تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
عشقستان
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-11
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 21شهریور ماه 1387


مهريه ، كي داده كي گرفته ؟!

 

1 - نظر شما به عنوان يك دختر دم بخت، در مورد مهريه چيست؟!






الف) مهريه رو كي داده، كي گرفته!
ب) من هنوز قصد ازدواج ندارم، مي خوام ادامه تحصيل بدم!
ج) اوا، اين حرفها چيه، خجالت مي كشم!
د) حالا شما با پدر و مادرتون تشريف بياريد خواستگاري، مهريه فداي سرتون!
2 - نظر شما به عنوان يك پسر در شرف ازدواج، در مورد مهريه چيست؟
الف) مهريه كمتر، زندگي بهتر!
ب) مهريه و جهيزيه كانهو دو كفه ترازو هستند!
ج) مهريه كه اصلاً مهم نيست، اصل عشق و تفاهمه!
د) چي گفتي؟ چند تا سكه؟ !مامان بابا پاشيد بريم يه جاي ديگه!
3 - كداميك از موارد زير، جزو مهريه هاي مرسوم در كشور ما مي باشد؟
الف) 2 كيلو بال مگس تسه تسه جنگلهاي آمازون!
ب) 4 تا انگشت شست داماد با دو تا چشم اضافه!
ج) 2012 تا سكه تمام بهار آزادي به نيت المپيك 2012 لندن!
د) يك شاخه گل سرخ (خدا نصيب كنه!)
4 - فلسفه مهريه كداميك از موارد زير است ؟!
الف) پيوند هر چه بيشتر مرد به زندگي مشترك!
ب) جلوگيري از فرار مرد از زندگي مشترك!
ج) گزينه الف و ب!
د) همه موارد!
5 - با توجه به سؤال فوق، كارايي مهريه در مورد آقايان، همانند كاركرد كداميك از وسايل زير است؟
الف) چسب دوقلو!
ب) سيريش!
ج) غل و زنجير!
د) ميله هاي زندان!
6 - اصولاً مردم با شنيدن اين مسأله كه مهريه دختري فقط 5 سكه بهار آزادي بوده است، چه جمله اي را بر زبان مي آورند؟
الف) اوه، عجب داماد خوش شانسي!
ب) اوه، عجب داماد زرنگي!
ج) اوه، عجب داماد عاقبت به خيري!
د) عروس كل بوده يا كور؟!
7 - نظر شما به عنوان يك زن ايراني در مورد قانون ماليات بر مهريه چيست؟!
الف) آخر نامرديه، مگه دستم به پيشنهاد دهندش نرسه!
ب) مدرك تحصيلي پيشنهاد دهندش بايد مورد بررسي قرار بگيره!
ج) اين طرح از طرح دوستي با مردم كشور... هم ضررناك تره!
د) آخه 2000 تا سكه هم ارزش ماليات دادن داره ؟!
8 - نظر شما به عنوان يك مرد ايراني در مورد قانون ماليات بر مهريه چيست؟!
الف) طلاست! آقاي پيشنهاد دهنده، اون لپتو بده بياد تا يه ماچ گنده بكنمش!
ب) مسلماً روي اين طرح،كار كارشناسي زيادي انجام شده و كاملاً لازم و ضروري است!
ج) شك ندارم كه اين طرح از سهميه بندي بنزين و هدفمند كردن يارانه ها هم مفيدتراست!
د) اول شفاف سازي كنيد، ببينيم چند درصد از اين ماليات قراره به ما آقايون برسه؟!
9 - براي خانومهايي كه در شرف ازدواج هستند، به ترتيب كداميك از مسايل زير از اهميت بيشتري برخوردار مي باشد؟
الف) مهريه، عشق، تفاهم، صداقت!
ب) مهريه، صداقت، عشق، تفاهم!
ج) مهريه، تفاهم، صداقت، عشق!
د) عشق و تفاهم و صداقت بعد از مهريه!
10 - به نظر شما، نويسنده اين مطلب در كداميك از شرايط زير به سر مي برد؟
الف) پسر مجردي كه درآمد ماهيانه اش 200 هزار تومان است و تا اين لحظه، كمترين پيشنهادي كه در مجالس خواستگاري دريافت كرده، معادل حقوق 83 سالش مي باشد!
ب) پسر مجردي كه تلاش مي كند با نوشتن اين مطالب، پدر عروس را تحت تأثير قرار دهد تا او بي خيال تعيين ميزان مهريه به سال تولد دخترش شود!
ج) مرد متأهلي كه سالهاست قصد دو تا كردن شلوارش را دارد، ولي ترس از پرداخت مهريه، دست و پاي او را بسته است!
د) مرد متأهلي كه به دليل ناتواني در پرداخت مهريه همسرش، اكنون در داخل زندان به حرفه طنزنويسي مشغول است!
*سعيد ترشيزي

  


اندر مزاياي تأسيس ؛ بانك خارجي!

 

در خبرها آمده است كه دبيركل بانك مركزي، از انجام اقدامات لازم براي حضور دو بانك خارجي در كشور خبر داده است. ما هم با شنيدن اين خبر، بر آن شديم تا تعدادي از مزاياي احتمالي تأسيس چنين بانكهايي را در كشور به اطلاع شما هموطنان عزيز برسانيم!
1 - آنچه مسلم است، اين نكته مي باشد كه اين بانكها نيز به مانند ديگر بانكهاي موجود در كشور و ساير نقاط دنيا، جهت جذب هر چه بيشتر نقدينگي موجود در دست مردم به سمت خودشان و تشويق آنها به سرمايه گذاري در بانك خود، در چند نوبت در سال، اقدام به برگزاري قرعه كشي و اهداي جوايز نفيس به تعدادي از دارندگان حساب در اين بانكها خواهند نمود.
تا اينجاي امر كه تفاوتي ميان بانك خارجي و داخلي مشاهده نمي شود، ولي تفاوت اصلي در نوع جوايز آنهاست!
از آنجا كه اين بانكها خارجي مي باشند، مسلماً جوايزشان هم خارجي خواهند بود، يعني بدون شك به جاي يك واحد آپارتمان مسكوني 60 متري در حومه شهر، يك ويلاي 600 متري در جزاير هاوايي خواهند داد!
2 - تفاوت دوم در بحث امنيت اين بانكهاست! به اين معنا كه كشورهاي خارجي در زمينه الكترونيك و ساخت تجهيزات ضد سرقت، خيلي از مهندسان داخلي جلوتر هستند، مسلماً در ساخت بانك در كشور ما نيز از اين فناوريها بهره خواهند برد، لذا هيچ سارق داخلي از سيستمهاي حفاظتي آنها سر در نخواهد آورد و از ترس اين كه مبادا اگر به عنوان سارق وارد بانك شود، از يك سوراخ سمبه اي، ليزري، اشعه اي چيزي بزند و او را نصف كند، عمراً فكر دزدي از اين بانكها به ذهنش خطور كند و در نتيجه، ضريب امنيتي پول سرمايه گذاري شده در اين بانكها خيلي بالاتر از بانكهاي داخلي خواهد بود!
3 - تمام مطالبات اين بانكها از افرادي كه از آنها وام گرفته اند در سر موعد دريافت خواهد شد و در نتيجه اين بانكها به هيچ عنوان ضرر نخواهند كرد، به اين دليل كه معمولاً خارجيها از لحاظ مهر و عاطفه در سطح پايين تري از ما ايرانيها قرار دارند. به همين دليل در هنگام مواجه شدن با افرادي كه به هر طريقي به آنها بدهكارند و در سر موعد توانايي پرداخت بدهي شان را ندارند، به هيچ عنوان رأفت به خرج نخواهند داد و به آنها فرصت ديگري نمي دهند و گريه و زاريهاي آن افراد و خانواده شان هم تأثيري در جريان امر ندارد و به هر نحو كه شخص نتواند در سر موعد بدهي اش را بپردازد، توسط عوامل اين بانك سر سه سوت، پول خواهد شد!
4 - بدون شك بانكي كه خارجي باشد، تعدادي از كاركنانش نيز خارجي خواهند بود!
در اين صورت، مزيت بزرگي كه اين قضيه دارد، اين است كه خارجيها در ايران كسي را ندارند كه بخواهد دم به دقيقه احوال آنها را بپرسد. فك و فاميل آنها در خارج هم به همان دليلي كه در مورد قبل يادآور شديم، يعني كمبود مهر و عاطفه و نيز هزينه بالاي تماس تلفني با خارج از كشور عمراً با اين كارمندان تماس نمي گيرند!
لذا در ساعات اداري، گرفتار تلفن و احوالپرسي از مرغ و خروس همسايه نيستند و احتمالاً وقتي را هم به پاسخگويي ارباب رجوع اختصاص مي دهند.
5 - و اما مهمترين مزيت تأسيس بانك خارجي در كشور اين است كه بدون شك، همانطور كه خود بانك خارجي است، دستگاه هاي خود پرداز آن هم از جنس خارجي و مرغوب ساخته خواهد شد، لذا ان شاءا... حداقل موقع استفاده از دستگاه هاي خودپرداز اين بانكها ديگر شاهد جمله «با عرض پوزش، به علت بروز اشكال در سيستم از ارائه خدمت معذوريم» بر روي نمايشگر دستگاه نخواهيم بود!
*اكبر آقا

  


پرداخت رسانه اي سوسه به لايحه « حمايت از خانواده »

 

در راستاي لايحه «حمايت از خانواده» و نيز در راستاي مواضع غيرجانبدارانه بعضي رسانه ها در مورد مسائل جاري كشور و با توجه به اين كه ما به خودباوري لازم براي اظهارنظر درباره مسائل مهم مملكتي رسيده ايم، چند عدد بريده جرايد و چند عدد نظرسنجي به اين شكل ارائه مي كنيم:
*بريده جرايد:
ساركوزي: اگر به گوش همسرم نرسد، من هم موافقم!
محمدرضا گلزار: اين لايحه به رونق گيشه ها كمك مي كند.
البرادعي: ما از اول هم به ايران مشكوك بوديم. از كشورهايي كه چنين لوايحي تصويب كنند هيچ بعيد نيست كه بمب اتمي هم بسازند!
فتاح: هر چه تعداد بيشتري زوجين در ساعات اوج مصرف زير يك سقف باشند، برق كمتري براي روشنايي منازل مصرف مي شود!
علي دايي: آقا به من چه؟ !صد تا بدتر از اين لايحه زمان سرمربيگري قلعه نويي وجود داشته، ولي صداي هيچ كس در نمي اومده!
علي لاريجاني: فلسفه بعضي تعاملات در عصر حاضر نشان مي دهد، مرد سالاري كشك است و ما سيگنالهاي خوبي از اين لايحه دريافت كرديم كه آن را بررسي مي كنيم.
حسين رضازاده: حتي كمر من زير بار مشكلات اين جور زندگيها مي شكند!
محمدعلي ابطحي: من شخصاً از خاتمي شنيدم كه با اين گونه لوايح موافق نيست.
كروبي: اگر من رأي بياورم، به كساني كه اين لايحه را در خانه خود اجرا كنند، به ازاي هر زوج 50 هزار تومان پاداش مي دهم!
فردوسي پور: شما اگه برين كشورهاي اروپايي رو نگاه كنين، مي بينين كه هيچ جاي دنيا مثل اين لوايح از خودشون درنميارن!
غلامحسين الهام: منتقدان اين لايحه چوب لاي چرخ آسياب دشمن مي ريزند!
خداداد عزيزي: اين آقاي عنايت كه اين قدر از داورها حمايت مي كنه، بياد ببينه كه با اين لايحه سر تيم ما رو بريدن!
كردان: فقط همين را بگم كه عقدنامه من كاملاً قانوني و رسمي است و از هر جا كه دلتان مي خواهد، مي توانيد استعلام كنيد!
ضرغامي: تصويب اين لايحه براي صدا و سيما حياتي است ! حتي تصور اين كه بتوان سوژه ازدواج مجدد را در توليدات سيما كنار گذاشت، برايم مانند يك كابوس است!
اوباما: براي بررسي تأثيرات اين لايحه در خاورميانه، پاي ميز مذاكره با ايران مي نشينيم!
حاج يونس: كاش اين لايحه زودتر تصويب مي شد تا آبروريزي نشود!
**نظر سنجي
*رسانه هاي شمشير از رو بسته:
با توجه به لايحه اشكال دار و مزخرف «حمايت از خانواده» و با توجه با نتايج ضعيف المپيك و سهميه بندي بنزين در دولت نهم، نظر شما درباره اين طرح چيست؟
الف- اين لايحه اشكال دار است.
ب- اين لايحه مزخرف است.
ج- اين لايحه هم اشكال دار است، هم مزخرف.
د- با وجود اين كه اين لايحه اشكال دار و مزخرف است، ولي اشكال دار و مزخرف نيست.
*رسانه هاي كمر به حمايت بسته:
با توجه به فوايد و مزيتهاي فراوان لايحه «حمايت از خانواده» و با توجه به سرعت سازندگي در دولت نهم و توجه خاص دولت به مشكلات قشر محروم جامعه، نظر شما درباره اين لايحه چيست؟
الف- اين لايحه خوب است و فوايد زيادي دارد.
ب- اين لايحه خوب است و مزيتهاي فراواني دارد.
ج- اين لايحه خوب است و فوايد و مزيتهاي فراواني دارد.
د- با اين كه اين لايحه فوايد و مزيتهاي زيادي دارد، ولي لايحه خوبي نيست.
*مجتبي نخعي راد

  


وقتي بابابرقي عاشق مي شود!

 

ارژنگ حاتمي

در زمان و مكاني كه هويتش براي ما اصلاً مشخص نيست، جواني كچل كه البته وجود هرگونه رابطه با حسن كچل قصه هاي قديم را



تكذيب مي كرد، در اتاقش نشسته بود و به بزرگترين سؤال موجود در ذهنش مي انديشيد كه «چرا هر چه كفشهايش را واكس مي زند، آنها برق نمي زنند؟!»، پدر و مادر اين جوان هر چه سعي كرده بودند، به بهانه هايي از جمله سيب قرمز، گلابي و زالزالك و ... او را به در منزل بكشانند، نتوانسته بودند تا اينكه چند سال پيش از دست او دق كردند و مردند. البته اين جوان علاوه بر مشخصه ياد شده (منظور همان كچل بودنش است كه باعث روشنايي مي شد) داراي سرعت بسيار زيادي بود و مي توانست خيلي تند از يك جا به جاي ديگري برود، اما نمي رفت!
همان طور كه مي دانيم هر داستاني بايد داراي فراز و فرودهايي باشد تا از يك نواختي در بيايد، در نتيجه نويسنده داستان يك چيزي در گوش جوان كچل گفت و او بي درنگ پس از سالها از خانه در آمد.
- صداي يكي از خوانندگان داستان: آقاي راوي چي توي گوشش گفتي؟ حتماً به جاي سيب و گلابي گفتي دم در هلو هست، آره؟!
- راوي داستان:راستش بين خودمان باشد، بهش گفتم برو سر چهارراه وايستا و چشم در چشم عابران بينداز تا كه برق نگاه يكي دل تو را بلرزاند و با هم ازدواج كنيد و بروي يك عالمه وام ازدواج بگيري و با پول آن مو بكاري، زيرا اين روزها وام ازدواج مي دهند خفن! (خوانندگان گرامي توجه فرمايند همانطور كه گفته شد اين داستان مربوط به زمان و مكان نامعلومي است ! واحد پيشگيري از ازدواج هاي اشتباهي!)
اين جوان به سرچهارراه رفت، اما برخلاف گفته راوي نه تنها برق نگاه هيچ عابري باعث نشد دل او بلرزد، بلكه حتي باعث لرزيدن قلوه و كليه و معده او هم نشد؛ جوان آنقدر سر كوچه ايستاد تا اينكه ظهر شد و دست از پا درازتر به خانه اش بازگشت، راوي داستان هم گرمش شد و پنكه اتاقش را روشن كرد ...
- جوان كچل: آهاي آقاي راوي! مگه چي ميشه توي داستانت بنويسي كه من هم پنكه روشن مي كنم، خيلي گرممه!
- راوي داستان: باور كن مي خوام بنويسم، اما هر چي سعي مي كنم نمي دونم چرا نمي شه!
بعد از ظهر و قبل از آنكه راوي داستان از جوان كچل بخواهد از خانه بيرون بيايد، او با همان سرعت خيلي خيلي زيادش به سرچهار راه رفت و پس از يك دقيقه و سي و دو ثانيه بازگشت ...
- جوان كچل: آهاي آقاي راوي دارم مي سوزم ...
- راوي داستان: نه! آتيش نگير، زنده بمون، هنوز داستان تموم نشده، لازمت دارم ...
- جوان كچل: نه ابله! آتيش نگرفتم ... دارم در تب عشق مي سوزم!
- راوي داستان: بالاخره برق نگاه يك نفر تو رو گرفت؟!
- جوان كچل: نه ...
- راوي داستان: پس چي؟
- جوان كچل: نجابتش، صداقتش، حرفاي خوب و راحتش ...!
جوان كچل و محبوبش تصميم گرفتند تا با يكديگر ازدواج كنند، جوان كچل به همراه مادربزرگش كه آلزايمر داشت به خواستگاري دختر رفت كه از قضا او هم بي كس و كار بود و فقط يك پدربزرگ فراموشكار داشت، پدر بزرگ دختر اولين سؤالي كه از جوان كچل پرسيد، اين بود كه اسمت چيست؟ و او پاسخ داد «بابا برقي!»
- توضيح راوي داستان: اِ...! خوانندگان داستان چرا شماها شگفت زده نشديد؟! مگه مي دونستيد اسم اين جوان بابا برقي است؟ راستشو بگيد كي بهتون گفته بود؟ از كجا متوجه شديد؟
- خوانندگان داستان: !IQ خودت توي تيتر داستان هويت اين جوون كچل رو لو داده بودي ...!
تا بابابرقي اسم خودش رو گفت، دخترك جيغي كشيد و بيهوش شد، ساعتها طول كشيد كه بابا برقي به دخترك فهماند باباي كسي نيست، بلكه اسمش «بابابرقي» است!
پدر بزرگ دخترك از بابابرقي معناي اسمش را پرسيد و بابا برقي كمي فكر كرد، اما به نتيجه اي نرسيد، مادربزرگش هم به علت آلزايمرش چيزي از علت اين نامگذاري يادش نمي آمد! پدربزرگ دخترك از بابابرقي پرسيد، شغلت چيست؟ !و بابابرقي هم سرش رو پايين انداخت. پدربزرگ دخترك هم گفت ما دختر به كسي كه معني اسمش رو نمي دونه و بيكاره، نمي ديم!
بابابرقي به محض خروج از خانه محبوبش تمام تلاشش رو كرد تا معني اسمش رو بفهمه، اما پس از ماه ها تلاش متوجه شد چيزي به معناي برق وجود ندارد كه او بابايش باشد! به همين علت پيش يكي از دوستان دوران دبيرستانش به نام اديسون رفت و از او خواست تا برق را اختراع كند، اديسون در حالي كه ميله آهني درازي را همان طور بي خودي روي سرش گرفته بود كمي فكر كرد و گفت:«بايد چيزي اختراع كنم كه هم به كله كچلت بيايد و هم به سرعت زياد تو!»، در همان لحظه رعد و برقي به آن ميله آهني زد كه باعث شد كله اديسون هم به مانند كله بابابرقي مثل لامپ هزار پرنور شود و اديسون در حالي كه يكي از نقاط بدنش آتش گرفته بود، به همان سرعت بابابرقي مي دويد، اديسون به داخل خانه رفت و بعد از آنكه به داخل وان حمام پريد فرياد زد :«يافتم!»
برق اختراع شد و از آن روز به بعد كفشهاي بابابرقي پس از واكس زدن برق مي زد و هر وقت گرمش مي شد، مي توانست پنكه روشن كند و مهمتر از همه اينكه قلبش بر اثر برق نگاه محبوبش بشدت به حالت ويبره در آمد.
خيلي زود آنقدر مصرف برق بالا رفت كه با بابابرقي براي تهيه برنامه هايي براي صرفه جويي در مصرف برق قرارداد بسته شد و اين گونه مشكل بيكاري بابابرقي هم حل گرديد!
بابابرقي خوشحال و خندان به همراه مادربزرگش دوباره به خانه محبوبش رفت، بابابرقي معني اسمش رو براي پدربزرگ دختر توضيح داد و گفت كه كار هم پيدا كرده، پدربزرگ دختر موافقت اوليه خودش رو با اين وصلت اعلام كرد و نوبت به مادربزرگ بابابرقي رسيد كه سؤالهايش رو از عروس خانم بپرسه، اما با پرسيدن سؤال اول كه همانا پرسيدن اسم عروس خانم بود، مادربزرگ بابابرقي در حالي كه فرياد مي زد من دختري رو كه اسمش بي معني است واسه نوه ام نمي گيرم، از حال رفت ... حالا بابابرقي و عروس خانم بايد براي رسيدن به همديگر كشف كنند «لامپ كم مصرف»؛ يعني چي؟!
داستان ما در همين جا به اتمام مي رسه، اما اميدواريم بالاخره اين ازدواج سر بگيره تا هم بابابرقي و لامپ كم مصرف به آرزوشان برسند و به خانه بخت بروند و هم شاهد كاهش مصرف برق باشيم.

  


مركز گذري چيست؟

 

آيا مي دانيد يكي از نخستين مراكز گذري خاورميانه در كجا تأسيس شد؟ مفتخريم كه اعلام كنيم، مشهد جزو يكي از اولين شهرهايي بود كه مركز گذري در آن تأسيس شد.
آيا در دلتان احساس غرور ملي مي كنيد؟ آيا احساس مي كنيد كه ته دلتان را قلقلك مي دهند؟ خب خوشحالي بس است. حالا داريد فكر مي كنيد كه مركز گذري چيست؟ ! مي خواهيد بدانيد؟ هِ هِ مي دانيد؟ خب بگوييد چيست؟ چي، مركزي است كه افراد هنگامي كه در حال گذرند، آنجا مي روند؟ ها ها اشتباه كرديد! اشتباه تابلويي هم كرديد ! مركز گذري مكاني است كه در آن حسابي به يك سري افراد مي رسند و امكاناتي را در اختيار آنها قرار مي دهند. چرا فحش مي دهيد؟! من ديوانه ام؟! خوب اجازه بدهيد بيشتر توضيح بدهم! نگفتم كه به هر كسي كه برود آنجا غذا و پوشاك و... مي دهند! بلكه فقط به افرادي كه يك سري ويژگيهايي داشته باشند، اين امكانات و البته چيزهاي ديگري را مي دهند. چي از اول هم مي دانستيد كه سركاريد؟ نه به جان خودم سركاري نيست. اين چه فرمايشي است كه مي فرمايين؟
يعني چه كه فقط به افرادي كه مايه دارند كمك مي كنن؟ ! خب كمي فكر كنيد(!) اگر مايه دار باشند كه ديگر احتياجي به غذا و پوشاك اين مراكز ندارند! حالا ديديد كه من ديوانه نيستم! بگذاريد كمي راهنمايي كنم. در اين مراكز علاوه بر پوشاك و غذا، سرنگ نيز داده مي شود و افراد را با مهارتهاي زندگي نيز آشنا مي كنند و سرانجام كارآفريني هم مي كنند. چي، حالا تابلو شد؟ بيمارستان است؟ شايد به نوعي يك بيمارستان هم محسوب شود، ولي در بيمارستان كه كارآفريني نمي كنند! حالا اعصابتان حسابي خرد شده و مي خواهيد مرا خفه كنيد؟ اما دست نگه داريد، مي گويم...
گفتم بايد يك سري ويژگي داشته باشند، اما اين ويژگي ها شايد كمي براي شمايي كه آنها را نداريد و به هر نحوي كه شده براي به دست آوردن غذا و ... مي خواهيد آنها را به دست آوريد گران تمام شود؟! آخر اين خدمات فقط شامل حال معتادان و ايدزيان عزيز مي شود! چرا روزنامه را پرت مي كنيد، اين رفتار شايسته شما نيست!
من فقط مي خواستم از مسؤولان تشكر كنم كه با احداث اين مراكز به ميزان زيادي به بالا رفتن سطح بهداشت كشورمان كمك كردند و البته اين نيز مشت محكمي بود به دهان آنهايي كه بايد مي خورد، خورد و آنها فهميدند كه وقتي در كشور ما اين قدر به معتادان و ايدزيان مي رسند، ما مردم عادي و البته كمي هم بي پول كه ديگر جاي خود داريم؟!

  


ناسوس

 

پيدا شده
يك عدد فرم اقتصادي خانوار مربوط به آقاي «س- ت» از كسبه معتمد بازار پيدا شده است.
شخص فوق مي تواند با پرداخت 2 ميليون تومان به عنوان مژدگاني، آن را دريافت نمايد، وگرنه فرم مذكور، در اختيار اداره ماليات قرار خواهد گرفت!
*يك شهروند

نيازمنديم
هر چه سريعتر به يك عدد قبر جا، براي به خاكسپاري يكي از همشهريانمان نيازمنديم!
*قاتلان فراري


گمشده
يك لنگ از جورابهاي اينجانب مفقود شده است. از همسر عزيزم كه در خانه پدرش به سر مي برد، خواهشمندم كه چنانچه از اين لنگ جوراب خبري در دست دارد، نشاني آن را برايم از طريق پيامك ارسال نمايد !شوهر شلخته

تبليغات
سي دي عروسي خود و اقوامتان را با كيفيتي عالي و ميكس پيشرفته، فقط از ما بخواهيد !بهرام سي دي

نيازمنديم
به تعداد زيادي بازارياب با حقوق ثابت و پورسانت عالي براي پخش و توزيع انواع قرصهاي روانگردان در سطح شهر نيازمنديم !كامبيز پارتي

تبريك
عيد سعيد فطر بر همگان مبارك باد!
*يكي از گروه هاي تندر

ونيازمنديم
به 10 دستگاه خودرو، گران قيمت با راننده و سرنشينان به مدت دو ساعت براي همراهي با كاروان عروس نيازمنديم!*عروس و داماد بي كس و كار

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com