تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
صفحه آخر
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-21
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 31شهریور ماه 1387


راهبرد ولايت ؛ نقد منصفانه

 

* غلامرضا قلندريان

مقام معظم رهبري در خطبه هاي نماز جمعه تهران با سخناني مبسوط، برخي از مشكلات جامعه را در حوزه تعاملات جريانهاي سياسي مطرح و رهنمودهاي لازم را براي مرتفع كردن آنها اعلام داشتند.
ايشان در بخشي از سخنانشان برخي انتقادها از دولت را بي انصافي ناميدند و تأكيد كردند: «فضاي باز و آزاديهاي جاري، امكان اظهارنظر را درباره هر مسأله اي براي همه فراهم آورده است، اما نبايد دچار بي انصافي شد و با هدف تخريب ديگران به اظهارنظر پرداخت.»
مدتي است بعضي جريانها و نحله هاي سياسي، با ژستي انتقادي، خدمات دولت را به نحوي مورد هجمه سنگين قرار داده اند كه نمي توان از آن بوي انتقاد را استشمام كرد، بلكه ادبيات به كار رفته در سخنان آنان نوعي تخريب و انتقامجويي را در اذهان تداعي مي كند.
بر كسي پوشيده نيست، انتقاد سازنده، آيينه اي براي نمايش كاستيهايي است كه با در نظر گرفتن محدوديتهاي اجرايي و با نگاهي علمي مطرح شده اند.  چنين است كه هر «انتقاد هدفمند و صادقانه» در بطن خود، راهكاري منطقي و علمي را براي رفع كاستيها خواهد داشت.
در هركشوري با وجود تعريف شفاف از مرزهاي انتقادي، خطوطي تعريف شده است كه عبور از آنها قابل قبول نيست و حتي در برخي كشورها جرم نيز شمرده مي شود و افراد يا جريانهاي سياسي نمي توانند به بهانه ايراد گرفتن و اعلام مخالفت كردن با موضوعي، اساسي ترين تصميمهاي نظام را نيز زير سؤال ببرند. به عبارت ديگر، نقد را به گونه اي با غلظت مطرح مي كنند كه نتيجه آن فراتر از عملكرد يك حزب و يا فرد مسؤول مي شود، به نحوي كه اركان نظام سياسي را نيز تحت تأثير قرارمي دهد.
اگر بتوان مرز نقد سازنده را از نقدهاي آلوده به غرض ورزي تفكيك نمود، مي توان بين نقدهاي بدون چارچوب و بيهوده تفاوت قايل شد.
براين اساس، مراكز متولي ترويج ارزشهاي فرهنگي در جامعه، موظفند مختصات نقد صحيح و كارگشا را مشخص كنند و آنها را در وجدان اخلاقي جامعه نهادينه سازند.
اگر چه كسي مدعي اين نيست كه باب انتقاد بسته شود و به بهانه زير سؤال رفتن خدمات، انتقادي صورت نپذيرد، نقد سازنده و مبتني بر الزامهاي اخلاقي و علمي آن مي تواند نقاط ضعف را برجسته سازد و مانع تحميل زيان و ضرر گردد، ولي اين نقد بايد از اصولي پيروي كند كه ضمن ضربه نزدن به منافع و امنيت ملي، بستر رشد و توسعه را در حوزه هاي گوناگون فراهم نمايد.
در همين راستا، آقاي احمدي نژاد ضمن فراخواني از نخبگان و صاحب نظران، طرحها و ديدگاه هاي آنها را در راستاي ارتقا و توانمند سازي برنامه هاي دولت، مورد استقبال دولت نهم دانستند. طبيعي است، از اين رهگذر ضمن ارايه پيشنهادها، نقدها و ضعفهاي برنامه ها نيز مطرح مي گردد.
پر واضح است، اگر كسي پيشنهاد و نظري در مورد يكي از برنامه هاي دولت داشته باشد، بايد آنها را در مجامع تخصصي و كارشناسي طرح كند تا بتواند خروجي انديشه اش را در خدمت دولت و نظام قرار دهد. ولي برخي افراد ضمن پرهيز از اين رويه، با جنجال رسانه اي، نه تنها خوراك تبليغاتي براي بيگانگان فراهم مي نمايند، بلكه آنها را در خصوص تلاش براي دستيابي به اهدافشان اميدوارتر مي نمايند.
از سويي، نقدهايي مي توانند مؤثر واقع شوند كه هدف اصلاح امور را دنبال كنند و به دنبال نقد، راهكارهاي پيشنهادي براي تغييرات اساسي ارايه شود تا بتوان با استفاده از آنها، امور را اصلاح كرد.
برخي معناي نقد را با مچ گيري، تخريب، منفي بافي و سياه نمايي مترادف مي دانند؛ حال آن كه نقد به معني تحليل و نه الزاماً توجه به وجه سلبي است و در نقدهايي كه از دولت صورت مي گيرد، اين موضوع صادق است.
رهبر معظم انقلاب در فرمايشهاي خود، انتقاد را خدمت و تخريب را خيانت به نظام و كشور  دانستند و با ابراز تأسف شديد از تخريب دولت نهم با عنوان انتقاد،  افزودند: «انكار امتيازها و نقاط مثبت، برجسته كردن ضعفها و بدگويي مستمر، تخريب است نه انتقاد.»
از سوي ديگر، آن گونه كه رهبر معظم انقلاب اسلامي  نيز تأكيد كرده اند، حمايت از دولت به معناي چشم بستن بر ضعفهاي آن نيست و در بخشهايي نيز اقدامهايي صورت گرفته است كه دولت به  طور دقيق بايد درباره آنها تدبير داشته باشد.
از اين سخنان چنين استنباط مي شود كه دولت هم داراي كاستيهايي است كه اين ضعفها با نظرها و انديشه هاي ديگران كه ممكن است افق متفاوتي از سيستم فكري دولتيان داشته باشند، در تعامل منطقي و علمي جهت مرتفع نمودن مشكلات قرار گيرد.
پر واضح است، احزاب و مطبوعات به نمايندگي از شهروندان به عنوان ناظران، مي توانند با ارايه نقدهاي سازنده، زمينه اصلاح، تقويت و بعضاً تعديل تصميمهاي ضعيف را فراهم نمايند و نتيجه آن عايد سيستم بروكراسي و جامعه مي شود.
بدين ترتيب، روح حاكم بر جامعه ديني، روح برادري و حرمت و آبرومندي است. در فضاي انتقادي نوع تعامل گروه ها و جريانها و افراد منتقد به گونه اي بايد باشد كه ضمن رعايت حقوق انساني و چارچوبهاي اخلاقي نقد، آبرو و شرف افراد هزينه مبارزات سياسي و حزبي نشود و موقعيت مديران و مسؤولان به ناحق دچار تزلزل نگردد. شايسته است، شيوه و روش برخورد با كاستيها، به گونه اي گزينش شود كه با اين اصل اساسي ناسازگار نباشد.
از اين رو، در معارف ديني به اين نكته اشاره شده كه: بازگويي عيبها و نقصها تا جايي كه امكان دارد، غيرمستقيم و غيرعلني باشد.
امام علي(ع) مي فرمايد: (النصح بين الملاء تقريع)؛ «نصيحت و خيرخواهي آشكارا و علني، نوعي سركوب به شمار مي رود.»
بنابراين، با استفاده از منابع ديني و آموزه هاي اسلامي مي توان دريافت نقد بايد به گونه اي باشد كه جايگاه و موقعيت افراد صدمه نبيند و با اجتناب از علني كردن انتقادها، با رعايت اصول و مقررات آن مي توان سخن صواب را براي تشخيص سره از ناسره مطرح كرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com