|
* رضا خدادادي
خداي من! يعني ممكن است؟! سونامي ديگري در راه است. چهار ستون بدن فوتبال مي لرزد. اين فاجعه است. وقتي گوينده مطلب و كسي كه زنگ خطر را به صدا در آورد، علي كفاشيان باشد؛ نگرانيها چند برابر است. او معمولاً مرد آژير سفيد ورزش ايران است كسي كه در حساس ترين و بدترين شرايط لبخند مي زند و با وسط كشيدن گل و بلبل و مواردي آرامش بخش از اين دست سعي در آرام كردن جو دارد. حالا هم اوست كه به حرف آمده و آژير قرمز را به صدا در آورده است. آيا بايد منتظر فاجعه اي ديگر بود؟ آنجا كه آقاي رئيس هشدار مي دهد ، آنچه كه بن همام در مورد سهميه ايران اعلام كرد، كاهش سهميه نيست، بلكه قطع سهميه ايران در مسابقات ليگ قهرمانان آسياست و با قطع سهميه، فوتبال باشگاهي ما به بازيهاي دسته دوم آسيا سقوط خواهد كرد و در واقع باشگاه هاي ما به مسابقات باشگاه هاي دسته دوم آسيا كه آماتور هستند، خواهند رفت.
اين به معني حذف پرسپوليس و استقلال از ليگ قهرمانان آسيا و حضور آنها در AFC كاپ است كه يك چيزي در مايه هاي همان دست رشته يا دلخوشكنك خودمان است. آيا نام اين را چيزي غير از فاجعه مي توان گذاشت؟ فوتبال ايران با اين همه ادعا و اهن و تلپ در فوتبال قاره هنوز نتوانسته اسباب فوتبال حرفه اي را براي خود فراهم كند و جالب اينكه با تنگ تر شدن زمان و به تنگ آمدن قافيه هنوز هم بي تفاوتي در بين مردان تصميم گيرنده بيداد مي كند!
ما تازه از زير آوار وحشتناك المپيك بيرون آمده ايم و هنوز تن و بدن را از گرد آن پاك نكرده، آوار بعدي روي سرمان هوار خواهد شد. چه كسي پاسخگوي تبعات اين فاجعه است. كفاشيان كه آنچه در المپيك اتفاق افتاد را مثل آب خوردن توجيه كرد، مي تواند عمق فاجعه بعدي را كه انتظارش را مي كشد، حدس بزند و به همين دليل پيشا پيش از قبول مسؤوليت آن شانه خالي كرد. و در پاسخ به اين پرسش كه اگر سهميه ايران در ليگ قهرمانان آسيا قطع شود، چه كسي پاسخگو خواهد بود؟ توپ را به زمين ديگران مي اندازد: «مراجع بالاتر بايد تشخيص دهند كه چه كسي پاسخگوست»
مسؤولان AFC اواخر شهريور ماه به ايران مي آيند تا براي آخرين بار مدارك فوتبال ايران را بررسي كنند. امتياز خصوصي سازي فوتبال ايران صفر است و از حق پخش تلويزيوني هم خبري نيست. حتي به نظر مي رسد آن قرارداد صوري براي كلاه گذاشتن سر« AFC» ها جور نشده تا حداقل از اين مقطع حساس و سرنوشت ساز بگذريم و بعدها سرفرصت بنشينيم و براي حل مشكل گلي به سر بگيريم.
آن مسؤولان رده بالا كه كفاشيان از آنها ياد مي كند، چه كساني هستند؟ آيا ايشان عواقب اين سهل انگاري را مي دانند يا انتظار وقوع فاجعه را مي كشند تا باز هم پاي مجلس و كميته تحقيق و تفحص و بررسي علل و عاملان اين تحريم را وسط بكشند؟ اين چه اصراري است كه ما در به تأخير انداختن علاج واقعه به بعد از وقوع آن داريم. |