|
* معصومه فرماني كيا
جنگ برايش يك فصل عاشقي است؛ انگار هنوز هم تمام شدنش را باور نكرده، هنوز هم با قهرمانان آن زنده است؛ توپ، تانك،

مسلسل. هنوز وقتي حرفي از شهادت مي آيد ته صدايش مي لرزد. هنوز مسحور شده شبهاي عمليات است و نام امام رضا(ع) كه اعجاز مي كند... انتخاب حميد بهمني، كارگردان دفاع مقدس، بدون مقدمه بود، بي هيچ پيش بيني و برنامه ريزي. باورم نمي شد فقط بردن نام مشهد بتواند يك نفر را تا اين اندازه هوايي كند.
*الان در حال انجام چه كاري هستيد؟
**بعد از آن فيلم سينمايي، چندين پيشنهاد داشته ام كه به انتخاب خودم، كار در سه سريال را قبول كرده ام.
*«گلوگاه شيطان» در چه مرحله اي از كار است؟
**در حال بازنويسي فيلمنامه هستم.
*شما با شنيدن نام مشهد، شعف خاصي داشتيد. اين نام چه حس و حالي را برايتان زنده مي كند؟
**اولين چيزي كه اين نام به ذهن مي آورد، بارگاه ملكوتي حضرت رضا(ع) است و مگر چيزي بالاتر از اين مي شود.
*مي توانم بپرسم از آخرين باري كه مشهد بوديد چقدر زمان گذشته است؟
**پاييز سال گذشته براي جشنواره كوثر مشهد بودم. همان جا هم اتفاقي افتاد و آن را براي هميشه ملكه ذهنم كرد.
*اتفاق؟!
**در آن سفر زماني كه در يكي از صحنها مشغول قدم زدن بودم، كسي شعري مي خواند كه عجيب به دلم نشست و آن اين بيت بود:
سلطان سرير ارتضا فرمودند
آن كس كه نشد بنده حق، از ما نيست
*فكر مي كنيد چرا به آقا سلطان «سرير ارتضا» مي گويند؟
**شايد به اين خاطر كه به سرعت راضي شده و حاجت حاجتمندان را روا مي كند و چه تكيه گاهي براي شيعيان بالاتر از اين گوهر گرانقدر.
*معمولاً هر كس با نامي حضرت را مورد خطاب قرار مي دهد. عنوان خطابي شما چيست؟
**بيشتر دوست دارم يك لحن صميمانه و خودماني بينمان حاكم باشد؛ يك زبان شفاف و ساده، با همان امام رضا(ع) بيشتر مأنوسم.
*اساساً اهل گريه كردن هم هستيد؟
**اين سؤال تا حدي خصوصي است و مربوط به رفتارهاي پنهاني آدم مي شود، مگر مي شود در آن لحظه ها اشك نباشد. اصلاً اشك، حلقه مفقوده ارتباط با معبود و ائمه است.
*راستي توجه به جنگ چطور پايش را در زندگي شما گذاشت؟
**اين سؤال بر مي گردد به سالهاي دور، به همان اوايل جنگ كه من را درگير كرد. حقيقتش جنگ به من خيلي چيزها ياد داد، آرمانها و ارزشهايي كه در طول جنگ شكل گرفت و اين كه فراموش نكنم چرا دفاع، چرا جنگ، چرا شهادت...
*اما جنگ ويراني دارد، مرگ دارد...
**درست است، يك وادي جنگ مرگ است، يك وادي انتخاب و... جنگ ما اما يك جنگ عاشورايي بود، يك جنگ ولايي، كه فتح جغرافيايي ملاك نبود. روي همين اصل، امام فرموده بودند: اگر در جنگ پيروز شويم پيروزيم و اگر شكست بخوريم، باز هم پيروزيم.
*استمداد از امام رضا(ع) در عملياتهايتان تا چه اندازه پررنگ بود؟
**يادم است در عملياتهاي آخر يك پرچم منتسب به بارگاه امام رضا(ع) بود، هر لشكر كه علمدار عمليات بود، آن پرچم متبرك شده را بعد از پيروزي در منطقه فتح شده به اهتزاز درمي آورد. من به اين موضوع به صورت نمادين در فيلم «آن مرد آمد» اشاره داشته ام.
*در طول اين همه سال كار به نشانه اي برخورد كرديد كه خودتان را به فكر بيندازد؟
**بعضي وقتها كه كارهاي خودم را نگاه مي كنم باور كردنش برايم سخت است كه اين تصاوير را من گرفته باشم. مدام هم از خودم سؤال مي كنم، يعني اين كار من است و قطعاً در اين امر موهبتي بوده است.
*انتقال مفاهيم مذهبي از كارهاي سخت است. شما به قالب و تكنيك خاصي براي آن معتقديد؟
**هر هنرمند سبك و سياق خاصي دارد. سبك و سياق من پشتوانه ديني داشتن است. به همين خاطر، تلاش مي كنم درونمايه كارهايم، درونمايه اي مذهبي توأم با معنويت باشد. هر چند شكل ظاهري فيلم ممكن است يك ماجراي جنگي باشد و اجتماعي و... اما ترجيح مي دهم جنس كارهايم شاعرانه باشد.
*اما اين جنس، جنس رواج يافته اي نيست؟
**مفاهيم بايد الگوهايي داشته باشند كه بتواني فيلم را بهتر درك كني و من سعي كردم اين موضوع را به بهترين و تأثيرگذارترين شيوه انتقال دهم.
*ترجيح مي دهيد مخاطب كارهايتان بيشتر چه اقشاري باشند؟
**طبعاً هنرمند سينما و تلويزيون دوست دارد مخاطبش فني و مردمي باشد. اما من به مخاطب زياد فكر نمي كنم، من به ماندگاري معتقدترم تا كثرت. دوست دارم كارهايم مثل اشعار حافظ جاودانه باشد و بعد از گذشت سالها باز هم بدرخشد و طرفدار داشته باشد. روي همين اصل به مخاطب زياد فكر نمي كنم. ما سريالهاي موفقي داريم كه گيشه و مخاطب خوبي داشته اند، اما بعد از دوره اي فراموش شده اند و آثار فاخري مثل «ولايت عشق»، «رنگ خدا» و... داريم كه با هر بار ديدن، تحت تأثير قرار مي گيريم.
*چقدر از توانائيهايحميد بهمني را در كار ديده ايم؟
**تمام تلاش من در توليد فيلمهايي بوده است كه دغدغه دين، انقلاب و ارزشهاي مذهبي را با يك نگاه تازه داشته باشد. حالا اگر بروز نكرده، ضعف من بوده است. من 14 سال سر اعتقادم ايستادم تا «آن مرد آمد» توليد شد و باز هم براي غناي اين پشتوانه، آماده به خدمتم و امثال من هم زياد هستند كه دوست دارند در عرصه هنر كارهايشان مطرح شود.
اميد كه مسؤولان دست اندركار حمايت از سينما، تلويزيون و هنرمندان، از رده هاي پايين كه نامي ندارند، اما توانايي اجرايي هنرمندانه اي دارند، حمايت كنند. |