تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-28
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 7مهر ماه 1387

[ هنري ]
 * نقدي بر نمايش «فصل خون» نوشته و كارگرداني ايوب آقاخاني؛
زندگي، عشق، جنگ و ديگر هيچ...
 * يادي از ترانه هاي ماندگار دفاع مقدس؛ جاده و اسب مهياست بيا تا برويم
 * كم گوي و گزيده گوي چون دُر
 * گفتگو با رامين راستاد، بازيگر مجموعه «مثل هيچ كس» ؛
شناختن «كاظم» كار سختي نبود
 * كنسرت سالار عقيلي اواخر مهر در تالار بزرگ كشور 1387
 * حبيب احمدزاده: تنگ نظري ها را در ادبيات دفاع مقدس كنار بگذاريم
 * براي حضور در جشنواره هاي هامبورگ، سوئد و منبر طلايي؛
سفر مير كريمي به دور دنيا از فردا آغاز مي شود
 * آغاز جشنواره فيلمهاي ايراني در سن فرانسيسك
 * آلبومهاي كنسرت «همايون شجريان» امروز منتشر مي شود
 * «سامان سالور» سريال مي سازد
 * وسايل احمد شاملو دوباره حراج شد

نقدي بر نمايش «فصل خون» نوشته و كارگرداني ايوب آقاخاني؛
زندگي، عشق، جنگ و ديگر هيچ...

 

* مهدي نصيري

تئاتر، نمايش زندگي بر روي صحنه است و همان گونه كه زندگي در مسير تطور خود، دستخوش تازگي ها و رويدادهاي نو به نو





مي شود، تئاتر نيز در مسير روايت رويدادهايش مدام تغيير مي كند و ماهيت نو و تازه تري مي يابد. تئاتر جنگ كه گونه خاصي از آن در كشور با عنوان «تئاتر دفاع مقدس» نامگذاري شده نيز به عنوان شكلي پويا از هنر روايتگر نمايشي با چنين رويكردي همراه است. بسياري از منتقدان و صاحبنظران تئاتر كشور معتقدند، تئاتر دفاع مقدس مثل ديگر گونه هاي تئاتر پيشرفت نداشته است. آنها مهمترين آسيب تئاتر دفاع مقدس را محدود شدن در ظرف و قالبي خاص، عدم تطابق و همراهي آن با تغييرات سبك و ساختار نمايش و جامعه مخاطبان آن مي دانند.
براين اساس، بررسي زيرساختهاي نوين تئاتري در حوزه تئاتر دفاع مقدس و حمايت و توجه بيشتر به گونه ها و كارهاي نو در اين زمينه مي تواند راهگشاي برون رفت از آسيبها و اشكالات موجود باشد.تئاتر دفاع مقدس بايد شيوه ها و موضوعات و ساختارهاي متفاوت را تجربه كند و در نتيجه، اين تجربه هاي متفاوت علاوه بر جلب و جذب مخاطبان، بيشتر بر ظرفيتها و توانايي هاي شكلي خويش بيفزايد.
نمايش «فصل خون» نوشته و كار «ايوب آقاخاني» از اين منظر نمايش متفاوتي است كه به واسطه برخي ساختارشكني ها و دستيابي به لحن روايتگري نو در حوزه بيان تئاتري مي تواند موضوع بررسي برخي ساختارشكني هاي نمايشي در حوزه تئاتر دفاع مقدس قرار گيرد.
ايوب آقاخاني كه به عنوان مدرس تئاتر، نمايشنامه نويس (راديويي و صحنه اي) و كارگردان همواره اهميت و ارزش ساختار داستاني نمايش را مورد توجه قرار مي دهد در «فصل خون» با چنين رويكردي قادر است، محدوديتهاي موجود در ژانر دفاع مقدس را پشت سر گذاشته و دست كم در لحن و بيان نمايش خود شيوه متفاوت تري را آزمايش كند.
«فصل خون» براساس يك ايده و تصوير نمايشي اوليه شكل گرفته و ايوب آقاخاني ضمن ارايه توضيحاتي درباره نگارش متن «فصل خون» و ديدگاه خودش نسبت به تئاتر جنگ مي گويد: نگارش اين متن در ادامه به ستوه آمدن من از مجموعه آثار داستاني مرتبط با جنگ بود. من بيشتر اين آثار را پرآفت و شعاري مي بينم. البته تعداد انگشت شماري از آثار دفاع مقدس هم هستند كه دچار اين آفتها و آسيبها نشده اند، اما واقعيت اين است كه تعداد اين نمايشنامه ها انگشت شمار و بسيار كم است.
ايوب آقاخاني كه در جشنواره بين المللي فجر سال گذشته موفق به دريافت عنوان نخست نمايشنامه نويسي نيز شده، در ادامه صحبتهايش مي گويد: با دوري جستن از تمام آفتهاي اين ژانر، تلاش كرده ام در مورد پيچيده ترين رخداد مربوط به انسان متني بنويسم كه چيزهايي كه از ياد مخاطبان رفته است را به ياد آنها بياورد.
ايوب آقاخاني در مورد شيوه متفاوت روايتگري نمايشنامه اش كه چند داستان موازي را در كنار هم روايت مي كند، به سليقه مخاطبان تئاتر اشاره كرد و افزود: تماشاگرها به طور ناخودآگاه تربيت شده كه كليشه هايي را دنبال كند و يكي از آنها در مورد اين داستان، سرنوشت «علاء الدين» و «نبات» است. اين گناه من نيست !در درام نويسي ايران از دهه 80 تئوري نسبتاً جديدي داريم كه طرحهايي را معرفي مي كند به نام «طرحهاي مغناطيسي». مهمترين ويژگي اين نوع كار، استفاده از داستانهاي متعدد بي فرجام است كه ميان آنها يكي به فرجام مي رسد و به اين ترتيب منزلت بالاتري در نمايش پيدا مي كند. در اين شيوه، داستانهاي هم ارزشي را مطرح مي كنيم، اما از طريق به فرجام رساندن الگوي يك داستان، آن را به بخش طلايي تبديل مي كنيم. انتخاب اين داستان برعهده نويسنده است و او با اتكا به ذهنيت خود، آن را برمي گزيند. داستانهاي ديگر حكم آمبيانس و عناصر تشكيل دهنده را پيدا مي كنند.
آقاخاني درباره خواست و سليقه مخاطب و تلاش گروه براي به دست آوردن نظر مساعد تماشاگران نمايش مي افزايد: پس از بررسي آراي مخاطبان، به نتيجه جالبي رسيديم. دو دسته مخاطب داشتيم؛ افرادي كه نمايش را خيلي دوست داشتند و افرادي كه خيلي از آن بدشان آمده بود! از نظر خود من، «فصل خون» چند عنصر ايجاد كننده دافعه داشته كه اولي ارتباط با جنگ و بعدي فضاي اقليمي و بومي اثر بوده است. ما در نمايش با اين دو عنصر از پيش تعيين شده، يك تجربه جديد را ايجاد كرده ايم كه به خودي خود جسارت آميز است.
«فصل خون» با توجه به همه مواردي كه از سوي نويسنده و كارگردان آن مطرح شد، مي تواند در حوزه تئاتر دفاع مقدس تجربه اي متفاوت و داراي امتيازات ويژه باشد. ايوب آقاخاني در اين نمايش به مضموني انساني و در عين حال آميخته با تأثيرات و فضاي جنگ تحميلي مي پردازد.
داستان در دوران دفاع مقدس و در منطقه اي از جنوب كشور اتفاق مي افتد و همه شخصيتهاي آن متأثر از وقايع جنگ هستند.
«نبات»- دختر بدون پدر و مادر آذربايجاني- سالها پيش خانواده اش را در جنگ از دست داده است؛ آسيه كه همچون مادري، پرستاري آلام جنگ بر آدمهاي سرزمينش را برعهده دارد؛ علاء الدين كه غيرمستقيم متأثر از خشونتي مشابه است و سيروان كه نوجوان تنهايي است و اوج خشونت جنگ را تجربه كرده و....
بر اين اساس، جنگ و تأثيرات آن به واسطه بازخوردهاي بيروني و دروني كه بر زندگي و روان شخصيتها دارد، مهمترين محملهاي موضوعي نمايش هستند، پس مي توان اتفاقات مربوط به آنها را در وجه بيروني و ساختار داستان قرار داد و نتايج و برآيند تأثيرات آن بر روان و روح اشخاص را نيز به عنوان تأثيري دروني بر رفتارهاي پيچيده آدمهاي داستان در حوزه اي ديگر به تحليل گذاشت. از اين منظر، «فصل خون» علاوه بر پرداخت ساختاري، بايد به لحاظ تأثيرگذاري حسي نيز قدرت تحريك هيجان و احساس مخاطبش را داشته باشد. اين بخش از پردازش متن و نمايش در كار آقاخاني كاملاً برگرفته از ايده اوليه آن است؛ ايده اي كه ظاهراً منجر به شكل گيري و گسترش داستان شده است.نمايش آقاخاني هر جا كه ساختار داستان و پردازش داستاني، آن را در كنار فضاي حسي كار قرار داده، به خوبي تأثيرگذار بوده است و توانسته توجه و احساس تماشاگرش را به تسخير درآورد، اما برعكس، آن جا كه مشغول پردازش و مقدمه چيني براي گسترش صرف داستان شده، اندكي با مخاطب فاصله گرفته است.
كارگردان و نويسنده به لحاظ اصول پرداخت ساختار متن در ابتداي نمايشنامه اش مسير موفقي را طي كرده و با قرار دادن گفتارهاي كوتاه و كليدي، ضمن شناساندن شخصيتها و تأكيد بر اهميت حضور آنها، مقدمات شروع داستان، آشنايي مخاطب با فضاي داستاني و نشانه گذاري براي نقاط برجسته و همچنين زمينه سازي براي تعليق و رئوس درگيري را مشخص كرده است.اما در كنار اين پرداخت دراماتيك متن، بهتر بود اجرا نيز ويژگيها و عناصر مناسبتري را براي نمايش رويداد بر صحنه انتخاب مي كرد.
مدت زمان طولاني اي كه دو شخصيت نمايش درمقابل هم نشسته اند و با هم گفتگو مي كنند، ريتمي كند دارد و ممكن است تماشاگر را در همان آغاز نمايش تا اندازه اي خسته كند. هر چند آقاخاني، با پرداخت داستاني «فصل خون» ريتم را تا اندازه اي جبران مي كند و اگر چه ريتم كند ابتدايي به عنوان مقدمه اي براي دستيابي به ضرباهنگ نمايش در فصول بعدي است؛ اما به نظر مي رسد بهتر بود كارگردان به حركت و ميزانسن در آغاز كار اهميت بيشتري مي داد.
نمايش ايوب آقاخاني به واسطه تأثيرگذاري شاعرانه و ماندگاري كه بر روح مخاطب دارد، نمايش ويژه اي است، به علاوه آن كه كارگردان و نويسنده آن هم، شيوه و ساختار روايي متفاوتي را نيز در رسيدن به اين هدف انتخاب كرده كه خود اين شيوه نيز به واسطه برخي ساختارشكني ها در محدوده تئاتر دفاع مقدس ما حائز اهميت است.«فصل خون» ضمن روايت زندگي آدمهاي درگير با مسأله جنگ تحميلي تأثيرات مخرب و خشونت بار جنگ بر روي اين آدمها را نيز نقد مي كند و از اين بابت نيز به نتيجه اي متفاوت مي رسد.

  


يادي از ترانه هاي ماندگار دفاع مقدس؛ جاده و اسب مهياست بيا تا برويم

 

خاطره ترانه هاي ماندگار دفاع مقدس كه شنيدن قطعاتي از آن همچنان ما را به فضاي روحاني و سرشار از يكدلي و همراهي مردمان اين سرزمين در طول 8 سال جنگ تحميلي هدايت مي كند ريشه در فرهنگ عميق اين سرزمين دارد.
سروده ها و اشعاري كه شايد بتوان آن را يكي از عوامل مهم در پيروزي و ترغيب رزمندگان به صحنه هاي نبرد دانست. چنانكه از دوران باستان نيز افرادي در ميان لشكريان هر دو گروه متخاصم بودند كه با هدف تشويق سربازان خود به رجز خواني و بيان سوابق و توانمنديهاي مبارزين لشكر خودي مي پرداختند. شرح رجز خواني رزم آوران در هنگامه نبرد و جنگ آوريهاي لشكريان در ادبيات شاهنامه به عنوان يكي از منابع ادبي و تاريخي ايران باستان كاملاً مشهود است.
علاوه بر روايات و داستانهاي نقل شده از غزوات پيامبر اسلام به خصوص جنگ خندق و خيبر، نشانه هايي از اين سنت را مي توان در سيره ائمه معصومين(ع) ديد. بنا بر روايات، حضرت فاطمه(س) در هنگام خواب نمودن فرزندان خويش پس از حمد و سپاس الهي، خلق نيك و شجاعتهاي حضرت اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب(ع) در هنگامه نبرد را در قالب ابياتي زيبا در گوش آنان زمزمه مي فرمود.
موسيقي حماسي از ديرباز در اقوام مختلف ايراني به ويژه در جنگاوريها و سلحشوري دليران ايراني نقش به سزايي داشته است و به مرور زمان، اين نوع موسيقي جايگاه خود را در پرده خواني، تعزيه و حتي ورزش باستاني در قالب ضرب و زنگ در زورخانه ها پيدا كرد.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران كه پيدايش ترانه سرودهاي به يادماندني را با خود به همراه داشت وقوع جنگ تحميلي عراق عليه ايران در 31 شهريور 59 نيز به شكوفايي استعدادهاي نهفته بسياري از شاعران و جوانان در سرودن شعرها و ساخت قطعات موسيقي حماسي انجاميد.
با وجود آثار ارزشمندي كه در سالهاي دوران دفاع مقدس(از سال 59 تا 67 ) در حوزه سرودها و ترانه هاي حماسي ساخته شد اما هنوز پس از گذشت 20 سال از پايان جنگ، اقدام جدي در زمينه گردآوري، شناسايي منابع و به طور كلي تهيه شناسنامه آثار ديده نمي شود.
هوشنگ جاويد از پژوهشگران حوزه موسيقي در اين خصوص به مهر گفت: در آن زمان تنها دو نوع موسيقي سنتي و نوعي از موسيقي پاپ توليد مي شد كه گاهي اين نوع موسيقي ظرف 24 تا 48 ساعت توليد مي شد و خيلي هم فكر شده نبود.
وي در مورد ويژگيهاي موسيقي آن دوره خاطرنشان كرد: بيشتر كلام بود تا آهنگسازي. حتي بعضي از اين آهنگها توسط تدوينگران تصويري صدا و سيما به عنوان موسيقي دفاع مقدس در بين عموم مردم جا افتاد. يعني يك موسيقي كه براي يك موقعيت ديگري اجرا شده بود را بر روي تصاوير جنگي پياده كردند و به موسيقي جنگ معروف شد مثل تصنيف «اندك اندك جمع مستان مي رسند» ساخته آقاي ذوالفنون به خوانندگي آقاي ناظري كه با يك كار تدويني زيركانه در صدا و سيما به عنوان موسيقي جنگ جا افتاد.
جاويد با برشمردن برخي از آثار مثبتي كه در اذهان مردم ايران ماندگار شد، افزود: برخي از اين قطعات با اينكه كار چند ساعته بود، ماندگار شد اما خيلي از آنها در خاطر حتي افراد ميانسال باقي نماند و به دليل عجله در ساخت آن طور كه بايد و شايد از نظر هنري زمان فكر كردن وجود نداشت و بيشتر كلام در ماندگاري اين آثار مؤثر بود و خود آثار به آن شكل از لحاظ ساخت موسيقي ماندگار نشدند. حتي قطعه اي به عنوان موسيقي جنگ ساخته نشد و بيشتر ترانه ساخته و در قالب سرود عنوان شد.
هوشنگ جاويد اكثر آهنگهاي دوره دفاع مقدس را در شاخه ترانه دانست و گفت: از آنجا كه خيليها در آن دوره از واژه ترانه اكراه داشتند اين آهنگها به سرود معروف شد و به عنوان سرود حماسي جا افتاد و نه ترانه حماسي. سرود براي خود تعريفي خاص در موسيقي دارد چرا كه حتماً بايد گروهي خوانده شود و شعر فاخر و سنگيني داشته باشد كه مي توان شعر «همپاي جلودار» به خوانندگي آقاي سراج را يكي از سرودهاي ماندگار در كل جنگ ناميد.
اين پژوهشگر موسيقي از نوحه خواني هاي آهنگران، كويتي پور و فخري به عنوان زيباترين نغمه هاي حماسي در جبهه ها ياد كرد و افزود: تأثير اين نوحه ها به گونه اي بود كه ايرانيان مقيم خارج از كشور متقاضي اين نوارها بودند و صد تا صد تا سفارش خريد مي دادند تا ببينند در ايران چه چيزي اجرا مي شود.
وي از بي مهري مسؤولان فرهنگي نسبت به برخي از افراد تأثيرگذار در حوزه موسيقي دفاع مقدس اظهار تأسف كرد و گفت: در زمان جنگ برخي گروههاي موسيقي در پشت خط مقدم جبهه هم برنامه اجرا مي كردند. مثل آقاي رشيد وطن دوست و تعدادي از خواننده ها كه فيلمهاي آن موجود است كه با وجود بمباران هوايي منطقه گروه در حال نوازندگي و خوانندگي است و در لحظه آخر كار را رها مي كنند.
هوشنگ جاويد بداهه خواني هاي رزمندگان را در جبهه به نغمه هاي آوازي تعبير كرد و گفت: نغمه هاي آوازي نظير «كربلا كربلا ما داريم مي آييم» كار بزرگ يكي از بچه هاي شيراز بود كه خودش از جانبازان جنگ و برادر شهيد است و كارهاي خوبي انجام دادند يا در شيراز ما فردي را داريم كه معروف به «شهيد بي سر» است كه از نوحه خوانان جبهه و جنگ بود.

  


كم گوي و گزيده گوي چون دُر

 

* محمد كاظم كاظمي

نظريه پردازان ادبيات، غالباً ايجاز را از لوازم شعر دانسته اند و اين ايجاز، يعني گفتن بيشترين سخن در كمترين كلمات. البته رعايت



ايجاز بدين معني نيست كه شعر الزاماً بسيار كوتاه باشد، بلكه منظور اين است كه شاعر سخن را تا بدان حد به درازا بكشاند كه به راستي ضروري است. به واقع بايد از اضافه گويي پرهيز كرد.اما چگونه مي توانيم وجود يا عدم ايجاز در كلام را دريابيم؟ بهترين راه اين است كه به صورت آزمايشي، سطرهايي از شعر را برداريم و ببينيم بدون آنها مطلب ناقص مي ماند يا نه. اگر ناقص ماند، آن سطرها ضروري اند، وگرنه قابل حذف.معمولاً شاعران جوان زودتر به دام درازگويي مي افتند و باز اين معمولاً در قالبهاي نو بيشتر اتفاق مي افتد، چون اينجا چنان وزن و قافيه اي در كار نيست كه شاعر را به كوتاه كردن سخن وادار كند. دست شاعر باز است و شعر گفتن هم كه البته خرجي ندارد تا شاعر نگرانش باشد.
***
خانم اعظم صابري؛شايد با اين مقدمه چيني، دانسته باشيد كه مي خواهيم روي كدام ويژگي شعرتان تأكيد كنيم. بله، به نظر مي رسد شعر دو صفحه اي «قاصدك» تا حدودي از ايجاز بي بهره مانده است. اين شعر، حكايت قاصدكي است كه پيام يك محبوب را به محبوبي ديگر مي رساند. كل قصه، همين است و شايد اين روايت در نصف صفحه قابل شرح بود. شايد شما كوشيده ايد با فضاسازيهاي مفصل و مشروح، قدري به شاعرانگي كلام بيفزاييد و مخاطب شعر را بيشتر با شعر درگير كنيد؛ ولي حقيقت اين است كه اصل اين روايت، جاي اين قدر توصيف مفصل را نداشت و در چند سطر قابل بيان بود. ببينيد، صحنه نزديك شدن قاصدك به كلبه و در زدن او با چه تفصيلي بيان شده است:
«نرم نرمك قدمي بر ميداشت
گوئيا در دل خود، سخني با او داشت
نفس باد صبا گرم و لطيف
عطر آلاله سرخ، همه جا شد پيچان
پونه ها روييدند، چشمهاي نرگس، در افق شد روشن
قاصدك چرخي زد
به سوي كلبه او قدمي بر مي داشت
داغ لاله ز كبودي برگشت
سينه قمري دشت، ز ترنم پُر گشت
قامت سرو سهي به ثريا سر زد
تا سپيدار آمد، تيرگي از تن صحرا و بيابان برميد
قاصدك رقصي كرد، دست بر در كوبيد»
نكته ديگري كه به نظر مي رسد، اين است كه شما بيش از حد شعر را از اشيا و عناصر پيرامون انباشته ايد. عناصر متعددي مثل باد صبا، آلاله سرخ، پونه، نرگس، لاله، قمري، سرو سهي و سپيدار به جاي اينكه به پيشبرد روايت كمك كنند، ذهن خواننده را پريشان مي كنند، بويژه كه در اين بستر به آنها ضرورتي هم نيست.
از اين كه بگذريم، بعضي از اين عناصر با همان نگاه شاعران كهن نگريسته شده اند و چنين است كه شعر شما هرچند در قالب نو سروده شده، قدري حال و هواي قدمايي يافته است. وجود اين حال و هوا را مصراعهايي از نوع «شايد اين درد فراق، دمي از سينه او پر بكشد» و «رهسپار حرم يار بشو» تأييد مي كند.اما از همه اينها گذشته، شعر «قاصدك» از دو شعر ديگري كه از شما خوانديم، بهتر است و به خوبي احساس ميشود كه در آن، شما ضرورت دوري از مستقيم گويي و لزوم پناه بردن به تخيل را دريافته ايد. درست است كه شعر شما قدري تزاحم عناصر خيال دارد، اما به قول مرحوم حسن حسيني، «تزاحم خيال بهتر از بي خيالي است.»
خانم فرناز افشار؛اين آثار، از يك دانش آموز سال سوم دبيرستان البته از يك قريحه خوب شاعرانه حكايت مي كند و نشان از استعدادي نهفته دارد كه با تمرين و پيگيري، به شكوفايي خواهد رسيد.اما شعر شما هم تا حدودي از ايجاز بي بهره است؛ علاوه بر آن كه لحن بيان نيز در مواردي صريح و ساده شده است:
«انتظار مي كشم برايت
تا طلوع درياها و غروب مردابها
اما دريغ، چه زماني
اين دريغ ها افسوس اند
اين زمانها، آشفته، بيگانه، مبهم
خودم از فرط پُر از خود بودن گيجم
از اشك نلغزيده به روي لبخند عاجزم من»
اما نبايد انكار كرد در جاهايي كه قدري شاعرانه تر و تصويري تر سخن گفته ايد، مضامين تازه اي پرورده ايد. مي توان گفت شعر شما بهره نسبتاً خوبي از خلاقيت فرديتان دارد. شما در اين جاها به مضامين رايج در شعر ديگران كمتر تكيه كرده ايد و برعكس، كوشيده ايد محيط پيرامون را با چشمهاي خودتان ببينيد:
براي ديدن يك گل سرخ بايد بدوي
بايد بدوي تا عمق عميق ترين باتلاقها
و تو مي داني يك گل سرخ ديدن دارد
و قدم در باتلاق يعني مرگ
اما شعر شما در ميان قالبهاي نيمايي و سپيد در نوسان است. گاهي موزون مي شود و گاهي بي وزن. شايد شما براي موزون سرودن تلاش كرده ايد، ولي هنوز تسلط كافي بر وزن را نيافته ايد. اگر چنين است، مطالعه شعرهاي وزن دار (مثلاً آثار سهراب سپهري يا قيصر امين پور) براي تسلط يافتن تان بر وزن، ياري گر شما خواهد بود. به هر حال اگر بتوانيد قدري شعرتان را با وسواس بيشتري پرداخت كنيد و موارد اضافي آن را حذف كنيد، به يك اثر نسبتاً منسجم تبديل خواهد شد. در شعر كوتاه «اوج» شما اين انسجام بهتر حس مي شود.

  


گفتگو با رامين راستاد، بازيگر مجموعه «مثل هيچ كس» ؛
شناختن «كاظم» كار سختي نبود

 

گروه هنر- بهاردوست: رامين راستاد، بازيگر نقش «كاظم» در سريال «مثل هيچ كس» درباره اين نقش وهمكاري اش با برزيده به



خبرنگار ما گفت: كار كردن با برزيده برايم فرصتي مغتنم بود. او جزو آن دسته از كارگرداناني است كه بازيها را خوب مي شناسد. با بازيگرش تعامل دارد و ارتباطش با بازيگران بيشتر از يك كارگردان است .
وي در خصوص دلايل قبول نقش كاظم گفت: به نظرم كاظم بدمن داستان نيست، او شخصيت خاكستري دارد و برايم شاخصه هاي لذت بخش زيادي داشت كه بعد از خواندن فيلمنامه متوجه شدم كاظم تاثيرگذارترين نقش «مثل هيچكس» است. او به راحتي يك خانواده گرم را به هم مي ريزد و بين آنان نفاق مي اندازد. وجهي كه برايم جالب بود، اين است كه شبيه كاظم را زياد ديده ام و تقريباً در تمام خانواده ها چنين شخصيتهايي وجود دارد.
وي افزود:كاظم از آن نقشهاي با شناسنامه كاملي بود كه آقاي محلوجيان خوب به آن پرداخته بود. من براي پيدا كردن شناسنامه اين آدم دچار مشكل نشدم، چون آدمهايي مثل او در همه خانواده ها پيدا مي شوند. رامين راستاد درباره اين نقش و تفاوت آن با «خسرو» در «زير تيغ» با توجه به اينكه نويسنده هر دو سريال يكي است، گفت: من تصور مي كنم چون «خسرو» زير تيغ تاثير زيادي روي بيننده وحتي گاهي روي همكاران خودم گذاشته، اين دو نقش را شبيه به هم مي بينند، در حالي كه در سريال «زير تيغ» شرايط اجتماعي و فقر باعث شد كه خسرو به دنبال حق خود به شكل ناجوري باشد و گرنه من او را چندان مقصر نمي دانستم. اما كاظم آدمي است كه از هر تلاشي براي برهم زدن خانواده «داداشي» كه به اتحاد در تمام بازار مشهور است، دريغ نمي كند. راستاد در پاسخ به اين پرسش كه آيا «كاظم» همانند «خسرو» متحول مي شود، گفت: كاظم هم به نوعي متحول مي شود، ولي متاسفانه خيلي دير! او تا آنجا كه مي تواند زهرش را مي ريزد، اما به نوعي با بزرگي «داداشي» و خصوصيات خوب آن خانواده پشيمان مي شود اما از هيچ كاري براي از بين بردن كانون خانواده دريغ نمي كند.
اين بازيگر در ادامه در خصوص شيوه ساخت كارهاي مناسبتي و شرايط توليد آن گفت: اصولاً عجله در ساخت، كار را با مشكل مواجه مي كند. وقتي قرار است اين گونه كارها ساخته شود، ماراتني اتفاق مي افتد كه عجله و مشكلاتي را به همراه خواهد داشت. يكي از مشكلات اين گونه كارها، در دست نداشتن فيلمنامه كامل است كه اگر كليت فيلمنامه آماده باشد و نويسنده و كارگردان هم به اندازه كافي به قصه اشراف داشته باشند، بازيگر مي تواند خودش را به آنها بسپارد و اعتماد كند.
راستاد در پايان مي گويد: «آنچه از كامل بودن فيلمنامه اهميت بيشتري دارد و به بدي در مجموعه هاي مناسبتي جا افتاده، اين است كه در اين قبيل مجموعه ها مشكل كمبود وقت وجود دارد. »
وي اين گفتگو را با بيان اين مطلب خاتمه مي دهد: كه گمان مي كنم به جز كار ما، بقيه سريالها اين مشكل را داشتند؛ چون مسلماً هر اندازه هم كه كارگردان و عوامل فني تبحر داشته باشند و بازيگران با تجربه باشند، باز هم ساخت مجموعه هاي مناسبتي به دليل كمبود وقت با مشكل مواجه خواهند بود.

  


كنسرت سالار عقيلي اواخر مهر در تالار بزرگ كشور 1387

 

گروه موسيقي قمر با حضور سالار عقيلي، روزهاي 23 و  24 مهر در تالار بزرگ كشور به اجراي كنسرت مي پردازد.به گزارش ايلنا، آهنگساز و سرپرست اين گروه موسيقي دراين برنامه نويد دهقان است.
سالار عقيلي هفته گذشته به همراه اركستر راديو و تلويزيون مونيخ به رهبري فرانك كرامر سمفوني مولانا را اجرا كرد كه مورد توجه و استقبال خاصي قرار گرفت.
استقبال از اين برنامه به حدي بود كه سالن مملو از جمعيت شده بود به طوري كه تعداد زيادي از مردم مجبور بودند پشت درهاي سالن بمانند.

  


حبيب احمدزاده: تنگ نظري ها را در ادبيات دفاع مقدس كنار بگذاريم

 

حبيب احمدزاده معتقد است بايد تنگ نظري ها را در حوزه  ادبيات دفاع مقدس كنار بگذاريم.
اين نويسنده  دفاع مقدس در گفتگو با ايسنا، درباره  ارزيابي اش از وضعيت داستان دفاع مقدس اظهار داشت: اين موضوع را بايد مخاطبان پاسخ دهند؛ اما داستان نسبت به شش، هفت سال قبل، جايگاه بهتري دارد؛ هر چند راه زيادي مانده است.
نويسنده  مجموعه  «داستانهاي شهر جنگي» همچنين گفت: خاطره نويسي ما جايگاه خودش را پيدا كرده است؛ ولي داستان و رمان دفاع مقدس هنوز نتوانسته جريان ايجاد كند. با تك جرقه هايي روبه روييم كه اميد نويدبخشي به آينده مي دهند؛ اما بايد برخي دوستان از يك مقدار تنگ نظري هايي كه در اين حوزه دارند، دست بردارند.
او در ادامه عنوان كرد: ما در مرحله  آزمون و خطاييم. همان طور كه به دنبال خروجي و نتيجه  كارهايي در حوزه  دفاع مقدس هستيم، يك حداقلي را هم براي خسارت و اشتباه قائل شويم و آنها را جزو طبيعي كار بدانيم و به خاطر آن اشتباهات، سر داستان نويسي دفاع مقدس را نبريم. مثل تيمهايي نباشيم كه هنوز از رختكن بيرون نيامده اند، باخت را قبول كرده اند.

  


براي حضور در جشنواره هاي هامبورگ، سوئد و منبر طلايي؛
سفر مير كريمي به دور دنيا از فردا آغاز مي شود

 

رضا ميركريمي كار گردان سينماي ايران براي حضور در جشنواره فيلم هامبورگ به آلمان مي رود.




مير كريمي به ايلنا گفت: از روز يكشنبه براي حضور در جشنواره  هاي هامبورگ و جشنواره ياري سوئد به اين دو كشور سفرخواهم كرد و پس از آن به ايران برگشته و پس از يك هفته براي داوري جشنواره منبر طلايي تاتارستان به اين كشور مي  روم.
سال گذشته از ايران فيلمهاي «مسيح» ساخته نادر طالب زاده، «ابراهيم خليل ا...» به كارگرداني محمد رضا ورزي و «آفتاب بر همه يكسان مي تابد» ساخته عباس رافعي در سومين جشنواره «منبر طلايي» نمايش داده  شده بود.جشنواره  فيلم «هامبورگ» از چهارم مهرماه ميزبان دوفيلم «به همين سادگي» رضا ميركريمي و «ريسمان باز» مهرشاد كارخاني بوده است.در شانزدهمين دوره جشنواره  فيلم «هامبورگ» فيلمسازاني چون كلينت ايستوود، جودي فاستر، مايكل مور و سينماگران مؤلفي ازجمله آكي كوريسماكي، جيم جارموش و ويم وندرس حضور خواهند داشت و جايزه  ويژه  داگلاس سيرك اين فستيو ال به اتوم اگويان اعطا مي شود.

  


آغاز جشنواره فيلمهاي ايراني در سن فرانسيسك

 

وبا نمايش فيلمي درباره عباس كيارستمي نخستين جشنواره فيلمهاي ايراني در «سن فرانسيسكو» از ششم مهرماه آغاز به كار كرد.
به گزارش ايلنا، فيلم «در جاده اي با كيارستمي» ساخته «مارك كازنيز» كارگردان انگليسي است كه در مدت زمان سي دقيقه ساخته شده و شامل مصاحبه اي با كيارستمي درباره فيلمهايش و ديدار با بابك احمدپور بازيگر فيلم «خانه دوست كجاست» است.فيلمها ي ديگري از سينماي ايران نيز قرار است دراين جشنواره به نمايش در آيند.

  


آلبومهاي كنسرت «همايون شجريان» امروز منتشر مي شود

 

كنسرت گروه دستان به خوانندگي همايون شجريان در قالب دو آلبوم با عنوان «خورشيد آرزو» و «قيژك كولي» امروز در بازار موسيقي منتشر مي شود.
به گزارش فارس، به دنبال برگزاري كنسرت گروه دستان به همراه همايون شجريان در تالار بزرگ كشور ،آلبوم اين اجرا به صورت 2 سي دي و كاست فردا از سوي مؤسسه فرهنگي- هنري دل آواز منتشر مي شود.

  


«سامان سالور» سريال مي سازد

 

«سامان سالور» قصد دارد تا با موضوعي جديد پا به عرصه تلويزيون بگذارد.
اين كارگردان سينما در گفتگو با فارس در اين باره گفت: مقدمات ساخت يك سريال تلويزيوني را پيگيري مي كنم كه اگر اتفاق بيفتد يكي از آثار بيادماندني در تلويزيون خواهد بود. سالور ادامه داد: با چند تهيه كننده وارد مذاكره شدم كه در صورت توافق و رسيدن به سرانجامي قطعي وارد مرحله نگارش مي شويم.كارگردان «چند كيلو خرما براي مراسم تدفين» ادامه داد: ايده اين فيلمنامه بسيار جديد است و دوست دارم آن را براي تلويزيون بسازم چون مناسب اين مديوم است و نگاه نو و جديدي به برخي مسائل دارد.

  


وسايل احمد شاملو دوباره حراج شد

 

وسايل احمد شاملو - شاعر معاصر - بار ديگر حراج شد.
مرتضي برزگر - وكيل آيدا شاملو در اين پرونده  - با اعلام اين خبر به ايسنا، گفت: مزايده  اموال احمد شاملو طبق قرار قبلي، صبح شنبه، ششم مهرماه در محل اجراي احكام مدني دادگستري كرج برگزار شد و سياوش شاملو - فرزند اين شاعر - با 326 ميليون تومان، برنده  مزايده شد.
به گفته  او، سياوش شاملو  10درصد مبلغ مزايده را طبق قانون پرداخت كرده است.
در حالي كه اين مزايده پيشتر يك بار پس از برگزاري، باطل شده بود، برزگر گفت: اين مزايده به صورت قانوني انجام شده و جاي هيچ گونه اعتراضي وجود ندارد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com