90 باعث شد تا پرونده او هم در فوتبال ايران بسته شود. مربي تند مزاج آلماني در آخرين اظهارنظر در مورد علي پروين گفته است؛ خدا را شكر كنيد كه پروين ديگر در پرسپوليس نيست.

رولند كخ؛ عامل اتحاد
كخ دستيار اول كريستف دام، كسي بود كه فتح ا... زاده در توصيف تواناييهايش گفت: «من بزرگترين مربي آلمان را به استقلال آورده ام و او را از دهان شير بيرون كشيده ام!»
او در چنين فضايي وارد فوتبال ايران شد و تمرينات بدنسازي استقلال را مستقيماً زير نظر گرفت و البته كه بازيكنان استقلال در سايه اين تمرينات از دقيقه 50 به بعد به شدت قواي جسماني خود را از دست مي دادند.
نتايج نااميدكننده او با استقلال باعث شد تماشاگران اين تيم در ورزشگاه آزادي عليه او شعار بدهند.
كخ يك مربي ايده آل گرا با رفتار حرفه اي بود كه در روزهاي آخر حضورش در استقلال چهره يك مربي مستأصل را بروز داد.
او با استقلال مقامي بهتر از نهمي كسب نكرد و همين باعث شد تا براي اولين بار پيشكسوتان استقلال براي انجام دادن كاري با هم متحد شوند.
آنها دست در دست يكديگر دادند تا پرونده حضور كخ در استقلال بسته شود. از جمله اقدامهاي جالب كخ، استفاده از وحيد شمسايي در جام باشگاههاي آسيا و در بازي مقابل الهلال عربستان بود كه با باخت دو بر يك استقلال همراه شد!

ميدن دروپ؛ ناكام در ليگ يك
او يك مربي نام آشنا براي همه علاقه مندان به فوتبال در ايران است.
وقتي علي دايي و كريم باقري با درخشش در جام ملتهاي آسيا در سال 96 به آرمينيا بيله فلد آلمان پيوستند، فوتبال خود در اروپا را زير نظر او آغاز كردند و او به واسطه ميدان دادن به بازيكنان ايراني تيمش از محبوبيت محسوسي در ميان فوتبالدوستان ايراني برخوردار شد.
او پس از سقوط بيله فلد به بوندس ليگاي دو از كار بركنار شد و به تراكتورسازي تبريز، تيم ليگ يكي ايران پيوست. ميدن دروپ با وجود در اختيار داشتن بازيكنان خوب و سرمايه گذاري باشگاه براي صعود به ليگ برتر، نتايج خوبي را به همراه اين تيم كسب نكرد و حتي تيمش به مرحله پلي اف ليگ يك هم راه پيدا نكرد. او شايد قرباني اراده اي شد كه تمام تلاش خود را براي عدم صعود تراكتورسازي به ليگ برتر به كار گرفته بود.
ميدن دروپ پس از پايان قرارداد با تراكتورسازي باز هم به تيم بحران زده بيله فلد پيوست و موفق شد اين تيم را در بوندس ليگاي يك نگه دارد. چندي پيش بود كه شايعه پيوستن او به كادر فني تيم ملي شنيده مي شد، اما دايي روي خوشي به مربي سابق خود نشان نداد و روته مولر را به او ترجيح داد!

لورانت؛ مو سفيد فراري
سالها مربيگري در بوندس ليگا و در دست داشتن هدايت تيمي مثل مونيخ 1860 از لورانت يك چهره بين المللي ساخته بود.
مردي كه با موهاي كاملاً سپيد خود و آن فريادها و سوتهاي معروفش شناخته مي شود، مربي عصبي مزاج و سخت گيري كه سمبل يك مربي آلماني نظم گرا بود. او تنها پنج هفته هدايت سايپا را برعهده داشت و پس از سه برد و دو تساوي و به محض اينكه از شرايط فوتبال ايران مطلع شد، مثل آري هان عطاي كار در اين فوتبال را به لقايش بخشيد، قيد پول و قرارداد را زد و ناگهان ناپديد شد!
لورانت چندي بعد سر از تيم آرسيس اسپور تركيه درآورد و پس از كسب نتايج ضعيف خيلي زود از كار بركنار شد.
علي دايي پس از او هدايت سايپا را برعهده گرفت و در اولين سال مربيگري اش به مقام قهرماني ليگ برتر رسيد و همين موفقيت بود كه او را به تيم ملي رساند. بعد از قهرماني سايپا بسياري بر اين باور بودند كه لورانت نقش اساسي و كليدي تري از دايي در اين قهرماني داشته، ذهنيتي كه به هيچ وجه منطقي به نظر نمي رسد. تنها دستاورد او براي فوتبال ايران اين بود كه با رفتن خود مقدمات ظهور پديده اي به نام علي دايي در عالم مربيگري را مهيا كرد.

اولي نيست، آخري هم نخواهد بود
پس از تجربه ورنر لورانت، هنوز مشخص نيست مسؤولان باشگاه سايپا با چه پيش ذهنيتي باز هم سراغ يك مربي آلماني رفتند. پير ليت بارسكي بدون شك پرافتخارترين و سرشناس ترين فوتباليستي است كه از آلمان به ايران آمده، او كه تجربه قهرماني جام جهاني در سال 1990 را دارد، در زمان خود از مطرح ترين فوتباليستهاي تيم ملي آلمان بود و شوتهاي تماشايي اش در جام جهاني 86 و 90 هنوز در اذهان فوتبالدوستان باقي است.
ليت بارسكي اما دوران فوتبال خود را در ژاپن به پايان رساند و در همان كشور هدايت تيم يوكوهاما مارينوس را به عهده گرفت. او برخلاف دوران بازيگري تاكنون توفيقي در كسوت مربيگري نداشته و دو باخت و يك برد حاصل كار سه هفته اي اش در سايپا به حساب مي آيد.
پس از عدم موفقيت مربيان آلماني در ايران و برخوردهاي قهرآميزي كه با آنها شد، روزنامه هاي آلماني برخورد سردي با خبر حضور او در ايران داشتند.
شرايطي كه در حال حاضر در باشگاه سايپا حاكم است، او را در جبهه مخالف علي دايي قرار داده و از ليست خارج كردن بازيكنان منتسب به دايي و اخراج رضا فروزاني مي تواند عواقب متعددي را برايش به همراه داشته باشد.
قضاوت در مورد عملكرد فني ليت بارسكي شايد كمي زود باشد، اما بايد ديد بدون حمايت دايي و با جناح بندي و جبهه گيريهايي كه در اين تيم وجود دارد، ليت بارسكي تا آخر فصل دوام مي آورد يا به سرنوشت هموطنان قبلي خود دچار خواهد شد.
بدون شك در هر دو حالت او آخرين مربي آلماني نخواهد بود كه پا به فوتبال ايران گذاشتند و چه بسا همين روزها سر و كله يكي ديگر از اين بورهاي ناموفق، اين بار در تيم ملي پيدا شود، اين يك نفر شايد اريش روته مولر باشد!

  


خبرهاي كوتاه

 

روبينيو در چلسي
روزنامه گاردين چاپ انگليس مدعي شد كه تا  24 ساعت آينده انتقال روبينيو به چلسي با مبلغي بالغ بر  28/6 ميليون پوند معادل  36 ميليون يورو به وقوع مي پيوندد.
ريبيرو مدير برنامه هاي روبينيو در اين باره گفت: اين قرارداد در آستانه امضاست. دوران روبينيو در اسپانيا به پايان رسيده است و او به دنبال آينده جديد خود در چلسي است.
گفته مي شود، درآمد هفتگي روبينيو در چلسي هفتاد هزار پوند خواهد بود كه اين مبلغ دو برابر آن چيزي است كه مهاجم  24 ساله برزيلي در رئال مادريد دريافت مي كرد.
روبينيو كه از عدم حمايت سران رئال درمورد خود بسيار دلسرد شده است، چندي پيش عنوان كرده بود، تنها در صورتي مي تواند به بهترين بازيكن جهان مبدل شود كه رئال مادريد را ترك كند.
85 درصد هواداران رئال هم كه بشدت از اين اظهارنظرهاي روبينيو به ستوه آمده بودند،  در يك نظرسنجي خواستار فروش اين بازيكن شدند.

آلمان ميزبان ديدار گرجستان - ايرلند
ناآراميهاي اخير در گرجستان موجب شد تا اين كشور از امتياز انجام ديدارهاي خانگي در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 2010 چشم پوشي كند.
فدراسيون فوتبال گرجستان اعلام كرد، بازي برابر ايرلند را به جاي گرجستان در آلمان و در شهر كارلسروهه انجام خواهد داد.
به گفته سخنگوي فدراسيون گرجستان، شهر كارلسروهه آلمان از آن رو ميزبان اين ديدار شد كه «ياشويلي» مهاجم تيم ملي گرجستان در تيم كارلسروهه بازي مي كند و «گرجي ها» از همين رو به پشتيباني تماشاگران آلماني اميدوارند.

گوارديولا: گامي به عقب برنداشتيم
پپ گوارديولا پس از شكست يك بر صفر بارسلونا برابر ويسلا كراكو در مرحله مقدماتي ليگ قهرمانان اروپا گفت: بر اين باور نيستم كه تيم ما با اين شكست يك گام به عقب برداشته است.
گوارديولا پس از اين بازي و اطمينان از راهيابي تيمش به مرحله گروهي ليگ قهرمانان اروپا گفت: در اين ديدار آن گونه كه بايد خوب نبوديم، اما حريف ما بسيار خوب كار كرد و ما هم پنج يا شش فرصت گلزني داشتيم.
گوارديولا افزود: بازي را واگذار كرديم، اما مي توانستيم كار را به تساوي كشانده و يا حتي پيروز شويم. از اينكه به مرحله گروهي راه پيدا كرديم، خوشحالم، چرا كه بازيهاي زيادي همچون اين ديدار را تجربه كرده ام كه به سختي پايان يافتند.
بارسلونا ديدار رفت خود برابر ويسلا كراكو را با پيروزي چهار بر صفر پشت سر گذاشته بود و به اين ترتيب شكست يك بر صفر اين تيم در دور برگشت تأثيري بر راهيابي آبي و اناري ها به مرحله گروهي ليگ قهرمانان اروپا نداشت.

حمله مسلحانه به منزل مهاجم ساحل عاج
منزل «ارونا ديندان» مهاجم تيم ملي ساحل عاج و لانس فرانسه مورد حمله افراد مسلح قرار گرفت.
هفته گذشته 10 فرد مسلح با حمله به منزل اين مهاجم در كشور ساحل عاج سه نفر از افراد خانواده وي را به گروگان گرفته و تمامي وسايل و اشياي قيمتي منزل وي را سرقت كردند.
ارونا ديندان در حال حاضر عضو، باشگاه لانس فرانسه بوده و به دليل سانحه تصادف در ماه گذشته فعلاً دوران نقاهت خود را پشت سر مي گذارد.

رونالدو به منچسترسيتي مي پيوندند
آدريانو گالياني، نايب رئيس باشگاه ميلان، از پيوستن رونالدو، مهاجم برزيلي اين تيم به منچسترسيتي خبر داد.
كالياني در گفتگو با اسكاي اسپورت ايتاليا اظهار داشت: رونالدو در منچسترسيتي؟ بله اين واقعيت دارد. يك دوست بسيار خوب من كه كارشناس فوتبال برزيل است، اين موضوع را تأييد كرد.
رونالدو هنوز به طور كامل از بند مصدوميت زانو رهايي نيافته، مصدوميتي كه گفته مي شد او را براي هميشه از فوتبال دور خواهد كرد.
رونالدو در چند ماه گذشته با انواع و اقسام حاشيه ها دست به گريبان بود كه يكي از آنها پوشيدن جامه زنان در فرودگاه بود كه براي اين بازيكن برزيلي مشكلات بسياري را رقم زد.

روبن: در جناح راست بهتر بازي مي كنم
آرين روبن هافبك جلو زن و بتازگي مهاجم رئال مادريد از برنارد شوستر خواست تا طوري تاكتيك تيمي را تغيير دهد كه بتواند از وي در جناح راست استفاده كند.
روبن گفت: شوستر از گلزني من راضي است. پاس گل هم مي توانم بدهم. او بارها در تمرينات شاهد درخشش من در جناح راست بوده و از اين رو گمان مي كنم كه بي انصافي است همچنان در جناح چپ فعاليت كنم.
وي تأكيد كرد:  در فوتبال اسپانيا هويت تاكتيكي خود را از دست داده ام و اگر در سمت راست بازي كنم و اجازه نفوذ بيشتري داشته باشم بيشتر به درد رئال مادريد مي خورم.

  


تقابل گذشته، حال و آينده در يو اس اوپن

 

دل آرام عظيمي

از المپيك تا نيويورك؛ مشكل بي خوابي تنيسورها




رافانادال، فدرر و خواهران ويليامز تنها حضور در رقابتهاي المپيك را با هم تجربه نكردند. همه اين تنيسورها در مسيري كه آنها را از شرق دور به يك قاره ديگر مي برد، به دليل ساعتها پرواز طولاني دچار بدخوابي شده و در اوج خستگي به رقابتهاي يو اس اوپن پا گذاشتند.
نادال برنده مدال طلاي المپيك پكن در حالي اولين بازي خود را در نيويورك انجام داد كه به گفته خودش طي دو هفته اخير از سينسيناتي آمريكا يك پرواز 12 ساعته به پكن را تجربه كرده بود و بيشتر از 12 ساعت را هم براي سفر به نيويورك در هواپيما گذرانده بود.
نادال گفت حتي نمي خواهد به اين موضوع فكر كند با اينكه واقعاً سفرهاي طولاني او را خسته كرده اند. تنيس المپيك هفته قبل تمام شده بود و به فيناليستهاي اين رشته اجازه داد تا يك هفته براي استراحت در نيويورك زمان كافي داشته باشند. از 64 نفري كه در قسمت تنيس مردان المپيك در پكن شركت كردند، 51 نفر از آنها در نيويورك هم حضور دارند.
فدرر برنده 12 گرند اسلم در اين باره مي گويد: من فقط سعي مي كنم تا بعد از اين همه زماني كه ما در سفر بوديم كمي استراحت كنم و انرژي از دست رفته ام را باز يابم. درحالي كه نادال اولين بازي خود در نيويورك را ظهر روز دوشنبه به وقت محلي انجام داد، فدرر و قهرمانان دو نفره در قسمت زنان در المپيك، ونوس و سرنا ويليامز، روز سه شنبه بازي كردند كه فدرر و ونوس حتي در ساعات پاياني شب به زمين رفتند.
سرنا ويليامز مي گفت: من هنوز بايد با كم خوابي ام كنار بيايم. ولي ظاهراً ونوس مشكلي ندارد. اصولاً او خيلي بهتر از من با اين موضوع كنار مي آيد. ما پنج شنبه قبل اينجا رسيديم، ولي من نمي دانم امروز چه روزي است. گمان مي كردم روز جمعه رسيده ايم و زمان را كاملاً فراموش كرده بودم. النا دمنتيوا برنده مدال طلاي المپيك پكن زودتر از بقيه به نيويورك رسيده بود.
او مي گفت: مي خواستم روز يكشنبه كمي بخوابم و استراحت كنم، ولي داشتم مراسم اختتاميه را تماشا مي كردم و هنوز فكر المپيك بودم. اندي راديك دقيقاً به خاطر جلوگيري از همين بدخواب شدن و خستگي سفر ترجيح داد به المپيك سفر نكند.
***
موعد انتقام
روژه فدرر سوئيسي يك سال ناموفق را در عرصه رقابتهاي تنيس سپري مي كند. پديده بي همتاي تنيس جهان كه از چندي پيش عنوان نخست خود را در صدر رده بندي برترين تنيس بازان حال حاضر دنيا به رافا نادال، رقيب ديرينه اسپانيايي اش بخشيد. براي اينكه اين فصل پرفراز و نشيب و همراه با ناكاميهاي فراوان را اندكي به دست فراموشي بسپارد به نيويورك سفر كرده تا شايد با قهرماني در اين دوره از رقابتهاي گرند اسلم كه از روز دوشنبه اين هفته آغاز شده، يك بار ديگر به روزهاي اوج بازگردد.
فدرر مي تواند با كسب پنجمين عنوان قهرماني پياپي در نيويورك اين اعتبار از دست رفته را بار ديگر بازيابد. او بعد از سقوط در ملبورن و شكست در پاريس، تاج و تخت ديرينه اش در ويمبلدون را هم در لندن از دست داد و در المپيك پكن هم در مرحله يك چهارم نهايي رقابتها حذف شد.
فدرر طي اين ماهها بارها اين سؤال را از خود پرسيده كه مشكل اصلي بازي او كجاست كه به وي اجازه عبور از سد رافا نادال را نمي دهد. مرد سوئيسي كه به كرات و به سادگي طي 237 هفته اي كه در صدر رده بندي تنيسورهاي برتر جهان قرار داشت، حريفانش را شكست داده بود، قبل از شروع رقابتهاي امسال يو اس اوپن در نشستي خبري گفت كه حتي ذره اي از محبت جمعيت حاضر در استاديوم مي تواند او را براي رسيدن به هدفش همراهي كند. «من گمان مي كنم كه امسال كمي بيشتر به حمايت مردمي احتياج داشته باشم»
برخلاف او نادال كه پيش از اين هرگز شماره يك دنيا نشده بود، اين شانس را دراختيار دارد كه سير صعودي اين سال رؤيايي را در نيويورك به اوج رساند و بعد از قهرماني در پاريس و ويمبلدون و پكن، آخرين گرند اسلم سال را هم فتح كند. نادال مي داند كه حتي شماره يك بودن هم به برتري بي چون و چراي او كمك نخواهد كرد. «وقتي كه شما مي خواهيد برنده باشيد، هدف يكي است و فشار موجود براي تحقق آن هم يكسان مي ماند».
فدرر در استراليا در مرحله نيمه نهايي اوپن ملبورن به جوكويچ باخت و در گرند اسلمي كه آرزوي قهرماني در آن را در سر مي پروراند، به شكلي باورنكردني مغلوب نادال شد كه در ويمبلدون هم به 6 سال اقتدار بي حد و حصر او در اين رقابتها پايان بخشيد. فدرر براي انتقام به نيويورك آمده است.
***
تنيسورهاي جاودانه در يو اس اوپن
آندره آغاسي، پت سمپراس، ريچارد د سيرز، ويليام لارند، استفي گراف و ژوستن هنن با پيروزيهاي به يادماندني خود در اين دوره ازرقابتهاي گرنداسلم، نام خود را به عنوان برترين تنيسورهايي كه تاكنون در اوپن آمريكا شركت داشته اند، معرفي كرده اند.
فينال سال 1980 اين مسابقات ميان جان مك انرو و بيون بورگ يكي از زيباترين و به يادماندني ترين فينالهايي بود كه در تاريخ تنيس دنيا و يو اس اوپن برگزار شد.
فينال ميان پت سمپراس و آندره آغاسي هم در اواخر دهه نود ميلادي نيز مشابه همان ديدار بود كه همواره در يادها باقي خواهد ماند. ريچارد سيرز تنها كسي بود كه توانست ركورد هفت سال قهرماني پياپي در اين مسابقات را براي خود حفظ كند. اگرچه دوران اقتدار او زماني بود كه در اين گرند اسلم فقط طبقه خاصي از جامعه شركت مي كردند.
***
نادال، ادامه اقتدار
دو روز قبل از اينكه بفهمد جاي فدرر را در صدر رنكينگ جهاني تنيس مردان خواهد گرفت، رافا نادال با اعتماد به نفس هميشگي در اوياهو پشت ميكروفون ايستاد و اين گونه سخنراني كرد: بعضي مواقع افرادي كه هرهفته تنيس را دنبال نمي كنند فكر مي كنند، كه من فقط در زمين خاك رس خوب بازي مي كنم. ولي اگر شما نتايج تنيس را با دقت دنبال كنيد به اين نكته پي مي بريد كه من فقط بازيكن زمين خاكي نيستم.
نادال بعد از اين جمله در مدت 18 ثانيه،14 تورنمنت در زمين غيرخاك رس را كه فكر مي كرد او حداقل در آنها طي سالهاي اخير به مرحله نيمه نهايي رسيده نام برد و اين ادعاي او در سال 2008 واقعاً معناي حقيقي به خود گرفته است.
تنيسور 22 ساله و شماره يك حال حاضر دنيا بعد از اينكه 160 هفته در رتبه دوم پشت سر فدرر قرار داشت، در يو اس اوپن براي اولين بار به عنوان مدعي اول قهرماني شركت كرده است. درخشش نادال در تورنمنتها و گرند اسلم هاي امسال به حدي بود كه فدرر را به رده دوم جدول رده بندي برترين تنيسورهاي جهان كشاند و حالا همه از خود اين سؤال را مي پرسند كه اگر پديده سوئيسي واقعاً بهترين تنيسور تمام دوران است، چرا او نبايد بهترين بازيكن نسل خود نام گيرد؟ و آيا مسيري كه نادال طي مي كند، مي تواند او را به عنوان بهترين بازيكن تاريخ تنيس جهان معرفي كند يا خير؟ زمان به اين پرسش، پاسخ خواهد داد.
نادال بعد از قهرماني در اوپن فرانسه و ويمبلدون براي فتح سومين گرند اسلم پياپي سال به نيويورك آمده و مي خواهد اولين عنوان قهرماني خود در يو اس اوپن را هم جشن گيرد. درصورت تحقق اين امر او دومين تنيسور تاريخ دنيا خواهد بود كه از سال1968 تاكنون رولند گاروس، ويمبلدون و يواس اوپن را در يك فصل پشت سر هم فتح كرده است. راد لاور پيش از او توانسته بود بعد از كسب اين سه گرند اسلم سال 1969 در اوپن استراليا هم قهرمان شود.
نادال در اين خصوص مي گويد: امسال مي تواند سال من باشد. نمي دانم. شما هرگز نمي دانيد چه اتفاقي خواهد افتاد.
شايد براي اينكه نادال مي داند رقيب اصلي او فدرر مي خواهد در نيويورك تاريخ را تغيير دهد و با پنج بار قهرماني پياپي در اين دوره از رقابتها، رويداد تازه اي در عصر تنيس مدرن ثبت كند.
* چهلمين يو اس اوپن
مراسم افتتاحيه گرند اسلم امسال چهلمين سالگرد عصر اين رقابتها در قالب «اوپن» بود. در جريان اين مراسم چهره هاي به يادماندني همچون بيلي جين كينگ، جان مك انرو، مارتينا ناوراتيوولا، راد لاور و بوريس بكر به همراه قهرمانان امروزي نظير فدرر، داونپورت، ونوس و سرنا ويليامز، شاراپوا و مارات سافين و اندي راديك شركت كرده بودند. برنده مسابقات امسال رقمي در حدود 7 ميليون و 950 هزار دلار دريافت خواهد كرد.
***
راديك، غرور از دست رفته
اندي راديك به عنوان باسابقه ترين تنيسور آمريكايي يو اس اوپن راه سختي براي تكرار موفقيتهاي سالهاي دور خويش دارد.
در روزهايي كه فدرر و نادال و نواك جوكويچ در قسمت مردان و خواهران ويليامز و آنا ايوانويچ مثلث قهرماني زنان تنيس جهان را تشكيل داده اند، ديگر كسي از راديك آمريكايي حرفي بر زبان نمي آورد.
راديك مي داند كه فشار روي او براي بازگشت به جاده موفقيت در گرند اسلم نيويورك تا چه اندازه زياد است. راديك ، شماره يك سابق تنيس دنياست كه به عنوان يكي از قهرمانان اخير اين دوره از مسابقات به نيويورك آمده است. زماني كه او پنج سال قبل جام قهرماني را بالاي سر برد، همه تصور مي كردند او اين توانايي را دارد كه به اقتدار خود در عرصه تنيس جهاني تداوم بخشد و خيلي زود دوران حكمراني فدرر آغاز شد و حالا هم كه به اولين گرند اسلم عصر نادال رسيده ايم.
راديك بعد از آن ديگر هيچ قهرماني ديگري در عرصه رقابتهاي گرند اسلم تصاحب نكرد و بتدريج به يكي از بازيكنان درجه دو اين رشته تبديل شد و رو به افول گذاشت. ولي راديك امسال هم اينجاست. با اينكه او در پكن غيبت داشت و ترجيح داد به جاي سفر به المپيك، خود را براي يواس اوپن آماده كند و بدين ترتيب تنها بازيكني بود كه در ميان تنيسورهاي حاضر در صدر رنكينگ جهاني به پكن نرفته بود. در حالي كه رقباي او در شرق دور براي مدال طلاي المپيك يكديگر را به مبارزه مي طلبيدند، راديك در ايالات متحده ماند تا در تورنمنتهاي لس آنجلس و واشنگتن شركت كند، اگرچه در هيچ يك از اين مسابقات هم نتوانست به مقام قهرماني دست پيدا كند. در فينال لس آنجلس به خوان مارتين دل پورتو جوان آرژانتيني باخت و در پايتخت هم در مرحله يك چهارم نهايي از دور رقابتها كنار رفت.
ستاره سابق تنيس آمريكا در صورت پيروزي در سه ديدار نخست خود در مرحله يك چهارم نهايي به احتمال بسيار زياد با فيناليست المپيك فرنادو گونسالس روبرو خواهد شد و اين موضوع نشان دهنده اين است كه او راه دشواري در گرند اسلم امسال پيش رو دارد. اگر راديك در نيويورك در جمع هشت تنيسور برتر قرار نگيرد، اين بدين معناست كه او طي اين فصل در راه رسيدن به مرحله يك چهارم نهايي گرند اسلم ها شكست خورده است. از سال 2001 به اين طرف او حداقل در يكي از گرند اسلم هايي كه شركت داشته به مرحله يك چهارم نهايي رسيده، ولي سال 2008 قطعاً متفاوت خواهد بود.
او در مرحله سوم اوپن استراليا شكست خورده بود و اوپن فرانسه را به خاطر آسيب ديدگي از ناحيه شانه از دست داد و در دور دوم ويمبلدون هم حذف شده بود. روزي كه راديك در بهار امسال در يكي از معدود پيروزيهايش مقابل فدرر او را شكست داد، خيلي دور به نظر مي رسد. از آن روز تاكنون راديك هرگز به فرم مطلوب خود بازنگشته است. براد جيلبرت كه راديك تحت هدايت او سال 2003 قهرمان يو اس اوپن شد، معتقد است كه او براي باوركردن دوباره خويش به يك پيروزي مقابل نادال و فدرر يا جوكويچ نياز دارد. او كه اين هفته 26 ساله خواهد شد، مي گويد: من قصد ندارم به خاطر چند مصدوميت پياپي اين فصل و زماني كه از دست داده ام، از تنيس كناره گيري كنم. اينجا خانه من است و من واقعاً مي خواهم در آن قهرمان شوم. من ابتداي امسال خيلي خوب بازي مي كردم و اگر دوباره به آن سطح برسم مي توانم يك بار ديگر تنيسور خطرناكي باشم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com