|
* مهدي نصيري
حس پنهان
فيلمنامه: فريدون فرهودي/ كارگردان: مصطفي رزاق كريمي

بازيگران: حامد بهداد، محمد رضا فروتن، مهتاب كرامتي، نيوشا ضيغمي
خلاصه داستان: امير زندي كه با همسرش سيمين زندگي خوبي ندارد، به طور اتفاقي با ندا آشنا مي شود. برادر ندا براي اتفاقي كه در گذشته براي نامزدش افتاده و منجر به مرگ او شده است، خودش را مقصر مي داند و دچار ناراحتي شديد رواني است. سيمين به واسطه دخالت امير مداواي بهرام را برعهده مي گيرد و...
حس پنهان يكي ديگر از فيلمهاي سينماي ايران است كه موضوع خانواده و تم خيانت را بستر موضوعي داستانش قرار داده و به گونه اي هدفمند قصد دارد نيروي تخريب گر انسان ناراضي را در گرايش به خيانت و زير پا گذاشتن ارزشها و هنجارهاي خانوادگي به تحليل بگذارد و نتايج آن را مورد انتقاد قرار دهد.
«حس پنهان» در طرح موضوع و دستيابي به هدفش، فيلم ناموفقي هم نيست و اگر چه در همه زمينه ها نتوانسته موضوعش را به درستي پرداخت كند، اما به واسطه برخي جنبه هاي دراماتيك آن، فيلم قابل تامل و تأثيرگذاري است.
«حس پنهان» به محض آغاز داستان شروع به ترسيم يك درام سه ضلعي مي كند. ابتدا رأس اين مثلث، امير، معرفي مي شود. يك كارخانه دار متمول و ناآرام و تنها!از تنهايي امير، به ازدواج و زندگي ناموفق او با سيمين مي رسيم. سيمين همسر روانپزشك امير، رابطه خوبي با همسرش ندارد. ظاهراً به كارش بيشتر از زندگي اهميت مي دهد و از بچه دار شدن مي ترسد. همين دو ويژگي دلايلي است براي نشان دادن رابطه ناموفق زن و شوهر و در ضمن بهانه اي براي ورود راس سوم مثلث كه به طور اتفاقي و در پي يك حادثه و تصادف وارد داستان مي شود.
حالا سه راس درام «حس پنهان» آماده تقابل و شكل گيري هستند. زن، شوهر و بهانه لازم برا ي خيانت !و باز هم طبق يك قاعده از پيش تعريف شده و معمول در سينماي ايران ، اين مرد است كه بايد طرف لاقيد و خائن داستان باشد.
فيلم رزاق كريمي تا به اينجاي كار خودش را معرفي كرده، مواد و عناصر لازم را براي شروع، شكل گيري و پرداخت فراهم آورده و حالا نوبت درگيري و تقابل است.
رزاق كريمي تنها داستان تكراري خيانت ايراني فيلمنامه فرهودي را روايت كرده است. داستان تكراري است، رابطه اشخاص سطحي و بدون پيچيدگي و قابل پيش بيني است و حتي شخص سوم(رقيب) هم به گونه اي كاملاً اتفاقي و زد و بند شده وارد داستان شده، اما چرا حس پنهان در ادامه مي تواند به فيلمي جذاب و درگير كننده تبديل شود؟
پاسخ اين پرسش را بايد در شخصيت چهارم كه بدون شك راس اصلي- به درستي يا به اشتباه- درام مثلثي قرار گرفته، جستجو كرد. پاسخ دوم اين است: راس مثلث ارتباط بهرام است كه امير را به عنوان يك رقيب بر سر راه خواهرش مي بيند؟ يا اينكه سيمين و تمايلش براي مقابله با رقيب(ندا) ارزش و اهميت بيشتري دارد؟
پاسخ بسيار ساده است، سيمين اصلاً قادر به دخالت در رابطه به وجود آمده نيست.
او تنها شخصيت منفعل و ناتواني است كه حتي پس از پي بردن به رابطه همسرش با ندا، نمي تواند كاري انجام بدهد. همچنان كه مي فهمد و براي حل مشكل خود تنها به يك شام درست كردن ساده و نگاه هاي ملتمسانه اكتفا مي كند.
اما در نقطه مقابل و درست برعكس سيمين، شخصيت پيچيده و سرشار از نيروهاي بالقوه و انگيزه و پيش زمينه هاي منطقي وجود دارد كه به عنوان قوي ترين شخصيت فيلم اهميت مي يابد و اصلاً حس پنهان فيلم را هم در خود نهفته دارد.
بهرام، شخصيتي پيچيده و داراي پيش زمينه هاي منطقي رفتار است. اول آنكه پيشتر معشوقش را در يك حادثه رانندگي از دست داده و خودش را مقصر مي داند. بهرام يك عاشق واقعي است و به خاطر عشقش دچار بحران روحي و رواني شده است.
پس به عشق و نيروي وفاداري به آن اهميت مي دهد و بر اساس اين منطق مي تواند در مقابل خيانت امير به سيمين و همچنين خيانت خواهرش به يك خانواده قرار بگيرد.از سوي ديگر بهرام پيشتر و در نوجواني به دليل رابطه پدرش با زني ديگر با خانواده اي از هم پاشيده مواجه بوده و بنابراين تأثيرات روحي و رواني خيانت به خانواده را نيز به صورت بالقوه در رفتار و انگيزه هايش پنهان دارد. اين حس پنهان فيلم رزاق كريمي است.
اگر شخصيت بهرام را از فيلم حذف كنيم، ماجرا باز هم همان رابطه زناشويي بدون تحليل و بي پشتوانه است و يك خيانت كاذب و آبكي كه قرار است فرجامي تلخ يا ملودراماتيك داشته باشد. اما وجود بهرام با بازي خوب حامد بهداد، فيلم رزاق كريمي را نجات مي دهد. رابطه امير و سيمين و همچنين عشق بدون دليل و آبكي ندا به امير را فراموش كنيد- به عنوان ضعفهاي بزرگ فيلم- تنها چيزي كه تعليق و بعد دراماتيك را براي حس پنهان به وجود مي آورد، حضور مرموز بهرام به عنوان يك بيمار وفادار به عشق رواني است كه همه انگيزه ها و دلايل لازم را براي تعليق ايجاد كردن در داستان و به سرانجام رساندن آن با خود به همراه دارد.
به جز اين، فيلم تنها موقعيتهاي ضعيفي دارد كه سيمين را با شكست در زندگي مواجه مي كند و بهانه اي مي شود تا امير با اتومبيل شيك و مدل بالايش به دل كوير بزند و...
فيلم مصطفي رزاق كريمي تنها به واسطه حضور يك شخصيت قوي و داراي پشتوانه و انگيزه هاي منطقي و قابل تأثيرگذاري از سقوط به ورطه سطحي پردازي نجات پيدا مي كند و اين امر به سادگي اهميت شخصيت پردازي و قرار دادن توجيه و انگيزه در مورد رفتارها و اعمال اشخاص داستان را ثابت مي كند.
حس پنهان اگر چه مثل همه فيلمهاي مشابهش خيانت تكراري مردانه ايراني را مطرح مي كند، به واسطه قدرت داشتن در تنها يك حوزه از ساختار داستانش به فيلم خوبي تبديل شده كه مي تواند به برخي پرسشهاي مخاطبانش پاسخ گويد و از اين بابت رويدادهايش را توجيه كند.
پايان تلخ و شيرين فيلم هم يك ملودرام خانوادگي را نتيجه داده كه مسلماً رضايت و دلسوزي و در نتيجه آنها درگير سازي تماشاگر را به دنبال مي آورد. |