تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 28شهریور ماه 1387

[ هنري ]
 * گپ و گفتي با عوامل سريال تلويزيوني «مأمور بدرقه» ؛ قدرت انتخاب ما محدود است
 * نگاهي به نمايش «حسين قلي، مردي كه لب نداشت» به كارگرداني حميد پور آذري؛
به جستجوي معناي زندگي
 * چند نگاه رسانه اي به فيلم «خائن»؛ حقيقت پيچيده است
 * گزارش فيلم هاي آخر هفته؛
شش فيلم در تعطيلات آخر هفته از تلويزيون پخش مي شود
 * اينجا چراغي روشن است
 * فيلمي با حضور شان پن در ايران ؛كامبوزيا پرتوي: فعلاً قابل ساخت نيست
 * براي هزينه  درمان حسين پرتوي نمايشگاه عكس برپا مي شود

گپ و گفتي با عوامل سريال تلويزيوني «مأمور بدرقه» ؛ قدرت انتخاب ما محدود است

 

*سيد حبيب قاآني

در ميان مجموعه هاي تلويزيوني ايام ماه مبارك رمضان، پخش سريال مأمور بدرقه از شبكه هاي استاني توانسته در همين مدت





مخاطب قابل قبولي را به خود اختصاص دهد. يك داستان اجتماعي با رگه هاي طنز؛ دستمايه آخرين كار سعيد سلطاني، كارگردان نام آشناي تلويزيون است كه در كارنامه اش آثاري همچون «شكرانه»، «رسم عاشقي» و «پس از باران» را دارد.
***
... زماني كه به پشت صحنه ساخت سريال رسيديم، گروه در حال آماده كردن تصوير برداري دو سكانس در خانه استوار هستند. قرار است در اين سكانس استوار- سيروس گرجستاني- وارد حياط خانه شود و با صداي بلند دخترش را صدا بزند و به او بگويد كه ديگر از اينكه او دختر واقعي اش نيست، مطمئن شده است.
***
استرس چنداني نداشتيم
سعيد سلطاني تمام موارد را كنترل مي كند و خواستار تمرين كامل اين سكانس مي شود. مهرانه مهين ترابي در كنار حوض كوچك مشغول شستن سبزي مي شود و گرجستاني از پشت در وارد خانه مي شود و حركات و ديالوگها يك بار تمرين مي شوند.
تصوير برداري با دو دوربين صورت مي گيرد تا كار با سرعت بهتري پيش برود.
اسماعيل عفيفه به عنوان تهيه كننده اين سريال درباره استفاده از دو دوربين به خبرنگار ما مي گويد: با اين تصميم استرس رساندن سريال به پخش بر كيفيت آن تأثير نمي گذارد و «مأمور بدرقه» روند ساخت معمولي را پشت سر مي گذارد و سرعت تصويربرداري نيز بالا مي رود.
اين تهيه كننده سيما كه سال گذشته نيز سريال «ميوه ممنوعه» را در ماه مبارك رمضان در دست تهيه داشت، مي افزايد: به غير از چند روز اول، از همان ابتدا براي اينكه كار به موقع به پخش برسد و از شتابزدگي پرهيز شود، از دو دوربين استفاده كرديم، ضمن اينكه فيلمنامه مأمور بدرقه تقريباً حاضر بود و ما استرس چنداني براي كار نداشتيم.

بعداً مصاحبه مي كنم!
به سيروس گرجستاني پيشنهاد انجام مصاحبه مي دهم  اما به دليل اينكه قرار است براي ايفاي نقشش مقابل دوربين قرار بگيرد، آن را نمي پذيرد و قول بعد از پايان تصوير برداري را مي دهد.
... گرجستاني چند لحظه اي در يك گوشه خلوت، ديالوگ و حسهايش را تمرين مي كند و با فرمان سلطاني، مقابل دوربين قرار مي گيرد، اما سر و صداي عبور ماشينها كار را قطع مي كند...
سيروس گرجستاني در همين فاصله درباره نقش خود در اين سريال مي گويد: من در مجموعه «مأمور بدرقه» نقش يك استوار را ايفا مي كنم كه در واقع يك انسان بسيار خوب است و بايد من اين خوب بودن را به مخاطب تلويزيون انتقال دهم... البته نمي دانم تا چه اندازه در اين راه موفق بوده ام، اما به هر حال تلاشم را انجام دادم.

همسر استوار هستم!
مهرانه مهين ترابي بازيگرنام آشناي سريالهاي تلويزيوني نيز درخصوص نقش خود در اين مجموعه مي گويد : من نقش همسر استوار را بازي مي كنم كه در روزهاي مصادف با بازنشستگي اش دچار اتفاقاتي در خصوص تحويل دادن يك متهم مي شود.وي مي افزايد: خانواده استوار يك خانواده بسيار ساده هستند كه همسرش خانه دار و تنها دخترشان هم در اين سريال ماجراهاي مخصوص به خود را درباره خواستگارانش دارد كه مايه طنز سريال را به دوش مي كشد.

يك اتفاق مشترك
سعيد سلطاني در حال گفتگو با تصوير بردار مجموعه است كه به سراغش مي روم و در ابتدا مي پرسم تا چه اندازه به بازيگران و ديگر عوامل اجازه ارايه پيشنهاد براي بهتر شدن كار را مي دهيد و او مي گويد: ساخت سريال يك اتفاق مشترك است و كارگردان خوب كسي است كه اجازه دهد عواملش در راستاي ايده كلي كه وجود دارد، كار كنند و عدم استفاده از هر پيشنهادي كه به تقويت ايده كلي داستان كمك كند، كم هوشي است.
مي پرسم چطور شد كه به سراغ كار طنز رفتيد؟ مي گويد: برخلاف تصور شما، ما چندان قدرت انتخاب در كارهاي بعديمان را نداريم. آن چه براي ما در انتخاب حايز اهميت است، در وهله نخست متن و در وهله بعد تهيه كننده اي است كه بتوان با او ارتباط برقرار كرد. وقتي اين چند فاكتور در كنار هم قرار بگيرند، ساخت سريالي را مي پذيريم.سلطاني درباره پيش بيني خود از برخورد نهايي مخاطب با اين سريال مي گويد: فكر مي كنم نگاه اجتماعي اين كار به مسايل، خيلي مورد توجه مردم قرار بگيرد. قصدمان بر اين بوده كه آدمها را در همين طبقه واقعي شان بررسي كنيم و بر همين اساس شخصيتها را طراحي كرده ايم.

اين يك كار رئال است
پيش از خارج شدن از خانه محل تصويربرداري از بهاره رهنما نيز درباره اين سريال ونگاهش به آن مي پرسم و او مي گويد: سريال مأمور بدرقه يك كار رئال است و من نقش يك دختر بسيار مهربان و خوش رو و به شدت ساده را بازي مي كنم كه بعضي اوقات با سادگي هايش كار دست پدر پليس خود كه در آستانه بازنشستگي است، مي دهد.از او مي پرسم نقش شما در اين سريال طنز است و او پاسخ منفي مي دهد و مي گويد: اين سريال يك كار يكدست و اجتماعي است كه اصولاً به فراخور فضاي شلوغ و صميمي حاكم بر جامعه ما كه به همراهش تضاد هايي را نيز به بار مي آورد، خود به خود به شكل طنز نمايان مي شود و گرنه نقشها بار طنز بيشتري نسبت به يكديگر ندارند، مگر طنز خاص آقاي رضويان آن هم به خاطر نوع خاص نقشي كه بر عهده دارند.
***
گروه تصويربرداري را در حالي ترك مي كنم كه همه چيز براي گرفتن سكانس مورد نظر آماده شده است. پشت در، تعدادي نوجوان براي گرفتن عكس و امضا جمع شده اند و باقي قضايا....

  


نگاهي به نمايش «حسين قلي، مردي كه لب نداشت» به كارگرداني حميد پور آذري؛
به جستجوي معناي زندگي

 

* مهدي نصيري

* «حسين قلي، مردي كه لب نداشت»
نوشته: نشمينه نوروزي و اميد سهرابي
كارگردان: حميد پورآذري






بازيگران: ذبيح محمدي/ ناديا پرواني/ فروزان پرواني/ نثار ظريفي/ ايمل كريمي/ اميد فقيري/ آمنه نوري/ پيام پرواني
خلاصه داستان: «حسين قلي» مردي سختكوش و پر تلاش است كه صبح تا شب كار مي كند و زحمت مي كشد، اما يك موضوع خيلي مهم او را آزار مي دهد. حسين قلي لب ندارد و نمي تواند مثل همه مردم دور و برش، بخندد به همين دليل راهي مي شود تا بتواند خنده را در جاي ديگري بيابد...
***
نمايش، گستره نامحدودي است كه مي تواند دستمايه ها و شكل گيري اش را از هر حوزه و محدوده اي بگيرد و آن را به دستمايه اي دراماتيك تبديل كند.
داستان، شعر، سينما، و .... همه و همه در اين ارتباط مي توانند با تئاتر سهيم باشند يا آن را همراهي كنند.
«حسين قلي، مردي كه لب نداشت» نمايشي است كه براساس روايت منظوم يكي از شعرهاي شاملو نوشته شده و حكايت مردي را نقل مي كند كه مدام در حال كار و تلاش است اما لبي براي خنديدن ندارد. برهمين اساس، كليت نمايش پورآذري به طور مشخص متكي بر روايت ادبي و شاعرانه شكل گرفته و براي تبديل شدن به يك درام، نيازمند قالب بندي دراماتيك است. در واقع اين روايت منظوم، با وجود داشتن ظرفيتهاي دراماتيك، بايد در حوزه ساختار داستاني هم، جنبه هاي ديگري را مورد توجه قرار مي داد كه يكي از مهمترين اين جنبه ها به عمل نمايشي مربوط مي شود. عمل در نمايش پورآذري، مجموعه اي از موتيف هاي روايي است كه بدون پرداخت قانونمند تئاتري، تنها با هم همنشين مي شوند و خودشان را تكرار مي كنند.
حسين قلي براي خنديدن لب ندارد؛ بنابراين در صحرا و بازار راه مي افتد و براي خنديدن به دنبال خنده لبي خندان مي گردد. اين خواسته يا موقعيت داستاني در نمايش پورآذري خودش را تكرار مي كند و هر چند ممكن است در ابتدا جنبه عمل دراماتيك را هم داشته باشد، اما در ادامه، قدرت و تأثيرش را در زمينه چالش و درگيري نمايشي از دست مي دهد و بيشتر به شكل و گونه ادبي آن گرايش پيدا مي كند.
البته نبايد اين را هم از نظر دور داشت كه كارگردان نمايش، در كار گروه نمايشي اش سعي كرده تا اين ضعف ساختار داستاني را با شيوه اجرايي جبران و شكل اجرايي كارش را به عنوان چارچوب اصلي به تئاتر و ترفندهاي ديداري نزديك نمايد.
يكي از مهمترين اين ترفندها، موسيقي و حركت است. نمايش پورآذري را از اين منظر مي توان در حوزه نمايش موزيكال نيز مورد بررسي قرار داد زيرا موسيقي و حركت بازيگران در آن، جزء مهمي از درگيري و تقابل روايي است كه شكل ديداري و نمايشي پيدا مي كند. از سوي ديگر، شعر به عنوان پايه و اساس ساختار روايي نمايش، مي تواند بهتر و راحت تر در كنار موسيقي قرار بگيرد و البته همين طور هم هست، به ويژه آنكه نويسندگان نمايشنامه در جريان نگارش متن، وفاداري نسبي اي هم به شعر دارند و قالب موزون و آهنگين آن را هم در حوزه زبان نمايش رعايت كرده اند.
به همين دليل هم هست كه نمايش هر جا كه زبان شعر را در كنار موسيقي قرار مي دهد و ترفندهاي نمايشي و ديداري را با آن همراه مي كند، موفق تر از بخشها و صحنه هاي ديگر نشان مي دهد. در عوض آنجايي كه اين زبان به زباني ساده و بدون وزن و آهنگ تبديل مي شود، ضرباهنگ و ريتم نمايش را دچار اشكال كرده و به همين دليل ميزان درگيري مخاطب با اجرا را هم كاهش مي دهد.
ويژگي مهم ديگر «حسين قلي مردي كه لب نداشت»، آرايش صحنه آن است؛ در واقع آنچه صحنه نمايش را آرايش مي دهد، حضور بازيگران و طراحي لباس آنهاست كه اين نوع طراحي كمك زيادي به باور تماشاگر نسبت به فضاهاي نمايشي نمي كند، اما در اين زمينه بي تأثير هم نيست. به علاوه اينكه پورآذري در بخشهايي از نمايش اش توانسته شكلهاي نمايشي مناسب و خوبي را هم به كار بگيرد. به عنوان مثال آنجا كه حسين قلي در جستجويش به ننه چاه بر مي خورد، طراحي لباس و نوع قرار گرفتن بازيگر در وسط صحنه به زيبايي، شكل يك چاه را در فضايي مطلوب متصور مي سازد.
صحنه حضور ماه و همچنين آنجا كه حسين قلي در كنار دريا قرار مي گيرد نيز به خوبي نشان دهنده فضاهاي مورد نظر است و در ضمن خلاقيتهايي در زمينه تركيب جنبه هاي ديداري نمايش را هم در خود دارد.
نوع ديگر اين پرداخت تئاتريكال را نيز مي توان در نمايشي كردن روايت مشاهده كرد؛ آنجا كه مردي حضور حسين قلي در بازار را براي او روايت مي كند - مثلاً اتفاقاتي كه براي حسين قلي در بازار رخ مي دهد - تماشاگر به راحتي مي تواند توالي و انسجام رويدادهاي داستاني را در ساختار كلي نمايش ببيند. گردش قهرمان نمايش در بازار و وحدت ميان اتفاق پيرامون او، در واقع ترفندي است كه فضا را در صحنه باورپذير و تصويري مي كند. به عنوان مثال دزديدن كيف توسط يك زن و ورود و خروج او همراه با ديگر افراد در بازار اتفاقات مشتركي است كه در پيرامون موقعيتهاي متفاوت حسين قلي وخواسته اش شكل مي گيرد و كاركرد لازم را نيز در زمينه فضاسازي ايجاد مي كند.
در زمينه طرح محتوا و ژرف ساخت نيز، پور آذري با داستان و روايت ساده و اجراي رواني كه به نمايش مي گذارد، تقريباً موفق است.«حسين قلي، مردي كه لب نداشت» نمايشي درباره زندگي و تلاش براي درك آن است. در واقع شرايط و زندگي ، موقعيت و حالتي تمثيلي را بر فرد تحميل كرده اند كه محمل و بستر رويدادهاي ساده نمايش قرار مي گيرند. تلاش براي خنديدن، تلاشي براي درك زندگي است و اين مسأله با عدم موفقيت حسين قلي و اطرافيان او همچنان به عنوان يك سؤال اصلي باقي مي ماند.حسين پور آذري، در جديدترين تجربه نمايشي اش كه با حضور گروهي از بازيگران نوجوان مهاجر افغاني شكل گرفته به خوبي توانسته تركيبي از سلايق خودش را در اشتراك با كار گروهي غير حرفه اي قرار دهد و از اين جهت هر چند نمايش كامل و بي نقصي را به اجرا نمي گذارد، اما توانسته تجربه متفاوت و تازه اي را در ارتباط با مخاطب به دست آورد.

  


چند نگاه رسانه اي به فيلم «خائن»؛ حقيقت پيچيده است

 

* كميل سهيلي

خائن ((Traitor
كارگردان: جفري ناچمانوف
نويسنده: جفري ناچمانوف براساس داستاني از استيو ماتين




بازيگران: دان چيدل، گاي پيرس، جف دانيلز، آرچي پپنجابي، علي خان، سعيد تقماويي
استوديو: اورتور فيلمز/ فروش هفته: 13.2 ميليون دلار/ فروش كل: 74.20ميليون دلار/
امتياز منتقدان :60 از 100
تعداد سينماها: 2014 / بودجه : 22ميليون دلار/ جملات تبليغاتي: حقيقت پيچيده است.
***
در جشنواره تئاتر فجر گذشته اجراي متفاوتي را تجربه كرد با نام راشامون كه هنوز هم گاه دوستداران تئاتر از آن صحبت مي كنند. تئاتري از كشور سوئد كه هر اجرايش تنها پذيراي يك تماشاگر بود. شعار تئاتر اين جمله بود: حقيقت در اتاق بغلي است !راشامون كوروساوا هم با چنين دغدغه اي ساخته شد. حقيقت پيچيده است و نمي توان به راحتي آن را مورد قضاوت قرار داد. نمي توان به طور قطع يكي را بد و ديگري را خوب ناميد. مجرم ناميدن يكي كاري بسيار سخت و گاه حتي غير ممكن است!
حال، پس از سالها بعد از راشامون، هاليوود اين ايده را دستمايه يكي از فيلمهاي خود كرده است. داستان به طور يقين رنگ و بويي هاليوودي به خود گرفته و صد البته انتظار ديدن كاري عميق، از نوع روسي اش را نداشته باشيد. با اين حال خائن در ميان فيلمهاي قهرمان محور و به قول خودشان «فاجعه» يك سر و گردن بالاتر است (فيلمي به تازگي به اكران درآمده است با نام فيلم فاجعه كه از نظر كاربران سايت imdb لقب بدترين فيلم قرن را از آن خود كرد!).
روي كلايتن (با بازي گاي پيرس) يكي از مأموران فعال اف.بي.آي است كه هنگام كار، از الگوهاي خاص خودش پيروي مي كند. او مأمور تحقيق پيرامون يك پرونده مهم بين المللي مي شود كه درباره يك توطئه خطرناك بين المللي است. تمام نشانه هايي كه پيدا مي كند، او را به سمت يك نفر راهنمايي مي كند. اين شخص كه در همه جا ردپايي از او ديده مي شود، كسي نيست جز سمير هورن (با بازي دان چيدل) كه قبل از اين مأمور عمليات ويژه ارتش آمريكا بوده است. او موجودي مرموز و ناشناخته است كه كارش را با يك شبكه اينترنتي پرقدرت و فعال انجام مي دهد.
اطلاعات رسيده حكايت از آن مي كند كه وي پنهاني ارتباط نزديكي با گروه ها و سازمانهاي تروريستي دارد. گفته مي شود او به دنبال هر عملياتي كه صورت گرفته در صحنه عمليات حضور داشته است. كلايتن در تحقيقات خود پيرامون سمير هورن به چيزهايي مثل فرار چند زنداني از يمن، بمب گذاري در ساحل نيس فرانسه و يك هجوم مسلحانه در لندن مي رسد. در شرايطي كه كلايتن احساس مي كند واقعيتهاي مربوط به سمير هورن را كشف كرده، ناگهان با چند مدرك متناقض جديد رو به رو مي شود و خيلي زود با پس زدن پرده ها، به واقعيتي دردناك مي رسد. اين واقعيتي است كه نمي توان آن را به راحتي در اختيار رسانه هاي گروهي قرار داد ...
***
دان چيدل كه براي درام اجتماعي و سياسي «هتل رواندا» نامزد دريافت جايزه اسكار بهترين بازيگر مرد شد، نقش اصلي فيلم «خائن» را بازي مي كند.
***
و حالا چند نگاه رسانه اي به فيلم خائن:
* بوستون گلاب: ارائه يكي از بهترين و جذاب ترين شخصيتهاي اصلي پيچيده كه اخيرا در سينما ديده شده است.
* شيكاگو سان تايمز: فيلمي جذاب در به تصوير كشيدن تصوير سياستهاي داخلي.
* ريل ويوز: فيلمي هوشمندانه و غيرمتعارف كه با لحن دلهره آور به مكاشفه اي در احوالات سياسي و اجتماعي مي پردازد و يك بحث اخلاقي را پيش مي كشد.
* شيكاگو تريبون: من البته احترام زيادي براي دان چيدل قائلم، اما فقط برخي از اين حقه هاي سياسي جواب مي دهند.
* اي آنلاين: فيلم، هدفهاي زيادي را مدنظر داشته، اما نتوانسته به خيلي از آنها برسد.
* سايت فيلم كريتيك: آيا يك فيلم تريلر هيجان انگيز مي تواند بدون صحنه هاي اكشن و هيجان انگيز، هيجان داشته باشد؟!
* هاليوود ريپورتر: يك تريلر خشك بين المللي كه فقط به طور كافي بر روي كاراكتر اصلي اش تمركز كرده تا به فيلم، وزن اخلاقي بدهد.
* نيويورك تايمز: فيلمي جذاب، تاريك با پيچيدگي اي ملايم.
* سان فرانسيسكو كرونيكل: مسائل را پيچيده مطرح مي كند، اما سورپرايزهاي جدي خيلي كمي دارد.
* سيتل پست اينتليجنسر: كاملا جواب مي دهد!
* يو اس اي تودي: مشخص نشده كه بالاخره اين فيلم مي خواهد يك تريلر اكشن باشد يا يك درام هوشمندانه از جاسوسي و سياست.

  


گزارش فيلم هاي آخر هفته؛
شش فيلم در تعطيلات آخر هفته از تلويزيون پخش مي شود

 

گروه هنر- فيلمهاي اروند، عشق ميراثي پايان ناپذير، آن سوي تاريكي، مادر و پسر، بر بال فرشتگان و عقابها در تعطيلات آخر هفته از شبكه هاي مختلف سيما روي آنتن مي رود.




به گزارش روابط عمومي سيما، فيلم تلويزيوني«اروند» به نويسندگي و كارگرداني فياض موسوي جمعه  29 شهريور ساعت 16 از شبكه يك روي آنتن مي رود. اين فيلم 90 دقيقه اي به تهيه كنندگي علي حجازي براي گروه حماسه و دفاع شبكه يك تهيه شده و رضا توكلي، بهزاد خداويسي، رامسين كبريتي، سيروس كهوري نژاد و كيكاوس ياكيده در آن بازي كرده اند. فيلم پليسي «اروند» با مضمون دفاع مقدس درباره پيكر يك بسيجي كنار اروندرود است كه يك مامور مسؤول رسيدگي به اين پرونده مي شود.
فيلم تلويزيوني «عشق ميراثي پايان ناپذير»امشب ساعت 23/50 از شبكه دو پخش مي شود. اين فيلم به كارگرداني مارك گريفيث سال 2007 بر مبناي مجموعه كتابهاي جذب او كه ساخته شد و در آن ارين كاترل، ديل ميدكيف، ويكتور براون و سامانتا اسميت نقش آفريني مي كنند. اين فيلم تلويزيوني محصول آمريكا ست.
در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: كلانتري در يك حادثه كشته مي شود و ميسي همسر كلانتر از آنجا كه وابستگي ديگري در آن شهر ندارد تصميم مي گيرد به همراه فرزندش به نزد مادر و پدرش بازگردد. ميسي با ورودش به شهر متوجه مي شود كه اكثر خانواده هاي خير، سرپرستي چند بچه را به عهده مي گيرند...
فيلم سينمايي «آن سوي تاريكي» جمعه 29 شهريور ساعت 17/30 از شبكه دو روي آنتن مي رود. اين فيلم توليد سال 2006 آمريكاست و در آن نيك نولتي، ترور مورگان، تيموتي هاتن و سالي كركلند نقش آفريني مي كنند. فيلمنامه اين پروژه 90 دقيقه اي را جيم پاسولت نوشته و خود آن را كارگرداني كرده است.
فيلم سينمايي «بر بال فرشتگان» هم جمعه 29 شهريور ساعت 11 روي آنتن شبكه سه مي رود. اين فيلم را جواد شمقدري سال 1371 بر مبناي فيلمنامه خودش جلو دوربين برد. در فيلم «بر بال فرشتگان» جليل فرجاد، حسن جوهرچي، زهره صفوي، اردلان شجاع كاوه، حسين انصاري و ... بازي مي كنند.در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: حجت كه تنها برادرش را در جنگ از دست داده است از اينكه در سالهاي آخر در كنارش نبوده رنج مي برد و براي تسلي خاطر خود تابلويي را به ياد او سفارش مي دهد و...
فيلم سينمايي «مادر و پسر» جمعه 29 شهريور ساعت 20/30 در قالب برنامه سينما چهار از شبكه چهار پخش مي شود. اين فيلم سينمايي را الكساندر سوكوروف سال 1997 بر مبناي داستاني از يوري آبرابوف ساخت. الكسي آنانيشتوف و گودرون گير در اين فيلم 73 دقيقه اي توليد مشترك روسيه و آلمان نقش آفريني مي كنند.
«مادر و پسر» داستاني آرام و غمناك از عشق و صبر است كه از نگاه مادري در حال مرگ كه پسرش از او مراقبت مي كند، روايت مي شود. «مادر و پسر» در جشنواره بين المللي فيلم مسكو برنده سه جايزه از جمله جايزه ويژه هيأت داوران شد. سوكوروف 57 ساله متولد سن پترزبورگ است و از او به عنوان وارث آندري تاركوفسكي فيلمساز معروف روس ياد مي شود.
سوكوروف يكي از چهره هاي هميشگي جشنواره كن است و تاكنون چهار فيلم او براي اولين بار در اين جشنواره پخش شده است. «كشتي نوح روسي» 2002 و «الكساندرا» 2007 از ديگر فيلمهاي اوست. او براي Molokh برنده جايزه بهترين فيلمنامه از جشنواره كن شد.
فيلم سينمايي «عقابها» جمعه 29 شهريور ساعت 14/10از شبكه تهران پخش مي شود. اين فيلم به كارگرداني ساموئل خاچيكيان با حضور سعيد راد، جمشيد هاشمپور، زري برومند، رضا رويگري، مرتضي نيكخواه، بهزاد رحيم خاني، پريدخت اقبالپور و علي برجسته ساخته شد.

  


اينجا چراغي روشن است

 

گزاره غم دل را مگر كنم چو «امين»
جدا از خلق به محراب جمكران بي تو






رهبر معظم انقلاب
گروه هنر: «هفدهم ماه مبارك رمضان» سالگرد تأسيس مسجد مقدس «جمكران» است كه در سال393هجري قمري در فاصله شش كيلومتري شهر قم ساخته شد كه امروز بيشتر از هزار سال از بنياد آن مي گذرد، بناي اين مسجد شريف- به امر حضرت بقيةا... الاعظم انجام گرفته- و چهار ركعت نماز مخصوص آن، در كتب معتبر از جمله مفاتيح الجنان محدث قمي آمده است. در فضيلت نماز گزاردن در اين مسجد شريف همين بس كه امام زمان(عج) فرمودند: «من صَلي هما فكانما صَلي في البيت العتيق».
هر كس، دو ركعت نماز در اين مسجد بگزارد، مانند كسي است كه دو ركعت نماز در «كعبه» به جاي آورده است.
قطعه زير به همين مناسبت توسط شاعر اهل البيت(ع)، محمدجواد غفورزاده «شفق» سروده شده است.

باغ راز و نياز
مسجدي را سراغ دارم من
كه مطاف فرشتگان شده است
كه در آن، چشمه  بقا جاري است
كه در آن، خضر ميهمان شده است

مسجدي را سراغ دارم من
كه پر از عطر «نرگس و ياس» است
باغ راز و نياز و احساس است
كه در آن، عشق ميزبان شده است

مسجدي را سراغ دارم من
كه شكوه بلند بيداري است
نفس عيسوي در آن جاري است
عافيت بخش روح و جان شده است

با تمام وجود مي بيني
آهها، رنگ روشن صحرا
اشك ها، رنگ آبي دريا
ناله ها، رنگ آسمان شده است

سحر است و هوا زلال زلال
سينه از شور و شوق مالامال
مگر اينجا مدينه است و، بلال
باز آماده اذان شده است

گاه از آن عطر سيب مي آيد
بوي «اَمن يُجيب» مي آيد
چشم تا كار مي كند آنجا
همه جا رنگ ارغوان شده است

مسجدي را سراغ دارم من
كه اگر اشك توبه داشته اي
هر نهال دعا كه كاشته اي
مثل شمشادها جوان شده است

چشم دل را اگر كه باز كني
رو به محراب اگر نماز كني
مي توان گفت ديده دل تو
محو در «صاحب الزمان» شده است

گر تو را ميل گفتگو با اوست
خيز و تجديد عهد كن با دوست
آري آنجاست سرزميني كه
با شما يار، مهربان شده است

غم هجرش اگر چه جان سوز است
مِهر او مِهر عالم افروز است
جُرم ابر گناه ماست اگر
آفتاب از نظر نهان شده است

اين كه در هر وجب از اين مسجد
پرتوي از جمال آن ماه است
اَمر «امر بقيةا...» است
«جمكران» گر كه «جمكران» شده است

  


فيلمي با حضور شان پن در ايران ؛كامبوزيا پرتوي: فعلاً قابل ساخت نيست

 

كامبوزيا پرتوي كارگردان و فيلمنامه نويس سينما گفت: فيلمنامه اي كه براساس داستان «به جستجوي حسن» قرار بود نوشته شود، تنها نسخه اول آن نوشته شد و اين فيلمنامه كه قرار بود در ايران ساخته شود به دليل تحريمهاي سياسي و اقتصادي فعلاً قابل ساخت نيست.
پرتوي در گفتگو با ايلنا گفت: نمايندگان كمپاني آيوري مرچنت (تهيه كننده فيلم) و ترنس وارد نويسنده كتاب اين فيلم، دوسال پيش به ايران آمدند و قرار شد براساس داستان «به جستجوي حسن» فيلمنامه اي بنويسم كه نسخه اول اين فيلم نوشته شده و ترجمه و تحويل داده شد ولي اين فيلم قابل ساخت نيست.
شان پن قرار بوديكي از بازيگران اين فيلم باشد.

  


براي هزينه  درمان حسين پرتوي نمايشگاه عكس برپا مي شود

 

عكاسان و اعضاي انجمن عكاسان انقلاب و دفاع مقدس براي درمان حسين پرتوي عكاس ثبت كننده  لحظات ناب انقلاب اسلامي نمايشگاه عكس برپا مي كنند.
به گزارش ايسنا، در مراسم ضيافت افطاري اين انجمن كه با حضور جمعي از عكاسان در محل انجمن عكاسان روايت فتح برگزار شد، افشين شاهرودي هنرمند عكاس با اشاره به شرايط حسين پرتوي در اين روزها گفت: عكاس اين عكس متأسفانه در شرايط بسيار بد بيماري قرار دارد. به طوري كه هزينه  هرروز مراقبت و نگهداري از وي 120 هزار تومان است. در چنين شرايطي ما به عنوان جامعه  عكاسي تصميم گرفتيم ضمن برگزاري مراسم بزرگداشت براي او، نمايشگاهي نيز از عكسهاي عكاسان ميهمان داير كنيم.
او سپس از عكاسان حاضر خواست با اهداي يك عكس دراين نمايشگاه كه هزينه هاي آن تماماً براي مخارج «حسين پرتوي» صرف مي شود، شركت كنند و هنرمندان عكاس حاضر با پر كردن فرمي جهت شركت در اين نمايشگاه اعلام آمادگي كردند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com