تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 28شهریور ماه 1387


رازگشايي از اپوزيسيون خارج نشين

 

* غلامرضا قلندريان

«چهره هاي اپوزيسيون به شدت مخالف يكديگرند و به ترور شخصيت هم مي پردازند. مخالفان جمهوري اسلامي، نه تنها اوصاف اپوزيسيوني ندارند، بلكه به شدت مخالف يكديگرند و به ترور شخصيت هم مي پردازند. آنان بر تخريب افراد مطرح درون خود اجماع دارند و تنها اقدامشان صدور بيانيه و مقاله است.»
سطور فوق اظهارنظرهاي يكي از اعضاي بريده از نظام جمهوري اسلامي است كه در سالهاي اخير با اميد ضربه زدن به انقلاب اسلامي، راه افراط را در پيش گرفت و با رفتارهاي اپوزيسيوني تلاش نمود ضمن زير سؤال بردن مباني انديشه اي نظام، شهروندان را به نافرماني مدني ترغيب نمايد.
سخنان مذكور را نمي توان مانند ديگر اخبار سطحي و گذرا به آرشيو ذهن سپرد، بلكه ارزيابي آن تأمل و مداقه بيشتري را مي طلبد. در ارتباط با تيپولوژي گروه هاي مخالف خارج نشين، بايد به اين موضوع اذعان داشت كه جريانهاي مذكور تنوع گسترده اي دارند كه از نحله چپ افراطي تا راست ليبرال و شوونيستها را در برمي گيرد و مخرج مشترك همگي آنها، دشمني با نظام جمهوري اسلامي و تلاش براي براندازي است. پر واضح است، اين گروه ها تاكنون هيچ فرصتي را براي براندازي نظام اسلامي از دست نداده و با جهت گيريهاي متناسب با مقاطع زماني، دشمني خود را با جمهوري اسلامي به منصه بروز و ظهور رسانده اند، به گونه اي كه از يك ماه قبل با همكاري و همراهي سازمان سيا، برنامه اي را به منظور تحت الشعاع قرار دادن سخنراني و حضور رئيس جمهور ايران در نيويورك تدارك ديده اند.
بدين ترتيب، نمي توان اين ادعا را پذيرفت كه گروه هاي مزبور دچار تفرقه شده اند و از اقدامهاي خصمانه عليه نظام جمهوري اسلامي چشم پوشي نموده و صرفاً به صدور بيانيه اكتفا مي كنند.
بر كسي پوشيده نيست، موقعيت و شرايط مخالفان خارج نشين از سوي بيگانگان مورد حمايت قرار مي گيرد و ضمن ارتباط ارگانيك با گروه هاي مخالف در طيفهاي گوناگون مبارزاتي، سوژه براندازي نظام را هيچ گاه از دستور كار خارج نخواهند كرد. بدين ترتيب، آنها ضمن داشتن اوصاف اپوزيسيوني، تلاشهاي مستمر با حلقه هاي مخالفان و جريانهاي خارجي عليه نظام را در نشستهاي محفلي و غيرمحفلي تعقيب مي كنند. اگر با اندكي تعمق، رخدادهاي جهاني كه به نحوي به امنيت ملي و منافع ملي اين كشور مرتبط مي شود واكاوي گردد، نقش گروه هاي برانداز را در همراهي و همسويي با تلاشهاي به اصطلاح جهاني نمي توان ناديده گرفت.
سوژه هسته اي ايران را به عنوان يكي از نمونه هاي موردي مي توان مطرح نمود. گروهك منافقين با ارايه كدهايي به كشورهاي غربي، آنها را نسبت به فعاليتهاي صلح آميز ايران حساس نمودند و با ترسيم چهره اي ميليتاريستي از جمهوري اسلامي، كشورهاي فرامنطقه اي را در موضعي تهاجمي نسبت به ايران قرار دادند.
چنانچه بيانيه و يا نشست و ديگر اقدامهاي آنها مورد اهتمام كشورهاي مخالف جمهوري اسلامي قرار نگيرد، اردوگاه مخالفان نظام مقدس جمهوري اسلامي نمي تواند نسبت به اقدامهاي ديپلماتيك و غير ديپلماتيك در ايران اميدوار باشد. قدر مسلم آنكه پيگيري خط مبارزاتي عليه ايران، به منزله تيغي دو لبه است. مخالفان برون مرزي با همراهي كشورهاي بيگانه هدف واحدي را تعقيب مي كنند كه بدون همسويي مخالفان خارج نشين، اين امكان براي بيگانگان تحقق ناپذير خواهد بود.
شرايط امروز انقلاب اسلامي با 30 سال قبل بسيار متفاوت است. اكنون جمهوري اسلامي به جواني تنومند تبديل شده است كه ديگر كسي را ياراي مبارزه با آن نيست. در بدو پيروزي انقلاب اسلامي، مشكلات عديده داخلي و خارجي كيان نظام را تهديد مي كرد و موج عظيم مخالفتهاي منطقه اي نيز مزيد بر علت شده بود، مخالفان خارج نشين شرايط را مغتنم دانستند و براي عملي كردن ايده هاي شيطاني خود فرصت را مناسب ديدند، ولي هيچ گاه نتوانستند به اهداف خود دست يابند. اكنون توانمندي نظام، بر اساس باور تحليلگران غربي، حيات خلوت آمريكا در منطقه خاورميانه را بر اساس بيداري اسلامي به چالش كشيده است. آنان در ادامه سخنانشان، به وضعيت مالي ايرانيان پرداخته و در اين زمينه اشعار مي دارند: ايرانيان ثروتمند زيادي در خارج كشور زندگي مي كنند كه بيش از 800 ميليارد دلار سرمايه دارند، اما در شرايطي كه دموكراسي خواهان و آزادي خواهان ايراني به شدت نيازمند تلويزيون ملي هستند، تاكنون ثروتمندان ما حاضر نشده اند سرمايه اين كار را تأمين كنند.
اگر ايرانيان هزينه هاي مالي اقدامهاي مخالفان را متقبل نشوند، مجاري متعدد سازمان سيا اين خلاء را با اختصاص سرمايه هاي كلان در سالهاي اخير پر مي كند و نگراني آقاي گنجي و همفكران ايشان را مرتفع مي نمايد. بودجه 75 ميليون دلاري براي براندازي ايران و پيگيري انقلابهاي مخملي در ايران از طريق مكانيسم دمكراتيزاسيون كه با مهره هاي ايراني در داخل پيگيري مي شد، مصاديقي از پشتيباني مالي مخالفان قلمداد مي شود.
فريب خوردگان با سرمايه جرج سورس نسخه انقلابهاي نارنجي را در ايران با رويكرد دموكراسي خواهي -كه به لحاظ نظري و مبنايي مانيفست جمهوريخواهي آقاي گنجي را تفسير ميداني مي كرد- پيش گرفتند و فعاليت گسترده اي را بر اساس كدهاي بيرون از مرزها تعقيب نمودند؛ ولي بافت فكري و ساختار شخصيتي شهروندان ايراني در دفاع از آرمانهاي انقلاب اسلامي از يك سو و ضعف و موقعيت رو به اضمحلال اپوزيسيون از سوي ديگر، آنها را در پيگيري نسخه ايراني پروژه دموكراسي طلبي، با ناكامي مواجه ساخت.
به نظر مي رسد، آقاي گنجي يأس و ناتواني همكاران خارج نشين اپوزيسيونش را با استعمال الفاظ فانتزي سياسي فرا فكني نموده و با لحني ديپلماتيك، ورشكستگي آنها را اعلام داشته است.
لذا اقدامهاي دشمنان - ايراني و غيرايراني- درخصوص نظام جمهوري اسلامي، ايده اي آرماني و دست نيافتني تلقي مي گردد كه آقاي گنجي ضمن ايمان داشتن به آن، نافرجام بودن اقدامهاي اردوگاه فكري اش را با ادبياتي عقلاني و سياسي بيان كرده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com