تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-08
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

دوشنبه 18شهریور ماه 1387

[ هنري ]
 * در پايان شصت و پنجمين دوره جشنواره فيلم ونيز ؛
« كشتي گير » آرونوفسكي شير طلايي را به خانه برد
 * نگاهي به بازيگري در نمايش «مرغ دريايي» به كارگرداني «محمد رضا خاكي»؛
ساده اما پيچيده
 * امروز سالروز درگذشت جلال آل احمد است؛ روشنفكري براي مردم
 * گفتگويي با پانته آ بهرام/ كارگردان نمايش «آواژيك» ؛ انتخاب يك لحظه
 * دو هنرمند خارجي در هفتمين دوسالانه نگارگري ايران داوري مي كنند
 * كتاب جعفريان درباره  عبدالقهار عاصي زير چاپ است
 * جديدترين  فيلم «نيكلاس كيج» اكران شد
 * بازيگر سينماي صامت آثار «باستركيتون» درگذشت

در پايان شصت و پنجمين دوره جشنواره فيلم ونيز ؛
« كشتي گير » آرونوفسكي شير طلايي را به خانه برد

 

فيلم آمريكايي «كشتي گير» ساخته دارن آرونوفسكي با حضور ميكي رورك در نقش يك قهرمان سابق كشتي جايزه شير طلايي شصت و پنجمين جشنواره فيلم ونيز را از آن خود كرد.






خبرگزاري فرانسه اعلام كرد مراسم اختتاميه جشنواره ونيز امسال، شنبه شب برگزار شد و هيأت داوران بخش مسابقه بين الملل به رياست ويم وندرس فيلمساز آلماني جايزه اول شصت و پنجمين دوره اين رويداد معتبر سينمايي را به جديدترين ساخته آرونوفسكي اعطا كرد.
رورك 51 ساله كه پس از سالها دوري از سينما در فيلم «كشتي گير» حضوري درخشان دارد، گفت: از هيأت داوران براي اينكه بهترين تصميم را گرفتند واقعاً متشكرم. ستاره فيلمهاي «ماهي پرجنب و جوش» فرانسيس فورد كوپولا و «قلب انجل» آلن پاركر در «كشتي گير» نقش كشتي گيري بازنشسته را بازي مي كند كه وقتي به زني ميانسال دل مي بندد، مي كوشد دوباره به رينگ بازگردد.
آرونوفسكي 39 ساله خالق فيلمهاي تحسين شده «عدد پي» و «مرثيه اي بر يك رؤيا» پس از دريافت شير طلايي گفت: اين جايزه را به تمام كشتي گيراني تقديم مي كنم كه هنگام ساخت «كشتي گير» با آنها برخورد كرديم، كساني كه شبي 200 دلار درآمد دارند و حاضرند بدن و روح خود را براي آن فدا كنند.
«كشتي گير» بازتاب تجربه هاي رورك در قالب يك مشتزن در زندگي واقعي در اوايل دهه 1990 و احساس افسوس او به خاطر ترك دنياي بازيگري است كه 15 سال پيش اتفاق افتاد.
آرونوفسكي گفت: ما بايد از رورك به خاطر آنكه قلب و روح خود را در برابر دوربين گشود، تشكر و استعداد فراوان او را به دنيا يادآوري كنيم.
به گزارش مهر، رورك كه يكي از ستاره هاي مطرح سينماي آمريكا در دهه 1980 بود، سال 2005 با تريلر جنايي «سين سيتي» ساخته رابرت رودريگز به نقش يك تبهكار سابق به سينما بازگشت. او در اين باره گفت: احساس شرم، احساس خوبي است و اغلب خودت را بايد مقصر بداني. جايزه شير نقره اي بهترين كارگردان جشنواره ونيز امسال به الكسي جرمن جونير فيلمساز روس براي فيلم «سرباز كاغذي» رسيد كه در آن تلاش شوروي سابق براي فرستادن اولين انسان به فضا در 1961 بازسازي شده و پزشك اصلي گروه فضانوردي شخصيت اصلي داستان است. بخش زياد داستان «سرباز كاغذي» در قزاقستان روي مي دهد.
جايزه كوپا وولپي بهترين بازيگر مرد به سيلويو ارلاندو بازيگر قديمي سينماي ايتاليا به نقش پدر درمانده فيلم «پدر جووانا» پوپي آواتي رسيد كه داستاني تراژيك از عصر موسوليني است. او نقش پدر دختري را بازي مي كند كه با رفتار خود رابطه پرتنش دختر و مادرش را به هم مي ريزد و دختر جوان در ايتالياي زير بمباران متفقين در بيمارستان بيماران رواني بستري مي شود.
دومينيك بلان، بازيگر فرانسوي براي نقش آفريني در فيلم «ديگري» به كارگرداني پاتريك ماريو برنار و پي ير تريويديك جايزه كوپا وولپي بهترين بازيگر زن را به خانه برد. او در اين فيلم نقش آن ماري را بازي مي كند كه براي استقلال خود ارزش قائل است، اما وقتي دوست سابق او با زن ديگري آشنا مي شود تا حد جنون حسادت مي كند.
جايزه مارچلو ماستورياني بهترين بازيگر جوان جشنواره ونيز امسال را جنيفر لارنس براي بازي در نقش نوجواني با يك راز تلخ در فيلم «دشت سوزان» گي يرمو آرياگا دريافت كرد و جايزه ويژه هيأت داوران به هايلي جريما فيلمساز 62 ساله اتيوپيايي براي فيلم «شبنم» رسيد.
«شبنم» داستان يك روشنفكر اتيوپيايي است كه در دوران وحشت سرخ ماركسيستي دهه 1980 به آلمان مي رود، اما آنجا نيز به شكل وحشيانه مورد حمله نژادپرستان قرار مي گيرد.
شخصيت اصلي فيلم پس از آنكه در آلمان در رشته پزشكي تحصيل مي كند، با آرزوي رسيدن به آرامش به سرزمين مادري خود برمي گردد، اما زندگي او و مادرش با ورود نيروهاي مسلح مختل مي شود.
«شبنم» در عين حال جايزه بهترين فيلمنامه جشنواره ونيز امسال را نيز دريافت كرد. جريما با يادآوري تلاش 14 ساله خود براي تأمين سرمايه لازم براي ساخت اين فيلم، از ماركو مولر مدير هنري جشنواره ونيز به خاطر اينكه فيلم كوچك شبنم را از ناكجا پيدا كرد و در ميان 21 فيلم بخش مسابقه گنجاند تشكر كرد.
جايزه بهترين دستاورد فني را آليشر خاميدوديف براي فيلمبرداري فيلم روسي «سرباز كاغذي» دريافت كرد و جايزه شير ويژه اين دوره ونيز را ورنر شروتر آلماني گرفت كه «سگ شب» او يكي از 21 فيلم بخش مسابقه بود. يوري آرابف، والريا گولينو، داگلاس گوردن، جان لنديس، لوكرسيا مارتل و جاني تو ديگر داوران بخش مسابقه بين الملل جشنواره ونيز 2008 بودند.
شصت و پنجمين جشنواره ونيز در حالي پس از 11 روز به كار خود پايان داد كه بسياري از منتقدان نسبت به كيفيت فيلمهاي بخش مسابقه بين الملل اين دوره جشنواره اعتراض داشتند، هرچند مولر در دومين دوره چهار ساله مديريت هنري جشنواره ونيز از فيلمهاي انتخاب شده دفاع و آنها را بهترين فيلم هاي موجود توصيف كرد.
شصت و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم ونيز 27 اوت (ششم شهريور) با كمدي سياه «پس از خواندن بسوزان» ساخته برادران كوئن آغاز شد و تا ششم سپتامبر (16 شهريور) ادامه داشت. جايزه شير طلايي افتخاري جشنواره ونيز امسال به ارمانو اولمي، فيلمساز معروف ايتاليايي اعطا شد.
فهرست كامل برندگان بخش مسابقه بين الملل و بخشهاي جنبي جشنواره ونيز 2008 به شرح زير است:

بخش مسابقه بين الملل:
شير طلايي: «كشتي گير»، (دارن آرونوفسكي، آمريكا)
شير نقره اي: «سرباز كاغذي»، (الكسي جرمن جونير، روسيه)
جايزه ويژه هيأت داوران: «شبنم»، (هايلي جريما، اتيوپي، آلمان، فرانسه)
بهترين بازيگر مرد: سيلويو ارلاندو، («پدر جووانا»، ايتاليا)
بهترين بازيگر زن: دومينيك بلان، («ديگري»، فرانسه)
بهترين فيلمنامه: هايلي جريما («شبنم»، اتيوپي، آلمان، فرانسه)
دستاورد فني: (فيلمبرداري) آليشر خاميدوديف، («سرباز كاغذي»، روسيه)
بهترين بازيگر جوان: جنيفر لارنس، («دشت سوزان»، آمريكا)
شير ويژه: ورنر شروتر (آلمان)

ساير جوايز:
شير آينده لوئيجي دي لارنتيس: Pranzo di Ferragosto، (جاني دي گرگوريو، ايتاليا)
افق هاي ونيز: «افسردگي»، (لاو دياز، فيليپين)
مستند افقهاي ونيز: «پائين تر از سطح دريا»، (الكسي فدورتچنكو، روسيه)/ دومين جايزه ويژه افقهاي ونيز: «زنان»، (هوانگ ونهاي، چين، سوئيس)
سينماهاي اروپا: «رفيق»، (اومبرتو پازوليني، سريلانكا، آلمان، ايتاليا)/ فيپرشي (انجمن منتقدان بين المللي): «داخلي»، (طارق ثقيه، الجزاير)/افقهاي فيپرشي و جايزه هفته منتقدان: «خداحافظ سولو»، (رامين بحراني، آمريكا)

فيلم كوتاه:
جايزه كورتو كورتيسيمو: Tierra Y Pan، (كارلوس آرملا، مكزيك)/ جايزه ويژه كورتو كورتيسيمو: «شام»، (كارچي پرلمن، مجارستان)/ جايزه UIP بهترين فيلم كوتاه اروپايي: «فداكارها»، (كوئن ديائر، بلژيك)

  


نگاهي به بازيگري در نمايش «مرغ دريايي» به كارگرداني «محمد رضا خاكي»؛
ساده اما پيچيده

 

* مهدي نصيري

«استانسيلاوسكي» كه مرغ دريايي را در سال 1898 در تئاتر هنر مسكو اجرا كرد نوشته است: اجراي اين نمايش كاري بسيار دشوار





است و با نهايت شرمندگي اعتراف مي كنم كه در ابتدا اين نمايش را نفهميدم. در مسير كار و تمرينها بود كه بدون آنكه خود متوجه باشم، رفته رفته به زواياي آن پي بردم و به آن علاقه مند شدم. اين از ويژگي نمايشنامه هاي چخوف است؛ وقتي كه به ظرفيتها و جذابيتهاي آنها پي ببريم متوجه مي شويم كه مي توانيم در آنها غوطه ور شويم و رنگ و بوي آنها را تنفس كنيم.»
استانسيلاوسكي در اين چند سطر كوتاه به مهمترين ويژگي نمايشنامه هاي آنتوان چخوف و به طور قطع در ميان آنها -مرغ دريايي- اشاره مي كند. مرغ دريايي در ميان همه نمايشنامه هاي چخوف ساده ترين و در عين حال پيچيده ترين آنهاست.
اين نمايشنامه از آن رو ساده است كه داستاني سر راست را از زماني تا زمان ديگر روايت مي كند و فرسودگي و تغييري را به طور محسوس و كلي به نمايش مي گذارد:
«ترپلف، پسر جوان يك هنر پيشه جوان معتقد است كه هنر بايد بر گرفته از تخيل و رويا باشد. در نقطه مقابل هم دختري كه عاشق بازيگري است و مورد علاقه ترپلف است زندگي و هنر را در تجربه كردن و مشقت كشيدن به خاطر ايمانش مي بيند. بعد از گذشت دو سال نينا به آرزوهايش نزديك شده، اما ترپلف در جهان رؤيا و تخيلاتش غوطه ور است و سقوط مي كند.»
اما اين نمايشنامه از سوي ديگر به شدت پيچيده است و به سختي مي توان آن را بدون رعايت وجوه ژرف ساختي و عميق آن بر روي صحنه برد. پيچيدگي «مرغ دريايي» مثل بسياري از ديگر آثار چخوف متكي بر جزئيات نمايشي است.
اما اجراي دكتر محمدرضا خاكي از نمايشنامه آنتوان چخوف بيشتر متكي بر وجه ساده و كلي آن قابل ارزيابي و تحليل است. اينگونه به نظر مي رسد كه كارگردان بيشتر از آنكه جزئيات رفتار و پيچيدگي هاي شخصيتها و رفتارشان را به نمايش بگذارد درگير فضاي كلي نمايش است.
اين ويژگي نمايش بيش از هر چيز تأثير خود را بر بازي بازيگران گذاشته است و به جز دو بازيگر، بقيه در اكثر اوقات اجراي نمايش بازيهاي اغراق شده و غلوآميز دارد. بازيگران «مرغ دريايي» هر يك سعي مي كنند در قالب يك تيپ قرار گرفته و به جاي آنكه نشان دهنده جزئيات رفتار نقشهايشان باشند، اين جزئيات را در قالب مشخصات تكرار شونده تيپهاي نمايشي شان به نمونه ها و رفتارهايي كلي مبدل سازند.
«معين عشاقي» در نقش ترپلف جوان يكي از اين بازيگران است كه البته انتخاب او براي بازي در نقش ترپلف با توجه به فيزيك و هيبتش نا مناسب به نظر مي رسد. عشاقي با جثه كوچك و قد كوتاهش وقتي در طول مدت حضور نقشي ضعيف و ترسو را با اغراق اجرا مي كند تنها به مهره اي كوچك در نمايش تبديل مي شود. مهره اي كه از همان ابتدا بي ارزش و ترسو است و بايد ناديده گرفته شود. البته ترپلف در نمايشنامه چخوف پر از ضعفهاي رفتار و شخصيت است و به طور جدي مورد انتقاد نويسنده قرار مي گيرد و صد البته كه مرغ دريايي فرصتي براي پرداخت مراحل سقوط او باقي نمي گذارد. اما اينكه اين قهرمان جوان از همان نقطه آغاز پست و حقير نشان داده شود و مدام بر التماس و گريه به دامن مادر و نينا بيفتد از او يك شخصيت بي ارزش و كم اهميت مي سازد كه مسلماً ترپلف نمايشنامه چخوف اينگونه نيست.
حسين محب اهري، در ميان بازيگران و بازيهاي بد آنها، كمي بيشتر خودش را نشان مي دهد و در واقع قادر است تا با كمك تجربياتش در صحنه به جبران تحليلهاي اشتباه و سهل انگاريهاي موجود در مورد نقش خودش بپردازد. اما در عين حال او در نقش نيكولايويچ سورين پيرمثل ديگر نقشها تنها به كليات رفتارش محدود شده است؛ 62 سال سن دارد اما هنوز از زندگي چيزهايي مي خواهد و به همين خاطر مي خندد و شوخي مي كند.
«مينا دروديان» هم در نقش ماشا، تنها به بازسازي ظاهري مغموم اكتفا كرده است و لباسهاي سياهش بخش اصلي حضور او در صحنه را به خود اختصاص داده اند. «ماشاي» نمايش دكتر خاكي با لحن يكسان بيان و ناله هاي هميشگي اش تصوير تكراري و بدون هيچ شناسنامه يا شناختي را بر روي صحنه به نمايش مي گذارد. در واقع بازي او هيچ يك از جزئيات رفتاري كه از شخصيت ماشا در نمايشنامه چخوف انتظار مي رود را نشان نمي دهد، نحوه ايستادن دروديان با دستي به كمر و پاهاي كج كه يكي تكيه گاه ديگري شده، فرم بد شكل و بي قواره اي از حضور يك بازيگر بر روي صحنه را ايجاد مي كند و بدتر از آن، اينكه اين فيگور مدام از طرف او تكرار مي شود. انگار بازيگر حتي از حضور خودش بر روي صحنه نيز عاصي شده است!
«فرزانه نشاط خواه» در نقش پولينا، كمتر از ديگر بازيگران نمايش به چشم مي آيد. اما در همين فرصت اندك هم با بازي شلخته و شلوغش هيچگاه نمي تواند انتظاري كه از پولينا مي رود را برآورده سازد. نشاط خواه در ابتداي نمايش آنقدر پر سر و صدا و پر جنب و جوش است كه حضورش تماشاگر را آزار مي دهد و در پايان آنقدر شلخته و بي تأثير كه اصلاً ديده نمي شود.
بهناز سليماني كه يكي از نقشهاي مهم نمايش را بر عهده دارد، براي بازي كردن نقش مادر ترپلف -ايرينا نيكولايونا- فيزيك و چهره مناسبي دارد و خوب هم گريم شده است؛ اما او هم مثل نشاط خواه يا شلخته و پرحركت است و يا اينكه با حركتهاي زمخت و به قول معروف گل درشت اش به شدت از هنر پيشه خاص و سنتي مورد نظر چخوف كه مدام مي خواهد جلب توجه كند و ديده شود دور مي شود.
كامبيز اميني كه بازيهاي خوبي را در آثار ديگر نمايشي از او به ياد داريم، درمرغ دريايي تنها يك تيپ نمايشي است. مباشر روستايي و فرصت طلب نمايشنامه چخوف -ايليا آفاناميوچ- در نمايش دكتر خاكي به شدت اغراق آميز و كميك ظاهر شده و انگار قرار گرفته تا فقط تماشاگر را بخنداند. در حالي كه جزئيات رفتار او بايد بخشي از شخصيت اصلي و مهمش را بيان كند و بهانه و انگيزه رفتارهاي دختر و همسران هم باشد.
علي برجي، آموزگار ساده و فقير -مدودنكو- هم همينطور !او هم هيچ نقشي ندارد، مگر آنكه در خدمت كمدي كار قرار گيرد و حضور تيپيك اش بر روي صحنه تماشاگر را در برابر ساده لوحي اش به خنده وا دارد.
در ميان همه بازيگران نمايش دكتر خاكي تنها مسعود دلخواه و شبنم خزلي هستند كه تا اندازه اي انتظارهايي را كه از حضورشان مي رود، برآورده مي سازند. دكتر مسعود دلخواه به راحتي و با آرامش تمام شخصيت تريگورين نويسنده را با دقت در وجوه مختلف نقش بازي مي كند. بازي ساده و سكوتها و حركتهاي سر، حالتهاي چهره و سمت نگاهها و حتي جزئيات ديگر بازي او قادرند نقش تريگورين را در قالب شخصيتي جذاب و واقعي به نمايش بگذارد.
شبنم خزلي هم اگر چه در بخش پاياني نمايش -آنجا كه پس از دو سال ترپلف را مي بيند- نتوانسته تغييرات لازم بازي اش را به نمايش بگذارد، در ساير بخشهاي نمايش حضوري چشمگير دارد و بازي ساده و پر انرژي اي را ارائه مي دهد كه باز هم رعايت جزئيات رفتار بخش مهمي از آن است.

  


امروز سالروز درگذشت جلال آل احمد است؛ روشنفكري براي مردم

 

امروز هجدهم شهريورماه، سي و نهمين سالروز درگذشت جلال آل احمد است.






سيمين دانشور - همسر جلال - او را خيلي شبيه نوشته هايش توصيف مي كند و سبك  جلال را خود او مي داند.
وي معتقد است: جلال اگر به دين روي آورد، از روي دانش و بينش بود. اين جرأت را داشت كه به روي استثماركنندگان و استعمارگران تف بياندازد و به روشنفكران به نفع مردم و به نفع خودشان بتازد.
دانشور درباره  درگذشت جلال آل احمد مي گويد: زيبا مرد، همان طور كه زيبا زندگي كرده بود و شتاب زده مرد عين فرو مردن يك چراغ و در ميان مردم معمولي كه دوستشان است و سنگشان را به سينه مي زد و خودم كه كنارش بودم و مهين توكلي كه برادر بزرگتر مي انگاشتش و حالا مي فهم كه چرا در اين همه سال كه با هم بوديم، آن همه شتاب داشت. مي دانست كه فرصت كوتاه است؛ پس شتاب داشت كه بخواند و بياموزد و لمس كند و تجربه كند و بسازد و ثبت كند و جام هر لحظه را پر و پيمان بنوشد و لحظات را با حواس باز خوشامد بگويد و حول و حوش خود را با هوشياري و كنجكاوي و تفكري كه هيچ گاه زنگار نگرفت؛ چرا كه با وسواس همواره گردگيري اش مي كرد و آينه وار صيقلش مي داد، ارزيابي كند.
به گزارش ايسنا، اين بانوي پيشكسوت داستان نويس در كتاب «غروب جلال» مي افزايد: جلال در راه بود و با عشق مي رفت. چرتكه نمي انداخت و اصالت داشت و اگر به دين روي آورد، از روي دانش و بينش بود.
از مشروطيت به بعد،  آزادي از ديدگاه استعمارگران براي ما، آزادي استخراج و صدور نفت و منابع ديگر به غرب بود. اما جلال درست برخلاف چنين آزادي اي گام برمي داشت. براي او، آزادي  رهايي از شر ماركسيزم استاليني روس و امپرياليزم انگليس و آمريكا بود و به همين علت كوشش داشت در آثارش بندهاي مريي و نامريي را بگسلد و شايد همين موجب مرگش شد يا دست كم موجب دق كش شدنش.
جلال اين جرأت را داشت كه تف به روي استثماركنندگان و استعمارگران بياندازد و به روشنفكران به نفع مردم و به نفع خودشان بتازد. اما جلال هرگز قدرت نمي خواست. نفوذ مي خواست كه به حد كافي بر معاصرانش داشت، و پيش بيني مي شد كه بر نسلهاي بعدي هم داشته باشد. خيلي ها را مي شد با پول يا جاه و مقام و يا زن و يا مواد مخدر خريد و آدمهاي فروشي در زمان ما كم نبودند؛ اما جلال، اين آخوندزاده  پرغرور، مراحل روشنفكري را قدم به قدم پيموده بود و لمس كرده بود و بر شخصيت شجاع و محكم خود تكيه داشت و گول نمي خورد. هيچ گاه وانداد، تن درنداد،  با اين حال، نابغه بازي هم درنمي آورد و من هم هيچ گاه نخواسته ام كه از او بتي بسازم... جلال قلم زني بود متعهد و مردي باانضباط تا سر حد فدا كردن خودش.
دانشور در بخش ديگري از كتاب با نام «شوهرم جلال» كه به سال 1340 مربوط مي شود، آورده است: زن يك نويسنده به طور عام شوهرش را به عنوان يك مرد مي شناسد؛ نه به عنوان يك نويسنده. خوانندگان آثار اين نويسنده هر چند از دور از اين نظر، او را بهتر از زنش مي شناسند، معمولاً زنهاي هنرمندان كم كم نسبت به آثار هنري شوهرانشان بي علاقه مي شوند و بعد نسبت به اين آثار كينه مي ورزند؛ چرا كه شاهد آفرينش اين آثار و دردسرهاي مقدمات و نتايجش بوده اند. اما من كه زن جلال آل احمد هستم، او را از نوشته هايش جدا نمي كنم و نه تنها به عنوان يك مرد؛ بلكه او را به عنوان مردي كه نويسنده است، مي شناسم. اين گونه شناسايي بيشتر به اين علت است كه جلال خيلي شبيه نوشته هايش است؛ يعني سبك  جلال، خود اوست، با اين تفاوت كه من با چرك نويس سر و كار دارم و ديگران با پاك نويسش.
او اعتقاد دارد: اگر جلال در نوشته هايش تلگرافي، حساس،  دقيق، تيزبين، خشمگين، افراطي، خشن، صريح، صميمي، منزه طلب و حادثه آفرين است، اگر كوشش دارد خانه ظلم را ويران كند، اگر در نوشته هايش ميان سياست و ادب، ايمان و كفر، اعتقاد مطلق و بي اعتقادي در جدال است، در زندگي روزمره نيز همين طور است. مشكل جلال كه خودش مشكل بسياري از بندگان خدا را مطرح كرده، در دوگانگي شديد ميان زندگي روحي و جسمي است و شك نيست كه ريشه هاي عميق خانوادگي هم دارد. شايد اين دوگانگي، او را به حادثه جويي كشانده است. شايد هم روحاً حادثه جو خلق شده است. به هر جهت، جلال خوب مي بيند، خوب هم نشان مي دهد، سر نترسي هم دارد؛ اما با هر نفس حقي كه مي زند، خودش را پيرتر مي كند.
گفتني است جلال آل احمد كه روايتهاي متفاوتي از تاريخ تولدش ذكر شده، بنا به گفته  همسرش - سيمين دانشور - دوم آذرماه سال 1302 متولد شده است، كه 18 شهريورماه سال 1348 در اسالم گيلان از دنيا رفت.
از جمله آثار او به: اورازان، مدير مدرسه، غرب زدگي، سنگي بر گوري، نفرين زمين، نون والقلم، در خدمت و خيانت روشنفكران، از رنجي كه مي بريم، تات نشين هاي بلوك زهرا، چهل طوطي، خسي در ميقات، ديد و بازديد، زن زيادي، سرگذشت كندوها، سفر آمريكا، سفر به ولايت عزرائيل، سفر روس، سه تار، مكالمات، يك چاه و دو چاله و نيما چشم جلال بود، مي توان اشاره كرد.

  


گفتگويي با پانته آ بهرام/ كارگردان نمايش «آواژيك» ؛ انتخاب يك لحظه

 

* تكتم بهاردوست
«ما رؤيا مي بافيم. ما روزهاي زندگي را به هم مي بافيم ...».




اين نوشته، بخشي از ديالوگ پانته آ بهرام در نمايشي است كه توانست در اولين تجربه كارگرداني اش در جشنواره بين المللي تئاتر«پراگ»، جايزه ويژه اين جشنواره را از آن خود كند. بهرام متولد 1348 تهران است و تاكنون توانسته با كسب بيش از پنج جايزه از جشنواره هاي مختلف تئاتر خود را به عنوان يكي از بازيگران مطرح تئاتر، معرفي كند.
او درباره نمايش «آواژيك» و نحوه شكل گيري و اجراي آن مي گويد: اين نمايش، دو سال پيش در تالار اصلي شهر و فرهنگسراي نياوران به روي صحنه رفت و خوشبختانه با اقبال تماشاگر رو به رو شد. مدتها بود كه دوست داشتم عرصه كارگرداني را تجربه كنم و حتي متني را هم بر اساس قطعه اي از شاهنامه نوشتم، ولي بنا به دلايلي، هيچ وقت امكان به روي صحنه بردنش را پيدا نكردم. ايده اصلي اين كار هم، متعلق به همكار خوبم حميد سعيدي بود. ايشان يك سري قطعات موسيقي به من دادند و قرار شد من روي اين قطعات، تصوير سازي كنم. سال قبل از آن، ما براي اجراي نمايش «منطقه اشغال شده» به هانوفر رفته بوديم و من گمان كردم چه خوب مي شد اگر ما هم مي توانستيم يك چنين نمايشهايي را در ايران داشته باشيم و تمام تلاشم، معطوف به اين شد كه اين نمايش را به آموخته ها و تجربه هاي خودم نزديكتر كنم. ذهنيت اصلي كار، فرش بود. همان طور كه مي دانيد، فرش در كشور ما يك اتفاق كهن است و همه ما ايراني ها نسبت به فرش يك حس نوستالژيك داريم و با چگونگي بافت آن آشناييم.
نمايش «آواژيك» روايت يك قصه نيست، انتخاب يك لحظه است. دوست داشتم در اين نمايش، لحظات زيبا و ماندگاري را براي تماشاگر ايجاد كنم. اين ايده اصلي ام بود. همان طور كه گفتم، فرش يك اتفاق كلاسيك است، ولي مي خواستم اجرايم پست مدرن باشد. مي دانيد، اولين مؤلفه هاي پست مدرن، تمركز زدايي است، پس بايد تمركز را از تماشاگر مي گرفتم و تصاوير، يكي از ابزارهاي كمك كننده من در اين راه بود.
دوست داشتم تصاويري انتخاب كنم كه با تصوير اصلي بيگانه باشد كه البته گاهي هم عكس اين اتفاق مي افتاد. «آواژيك» يك اتفاق زيباي معمولي نيست؛ چون اين موسيقي بود كه بر مبناي آن تصوير سازي شد، درست بر عكس نمايشهاي ديگر!
چون شما تئاتر «آواژيك» را نديده ايد، پس برايتان توضيح مي دهم كه در اين نمايش، متني شاعرانه در بين صحنه ها خوانده مي شود كه متن، با عناصر ديگر صحنه، چندان هماهنگي ندارد و همه اش هم براي اين بود كه مي خواستم اتفاقي در صحنه ايجاد كنم. مي خواستم لحظاتي را به وجود بياورم كه تماشاگر، دقيقه اي احساس كند كه همه چيز نمايش هماهنگ است و دقيقه اي بعد، احساس كند كه چيزهاي روي صحنه اصلاً با هم هماهنگي ندارند!
اما اينكه چرا فرش؟ به نظر من، فرش، ذاتاً در خود، ريتم و هارموني دارد. حتي شانه زدن ها و چاقوهاي بافت فرش هم داراي ريتم است. بعداً متوجه شدم كه بعضي فرشها، نقشهايي از جنگ و تير و كمان هم دارند، پس مي شود صحنه هاي نمايش، تفكر جنگ را هم به همراه داشته باشند. براي همين بود كه در جاهايي از متن، اشعار مولانا را اضافه كردم و با حذف و اضافه هايي مثل عروسك «مبارك»، سعي كردم يك اثر تكامل يافته خلق كنم. شايد يك نمايش تخته حوضي (كه آن هم عنصر اصلي اش قالي است) و اين طور بود كه فرش جزو جدايي ناپذير اين نمايش شد.
موسيقي، جزو لاينفك اين نمايش است و ماهيت موسيقي، جلوي اين تكرار را مي گيرد... هرچندكه، هنر قاليبافي، خود به خود پر از تكرار است و يك رج، ماه ها تكرار مي شود. من يك حركت دارم كه در اولين صحنه نمايش به طور كامل انجام مي شود و در صحنه هاي ديگر نمايش، بخشهايي از آن تكرار شده و به نگاهي متفاوت مي رسند.

  


دو هنرمند خارجي در هفتمين دوسالانه نگارگري ايران داوري مي كنند

 

دبير دوسالانه ملي نگارگري ايراني از حضور دو داور تركيه اي و چيني براي قضاوت در هفتمين دوره اين رويداد هنري خبر داد.
مرتضي حيدري به مهر گفت: با توجه به سابقه طولاني نگارگري در آسياي ميانه و شرق دور و براي هموار كردن راه براي برگزاري دوسالانه نگارگري به صورت بين المللي در آينده، در اين دوره از فاطيما چيچك و علي لينگ دعوت خواهيم كرد تا در داوري، سخنراني و نمايش آثارشان شركت كنند.
وي در ادامه درباره رويكرد اين دوره دوسالانه نگارگري گفت: در نشستهايي كه با شوراي سياستگذاري داشته ايم نقد و نوآوري را از سرفصلهاي اين دوره قرار داديم. در كنار دوسالانه همايشي با عنوان نقد و نوآوري در نظر گرفته ايم كه مسؤوليت همايش بر عهده جليل جوكار است.
دبير دوسالانه ملي نگارگري ايراني با اشاره به موضوع دوسالانه هفتم افزود: رويكرد آثارعملي دوسالانه بر اساس سيمرغ با توجه به منطق الطيرعطار است. زيرا پيش از اين در نگارگري بيشتر سيمرغ شاهنامه مد نظر قرار گرفته و در اين دوره ما بيشتر بر ديدگاه عطار در مورد وحدت توجه داريم.
حيدري در مورد انتشار فراخوان دوره هفتم دوسالانه نگارگري گفت: فراخوان آماده انتشار است و فقط در مورد جوايز برگزيدگان هنوز با دفتر امور هنرهاي تجسمي معاونت هنري وزارت ارشاد در حال مذاكره هستيم. اما فراخوان قطعا تا 20 شهريورماه منتشر خواهد شد.

  


كتاب جعفريان درباره  عبدالقهار عاصي زير چاپ است

 

محمد حسين جعفريان كتابهاي تازه اي منتشر مي كند.




به گزارش ايسنا، اين نويسنده كتاب «مردي از ترانه و آهن» درباره  عبدالقهارعاصي - از چهره هاي شعر معاصر افغانستان - را از سوي نشر عرفان زير چاپ دارد.
او همچنين يك مجموعه  شعر را در حال آماده سازي براي انتشار دارد كه هنوز نام و ناشري براي آن انتخاب نكرده است.به گفته  جعفريان، اين مجموعه كاري متفاوت و نو در مقايسه با آثار شعري قبلي اش است.
او دو مجموعه  تلويزيوني را هم در حال ساخت داشته است، كه فعلاً به دليل بيماري اش متوقف شده اند؛ مجموعه اي درباره  ميرسيدعلي همداني كه تصويربرداري اش انجام شده و مجموعه اي نيز درباره  افغانستان با عنوان «افغانستان سلام» كه در 26 قسمت تهيه و 17 قسمت آن تدوين و آماده شده است.
جعفريان چندي پيش تا مهيا شدن شرايط انجام عمل جراحي دوباره، از بيمارستان مرخص شد.

  


جديدترين  فيلم «نيكلاس كيج» اكران شد

 

اكران بين المللي جديدترين فيلم «نيكلاس كيج» با عنوان «بانكوك پرمخاطره» از 5 سپتامبر (15 شهريور) در سينماهاي جهان آغاز و با استقبال مواجه شد.
به گزارش ايسنا، اين پروژه سينمايي كه در «ان كيج» در قالب يك آدمكش حرفه اي ظاهر مي شود، توسط شركت فيلم سازي «لايونز گيت» و توسط «دني و اكسيو پانگ» كارگرداني شده است.

  


بازيگر سينماي صامت آثار «باستركيتون» درگذشت

 

«آنيتاپيج» بازيگر كهنه كار سينماي صامت كه كارش را با شركت فيلمسازي «مترو گلدوين ماير» آغاز كرده و در آثار فيلمسازاني چون «باستركيتون» و «لون چاني» خوش درخشيده بود در 98 سالگي با عالم سينما خداحافظي كرد.
به گزارش ايسنا، به نقل از آسوشيتدپرس، «پيج» روز شنبه در منزلش واقع در لس آنجلس درگذشت.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com