تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 28شهریور ماه 1387


دعاي روزهفدهم ماه مبارك رمضان

 

بسم ا... الرحمن الرحيم

اللهم اهدني فيه لصالح الاعمال واقض لي فيه الحوآئج والامال يا من لايحتاج الي التفسير و السؤال يا عالماً بما في صدور العالمين صل علي محمد و اله الطاهرين
خدايا، راهنمايي ام كن در آن به كارهاي شايسته و برآور در آن حاجات و آرزوهاي مرا اي كسي كه نيازي به شرح حال و درخواست نداري اي دانا و آگاه بدانچه در دل مردم جهانيان است درود فرست بر محمد و آل پاكش

  


نگاهي به عروج آسماني پيامبر(ص) ؛ معراج؛ لحظه ناب بي ترديد

 

*محمد آصف عطايي

مقدمه
معراج، پديده شگرف سفر پرشكوه و آسماني پيامبر اكرم(ص)، از جمله معجزات بي بديل آن بزرگوار و در عين حال از جمله اعتقادات





امت اسلامي به شمار مي آيد كه آيات قرآن و روايات فراواني، زواياي آن را بيان داشته است؛ لذا با توجه به آيات و روايات قابل اطمينان، اصل وقوع آن در حيات رسول اكرم(ص) يك امر مسلم و قطعي و انكارناپذير است. فرقه ها و مذاهب اسلامي نيز آن را پذيرفته اند، ولي راجع به زمان، مكان، كيفيت و چگونگي آن و... نظرهاي متفاوتي وجود دارد. در اين نوشته برآنيم تا ادله جسماني بودن معراج پيامبر(ص) را اجمالاً ارائه نماييم.

* دليل قرآني معراج
قرآن كريم در دو مورد به سير شبانه و معراج پيامبر اكرم(ص) اشاره دارد: مورد اول، سوره اسراء است؛ آن جا كه مي فرمايد: «پاك و منزه است خدايي كه بنده اش را در يك شب از مسجدالحرام به مسجدالاقصي كه گرداگردش را پربركت ساخته ايم برد تا برخي آيات خود را به او نشان دهيم چرا كه او شنوا و بيناست.»(اسراء/1)
مورد دوم كه قرآن به معراج پيامبر(ص) اشاره دارد، سوره نجم است؛ آن جا كه مي فرمايد: « و بار ديگر ]پيامبر[او ]جبرئيل[را مشاهده كرد نزد سدرة المنتهي، كه جنت الماوي در آن جاست، در آن هنگامي كه چيزي ]نور خيره كننده اي] سدرة المنتهي را پوشانده بود. چشم او هرگز منحرف نشد و طغيان نكرد ]آنچه را ديد واقعيت بود [ او پاره اي از آيات و نشانه هاي بزرگ پروردگارش را ديد.» (نجم / 18-13)

* دلايل جسماني بودن معراج
اكثر علما و مفسران شيعه و سني با توجه به نكاتي كه از آيات قرآن استفاده كرده اند، معتقدند معراج پيامبر(ص) در بيداري واقع شده و اين سير و سفر آسماني، جسماني بوده است نه روحاني.

* دلايل قرآني
1- قرآن كريم در هر دو مورد سوره اسراء و سوره نجم كه به داستان معراج پيامبر(ص) اشاره دارد، واژه «عبد» را به كار مي برد كه شامل جسم و روح انسان مي شود زيرا واژه «عبد» نسبت به هر كس كه استعمال شود، تمام مراتب او را شامل مي شود و چون پيامبر(ص) جسم نيز دارد، لذا شامل آن نيز مي شود و دليلي كه بيانگر اختصاص واژه عبد به روح پيامبر فقط باشد، نداريم. متبادر از آن، شخصيت خارجي متشكل از جسم و جان و تن و روان مي باشد، لذا تعبير «عبد» نشان دهنده اين مطلب است كه سفر آسماني پيامبر(ص) و عروج آن بزرگوار در بيداري واقع شده و اين سير جسماني بوده است.
موارد ديگري نيز در آيات قرآن وجود دارد كه واژه «عبد» در هويت و شخصيت خارجي به كار رفته است. از جمله، در سوره علق مي خوانيم: « به من خبر ده آيا كسي كه نهي مي كند، بنده اي را هنگام نماز ]آيا مستحق عذاب الهي نيست[» (علق / 10-9)؛ و درجاي ديگر نيز مي خوانيم: « و اين كه هنگامي كه بنده خدا ]محمد(ص)[به عبادت برخاست و او را مي خواند، گروهي به شدت پيرامون او ازدحام مي كردند. (جن / 19) بنابراين اولين دليلي كه از آيات قرآن مي توان براي جسماني بودن معراج پيامبر(ص) استفاده كرد، واژه عبد است.
2- در سوره نجم از شهود دل و رؤيت ديده، سخن به ميان آمده است، آن جا كه مي فرمايد: « آنچه را ديده مشاهده كرد، دل تكذيب ننمود.» (نجم / 11)، اگر معراج در عالم خواب و يا به صورت روحاني واقع مي شد، در آن صورت بحث از مشاهده چشم و تأييد و تكذيب دل نسبت به مشاهدات چشم، معني نداشت. در آيه ديگري نيز مي خوانيم: «چشم ]پيامبر(ص)[ منحرف نشد و طغيان نكرد.»( نجم / 17)

*دلايل روايي
احاديث و رواياتي كه از طرق مختلف نقل شده و جريان معراج پيامبر(ص) را بيان مي نمايد، فراوان است. دقت و توجه در متن احاديث و كلماتي كه به كار رفته است، به روشني جسماني بودن سفر آسماني پيامبر(ص) را آشكار مي سازد. براي نمونه، به چند مورد اشاره مي شود:
1- در حديثي كه از امام علي(ع) از زبان مبارك پيامبر(ص) نقل شده است: «من خوابيده بودم كه جبرئيل آمد، فَحَركَنِي تحريكاً لطيفاً.. مرا آهسته حركت داد و گفت بلند شو و بر مركب سوار شو؛ مركبي كه به آن براق گفته مي شد، سوار شدم.. فاخذ بيدي جبرئيل...»
در متن اين حديث طولاني، عباراتي وجود دارد مثل: فَحَرَكَنِي، مرا آهسته حركت داد و به من گفت اِركَبْ،سوار شو... فاخذ بيدي جبرئيل، هنگام سوار شدن و پياده شدن، جبرئيل دستم را گرفت، فَخَرَرتُ ساجداً، هنگامي كه مورد خطاب الهي قرار گرفتم، به سجده افتادم، فَقِيلَ لِي اِرْفَعْ رَاْسَكَ اي محمد سرت را بلند كن،... موارد ياد شده دلالت دارد بر اين كه سفر و عروج آسماني پيامبر(ص) جسماني بوده و در بيداري واقع شده است. اگر معراج پيامبر(ص) روحاني مي بود و يا در عالم خواب اتفاق مي افتاد، حركت دادن بدن، سوار شدن برمركب، به سجده افتادن پيامبر(ص)، و نداي: سرت را بلند كن و گرفتن جبرئيل دست پيامبر(ص) را معني و مفهوم روشني را نمي رساند.
2- در حديث ديگري از امام هفتم (ع) نقل شده است: شبي كه پيامبر(ص) به معراج برده شد، چون نزد عرش خداوند تبارك و تعالي رسيد، به او فرمود: اي محمد، نزديك چشمه صاد بيا وسجده گاه هايت را بشوي و پاكيزه كن. آنگاه براي پروردگارت نماز بگذار. پيامبر(ص) به آنجا كه خداوند دستورداده بود نزديك شد و وضوي كامل گرفت. آنگاه در پيشگاه خداوند ايستاد، خداوند به او فرمان داد: نماز را آغازكن. چون شروع كرد، فرمود: «اي محمد، بخوان...» شستن و پاكيزه نمودن سجده گاه ها و گرفتن وضوي كامل كه درمتن حديث به آن تصريح شده است، اگرچه دلالت صريح بر جسماني بودن معراج ندارد، لكن مي تواند شاهدي بر آن باشد.
3- امام صادق(ع) مي فرمايد: «پيامبر(ص) در واپسين لحظات حيات مباركش، عمويش عباس و اميرالمؤمنين علي(ع) را بر بالين خود فراخواند. ابتدا رو به عمويش عباس نمود و فرمود: آيا وسايل شخصي مرا مي پذيري تا با آنها، وامها و وعده هاي مرا ادا كني؟ عباس پوزش خواست و قبول نكرد. آنگاه رو به علي(ع) كرد و همان خواسته را مطرح نمود. علي(ع) عرض كرد: آري... بعد بلال را دستور داد تا اشياي اختصاصي حضرت را بياورد كه در بين آنها «و القميص الذي اسري به فيه...» پيراهني كه با آن به معراج رفته بود نيز ديده مي شد.» دلالت آن بر جسماني بودن معراج روشن و واضح است.
علاوه بر آنچه بيان شد، در واقع خداوند در مقام منت گذاري است. از يك طرف قدرت و عظمت خود و نعمتهاي فراوانش را يادآوري مي كند و از طرف ديگر مقام ارجمند بهترين و محبوب ترين بنده و فرستاده اش حضرت رسول را بيان مي نمايد كه سير و سفر آسماني يكي از معجزات بي بديل او محسوب مي شود. منت گذاري و بيان معجزه و مقام ارجمند پيامبر(ص) با جسماني بودن معراج، تناسب و سازگاري داشته و مفهوم پيدا مي كند، و گرنه خواب ديدن و سير و سفر روحاني، اين همه سر و صدا نمي خواست.
از طرف ديگر، بعد از آن كه جريان معراج پيامبر و سفر آسماني آن بزرگوار مطرح شد، بازتاب گسترده اي را به دنبال داشت. كفار و منافقين دست به كار شدند و پيامبر(ص) را تكذيب و تمسخر كردند. اگر پيامبر(ص) مدعي عروج در عالم خواب مي بود و يا سير و سفر روحاني را مطرح مي كرد، قطعاً آن همه بازتاب در بين دوست و دشمن ايجاد نمي كرد، لذا از بازتاب گسترده و وسيعي كه جريان معراج پيامبر(ص) در بين اقشار مختلف جامعه آن روز داشته است، به خوبي مي توان استفاده كرد كه پيامبر(ص) مدعي عروج جسماني بوده است.

* آراي دانشمندان
با توجه به آيات و روايات مورد اطمينان، اكثريت قريب به اتفاق علما، مفسران و محدثان اسلامي «شيعه و سني» جسماني بودن معراج پيامبر گرامي (ص) را پذيرفته و آن را مسلم و قطعي دانسته اند نظرات تعدادي از آنان را بازگو مي نماييم:
در تفسير تبيان مي خوانيم: «علماي شيعه معتقدند خداوند در همان شبي كه پيامبر(ص) را از مكه به بيت المقدس برد، او را به سوي آسمانها عروج داد و آيات عظمت خود رادر آسمانها به او ارائه فرمود و اين امر در بيداري بود نه در خواب.»
در تفسير مجمع البيان اين گونه آمده است: « در روايات مشهور است كه خداوند پيامبر(ص) را با همين جسم در حال بيداري و حيات به آسمانها برد و اكثر مفسران نيز همين عقيده را دارند.» در جاي ديگر مي فرمايد: «برخي احتمال داده اند سفر پيامبر(ص) روحاني بوده و در خواب صورت گرفته است، لكن اين احتمال باطل است زيرا خواب ديدن معجزه نيست.»
در تفسير منهج الصادقين، مي خوانيم: «اكثر مسلمانان معتقدند عروج پيامبر(ص) جسماني بوده و اين سير و سفر در بيداري واقع شده است، كساني كه سنگيني جسم را مانع عروج پيامبر(ص) مي دانند، در واقع منكر قدرت خداوند هستند.»
در تفسير آسان اين گونه آمده است: «كلمه عبد شامل جسم و روح انسان مي شود، نه جسم و يا روح فقط، لذا سخن كساني كه مي گويند: روح پيامبر(ص) به معراج رفت، بي مدرك و باطل است.»
در بحار الانوار نيز مي خوانيم: «سير پيامبر اكرم(ص) از مسجدالحرام به بيت المقدس و از آن جا به آسمان ها از جمله مطالبي است كه آيات و احاديث متواتر شيعه و سني بر آن دلالت دارد كه انكار آن و يا تأويل و توجيه آن به معراج روحاني و يا خواب ديدن پيامبر(ص) ناشي از عدم اطلاع از اخبار ائمه هدي است.»
فخر رازي از مفسران اهل سنت نيز مي گويد: « لفظ عبد كه در آيه قرآن آمده است، شامل روح و جسم مي شود. دليل بر اين مطلب، قول خداوند در سوره علق و سوره جن است؛ همان گونه كه در سوره علق و سوره جن واژه عبد، بر جسم و روح اطلاق شده است، در سوره اسراء و سوره نجم نيز بر جسم و روح بايد اطلاق گردد، اما رواياتي كه دلالت دارد بر اين كه پيامبر(ص) از مكه به بيت المقدس و از آنجا به آسمانها رفت، فراوان و مشهور است كه در كتب معتبر آمده است...»
از مجموع مطالبي كه ارائه گرديد، به خوبي مي توان اطمينان پيدا كرد كه عروج آسماني پيامبر(ص) جسماني بوده است. اگر معراج در عالم خواب و يا به صورت روحاني محقق مي شد، از يك سو با اهداف معراج سازگاري نداشت و از سوي ديگر، اين همه مؤونه نمي خواست كه منكران آن در متون ديني به عنوان مرتد، معرفي شده و باورمندي معراج از جمله اعتقادات، به شمار آيد.

منابع:
التبيان في تفسير القرآن، ج 6.
بحار الانوار، ج 18.
علل الشرايع، ج 2.
ترجمه تفسير مجمع البيان، ج 23.
تفسير منهج الصادقين، ج 5.
التفسير الكبير، ج 20-19.

  


در صف معراجيان گر بايستي ...

 

* سيد مصطفي حسيني راد
رمضان ماه سفر است. زمان ايستادن و نشستن نيست. رمضان ماه مسافرت در جاده هاي آسمان است، ماه فاصله گرفتن از زمين و رسيدن به آسمان.در روزها و شبهاي اين ماه عزيز، بزرگراههاي بين زمين و آسمان شلوغ تر از هميشه است. ملائكه خداوند هم بيشتر از هميشه در اين مسير در رفت و آمدند و سعي مي كنند با حضور هميشگي خود، بندگان خدا را به آسمانهاي بالاتر و بالاتر هدايت كنند.رمضان ماه سفر است و بزرگترين مسافران اين ماه، بهترين بندگان خداوند، حضرت ختمي مرتبت، محمد مصطفي(ص) و حضرت اميرالمؤمنين، امام علي(ع)، هستند.
پيامبر اعظم(ص) به عنوان والاترين انسان و برترين مخلوقات خداوند در شبي مثل شبي كه گذشت و آن را ليلة المعراج خوانده اند، زيباترين و با شكوهترين مسافرت انساني را بين زمين و آسمان تجربه كرد. سفري معنوي كه در ايستگاههاي آخر، همراه امين او جبرئيل نيز از ادامه راه بازماند و گفت كه بيشتر از اين مرا ياراي بالا آمدن نيست، چرا كه پر و بالم خواهد سوخت.
و اما محمد(ص) بالا و بالاتر رفت. آنقدر اوج گرفت و عروج كرد كه ديگر تنها او بود و پروردگارش. تنها او بود و معبود و محبوبش و ديگر هيچ حجاب و حائلي در ميان نبود.
و محمد(ص)، اين مسافر ارجمند رمضان، براي عروج و ارتقاي انسان و انسانيت با براق عشق، اين راه را تا نزديكترين نقطه به خداوند پيمود. سفري كه از «مسجدالحرام» اين بهترين نقطه زمين آغاز شد و از «مسجدالاقصي»، اين وادي مقدس، گذشت.
«پاك و منزه است خدايي كه (در مبارك) شبي، بنده خود (محمد) را از مسجدالحرام (مكه معظمه) به مسجدالاقصايي كه پيرامونش را مبارك و پر بركت ساخت، سير داد تا آيات خود را به او بنمايد، كه خدا به حقيقت شنوا وبيناست».(سوره اسراء-آيه 1)
و محمد(ص) برترين مسافر رمضان و بهترين الگوي رهپويان طريق معنويت در اين ماه مبارك است. و چه زيباست «حديث معراج» كه آيينه تكلم و گفتگوي عصاره انسانيت با ذات لايزال احديت است.
«اي احمد!اگر مي خواهي پارساترين مردم باشي، نسبت به دنيا بي ميل و نسبت به آخرت مشتاق و راغب باش. محمد(ص) عرض كرد: پروردگارا!چگونه نسبت به دنيا زاهد و بي ميل باشم؟ خداوند فرمود: از خوردني و آشاميدني و لباس در دنيا به قدر كفاف و گذران بهره گير. چيزي براي فردا اندوخته مكن و پيوسته به ياد من باش. محمد(ص) عرض كرد: پروردگارا!چگونه پيوسته به ياد تو باشم؟ خداوند فرمود: با خلوت گزيدن از مردم و ناخوش داشتن چرب و شيرين دنيا و خالي نگه داشتن شكم و خانه ات از مظاهر دنيا».
اما ديگر مسافر خاص «رمضان» اميرمؤمنان علي(ع) است كه در با فضيلت ترين شبهاي اين ماه شريف، در محراب عبادت، محاسن مباركش خون رنگ شد و در يكي ديگر از همين با فضيلت ترين شبها كه شب قدر بود، سفر الهي و جاودانه خويش را به سوي والاترين آسمانهاي عشق آغاز كرد.
اينك اي معبود مهربان!به اين بنده سراپا تقصير خويش نيز اين توفيق را مرحمت فرما كه از قافله مسافران رمضان جا نماند و نام او را نيز در كاروان عاشقان خويش ثبت فرما. باشد كه الطاف فراگير تو در ماه ميهماني ات، راه اين بنده گم كرده راه را از كوره راههاي زميني، به سمت جاده هاي روشن آسماني عوض كند.
بهر اين فرمود پيغمبر كه من
همچو كشتي ام به طوفان زَمن
ما و اصحابم چو آن كشتي نوح
هر كه دست اندر زند يابد فتوح
چونكه با شيخي، تو دور از زشتي اي
روز و شب سيِِِِاري و در كشتي اي
مغز را خالي كن از انكار يار
تا كه ريحان يابد از گلزار يار
تا بيابي بوي خُلد از يار من
چون محمد(ص) بوي رحمان از يَمن
در صف معراجيان گر بيستي
چون براقت بر كشاند نيستي
نه چو معراج زميني تا قمر
بلكه چون معراج كِلكي تا شِكر
خوش براقي گشت خنگ نيستي
سوي هستي آردت گر نيستي

  


مراسم احياي شبهاي قدر در مسجد و كوي دانشگاه تهران برگزار مي شود

 

مراسم احياي شبهاي قدر طي شبهاي 19، 21 و 23 ماه مبارك رمضان در مسجد و كوي دانشگاه تهران برگزار مي شود.
حجةالاسلام والمسلمين دكتر كلانتري، رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران در گفتگو با ايسنا، با اعلام اين خبر، اظهار كرد: طبق روال سالهاي گذشته مراسم احياي شبهاي قدر كوي دانشگاه تهران امسال نيز در سالن ورزشي متصل به كوي با حضور آيةا... امجد برگزار مي شود.
وي افزود:  مراسم احياي مسجد كوي دانشگاه تهران از ساعت 22 آغاز و تا 2 نيمه شب ادامه دارد. وي همچنين با اشاره به برگزاري مراسم احيا در مسجد دانشگاه تهران، گفت:  سخنرانان مراسم امسال حجة الاسلام والمسلمين دكتر خسروپناه، حجة الاسلام والمسلمين دكتر قمي و حجة الاسلام والمسلمين رنجبر هستند.
رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه تهران در پايان شركت در مراسم احياي مسجد دانشگاه تهران و كوي را براي عموم مردم و دانشگاهيان آزاد اعلام كرد.

  


تحقيق بر روي بيماران ثابت كرد: تأثير نواي قرآن در كاهش بحرانهاي رواني

 

مطالعات روانشناسي در يكي از دانشگاههاي آمريكا نشان داده تلاوت قرآن كريم در وضعيت بيماراني كه از بحرانهاي روحي و رواني رنج مي برند، تأثير بسيار مثبت داشته و وضعيت آنان را بهبود مي بخشد. به گزارش مهر، رجب عبدالحكيم بريسالي مدير بيمارستان بهداشت رواني طائف و عضو كميته پزشكي بيمارستان ملي عربستان اظهار داشت: شنيدن آيات قرآن كريم از سوي بيماراني كه زبان عربي را نمي دانند و به اين زبان سخن نمي گويند، تأثير مثبتي بر روح و روان آنها داشته است.
وي با اشاره به اينكه اين تحقيق بر روي غيرمسلمانان و كساني كه تاكنون قرآن را نخوانده و نشنيده اند، گفت: آنها از بحرانهاي شديد رواني رنج مي بردند، هنگام خواب آيات قرآن براي آنها پخش شد كه كاهش بحرانهاي رواني و روحي آنها را در پي داشت.
بريسالي افزود: شنيدن قرآن تأثير عجيب و مستقيمي در كاهش ميزان بحرانها و نگرانيهاي رواني داشته و باعث بازگرداندن آرامش به شخص شده كه آيه «الا بذكر الله تطمئن القلوب» را محقق مي كند.

  


فرهنگ واژه ؛ ديالكتيك (dialectic)

 

ديالكتيك كلمه اي يوناني است كه از واژه «ديالگو»(dialogos) به معناي مباحثه و مناظره مشتق شده است.ديالكتيك به روش خاصي از بحث و مناظره گفته مي شود كه نخستين بار سقراط در مقابل طرف گفتگوي خود در پيش گرفت و هدف وي از اين روش، رفع اشتباه و رسيدن به حقيقت بود.روش سقراط اين گونه بود كه در آغاز، از مقدمات ساده شروع به پرسش مي نمود و از طرف خود در موافقت با آنها اقرار مي گرفت. سپس به تدريج به سؤالهاي خود ادامه مي داد تا اينكه بحث را به جايي مي رساند كه طرف مقابلش، دو راه بيشتر نداشت :يا اينكه مقدماتي را كه قبل از اين در شروع بحث پذيرفته بود، انكار كند و يا اينكه از مدعيات خود دست كشيده و به آنچه سقراط معتقد است، معترف شود.اين روش گفتگو و بحث، امروزه نيزبه نام روش ديالكتيكي يا روش سقراطي معروف است.
افلاطون، كلمه ديالكتيك را به روش خاص خود اطلاق كرد كه هدفش دستيابي به معرفت حقيقي بود. به عقيده وي، از راه سلوك عقلي و همراه با عشق، بايد نفس انساني را به سوي درك كليات و يا مثل كه حقايق عالمند، راهنمايي كرد. او طريقه خاص خود را براي كسب اين نوع معرفت، ديالكتيك ناميد و تمام آثارش را نيز به طريق بحث و گفتگو و به عبارت ديگر به روش ديالكتيكي نگاشت.
دانشمندان جديد از قبيل كانت نيز اين كلمه را در مواردي استعمال كرده اند اما قبل از همه اينها، حدود پنج قرن قبل از ميلاد فيلسوفي يوناني به نام هراكليتوس، نخستين كسي بود كه اين لفظ را به كار برد. وي معتقد بود: عالم همواره در حال تغيير و حركت است و هيچ چيز پابرجا نيست.
هگل، دانشمند مشهور آلماني با توسل به مفهومي كه هراكليتوس ابداع كرده بود و در ادامه نظريه وي، منطق و روش مخصوص خود را براي كشف حقايق، ديالكتيك نام گذارد.وي، وجود تضاد و تناقض را شرط تكامل فكر و طبيعت مي دانست و معتقد بود: پيوسته ضدي از ضد ديگري توليد مي شود.سرانجام در مكاتب ماركسيسم و لنينيسم، واژه ديالكتيك به معناي حركت و تحول در تمام جنبه هاي مادي، اجتماعي، اقتصادي، اخلاقي و طبيعي به كار رفت.بدين ترتيب، فلسفه ديالكتيك در اين مكاتب چيزي جز مطالعه طبيعت و جامعه در حال دگرگوني نيست.ماركس و انگلس نظرات مادي خود را براساس منطق هگل تشريح و تبيين كردند و از همين جا بود كه ماترياليسم ديالكتيك به وجود آمد. در حقيقت، ماترياليسم ديالكتيك، تركيبي از فلسفه مادي قرن هجدهم و منطق هگل است كه ماركس و انگلس اين دو را به يكديگر مرتبط ساختند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com