تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-10
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 20شهریور ماه 1387


دعاي روز نهم ماه مبارك رمضان

 

بسم ا... الرحمن الرحيم

اللهم اجعل لي فيه نصيباً من رحمتك الواسعه واهدني فيه لبراهينك الساطعة وخذ بناصيتي الي مرضاتك الجامعة بمحبتك يا امل المشتاقين
خدايا، قرار ده برايم در اين روز بهره اي از رحمت وسيعت و راهنمايي ام كن در اين ماه به سوي دليلهاي درخشانت و مرا به سوي موجبات خشنودي همه جانبه ات سوق ده، به محبتت اي آرزوي مشتاقان

  


آزادي از نگاه آية ا... سيد محمود طالقاني ؛ گريز از بردگي حزبي و اجتماعي

 

* دكتر علي شيرخاني( استاد يار دانشگاه آزاد قم)

* قسمت دوم و پاياني
در قسمت نخست اين نوشتار كه به بيان نقش و جايگاه آزادي از ديدگاه مرحوم آيةا... طالقاني مي پردازد، مباحثي چون توحيد و





آزادي، تعريف آزادي و انواع آزادي مورد بررسي و تحليل قرار گرفت. در اين قسمت كه بخش دوم و پاياني اين مقاله است به ديگر عرصه هاي انواع آزادي در حوزه عقيده و آزادي بيان و آزادي سياسي پرداخته خواهد شد.
طالقاني درباره آزادي عقيده و جنگ و قتال و ارتباط اين دو با هم گامي فراتر مي رود و مدعي است، از آنجا كه ما مسلمانان به حقانيت دين اسلام اعتقاد داريم، اين اعتقاد موجب مي شود دين حق خود را (در حقيقت عقيده حق خود را) در همه جا معرفي كنيم. ممكن است در هنگام معرفي كردن عقايد خود، افراد و گروه هاي مختلف، عقايد مسلمانان را نپذيرند و با آنان جنگ و قتال نمايند. اين جنگ و قتال مسلمين جنبه تدافعي به خود مي گيرد و اين به معناي اجبار و الزام آنان به پذيرش دين اسلام و عقايد مسلمانان نيست. وي درباره اصول حدود و قوانين جهاد اسلامي بر حسب نصوص قرآن و سيره رسول اكرم و معصومين مي نويسد:«در اصطلاح قرآن جهاد و قتال مقيد به «في سبيل ا...» است. سبيل خدا همان تعبد و فرمانبري است كه راه خير و صلاح و رحمت براي عموم مي باشد ».
طالقاني با استفاده از كلام جنگجويان عرب در مقابل لشكريان ايراني كه گفت «بعثنا لنخرج الامم من ذل الاديان الي عز الاسلام» مبعوث شده ام كه ملتها را از اديان ذليل و تجملي شده، خارج كرده و به سوي عزت و اسلام رهنمون سازم، معتقد است براي معرفي حق (كه همان دين اسلام است) بايد به جاها و مكانهاي مختلف رفت و بر اساس منطق و گفتار به معرفي آن پرداخت و اين نوع اعمال (رفتن به جاهاي گوناگون براي معرفي حق) اكراه و اجبار نيست:«اين معني جهاد است، يعني كوشش براي حق، اسمش را جنگ و قتال نمي گذارند، جهاد يعني كوشش براي حق ».
طالقاني با استفاده از آيات «فمن شاء فليؤمن و من شاء فليكفر» «هر كه مي خواهد ايمان بياورد و هر كه مي خواهد كفر ورزد» و «اَفَاَنْتَ تُكره الناس حتي يكونوا مؤمنين» (آيا تو اي پيامبر مردم را مجبور مي كني كه از گروندگان و مؤمنين باشند؟) نتيجه مي گيرد كه چون در انديشه ديني اسلام، اكراه و اجبار در عقيده نفي شده است، لذا مردم آزادند هر نوع عقيده اي را اختيار كنند: «پس چون اكراه نيست، اختيار و آزادي است، تا هر كس كه بخواهد، ايمان آورد يا كفر ورزد» .
از نگاه قرآن و ديدگاه مسلمانان، دين اسلام كاملترين دين توحيدي است. ويژگي تكامل هر امري اين است كه از هر جهت، صفات ممتاز و برجسته داشته باشد و برخي از محدوديتها كه ديگر اديان داشته اند، اين دين تكامل يافته، نداشته باشد. درباره آزادي انديشه نيز با توجه به صدها آيات قرآن كريم و احاديث پيامبر و ائمه معصومين كه با بيانات گوناگون دستور به تفكر و تعمق و به جريان انداختن شعور و فهم مي دهند، مي توان ادعا كرد كه آزادي انديشه از مختصات اساسي دين اسلام است و با توجه به محتواي آيات و روايات اين ادعا گزاف و مبالغه نيست. از سوي ديگر، اگر انديشه و تعقل (در واقعيات عالم هستي كه اعم از واقعيات دنياست) آزاد نبود، خداوند آن همه دستورهاي اكيد به انديشه و تفكر و تعقل كردن و بدون تعيين محتوا و چارچوب صادر نمي كرد. از آنجا كه خداوند حكيم كار لغو و بيهوده نمي كند، پس دستورات خداوند قرآن كريم دال بر وجود آزادي است.
يكي از گرانبهاترين و با ارزش ترين استعدادهايي كه در انسان وجود دارد و بشدت نيازمند به آزادي است، استعداد و قوه تعقل و تفكر است. به عبارت ديگر مي توان گفت مهم ترين قسمتي از انسان كه بايد پرورش يابد، فكر و انديشه اوست و قهراً چون اين پرورش نيازمند آزادي (يعني نبود هيچ مانع در مقابل تفكر و انديشه) است، انسان به آزادي در عرصه انديشه و تعقل نيازمند است.
طالقاني درباره اين نوع آزادي معتقد است، نبود مانع بر سر راه انديشه و تفكر علاوه بر اينكه دستور قرآني است، موجب رشد و شكوفايي كشورها نيز مي شود. وي معتقد است نظام سياسي در اسلام بر پايه آزادي و مساوات بر پا شده است. آزادي انديشه موجب تعاطي افكار و اين موجب پايداري و توسعه كشور مي شود. وي مي نويسد: «پيشرفت محير العقول اسلام در صدر اسلام به وسيله اجراي همين مسؤوليت و مراقبت بود (اصل آزادي و مساوات) كه در زمان استيلاي بني اميه، مسلمانان از هر دو منحرف شدند» .
طالقاني آزادي انديشه و عدم تحميل آن را جزء اصول مسلم اسلامي مي داند و حتي آياتي را كه در باب جهاد در دين اسلام نازل شده است، به مبارزه با عدم تحميل عقيده و آزاد كردن انديشه تفسير مي كند و در ذيل آيه «لا اكراه في الدين» به آيه «قاتلوهم حتي لا تكون فتنه» اشاره مي كند و معتقد است اين نوع آيات براي از بين بردن فتنه در جهان است و فتنه موجب عدم ظهور انديشه ها مي شود. پس اين گروه از آيات، براي برداشتن و گسستن اجبار در انديشه و عقيده بوده است . ايشان در بسياري از نوشته ها و سخنرانيها و بيانيه ها، سخن از آزادي انديشه و فكر رانده است كه اين نشان دهنده دقت و اهتمام وي به اين مساله مهم است. ولي از سوي ديگر، اعتقاد دارد كساني كه آزادانه به يك مكتب خاص گرايش پيدا كرده اند و پس از گرايش، همه انديشه ها و عقايد موجود در آن مكتب را مي پذيرند، در واقع برده آن مكتب مي شوند و آن آزادي كه اسلام منادي آن است، در اين گونه افراد قابل تطبيق نيست، زيرا اسلام و قرآن انسان را آزاد فرض كرده و لازم است وي همواره و در همه حال آزادي انديشه داشته باشد و فقط در قالب يك ايسم و مكتب نباشد:
«آزادي انسانها تنها به اين نيست كه از لحاظ اقتصادي و وضع نظام اجتماعي آزاد باشند، آزادي مهمتر از اين است كه انديشه انسان آزاد باشد، قالبي فكر نكند، خيلي مردم هستند كه نداي آزادي سر مي دهند و طرفدار آزادي هستند، ولي مي بينيم كه در قيد و بند مكتبهاي خاصي هستند. اينها در واقع برده مكتب هستند، برده فكرند، برده نظام حزبي و اجتماعي هستند، نه! ما مي گوييم قرآن براي انسان آزاد است، براي آزاد كردن انسان هست، انساني كه بخواهد آزاد بشود» .
طالقاني با اهتمامي كه به آزادي انديشه دارد، از قالبي فكر كردن در مكاتب خاص بشري فرا مي رود و مدعي است اگر مذاهبي هم ضد آزادي انديشه باشند، اين نوع مذاهب در دايره مذاهب و مكاتب الهي نيست، زيرا هر مكتب و مذهب و مرام ضد آزادي انديشه باشد، نه تنها الهي نيست بلكه از دايره مسلك ها و مرامهايي كه توسط انسانها و با عقل خود ايجاد مي شوند نيز خارج است و در نهايت اين نوع مكاتب با عدم آزادي انديشه، به مكاتب ضد بشري تبديل مي شوند.
«هر مذهبي و هر مكتبي كه بشر را در محدوده خودش نگه دارد و آزادي فكر و انديشه را از او بگيرد و محدودش كند، اين مكتب ضد بشر است، آن مكتبي مكتب انسانيت و بشريت است كه به همه در فكر كردن خارج از محدوده مذهب و مكتب، آزادي بدهد، اين «ليقوم الناس بالقسط»، اين هدف انبيا است».
طالقاني با استفاده از آيات بي شمار قرآن كريم كه انسانها را به تفكر، تعقل و تدبر در امور مي خواند و همين طور استفاده از مفاد آية الكرسي و رفتار پيامبر و ائمه معصومين با مخالفان فكري و عقيدتي خود، معتقد است مسلمين، بويژه شيعيان نبايد از آزادي انديشه هراس داشته باشند، و آراء و نظرات مخالفان را در دم خفه نمايند و اظهار عقيده و انديشه به آنان ندهند. وي معتقد است كساني كه با آزادي انديشه مخالفند، با اهداف و رسالت انبياي عظام بيگانه هستند، زيرا نخستين هدف و رسالت انبيا آزادي انسانها از شرك و كفر بوده است. وي ضمن انتقاد از برخي افراد كه در قالب حزب، مكتب و گروه خود فكر مي كنند، معتقد است اين گروه از افراد اگر به غير از مكتب و مرام خود آزادي انديشه نداشته باشند، به نوعي به شرك و بت پرستي جديد روي آورده اند و امروزه اكثر احزاب مترقي جهان نيز به نوعي به اين بيماري مبتلا هستند: «احزاب مترقي ما، گرفتار شركند. چون مكتبشان را مي پرستند و آماده نيستند كه در چارچوبه محدوده مكتبشان، ماوراي آن را ببينند و با واقعيات انسان و زندگي و حيات آشنا بشوند. اينها هم يك نوع بت پرستي است، شرك است. انبيا آمدند تا انسان را از همه شركها، از همه بندهاي، از همه محدوديتها، از همه يك جهت بيني ها، يك بعد بيني ها و در يك بعد بودنها آزاد كنند و برگردانند به انسان متعقل و عاقل فطري» .
ب) آزادي بيان
امروزه اين نوع آزادي مانند ديگر آزاديهاي مطرح شده قسمتهايي(كه قبلاً به آنها پرداخته ايم) در كشورهاي غربي، بويژه اروپا، از حداكثر تبليغ برخوردار است. در اين راستا، بهترين و چشمگيرترين جمله اي كه در غرب بيان شده، بيان ولتر است. كه مي گويد: «من با اين سخني كه تو مي گويي مخالفم، ولي حاضرم به خاطر اينكه تو اين سخن را آزادانه بيان كني؛ زندگي خود را از دست بدهم.» هر چند اين سخن ولتر بسيار مبالغه آميز است، ولي اين نوع انديشه در مجموعه حقوق بشر غربي سايه افكنده و مورد توجه آنان قرار گرفته است؛ بدين معنا كه افراد گذشته از اينكه به خاطر داشتن عقيده مخالف، چه در امور ديني و چه در امور سياسي نبايد مورد تعقيب قرار گيرند، بايد بتوانند عملاً عقيده خود را در بيان جاري نمايند و براي اثبات و احياناً براي به دست آوردن همفكران ديگر، درباره آن به تبليغ بپردازند. اينان مدعي هستند كه اين شيوه موجب رشد علم و افكار مردم مي شود و مي تواند منافع زيادي براي جامعه داشته باشد، چنانكه سلب اين نوع آزادي موجب ركود افكار و علوم بشري مي شود و در نتيجه حركت تكاملي جامعه و افراد مختل خواهد شد. البته، چارچوبه و حدود اين نوع آزادي را در كشورهاي غربي، قانون تعيين مي كند. ترديدي نيست، اين نوع آزادي در اسلام محترم شمرده شده است و شاهد آن، آيات و روايات و همين طور سيره معصومين(ع) است. در سوره زمر آيات 17 و 18 قرآن كريم خطاب به پيامبر مي فرمايد:«به بندگان خدا اين نويد را بده كه حرفها و سخنان مختلف را بشنوند و از ميان آنها بهترين را بر گزينند.»
و در روايتي از امام علي(ع) نيز آمده است:« به آنچه كه گفته مي شود توجه كن، نه اينكه چه كسي آن كلام را مي گويد.»
از مجموع اين آيات و روايات مي توان چنين استنباط كرد، انتخاب و پيروي از بهترين گفتار، در جايي ممكن است كه آزادي گفتار وجود داشته باشد تا در مقايسه با يكديگر، بهترين سخنان مشخص و پيروي گردد. همين طور، از روايت نيز چنين برداشت مي شود كه هميشه در برخورد با سخنان افراد به خود سخن بنگريد و هيچ گاه به صاحب سخن توجه نداشته باشيد. چه بسا سخن زيبايي و بحقي از يك فرد به ظاهر ناباب گفته شود. طالقاني در تبيين آيه 17 سوره زمر معتقد است انتخاب بهترين كلام و گفتار پس از شنيدن اقوال گوناگون نشانه كمال انساني است و انسانهايي كه داراي عقل صحيح و سليم باشند، اين گونه رفتار مي كنند:«مردمي كه راه يافته اند، حركت مي كنند، داراي عقل انديشمند و انديشه هستند، كيانند؟ آنهايي كه گوش مي دهند، با گوش باز سخن مي شوند و اين سخنها را در دارالتجربه ذهنشان تجزيه و تحليل مي كنند و آنچه بهتر است، نيك تر است، عقلاني تر است، مي گيرند و آنچه زايد است، آنچه باطل است، بيرون مي ريزند. اين سير متكامل يك انسان است، به خلاف ما مردم كه اين عيب در همه ما هست يا گوش شنوا نداريم. يك مكتبي، يك مطلبي را وقتي پذيرفتيم، حاضر نيستيم تجزيه و تحليل صحيحي بكنيم و از احسن تبعيت بكنيم، يا اصلا حاضر نيستيم كه دنبال احسن برويم.»
ايشان معتقد است اساس انديشه سياسي شيعه بر اين پايه استوار است كه همواره بايد آراي مخالف مطرح شود و از ميان آن آرا، بهترين برگزيده گردد.
طالقاني با استفاده از آموزه هاي ديني خود، همواره اين ادعا را داشت كه بر اساس دين ما، هر كسي مي تواند عقايد خودش را بيان كند و اسلام و مذهب ما براي هر اشكال و سؤالي پاسخ مناسب داده از سوي ديگر، معتقد بود كه مسلمانان و شيعيان واقعي، هيچ وقت از اظهار و بيان عقايد مخالف ترس و واهمه نداشته اند، زيرا دين اسلام مي گويد در دين اكراه نيست و به طريق اولي در ديگر انديشه ها و عقايد اكراه در كار نيست و مردم مي توانند عقايد خود را آزادانه بيان كنند: «لا اكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي، هر كه ،هر چه مي خواهد، بگويد، هر مسلكي آنهايي كه مي ترسند از اينكه ديگران در مقابل انديشه هايشان، حرفي نزنند، كاري نكنند، يا آزادي نمي دهند، براي اين است كه از نارسايي مكتبشان مي ترسند، اسلامي كه مي گويد قد تبين الرشد من الغي، ديگر براي چه وحشت داشته باشيم. برو هر چه مي خواهي تحقيق بكن.»
ج) آزادي سياسي
آزادي سياسي بر اساس آنچه در متون سياسي آمده، عبارت است از آزادي افراد در قانونگذاري و انتخابات و همين طور تعيين سرنوشت؛ بدين معني كه قانونگذار بايد تابع اراده افراد جامعه باشد و شركت در انتخابات حق مشروع هر يك از آنهاست و در انديشه سياسي غرب تنها ملاك مشروعيت و دولت و قدرت سياسي و حاكم، رأي اكثريت افراد خواهد بود. اما آنچه در انديشه سياسي اسلام مطرح شده و ديدگاه طالقاني نيز مُلهم از آن كليت است، اين است كه دين اسلام مجموعه اي از حقوق و وظايف و قوانين اجتماعي سياسي و فردي دارد كه از طريق وحي مقرر شده و توسط پيامبر اسلام تبيين و تبليغ گرديده است و بعد از آن جانشينان پيامبر به تشريح آن پرداخته اند؛ لذا تقنين در موضوعات اساسي جامعه و آزاديهاي مختلف از جمله آزادي سياسي به وسيله مردم، بايد در راستاي آن كليت اسلامي و ديني باشد. ايشان معتقد است اين گونه تقنين حق مردم است و اين حق را هيچ قدرتي نمي تواند از آنان سلب نمايد و يا در اختيار فرد و گروهي خاص قرار دهد.
ايشان پس از پيروزي انقلاب اسلامي درباره دخالت مردم در سرنوشت خويش معتقد است جمهوري اسلامي لازمه اش دخالت مردم در سرنوشت خود است: «وقتي كه ما نظام جمهوريت اسلامي را بر اساس حق همه مردم مي دانيم، بايد همه مردم در سرنوشتشان دخالت داشته باشند».
طالقاني در جاي ديگر براي تداوم اصلاحات كه به وسيله انقلاب پديد آمده است، اعتقاد دارد كه مسأله انجمنهاي ايالتي و ولايتي بايد در تمامي شهرها و روستاها اجرا شود و مردم با آزادي سياسي در سرنوشت خود دخالت كنند و روحانيت و ساير اقشار نظارت نمايند:«مردم واقعاً بايد به حساب بيايند. مردم ما واقعاً بايد سرنوشت خود را به دست گيرند. مردم بايد بتوانند راهي براي زندگي خود پيدا كنند و اين مسأله اي است كه علماي ما هفتاد و چند سال با آن مواجه هستند. به نظر من، انجمنهاي ولايتي و ايالتي در هر شهر، در هر روستا و هر دهكده بايد به وجود بيايد و افراد مورد اطمينان مردم به وسيله خود مردم انتخاب شوند و سرنوشت خود را با نظارت خودشان به دست گيرند. اين مردم هستند كه بايد حاكم باشند و لاغير؛ حكومت بايد در خط مشي مردم پيش برود. روحانيت با همه نظارت خود، به درد مردم برسد».
طالقاني با پذيرش كليت آيين اسلام، در نحوه اجراي آن معتقد است مردم با توجه به كليات مذهب، خودشان مختار و آزادند به  امر حكومت و دخالت در تعيين سرنوشت خويش مبادرت ورزند، زيرا در غير اين صورت نظام ديكتاتوري و استبدادي در جامعه حاكم مي شود و حاكميت اين نوع نظام مساوي است با از بين رفتن استعدادهاي جامعه.
از مباحث آزادي مي توان چنين نتيجه گرفت كه، اصل اولي بر آزادي انسان در زمينه هاي مختلف استوار است. سلب آزادي و به رقيت كشيدن ديگران خلاف اصل اولي است، ولي همواره مشاهده شده است كه با ظهور طاغوت و مستبدان، اين اصل اولي خدشه دار شده و حاكمان مستبد و نظام استبدادي در تار و پود جامعه رخنه افكنده اند. در پرتو اين مسأله، مستبدان فعال مايشاء مي باشند و هيچ گونه آزادي، مشاركت و فعاليت سياسي در وراي خواست مستبدان، نبايد صورت گيرد. لذا مي توان گفت كه رقيت، بندگي و بردگي انسانها باتوجه به اصل فطري و ذاتي آزادي كه پيشتر براي انسان ترسيم شد، در تعارض است.

منابع
توحيد از نظر اسلام/ سيد محمود طالقاني
تفسير پرتوي از قرآن
يادنامه ابوذر زمان
از آزادي تا شهادت
اسلام و مالكيت
جهاد و شهادت

  


عيسي جان پاي بر دريا نهاد...

 

* سيدمصطفي حسيني راد
رمضان كه مي آيد، نسيم رحمت تو از هر كرانه وزيدن مي گيرد و من احساس مي كنم كنار دريايي ايستاده ام كه نسيم آرام و آبي اش، به نرمي صورتم را نوازش مي كند؛ دريايي كه موجهاي رحمتش، آدمي را به غرق شدن در خويش فرا مي خواند و وسوسه مي كند.
ويژگي دريا و شايد زيبايي آن، اين است كه هر كسي را به غرق شدن در خود دعوت مي كند؛ چه كسي كه شنا كردن بلد است و چه كسي كه شنا كردن نمي داند!و اتفاقاً دريا هر دوي آنها را در دل خويش غرق مي كند!
خوشا به حال آنها كه وسوسه زيباي غرق شدن در آن درياي بي كرانه، غرقشان كرده است و اي كاش كه اين من گم كرده راه هم كه در اين دقايق اكنون در كرانه درياي رحمتت ايستاده است و شنا كردن نمي داند، به بركت لحظه هاي ناب رمضان، غريق درياي رحمتت گردد:
پنبه اين گوش سِر، گوش سَر است
تا نگردد اين كرَ، آن باطن كر است
بي حس و بي هوش و بي فكرت شويد
تا خطاب «ارجعي» را بشنويد
سير بيروني است قول و فعل ما
سير باطن هست بالاي سما
حس خشكي ديد كز خشكي بزاد
عيسي جان پاي بر دريا نهاد
سير جسم خشك بر خشكي فتاد
سير جان پا در دل دريا نهاد
آب حيوان را كجا خواهي تو  يافت
موج دريا را كجا خواهي شكافت؟
موج خاكي وهم و فهم و فكر ماست
موج آبي محو و سكر است و فناست
تا در اين سكري، از آن سكري تو دور
تا از اين مستي، از آن جامي نفور
گفتگوي ظاهر آمد چون غبار
مدتي خاموش خوكن، هوش دار

  


اينترنشنال هرالد تريبيون (IHT)

 

روزنامه اينترنشنال هرالد تريبيون نشريه اي بين المللي و انگليسي زبان است كه علاوه بر فرانسه، به طور همزمان در 33 نقطه جهان و در بيش از 180 كشور منتشر مي شود. دفتر مركزي اين روزنامه كه هم اكنون در قطع برادشيت منتشر مي گردد در «نويلي سورسن» منطقه اي در حومه شهر پاريس قرار دارد.




مالكيت اينترنشنال هرالد تريبيون كه بخشي از كمپاني نيويورك تايمز به شمار مي رود، در اختيار كمپاني نيويورك تايمز قرار دارد، اين كمپاني خبري با استفاده از ساير روزنامه نگاران و مؤسسات خبري خود، روزنامه هرالد تريبيون را با اخبار و مقالات گوناگون تغذيه مي كند. اينترنشنال هرالد تريبيون از حيث موضعگيري سياسي، روزنامه اي تمركزگرا به شمار مي رود. اينترنشنال هرالد تريبيون روزنامه اي بين المللي براي رهبران افكار عمومي و افراد تصميم گيرنده در سطح جهان به شمار مي آيد. در عصر انفجار اطلاعات، هم كساني كه در مقام تصميم گيري قرار دارند و هم كساني كه تصميم گيريها را در سطح جهاني دنبال مي كنند، به هرالد تريبيون به عنوان كاملترين، معتبرترين و در عين حال موجزترين روزنامه در جهان مي نگرند. رهبران بخشهاي تجاري و دولتي به اين روزنامه مراجعه مي كنند تا بدانند رويدادهاي مهم جهاني به چه نحوي بر روي زندگي، انتخابهاي سياسي، سرمايه گذاريها و خانواده هايشان تأثير مي گذارد.
اينترنشنال هرالد تريبيون در 4 اكتبر 1887 توسط جيمز گوردون بنت ، مالك شركت نيويورك هرالد تأسيس شد. در سال 1928 هرالد تريبيون اولين روزنامه اي بود كه هر روز صبح به وسيله هواپيما از پاريس تا لندن توزيع مي شد. انتشار اين روزنامه بين سالهاي 1940 تا 1944به دليل اشغال پاريس به وسيله آلمان نازي متوقف شد. در سال 1966 شركت واشنگتن پست در مالكيت هرالد تريبيون سهيم شد و در سال 1967 نيز شركت نيويورك تايمز در مالكيت آن سهيم گرديد و اين روزنامه به نام اينترنشنال هرالد تريبيون معروف شد. در سال 1974 اينترنشنال هرالد تريبيون تصوير صفحات خود را به كشورهاي ديگر ارسال و چاپخانه اي را در نزديكي لندن در انگلستان افتتاح كرد و در 1977 دومين چاپخانه خود را در زوريخ راه اندازي كرد. در سال 1980 تصاوير الكتريكي اينترنشنال هرالد تريبيون از طريق ماهواره از پاريس به هنگ كنگ ارسال شد و به اين ترتيب در آن سوي ديگر كره زمين نيز به طور همزمان قابل استفاده شد.
در سال 1991 شركت واشنگتن پست و شركت نيويورك تايمز به طور مساوي تنها سهامداران اين روزنامه شدند. در 30 دسامبر 2002 شركت نيويورك تايمز، 50 درصد سهام شركت واشنگتن پست را خريداري كرد و با اين اقدام به 35 سال شراكت ميان نيويورك تايمز و رقيب داخلي اش واشنگتن پست پايان داد. واشنگتن پست هنگامي كه نيويورك تايمز اين شركت را به خارج شدن از شراكت و راه اندازي يك روزنامه رقيب تهديد كرد، به فروش سهم خود مجبور شد. در نتيجه واشنگتن پست اقدام به انتشار مقالات منتخب در نسخه اروپايي وال استريت ژورنال و همكاري با اين روزنامه كرد. در حال حاضر مالكيت اين روزنامه به طور كامل در دست شركت نيويورك تايمز است.
شمارگان اين روزنامه در سال 2004 بالغ بر 240 هزار و پانصد نسخه بود كه پيش از آن 269 هزار نسخه بود كه از سال 2002 با افزايش حدود 335 كارمند، به اين ميزان افزايش پيدا كرده است.
اين نشريه پوشش هاي خبري خود را بسيار محتاطانه گزينش كرده و به خوانندگان عرضه مي كند. صفحات عقايد در اين روزنامه حكم يك تريبون بين المللي براي مجادلات بحث برانگيز در مورد مسايل مربوط به رهبران دولتي و بخش تجاري را دارد. اينترنشنال هرالد تريبيون خود را مورد اعتماد و امين خوانندگان مي داند، زيرا معتقد است مستقل از هرگونه منافع تجاري و سياسي فعاليت مي كند. مطالب اين روزنامه مجموعه اي از اخبار، تحليل، مطالب اجتماعي و تكنولوژيكي، اقتصادي، سياسي، تجاري، فرهنگي و ورزشي است.
اينترنشنال هرالد تريبيون به منظور همكاري با مؤسسات يا ناشران ديرپاي روزنامه، شركتهاي توليد و تحريريه مشترك تأسيس كرده تا بدين وسيله بخشهاي محلي كه شامل مسايل داخلي هر منطقه است را به زبان انگليسي منتشر كند. در نتيجه اين نوع همكاري انتشاراتي، همه كشورهاي همكاري كننده از فرصتهاي تبليغاتي و فضايي عالي براي چاپ آگهي هاي محلي در اين روزنامه بهره مند مي شوند. شمارگان اين روزنامه هاي جديد، همراه با جاذبه آشكار تحريريه اي و توزيع بهتر، در سطح محلي به رشد قابل توجهي دست يافته است و اين در حالي است كه از كيفيت كلي خوانندگان هميشگي روزنامه كاسته نشده است. براي مثال در كشور يونان 72 درصد از مشتريان اين روزنامه را تبعه همان كشور تشكيل داده اند. همكاران انتشاراتي اينترنشنال هرالد تريبيون در كشورهاي مختلف كه با اين روزنامه داراي ارتباط و تبادل اطلاعات دارند، شامل: الوطن كويت، ديلي استار لندن، آساهي شيمبون ژاپن، جانگ آنگ ديلي كره جنوبي، مسكو تايمز (روسيه)، ال پائييس اسپانيا، ديلي استار مصر، ديكن كرونكل هند و تلگراف انگلستان هستند.

  


رونمايي از قرآني كوفي منسوب به امام سجاد(ع)

 

قرآني به خط كوفي مربوط به قرن دوم و دستخط امام زين العابدين(ع) كه روي پوست دل آهو كتابت شده رونمايي شد.به گزارش فارس، اين مراسم رونمايي با حضور شخصيتهاي پژوهشي، فرهنگي و هنري ايران در مركز دايرةالمعارف انسان شناسي و گنجينه آثار خطي و فرهنگي انجام شد. قرآن خطي با كتابت عبدالرشيد ديلمي، خواهرزاده ميرعماد  الحسني؛ قرآن خطي به دستخط عبدا... عاشور رناني از دوره قاجار؛ قرآن خطي به دستخط ابن محمد ميرزا جعفر ابوالقاسم شريف در سال 1227ه. ق به سفارش فتحعلي شاه قاجار؛ قرآن خطي به دستخط مسيح موسوي طالقاني، امام جمعه تهران در زمان قاجار مربوط به سال 1264ه. ق از جمله نسخ نفيسي بودند كه در اين مراسم رونمايي شد. محمدصادق محفوظي، رئيس مركز دايرة المعارف انسان شناسي و گنجينه  آثار خطي و فرهنگي نيز در اين مراسم سخنراني كرد.محفوظي گفت: جمع آوري حدود 80 هزار اثر تاريخي، فرهنگي و خطي كار آساني نبوده است و همه با توفيقات الهي و لطف و عنايت خداوند بوده است. وي همچنين گفت: جاي تأسف است كه در اطراف اين مرز و بوم صحاري بي هويت، از آثار ارجمند اين كشور پهناور براي خود هويت مي سازند و ما از ارجمندي اين مآثر بي بديل غافليم.

  


احمد توكلي خبر داد ؛
مطالعه الحاق سازمان ميراث فرهنگي به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي

 

رئيس مركز پژوهشهاي مجلس از ارايه پيشنهادي براي مطالعه خروج سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري از زيرمجموعه رياست جمهوري و الحاق آن به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي خبر داد.احمد توكلي در گفتگو با فارس اظهار داشت: موضوع خروج سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري از زيرمجموعه رياست جمهوري و قرار گرفتن آن در زيرمجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از سوي عده اي از نمايندگان در مجلس مطرح شده اما هنوز طرحي در اين رابطه ارايه نشده است و بنده نديده ام.وي در ادامه گفت: موضوع خروج سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري از زيرمجموعه رياست جمهوري و قرار گرفتن آن در زيرمجموعه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به مركز پژوهشهاي مجلس ارايه شده است كه هر گونه تصميمي پس از اتمام مطالعات اتخاذ خواهد شد.به گزارش فارس، هدف از ارايه اين طرح بالا رفتن توانايي مجلس براي اعمال نظارت بيشتر بر مجموعه سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري عنوان شده است تا با نهايي شدن اين طرح انتقادات از اين سازمان از طريق وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دنبال شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com