تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ويژه نامه ورزشي
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 9مهر ماه 1387

[ ويژه نامه ورزشي ]
 * وقتي هيچ چيزروي كاغذ واقعي نيست؛ ليگ ايران يك شبه حرفه اي شد!
 * سلام دربي جان ! نه معلم اخلاق باش و نه گلادياتور
 * ميراسماعيلي سرمربي تيم ملي جودو شد
 * گفتگو با مردي كه هرگز در دربي شكست نخورد؛
عابدزاده: «دربي تهران» حساس ترين بازي دنياست
 * حتي بعد از شكست مقابل ميلان در دربي مادونينا ؛
مورينيو، مغرور تا ابد!
 * با به ثمر رساندن دو گل براي قرمزها در دربي مقابل اورتون ؛
ال نينيو، پادشاه ليورپول
 * خداحافطي تلخ مونتخويك با دربي كاتالونيا؛جنجالي ترين دربي هفته
 * شايعه اي كه شهر را به هم ريخت ؛ گاسكويين مرده يا زنده؟
 * خيخون، تيم ركوردهاي منفي؛ بدترين باشگاه تاريخ لاليگا
 * پاي صحبت ديروزيها ؛ دربي يعني حساسيت و شانس!
 * اخبار كوتاه
 * كمي هيجان، حساسيت و البته كتك كاري! ؛ تلخ و شيرين دربي هاي پايتخت
 * هشتمين قهرماني «والنتينو روسي» در مسابقات موتورسواري جايزه بزرگ ؛
ببخشيد كه ديرشد!
 * آينده مشابه قهرمانان المپيك؛ فلپس و تورپ در تلويزيون و گالري!

وقتي هيچ چيزروي كاغذ واقعي نيست؛ ليگ ايران يك شبه حرفه اي شد!

 

نمايندگان كنفدراسيون فوتبال آسيا پس از حضوري 48 ساعته در تهران با انبوهي از كاغذهاي رنگارنگ تهران را به مقصد كوالالامپور





ترك كردند تا گزارش مبسوط خود را از وضعيت ليگهاي آسيا به اطلاع بن همام برسانند.
آنها قبل از رفتن، حرفهاي جالبي به زيان آورند، مثلاً اينكه ليگ شما در حال پيشرفت است و... فوتبال ايران مي تواند قطب اول فوتبال آسيا باشد و دهها جمله شكيل ديگر از اين جنس كلمات.
پس از اينكه سوزوكي و كاتو از مرز هوايي فرودگاه امام خميني(ره) عبور كردند بدرقه كنندگان آنها نفس راختي كشيدند كه خطر از بيخ گوش فوتبال ايران گذشت. منظور از خطر ماجراي پرداخت نشدن حق پخش تلويزيوني نيست، بلكه داستان ارائه اطلاعات غير واقعي فدراسيون به نمايندگان كنفدراسيون فوتبال آسيا بود. در جلسه روز يكشنبه نمايندگان AFC و دست اندركاران فدراسيون فوتبال موضوع تجاري بودن باشگاههاي ليگ برتري ايران به تصويب رسيد و نمايندگان كنفدراسيون فوتبال آسيا پذيرفتند كه فوتبال ايران باشگاههاي كاملاً تجاري هستند و مدارك موجود نشان دهنده اين واقعيت است كه باشگاههاي ايران به مرز خود كفايي رسيده اند و مي توانند روي پاي خود بايستند و به عنوان يك باشگاه تمام حرفه اي فعاليت كنند.
اما واقعيت اين نيست!فوتبال ايران در شرايطي مدارك خود را به كنفدراسيون فوتبال آسيا ارائه كرد كه باشگاههاي ليگ برتري آن در حسرت يك برگ اسكناس غبطه مي خورند!سران فدراسيون فوتبال ايران با علم به اينكه فوتبال ما توانايي پيمودن راههاي حرفه اي شدن را حداقل در مرحله فعلي ندارد، با در پيش گرفتن راهي نادرست نمايندگان AFC را گمراه كردند تا آنها امتياز فوتبال حرفه اي را به باشگاههاي ما اختصاص دهند.
زماني كه با چشماني كاملاً باز به پيكره فوتبال حرفه اي ايران نگاه مي كنيم، در مي يابيم كه در ليگ برتر هيچ يك از تيمها تمكن مالي لازم براي اداره خصوصي باشگاه را ندارند و دائم براي پرداخت مبالغ قرارداد بازيكنان خود هر روز به اين و آن متوسل مي شوند، حال چطور بايد قبول كنيم كه فوتبال ما تجاري شده است.
زياد راه دور نرويم در حال حاضر فوتبال ايران با وجود دست اندركاران فدراسيون يك فوتبال كاملاً تجاري است كه توانايي ايستادن روي پاي خود را دارد و به هيچ كمك دولتي نياز ندارد، اما چرا پس از گذشت نه هفته هنوز بيشتر تيمها از داشتن اسپانسر محروم هستند.
اگر فوتبال ايران به گواه اسناد و مدارك تجاري شده است، پس چرا هر روز اخبار اعتصاب بازيكنان باشگاه هاي مختلف به گوش مي رسد؟
زماني كه مهدي تاج، نايب رئيس فدراسيون فوتبال در مصاحبه اي مدعي مي شود: «در جلسات متعددي كه با نمايندگان كنفدراسيون فوتبال آسيا برگزار كرديم، مسأله ماهيت تجاري باشگاههاي فوتبال ايران حل شد.» با همه قواعد حرفه اي شدن شك مي كنيم، به اين دليل كه اگر ما به عنوان فوتبال تجاري در بين ليگهاي آسيايي قرار داريم باشگاههايي نظير آدلايد يونايتد استراليا، اوراواردز ژاپن،اوزاكا و كاشيما آنتلرز ژاپن در كجا و چه جايگاهي قرار دارند؟!
زماني كه تواناييهاي اين باشگاهها را در كنار تواناييهاي فوتبال ايران قرار مي دهيم، در مي يابيم كه اين دو تحت هيچ قانوني با يكديگر قابل مقايسه نيستند، به اين دليل كه آنها تمام معيار ها و فاكتورهاي يك باشگاه حرفه اي را در اختيار دارند، اما باشگاههاي ما از امكانات حداقلي هم برخوردار نيستند. به فرض مثال باشگاه اوراواردز ژاپن كه عنوان قهرماني سال گذشته ليگ قهرمانان آسيا را به دست آورده است، در حال حاضر به جز يك استاديوم اختصاصي در قلب توكيو 8 زمين چمن تمريني دارد كه هر يك از اين زمينها قابليتهاي خاص خود را در بر دارد. در كنار اين زمينها سه كمپ اختصاصي مختص بازيكنان باشگاه اوراواردز احداث شده كه در اين كمپها مجهزترين و پيشرفته ترين امكانات روز فوتبال دنيا قرار دارد كه بازيكن مجبور است براي وفق دادن خود با قوانين حرفه اي باشگاه تمام زمان شبانه روز خود را با برنامه هاي ورزشي تنظيم كند.
اما در باشگاههاي ايران چنين اتفاقي نمي افتد، بزرگترين باشگاههاي ما هنوز در حسرت داشتن يك زمين تمرين اختصاصي قرار دارند و براي تعويض لباسهاي خود مجبورند پشت بوته هاي فضاي سيز پنهان شوند.
آيا امروز فوتبال ايران مي تواند از يك استاديوم مشخص به نام استاديوم اختصاصي استقلال و پرسپوليس نام ببرد يا اينكه مجبور است دائم خود را در سايه نام استاديوم آزادي پنهان نمايد!
امروز تمام فريادها بر سر رسانه ملي است كه صدا و سيما بايد حق پخش تلويزيوني كه حق مسلم فوتبال است را بدهد، در اينكه اين وجه حق مسلم فوتبال ماست، هيچ ترديدي نيست اما چه تضميني وجود دارد كه پس از گرفتن اين رقم، باز هم فوتبال ما در همين پله در جا نزند.
اگر واقع گرايانه به موضوع نگاه كنيم، مي بينيم كه حق فوتبال ما با اوضاع و احوال فعلي حتي يك سهميه هم نيست، چه بماند به اينكه چهار سهميه در ليگ قهرمانان آسيا داشته باشيم. با كنار زدن نگاههاي ناسيوناليستي و ايده آليستي مي توان به اين نتيجه دست يافت كه فوتبال ما هيچ يك از شاخصه هاي ليگهاي معتبر جهان را ندارد و اگر امتيازي به آن اختصاص گيرد، بايد به ناظران بين المللي و نحوه نظارتشان شك كرد.
به تعبيري ساده تر مي توان اين گونه گفت كه اگر به دنبال واقعيت و انصاف در ماجراي امتيازدهي ناظران كنفدراسيون فوتبال آسيا باشيم، بايد اعتراف كنيم كه داشتن يك سهميه در ليگ قهرمان آسيا براي فوتتبال امروز ما هم زياد است چه برسد به چهار سهميه!
شكست تحقيرآميز سايپا كه هنوز يكي از باشگاههاي متمول و داراي امكانات است را دوباره مرور كنيد!عدم نتيجه گيري پياپي نمايندگان ما را در يك دهه گذشته را هم همچنين!آيا دليل اين همه ناكامي اين نيست كه ما همواره سر خود را شيره ماليده ايم!

  


سلام دربي جان ! نه معلم اخلاق باش و نه گلادياتور

 

* رضا خدادادي
دربي جان، سلام!چطوري اخوي. خوبي؟ خوشي؟ سلامتي؟ از احوالات ما هم اگر جويا شده باشي، عرض مي كنيم كه ملالي نيست جز دلتنگي كه آن هم همين امروز و فردا رفع مي شود. اين چندمين ملاقاتمان است؟ شصت و چندمي؟ چه زود گذشت و چه خوش گذشت.
پيش خودمان بماند. شايد به ديگران اين فوتبال بربخورد شايدم نه، و آنها هم همچون ما معترف باشند كه تو گل سرسبد اين فوتبالي. شايد تهرانيها بخواهند تو را دو قبضه كنند براي خودشان، اما هيجان ملاقاتهاي اين چنيني را نمي شود در مرزها حبس كرد و امتيازش را بالا كشيد.
دربي جان!تو متعلق به همه اين فوتبالي. همه اين فوتبال فكستني كه در عطش اين هيجان مي سوزد. مگه همين چند شب پيش ميلان و اينتر را نديدي. آيا اين تك مسابقه بزرگ را مي توان فقط متعلق به مردم ميلان دانست.
دربي جان!همين وسعت مخاطب و بزرگي اتفاق است كه بار مسؤوليتت را دو چندان مي كند. چطور بگويم. مي فهمي يا نه. منظورم اين است كه مواظب بدآموزي باش. بچه كوچيك در منزل داريم و شايد پاي تلويزيون نشسته باشد. نكند خداي ناكرده هوس جار و جنجال به سرت بزند. نكند از آن حرفها بزني كه بايد تلويزيون را خاموش كرد و بچه را فرستاد تا بخوابد. اولش گل نيندازيد گردن هم و آخرش همديگر را گاز بگيريد. اصلاً يك كاري بكن كه نه سيخ بسوزد و نه كباب. يعني نه معلم اخلاق باش و نه گلادياتور. خودت باش، خود دربي. يك مسابقه فوتبال كه در آن دو تا تيم در يك زمين مستطيل چمني تمام تلاششان را مي كنند تا توپ را وارد دروازه حريف كنند. همان فلسفه ساده فوتبال كه در آن زد و خورد و خونريزي جايي ندارد. همان كه در تبصره هايش آورده اند كه البته اين مسابقه مثل همه مسابقات نيست و فقط سه امتياز ندارد پس بايد برايش ويژه جنگيد.
مي دانيم دربي جان!مي دانيم كه بسيار پرتوقعيم. مي دانيم كه نبايد اين كوه مسؤوليت را روي شانه هاي نحيف تو بيندازيم. مي دانيم كه بايد به اندازه قد و قواره ات توقع كنيم و تو را همان گونه كه هستي، بپذيريم. نه كمتر نه بيشتر. اما دربي جان اجازه بده رك و پوست كنده تر صحبت كنيم، از اين دست فرصتها كمتر گير اين فوتبال تق و لق مي افتد. متولي امامزاده است كه بايد آن را احترام كند و به آن شناخته شود. خب تو هم چشم و چراغ اين فوتبالي. يكصد هزار نفر در استاديوم و ميليونها نفر پاي تلويزيون مي نشينند و هاج و واج تماشايت مي كنند. پس حتماً فرق مي كند، پس بايد فرقي بكند.
استقلال يا پرسپوليس. برنده هر كدام كه باشد، فوتبال برده است. خودت هم حتماً اين تفاوت را احساس كرده اي و از ميزان تأثيرگذاري آن آگاهي. نگو «نه» كه باور نمي كنيم. نگو «نه» كه اگر بگي نمي توان آن را پاي چيزي غير از فرار از مسؤوليت گذاشت. اين تفاوت آنجا بيشتر و بهتر درك مي شود كه نمايش تو را وجه المصالحه مقوله حق پخش تلويزيوني قرار مي دهند. آنجا كه نوشتن و گفتن از تو و در بوق و كرنا كردن آمدنت از هفته ها پيش از اين آغاز شده است و چه بسا كه روزها بعد از رفتنت هم ادامه پيدا كند.
دربي عزيز!اين زياده خواهي را بر ما ببخش. اما در هياهوي كري امپراتور و ژنرال، جنگ قرمز و آبي، پول و قدرت و... ما فوتبال مي خواهيم آن هم به زيباترين شكل ممكنش. مي خواهيم از ديوار بلند احتياط بپري و فوتبال بازي كني، مي خواهيم نگذاري كه آن داور كويتي از پس مساوي كردن اين مسابقه برآيد.
دربي جان!اين بار اعاده حيثيت كن تا انگ «هياهو براي هيچ» از پيشاني ات پاك شود. دست و پايت را از قيد و بند سفارشها و توصيه ها و بايدها و نبايدها رها كن و فوتبال كن. فقط همين.

  


ميراسماعيلي سرمربي تيم ملي جودو شد

 

طي حكمي از سوي «عبدالجليل رضوي»، رئيس فدراسيون جودو، آرش ميراسماعيلي به عنوان سرمربي تيم ملي جودو بزرگسالان منصوب شد. گفتني است، ميراسماعيلي در بازيهاي المپيك 2008 پكن رسماً از حضور در عرصه  قهرماني و مسابقات ملي خداحافظي كرده بود.
بر اساس حكم سرمربيگري ميراسماعيلي، وظيفه  اصلي وي آماده سازي تيم ملي بزرگسالان براي مسابقات آسيايي سال 2009 و همچنين بازيهاي آسيايي 2010 گوانگ جو چين خواهد بود.

  


گفتگو با مردي كه هرگز در دربي شكست نخورد؛
عابدزاده: «دربي تهران» حساس ترين بازي دنياست

 

پيام يونسي پور

يك ركورد رؤيايي ديگر
امروز براي ما اين سؤال بوجود مي آيد كه آيا عابدزاده مي تواند در عمر مربيگري اش، مقابل استقلال يك ركورد جاودانه ديگر هم باقي بگذارد؟ سؤال اين است كه آيا احمدرضا مي تواند به عنوان مربي هم ركورد شكست ناپذيري اش را حفظ كند؟ جالب است كه آدم پرترديدي نيست و هيچ شكي را در وجودش راه نمي دهد. احمدرضا با همان روحيه بزرگ حرف مي زند: «بله... من دقيقاً به چنين چيزي فكر مي كنم. چرا كه نه. مي خواهم به عنوان مربي هم هيچ وقت در شهرآورد شكست نخورم. مي دانم كه مي توانم. چه الآن كه مربي دروازه بانهاي تيم هستم و چه در آينده. من شهرآورد را نمي بازم. از اين شكست متنفرم و اصلاً در موردش فكر هم نمي كنم. »
***
او به استقلال بر مي گردد؟
اين يك سؤال ويژه بود. از اسطوره اي كه نمي تواند زياد با تلفن همراهش گفتگو كند. از او مي پرسم آيا ممكن است روزي هم به استقلال برگردد؟ فكر مي كند... مي خندد... فكر مي كند... سكوت مي كند... و در آخر مي گويد: «هيچ چيز در اين دنيا قابل پيش بيني نيست. ولي من مي خواهم اين يك مورد را پيش بيني كنم. نه.... برنمي گردم!»
***
نمي دانم چند بهار از عمرت مي گذرد كه بخواهم بپرسم آيا تاكنون عاشق شده اي؟ آيا تا امروز عاشقي كرده اي؟ چنين پرسشي براي ما هميشه سازنده يك حالت خاص است. عشق يعني يك نگاه عاشقانه و بعد لرزيدن دست، كمي بعد عرق شرم و حيا،..... و سرانجام آرزوي وصال!  براي ما ايرانيان، بهترين نگارش، همان جمله كوتاه سهراب سپهري است كه مي نويسد: «من كه از بازترين پنجره با مردم اين ناحيه صحبت كردم، حرفي از جنس زمان نشنيدم! » و حداقل وقتي مي بينيم در عامه مردم اين تعريف از عشق جا افتاده، براي آن همه سال زندگي عارفانه و عاشقانه و درويشانه حافظ افسوس مي خوريم!ما حتي در عاشقي كردن هم نياموختيم كه مي توان از عرش تا فرش را معشوق ديد.
عشق گاهي مي تواند با يك رقص پرچم آغاز شود، با يك غرورآفريني، با لبخندي روي لب و دهان پسري جوان كه كمي نامحترمانه به چهره مقابلش نگاه مي كند و كمي هم شايد توهين آميز آدامسي بزرگ را در دهانش جابجا مي كند... عاشقش مي شوي چون براي تو چنين مي كند... عاشقش مي شوي چون آن رقص پرچم را او به ارمغان مي آورد. عاشقي مي كني... متنفر مي شوي!فاصله عشق تا نفرت دقيقاً فاصله اي است ميان همين سه نقطه... شايد هم كمتر، در حد يك تار مو!پسري سالها پيش، در چشم بر هم زدني، يك كشور را عاشق خودش كرد... زن و مرد، پير و جوان سالها يك نام را با عشق صدا مي زدند: «احمد عابدزاده» و حتي زماني كه در ظاهر از او به تنفر رسيدند هم كسي نبود كه در عمق وجودش از او نفرتي داشته باشد. عابدزاده، سالها فخر فوتبال ايران بود و نشان داد كه مي تواند جايي در عمق وجود هر ايراني داشته باشد.
بسياري در ايران به عشق نمايش عابدزاده به سوي فوتبال آمدند، بسياري در اين كشور به عشق غروري كه او در بازيهاي ملي به ايران هديه مي داد، به ورزشگاهها مي رفتند و بسياري در اين فوتبال چون عابدزاده را شناختند، عاشق فوتبال شدند. حتي هواداران استقلال كه پس از جدايي عابدزاده از اين تيم، نفرت را در شعارهايشان به او هديه دادند هم عاشقش بودند كه اگر نبودند هرگز فريادي عليه او نمي كشيدند.
دربي بهترين بهانه است تا با عابدزاده گفتگو كنيم. مردي كه قهرمان بود، در بستر بيماري افتاد و تا يك قدمي مرگ هم پيش رفت و اما برگشت. عابدزاده قبل از دربي يك ويژگي خاص را به ما هديه مي دهد. او هرگز نه با پيراهن استقلال و نه با پيراهن پرسپوليس در اين نبرد شكست نخورده است. همين براي داشتن بهانه اي براي يك گفتگو كافي نيست؟
******* *** **
* احمد رضا عابدزاده، بعد از آن سكته مغزي شديد، مدتي حال و روز خوبي نداشت. كمتر كسي هم فكر مي كرد دوباره به شرايط عادي برگردد. ولي امروز واقعاً حال و روز شما خيلي متفاوت از قبل است. شايد باوركردني هم نباشد.
** بله... من البته بايد يك عمل جراحي ديگر داشته باشم. ولي تمام اين مدتي كه گذشته، تصور مي كنم خدا خيلي به من لطف داشت. من حتي مدت زيادي نمي توانستم درست صحبت كنم. الآن هم مي دانم خيلي از جملاتم درست نيست، ولي هنوز احتياج به زمان بيشتري دارم.
* تا همين جا هم بايد خدا را شكر كرد. مدتي اصلاً نمي توانستيد صحبت كنيد!حالا باز وضعيت خيلي بهتر شده. مي خواهم زودتر برويم سر بحث اصلي. يعني چيزي كه باعث مي شود براي گفتگو سراغ شما بياييم. احمد رضا عابدزاده استقلالي است يا پرسپوليسي؟
** ( مي خندد )
* اصلاً نمي خواهم يك جواب كليشه اي بشنوم. تا زماني كه در پرسپوليس سمتي نداشتي، مي گفتي اين دو تيم براي من فرقي نمي كند.
** چطور فرقي نمي كرد؟ من دوست نداشتم كسي از دستم برنجد. وقتي من در بستر بيماري بودم، همين استقلالي ها برايم دعا كردند، همين استقلالي ها هر روز تا بيمارستان آمدند. نمي توانم اين محبتها را هيچ وقت فراموش كنم.
* هر پرسپوليسي دوستان استقلالي زيادي دارد و هر استقلالي هم با پرسپوليسي هاي زيادي دوست است. اين رفاقتها هميشه وجود داشته، اما چيزي كه در دل و قلب شما قرار مي گيرد با دوستي ها و ارادتها فرق مي كند. دوباره مي پرسيم عابدزاده استقلالي است يا پرسپوليسي؟
** من پرسپوليسي بودم كه عاشق دختري شدم. ببينم اشكالي ندارد كه اين طوري حرف مي زنم؟
* نه!حرف بدي نمي زنيد، همه مردها روزي عاشق شده اند!
** بله بله... من عاشق همسرم شدم و با او هم ازدواج كردم، ولي خانواده همسر من همه استقلالي بودند. از طرفداران دو آتشه استقلال كه حتي نمي توانستند تحمل يك عضو پرسپوليسي را داشته باشند چه برسد به اينكه ببينند يك بازيكن پرسپوليس در خانواده آنهاست. من هم از استقلال پيشنهاد داشتم و هم از پرسپوليس. مي خواستم مثل هميشه انتخاب خودم را داشته باشم. ولي بين دو تا عشق گير كردم. مي دانستم كه اگر به پرسپوليس بروم، ديگر همسرم را به دست نمي آورم. مجبور بودم آن طور انتخاب كنم.
* پشيمان نشدي؟
** هيچ وقت در موردش با كسي صحبت نكردم. اما هميشه دنبال يك موقعيت مي گشتم كه خودم را خلاص كنم. خلاص كه نه... ولي مي دانستم يك روز به پرسپوليس مي روم.
* حتي اگر پاي مشكلات باز مي شد؟
** من همسرم را هميشه خيلي دوست داشتم، ولي در واقع دنبال اين هم نبودم كه با فوتبال زندگي ام را خراب كنم. در كنار اينكه من مي دانستم مي توانم پايه زندگي ام را محكم كنم كه با اين جور مسائل همه چيز خراب نشود.
* واقعاً نشد؟وقتي به پرسپوليس رفتي هيچ اتفاقي نيفتاد؟
** آن زمان ديگر نه!معلوم بود كه خانواده ام حق را به من مي دهند. آن روز ديگر بحث هواداري و دوست داشتن مطرح نشد. من مصدوم شدم. مصدوميتي كه هيچ وقت به شكلي كامل بهبود نيافت. من هميشه با دردي در پا بازي مي كردم. وقتي مصدوم شدم، هيچ كس سراغي از من نگرفت. حتي يك بار هم نيامدند سراغم. برايم ناراحت كننده بود. من به اندازه اي براي استقلال زحمت كشيده بودم كه از اين رفتار آقايان به اين نتيجه برسم كه برايشان اهميتي ندارم.
* ولي هيچ وقت همين حرفها را براي مردم نزديد. وقتي از استقلال رفتيد و با پرسپوليس قرارداد بستيد، نقش اول خائن را براي تمام استقلالي ها پيدا كرديد! 
** من نيازي نمي ديدم توضيحي بدهم. نمي گويم مي ترسيدم، نه!من كلاً آدم ترسويي نيستم. ولي احساس مي كردم همان كساني كه آن برخوردها را با من داشتند، خودشان هم بايد بيايند و بگويند چرا عابدزاده رفت. من فحش خوردم، به من توهين شد، هتاكي شد، بي حرمتي شد، ولي هرگز واكنشي نشان ندادم. چون مي دانستم اگر عابدزاده براي اين مردم اهميتي نداشت هيچ وقت زحمت فحش دادن و دعوا كردن را به خودشان نمي دادند.
* همان فاصله يك قدمي عشق و نفرت است. يك دفعه پاره شد.
** البته نه براي همه. خيلي از استقلالي ها هميشه برايم احترام قائل بودند. گفتم كه اكنون هم مديون آنها هستم. دعايي كه آنها براي من مي كردند برايم يك دنيا ارزش داشت. اگر مي خواستند نباشم، هيچ وقت براي من پيش خدا خواهش نمي كردند.
* عابدزاده... ما فكر مي كنيم حيف شد. اين را خود شما هم بايد قبول داشته باشيد. ما فكر مي كنيم مي توانست يكي از جدي ترين گزينه هاي سرمربيگري تيم ملي باشد. ولي...!
** نمي دانم. هنوز هم دير نشده. من ضربه سختي خوردم. ولي همين اتفاق خيلي چيزها را به من ثابت كرد. خيلي ها را به من نشان داد. فهميدم خدايي هست كه مي توانم وقتي دستم به هيچ كس و هيچ چيز نمي رسد، از او كمك بگيرم.
* مي داني چه كسي بوديد؟ همان فاتح مطلق ملبورن، فاتح ژرلاند. بازي با استراليا و آمريكا كه هرگز فراموش نمي شود. به هر حال هر چه بوده تمام شده. ما امروز با كسي حرف مي زنيم كه در تاريخ دربي يك آمار جاودانه و شايد تا اطلاع ثانوي تكرار نشدني دارد.
** بله!  من هرگز شكست نخوردم. نه با پيراهن استقلال مقابل پرسپوليس باختم و نه مقابل استقلال با پيراهن پرسپوليس.
* يادم هست يك بار قبل از آغاز بازي در مصاحبه زنده تلويزيوني اين حرف را زدي. گفتي هيچ وقت نباختم، اين بار هم نمي بازم. آن روز استقلال تيم كاملي بود. حتي خوش بين ترين هوادار پرسپوليس هم پيش بيني برد شما را نداشت. سال 77 با گل هاشمي نسب پيروز شديد.
** من مطمئن بودم كه نمي بازم. هميشه به بقيه اعضاي تيم هم مي گفتم كه قرار نيست شكست بخورم. مي گفتم اصلاً شما ول كنيد برويد. من يك نفره استقلال را شكست مي دهم!
* همين شكل رفتاري بود كه شما را متمايز مي كرد.
** دروازه بان بايد گستاخ باشد... نترس، بي كله و تا حدودي هم وحشي. البته فقط در زمين مسابقه. من امسال خيلي سعي مي كنم روي دروازه بانهاي پرسپوليس چنين مسائلي را كار كنم. بايد بفهمند كه تيم روي روحيه دروازه بانش مي چرخد. تيمي كه تهاجمي فكر مي كند، اگر دروازه اش مطمئن نباشد، نمي تواند جلو راحت كار كند. من نمي ترسيدم.
* فكر مي كنم به جز يك مرتبه. همان دربي جنجالي سال 79 كه نوازي و هاشمي نسب گل زدند. پرسپوليس جلو بود و دقايق آخر بازي عقب افتاد. من در ورزشگاه بودم و در جايگاه خبرنگاران به اين فكر مي كردم كه عابدزاده اولين شكست را تجربه مي كند.
** آن روز را خوب يادم هست. مي خواستم ضربه نوازي را با يك دست بگيرم، ولي توپ از دستم ليز خورد و وارد دروازه شد. من هيچ وقت پايم نمي لغزيد، ولي آن روز دوبار اين اتفاق افتاد و هر دو بار هم توپ گل شد. من اصلاً نترسيدم، شكي نداشتم كه نمي بازم. باورتان نمي شود، ولي اگر مي ديدم بچه ها نمي توانند گل بزنند، خودم جلو مي رفتم. مي رفتم و گل آخر را مي زدم.
* آن دربي تلخي بود.
** شايد. اتفاقات بعد از بازي تلخ ترش كرد. ما مي توانستيم به راحتي پيروز شويم. مي توانستيم ولي نشد. همان اتفاقات بود كه استقلال را قهرمان كرد.
* قاعده اي در مورد دربي هست كه مي گويد هميشه تيمي كه قويتر است شكست مي خورد.
** اين قاعده ها را الكي خودمان مي سازيم. اين حرفها نيست. دربي دقيقاً به روحيه و نقش بازيكنان بستگي دارد. روحيه در اين بازي حرف اول را مي زند. مربي تيم وقتي علي پروين باشد، مي تواند از يك پسر تازه وارد مثل هاشمي نسب يك گلزن تمام عيار بسازد. اين بازي خاص خودش است. اگر از من بپرسيد، مي گويم حساس ترين بازي دنياست!
* اين را هم مي توان گفت!البته فيفا اعلام كرده دربي استقلال و پرسپوليس يازدهمين بازي بزرگ و حساس باشگاهي جهان است.
** آنها براي خودشان مي گويند. اهميتي ندارد!  من مي گويم اين بزرگترين و حساس ترين مسابقه جهان است. مسابقه اي كه من هيچ وقت بازنده اش نبودم.
* و سؤال آخر... اين بار چه كسي پيروز مي شود؟
- خب معلوم است... ما!پرسپوليس مي برد. البته اگر روي نيمكت پرسپوليس نمي نشستم اين جوري جواب نمي دادم.
* يعني احتمال باخت پرسپوليس را هم مي داديد؟
** نه!آن وقت مي گفتم اميدوارم بازي خوبي باشد. هيچ وقت دوست ندارم دل استقلالي ها را بشكنم، هرچند متأسفانه خيلي روزها اين كار را كردم.

  


حتي بعد از شكست مقابل ميلان در دربي مادونينا ؛
مورينيو، مغرور تا ابد!

 

انگار نه انگار كه اينتر دربي پرسر و صداي ميلان را به رقيب ديرينه اش باخت. انگار نه انگار كه رونالدينيو اولين گلش براي ميلان را در چه بازي سرنوشت سازي به ثمر رساند. انگار نه انگار كه نراتزوري در ديدار دربي يكشنبه شب، بدترين نمايش ممكن در هفته هاي اخير را از خود ارائه داده اند.
اما خوزه مورينيو و بازيكنان او كه در اين مدت خيلي خوب يادگرفته اند كه چه مواقعي بايد از مربي خود حمايت به عمل آورند، اصلاً به اين حرفها كاري ندارند. مورينيو كه تا 24 ساعت قبل اين بازي ايتالياييها را مسخره مي كرد كه تمام فكر و ذكر آنها شوهاي تلويزيوني است و اصلاً علاقه اي به فوتبال ندارند و فقط به حاشيه ها و جنجالها اهميت مي دهند مي دانست كه بعد از پايان دربي «مادونينا» سؤالات ويژه اي براي او در راه خواهند بود. براي همين در شبي كه رونالدينيو سن سيرو را به وجد آورد و دين خود را به ميلان و هواداران اين تيم ادا كرد، آقاي خاص با استراتژي از قبل برنامه ريزي شده جلوي دوربينهاي تلويزيوني قرار گرفت و به سؤالات خبرنگاران جواب داد. و اينجا شو تلويزيوني مورينيو كه خود او بيش از هركس ديگري به اجراي آن علاقه دارد، روي صحنه رفت.«خب ميلان يك گل زد و ما هيچي!اين قصه اين بازي بود» دربي ميلان از نگاه مورينيو اين بوده است.
آقاي خاص كه حتي خيلي خوب فهميده كه در ايتاليا نبايد بي دليل سر داوري جنجال آفريني كند، درحالي كه قبل از بازي گفته بود از انتخاب مورگانتي براي قضاوت اين ديدار راضي است، در پايان مسابقه هم تأكيد كرد كه حتي باوجود چنين اتفاقهايي در طول اين بازي هم هنوز سرحرفش است. ولي گفت من درمورد مورگانتي حرف نمي زنم، براي اينكه دوست دارم در بازي بعدي روي نيمكت تيمم بنشينم. خط حمله ميلان متشكل از مثلث معروف «كا پا رو» فرصتي براي خوزه باقي نگذاشت كه ادعاهاي روزهاي اخير خود را تكرار كند.
مورينيو قبل اين بازي از ايتاليا و ايتالياييها انتقاد كرده بود و يك بار ديگر به رانيري مربي يووه تاخته بود. ولي شكست در دربي تا حدي از آتش تند مرد پرتغالي كم كرد تا او هم به جاي اينكه خود را درگير اين بگومگوهاي رسانه اي مربيان و بازتاب آنها در رسانه ها كند، به فكر برطرف كردن نقاط ضعف تيمي باشد كه يك نيمه تمام مقابل ميلاني كه تا همين هفته قبل در بحراني باورنكردني قرار داشت، حرفي براي گفتن نداشت. برزيليهاي ميلان در مهمترين بازي اول فصل شكست تلخي به مورينيو كه مدعي است در نقش يك مربي بزرگ به هيج وجه تاب شكست را ندارد، تحميل كردند. حالا خوزه كه تيمش دربي را به ميلان واگذار كرده و در جدول رده بندي هم با 10 امتياز پايين تر از تيمهايي نظير لاتزيو و ناپولي قرار گرفته، بايد يك بار ديگر روحيه پيروزي را به اينتر بازگرداند. ابزار آقاي خاص براي رسيدن به اين هدف همان غروري است كه او را تا امروز در ايتاليا به يك سوژه غيرقابل تكرار تبديل كرده است.
مورينيو مي داند كه با اين شكست او يك پله از جايگاهي كه روز قبل از دربي داشت، پايين ترآمده ولي خيلي خوب به اين نكته هم واقف است كه يك گل رونالدينيو نمي تواند تمام شخصيتي كه او از خودش در اين سه ماه ساخته، يك شبه به باد دهد...

  


با به ثمر رساندن دو گل براي قرمزها در دربي مقابل اورتون ؛
ال نينيو، پادشاه ليورپول

 

همه مي دانند كه دربي مرسي، قديمي ترين دربي دنياست و ليورپول و اورتون،  از سال 1894 تاكنون هربار كه مقابل يكديگر قرار گرفته اند، تنها با انگيزه شكست حريف ديرينه و همشهري پا به ميدان گذاشته اند. ولي اين بار، برخلاف سالهاي قبل، ستاره شماره يك اين دربي حساس، يكي از جوانترين ستاره هاي حاضر در ميدان بود.
فرناندو تورس،  ستاره شماره يك دربي معروف انگليس، هدايت قرمزپوشان را بر عهده گرفت و با درخشش چشمگيرش موفق شد تا پيروزي را به ليورپول هديه كند.
در ديداري كه شنبه شب در ورزشگاه گوديسون پارك برگزار شد، ستاره اسپانيايي قرمزپوشان،  هر دو گل تيمش را در فاصله كمتر از 5 دقيقه به ثمر رساند تا سه امتيازي حساس و كليدي را براي بنيتس و تيمش به ارمغان بياورد و اين درحالي است كه اورتون بهترين نمايش خود را در طول فصل به اجرا گذاشته بود.
ديويد مويس و توني هيبرت براي اين تيم به ميدان آمده بودند و ميكل آرتتا كه فصل گذشته در برخي ديدارها نتوانسته بود براي اورتون به زمين برود نيز در اين ديدار راهي ميدان شده بود. اما در ديگر سوي ميدان غايبان بزرگي به چشم مي خوردند.
خاوير ماسچرانو به دليل مصدوميت و همچنين يوسي بنايون نتوانستند براي بنيتس راهي ميدان شوند،  هر چند تيم،  چندان دلتنگ آنها نبود،  زيرا ستاره اي به نام فرناندو تورس به تنهايي تيم را به سه امتياز حساس اين دربي خانگي رساند.
ال نينيو با دو گل دقايق59 و 62 خود، موجبات پيروزي ليورپول در دربي حساس هفته ششم فوتبال جزيره را فراهم آورد و در صحبتهايي در پايان اين بازي، با اشاره به اينكه به دنبال آن است تا آمار گلزني سال گذشته اش را افزايش دهد، گفت: مي خواهم گلهاي زيادي به ثمر برسانم و ركورد فصل قبلم، يعني 33 گل در طول رقابتهاي ليگ برتر را بشكنم.
اين در حالي است كه ال نينيو در ديدارهاي هفته هاي اخير نتوانسته بود براي تيم بنيتس گلزني كند و اكنون و با دو گلي كه در دربي حساس شنبه شب به ثمر رساند به اين ناكاميها پايان داد.
خود تورس در اين رابطه ادامه داد: اينكه نتواني در طول شش مسابقه به گل برسي،  براي يك مهاجم؛ مدت زماني بسيار طولاني است. اين طور نيست كه با اين دو گل اعتماد به نفس مضاعفي پيدا كنم، بلكه به همين شدت،  به تلاشم ادامه خواهم داد. مي خواهم ركورد 33 گلي را كه در فصل قبل به ثمر رسانده بودم بهبود بخشم. از اهميت اين دربي براي هواداران تيم نيز مطلع بودم و به همين دليل نيز تلاش زيادي كردم تا به گل برسم و هدف من اين است تا به تيم كمك كنم تا به بهترين جايگاه در جدول برسد.
رافا بنيتس مربي اسپانيايي ليورپول هم از عملكرد ستاره هموطنش بسيار راضي و خرسند بود و در مورد تورس چنين گفت: بازيكنان جواني مثل فرناندو تورس مي توانند به تنهايي نتيجه بازي را عوض كند. او در ديدار مقابل اورتون هر دو گل ما را به ثمر رساند و عملكرد فوق العاده اي داشت.
اتفاقاً ال نينيو فصل گذشته و در دربي مقابل اورتون در آنفيلد بود كه اولين گلش را براي قرمز پوشان به ثمر رساند و شنبه شب هم يك بار ديگر به قهرمان بي همتاي قرمزپوشان مبدل شد.

  


خداحافطي تلخ مونتخويك با دربي كاتالونيا؛جنجالي ترين دربي هفته

 

* غزال زياري

دربي شنبه شب كاتالونيا ميان اسپانيول و بارسلونا كه با نتيجه دو بر يك به نفع تيم ميهمان به پايان رسيد، با حاشيه هاي زيادي همراه بود.
اين ديدار كه درهفته پنجم لاليگا برگزار مي شد، در حقيقت آخرين دربي ورزشگاه مونتخويك بود، چرا كه از فصل ديگر باشگاه اسپانيول به ورزشگاه ديگري منتقل خواهد شد.
در اواسط نيمه دوم دربي سنتي كاتالونيا به دليل پرتاب مشعلهايي از سوي تعدادي از اعضاي گروه Boixos Nois به سمت هواداران اسپانيول، بازي براي حدود 10 دقيقه متوقف شد. تعدادي از اين تماشاگران به سمت نيروهاي گارد امنيتي ورزشگاه هجوم آوردند و اين درحالي بود كه داوران و تعدادي از بازيكنان نيز داخل زمين بودند و برخي از بازيكنان تيم ميزبان، خشونت طلبان را به آرامش فرا مي خواندند.
اين در حالي است كه سران ورزشگاه نيوكمپ همواره از ورود اعضاي اين باند به ورزشگاه جلوگيري مي كنند، ولي اين اتفاقي است كه در ورزشگاه خانگي مونتخويك رخ داد تا آخرين دربي برگزار شده در اين ورزشگاه  رنگ خشونت به خود بگيرد.
پس از 10 دقيقه  اين خشونتها فروكش كرد و بازي دوباره از سر گرفته شد. با شروع مجدد ديدار، ورق به سمت بارسا برگشت و شاگردان پپ در حالي كه از نظر آمار و ارقام، برتري فاحشي نسبت به تيم حريف داشتند، در نهايت موفق شدند تا با به ثمر رساندن دو گل،  سه امتياز اين ديدار را مال خود كنند. اين در حالي بود كه آمار و ارقام از برتري فاحش بارسا خبر مي داد و موقعيتهاي گل آنها شايد 10 برابر موقعيتهاي گل تيم ميزبان بود. ولي شاگردان «پپ» نتوانستند اين برتري قاطع را در نتيجه نيز ثابت كنند و در نهايت هم با اختلاف يك گل و آن هم به سختي از سد حريف خود عبور كردند.
گلي كه آبي و اناري پوشان از روي نقطه پنالتي در دقايق تلف شده به ثمر رساندند، هم بحثها و حاشيه هاي فراواني با خود به همراه داشت. كارشناسان اسپانيايي معتقدند كه خطاي پنالتي اعلام شده روي ساموئل اتوئو اشتباه بوده و داور اين ديدار را به ضعف در كنترل ديدار و اشتباهات متعدد متهم نموده اند.
بارسلونا برغم اينكه ميهمان بود اما خشونت بيش از حد گروهي از هوادارانش موسوم به Boixos Nois كه معمولاً در ورزشگاه نيوكمپ جايي ندارند به پرداخت 100 هزار يورو جريمه و تيم اسپانيول هم به يك جلسه محروميت از همراهي تماشاگران محروم شد
خوان سائورا، يكي از مسؤولان اجرايي اين ديدار،  در صحبتهايي در اين رابطه،  با اعلام اينكه 5 نفر از متهمان پرتاب اين مشعلها دستگير شده اند، به اين نكته اشاره كرد كه بازجويي از عاملان اتفاقات آغاز شده است.
واكنش سران دو باشگاه با اين ماجرا در نوع خود جالب توجه است. سران باشگاه اسپانيول جلسه اي فوق العاده تشكيل دادند و به بررسي اين اتفاقات پرداختند. سران اين باشگاه به دنبال آن هستند تا از وقوع مجدد چنين اتفاقاتي جلوگيري كنند و در اولين گام از افراد دستگير شده شكايت كردند ، ولي موضع سران بارسا به نحو ديگري است. آنها اعضاي گروه Boixos Nois را مقصران و متهمان اين اتفاقات مي دانند و يكي از مسؤولان نيوكمپ در اين رابطه گفته:  اعضاي اين گروه با ورود به ورزشگاه،  خود را از طرفداران تيم جلوه مي دادند و ظاهراً به دنبال آن بودند تا در فضايي گرم و پرهيجان تيم را تشويق كنند. ولي در طي سالهاي اخير ثابت شده كه خشونت و وحشي گري نيز يكي از راههاي ابراز احساسات است كه از سوي برخي هواداران راديكال صورت مي پذيرد. ولي اين مغاير با برخوردهاي با وقار هواداران نيوكمپ است . آنها با برخوردي روشنفكرانه تيم را در داخل و خارج از زمين حمايت مي كنند، ولي واكنش اعضاي باند Boixos Nois غير قابل توجيه است.
خوان لاپورتا، رئيس باشگاه بارسا،  در اين رابطه با بيان اينكه مسؤوليتي متوجه آنها نيست، خيال خود را راحت كرد. اين در حالي بود كه پس از مدتها،  رؤساي دو باشگاه، برخورد بسيار مناسبي با يكديگر داشتند و در اوج احترام، با هم ديدار نمودند. آنها با يكديگر دست دادند، به صحبت و گفتگو پرداختند و شانه به شانه هم، ديدار را تماشا مي كردند. با پايان يافتن اين بازي نيز، سران هر دو باشگاه با ابراز تأسف از اتفاقات سخن به ميان آوردند.
لاپورتا در اين رابطه گفت: نمي توان تيم بارسلونا را در اين رابطه متهم كرد. ما در طول شش سال اخير،  راهكارهاي زيادي را براي برطرف كردن اين مشكل در ورزشگاه خانگي مان انديشيده ايم و كاملاً موفق شده ايم تا بر اين مشكلات فائق آئيم ولي اميدوارم كه مسؤولان باشگاه اسپانيول براي برطرف كردن هر چه زودتر اين مشكل، دست به كار شوند تا اين اتفاقات دوباره نيفتد.
خوردي ارئو، شهردار بارسلونا نيز با ابراز تأسف فراوان از ماجراي ورزشگاه مونتخويك، با اشاره به اينكه فوتبال زيباي منطقه كاتالان با اقدامات نامعقول به زشتي كشيده مي شود، گفت: دربي كاتالونيا،  ديداري تماشايي و احساس بر انگيز است ولي نبايد بيش از حد احساساتي شد. اين اصلاً درست نيست كه براي حمله به هواداران تيم حريف از مشعلهاي برافروخته استفاده شود. اين حركتي غيرقابل قبول است. چنين رفتارهايي نبايد تكرار شود و بايد در اين رابطه نهايت تلاش را به كار گرفت.
يوهان كرايوف، مرد افسانه اي باشگاه بارسلونا نيز در پي حوادث شنبه شب ورزشگاه مونتخويك با ابراز تأسف فراوان از اين ماجرا، گفت: اتفاقي كه شنبه شب در ورزشگاه مونتخويك افتاد،  بسيار تأسف انگيز است و براي فوتبال، عواقب بسيار بدي دارد. به نظر من اتفاقات شنبه شب، گام بزرگي رو به عقب بود و بايد از اين پسرفتها جلوگيري به عمل بياوريم.
  اسطوره هلندي دنياي فوتبال، در ادامه صحبتهايش با متهم كردن اعضاي باند Boixos Nois گفت: رئيس باشگاه بارسلونا از رخ دادن چنين اتفاقاتي در نيوكمپ به خوبي جلوگيري كرده است و به اعضاي اين باند، اجازه ورود به ورزشگاه را صادر نمي كند. به نظر من بايد از فوتبال به عنوان يك جشن بزرگ ياد كرد و نه اينكه چنين برخوردهايي را انجام داد. فوتبال جشن بزرگي براي تمام اعضاي خانواده است ولي به نظر مي رسد اعضاي اين باند، چيزي از اين صحبتها نمي فهمند،  نه درفوتبال و نه در هيچ ورزش ديگري.
كرايوف در پايان صحبتهايش با اشاره به خطاي پنالتي اي كه در ثانيه هاي پاياني ديدار به نفع آبي اناري پوشان اعلام شد، گفت: من بازي را به صورت زنده تماشا مي كردم، هر چند كه اين فرصت را پيدا كردم تا بار ديگر به تماشاي بازي بپردازم، به نظر من بازيكن اسپانيول،  فقط توپ را زد.

  


شايعه اي كه شهر را به هم ريخت ؛ گاسكويين مرده يا زنده؟

 

خبري كه روي سايتهاي اينترنتي آمد، خيلي كوتاه و مختصر بود. پل گاسكويين مرده است. ولي پليس بريتانيا خيلي زود اين خبر را تكذيب كرد. روز پنجشنبه گذشته شايعاتي بي اساس در مورد مرگ احتمالي ستاره سابق تاتنهام و لاتزيو در عرض چند ساعت تمامي سايتهاي اينترنتي را به هم ريخت.
اخبارپراكنده اي كه هواداران و دوستداران گازا را در شوك كامل فرو برد و البته هيچ كس را هم از شنيدن آن متعجب نكرد. تمامي مراكز پليس در آن چند ساعت به اشغال طرفداران گاسكويين درآمد كه مي خواستند در مورد زنده بودن يا مرگ احتمالي او مطلع شوند و اخبار دقيقي داشته باشند.
حتي تلفن دفتر روزنامه سان براي ساعتها اشغال شد تا همه درمورد سلامتي گازا از مسؤولان اين نشريه اطلاعات دقيق دريافت كنند.
اگرچه پاسخ پليس و خبرنگاران به مردم يك جمله بود: «اين شايعه كذب محض است!» يكي از سخنگوهاي پليس در اين رابطه گفت: «ما دهها تلفن در مورد مرگ احتمالي گاسكويين داشته ايم، ولي به هيچ وجه اين خبر صحت ندارد.» آنچه هواداران گازا را نگران كرده بود، آخرين خبرهاي شنيده شده در مورد سلامتي جسمي و روحي گاسكويين بود كه بعد از بي هوشي او در پرتغال براثر مصرف بيش از اندازه مواد مخدر و الكل، سرزبانها افتاده بود.
به گفته پليس، گاسكويين هنوز زنده و سرحال است و اخبار مربوط به مرگ او هم همگي دروغين و ساختگي هستند. ولي خيلي ها از خود سؤال مي كنند گاسكويين تا چه روزي با اين وضعيت جسمي وخيم دوام خواهد آورد. گازا هفته پيش درحالي كه حالش خيلي بد بود، خطاب به همسر و فرزندش مي گفت كه او را راحت بگذارند براي اينكه مي خواهد در آرامش بميرد.
احتمالي كه خانواده او ظاهرا خود را براي مقابله با آن آماده كرده اند. «ديلي استار» هفته قبل در گزارشي كامل تمامي ماجراهايي را كه از ششم نوامبر سال گذشته براي گازا رخ داده بود، فهرست كرد و از روزي كه جلو او را در پرتغال گرفتند و نگذاشتند به خاطر مصرف بيش از اندازه مواد مخدر سوار هواپيما شود، همه ماجراهاي زندگي پرفراز و نشيب او را شرح داده است.
آخرين شاهكار گاسكويين ده روز پيش رخ داد؛ وقتي كه او به دليل مصرف بي رويه سي بطري نوشيدني الكلي كنترل خود را از دست داد و در اقدامي غيرمنتظره به پاپ رهبر كاتوليكهاي جهان و جرج بوش تلفن كرد.
نزديكان او گفته اند گاسكويين مي خواسته با بوش رئيس جمهور آمريكا در مورد مشكلات شخصي خود حرف بزند.
يكي از شاهدان عيني اين ماجرا مي گويد: «گازا اصلا حالش خوب نبود. حرفهاي بي ربط مي زد.
حتي از تلفن به پاپ مي گفت كه مي خواسته به او كمك كند و حتي گفته كه به كاخ سفيد تلفن كرده تا با بوش حرف بزند.




شايد براي اينكه او آن شب نوشيدني الكلي زيادي درزماني كوتاه مصرف كرده بود. و چون همه مشكلات گازا با الكل را مي دانند، هيچكس تلاشي براي جلوگيري از وخيم شدن اوضاع او نمي كند.
ديلي استار در گزارش خود نوشته كه گازا حتي در جواب درخواست يك پسربچه كه از او امضا خواسته بوده هم حركت غيرمنتظره اي انجام داده است.
اين پسربچه تعريف كرده كه گازا تلفن را از دست او گرفته و گفته زماني كه با او حرف مي زند، هيچ كس نبايد به او زنگ بزند.
و بعد هم گوشي تلفن را خورد كرده و به صاحبش تحويل داده است.
اين پسربچه كه از ديدن اين صحنه در شوك فرو رفته بود، گفته كه همان لحظه به پليس زنگ زده است ولي ديگر چيزي از گوشي تلفنش باقي نمانده بود. و حالا گاسكويين به نوشته ديلي ميرر با اين خطر جدي روبروست كه براي سومين بار در سال جاري و شش ماه بعد از بستري شدن در بيمارستاني كه او را براي ترك مواد مخدر و الكل نگه داشته بودند، يك بار ديگر به چنين مكاني بازگردد.
اينكه خبر مردن يا زنده بودن او براي چه سرزبانها افتاده، معلوم نيست.
آنچه مسلم است، گازا خودش بيش از هركس ديگري از اين وضعيت به ستوه آمده و براي همين به همسر و فرزندش هم گفته كه اجازه دهند او بميرد.
ماههاي اخير زندگي گاسكويين با حواشي تلخي همراه بوده كه سرنوشت او را به طور كلي تغيير داده اند. گازا حالا يك الكلي شناخته شده در سراسر دنياست كه حتي شنيدن خبرمرگش هم ديگر كسي را متعجب نمي كند.او در مسيري گام برمي دارد كه انتهاي آن چيزي جز نابودي و مرگ نيست.
كنترل اختيار او به طور كامل از دست خودش و خانواده اش خارج شده و در اين اوصاف و شرايط به سختي مي توان به آينده اي سالم اميدوار بود. گاسكويين حتي عقلش را هم از دست داده و صحبتهايي نظير ملاقات با بوش و پاپ هم در راستاي همين حرفهاي بي ربطي است كه هرازگاهي روي سايتهاي خبري به چشم مي آيد. گاسكويين دوست دارد بميرد. چرايش را هم به كسي نمي گويد.
او بيماري است كه وخامت اوضاع او همه را نگران كرده و حالا زندگي او فقط به يك مو بند است.

  


خيخون، تيم ركوردهاي منفي؛ بدترين باشگاه تاريخ لاليگا

 

عنوان بدترين باشگاه تاريخ لاليگا هم در نوع خود عنوان كمي نيست!اسپورتينگ خيخون را مي توان ضعيف ترين تيم حاضر در رقابتهاي لاليگا دانست.
شايد كمتر تيمي در فوتبال اروپا پيدا شود كه در پايان هفته پنجم رقابتها، بدون كسب هيچ پيروزي و يا تساوي و با تقبل 5 شكست پي در پي، بر پايين ترين سكوي جدول رده بندي تكيه بزند، ولي اسپورتينگ خيخون اين افتخار بزرگ(!) را به خود اختصاص داده است.
شاگردان پرسيادو كه فصل گذشته را با عنوان سومي رقابتهاي دسته دوم فوتبال لاليگا به پايان برده بودند، به دنبال آن بودند تا همراه با تيمهاي تازه صعود كرده اي همچون مالاگا و نومانسيا، شروع خاطره انگيزي در رقابتهاي دسته اول لاليگا داشته باشند، هر چند در رسيدن به هدفشان نيز تا حدودي موفق شدند، زيرا اكنون و در پايان رقابتهاي هفته پنجم، با پذيرش 5 شكست و دريافت بيست گل، در حالي كه تنها 6 گل وارد دروازه حريفان كرده اند، قعر نشيني مقتدرانه اي در جدول لاليگا دارند و به تيمي خاطره ساز مبدل شده اند! اسپورتينگ خيخون،  تيمي سيري ناپذير به نظر مي رسد كه از دريافت گلهاي پي در پي خسته نمي شود.
آنها در هفته اول رقابتهاي لاليگا با نتيجه 2 بر يك مغلوب ختافه شدند، در هفته دوم با نتيجه 4 بر 3 مقابل سويا تن به شكست دادند و در هفته هاي سوم و چهارم هم شكستهاي سنگيني را با نتايج 6 بر يك و 7 بر يك مقابل بارسلونا و رئال مادريد متحمل شدند.
هر چند نتيجه ديدار شنبه شب آنها مقابل ويارئال، بسيار راضي كننده مي نمود، زيرا آنها تنها يك گل دريافت كردند و اين نتيجه بسيار قابل قبولي است. به نظر مي رسد خيخوني ها تا حدودي به خود آمده و در صدد جبران اين نتايج ضعيف برآمده اند، ولي هنوز موفق نشده اند حتي يك امتياز را مقابل اسم خود درجدول لاليگا ثبت كنند.
آنها در ديدار شنبه شب مقابل زردپوشان بالا نشين، بسيار معقول و منطقي ظاهر شدند و در حالي تنها با يك گل تن به شكست دادند كه در حدود 55 درصد از زمان مسابقه توپ و ميدان را در اختيار داشتند. آنها در طول ديدار شنبه شب 16 بار ضرباتي را به سمت دروازه ديه گو لوپس روانه كردند و اين در حالي بود كه تعداد شوتهاي زردپوشان، تنها 8 عدد بود. شاگردان پرسيادو در زمينه هاي مختلفي پيشرفت كرده اند و فقط به اثبات توانايي هايشان مي انديشند.
آنها در جريان رقابتهاي هفته ششم لاليگا، يكشنبه شب ميهمان مايوركا خواهند بود و در هفته هفتم، از اوساسونا پذيرايي خواهند كرد.
اسپورتينگ خيخون، تيمي زخم خورده است، ولي بايد اين تيم را مجروحي مغرور دانست كه كم كم به دنبال دفاع از حيثيت خود مي گردد. نتيجه قابل قبول ديدار هفته پنجم آنها، تا حدود زيادي گوياي همين نكته است.
مانولو پرسيادو، مربي اسپورتينگ پس از شكست يك بر صفر شاگردانش مقابل تيم قدرتمند ويارئال ،در صحبتهايي در رابطه با نتيجه اين ديدار گفت: «هنوز بسيار گيج و منگم، هر چند از شيوه بازي شاگردانم بسيار راضي و خوشحالم.» او در ادامه صحبتهايش، با اشاره به اينكه شاگردانش بايد همين راه را دنبال كنند، گفت:«ما در مسير خوبي قرار گرفته ايم و بايد همين راه را دنبال كنيم، زيرا ما را به موفقيت خواهد رساند.
بازي مقابل ويارئال، كامل ترين و بهترين بازي تيم ما بود و چه در خط دفاع و چه در خط حمله بسيار خوب ظاهر شديم و بايد به همين شيوه به تلاشمان ادامه دهيم.
تيم ما در ديدار مقابل ويارئال 90 دقيقه درخشيد ونه تنها در خط حمله، بلكه در خط دفاع نيز كم اشتباه و فوق العاده ظاهر شد. باوجود شكستي كه متحمل شديم، بازيكنانم بازي فوق العاده اي را به نمايش گذاشتند و بايد بدانند كه با به كار گرفتن همين ميزان تلاش و دوندگي، مي توانند مقابل هر حريفي به برتري برسند.»
اسپورتينگ خيخون، تيمي است كه در ابتداي اين فصل به رقابتهاي دسته اول لاليگا صعود كرده و شايد به همين دليل نيز باشد كه هنوز نتوانسته آن طور كه بايد و شايد، خود را پيدا كند. بالاترين جايگاهي كه اين تيم در رقابتهاي دسته اول لاليگا دركارنامه خود مي بيند، جايگاه دوم است كه در فصل 9-1978 به دست آمد و بدترين جايگاه آنها نيز جايگاه بيستم بود كه در فصل  8-1997 رقم خورد.
اين تيم به طور كلي 37 بار در رقابتهاي دسته اول لاليگا حاضر بوده و 41 فصل نيز در رقابتهاي دسته دوم توپ زده و در جايگاه كلي فوتبال اسپانيا، تيم نه چندان قدرتمندي محسوب مي شود.
مانوئل پرسيادو از فصل7-2006 مربيگري اين تيم را بر عهده دارد و سابقه مربيگري تيمهاي ضعيفي همچون لوانته، مورسيا و راسينگ سانتاندر B را در كارنامه خود مي بيند.
اسپورتينگ خيخون، به لطف همين مربي موفق شد به رقابتهاي دسته اول لاليگا صعود كند و به نظر مي رسد با وجود نتايج ضعيف هفته هاي اخير، هنوز نااميد نشده و به بلند شدن دوباره مي انديشد.

بي همتا در اروپا
اسپورتينگ در حالي اين ركورد منفي را با خود يدك مي كشد كه در كشورهاي ديگر همه تيمهايي كه درقعرجدول حضور دارند، نسبت به اين تيم وضعيت بهتري دارند.
در ايتاليا، كالياري هم صفر امتيازي است ولي فقط 8 گل دريافت كرده و در انگليس تاتنهام بعد از 4 مسابقه حداقل يك امتياز ناقابل كسب كرده و اختلاف گلش هم 3 - است و نه 16-!انرگي كوتبوس هم يك امتياز دارد و در فرانسه هم نانت و سوشو آمار بهتري ثبت كرده اند. در مورد اسپورتينگ امروز ديگر به همه ثابت شده كه جوانان اسپورتينگ نمي توانند براي اين تيم معجزه كنند. سال 1997 اسپورتينگ يك بار ديگر با باخت شروع كرده بود و در عرض چند هفته اول 14 گل از حريفان دريافت كرد.
آنها در آن رقابتها 29 بازي را واگذار كردند و بيست و سه مسابقه را بدون پيروزي پشت سرگذاشتند و عنوان بدترين تيم تاريخ لاليگا را به خود اختصاص دادند. ولي امسال شروع آنها به مراتب سخت تر بود. در تاريخ لاليگا تنها دو تيم از اسپورتينگ عملكرد بدتري داشتند.
فصل 1942-1941 و فصل 1952-1951 اويدو و ساراگوسا 21 گل در چهار بازي اول فصل دريافت كردند ولي هردو از خطر سقوط در روزهاي آخر نجات يافتند.

  


پاي صحبت ديروزيها ؛ دربي يعني حساسيت و شانس!

 

* نورا مهدوي


رأفت: در فوتبال بايد جنگيد





پايان رأفت، مهاجم تنومند و سابق پرسپوليس يكي از چهره هاي خاطره ساز دربي تهران است. هر وقت اسم رأفت مي آيد تمام علاقه مندان به فوتبال در ايران ياد مشت پرويز برومند مي افتند كه پاي گونه او نشست و تا مدتها سوژه بود.
* به دربي تهران نزديك مي شويم، در مورد اين بازي بزرگ صحبت كنيد؟
** در حال حاضر شرايط پرسپوليس خيلي بهتر از استقلال است چون ليگ را خيلي خوب شروع كرده و بازيكناني مثل علي كريمي و دي كارمو هم به پرسپوليس اضافه شده اند. استقلال هم در اين دو هفته استقلال اهواز و راه آهن را برد كه البته راه آهن را به سختي شكست داد. در هر صورت دربي سخت است و بازيكن خاص مي خواهد كه خوب بدود و خوب پوشش بدهد و جو بازي او را نگيرد. معمولاً بازيكنان ايراني فقط بازي مي كنند اما گاهي اوقات در فوتبال بايد جنگيد. چرا بازيهايي كه در اروپا برگزار مي شود اين قدر قشنگ است؟ مثلاً بازيهايي كه در باشگاههاي انگليس برگزار مي شود. چون آنها علاوه بر بازي در زمين خوب مي جنگند. همين فاكتورها تفاوت ما با آنهاست كه فكر نمي كنم به اين زودي اين فاصله ها جبران شود. البته اميدوارم دربي جمعه زيبا و بدون حاشيه باشد.
* اما جذابيت دربي به حاشيه هاي آن است.
** بله، اصلاً كل فوتبال حاشيه است اما بي حرمتي و بي انضباطي فضاي فوتبال را كثيف مي كند.
* چرا دربي تهران معمولاً بازي قشنگي از آب در نمي آيد؟
** خيلي فاكتورها در اين مسأله تأثيرگذار است و بهتر است از كارشناسان بپرسيد. ما دربي ايراني داريم چون فوتبال خودمان را بازي مي كنيم و تماشاگران هم از همين دربي ايراني لذت مي برند.
* شما يكي از چهره هاي خاطره ساز دربي تهران هستيد.
** همان دعوا را مي گويي(خنده)
* بله، واقعاً چرا آن اتفاق بين شما و پرويز برومند افتاد؟
** فراموش كن! اميدوارم ديگه شاهد چنين صحنه هايي در هيچ بازي نباشيم ولي پرويز منو به نامردي زد!

نوازي: نمي خواهم به آن روزها برگردم





محمد نوازي كه سابقه گلزني در دربي آن هم به احمدرضا عابدزاده را دارد معتقد است اين بازي با همه بازيها فرق دارد.
* مي خواهيم در مورد دربي صحبت كنيم.
** هيچ صحبتي ندارم و براي هر دو تيم آرزوي موفقيت مي كنم. اصلاً بازيها را دنبال نمي كنم چون مشغول كارهاي شخصي ام هستم.
* به نظر شما چرا دربي تهران هيچ وقت بازي قشنگي نبوده است؟
** به خاطر حساسيت است. اين بازي با بازيهاي قبلي و بعدي فرق دارد. به اينكه پرسپوليس قويتر است يا استقلال، اينكه بازي قبلي را برده اند يا باخته اند هم ربطي ندارد. از قبل حاشيه درست مي كنند و مطبوعات هم در اين مسأله سهيم هستند. هر 25 بازيكن دو تيم حاضرند تمام بازيهاي ديگر را نباشند اما در اين بازي به ميدان بروند و بازي كنند. شرايط اين بازي خيلي سخت است. بازيكنان جديدي كه به اين دو تيم مي آيند خيلي كم پيش مي آيد كه در دربي خوب بازي كنند و هميشه با تجربه ها بهتر كار مي كنند. فكر مي كنم در اين بازي از استقلال پيروز قرباني، مجتبي جباري و وحيد طالب لو و از پرسپوليس كريم باقري و علي نيكبخت كه از بقيه باتجربه تر هستند بهتر كار كنند.
* علي كريمي هم باتجربه است.
** باتجربه هست اما هنوز به شرايط آرماني نرسيده كه بتواند خوب كار كند. در كل هر كسي كه از موقعيتها خوب استفاده كند و به حاشيه نرود مي تواند برنده اين بازي باشد.
* بهترين خاطره از دربي؟
** گلزدن به پرسپوليس و پيروزي يك بر صفر در دربي خاطره هاي خوب من است. خوب بازي كردنم مقابل پرسپوليس از همه خاطره هايم بهتر است. من هميشه در دربي خوب بازي كرده ام.
* بدترين خاطره؟
** در آن بازي كه 2-2 شديم با حميد استيلي درگير شديم و مشكلاتي ايجاد شد.
* اگر به آن روز برگردي باز هم با استيلي درگير مي شوي؟
** نه، نه، اصلاً اگر به آن روزها برگردم استقلال و پرسپوليس را انتخاب نمي كنم. (آه بلند مي كشد) اصلاً همه اينها حرف است چون آن روزها بر نمي گردد. متأسفانه من راهنماي خوبي نداشتم. فوتبال هم الان شده حاشيه و زير ميزي كار كردن، بعد از 12 سال مثل يك بطري خالي آدم را دور مي اندازند و پشيمان مي شوي كه چرا اين راه را رفته اي و در اين تيم بازي كرده اي. هيچ جاي دنيا با كاپيتان و بزرگترهاي تيم اين كار را نمي كنند. اين كارها را كساني مي كنند كه در رأس كار هستند و اين روزها را نديده اند واين تصميمات را مي گيرند.
* چه تيمي در اين بازي برنده مي شود؟
** زماني كه خودم هم بازي مي كردم نمي گفتم چه تيمي برنده مي شود. مي گفتم هر كسي خوب بازي كند و از موقعيتها استفاده كند برنده مي شود. الان هم هر كسي بهتر باشد و از موقعيتهايش به خوبي استفاده كند برنده مي شود.


عنايتي: با معدنچي و نصرتي كُري مي خوانيم





رضا عنايتي در امارات است اما وقتي صحبت از دربي تهران مي شود گل از گلش مي شكند، او خيلي دوست دارد در ايران باشد و روز جمعه در دربي تهران به زمين برود و بازي كند اما اين آرزوي محالي براي مهاجمي است كه بر خلاف بازيهاي ملي در بازيهاي باشگاهي خوب گل مي زند.
* كم كم به دربي تهران نزديك مي شويم؟
** (خوشحال مي شود) به به، الان تهران چه خبر است. بازار كري و حاشيه داغ داغ است. حيف كه نيستم تا در اين حال و هوا باشم. هواداران دو تيم هم كه حسابي مشغول كركري هستند.
* اين بازي را چطور پيش بيني مي كني؟
** فكر مي كنم يكي از بازيهاي خوب ليگ بشود. با مهره هايي كه دو تيم دارند بازي جذابي خواهد شد. دوتيم بازي آخري خود را برده اند كه خيلي مهم است چون با روحيه اي خوب به مصاف هم مي روند. اميدوارم شاهد يك بازي جوانمردانه و از نظر فني سطح بالا باشيم.
* چرا دربي تهران بازي قشنگي از كار در نمي آيد؟
** حساسيت، در دربي تهران احساسات بر منطق غلبه مي كند. بازيكنان بعد از چند دقيقه كه از شروع بازي مي گذرد احساسي كار مي كنند و به همين دليل اين بازي، قشنگ و تماشاگر پسند نمي شود. اما در اروپا دربي جذاب و قشنگ و پر گل مي شود ولي اين مسأله در كشور ما هنوز جا نيفتاده است.
* اگر بخواهي منطقي بگويي كدام تيم برنده بازي روز جمعه خواهد شد؟
** اين بازي مساوي مي شود. با شناختي كه از دو تيم دارم و مهره هايي كه دارند بازي مساوي مي شود مگر اينكه يك اتفاق خاص بيفتد يا اينكه بازيكنان بيش از توانشان كار كنند. تيمي كه در اين بازي كمتر اشتباه كند نتيجه مي گيرد.
* بهترين خاطره از دربي؟
** برد يك بر صفر مقابل پرسپوليس كه در دقيقه 56 گل زدم. تا مدتي خوشحال بودم. اگر دربي را ببازي تا چند ماه مورد انتقاد قرار مي گيري اگر ببري هم تا چند ماه راحتي و از انتقادات دور هستي.
* دوست داشتي الان تهران بودي و در دربي بازي مي كردي؟
** من هميشه دوست داشتم در خدمت تيم بزرگ استقلال باشم. هنوز هم از بردهاي استقلال لذت مي برم و از باختهاي آن ناراحت مي شوم.
* تو با معدنچي ونصرتي هم تيمي هستي كه پرسپوليسي هستند. براي آنها كري مي خواني؟
** صد در صد كري مي خوانيم. جذابيت فوتبال همين است. اگر كري نباشد فوتبال عادي مي شود به آنها گفتم كه اين بازي را ما مي بريم. حالا تا ببينيم خدا چه مي خواهد اتفاقاً يك شام هم شرط بستيم البته شرط كه نيست يك بهانه است تا شام را بيرون برويم و دور هم باشيم.


معدنچي: پرسپوليس نياز به كُري ندارد





مهرزاد معدنچي كه در زمان حضورش در پرسپوليس تبديل به عجيب ترين بازيكن ليگ شده بود و هواداران اين تيم خاطرات زيادي از او دارند دعا مي كند كه پرسپوليس تيم سابقش در دربي روز جمعه پيروز زمين باشد تا خاطره خوبي براي هواداران اين تيم رقم بخورد:
* در مورد دربي تهران چه صحبتي داري؟
** ما به عنوان يك بيننده دعا مي كنيم تا پرسپوليس بازي را ببرد تا هواداران خاطره خوبي از اين بازي داشته باشند. حساسيت دربي به خاطر هواداران دو تيم است كه نتيجه براي آنها خيلي مهم است. دو تيم خيلي طرفدار دارند و نتيجه بازي براي آنها خيلي مهم است و به همين دليل بازي خيلي حساس مي شود.
* نتيجه بازي را چند چند پيش بيني مي كني؟
** دربي هيچ وقت قابل پيش بيني نيست چون اين بازي شرايط خاص خودش را دارد. هر تيمي كه راحت تر و خوش شانس تر باشد بازي را مي برد.
* چرا دربي تهران زيبا و تماشاگر پسند نمي شود؟
** فكر نمي كنم اين طوري باشد. زمان حضور دنيزلي در پرسپوليس بازيها خيلي زيبا انجام مي شد.
* اما در كل اين بازي زيبا نمي شود.
** شايد به اين دليل است كه مساوي در دربي را مي شود هضم كرد. اما باخت در اين بازي خيلي سنگين است. اين بازي آنقدر حساس مي شود كه بازيكنان شرايط عادي خودشان را ندارند.
* بهترين خاطره دربي؟
** آن بازي كه توانستم به استقلال گل بزنم. ما يك بر صفر عقب بوديم كه من گل زدم و بازي مساوي شد. اولادي هم گل دوم را زد و ما برنده شديم. آن پيروزي خيلي شيرين بود.
* و بدترين خاطره؟
** آن ضربه پنالتي كه مقابل استقلال خراب كردم خاطره خيلي بدي بود.
* عنايتي مي گفت كه براي تو و نصرتي كري مي خواند.
** وضعيت النصر اصلاً خوب نيست و فكرمان آنقدر خراب است كه اصلاً حس كري خواندن نداريم.
ضمن اينكه قبل از بازي كه فايده اي ندارد. اگر بتواني بعد از بازي كري بخواني خوب است چون تيمت برده است. صلاح در اين است كه فعلاً كري نخوانيم.
* اما رضا مي گفت كه با تو و نصرتي سر شام هم شرط بسته كه استقلال مي برد.
** (خنده) خالي بسته!! كي شرط بستيم كه خودمان خبر نداريم. شايد رضا در روزهاي آينده اين پيشنهاد را بدهد! در ضمن تيم ما نيازي به كري خواندن نداره و كارش را بلد است.

  


اخبار كوتاه

 

«واعظ آشتياني» سخنگوي هيأت مديره استقلال شد
نشست هيأت مديره باشگاه استقلال تهران ديروز در دفتر خسرو دانشجو رئيس هيأت مديره باشگاه برگزار شد.
در اين نشست «واعظ آشتياني» مديرعامل باشگاه استقلال به عنوان سخنگوي هيأت مديره اين باشگاه انتخاب شد.
بحث درمورد برنامه ريزيهاي آينده  باشگاه استقلال، ديدار با پرسپوليس در روز جمعه و مسائل مديريتي و فني، از ديگر بحثهاي اين نشست بود.

برنامه هفته دوازدهم ليگ برتر فوتسال
برنامه هفته دوازدهم ليك برتر باشگاههاي كشور فصل 88-87 از سوي كميته فوتسال اعلام شد.بر همين اساس رقابتهاي اين هفته امروز و از ساعت 15 در شهرهاي مختلف برگزار خواهد شد.
شهيد منصوري با راه ساري در سالن هفتم تيرقرچك، زغال سنگ كرمان با ارم كيش قم درسالن استانداري كرمان، فولاد ماهان سپاهان با صدراي شيراز در سالن پيروزي اصفهان، فولاد گستر كوثر با ارژن فارس درسالن شهرداري تبريز، شركت ملي وحفاري ايران با تام ايران خودرو در سالن نفت اهواز، علم و ادب سايپا با پوشينه بافت قزوين در سالن شهيد بهشتي مشهد

شروع جام حذفي از شانزدهم مهر
مراسم قرعه كشي مسابقات جام حذفي فصل 88-87 ديروز در فدراسيون فوتبال برگزار شد. طبق برنامه ريزي انجام شده، اين رقابتها از شانزدهم مهرماه آغاز مي شود.
در اين مراسم كه با حضور نبي دبير كل فدراسيون و عزيزا... محمدي نايب رئيس دوم و رئيس سازمان ليگ برگزار شد، 115 باشگاه ليگ برتر، دسته اول و دسته دوم حريفان خود را شناختند.
مهدي محمدنبي دبيركل فدراسيون در مورد برگزاري مسابقات جام حذفي اظهار داشت: تيمهاي ليگ برتري از هفته چهارم به مسابقات جام حذفي اضافه خواهند شد ولي اين رقابتها از سه شنبه 16/7/87 آغاز مي شود.

گزارش تمرين استقلال ؛ شعار عليه مدير عامل
تمرينهاي تيم فوتبال استقلال تهران به منظور ديدار مقابل پرسپوليس، بعدازظهر ديروز نيز پيگيري شد.
در اين تمرين، هواداران استقلال موضع گيريهايي را عليه مديرعامل جديد باشگاه انجام دادند كه پس ازچند بار شعار هواداران، امير قلعه نويي با فراخواندن يكي از ليدرها، به آنها در اين مورد تذكر داد و پس از آن تماشاگران تنها بازيكنان استقلال را تشويق كردند.
فابيو جانواريو نيز به دليل تمرينهاي اختصاصي صبح، در تمرينهاي بعد از ظهر حضور نداشت. ضمن آنكه ابراهيم تقي پور نيز كه به دليل مصدوميت، دربي را از دست داده است، با لباس شخصي در تمرينهاي استقلال شركت كرد.

كريمي: دليلي براي ناراحتي من از باقري وجود ندارد
هافبك تيم فوتبال پرسپوليس تهران گفت: برخلاف اخبار كذب منتشره، هيچ دليلي ندارد كه من از كاپيتان تيم ناراحت باشم.
علي كريمي اظهار داشت: بايد به دستور كادر فني احترام گذاشت. فعلاً قصد مصاحبه ندارم، اما عنوان شده است كه من از كاپيتان تيم ناراحتم، در حالي كه دليلي ندارد از وي كه جزو بهترين دوستان من است، ناراحت باشم. نمي دانم هدف برخي از نشر اين اخبار كذب چيست.

جلسه مصطفوي با ليدرها
جلسه هماهنگي داريوش مصطفوي با ليدرهاي باشگاه در خصوص بازي روز جمعه مقابل استقلال، بعدازظهر ديروز در دفتر باشگاه پرسپوليس برگزار شد.
مصطفوي در اين جلسه خطاب به ليدرهاي باشگاه گفت: به هيچ عنوان نبايد به تيم حريف بي احترامي شود و فقط بايد به دنبال تشويق سالم تيم خود باشيم. هر دو تيم استقلال و پرسپوليس از سرمايه هاي بزرگ ايران هستند و مطمئن هستم با نبودن حاشيه اين بازي براي هواداران جذاب تر مي شود.

«معمارزاده» چهارشنبه در آلمان جراحي مي شود
دروازه بان تيم فوتبال پرسپوليس تهران براي انجام عمل جراحي رباط صليبي پايش، فردا به آلمان مي رود.
ميثاق معمارزاده گفت: قرار است پس از رسيدن به مونيخ در ساعت 8 صبح به وقت محلي، برخي آزمايشها بر روي من انجام شود و در ساعت 11 تا 12 روز چهارشنبه به وقت آلمان در كلينيك هسينگ  پارك آوگسبورگ زير نظر دكتر «بوينش» كه پيش از اين پاي محسن خليلي را نيز عمل كرده است، جراحي شوم.
وي افزود: پس از عمل جراحي سه هفته در اين كلينيك خواهم بود و از هفته چهارم با توجه به مكاتبات انجام شده، زيرنظر يك تيم پزشكي از باشگاه بايرن مونيخ خواهم بود تا كارهاي درماني و تمريني ام زيرنظر آنها انجام شود.
معمارزاده تصريح كرد: مدت چهار ماه در آلمان خواهم بود و به اميد خدا از پنج ماه ديگر به طور يقين به ميادين فوتبال بازخواهم گشت.


اسامي داوران هفته نهم
بنا به اعلام كميته داوران فدراسيون فوتبال، اسامي داوران مسابقات هفته نهم به شرح زير است:
ذوب آهن-سايپا: سعيد بخشي زاده، مس كرمان- ابومسلم خراسان:رحيم رحيمي مقدم، پگاه گيلان- صباي قم: حاج بابايي، فولاد خوزستان-استقلال اهواز: محسن قهرماني، راه آهن- سپاهان: اسدي، پيام خراسان رضوي- پيكان قزوين: محمود رفيعي، پاس همدان- ملوان بندرانزلي: عليرضا فغاني، مقاومت شهيدسپاسي- برق شيراز خداداد افشاريان و پرسپوليس-استقلال: سعد كميل

پيكان 40 ميليون به يزداني بدهكار شد
به دنبال شكايت داريوش يزداني براي دريافت طلب 40 ميليون توماني خود از باشگاه پيكان كميته انضباطي فدراسيون فوتبال رأي خود را مبني بر پرداخت طلب فوق از سوي باشگاه به يزداني صادر كرد.باشگاه پيكان تاكنون در خصوص پرداخت اين مبلغ به يزداني هيچ اقدامي انجام نداده و عملكرد نه چندان مناسب وي و كسر ماليات را دليل اصلي پرداخت نشدن اين مبلغ دانسته است، اما كميته انضباطي اظهارات باشگاه را قبول نكرده و فقط با كسب 5 درصد ماليات موافقت كرد و درنهايت به پرداخت 40 ميليون تومان از سوي باشگاه پيكان به داريوش يزداني راي داد.

باشگاه سرخپوشان رفع تعليق شد
باشگاه سرخپوشان نامه اي را به كميته انضباطي ارسال كرده و طي آن تقاضاي خود را مبني بر رفع اثر تعليق اعلام كرد.
پيرو اين نامه و تعهد باشگاه، كميته انضباطي رأي خود را مبني بر رفع اثر تعليق باشگاه اعلام كرد.

پيوس در كميته انضباطي
فرشاد پيوس براي مطالبه 130 ميليون تومان از باشگاه هما به كميته انضباطي شكايت كرده بود، اما تا كنون باشگاه هيچ اقدامي براي پرداخت اين مبلغ انجام نداده است، لذا وي براي رسيدگي به اين پرونده 15 مهرماه ساعت 16 در كميته انضباطي حاضر مي شود.گفتني است، فرشاد پيوس سرمربي اسبق باشگاه هما بوده، اما از وقتي از باشگاه هما خارج شده هنوز موفق به دريافت طلب 130 ميليون توماني خود نشده است.

آخرين وضعيت تيم ملي فوتسال درجام جهاني
مسؤولان تيم ملي فوتسال كشورمان كه در مسابقات جام جهاني برزيل حضور دارند، امروز با مقامهاي فيفا ملاقات مي كنند تا از آخرين وضعيت مسابقات جام جهاني اطلاع يابند.
تيم ملي فوتسال كشورمان درحال حاضر در برازيليا، پايتخت برزيل حضور دارد و پس از انجام دو ديدار به ريودوژانيو مي رود تا ديگر ديدارهاي خود را دراين شهر برگزار كند.

اعضاي هيأت مديره در تمرين پرسپوليس
اعضاي هيأت مديره باشگاه پرسپوليس در آستانه دربي 65 به منظور بالا بردن روحيه بازيكنان اين تيم از تمرين صبح ديروز پرسپوليس ديدن كردند.
حسين هدايتي رئيس هيأت مديره، داريوش مصطفوي مديرعامل، مجيد فرخ زادي و نژاد فلاح در اين تمرين حضور داشتند. نكته قابل توجه اين تمرين، حضور نژادفلاح بود كه تقريباً چند سالي است از تمرينات سرخ پوشان بازديد نكرده است.

پاداش جام حذفي استقلالي ها پرداخت مي شود
به نظر مي رسد با آمدن اعضاي جديد هيأت مديره استقلال، مشكلات مالي اين باشگاه كمتر از گذشته شود.
اعضاي هيأت مديره در تلاشند تا ضمن پرداخت مطالبات بازيكنان، پاداش قهرماني تيمشان در جام جذفي را هم پرداخت كنند.
برهمين اساس، به بازيكناني همچون اميرحسين صادقي، محسن يوسفي، محسن بياتي نيا و ... كه سال گذشته استقلال را در رسيدن به قهرماني جام حذفي همراهي كرده اند، پاداش خواهند داد. ضمن اين كه مطالبات بازيكنان قرار شده تا قبل از دربي به آنها پرداخت شود.

پاداش ويژه براي استقلالي ها
آيين نامه انضباطي باشگاه استقلال براي هر پيروزي و شكست پاداشها و جريمه هايي را در نظر گرفته است.
به همين دليل، مسؤولان استقلال براي بازي دربي كه حساسيت بالايي براي هواداران استقلال دارد، پاداش خاصي را براي بازيكنان در نظر گرفته اند.
گفته مي شود پاداش برد بازي دربي يك دستگاه پژو  405  براي هر كدام از بازيكنان استقلال است.

اعضاي كميته بررسي عملكرد المپيكي ها معرفي شدند
در پي دستور رياست جمهوري مبني بر بررسي عملكرد كاروان ايران در المپيك 2008، رئيس سازمان تربيت بدني در احكامي جداگانه اعضاي كميته بررسي عملكرد كاروان ايران را صادر كرد.
طبق اعلام سازمان تربيت بدني، دكترعباسعلي گاييني، دكتر خسرو دانشجو، محمد رضا تابش، محمد سعيد مدني، رباب شهريان و دكترعبدالحميداحمدي به عنوان اعضاي كميته بررسي عملكرد كاروان المپيك 2008 پكن انتخاب شدند.

  


كمي هيجان، حساسيت و البته كتك كاري! ؛ تلخ و شيرين دربي هاي پايتخت

 

* رسول بهروش

دربي يك بازي خاص است؛ مسابقه اي كه با ساير ديدارها قابل مقايسه نيست. اگر چه بسياري از آدمهاي بي سليقه و كج ذوق





فوتبال ما در كليشه هاي مأيوس كننده اي نظير «اين بازي هم مثل بقيه بازيها سه امتياز دارد» در صدد حساسيت زدايي از دربي بر مي آيند، اما حقيقت را بايد در كوچه پس كوچه هاي شهر جستجو كرد؛ آنجا كه دربي پايتخت رنگ و بوي ديگري را به كري خواني آدمهاي اين مرز و بوم داده است. دربي، عيار فوتبال ماست و هر چه باشكوهتر برگزار شود، به نفع اين رشته ورزشي در كشورمان تمام خواهد شد.
در هر صورت، در فاصله 72 ساعت به دربي داغ تهران، يك برش از اين كيك رنگارنگ و خاطره انگيز، حتماً به كام فوتبالدوستان خواهد نشست. با هم ده خاطره از دربيهايي را مرور مي كنيم كه به خاطر درگيري يا رخدادهاي خود، در يادها مانده اند و به تاريخ ملحق شده اند.
1- نوبرانه ناكام؛ سيلي عزيز بيخ گوش داور!
پرسپوليسي ها و همچنين استقلالي ها خيلي زود نشان دادند جنبه برگزاري دربي را ندارند!شايد باور كردنش دشوار باشد، اما چهارمين دربي سرخابي هاي پايتخت به چنان جنجالي انجاميد كه عاقبت، كار به حكميت كميته انضباطي كشيد. در روز 17 بهمن 48، وقتي بازيكنان پرسپوليس و استقلال رو به روي هم صف كشيدند، شايد نمي توانستند حدس بزنند اين مسابقه، سوت پايان نخواهد داشت، اما اتفاقهايي رخ داد، چنين فرجام تلخي را براي يكي از اولين دربيهاي پايتخت رقم زد. بازي تحت تأثير هجرت ستاره هاي پرسپوليس به پيكان برگزار مي شد و بغض ناشي از اين انتقالات، حتي سكوها را هم فرا گرفته بود. با اين تفاسير، بازي با گل عباس مژدهي به سود استقلال در جريان بود كه در دقيقه 82، ضربه محمود خوردبين به شكل مشكوكي زير طاق دروازه اين تيم را نشانه گرفت. توپ سرپرست كنوني سرخپوشان پس از برخورد به تير افقي دروازه روي خط فرود آمد، اما هيچ كس متوجه گل شدن يا نشدن اين ضربه نشد. در چنين شرايطي حاج ابوالقاسم حاج ابوالحسني، رأي به ادامه بازي داد كه همين موضوع تشويش را به مستطيل سبز كشاند.
در پي اين تصميم پرسپوليسي ها بشدت به داور مسابقه اعتراض كردند و حتي عزيز اصلي- دروازه بان اين تيم- سيلي محكمي را نثار داور كرد!متعاقب اين اتفاقها، سرخپوشان به نشانه اعتراض زمين بازي را ترك كردند و در نهايت فدراسيون فوتبال رأي به برتري 3 بر صفر استقلال در مقابل رقيب داد. ناتمام ماندن اين بازي و نيز رأي فدراسيون، برتنشهاي موجود دامن زد و رقابت دو تيم را وارد فاز تازه اي كرد.
2- كارت قرمز براي شاهرخي بيهوش!
كمتر از يك سال پس از آن رويداد جالب توجه، بار ديگر دربي تهران نيمه تمام ماند. اين بار و در 27 دي 1349، هر دو تيم با لباسهاي روشن و متفاوت از پوشش هميشگي خود به ميدان رفتند. بازي تا دقيقه 75 با حساب 1-1 دنبال مي شد. براي استقلال عباس مژدهي و براي پرسپوليس حسين كلاني موفق به گلزني شده بودند. در چنين شرايطي و در فاصله 15 دقيقه تا پايان بازي، مهراب شاهرخي با تصاحب يك توپ هوايي با يكي از بازيكنان استقلال درگير شده و پس از اصابت به زمين با كمر، دچار بيهوشي مي شود. متعاقب اين اتفاق همايون بهزادي با لواساني از تيم تاج درگير مي شود كه داور در اقدامي عجيب، غير از اخراج اين دو نفر، مهراب شاهرخي بيهوش را هم با كارت قرمز جريمه مي كند!اين بازي نيمه تمام ماند و كميته انضباطي بار ديگر نتيجه را 0-3 به سود استقلال اعلام كرد.
3- اولين دربي آزادي؛ دربي شبه جنجالي!
چهارم خرداد 1352، اولين دربي تهران در ورزشگاه بزرگ و يكصد هزار نفري آزادي برگزار شد. در اين ديدار، استقلالي ها خيلي زود و با گل دقيقه دوم رضا عادلخاني از حريف خود پيش افتادند، اما نحوه قضاوت بازي توسط داود نصيري به اندازه اي بحث برانگيز بود كه هر آينه احتمال وقوع اتفاقهاي قبلي و ناتمام ماندن مسابقه وجود داشت. اين بار هم پرسپوليسي ها در مقام اعتراض برآمدند و عقيده داشتند داور به ضرر آنها سوت مي زند. كار به اندازه اي بيخ پيدا كرد كه به نظر مي رسيد سومين دربي ناتمام تهران هم در كار است، اما اخراج همايون بهزادي جو را به حالت عادي بر گرداند. اين مسابقه از سوي بازيهاي جام اتحاديه باشگاه ها برگزار مي شد و شايد همين غير مهم بودنش بود كه باعث تمام شدن آن شد!
4- شيش، شيش، شيش تايي ها!
تنها 14 روز بعد از حذف ايران از مسابقات مقدماتي جام جهاني 1974 آلمان به دست استراليا، پرسپوليس و استقلال در ورزشگاه آزادي و با قضاوت نيكولاي پتريچيانوي رومانيايي به مصاف هم رفتند تا يك اتفاق تاريخي را رقم بزنند. احتمالاً هنگامي كه نفرات دو تيم صف كشيده بودند تا راهي ميدان شوند، نمي توانستند تصور كنند نام تك تك آنها به خاطر رخ دادن يك واقعه بي نظير، به آرشيو تاريخ فوتبال ايران سپرده خواهد شد؛ چه اينكه عمده حواسها به مسابقات جهاني 1974 كشتي معطوف شده بود. در عين حال 16 شهريور 1352 به روز بي بديل تبديل شد. شب هنگام پانزدهمين روز از آخرين ماه تابستان كه همايون بهزادي با خودروي جيپ راهي فرودگاه شده بود تا آلن راجرز انگليسي را پس از يك سفر 40 روزه به كشورش مورد استقبال قرار دهد، حتي در دورترين زواياي ذهن يك هوادار فوتبال هم نمي گنجيد پرسپوليس با چنين نتيجه اي از سد استقلال- قهرمان مسابقات تهران و جام اتحاديه- بگذرد، اما عصر روز بعد سرخپوشان با درخشش خيره كننده همايون بهزادي- كه بسياري معتقدند تركيب تيم را او به «راجرز» پيشنهاد كرده بود- سنگين ترين نتيجه تاريخ دربي را رقم زدند. بهزادي در آن روز سه گل به ثمر رساند تا تنها هت تريك تاريخ دربي تا امروز را خلق كند.
سه گل ديگر پرسپوليس در اين ديدار توسط ايرج سليماني (دوبار) و حسين كلاني- ملقب به حسين روس- به ثمر رسيد. جالب اينكه پس از دريافت گل چهارم، رايكوف ترجيح داد منصور رشيدي را كه ناراحتي مزاج پيدا كرده بود، از زمين بيرون كشيده و ناصر حجازي را جانشين او كند، اما حجازي هم دو گل خورد تا جانانه ترين زد و خورد دربي- البته در زمين- روي بدهد.
5- اعتصاب 48 ساعته براي اثبات دوپينگ





روز 18 ارديبهشت 54، پرسپوليس و استقلال رو در روي هم ايستادند تا يكي ديگر از دربيهاي تهران را برگزار كنند. در اين روز كه در نهايت بازي به برتري 1-3 استقلالي ها انجاميد، پرسپوليسي ها بشدت نسبت به استفاده بازيكنان استقلال از مواد نيروزا اعتراض داشتند. اگر چه چنين داعيه اي به واسطه نزديك بودن مسابقات مقدماتي المپيك مونترال مكتوم ماند و فرصت مطرح شدن پيدا نكرد، اما سماجت همايون بهزادي براي اثبات اين ماجرا در نوع خود جالب بود. او كه در آن زمان نقش سرمربي پرسپوليسي ها را ايفا مي كرد، 48 ساعت در خودرو شخصي اش مقابل آزمايشگاه دوپينگ مربوط تحصن كرد، اما در نهايت نتوانست مسأله اي را ثابت كند. همين پافشاري بهزادي باعث شد علي عبده وي را از سرمربيگري سرخپوشان بركنار كند!
6- زير طاقي دردسرساز خوردبين
رويارويي پرسپوليس و استقلال در تاريخ 27 اسفند 1354 هم به جنجال كشيده شد. در شرايطي كه استقلالي ها با گل مسعود مژدهي از حريف خود جلو افتاده بودند، در دقيقه 89 ضربه محمود خوردبين روانه زير طاق دروازه استقلال شد. تصميم گيري در مورد اين صحنه دشوار بود، اما «رو دولف شورر» سوييسي اعلام گل كرد تا اين بار استقلالي ها در مقام اعتراض بر بيايند. جنجال آنها مي توانست اين مسابقه را هم به آمار دربيهاي ناتمام اضافه كند، اما بازيكنان دو تيم در نهايت به بازي ادامه دادند تا 5 دقيقه پر التهاب آخر هم سپري شود. اين مسابقه با همان نتيجه تساوي 1-1 به پايان رسيد و دو تيم به تقسيم امتيازات رضايت دادند.
7- دربي يادبودي كه كامل نشد
و اما سر و كله يك دربي نيمه تمام ديگر هم پيدا شد. دربي بيست و دوم پايتخت هم كه در 25 آبان ماه 58 برگزار مي شد، سوت پايان نداشت. اين ديدار به مناسبت بزرگداشت مرحوم علي دانايي فر در نظر گرفته شده بود و احتمالاً هيچ كس نمي توانست حدس بزند چنين مسابقه دوستانه اي هم توسط دو تيم جنجالي پايتخت به جنجال كشيده شود. اين نخستين دربي بعد از انقلاب بود و قضاوت آن بر عهده هروس باغرميان قرار داشت. پرسپوليس با بزرگاني مثل علي پروين، محمد پنجعلي، حميد درخشان، محمدمايلي كهن، خوردبين و عباس كارگر به مصاف استقلالي رفت كه در تركيب خود از جواناني همچون جهانگير كوثري و اكبر ميثاقيان سود مي برد!با اين حال استقلال دقيقه 75 توسط غلامرضا فتح آبادي به گل رسيد تا معادلات بازي به هم بخورد. در اواخر اين ديدار پرسپوليسي ها به داوري اعتراض كردند و با هجوم تماشاگران آنها بازي نيمه تمام ماند. حتي داور هم مورد ضرب و شتم قرار گرفت!
8- پرتماشاگرترين دربي تاريخ
اما دربي 15 مهرماه 1362 هم نكات برجسته اي داشت كه آن را به بايگاني تاريخ سپرد. اين مسابقه را مي توان پرتماشاگرترين بازي تاريخ فوتبال ايران دانست. (120 هزار نفر) بازي در شرايطي برگزار مي شد كه پرسپوليس سرخورده از شكست 0-2 هفته قبل مقابل وحدت به مصاف استقلالي مي رفت كه دارايي را با 7 گل در هم كوبيده بود. شرايط بازي به گونه اي بود كه حدود 30 هزار نفر مجبور شدند به خانه برگردند و در يك اتفاق نادر، عده اي هم دور زمين مستقر شدند. اوضاع آن قدر بيخ پيدا كرد كه در ساعت مقرر بلندگوي ورزشگاه اعلام كرد اين مسابقه لغو شده است، اما به هر تقدير بازي با يك ساعت تأخير شروع شد. وضعيت بشدت نگران كننده شده بود. اضطراب در زمين موج مي زد، اما خوشبختانه بازي به خير و خوشي تمام شد. اين مسابقه را استقلال با تك گل پرويز مظلومي برد. جالب اينكه مظلومي از شدت فشار پس از به ثمر رساندن گل، بيهوش شد.
9- رينگ خونين در آزادي
بايد افسوس خورد كه يكي از زيباترين و مهيج ترين دربيهاي تاريخ فوتبال ايران در آخرين روز دي ماه 73 نيمه تمام ماند. دو تيم در شرايطي براي آغاز سي و هشتم صف كشيده بودند كه از برگزاري آخرين ديدار آنان نزديك به دو سال مي گذشت. بنابراين طبيعي بود كه التهاب نزد بازيكنان و تماشاگران به اوج برسد. از دقيقه يك زد و خورد آغاز شد. پرسپوليسي كه برتر از حريف به نظر مي رسيد با گلهاي پيوس و داداش زاده پيش افتاد، اما اخراج شاهرودي جوان و ناپخته كار را خراب كرد. استقلال به سرعت در نيمه دوم توسط ورمزيار و اختر كار را به تساوي كشاند. اما اين پايان كار نبود و سرانجام در دقيقه 89 ميان محرمي و قلعه نويي براي تصاحب توپ در وسط زمين كشمكش به وجود آمد كه كار به كتكاري دو نفر كشيد. به سرعت ساير بازيكنان هم به اين مخمصه اضافه شدند تا كار براي احمد ابهران بي نهايت دشوار شود. مداخله نيروهاي امنيتي باعث شد اوضاع به حالت طبيعي برگردد و كار براي ادامه مسابقه فراهم شود. تنها يك دقيقه از وقت قانوني ديدار باقي مانده بود و ابهران مي توانست بازي را كنترل كند، اما اقدام ناگهاني او در اخراج كاپيتان هاي دو تيم، شرايط را دوباره به هم ريخت. اين مرتبه هجوم هواداران دو تيم به زمين، گذشته از ناتمام گذاشتن بازي، جان بازيكنان و كادر داوري را هم به خطر انداخت، با اين حال خوشبختانه به كسي آسيب جدي وارد نشد.
كشيده شدن پرونده به كميته انضباطي باعث شد فدراسيون مصطفوي كه آشكارا با امير عابديني- مدير عامل وقت پرسپوليس- دچار مشكل بود، سر سرخپوشان را ببرد!در نظر گرفته شدن محروميت سه ساله براي محرمي، دو ساله براي عابد زاده و حتي جريمه كردن امير عابديني از احكام عجيب آن زمان فدراسيون بود. جالب اينكه مصطفوي اكنون و 15 سال بعد از آن واقعه از كميته انضباطي فدراسيون فعلي گله مند است!
ديدار برگشت دو تيم هفته بعد در زمين بدون تماشاگر بندرعباس برگزار شد و بعد از آن تا امروز قضاوت دربي به هيچ داور ايراني سپرده نشده است.
10- از غش هاشمي نسب تا مشت برومند
آخرين جنجال در دربي تهران به 9 دي 1379 بر مي گردد. اين يكي هم اتفاق يكي از آن دربيهاي زيبا و پرگل بود. مسابقه تحت تأثير كوچ مهدي هاشمي نسب به استقلال برگزار مي شد و تماشاگران پرسپوليس با همين بهانه از ساعتها قبل از شروع بازي، با در دست گرفتن اسكناس هاي رنگارنگ، شعارهاي مورد دار سر دادند!
نيمه اول بازي با برتري استقلال همراه بود، اما بدون گل به پايان رسيد. در آغاز وقت دوم، گل بهروز رهبري فرد از روي نقطه پنالتي آغاز اتفاقهاي اين بازي بود. گل مساوي را محمد نوازي از روي يك ضربه ايستگاهي و با استفاده از اشتباه احمدرضا عابدزاده به ثمر رساند. اما اوج هيجان جايي بود كه مهدي هاشمي نسب دروازه خالي پرسپوليس را گشود و از شدت خوشحالي كنار زمين از حال رفت. شايد همه بازي را تمام شده مي پنداشتند، اما ضربه چكشي علي كريمي در آخرين دقايق بازي همه چيز را به تساوي كشاند.
يك دقيقه بعد پرويز برومند يك توپ را از مقابل پايان رأفت ربود و پس از شوت كردن آن، با مشت زير چشم مهاجم شمالي سرخپوشان را نشانه رفت. اين ماجرا آغاز غائله اي بود كه چند دقيقه بعد، از تاتار و استيلي و همداني تا عابدزاده و پورحيدري را هم وارد صحنه كرد. اگرچه بي درايتي كيم جونگ سيك- داور كره اي دربي- مي رفت تا دردسر ساز شود، اما خوشبختانه با بازگشت به شرايط عادي، مسابقه به پايان رسيد تا بعد كميته انضباطي متخلفان را جريمه كند.

  


هشتمين قهرماني «والنتينو روسي» در مسابقات موتورسواري جايزه بزرگ ؛
ببخشيد كه ديرشد!

 

هشتمين قهرماني والنتينو روسي در مسابقات اين فصل كه با دويست و ششمين پيروزي او در دوران ورزشي اش همراه بود ، هشتمين قهرماني مسابقات جايزه بزرگ را براي موتورسوار ايتاليايي به ارمغان آورد.
بازگشت «روسي» به جايگاه نخست موتورسواري دنيا باشكوهتر از آنچه انتظار مي رفت جشن گرفته شد.
دكتر روسي زماني كه براي گرفتن جايزه اش روي سكو رفت، عبارت «ببخشيد كه ديرشد!» را روي پيراهنش نوشته بود و با اين جمله از اينكه دو دوره قبلي مسابقات موتورسواري را به رقيبانش واگذار كرده بود از هواداران بي شمارش عذرخواهي كرد.
«روسي» كه سال 1997 در كلاس 125 سي سي و سال 1999 در كلاس 250 سي سي قهرمان شده بود، روز يكشنبه در پيست موتجي ژاپن ششمين قهرماني اش را در بخش حداكثر سيلندر در فاصله سه مسابقه قبل از پايان فصل جشن گرفت.
دورخيز رؤيايي «روسي» براي چنگ زدن به قهرماني هشتم، درقطر آغاز شد. در اولين مسابقه موتورسواري جايزه بزرگ اين فصل، وي با موتور ياماهايي كه براي اولين بار لاستيكهاي بريجستون را انتخاب كرده بود. چهارم شد و حتي روي سكو هم نرفت، اما او در اسپانيا بهتر بود و تا رتبه دوم خودش را بالا كشيد. اگر چه وي يك دوئل ديدني را با قهرمان اسپانيايي دانيل پدروسا پشت سرگذاشته بود، اما در آخر مسابقه نزديك بود حتي سكو را هم از دست بدهد، اما تاوليا در حساب و كتابهايش اشتباه كرد و تصور كرد به آخر خط رسيده، درحالي كه هنوز يك دور از مسابقه باقي مانده بود... در پرتغال اما «روسي» ديگر شانس نداشت. البته لاستيكهاي بريجستون هم كم تقصير نبودند. روسي نتوانست ريتم لازم مسابقه را حفظ كند و در حالي كه تا دور سيزدهم از همه جلوتر بود، خورخه لورنتزو را روي سكوي نخست ديد كه هم تيمي او در ياماهاست، ولي لاستيكهاي او ميشلين هستند. پدروسا هم سه دور بعد از خورخه روسي را پشت سرگذاشت و رتبه دوم خود را قطعي كرد.
در راند چهارم «روسي» اولين پيروزي فصل را جشن گرفت. در شانگهاي، او يك بار ديگر بعد از آخرين حضورش در اين مسابقات در سپتامبر 2007 در پرتغال روي سكوي نخست ايستاد. اين اولين باري بود كه لاستيكهاي بريجستون براي «روسي» شانس مي آوردند. پيروزي دوم در فرانسه حاصل شد. جايي كه روسي به ركورد آنخل نيتو، قهرمان اسپانيايي كه سيزده بار در مسابقات با سيلندر كم قهرمان دنيا شده، رسيد. با اين پيروزي، او به طور موقت در صدر جدول مسابقات موتورسواري «موتوجي پي» هم قرار گرفت. عنواني كه از سال 2006 نتوانسته بود به آن دست پيدا كند. اتفاقاً روسي از همان سال نتوانسته بود دو مسابقه پشت سر هم را فتح كند. پيروزي سوم در موجلو ايتاليا حاصل شد. او براي هفتمين بار پياپي از سال 2002 در اين پيست به مقام قهرماني رسيد. در گرندپري كاتالونيا پدروسا قهرمان شد با اينكه روسي تقريباً از استونر انتقامش را گرفت. قهرمان استراليايي دوكاتي اما دوران طلايي موتو جيپي اين فصل خود را از انگليس شروع كرد. او يك بار ديگر دست نيافتني به نظر مي رسيد و با دوكاتي پيروز مي شد و روسي را همچنان از عنوان قهرماني دور نگه مي داشت.
استونر چه در پيست دونينگتون، چه در هلند و آلمان هم رقيب ديرينه را مغلوب كرد. درآسن روسي بدترين نمايش سال 2008 خود را ارائه داد. خيلي زود از موتور پرت شد و با اينكه به حركت خود ادامه داد، اما درنهايت به مقام يازدهم رسيد. در آلمان او پشت سر استونر قرار گرفت و دوم شد. اينجا بود كه دكتر ايتاليايي واقعاً ترسيد كه دوكاتي يك بار ديگر مثل سال 2007 مهارنشدني باشد. اما ظهور دوباره او در آمريكا بود. در لاگونا سكا هم استونر شكست ناپذير به نظر مي رسيد، اما روسي بعد از يك ماراتن سخت او را بازهم شكست داد. درپايان اين كانگورو استراليايي بود كه مرتكب اشتباه شد. والنتينو چهارمين پيروزي فصل را كه درعين حال نوار پيروزيهاي سه گانه استونر را قطع مي كردند، هم به خود اختصاص داد. از آنجا به بعد همه چيز سير متفاوتي درپيش گرفت. استونر ديگر خودش نبود. او در جمهوري چك هم از موتور زمين افتاد، وقتي روسي او را تحت فشار قرار داد و پنجمين قهرماني اش را هم تثبيت كرد. او در پيست ميزانو و در گرند پري سن مارينو ايتاليا قهرمانيهاي فصل را به عدد شش رساند و همين پيروزي بود كه روسي را به سوي هشتمين عنوان قهرماني «موتوجي پي» سوق داد و او را به شصت و هشتمين پيروزي اش در بخش موتورسواري با حداكثر سيلندر كه به جاكومو آگوستيني تعلق داشت نيز رساند
هفتمين پيروزي اما يك طعم ديگر داشت. در طوفان و گردبادي كه ايندياناپوليس را در هم نورديده بود، يك بار ديگر موتورها بعد از 99 سال به پيست بازگشتند. روسي آنجا هم اول بود. آگوستيني را هم پشت سر گذاشت و به ژاپن رسيد. براي او فقط يك سكوي ديگر كافي بود تا قهرمان دنيا شود.
با اينكه دوست داشت حتي در صورت پيروزي دوكاتي، او استونر را شكست دهد. روسي حتي چنانچه در ژاپن هم قهرمان نمي شد مي توانست در صورت كسب امتياز به مقام قهرماني برسد. ولي او پيروزي را مي خواست و بس و همين كار را هم انجام داد.
«روسي» بعد از گرندپري ژاپن به همه گفت كه هشتمين قهرماني، مهمترين و با ارزش ترين قهرماني او در موتوجي پي بوده، زيرا براي رسيدن به آن خيلي سختي كشيده است. ولي آيا روسي 2008 بهترين روسي همه اين سالها بوده است؟ خودش كه اين طور فكر مي كند، اما طرفدارانش نظر ديگري دارند... شايد هم براي همين از آنها معذرت مي خواهد و مي گويد: «ببخشيد كه دير شد!»
جرأت تغيير!
وقتي كه از پديده اي مثل والنتينو روسي سخن به ميان مي آيد، معمولاً تمامي ويژگيهاي انساني و ورزشكاري او را در نظر مي گيرند، اما اين بار والنتينو ثابت كرده علاوه بر همه آن خصوصيات، لياقتها و شايستگيهاي زيادي دارد. او ياماها را بعد ازيكسال ناكاميهاي پياپي كه گريبانگير خود او هم بود، به بالاترين جايگاه ممكن از نظر اهداف تيمي رساند. او اواخر سال 2007 مهمترين اقدام ممكن را انجام داد و جرات اين را داشت كه مدير برنامه هاي سابق خود را هم عوض كند. «روسي» تابستان سال قبل هم بعد از اينكه با وزارت دارايي سرموضوع عدم پرداخت مالياتهايش درگير شد، نسبت به والنتينو امسال يك آدم ديگر به نظر مي رسد.
والنتينو آن موقع با هيچكس حرف نمي زد و تنها با ضبط نوارهاي ويديويي پيغامهايش را به گوش ديگران مي رساند، اما امروز او ساعتها وقت صرف گفتگو با خبرنگارها و هوادارانش مي كند و با همه عكس يادگاري مي گيرد.
روسي دوباره خنديدن را ياد گرفته و اين دستاورد كمي نيست. در نقش يك موتورسوار، او همان والنتينويي شده كه همه مي شناختند. شايد هم به لطف حضور رقيبي همچون استونر... رقابت او با ماكس بياجي فقط در حد حرف بود. رقابت او با خيبرنائو اسپانيايي هم كه فقط يك فصل و نيم طول كشيد، اما كيسي استونر از يك سياره ديگر آمده است. از همه مهمتر اينكه او جوان است و همه ويژگيهاي لازم را براي تبديل شدن به يك ستاره موتورسواري دراختيار دارد. روسي بعد از پيروزي در ميزانو خودش گفته بود كه استونر اصلي ترين رقيب او خواهد بود تا زماني كه موتورسوار مي شود... با اينكه او اصلاً از استونر خوشش نمي آيد. بخصوص اينكه استونر بعد از مسابقه در لاگونا سكا روسي را متهم كرده بود و روسي هم گفت حرفهاي او واقعاً باورنكردني بودند. يك رقيب جدي و قدرتمند و پيروز. حتي اگر روسي از او خوشش نيايد. مهم اين است كه به او انگيزه بازگشت دهد. خيليها معتقدند روسي مثل چكشي است كه حريفانش را از نظر روحي رواني ويران مي كند. اگرچه فقط كافي است او يك نفر را از سرراه بردارد. براي اينكه رقيب ديگري برايش وجود ندارد. پس حرف از روانشناسي و بي فايده و اغراق آميز است. در بازيهاي قبلي استونر تا مي توانست به حريفانش رودست زد، اما آيا اين تنها يك اتفاق بود؟ هرچه بود و نبود، او يك بار ديگر قهرمان دنياست.

  


آينده مشابه قهرمانان المپيك؛ فلپس و تورپ در تلويزيون و گالري!

 

«مايكل فلپس» قهرمان شناي المپيك يك پروژه بزرگ تجاري را در ذهنش طراحي كرده و قصد دارد هرطور شده آن را به اجرا بگذارد.
«يان تورپ» استراليايي هم تقريبا شرايطي مشابه فلپس را دارد. دو اعجوبه بزرگ شناي دنيا مي خواهند آينده جديدي خارج از استخرهاي شنا براي خود برنامه ريزي كنند.
مايكل فلپس از روزي كه المپيك تمام شده هر روز براي كنفرانسها و همايشهاي مختلف ميهمان مي شود و بيشتر وقت خود را با پروژه هاي تبليغاتي و حضور در سالنهاي مختلف مي گذراند.
اوايل سپتامبر، مايكل فلپس اعلام كرد به زودي در يكي از قسمتهاي سريالهاي تلويزيوني مورد علاقه اش شركت خواهد كرد و حالا بعد از محبوبيت عجيبي كه پس از حضور دريك برنامه زنده تلويزيوني شنبه شب به دست آورده، قصد دارد در يكي از قسمتهاي سريالي كه از پرطرفدارترين سريالهاي آمريكايي است شركت كند.
حضور فلپس در برنامه زنده يك موفقيت كامل تلويزيوني بود. بحث اصلي اين برنامه درباره رژيم غذايي او و 12 هزار كالري كه فلپس مصرف مي كند اختصاص داشت. بخصوص اينكه تبليغات گوناگوني در مورد اين رژيم فلپس ساخته و پخش شده كه فلپس درآنها خطاب به بينندگان مي گويد اگر راهنماييهاي او را درپيش گيرند، قهرمان المپيك خواهند شد. ولي رژيم او يك چيز عجيب و غريب كه مقدار قابل توجهي غذاي انرژي زا از صبح تا شب است را شامل مي شود.
در ادامه تبليغ همچنين آنهايي كه دستورات غذايي او را دنبال كرده اند و به شكلي نامرتب چاق شده اند و يا حتي مرده اند روي تصوير نقش مي بندند و در اين لحظات چهره فلپس كه سعي مي كند جلوي خنديدن خود را بگيرد، نشان داده مي شود. قهرمان المپيك حالا كه جلوي دوربين چهره موفقي از خود نشان داده، اميدوار است در سريال مورد علاقه خود هم به همين اندازه سوپراستار باشد.
«يان تورپ» استراليايي هم مثل فلپس روحيه هنري خود را تازه كشف كرده است. با اين تفاوت كه قهرمان سابق شناي جهان به نقاشي علاقه دارد. او كه دوسال است شنا را كنار گذاشته و حتي در يك ماجراي عجيب و غريب دوپينگ هم گرفتار شده بود، قرار است اولين تابلوي خود را 5 اكتبر در يك گالري هنگ كنگ به حراج بگذارد.
كارشناسان مي گويند كه قيمت اين تابلو بين 5 تا 7 هزار يورو خواهد بود. مطمئناً با توجه به اينكه خالق اين اثر «يان تورپ» است، قيمت آن بنا به كيفيت تابلو بيشتر خواهد شد. تورپ كه عاشق مد و لباس هم مي باشد، دوست صميمي جورجو آرماني طراح لباس سرشناس ايتاليايي است و حتي در لباس پوشيدن هم از استيل خاص آرماني پيروي مي كند. او در توضيح تابلوي نقاشي خود گفته كه اين اثر استعاره اي از زندگي ورزشي اوست كه دردها و پيروزيهاي او را به تصوير كشيده است. البته تورپ تصميم گرفته مبلغ فروش اين اثر را به يك پروژه خيريه در چين اختصاص دهد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com