|
* الهام فتاحي
هيچ گاه خاطره روزهاي پاياني سه ماه تعطيلات و شروع سال نوي تحصيلي را از ياد نخواهم برد. روزهاي نرم و خنكي كه يادآور يك شروع تازه و زيبا از تكرار با هم بودنها و يك سال بزرگتر شدن بود. يادم مي آيد آن روزها سر ساعت ادبيات، همه بچه هاي كلاس خوشحال و سرحال بودند. وقتي كه خوب فكر مي كنم، مي بينم چيزي كه باعث اين خوشحالي مشترك بين همه ما مي شد و خستگي مان را از سر كلاسها و درسهاي ديگر از بين مي برد، تنها يك قانون بود؛ قانوني كه دبير ادبياتمان تعيين كرده بود و همه ما ملزم به رعايت آن بوديم، «قانون استفاده از تفكر خلاق».
چيزي كه متأسفانه جاي خالي اش امروزه در مدارس ما خيلي به چشم مي خورد.
تفكر خلاق نه پيچيده است نه مشكل
وقتي اسم خلاقيت و تفكر پيچيده به ميان مي آيد، ذهن به اشتباه به سمت و سويي خواهد رفت كه همه چيز را مشكل و پيچيده جلوه مي دهد.
مسايلي كه با هزاران راهكار هم شايد آنطور كه مي خواهيم، حل نشود. آري تفكر خلاق و خلاقيت، آنقدر از نظرها پنهان مانده كه تقريبا تبديل به يك موضوع پيچيده و مبهم شده است.
روانشناسان بر اين باورند كه يكي از علل خستگي و بي حوصلگي در كارها مي تواند تكرار آن و فقدان تنوع و جذابيت در موضوع باشد.
يادش به خير، ساعتهاي ادبيات بهترين ساعات ما بود. بعد از پايان درس، هر بار معلم از يكي از ما مي خواست كه جلسه بعد درباره مسأله اي كه داريم، حرف بزنيم و به اتفاق بچه ها و طوفان ذهني، آن مسأله را حل كنيم.
آن زمان معني تفكر خلاق را به خوبي نمي دانستم، اما نتيجه اش كه عالي بود. چون بعد از پايان كلاس همه از اينكه توانسته بوديم يك كار مفيد و غير تكراري انجام دهيم و با هم مشورت كنيم، احساس خوبي داشتيم، ضمن اينكه همذات پنداري و ارتباط دوستانه مان هم تقويت و بهتر مي شد.
جالب اينجا بود كه در آن يك ساعت و نيم هم درس مي خوانديم و هم مشكلات درسي مان حل مي شد و تقريبا همه شاگردان در آن درس با نمرات خوبي قبول شدند.
آدمكهاي متفاوت و نگاه متفاوت
يادتان هست، در دوران كودكي وقتي نقاشي مي كشيديم، هيچ گونه حد و مرزي در كشيدن نداشتيم. دهان آدمكهايمان به هر رنگي كه دلمان مي خواست، بود و يا دماغش را به هر شكلي كه دوست داشتيم، مي كشيديم.
آن وقت نقاشي ما آدمكي بود كه با همه آدمكها كلي فرق داشت، اما متأسفانه هر چه بزرگتر شديم مجبور شديم كه آدمكهايي شبيه به نقاشي معلم خود بكشيم.
مجبور بوديم آنطور كه ديگران مي كشند، ما هم نقاشي كنيم و اتفاق تلخي كه افتاد، اين شد كه قدرت خلاقيت در ما آرام آرام به خواب رفت و آنقدر خوابش - درگير و دار تكرار يك قانون كه همه از آن تبعيت مي كنند- سنگين شد كه واژه اي به نام خلاقيت برايش ناآشنا و نامأنوس بود.
اين يك واقعيت تلخ است كه جايگاه تفكر و خلاقيت آن هم در مجموعه هايي كه چيزي جز خلاقيت نمي طلبد، خالي مانده است و خلاء بزرگ آن را زماني احساس مي كنيم كه مجبوريم هر روز صبح فرزندمان را با اكراهي كه دارند، به مدرسه بفرستيم.
بررسي نشان داده است كه استفاده از شيوه هاي نوين در امر آموزش مي تواند يكي از عوامل مؤثر در موفقيت دانش آموزان باشد. استفاده از يك فرمول از پيش تعيين شده و تكرار آن، خود يكي از فاكتورهاي مهم در از بين بردن و نابود كردن جذابيت و انگيزه در افراد مي شود.
از آنجايي كه طبق نظريه روانشناسي، استفاده از نيروي نبوغ و كشف استعداد نوجوانان مي تواند تحولي بزرگ در آينده به وجود آورد، عكس آن نيز مي تواند موجبات تنبلي و حتي گريز آنان از مدرسه را منجر شود.
اگر چه امروزه مي توان اين گريز را گريز فكري نيز به حساب آورد. يكي از مهمترين مراحل تكامل انسان، دوران نوجواني است كه روانشناسان از آن به عنوان دوران بحراني ياد كرده اند، دوراني كه مملو از انرژيهاي بكر و خلاقانه است كه اگر به درستي مهار نشود، موجبات شكست و گاهي افسردگي را براي فرد سبب خواهد شد.
انسان كه يكي از شاهكارهاي «خداوند رحمان» است، به گونه اي خلق شده كه هر لحظه مشتاق آموختن و يادگيري است و اين را به خوبي مي توان از همان سنين كودكي به وضوح ديد، اما آيا تا به حال به اين نكته دقت كرده ايد كه چرا هر چه سن انسان بالاتر مي رود، ميل و اشتياقش به يادگيري كمتر مي شود؟ اگر چه مي توان يكي از دلايل آن را كهولت سن دانست، اما تحقيقات نشان داده است كه انسان حتي در دوران پيري هم توانايي يادگيري را دارد.
يك باور اشتباه كه در اكثر ما شكل گرفته، اين است كه در دوران پيري سلولهاي مغزي انسان كمتر شده و يا توانايي يادگيري را از دست خواهند داد، اما تحقيقات نشان داده است كه نه تنها اين سلولها در دوران كهولت كمتر نشده است، بلكه در صورت استفاده درست از آن در دوران جواني، توانايي يادگيري در دوران كهولت نيز از بين نخواهد رفت.
به عقيده محققان، تفكر مي تواند باعث ارتباط نزديك و بيشتر سلولهاي مغزي، حتي در دوران پيري باشد، اما چنانچه اين ارتباط در دوران جواني به واسطه تفكر و خلاقيت ورزيده و توانا نشده باشد، به تبع آن در دوران پيري نيز شاهد كند شدن مغز براي يادگيري و گاهي انواع بيماريها از جمله آلزايمر خواهيم بود. |