|
گروه سياسي- محمدي: سارا پالين ممكن است با دكترين بوش بيگانه باشد اما بي ترديد رفتارش شبيه بوش است!

نخستين مصاحبه رسانه اي سارا پالين با چارلي گيبسون، مجري باسابقه شبكه خبري ABC نمايش بي اطلاعي او از ويژگيهاي «دكترين بوش» بود.
شايد بي خبري پالين چندان نگران كننده نباشد، با اين وجود بايد از نزديكي و كنار آمدن او با جهان بيني بوش بيمناك بود.
به نوشته ايشا آناند، خبرنگار وال استريت ژورنال كه ماجراهاي مبارزات انتخاباتي رياست جمهوري آينده آمريكا را پيگيري مي كند، ارايه تعريفي روشن درباره «دكترين بوش» بر خلاف ظاهر آن را بسادگي ممكن نمي داند.
البته نقد و نظرهاي رسانه اي به جاي آنكه معطوف به پاسخهاي پالين و اينكه آيا او واجد شرايط تصدي پست معاون اولي رئيس جمهور است يا نه باشد، در برخي از رسانه هاي صاحب نام آمريكايي بر روي اجرا و پرسشهاي چارلز گيبسون متمركز شده و به عنوان مثال چارلز كراثامر، خبرنگار واشنگتن پست در يادداشتي با تيتر «گاف چارلي گيبسون»، پرسش مجري ABC را از سارا پالين كه نظر او را درباره «دكترين بوش» جويا شده، گمراه كننده دانسته است.
خبرنگار واشنگتن پست در توجيه انتقاد خود چنين استدلال مي كند كه هيچ اتفاق نظري در خصوص مفهوم «دكترين بوش» وجود ندارد.
كراثامر در يادداشت خود عليه انتقاد از سارا پالين موضع گرفته است، انتقاد از اينكه چرا نامزد معاون اولي رئيس جمهور آينده ايالات متحده از سياست خارجي بي خبر است و نمي داند «دكترين بوش» به استراتژي جنگ پيشدستانه عليه دولتهايي گفته مي شود كه گمان مي رود تهديدي بالقوه عليه منافع آمريكا باشند.
نخبگان رسانه اي ايالات متحده با متهم كردن گيبسون به برتري نمايي و رفتار خودپسندانه، توجه مخاطبان خود را از پرسشهاي مهم و چالش برانگيز پيش روي پالين- كه محك توانايي يا ناتواني او براي تكيه زدن بر كرسي معاون اولي رئيس جمهور است- منحرف مي كنند.
روزنامه استرالين، چاپ سيدني نيز در گزارشي با تيتر «پس چه كسي مي داند دكترين بوش چيست؟»، واكنش سارا پالين را مورد توجه قرار داده و نوشته است: پالين بارها آشكارا عصبي شد و در لحظاتي به نظر مي رسيد به دنبال پاسخهاي از پيش آماده شده اي است كه آنها را بي هيچ تغيير بارها تكرار مي كرد.
تپق زدن سارا پالين هنگامي آغاز شد كه گيبسون از او پرسيد آيا با دكترين بوش موافق است؟ زيرا به نظر نمي رسيد كه پالين فهميده باشد، گيبسون درباره چه چيزي صحبت مي كند! در اين ميان، گيبسون همانند معلمي ناشكيبا ظاهر شد كه به شاگردش(پالين) گفت ]دكترين بوش [عبارت است از «حق دفاع پيشگيرانه».
البته به اعتقاد بسياري از صاحبنظران سياسي و رسانه اي توضيح چارلز گيبسون نيز اشتباه بوده و «دكترين بوش» نه «دفاع پيشگيرانه» كه «حمله پيشدستانه» است.
جان ديكرسون، تحليلگر پايگاه اينترنتي «اسليت»- وابسته به بنگاه رسانه اي واشنگتن پست- در يادداشتي با تيتر «جرج دبليو پالين» به بررسي ابعاد مختلف گفت و شنود تلويزيوني سارا پالين و چارلي گيبسون پرداخته است.
در ابتداي تحليل او آمده است: در آزموني كه بدون اعلام و آمادگي قبلي درباره «دكترين بوش» برگزار شد حتي چارلي گيبسون- كه از قرار معلوم مي دانست چه مباحثي طرح مي شود- نيز تعريف درستي از آن ارايه نكرد. «دكترين بوش» به عمليات نظامي بازدارنده مربوط مي شود (گيبسون به اشتباه از كلمه پيشگيرانه استفاده كرد) كه البته نخستين بار به جاي «تروريستها» به كساني گفته شد كه به تروريستها پناه داده اند. اين عبارت بعدها موضوع گسترش دموكراسي در خاورميانه را نيز در بر گرفت.
با در نظر گرفتن برداشت گزينشي بوش از «دكترين خود خوانده اش» و بازنگريهاي بعدي در مفهوم آن، كاملاً محتمل است كه حتي بوش نيز معناي «دكترين بوش» را نداند.ديكرسون ادامه مي دهد: با اين اوصاف ]مسأله دكترين بوش [اندكي مبهم است. در شرايطي كه پالين نمي داند دكترين بوش چيست، چنين به نظر مي رسيد كه در پاسخهايش تلاش داشت مشي خود را با روند جهاني سازگار كند.
همانند بوش، پالين نيز با اطلاعات محدود درباره سياست خارجي پا به ميدان گذاشته است.
سارا پالين سفرهاي اندكي داشته و ادعاهاي اردوي انتخاباتي جمهوريخواهان مبني بر تجربه او در سياست خارجي در حال رنگ باختن است.
به عنوان مثال، دستياران پالين اصرار دارند كه به سبب همسايگي آلاسكا با روسيه، او درك درستي از اين حوزه جغرافيايي دارد. هنگامي كه گيبسون از پالين درباره روسيه پرسيد، محكم ترين پاسخ او از اين قرار بود: آنها(روسها) همسايه ديوار به ديوار ما هستند و شما مي توانيد از سرزمين آلاسكا، روسيه را ببينيد...!
كسي كه ماه را مي بيند فضانورد ]وكارشناس امور فضايي [به شمار نمي آيد. بر اين اساس، پاسخ پالين را حداكثر در حد يك نكته مسافرتي مي توان ارزيابي كرد؛ زيرا دربردارنده هيچ استدلال كارشناسانه در حوزه سياست خارجي نبود.
تحليلگر پايگاه اينترنتي «اسليت» تا پايان يادداشت خود موارد ديگري از وجوه تشابه پالين و بوش را بر مي شمارد تا ثابت كند با وجود ناآشنايي سارا پالين با «دكترين بوش»، شباهتهاي اين دو نفر بسيار است.
گلن گرينوالد، نويسنده آمريكايي و تحليلگر پايگاه اينترنتي «سالن» نيز در سلسله يادداشتهايي به بهانه مصاحبه سارا پالين با شبكه خبري ABC به كاوش در «دكترين بوش» پرداخته است.
او مي نويسد: پيش از آنكه روشن شود سارا پالين هرگز چيزي درباره «دكترين بوش» نشنيده است، هيچكس مشكل چنداني براي پاسخ دادن به پرسشها در اين خصوص و حرف زدن درباره آشفتگي و نبود انسجام در «دكترين بوش» و غيرقابل فهم بودن آن نداشت. بر عكس با وجود برخي اختلافات بر سر مفهوم دقيق دكترين بوش، بيشتر برداشتها بر اين باور استوار بود كه ]دكترين بوش [حداقل به لحاظ نظري، خروج بنيادي از دكترين حكومتي ايالات متحده در حوزه سياست خارجي محسوب مي شود و اين دكتريني است كه بي ترديد، مصائب سياست خارجي آمريكا را در هشت سال گذشته تشديد كرده است. |