|
گروه حوادث- مصدق: متهم به قتل، آخرين ضربه چاقو را كه به مرگ جوان 20 ساله منجر شد، نپذيرفت.

به گزارش خبرنگار ما، ساعت 22 و 30 دقيقه جمعه پانزدهم تيرماه سال گذشته، ميثم راهي خانه مادر بزرگش واقع در خيابان هجده متري شهيد فتحي بود كه بين راه متوجه جواني شد كه با در دست داشتن چوب و چاقو، به ساكنان محل فحاشي مي كرد و شيشه هاي اتومبيلهايي را كه كنار خيابان پارك بودند، مي شكست.
از اين رو، در اقدامي كاملاً احساسي فرياد برآورد: «كسي نيست جلوي فحاشي اين جوان را بگيرد.» او لحظاتي بعد وقتي فقط جوان عصباني را مقابل خود ديد با چاقو به طرفش حمله ور شد و با زدن چند ضربه، وي را به شدت مجروح كرد.
سه روز پس از اين ماجرا و با مرگ «علي» در بيمارستان بر اثر اصابت چهار ضربه به ناحيه پا و پشت(ستون فقرات) «ميثم» كه تحت تعقيب بود، با مراجعه به پليس آگاهي تهران بزرگ خود را تسليم كرد.

ميثم اگر چه در بازجويي اوليه ادعا مي كرد فقط سه ضربه چاقو به پاهاي «علي» زده، اما در ادامه تحقيقات پليسي و قضايي به زدن چهارمين ضربه به پشت مرحوم كه طبق نظريه پزشكي قانوني همين ضربه موجب مرگ وي شده است، اعتراف كرد.
بدين ترتيب، در پي تكميل تحقيقات مقدماتي و صدور قرار مجرميت عليه «ميثم» از سوي دادسراي جنايي مركز، وي صبح ديروز در برابر پنج قاضي شعبه 71 دادگاه كيفري استان تهران ايستاد و از خود در برابر اتهام قتل عمد دفاع كرد.
در ابتداي اين جلسه، خاكي نماينده دادستان و اولياي دم از هيأت قضايي اشد مجازات متهم به قتل را تقاضا كردند.
در ادامه اين جلسه كه به رياست قاضي عزيز محمدي برگزار مي شد، متهم پشت تريبون رفت و گفت: اتهام قتل عمد را قبول ندارم، من فقط به پاهاي مرحوم چاقو زدم.
وي در تشريح ماجرا گفت: وقتي از كساني كه به تماشاي اقدامهاي خلاف «علي» ايستاده بودند خواستم تا كسي جلوي او را بگيرد، وي در حالي كه چوب و چاقو در دو دستش داشت، به طرفم آمد. وقتي مطمئن شدم در حالت غير طبيعي است و قصد حمله به من را دارد، به سوي خودروي از رده خارجي كه كنار خيابان پارك شده بود فرار كردم. ناگهان چشمم به چاقويي كه در زير سپر آن قرار داشت، افتاد. آن را برداشتم و هنگامي كه به من نزديك شد، دو ضربه به پاي راست و يك ضربه به ران پاي چپش زدم و فرار كردم. اما لحظاتي بعد هنگام دور شدن از آنجا، متوجه شدم چاقويي كه با آن به پاهايش ضربه زده بودم به كمر وي فرو رفته است. برگشتم و آن را درآوردم.
متهم در ادامه، در پاسخ به سؤال قاضي مبني بر اينكه اگر ضربه مرگبار را تو نزدي، پس چرا هنگام فرار برگشتي و آن را از پشت مرحوم درآوردي؟ گفت: ترسيده بودم. فكر مي كردم اثر انگشتم روي آن است و پليس مرا شناسايي و دستگير خواهد كرد. به همين خاطر، اقدام به چنين كاري كردم.
وي با بيان اينكه نديده چه كسي آخرين ضربه چاقو را به پشت مرحوم وارد كرده است، به عنوان آخرين دفاع از خود گفت: بچگي كردم. اين موضوع اصلاً به من ربطي نداشت. بي جهت با مرحوم كه هرگز او را نديده بودم درگير شدم. از اولياي دم مي خواهم مرا ببخشند.
گفتني است، با اخذ آخرين دفاع از متهم، هيأت قضايي شعبه 71 وارد شور شدند و با رد دفاعيات وي، به اتفاق آرا حكم به قصاص نفس او دادند. |