تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-25
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 4مهر ماه 1387


حلاجي يك تئوري نخ نما؛ توليد انبوه

 

* محسن اشتياقي

از زمان مرحوم «تيلور» به اين سو، در ممالك راقيه دنيا، يكي از روش هاي رشد اقتصادي كه امتحانش را بخوبي و خوشي پس داده، «توليد انبوه» است. البته اين پس دادن از آن دست پس دادنهايي نبوده و نيست كه بتوان با عايق هاي نوظهوري همچون «ايزوگام» و «ماي بي بي» به سادگي جلويش را گرفت!




امروزه توان و دانش فني جوامع، باعث تمايز و شاخص شدن قدرتهاي بزرگ از ساير دولتها مي شود. اما هميشه هم اين طوري نيست كه پيشرفتهاي تكنولوژيك، عامل تعيين كننده  غايي ابرقدرت بودن جامعه اي باشد. يك وقتي آمريكا و ژاپن حرف اول و آخر (يا به تعبير ديگرحرف آخر و اول) را در تكنولوژي و صادرات مي زدند، اما اين روزها مي شنويم كه عموماً فرياد «هاچين و واچين، از توليد چين» سر مي دهند. في الواقع ممالكي مانند هند و چين، مدام در پي توليد انبوه بوده و از طريق توليد (و توليد مثل) بيشتر، توانسته اند صاحب وزن بيشتري در معادلات بين المللي نيز بشوند.
تا آنجا كه در حافظه  تاريخ ثبت شده است، در روزگاري نه چندان دور، آمريكا به ژاپن و ژاپن نيز به چين (و بنا بر استقراء رياضي، آمريكا به چين!) تجاوز نظامي كرده اند و دمار از روزگار مردم آن ديار در آورده اند. اگر امروزه مي بينيم كه طوفانها و زلزله هاي پياپي، چپ و راست دامن آمريكا و ژاپن را مي گيرد لابد به تقاص آن تجاوزها و تطاولهاي پيشين است، كه گفته اند:
بيت: آه  يتيم اثر كند ...
شب نكند، سحر كند!
برخي از علماي بادشناسي معتقدند كه طوفانهاي اخير آمريكا، از خواست و عزم ملي مردم چين سرچشمه مي گيرد و اين لابد هنگامي است كه مردم چين، از سر دلسوختگي مفرط، به طور همزمان تصميم مي گيرند فاتحه اي مع الفوت(!) نثار جد و آباد آمريكاييان كنند. باز جاي شكرش باقي است كه آب دهاني نثار نمي كنند، چه: قطره قطره جمع گردد، وانگهي دريا شود...
اينجاست كه تئوري توليدگراي «تيلور» آمريكايي، بلاي جان خودشان شده است.
بيت:چون نيك نظر كرد پر خويش در آن ديد ...
گفتا: ز كه ناليم كه از ماست كه بر ماست
اين دليل و يك چند دليل كم اهميت ديگر باعث شده است كه زعماي علوم مختلفه، براي حفظ خيلي چيزها از جمله آبروي خويش و همچنين منابع طبيعي، در تلاش برآيند تا بلكه با استدلالات گوناگون بر اين تئوري خط بطلان بكشند. الحمدلله كه تاكنون، بعضا پاي استدلالشان چوبين از آب درآمده و صاحبان دليل را بر مركب چوبين نشانده و راهي ديار تركستان كرده است. اما به هر تقدير اين خط و نشان كشيدنها، گاهي هم جواب داده و باعث افزودن استثنائاتي به اين تئوري سنتي شده است.
يكي اش همين كه خود ما را به صرافت انداخته تا در اين ميدان گويي بيندازيم و عرض اندامي كنيم. برخي به صرف اينكه در گذشته، كشورشان مهد علم و هنر بوده است، خودشان را مي گيرند و باد به غبغب مي اندازند. فارغ از اينكه:
بيت:گيرم پدر تو بود فاضل ...
از فضل پدر تو را چه حاصل؟!
بنابراين براي عقب نماندن از قافله و نشان دادن اينكه چه مايه علم و هنر در انبان داريم، بنا داريم اين تئوري نخ نما شده را حلاجي كنيم
در علم اقتصاد رابطه  مستقيمي بين تقاضا و عرضه وجود دارد. يعني با افزايش (كاهش) يكي، ديگري نيز افزايش (كاهش) مي يابد. بنابراين قاعدتاً توليد نيز با مصرف رابطه  مشروع و مستقيمي دارد. مي دانيم كه منابع آبي جهان محدودند و براي جلوگيري از بحران آب، بايد در مصرف آب صرفه جويي بكنيم. اصولاً مصرف آب، توليد فاضلاب را به دنبال دارد، لذا با افزايش مصرف اين يكي، توليد آن ديگري نيز اتوماتيك افزايش مي يابد.
تصور كنيد مردم چين بخواهند در مصرف آب، زياده روي كنند (مصرف انبوه)، آن گاه براساس رابطه  مذكور، توليد فاضلاب نيز به طرز وحشتناكي بالا مي رود (توليد انبوه). بخصوص اگر چينيان بخواهند براي تلافي نامردي ژاپني ها در جنگهاي گذشته، اين توليدات انبوه را روانه  آن كشور كنند. چه شود!!
بيت اصلاحي:
اگر كه چين به ژاپن داشت ميلي ...
نمي فرستاد سويش طرفه سيلي!
فلذا به مصداق اين گفته  معروف كه: مصرف بي رويه، كار خيلي بديه، معلوم مي شود كه توليد انبوه هم كار خيلي بديه!
ملاحظه فرموديد؟ استدلال بايد اين طوري باشد تا حتي مو، لاي درزش نرود. همان طور كه ديديد براي زدن زيرآب تئوري قديمي و پيش پا افتاده  توليد انبوه، مثل رياضيدانان دست به دامن برهان خُلف شديم.
همين مثال نقض، نشان داد كه توليد انبوه هميشه پسنديده نيست. البته اين موضوع در موارد ديگري همچون توليد جمعيت نيز كاربرد دارد، چرا كه هرچه جمعيت بيشتر شود، مصرف آب و به تبع آن توليد فاضلاب بيشتر مي شود.
رباعي:
توليد نفوس اگر كه همچين نشود ...
جمعيت ما مشابه چين نشود
اي مردم مملكت !مراقب باشيد ...
تا آتيه تان دچار نفرين نشود!

  


بزنگاه، متوقف بايد گردد!

 

حتماً شما نيز شنيديد كه هفته گذشته شوراي نظارت بر برنامه هاي صدا و سيما ، طي نامه اي از مهندس ضرغامي رياست محترم صدا و سيما خواستار توقف پخش سريال بزنگاه شد!




دلايلي كه اين شورا در متن نامه به آنها اشاره كرد، آنقدر عجيب و تكان دهنده بود كه هر خواننده و شنونده اي را براي لحظاتي بر روي ويبره قرار مي داد!
مسلماً هر ايراني كه اين نامه را مطالعه كرده باشد، در اولين حركت، از شدت شور و شعف به سوي آسمان پريده و بدون شك در دومين حركت هم با قسمت تحتاني بدنش با زمين برخورد كرده است!
در زير قسمتهايي از اين نامه و به دنبال آن، دليل شور و شوق مردم را خواهيد خواند:
1 - يكي از عمده ترين مسائل مطرح شده در اين سريال كه دليل اصلي مخالفت با پخش آن هم از سوي شورا همين مي باشد، آموزش روشهاي چيز كشيدن يا به قول بچه ها گفتني «لحيم كاري» به صورت كاملا واضح و آشكار در اين سريال به آحاد جامعه مي باشد!
چيزي كه سبب مي شود مردم جامعه با شنيدن اين نكته به خود ببالند و افتخار كنند، اين است كه با بيان اين دليل، مشخص مي شود كه بدون شك هيچ كدام از هموطنانمان تا قبل از پخش اين سريال، نحوه چيز كشيدن را بلد نبودند !خيلي ها نمي دانستند چيزهايي را كه در جيبشان است، بايد چگونه استعمال كنند !حالا شايد چند ميليون نفري هم معتاد به انواع مواد مخدر در مملكت داشته باشيم، ولي مسلماً آنها هم روش صحيح چيز كشيدن را نمي دانستند و اين سريال كذايي به آنها ياد داده است !اصلاً چرا حرف توي دهان من مي گذاريد؟ !كي گفته ما در كشور معتاد داريم؟ ! به ژون داداش همه مون پاك پاكيم !فيشششش ( صداي بالاكشيدن آب دماغ توسط نويسنده !)
2 - دليل اصلي و مهم ديگر شورا از نگارش نامه، به كار بردن الفاظ ركيك و زشت در اين سريال مي باشد از قبيل : خفه شو، گاز بده لعنتي، حرف زيادي نزن، چه مرگته، برو گمشو و ...!
خداوكيلي من يكي پس از شنيدن اين دليل به وجد آمدم؛ از اينكه عمري است در بين اين چنين مردمان با ادب و با تربيتي زندگي مي كردم و خودم هم نمي دانستم!
خب راست مي گويند ديگر، اين چه حرفهاي زشتي است كه در اين سريال ياد مردم مي دهند!
شما كجا ديديد و يا شنيديد كه مردم ما از اين جور حرفهاي بي تربيتي به همديگر بزنند؟!
عمراً اگر شنيده باشيد كه هموطنانمان در مواقع عصبانيت ناشي از تصادفات رانندگي، ماندن در ترافيك، جا زدن يك نفر در صف هر چيزي، گران خريدن كالايي و ... به همديگر حرف بي تربيتي بزنند!
حتي در لطيفه و جوكهايشان هم ابداً از الفاظ ركيك استفاده نمي كنند و در اين سريال براي اولين بار با حرفهاي زشتي چون برو گمشو آشنا شدند!
من كه به نوبه خودم، آخرين حرف زشتي كه از يك شهروند شنيدم، مربوط مي شد به 12 سال پيش كه پسر همسايه مان با سنگ شيشه خانه ما را شكست و بعد هم با كليد دور تا دور ماشين پدرم را خط خطي كرد و درخت جلو خانه مان را هم با بنزين آتش زد و وقتي پدرم به در خانه شان رفت و به پدرش قضيه را گفت و پدرش گفت كه خوب بچه است، فداي سرش، پدرم بسيار عصباني شد و به او گفت: بد!
3 - سومين دليل، استفاده از سوژه مكرر آبريزگاه و دستشويي بود كه موجب گرديد اين شورا اقدام به نوشتن اين نامه نمايد!
خب مسلماً در اين مورد هم حق با شوراي نظارت است !يعني چه در يك سريالي كه تمام مردم مشغول تماشاي آن هستند دستشويي به نمايش در آيد؟ !مگر جا قحطي است كه بازيگر بايد در دستشويي فيلم بازي كند؟ !اصلاً مگر هر انساني در روز چند بار به دستشويي مي رود كه كلي از سكانسهاي اين سريال در دستشويي گرفته شده؟ !ما در روز يك بار يا فوقش دوبار يا فوق فوقش سه بار و يا نهايتاً چهار بار و در مواقع اضطراري پنج بار و مگر چه بشود كه شش بار به دستشويي برويم، حالا به نظر شما اين درست است كه دستشويي رفتن در يك سريال به نمايش گذاشته شود؟!
اين درست است كه سريالها بايد زندگي واقعي مردم جامعه را به نمايش بگذارند، ولي چه اشكالي دارد كه اين يك قسمت از زندگي واقعي را كه نقش انكار ناپذيري در زندگاني بشريت دارد، در سريالها سانسور شود و يا حداقل به جاي بردن نام دستشويي يا مستراح يا توالت و... از واژه «چيز» و امثال آن استفاده شود و در سكانسهايي هم كه به ناچار بايد در يا داخل دستشويي را نشان دهند، مي توان از سيستم شطرنجي بهره برد!
در اينجا جا دارد كه از عوامل توليد سريال بزنگاه نيز تشكر و قدرداني كنيم كه با توليد اين سريال چشم ما را به روي حقايق بي شماري باز كردند!
سعيد ترشيزي

  


پس اين شربت چيز چي شد؟!

 

ارژنگ حاتمي

مطابق نتايج يك تحقيق، سالانه حدود هزار تن ترياك در ايران مصرف مي شود. صداي عدالت(87.6.28 )
با توجه به اهميت موضوع، خبرنگار سوسه با يكي از آگاهان اين امر مصاحبه اي انجام داد:





* سلام آقاي آگاه در امر ترياك ...
** اِ اِ ... شما نمي دوني بردن اسم اين ماده بد آموزي داره؟ !تلويزيون اين همه اقدام به فرهنگ سازي كرد كه نگيم ترياك، بگيم «چيز»، اون وقت شما هنوز هم مي گي ترياك؟ !شما چه جور خبرنگاري هستي؟!

* ببخشيد !به عنوان اولين سؤال، به نظر شما مصرف سالانه هزار تن چيز در كشور نگران كننده نيست؟
** اصلاً و ابداً !چون 99 درصد از اين هزار تن چيز در زمينه هاي درماني مصرف مي شود و در نتيجه جاي هيچ نگراني خاصي نيست.

* مي شه بيشتر توضيح بديد؟
** بعله، مثلاً يكي دندونش درد مي گيره چيز مي كشه، يكي پاش درد مي گيره چيز مي كشه، يكي دستش ... در برخي مواقع داروي ضد افسردگي هم هست، مثلاً يكي بهش جواب رد مي دن، مي ره چيز مي كشه، بهتر از اينه كه بره خودكشي كنه، درسته؟!

* اما همين مصرف چيز باعث ميشه بدن روز به روز ضعيف تر بشه و احترام اجتماعي فرد از بين بره و حتي منجر به خودكشي فرد هم ميشه!
** اِ اِ ... مگه تو تلويزيون نگاه نمي كني؟ !چرا فرهنگ سازي نشدي؟ !مگه نمي بيني اون شخصيت معتاد توي سرياله چقدر محبوب و شاد و سرزنده است؟ !اون صد سال ديگه هم خودكشي نمي كنه، كي اين اطلاعات غلط رو به شماها داده؟!
* پس حالا كه اين طور شد نظرتون رو درباره فيلم «خون بازي» بگيد.
** اون فيلم رو شديداً تكذيب مي كنم، اون فيلم همش سياه نمايي بود، اصلاً هم وضعيت معتادها اون جوري نيست!

* آقاي آگاه در امر چيز !در ابتداي مصاحبه گفتيد 99 درصد اين هزار تن در زمينه هاي درماني مصرف مي شود، به فرض اينكه اين گفته شما صحيح باشد، پس اون يك درصدش كجا مي ره؟!
** اي بابا !نكنه تو هم تلويزيون نداري؟ خب اگه اين جوريه بيا پيش خودمون با بروبچ مي ريم از پشت ويترين مغازه ها سريالها رو مي بينيم، تازه توي ترمينال هم يك تلويزيون بزرگ هست، خب معلومه اون يك درصد رو براي انجام عمليات فرهنگ سازي در سريالها استفاده مي كنند، مگه نمي بيني توي اكثر سريالها حداقل يه معتاد هست!

* آقاي آگاه در امر چيز !با تشكر از اينكه وقتتون رو در اختيار ما قرار داديد.
** چي چي رو تشكر !به اين نويسنده ها و كارگردانها بگو اين همه از من و امثال من ايده مي گيريد و مي نويسيد حداقل يه چيزي هم به ما بديد، البته منظورم از يه چيزي چيز نيست، پوله !آخه من تا كي بايد توي جوي آب بخوابم؟ بعدشم خودت پنج تومن بايد بدي، الكي كه باهات مصاحبه نكردم، سه روزه هيچي نخوردم، هيشكي ديگه بهم پول قرض نمي ده، به اين مسؤولان هم بگو چرا هي وعده هاي الكي مي ديد؟ پس اين شربت چيز چي شد؟ !

  


مگه تيم پيام مشكل هم داره؟!

 

ار.هاش مثبت
- ميثاقيان(مربي استقلال اهواز) پس از باخت 6 بر صفر تيمش در برابر استقلال تهران گفت:«از برج ميلاد خسته شده ام!»، برج ميلاد نيز ضمن بي وفا خواندن ميثاقيان عنوان داشت:«راستش من هم ديگه كم كم ازت خسته شده بودم، با اين نتايجي كه تيم پيام مي گيره، مطمئن هستم همين روزا خداداد عزيزي به ديدنم مياد!»
- مسعود مرادي با ارسال ايميلي به مقر فيفا در سوئيس به طور رسمي از قضاوت در جام جهاني 2010 اعلام انصراف كرد. آگاهان احتمال مي دادند، در صورت حضور مسعودخان در جام جهاني و قضاوتهاي عادلانه ايشان، شاهد قهرماني تيمهايي همچون مالديو (البته در صورت راهيابي به اين مسابقات) مي بوديم، يكي از منتقدان ورزشي نيز در حالي كه سرش را به ديوار مي كوباند، اعلام داشت: مسعودجان منو ببخش! اگه مي دونستم اين قدر روحيه لطيف و حساسي داري، هرگز پس از بازي مس كرمان و پيروزي ازت انتقاد نمي كردم!
- خداداد عزيزي گفت: اميدوارم مشكلات پيام سر باز نكند.
كارشناسان ورزشي احتمال دادند در صورت سر باز شدن مشكلات پيام، اين تيم ديگر نتواند سير صعودي خود را ادامه بدهد، يكي ديگر از آگاهان نيز ضمن اعلام اين موضوع كه تيم پيام نه مشكل مالي داره و نه حاشيه، اظهار داشت: «كدوم مشكلات؟ مگه اين تيم مشكل هم داره؟!»
- هادي برگي زر(سرمربي تيم فوتبال ابومسلم) گفت: به تمام كساني كه چشم به نيمكت اين تيم دارند، مي گويم كه وقتشان را تلف نكنند؛ زيرا در هر شرايطي تا پايان فصل سرمربي اين تيم خواهم بود.
يكي از تاريخ نگاران يادآور شد، خداداد عزيزي نيز حرفهايي شبيه اين حرفها را پس از عدم نتيجه گيري با تيم ابومسلم در هفته هاي آغازين ليگ سال گذشته عنوان مي كرد، همين تاريخ نگار با يادآوري خاطره كوبانده شدن يك دماغ به يك مشت به طنزنويس صفحه سوسه توصيه كرد، در همين جا اين طنز ورزشي را به پايان برساند!

  


آقا لطفا سيگار نكش  100 متر پايين تر مدرسه است!

 

جرايد : عرضه سيگار تا 100 متري مدارس ممنوع شد!
برداشت 1 : ساخت مدارس تا فاصله 100 متري از سيگار فروشي ها ممنوع مي باشد!
برداشت 2 : تمامي مدارسي كه در فاصله كمتر از 100 متر از سيگار فروشي ها احداث شده است ، تخريب خواهند شد!
برداشت 3 : عرضه هر نوع ماده مخدر ديگر غير از سيگار ، شامل ترياك ، هرويين ، كوكايين ، شيشه ، كريستال ، كراك و ... تا فاصله 100 متري مدارس آزاد است!
برداشت 4 : فقط عرضه سيگار ممنوع است، اما توليد آن در فاصله 100 متري مدارس بلامانع مي باشد!
برداشت 5 : به ناچار از اين به بعد، مدارس بايد در فاصله 100 متري از مناطق شهري ساخته شوند!
برداشت 6 : اگر در كمتر از 100 متري مدرسه اي سيگار عرضه شود، حقوق معوقه معلمان آن مدرسه ديگر پرداخت نخواهد شد!
برداشت 7 : وسيله اياب و ذهاب براي حمل دانش آموزان و معلمان سيگاري به 100 متري مدارس فراهم مي باشد!
برداشت 8 : يافتن هر نوع ته سيگار در 100 متري مدارس علاوه بر پيگرد قانوني، موجب به تعطيلي كشيده شدن آن مدرسه تا اطلاع ثانوي نيز خواهد شد!
برداشت 9 : عرضه سيگار به دانش آموزان و معلمان در 101 متري مدارس بلامانع مي باشد!
برداشت 10 : به غير از 100 متري مدارس ، عرضه سيگار در بقيه مكانهاي خصوصي و عمومي شامل: بيمارستانها، ادارات دولتي و خصوصي ، دانشگاه ها و ... آزاد مي باشد!
سعيد جينگولك

  


ناسوس

 

جينگولك+ غرغر

وگمشده
شناسنامه اينجانب مفقود شده است، از يابنده تقاضا مي شود كه خواهشاً ابتدا صفحه مربوط به ثبت ازدواج آن را جدا كرده و معدوم نمايد، سپس آن را به صندوق پست بيندازد!
مرد چند همسره

نيازمنديم
به يك كارگر خانم، با مهارت زياد در زمينه فنون بتونه كاري، صافكاري و نقاشي صورت، براي كار در آرايشگاه زنانه نيازمنديم!
آرايشگاه ماه رخ

پيدا شده
يك عدد كيف پول، حاوي 2 ميليون تومان ايران چك پيدا شده است. از صاحب آن تقاضا مي شود كه اوضاع خراب مالي اينجانب را درك كرده و مرا حلال نمايد!
يك شهروند نيازمند

نيازمنديم
هر چه سريعتر به يك عدد همسر براي دريافت وام 4 ميليوني ازدواج نيازمندم!
جوان مستحق و مجرد

فروشي
يك لنگ از جوراب هاي اينجانب كه داراي دو عدد سوراخ و بوي مسموم كننده مي باشد به قيمت 2500 دلار به فروش مي رسد!
بازيگر هاليوود

100% تضميني
قبولي در انتخابات آينده را به ما بسپاريد.
تستها و جزوات اختصاصي - آزمونهاي منظم!
با اعتماد به نفس «توهمي!» حتماً قبول مي شم.
1 ... 2 ... 3 ... توهم!

آموزش لحيم كاري (!)
توسط استادان مجرب تلويزيوني
هم تفريحي - هم حرفه اي
نادر

قابل توجه بچه ننرهاي پولدار!
يك شبه end خلاف شويد.
نزول - دروغ - سقط جنين!
مسعود

تخريب رقيب - با ضمانتنامه كتبي
انواع نظريه هاي اقتصادي - سياسي - هسته اي!
انتقاد از هر جا كه دلتان بخواهد!
ماهيگيري از آب گل آلود را فقط از ما بخواهيد.
ستاد انتخاباتي كانديداي معلوم الحال

پيامهاي بازرگاني

سوپر تلفني رؤياي من و ت
ومركز فروش:
بليت قطار شهري مشهد!
هيلاري كلينتون!
پايان نامه دكتري - كارشناسي ارشد - كارشناسي- ديپلم- دبيرستان - راهنمايي- دبستان ....
سيم كارت ايرانسل هم داريم.
بنزين آزاد در بسته هاي 2-5-10 ليتري
دانشگاه آزاد هم داريم .

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com