تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-09
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 19شهریور ماه 1387


آزادي از نگاه آية ا... سيد محمود طالقاني ؛ فرصتي براي بازگشت به توحيد

 

* قسمت اول

مفاهيمي چون آزادي و استبداد، در ادبيات سياسي، به مقوله ها و مفاهيم متضاد شناخته شده اند. امروزه در مقابل آزادي (بويژه



حكومتهاي مردم سالاري كه تداعي كننده آزادي هستند) از واژه اقتدارگرايي و ديكتاتوري استفاده مي شود و با وجود تفاوت اندك ميان رژيمهاي ديكتاتوري، اقتدارگرايي، سلطانيسم و... همه آنها كار ويژه مشترك دارند و آن سلب آزادي از افراد و شهروندان است. از اين رو، لازم است اين دو مفهوم مورد بررسي دقيق قرار گيرد.
در نوشتار حاضر كه توسط دكتر علي شيرخاني، رئيس مركز اسناد انقلاب اسلامي استان قم و استاديار دانشگاه آزاد اسلامي، به بهانه سالروز درگذشت آية ا... طالقاني به رشته تحرير در آمده، آرا و انديشه هاي ايشان در اين حوزه بررسي شده است.
* توحيد و آزادي
مبنا و اساس اصول اعتقادي در پيروان اديان توحيدي، ايمان و باور قلبي به خداي يگانه است كه در اصطلاح به آن «توحيد» گفته مي شود. اين براي انسانها يك امر فطري محسوب مي شود و مبناي دعوت انبيا نيز بر همين اساس بوده است. در مطالعه اديان توحيدي، مي توان به اين نكته رسيد كه دعوت پيامبران به توحيد، تحولاتي را در جهان و منطقه دعوت آنان پديد آورده است و در نهايت اين مسأله به مرور زمان به يك باور و اعتقاد دروني و فردي تبديل شده كه فلاسفه و متكلمان در كتابهاي كلامي و فلسفي خود، بدان پرداخته اند. اما اين فلاسفه (بيشتر فلاسفه اسلامي) از آثار و تبعات اجتماعي توحيد غافل بوده اند و خداي آنان به يك خداي ذهني تبديل شده كه هيچ گونه نقش و تأثيري در زندگي اجتماعي مردم نداشته است.
اما توحيد از نگاه طالقاني، علاوه بر درك و استنباط فلاسفه، عبارت است از رستاخيزي در انديشه كه در پرتو آن بتوان عليه نظام ظالمانه و مستبدانه قيام كرد و تحولي عظيم در جامعه ايجاد نمود. وي در اين زمينه مي گويد:«توحيد تنها يك عقيده قلبي و دروني نيست كه انسان را در معابد متوقف سازد و در انجام وظايف عبادي در محيط مساجد نگه دارد، و تنها يك بحث فلسفي و حكومتي نيست كه چون با دليل و برهان اثبات شد در گنجينه كتب بايگاني شود؛ بلكه حقيقتي است كه بايد در فكر و خلق و عمل تحولاتي پديد آورد جهت سير زندگي و خط مشي اجتماعي را برگرداند.
يكي ديگر از نتايج توحيد اجتماعي اين است كه اگر اين مسأله از گفتگوهاي فلسفي و حكومتي خارج و از حيطه اعتقاد دروني و فردي به صحنه اجتماع كشيده شود، انسانها را به حركت و تحول وا مي دارد و او را از بندگي ديگران آزاد مي سازد، لذا طالقاني اعتقاد دارد توحيد يعني: «افراد و يا طبقه اي، زمينه اي براي ارباب يابي نداشته باشند و زندگي و سرنوشت مردم، به اراده و خواست كسي وابسته نباشد.»
از اين تعريف توحيد چنين استنباط مي شود كه توحيد نه تنها انسانها را فقط به پرستش خداي يگانه وادار مي سازد و از عبادت و بندگي ديگران آزاد مي كند، بلكه زمينه را نيز براي ارباب يابي مسدود مي كند و به افراد كم اراده نيز اين اجازه را نمي دهد كه عده اي را براي خود ارباب تعيين كنند.
در نگاه ايشان، در نهايت توحيد به معناي بريدن زنجيرهاي عبوديت و تقليد از انديشه مردم است و به تعبير قرآني «يضع عنهم اصرهم و الاغلال التي كانت عليهم.» لذا براي نجات انسانها از قيد و بندهاي صاحبان زر و زور و تزوير و واژگوني نظامهاي طبقاتي و ظالمانه اجتماعي، اعتقاد دارد كه اين مسأله فقط از طريق بازگشت به توحيد مي باشد. بر اين اساس، طالقاني آزادي را در اديان توحيدي و اكمل اديان، يعني دين اسلام جستجو مي كند و معتقد است قبل از هر مكتب و مسلك، اين اديان توحيدي بوده اند كه نداي آزادي افراد بشر را سر داده و ارسال رسل نيز براي اين كار بوده است: «انبيا آمدند تا انسان را از همه شركها، از همه بندها، از همه محدوديتها، از همه يك جهت بيني ها، يك بعد بيني ها، در يك بعد بودنها آزاد كنند و به انسان مستقل و عاقل فطري برگردانند.»
طالقاني ارتباطي بين توحيد و آزادي برقرار مي كند، آزادي را نيز در اين راستا تعريف مي كند و آن را در مقابل استبداد و به بند و بردگي كشيدن، قرار مي دهد.

* تعريف آزادي
آيه ا... طالقاني مثل بيشتر دانشمندان اسلامي شيعي، مخالف انديشه جبري بوده و اعتقاد دارد آزادي فكر و تعقل و... از اصول مسلم اسلامي است، ولي مباحث آزادي به شكل كلاسيك را متعلق به غرب مي داند و بر اين باور است كه آزادي به مفهوم انديشه اي آن، بيشتر در سايه تحولات سياسي و اجتماعي غرب بعد از قرون وسطي، ظهور و تجلي يافت و اين واژه از اين به بعد مورد توجه علماي اجتماع و قانونگذاران واقع شده است. از زماني كه مباحث آزادي در ميان كتابهاي دانشمندان رايج شده، نظريه هاي مختلفي درباره معنا و مفهوم و حدود آزادي ارائه شده است؛ ولي در نگاه طالقاني تاكنون هيچ كدام از اين ديدگاه هاي مختلف نتوانسته اند معناي جامع و مانع از اين مفهوم ارائه بدهند. لذا ايشان معتقد است اين مفهوم بايد با توجه به اوضاع و شرايط زماني و مكاني، تعريف و توصيف گردد: «تا كنون معناي جامع و محدودي براي آزادي بيان نشده. آنچه گفته شده معناي نسبي و به حسب شكل و شرايط محيط است.»
عده اي از دانشمندان، بويژه برخي از انديشمندان علوم اجتماعي، مدعي هستند كه آزادي و سلب آن در اختيار حكومتهاست و دولتها با وضع قوانين مي توانند به هر كسي و ملتي آزادي اعطا و يا از آنان سلب نمايند، كما اينكه امروزه در جهان قوانيني براي فعاليت احزاب و گروه هاي مختلف تدوين مي شود. طالقاني با رد اين ديدگاه، مسأله آزادي را به اصل اراده و اختيار پيوند مي زند و بر اين اساس، آزادي يك اصل مسلم و فطري محسوب مي شود، زيرا كه از ديدگاه اديان توحيدي، انسان داراي اراده و اختيار است لذا انديشه آزاد بودن با آغاز پيدايش انسان همراه بوده است. طالقاني با پذيرش اين مسأله معتقد است به مرور زمان و به موازات توسعه و پيشرفت جوامع بشري، آزادي اوليه و فطري انسانها محدود شده است و در عوض، انسان آزاد اوليه، نسبت به جامعه و همنوعان خود تعهداتي پيدا كرده است: «محقق است كه انسان چون ممتاز به عقل و اختيار است، انديشه و عمل از هر جهت آزاد آفريده شده است. نخست آزادي و اختيار در حدود غريزه جلب نفع و دفع ضرر محدود است. سپس، همين كه مرد همسر گزيد و عائله اي تشكيل داد، بر حسب تعهداتي كه با اختيار متعهد مي شود، آزادي اش محدودتر مي شود. هر چه اجتماع از جهت تقسيم و تخصص و شؤون ديگر بيشتر توسعه و التيام يابد، با تعهدات بيشتر، آن آزادي طبيعي و فطري بار ديگر از هر جهت محدودتر مي گردد.
آيات بي شماري در قرآن موجود است بر اينكه دلالت دارند كه انسان داراي موهبت الهي آزادي و اختيار است؛ يعني اينكه خدا نخواسته است بر اساس مشيت خود، جبر را بر وي تحميل كند. انسان بايد خودش به ميل و اختيار خود انتخابگر باشد.اين سري آيات، مشيت انسان را در انتخاب آزادانه در امور و سرنوشت خويش نشان مي دهد. در قرآن، آيات زيادي هست كه بشر را در موارد زياد ستوده و او را اشرف مخلوقات معرفي كرده است. تعبيرهايي در قرآن درباره مقام انسان وجود دارد كه مي توان گفت در هيچ كتاب آسماني و غير آسماني وجود ندارد. در اين كتاب، آدم خليفه الهي و مسجود فرشتگان قرار گرفته است و از جمله موارد برتري وي بر فرشتگان، علم ويژه اي است كه از آن به «علم اسماء» تعبير شده است. انسان در ديدگاه قرآن نماينده و جانشين خداوند در زمين و امانتدار او به شمار مي آيد. همين طور، قرآن فرزندان آدم را به كرامت موصوف مي كند و تكريم و تفضيل الهي را نصيب آنان مي داند.
طالقاني با استفاده از مجموع آيات و اشارات قرآني، به اين نتيجه مي رسد كه در نظر كتاب آسماني قرآن كريم، انسان داراي استعداد فوق العاده اي است و امكان وصول به مقامات مادي و معنوي عظيمي در او وجود دارد و مي تواند به كمك ادراكهاي عقلي و روحي هم اين كمالات را در زندگي براي خودش تحصيل نمايد. از سوي ديگر، قرآن و احاديث معصومين، انسان را موجود مختار و انتخابگر مي دانند كه در افعال و عقايد خود بر اساس شناخت و اراده تصميم مي گيرد. به همين جهت، تحميل عقيده و جبر در زمينه شناخت و ايمان، غيرممكن مي شود و قرآن اين مطالب را با آياتي از قبيل «لا اكراه في الدين» روشن مي سازد كه عقيده و ايمان قابل اجبار نيست و اين خود بشر است كه بايد بخواهد و راه صحيح را از ميان راههاي ديگر انتخاب نمايد و به كار بندد.
طالقاني با استفاده از مجموع آيات و روايات معصومين، آزادي را هديه الهي مي داند و مي گويد: «مسأله آزادي را ما براي انسان بالاترين هديه الهي و بشري مي دانيم كه انسان آزاد آفريده شده است. هيچ كس هم نمي تواند آن را سلب كند.»

* انواع آزادي
آنچه تا كنون درباره آزادي در نگاه طالقاني در سطور پيشين مورد بررسي و توصيف قرار گرفت، به تعريف آزادي و ارتباط آن با انديشه توحيدي در مكاتب و اديان توحيدي مربوط بود. طالقاني بر اساس اين انديشه، در مجموع به چندين نوع آزادي اشاره مي كند كه در ذيل بدانها پرداخته مي شود.
الف) آزادي عقيده و انديشه
نخستين پرسش در برابر اين نوع آزادي از آزاديهاي انسان، اين است كه آيا انسانها آزادند در اينكه اعتقادي در اين جهان داشته باشند و بر اساس آن اعتقاد زندگي اجتماعي را شكل و سامان دهند؟ و يا اينكه آنان در اين دنيا مي توانند بدون هيچ گونه اعتقادي به حيات خود ادامه دهند. پاسخ به اين مسأله با توجه به اين اصل ضروري و بديهي كه «حداقل تفسير زندگي اين است كه انسان معتقد باشد به اينكه زندگي همين است كه من آن را مطلوب مي دانم و يا زندگي همان است كه من در مغز خود تفسير نموده و پذيرفته ام، اگرچه با اين زندگي كه من دارم تطبيق نمي كند» محال است كه انسان در اين دنيا بدون اعتقاد زندگي كند. حتي اگر كسي بخواهد و بتواند در اين دنيا بدون اعتقاد زندگي كند، باز براي همين زندگي بي اعتقاد بايد پشتيبان داشته باشد كه اين پشتيبان خود اعتقادي است. پس از سؤال اول و پذيرفتن اين نكته كه بدون اعتقاد نمي شود زندگي كرد، سؤال دوم و سؤالهاي ديگري مطرح مي شود و آن اينكه آيا اعتقادي كه انسان مجبور است داشته باشد، در همه حال و حالات با انسان همراه است؟ آيا اين انديشه و عقيده به وسيله زور، الزام و اهرمهاي ديگر شكل مي گيرد يا نه؟ و آيا اصولا در اسلام حق تحميل عقيده وجود دارد يا نه؟
طالقاني با پذيرش اين نكته كه انسان الزاماً بايد عقيده مند باشد و هيچ كس بدون عقيده توان زندگي كردن را ندارد، اعتقاد دارد كه در اسلام تحميل عقيده روا داشته نشده است و هيچ قدرت مافوقي حق تحميل عقيده بر كسي را ندارد و انسانها آزادند هر عقيده اي را كه خود مي پسندند اختيار كنند و اين مطلب با عنصر اختيار گرايي شيعه كاملا تطابق دارد. وي در تفسير آية «لا اكراه في الدين» مي نويسد:
«چون عقايد قلبي اكراه پذير نيست، مورد نفي و اكراه هم نمي باشد. ظاهر في الدين به جاي علي الدين متن دين و مجموع اصول عقايد و احكام است كه اكراه در آن يكسره نفي شده و آيات و احكام جهاد منصرف از آن است.
طالقاني براي تأييد و اثبات مدعاي خويش، از تاريخ صدر اسلام گواهي مي آورد و مدعي است كه در آغاز دعوت به اسلام از سوي پيامبر كه عده اي به صورت آزادانه اسلام را پذيرفته بودند، همواره از سوي مشركين مكه مورد تعرض، اذيت و آزار قرار داشتند ولي مسلمانان مشركين را به اين لحاظ در قيد و بند قرار نمي دادند و اذيت و آزار جسمي و روحي به آنان نمي رساندند.
در اينجا، مهمترين پرسش كه درباره آزادي عقيده، فرا روي طالقاني قرار مي گيرد، اين است كه در اسلام بويژه متون فقهي آن، بابي به نام باب جهاد وجود دارد كه اسلام براي پيشرفت و گسترش و حتي در برخي موارد، جهاد ابتدائي را نيز تجويز مي كنند كه ابتدائاً مسلمين به بلاد كفار (غيرمسلمان) حمله ور شوند و آنان را به اسلام دعوت كنند و آنان در صورت شكست، يا بايد اسلام را بپذيرند و يا اينكه به مسلمين مقداري ماليات با عنوان جزيه بدهند. به نظر مي رسد اين مسأله دليل محكمي و شايد مهم تري براي عدم آزادي عقيده در اسلام و انديشه اسلامي تلقي مي شود، زيرا همان طور كه گفته شد، نشر عقيده كه به وسيله جهاد انجام مي شود، چيزي جز «اجبار و اكراه در پذيرش عقيده از سوي كافران و غير قابل پذيرش عقايد آن به وسيله مسلمانان»، نيست.
طالقاني در پاسخ به پرسش و اشكال فوق، بر اين باور است كه اسلام هرگز براي تحميل عقيده و دين خود هيچ يك از گروه ها، طبقات و طايفه ها را مورد اجبار قرار نداده است و در اين راستا اقدام به جنگ و جهاد نكرده است و اگر برخي از اقدامها نيز در تاريخ مشاهده مي شود، در مقام دفاع ازانديشه و عقيده خود و هم كيشان بوده است. وي در اين زمينه مي گويد:«هدفهاي صريح آيات جهاد نيز از ميان برداشتن اكراه بر عقايد مخالف و فتنه ظلم و اقامه حق و عدل است، نه اكراه بر پذيرش عقيده و مسؤوليتهاي فردي (و قاتلوهم حتي لاتكون فتنه و يكون الدين لله). تاريخ نيز گواه است كه در آغاز دعوت اسلام در مكه به اكراه در دين از جانب مشركين بود و در مدينه كه دين و اجتماع مسلمانان پايه مي گرفت، پيوسته در معرض تعرض و فتنه مشركين بودند. پس از آن، فتوحات اسلامي تا آنجا كه خالص انگيزه اسلامي داشت براي دفع فتنه و رفع اكراه حكام و طبقات ستمگر بود تا راه رشد و دريچه تنفس آزاد بر روي محرومان و محكومان باز شود. حد جهاد همين است.

  


نگاهي به نقش «رسانه» در توسعه فرهنگي؛ ركن چهارم قواي سه گانه!

 

* مجتبي عظيمي

ابن خلدون در مورد هويت انسان بر اين باور است كه: «فضا و محيط ما، مملو از پيامهاي خوب و بد است و اين فضا هويتمان را شكل



مي دهد.» با اين تعبير مي توان رسانه ها را محيط برتر ناميد. به عبارت ديگر، رسانه ابزار و واسطه اي است كه پيوسته بر رفتار، كردار، احساسات و تفكر انسان نفوذ مي كند.
چنانچه رسانه هاي ارتباطي را به عنوان دستگاه عصبي قلمداد كنيم، بايد براي فهم و درك رسانه ها، بايد نحوه زندگي در قرن حاضر را مطالعه كنيم. رسانه ها قادر به تغيير فرهنگ و هويت افراد و يا شكل دادن به آن هستند. امروزه در دنياي صنعتي 50 تا 80 درصد از نيروي كار فعال در بخش ارتباطات مشغول فعاليت هستند. علاوه بر آن، مردم كشورهاي توسعه يافته بيش از 6 تا 7 ساعت از وقت خود را صرف ارتباطات مي كنند. اغلب اين كشورها در عرصه رسانه هاي ارتباطي، خود توليد كننده اطلاعات هستند و از پيشرفتهاي رسانه اي نيز براي توليدات خود بهره مي جويند.برخي مفاهيم، مسايل و روندهاي مهم ارتباطات و فرهنگ توجه نظريه پردازان رسانه هاي جمعي را بويژه در طي قرن حاضر به خود معطوف داشته است.
همراه با توسعه، موضوع نقش رسانه ها براي ساختن جامعه در اين مباحث، امري محوري است و تامل بيشتري را در خصوص چيستي بناي جامعه ايجاب مي كند. امروزه توسعه رسانه ها و توسعه جوامع، رابطه مستقيم و تنگاتنگي با يكديگر يافته اند. شايد از همين روست كه مفاهيمي چون «روزنامه نگاري توسعه» و «اخبار توسعه» بيش از هر زمان ديگري توجه برنامه ريزان فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كشورها را به خود معطوف ساخته است. «آگارولا» روزنامه نگار هندي و مسؤول پيشين ارتباطات در توسعه ملل متحد در آسيا و اقيانوسيه معتقد است روزنامه نگاري كه در بخش توسعه فعاليت مي كند، بايد به صورت انتقادي، مناسبت برنامه هاي توسعه را از جنبه نيازهاي محلي و ملي، مورد ارزيابي قرار دهد.
«سينگ هال»( SINGHAL) نيز مي گويد: «هر گاه از وسايل ارتباط جمعي براي حمايت از يك پروژه يا برنامه ويژه توسعه استفاده شود، آن را ارتباطات توسعه و يا ارتباطات پشتيبان توسعه» مي گويند. بدين ترتيب، دو تعريف فوق را مي توان «ارتباطات توسعه» يا «ارتباطات توسعه بخش» ناميد كه در آن ارتباطات در خدمت توسعه است.
ديدگاه ديگري وجود دارد كه در آن ارتباطات فقط بخشي از اهداف توسعه محسوب مي شود و در آن فقط توسعه ارتباطات اهميت دارد و مي توان آن را «توسعه ارتباطات» ناميد. در اين ديدگاه، برنامه ريزي ارتباطي عبارت است از بهره برداري مناسب از منابع و امكانات ارتباطي براي دستيابي به اهداف توسعه كه در برنامه هاي مختلف توسعه اي از سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي مورد نظر است. به هر حال، برنامه ريزي در مورد ارتباطات، به عنوان يكي از اركان مهم برنامه هاي توسعه، اكنون در برنامه هاي توسعه مورد توجه كشورهاي مختلف است. كشورهايي مانند چين، هند و برخي از كشورهاي آفريقايي مانند تانزانيا در اين زمينه به موفقيتهاي چشمگيري دست يافته اند.
امروزه، جامعه اي توسعه يافته تلقي مي شود كه بتواند در كنار شاخصهاي اقتصادي مانند درآمد سرانه، توزيع ناخالص ملي و نرخ مرگ و مير، بر معيار آموزش و اطلاعات و در حقيقت عنصر دانايي اجتماعي تأكيد كند. در چنين جامعه اي، رسانه ها با توليد و توزيع مطلوب اطلاعات، نقش چشمگيري در ارتقاي آگاهي هاي گوناگون و ضروري بر عهده مي گيرند و جامعه را در نيل به تعالي و ترقي همه جانبه ياري مي كنند.
رسانه ها در زمينه توسعه فرهنگي مي توانند عامل آميختگي، توازن و پيوند دادن به باورهاي اصيل اعتقادي و سنتهاي بارور جامعه باشند و باعث پويايي افكار شوند. كاركرد رسانه ها در عصر ارتباطات، بي شك در همه عرصه ها انكارناپذير است. توسعه، فرآيندي چند بعدي است و توسعه اقتصادي در اين ميان برجستگي خاصي دارد، تا جايي كه اين توسعه به عبارت دقيق تر صنعتي شدن به عنوان محور اصلي و موتور حركت هر گونه توسعه قلمداد مي شود. پژوهشهاي انديشمندان نشان مي دهد توسعه اقتصادي به پيش شرط اهرمهاي كمكي عوامل فرهنگي، نيازمند است.
واقعيت اين است،كه توسعه اقتصادي و فرهنگي، به آموزش، آگاه سازي و مهيا ساختن افكار عمومي براي بهره برداري از امكانات مادي و معنوي نياز دارد. در اين ميان، نقش رسانه ها به عنوان يكي از عوامل مهم توسعه فرهنگي آشكار مي شود. بي ترديد، ميزان سنجش شكوفايي يا ركود شمارگان مطبوعات و يا تعدد شبكه هاي تلويزيوني را نبايد معيار رشد توسعه يافتگي فرهنگي و اقتصادي و يا عدم تحقق آن جامعه تلقي كرد، بلكه چگونگي نفوذ و رسوخ رسانه ها در سطوح مختلف جامعه، محتوا و مضمون پيام، تنوع و خلاقيت فكري و فني و يا پاسخگويي به نيازهاي جدي و ضرورتهاي فرهنگي و اجتماعي و بسياري از موازين ديگر ارزيابي كيفي، از جمله مقتضيات بررسي و برنامه ريزي نظام رسانه اي كشور است.
«توسعه فرهنگي» به عنوان وجه فرهنگي توسعه ملي، بايد بتواند راهبردهاي لازم را براي كشف و شكوفايي عناصر مساعد در فرهنگ جامعه به كار گيرد. از اين رو، توسعه فرهنگي بايد جامعه را در كسب و رشد اصالتها، خلاقيتها و فضيلتهاي اجتماعي به مدد بازشناسي و بازآفريني فرهنگ مستعد خودي ياري دهد و در عين حال با مشاركت دادن تمامي افراد جامعه در فرهنگ آفريني و تقويت و گسترش رقابتهاي سازنده، راه همگاني كردن فرهنگ را بگشايد. گوناگوني مطبوعات و گسترش انتشار نشريات متنوع و متفاوت و به طور كلي جايگاه شايسته رسانه هاي گوناگون در تنوير افكار و ايجاد فضاي مناسب براي گفتگو و برخورد سالم و سازنده نظرات و همچنين اهميتي كه رسانه هاي گروهي در ارتقاي سطح آگاهي و تعالي فرهنگ و دانش عمومي دارند، بي گمان يكي از مهمترين عوامل توسعه فرهنگي و از نشانه هاي پويايي و تحرك هر جامعه است.
بديهي است، توسعه فرهنگي- به معناي گسترده آن كه دربرگيرنده گشايش و گسترش گفتگوهاي فلسفي و فرهنگي و ادبي و هنري است، نه تنها عامل اصلي رشد خود آگاهي جمعي، بلكه زمينه ساز توسعه سياسي و اقتصادي و شتاب بخش پيشرفت دانشهاي گوناگون و تحقق عدالت و در واقع نخستين پيش شرط حل بنيادي مسايل و رفع مشكلات فراگير جامعه است. البته، اين همه زماني ميسر و محقق مي گردد كه از يك سو صاحبان قدرت و دولت، با قانون گرايي و قانون گذاري و سعه صدر به رسانه هاي گوناگون و نقش آنان در جامعه بنگرند و بويژه، رسانه هاي گروهي را نه به مثابه «دشمنان بالقوه» يا بلندگوي تبليغاتي نظام حكومتي، بلكه به عنوان ركني اساسي در كنار و همطراز قواي مقننه و مجريه و قضاييه باور كنند و به رسميت بشناسند .اين نكات، الفباي آغازين و نقطه عزيمت جوامع در حال گذار براي رسيدن به جامعه اي آزاد و مناسباتي مبتني بر دموكراسي است.
بر كسي پوشيده نيست، در جوامع در حال توسعه امكان دسترسي عموم مردم به رسانه هاي نوشتاري كمتر از كشورهاي توسعه يافته است و عامه مردم اصولاً چندان رغبتي به مطالعه نشان نمي دهند و هنوز فرهنگ كتابخواني و خريد روزنامه و نشريه همه گير و جزو عادات روزانه مردم نشده است. از اين رو، پرداختن به جايگاه و كاركرد رسانه هاي گروهي و بخصوص بررسي نقش و مسؤوليت رسانه هاي فراگيري چون راديو و تلويزيون كه اغلب در اين جوامع دولتي و يا در اختيار نهادهاي وابسته به دولتند اهميت بسياري دارد. در هر حال، نمي توان از تأثير گسترده و نفوذي كه رسانه هاي صوتي و تصويري براي افكار عمومي چنين جوامعي برجاي مي گذارند، غافل شد؛ تا جايي كه منبع كسب خبر و داوري در مورد رويدادهاي جاري و مسايل اجتماعي و سياسي و چگونگي وضعيت اقتصادي كشور، كمابيش از مجراي اغلب تنگ و يكجانبه اين رسانه ها و از راه شنيدن راديو و تماشاي تلويزيون صورت مي گيرد. بنابراين، رسانه هاي گروهي گوناگون مي توانند به نسبت درجه اهميت و فراگير بودنشان، نقشي مفيد يا مخرب در فرآيند شكل گيري جامعه مدني داشته باشند.

  


دم به دم ما بسته دام نوييم

 

* سيد مصطفي حسيني راد
دركتاب ارجمندت، قرآن، بندگانت را بيش از هر چيز به «تقوا» و «پرهيزكاري» توصيه و دعوت كرده اي و در ماه ضيافت خويش نيز به فرموده پيام آور گرامي ات، بهترين عمل نزد تو، «تقوا» است.




به راستي، راز اين تأكيد بليغ و توصيه هميشگي چيست و چرا در قرآن كريم فرموده اي «فأن خير الزاد التقوي و اتقون يا اولي الالباب».
با خودم فكر مي كنم چرا بهترين توشه بندگان، حتي در ماه مبارك رمضان كه ماه عبادت و بهار تلاوت قرآن است.
چرا براي تو «پرهيزكاري» ارزشمندتر است و چگونه است كه اگر من از گناه چشم پوشي كنم، براي تو زيباتر از آن است كه قرآن و نماز بخوانم؟
همواره از بندگانت خواسته اي در كنار كردار نيك، پرهيز از گناه هم داشته باشند تا با اين دو بال بتوانند در آسمان خشنودي و رضوان تو به پرواز درآيند «تعاونوا علي البر و التقوي و لاتعاونوا علي الاثم و العدوان».
در جاي ديگري از كلام مباركت، فرموده اي: «يا بني آدم قد انزلنا عليكم لباسا يواري سوءاتكم و ريشا. و لباس التقوي ذلك خير. ذلك من آيات ا... لعلهم يذكرون».
اي فرزندان آدم! همانا فرو فرستاديم براي شما لباسهايي كه با آن بدنتان را بپوشانيد و براي شما زينت باشد. اما «لباس تقوا» بهترين لباس است. آن از نشانه هاي پروردگار است تا شايد آنها را بينديشند و متذكر شوند.
به راستي راز مهم «پرهيزكاري» و «تقوا» چيست؟
صد هزاران دام و دانه است اي خدا
ما چو مرغان حريص بي نوا
دم به دم ما بسته دام نوييم
هر يكي گر باز و سيمرغي شويم
مي رهاني هر دمي ما را و باز
سوي دامي مي رويم اي بي نياز
ما در اين انبار، گندم مي كنيم
گندم جمع آمده، گم مي كنيم!
مي نينديشيم آخر ما به هوش
كين خلل در گندم است از مكر موش
موش تا انبار ما حفره زده ست
و از فنش انبار ما ويران شده ست
اول اي جان دفع شر موش كن
وانگهان در جمع گندم، جوش كن
بشنو از اخبار آن صدر الصدور
لا صلوة تم الا بالحضور
گر نه موشي دزد در انبار ماست
گندم اعمال چل ساله كجاست؟
ريزه ريزه صدق هر روزه چرا
جمع مي نمايد در اين انبار ما؟
مهربانا! حال كه من را با تمام ضعف و كوچكي ام به خانه ات دعوت كرده اي، در حالي كه نيك مي دانم تمام ضعف من از ناحيه خلل در تقوا و پرهيز است، به اين مهمان كوچك خويش، توفيق تقوا و پرهيز ارزاني فرما و چنان كن كه بينديشد و خوب درك كند كه اگر «ملكه تقوا» را به دست نياورد و در تحصيل آن تلاش نكند، انبار اعمال او طعمه موش سختكوش نفس اماره مي شود و هر آنچه گرد آورده و نياورده، در معرض نابودي قرار خواهد گرفت.
و به راستي كه اگر تو و دست لطف و عنايتت با من باشد، ديگر از سختي راه پيش رو چه باك؟
گر هزاران دام باشد در قدم
چون تو با مايي، نباشد هيچ غم

  


بزرگترين دايرة المعارف قرآن كريم منتشر شد

 

به همت مركز فرهنگ و معارف قرآن وابسته به دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، بزرگترين دايرةالمعارف جهان اسلام در 26 جلد چاپ مي شود كه تاكنون 6 جلد آن به چاپ رسيده است.
باب ا... آزادي، در حاشيه نمايشگاه نرم افزارهاي قرآني در گفتگو با خبرنگار مركز خبر حوزه گفت: هدف از حضور مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم در نمايشگاه نرم افزارهاي قرآني، معرفي آثار اين مركز به محققان و قرآن پژوهان بوده است.
وي افزود: اين مركز در سه بخش كتب و معرفي كتابهاي قرآن پژوهي، بخش نرم افزاري و پاسخ به شبهات قرآني با حضور كارشناسان، در اين نمايشگاه حضور دارد.
آزادي خاطرنشان كرد: تفسير راهنما كه ابتدا توسط آيةا... هاشمي رفسنجاني و سپس توسط محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم جمع آوري شده ، به صورت جامع و كامل در 21 جلد عرضه شده است.
وي افزود: كتاب فرهنگ قرآن به عنوان كليد راهيابي به موضوعات و مفاهيم قرآن كه 19 جلد از 30 جلد آن چاپ شده، به صورت سي دي و نرم افزار براي علاقمندان عرضه شده است.
آزادي، پرسمان هاي قرآني، فرهنگ موضوع تفاسير در 20 دوره از تفاسير شيعه و سني، ايجاد كتابهاي تخصصي در زمينه علوم و معارف قرآن را از ديگر اقدامات انجام گرفته در مركز فرهنگ و معارف قرآن كريم دانست.

  


نخبگان جهان ؛ جان ديويي

 

جان ديويي در روز بيستم اكتبر سال 1859ميلادي در شهر برلينگتون در ورمونت آمريكا به دنيا آمد. او پس از طي مراحل تحصيلي مقدماتي وارد دانشگاه جان هاپكينز شد و در كنار تحصيل در رشته فلسفه به شغل آموزگاري در مدرسه نيز مشغول بود.
او يكي از معروفترين فيلسوفان آمريكايي قرن بيستم و از پيشتازان پراگماتيسم است كه آراي انقلابي اش در خصوص سرشت فلسفه، آموزش، جامعه و سياست حرف و حديثهاي فراواني را به وجود آورد.
دانشگاه جان هاپكينز تا زمان فارغ التحصيلي او تحت سرپرستي جرج اس موريس بود كه گرايشهاي آرمانگرايي داشت و توانسته بود ذهن ديويي را با اندوخته هاي خود در اين خصوص پر كند. او جان هاپكينز را به قصد تصاحب يك منصب پيشنهادي به سوي دانشگاه ميشيگان ترك گفت.
اولين فعاليت جدي ديويي در فلسفه تلاشي بود كه در خصوص تركيب شيوه در حال پيدايش روانشناسي تجربي با پايه هاي اصلي آرمانگرايي موريس صورت داد.
وي طي دهه 1890 بويژه بعد از حضورش در دانشگاه تازه تأسيس شيكاگو در سال 1894، در آغاز راهي قرار گرفت كه شروعش منجر به فاصله گرفتن او از مابعدالطبيعه آرمانگرايي شد؛ روندي كه ديويي در زندگينامه خود با نام «استبدادگرايي تا تجربه گرايي» به آن اشاره داشته است. او با تأثير بسيار از «اصول روانشناسي» ويليام جيمز، به رد ادعاي آرمانگرايان پرداخت كه در آن با مطالعه پديده هاي تجربي، دنيا را ذهن انسان مي دانستند.
مشاجره با رئيس دانشگاه شيكاگو، ديويي را در سال 1904 مجبور به ترك اين دانشگاه كرد و پس از آن به تدريس در دانشگاه كلمبيا پرداخت و تا زمان بازنشستگي در اين دانشگاه باقي ماند.
وي در طي اين سالها بسياري از آثار ارزشمند خود را به رشته تأليف در آورد و اول ژوئن سال 1952ميلادي درگذشت.
جان ديويي، فلسفه را با تمام ماجراهاي حيات آدمي همراه مي دانست. معتقد بود فلسفه يك فعاليت پيگير در پژوهش و جستجويي آرزومندانه است. راه اين جستجو راه آرام و مطابق با نقشه اي نيست كه همه ما در هر وقت قادر به طي آن باشيم، زيرا در دنيايي كه دايماً در تغيير و دگرگوني است، انديشه ها مدام در تغييرند. كلمه «تغيير و دگرگوني» يكي از كليدهاي فلسفه ديويي است.
هدف او اين بود كه فلسفه را به صورت يك علم در آورد. «بحث نكن!به فكر چاره اي باش» خلاصه فلسفه ديويي است. فلسفه عملي براي شركت در كارهاي دليرانه و آزمايشهاي بزرگ.
عده اي معتقدند ديويي پيشگام دغدغه هاي مربوط به ارتباط ميان مكتب فردگرايي ليبرال و فضاي اجتماعي است كه در آن فرد مورد توجه است. در حقيقت گاهي ديويي به عنوان يك نويسنده مانند چارلز تيلور، فيلسوف كانادايي، مطرح است كه تمايل دارد ميان دكتريني از خود يا سرشت اجتماع گرا با شكلي خودآگاه از ليبراليسم از نظر تاريخي و فرهنگي، ارتباط برقرار كند. همچنين گاهي اوقات او را پيش رو فيلسوف و نظريه پرداز آلماني يورگن هابرماس مي دانند.
كارها و نوشته هاي بسيار با ارزش ديويي در طول يك زندگي پر كار و طولاني صورت گرفته است كه اين كارها حوزه هاي بسياري از فلسفه در كنار مسايل آموزشي، اجتماعي و سياسي را در بر مي گيرد. اين نوشته ها و مقالات، با جهد زياد توسط جوان بويدستون و همكاران او در قالب 37 جلد كتاب براي انتشارات دانشگاه ايلينويز جمع آوري شده است. از مهمترين آثار وي مي توان به اين موارد اشاره كرد:
طرح يك نظريه انتقادي در اخلاق (1881)، مطالعاتي در نظريه منطقي (1903)، رغبت و كوشش در تعليم و تربيت (1913)، فلسفه و سياست آلمان (1915)، دموكراسي و تعليم و تربيت (1916)، بازسازي در فلسفه (1920)، تجربه و طبيعت (1925)، اجتماع و مشكلات آن (1927)، در جست و جوي يقين (1929)، فلسفه اصالت فرد، قديم و جديد (1930)، منطق: نظريه تحقيق (1938).

  


مديركل دفتر نظارت بر چاپ و نشر قرآن كريم سازمان دارالقرآن: انتشار 7 ميليون نسخه قرآن طي يك سال

 

مديركل دفتر نظارت بر چاپ و نشر قرآن كريم سازمان دارالقرآن با اشاره به اينكه در كشور با كمبود قرآن مواجه نيستيم، گفت: سال گذشته بيش از 7 ميليون نسخه قرآن توزيع شده است، مشكل فعلي در حوزه قرآن، قيمت بالاي آن براي برخي مناطق است.
حسن تفكري مديركل دفتر نظارت بر چاپ و نشر قرآن كريم سازمان دارالقرآن در گفتگو با مهر، با اشاره به اينكه همه سازمانها مي توانند قرآن منتشر كنند، اما نظارت بر چاپ و نشر آن بر عهده ماست، اظهار داشت: سازمانها و نهادهاي مختلفي چون وزارت اوقاف، سپاه، ارتش و سازمان تبليغات اسلامي قرآن چاپ مي كنند، اما به طوري كلي دو گروه ناشر وجود دارند، يكي ناشران خصوصي و ديگري ناشران دولتي هستند كه گروههاي فوق جزو ناشران دولتي هستند.
وي يادآور شد: در سال 86 بيش از 12 ميليون مجوز چاپ قرآن داده ايم كه از اين تعداد برخي از آنها سال گذشته و برخي ديگر امسال و يا سال آينده به توزيع قرآن اقدام مي كنند، بنابراين مي توان گفت كه سال گذشته با ارايه مجوز بيش از 7 ميليون و 91 هزار 700 جلد قرآن كريم توزيع شدند.
حسن تفكري با اشاره به اينكه در كشور كمبود قرآن وجود ندارد، اظهار داشت: اگر وارد بسياري از كتابفروشيها شويم قرآن در حجم ها، اندازه ها و طرحهاي متنوع قابل دسترسي است. اما مسأله مهم كلاسهاي قرآني است كه در روستاهاي دور افتاده برگزار مي شوند و قيمت 3 هزار تومان براي هر جلد قرآن براي آنها زياد است و توان پرداخت آن را ندارند، از اين رو سازمان دارالقرآن كريم براي اين افراد اقدام به چاپ قرآن كرده كه زير قيمت تمام شده و حتي رايگان در اختيار آنان قرار داده كه از طريق سازمان دارالقرآن شهرستانها در اين كلاسها توزيع كرديم.

  


«روشنگري ديني» اثر ديگري از محقق داماد منتشر مي شود

 

دومين جلد كتاب «روشنگري ديني» اثر مصطفي محقق داماد منتشر مي شود.
به گزارش فارس، محقق داماد در اين كتاب به تفسير آيه هايي از سوره هاي قرآن مي پردازد. اين تفسير بيشتر بر روي سوره فرقان متمركز است.
سيد مصطفي  محقق  داماد، فرزند آيةا... سيدمحمد داماد سال 1324شمسي  در شهر قم  به  دنيا آمد.
وي  علوم  ديني  را نزد استادان  بزرگ  حوزه   علميه  قم  فرا گرفت  و علاوه  بر آن  در دانشگاه  تهران  به  تحصيل  حقوق  و فلسفه   اسلامي  پرداخت . محقق داماد ، مطالعه  و تحصيل  در رشته   حقوق  را پي  گرفت  و از دانشگاه  لوون  بروكسل  درجه   دكترا دريافت  كرد.
از آثار او مي توان به تأليف «دوره   اصول  فقه»  ، «قواعد»، «حقوق  خانواده »، «تحليل  فقهي  وصيت » ، «تحليل  فقهي  اخذ به  شفعه » و ترجمه   «مطالعات  تطبيقي  در فلسفه  اسلامي »، «حقوق  بين المللي  عمومي  اسلامي» و «سير فلسفه  در جهان  اسلام » اشاره كرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com