تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 9مهر ماه 1387


دعاي روزبيست و نهم ماه مبارك رمضان

 

بسم ا... الرحمن الرحيم

اللهم غشني فيه بالرحمة وارزقني فيه التوفيق والعصمة وطهر قلبي من غياهب التهمة يا رحيماً بعباده المؤمنين
خدايا، فراگير مرا در اين ماه به مهر خود و روزي ام كن در آن به توفيق و خود نگهداري و پاك كن دلم را از تيرگيهاي تهمت اي مهربان نسبت به بندگان مؤمن خود

  


در طليعه با شكوه «عيد سعيد فطر»؛ عيد فطر عاشقان لبريز گل

 

* شجاع الدين ابراهيمي

گل به ذات خود دچار عِطر شد
«عيد» روح و جسم انسان «فطر» شد
سهم ما از يار عمري آه بود
فرصت ديدار ما يك ماه بود
در صراط مستقيم اين صواب
توشه يك ماهه ما شد «ثواب»
مست ذكر «ربنا» بوديم- ما
محو و «مهمان خدا» بوديم- ما
«ماه روزه» صادقان خاص و عام
لب فرو بستيم از گفت «حرام»
«فكرت» و «نيت» صفايي گشته بود
چشم و دست و دل خدايي گشته بود
سعي سالك راه حق پيمودن است
«تشنه» بودن يا «گرسنه» بودن است
نفس اماره مجالش ضيق شد
«روزه داري» بهترين «توفيق» شد
فيض و فوز اين «عبادت» ديگر است
شاهد توفيق «فرق حيدر» است
سر اعظم گه خفي و گه جلي ست
شك ندارم اسم اعظم «يا علي» ست
در «شب قدر»ي كه عالم در غم است
«فزت رب الكعبه» ذكر اعظم است...
گسترانيديم از گل فرش را
«عيد اسلامي» اهل عرش را
فطرت نو يافته روح و جسم و جان
در «نماز عيد فطر» عاشقان
اين حقيقت فطر سري منجلي ست
فطرت شيعي «عترت» از «علي» ست
تا كه جان با عشق حق دمساز شد
يا علي گفتيم و عشق آغاز شد
عشق ليلي غيرت مجنوني است
در «مصلا» يك صف ميليوني است
عاشق «مسجد» دخيل «منبر»يم
«فاطميون» صراط «حيدر»يم
مسجد ما چون كه «آدينه» شود
«زينبيه» يا «حسينيه» شود
روي آتش رقص عطر عود ماست
«جمعه» عيد «مهدي» موعود ماست
چشم مي دوزيم بر سرو و سمن
تا بيايي مثل گل «يا بن الحسن»
وعده ما كه: ترانا و نراك
در كجا؟ يا بن الحسن روحي فداك!
گل براي يار عمري چيدني ست
فطر دين در «عيد جمعه» ديدني ست
در دلم عشق است و بر لب : «چار قل»
«عيد فطر» عاشقان لبريز گل...

  


بررسي جايگاه عيد سعيد فطر در گفتگو با كارشناسان؛ سي پله تكامل تا خدا

 

اشاره:
در فرهنگ ماه مبارك رمضان، سنتي به نام فطر وجود دارد كه در پايان اين ماه پربركت، به عنوان عيد، در قاموس فطرتهاي جلايافته از





رهگذر رمضان مطرح مي شود و آنها كه به درك حقيقت اين ماه رسيده اند، از عيد فطر بهره مند مي شوند. اما فلسفه وجودي عيد فطر از كي نشأت گرفته و چرا اين روز را به عنوان جشن يك ماه روزه داري و عبادت پروردگار قرار داده اند؟!
دكتر سيدمحسن ميرباقري در اين مورد مي گويد: «عيد در فرهنگ ديني به معناي روزي است كه خداوند در آن به بندگانش عنايت ويژه اي دارد.
در فرهنگ تشيع و اسلام 4 عيد مطرح شده است؛ عيد قربان كه پس از عبادت حج و در خلال اعمال حج مي آيد، عيد غدير كه در پايان آخرين حج پيامبر با انتساب حضرت علي(ع) به امامت مطرح شده، روز جمعه هم با اعمال ويژه اش به عنوان عيد مطرح است و در نهايت عيد سعيد فطر، به عنوان پايان روزه داري مومنان در رمضان آمده است. مرحوم ملكي در كتاب «المراقبات» مي گويد: «عيد عبارت از وقتي است كه خداوند آن وقت را در ميان ساير اوقات انتخاب كرده تا به بندگانش عنايت ويژه اي داشته باشد و بندگان رستگار و مؤمن او عطاياي خداوند را دريافت كنند.
خداوند اذن داده تا همه مردم در پيشگاه او جمع شوند، چون عيد سعيد فطر و ساير اعياد ذكر شده، زمان انتشار رحمت پروردگار است. از بهترين اعمال اين روز، اين است كه بندگان به رحمت و بخشش پروردگارشان حسن ظن داشته باشند.
نقل است كه امام حسن(ع) در روز عيد فطر از پايان مراسم عيد برمي گشتند و عده اي را ديدند كه در آن روز مشغول وقت تلف كردن بودند.
به اصحابشان رو كردند و فرمودند: خداوند ماه رمضان را قرار داد تا بندگانش او را اطاعت كنند و در بندگي خداوند سبقت بگيرند. قومي در اين ماه رستگار مي شوند كه به اطاعت خدا مشغولند و عده اي هم كه غفلت كردند، از اين ماه پر بركت بي بهره مي مانند.
بسيار جاي شگفت است از كسي كه در اين روز عيد فطر به لهو و لعب مشغول است، در حالي كه در اين روز نيكوكاران جايزه و پاداش مي گيرند.» آن گاه حضرت قسم ياد كردند كه اگر پرده ها كنار برود، رستگاران در اين روز خوشحالند و گنهكاران غمگينند.»
دكتر ميرباقري در ادامه مي افزايد: «عيد فطر روز جشن عبادت پروردگار در يك ماه روزه داري و بندگي است و جايزه هاي معنوي نصيب بندگان خالص خدا مي شود.
در صحيفه سجاديه، در دعاي وداع امام سجاد(ع) مي بينيم كه ايشان در وداع ماه پربركت رمضان مي فرمايند: «خدايا!كسي كه به غير تو وارد شود زيان مي كند و نااميد مي شود و آنها كه به تو عرض حاجت نكنند، ضايع مي شوند. خدايا!در رحمت تو براي اهل رغبت باز است و بخشش تو براي درخواست كنندگان، بخشش مباح است.
آنها را كه به تو استغاثه مي كنند، در مي يابي و اميدواران به تو نااميد نمي شوند. كساني كه به استغفار بپردازند، به شقاوت نمي رسند. خدايا!روزي تو حتي براي معصيت كنندگان گشاده است و بردباري ات براي توجه كنندگان به ساحت قدسي ات آماده است. خدايا!از عادات توست كه به بندگان احسان مي كني و سنت و روش تو رحمت است، حتي بر گناهكاران.»
به عقيده من، عيد فطر، عيد عبادت است و عيد دريافت جايزه الهي از پروردگار مهربان در اين روز، در اعمالمان مراقبت داشته باشيم و با توجه ويژه به خدا، از او بخواهيم اگر در ماه مبارك رمضان هنوز ما را نبخشيده، در اين روز به بزرگواري و كرمش ببخشد.»
اما استاد علي اكبر مظاهري در خصوص فضيلت ماه مبارك رمضان چنين مي گويد: «براي انسان گاهي از نظر رواني و اخلاقي حالتي پيش مي آيد و به روزمرگي و يكنواختي مي رسد. اين عادت و آفت را خداوند به وسيله روزه از بين مي برد، چنانكه ما در ماه مبارك رمضان يكسري برنامه هاي ويژه را دنبال مي كنيم و اين تغييرات در روند زندگي مان مشهود است.
ماه رمضان، ماه شكسته شدن عادتهاي بد و رسيدن به صيقل روح است. روزه به معناي پرورش جان است براي رسيدن به تقواي الهي. همان طور كه در قرآن داريم، (كتب عليكم الصيام، كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون) روزه بر شما و امت هاي قبل از شما واجب شده تا به وسيله آن به تقوا و رستگاري برسيد و شكستن عادتها در اين ماه مبارك انسان را به تقوا نزديك مي كند.
نكته ديگر اين كه اشاره كردم، روزه در ساير اديان الهي بوده، نه به استناد تعاليم اديان مسيحيت و يهود، بلكه به استناد احاديث و روايات قدسي پيامبر و ساير ائمه(ع)، اشاره شده كه روزه در اين اديان الهي آمده است. اما در اسلام شرافت و تكامل بيشتري پيدا كرده كه يكي از نشانه هاي اين تكامل نزول قرآن در اين ماه است؛ در حالي كه ساير كتابهاي آسماني در اين شرايط ارسال نشده اند.
نكته ديگر در شرافت و بزرگي ماه رمضان، ليلة القدر در اين ماه است. ما در قرآن هم داريم كه «ليلة القدر خير من الف شهر» شب قدر برتر از هزار ماه است.
در اين شرايط، به جايگاه ويژه عيد سعيد فطر بيشتر پي مي بريم.» مظاهري در ادامه، به تعريف عيد فطر اشاره كرده، مي افزايد: «فطر از فطرت مي آيد و رمضان جايگاه شكوفا شدن فطرت الهي در بندگان مؤمن است؛ چنانكه اگر در شرايطي فطرت انسانها نمايان شود، اعمالشان بهتر مي شود و كساني كه فطرت زنده اي دارند كردار خدايي خواهند داشت و عيد فطر اين فطرت پاك الهي را يادآوري مي كند.
عيد فطر، روز دريافت پاداش براي انساني است كه 30 پله را به طرف خدا بالا رفته است كه ما از آن به پله هاي تكامل ياد مي كنيم.
انسان پله پله هر روز به سمت خدا حركت كرده تا به مكان ارجمند تقواپيشگان رسيده و آن وقت، همان طور كه در مسابقه ها براي يك برنده جايزه تعيين مي كنند، در عيد فطر از كساني كه با طي كردن اين پله ها به قله و اوج رسيده باشند، تقدير مي شود و چه كسي و پاداشي بهتر از خشنودي وجود حضرت حق و ارزش ويژه عيد فطر به قبولي بنده در پيشگاه خداست.»
مظاهري در ادامه به آموزه هاي اسلام در اين مورد اشاره مي كند و مي افزايد: «در صحيفه سجاديه و در دعاي وداع ماه رمضان از قول حضرت سجاد(ع) داريم كه ايشان از ماه مبارك رمضان تجليل مي كند و در خداحافظي و وداع از اين ماه مي نالد. و به قول شاعر كه مي گويد: «عيد رمضان آمد و ماه رمضان رفت/ صد شكر كه اين آمد و صد حيف كه آن رفت» آن حضرت هم از آمدن عيد شادمان است و هم از بابت رفتن رمضان اندوهناك.
در سخن جامعي هم از قول مولاي متقيان حضرت علي(ع) در خطبه هايي كه در عيد فطر داشته اند، داريم: «انما هو عيد لمن قبل ا... صيامه و قيامه...» «اين عيد فطر براي كسي عيد است كه خداوند روزه و نمازهايش را پذيرفته باشد و هر روزي كه در آن معصيت خدا نباشد، عيد است».
و نكته پاياني اين كه در اعمال شب عيد دعايي مطرح شده به اين شرح كه: خدايا!اگر ما را در ماه رمضان نبخشيده اي در اين لحظات باقي مانده ببخش و همچنين در اعمال نماز عيد فطر هم تأكيد شده پس از اتمام نماز، سجده كنيم و با هر زبان از خدا طلب بخشش و رضايت كنيم، تا مورد رحمت بي انتهاي خالق شكست ناپذير قرار بگيريم.»
دكتر محمدرضا جباري ضمن اشاره به فلسفه وجودي عيد فطر مي گويد: «عيد فطر رابطه مستقيمي با ماه رمضان دارد و علت وجوب روزه بر مؤمنان در قرآن مطرح شده است و ثمره مهم روزه تقوا و اوج گيري در ساحت قرب الهي است، چون بندگان خدا در درجات تقوا تفاوت دارند و بايد از راههاي متفاوتي در جهت رسيدن به تقوا بهره بگيرند و روزه مهمترين اصل در تقوا و پاكي درون است؛حال آنكه مي بينيم شخصيت بزرگي مثل پيامبر فقط به ماه رمضان بسنده نمي كند و نقل شده كه ايشان سه روز را در ماه هاي سال هميشه روزه مي گرفتند و بر ماههاي رجب و شعبان توجه ويژه اي داشتند و به قولي «صم الدهر» بودند يعني تمام روزگار، روزه بودند.
با اين توضيح، مي بينيم كه عيد سعيد فطر هم از ثمرات روزه داري است، چنان كه در دعاي عيد سعيد فطر مي خوانيم: «خدايا!تو اين روز را براي مسلمين عيد قرار دادي.» روشن است كه مسير حركت به رستگاري آن هم از طريق روزه داري در يك ماه، جشن گرفتني است. عيد فطر، روز اظهار شادي اولياي خدا و مؤمنان است. بنابراين، جشن واقعي، جشن رستگار شدن و رسيدن به تقواي الهي است؛ نه اين جشنهاي ظاهري و مادي دنيا. عيد فطر مراتب ويژه اي دارد و مؤمنان روزه داري كه به درك ماه رمضان رسيده باشند، از اين جشن بزرگ بهره بيشتري مي برند.»
* مليحه پژمان

  


در گفتگوي قدس با آيةا... امامي كاشاني بررسي شد؛شرايط پرداخت فطريه

 

گروه فرهنگي- پژمان: به روزهاي پاياني ماه مبارك رمضان رسيده ايم و يكي از دغدغه هاي هميشگي مؤمنين روزه دار در اين روزها



پرداخت فطريه است. از آنجايي كه پرداخت زكات فطره بر هر مسلماني واجب شرعي است و سؤالات زيادي در باب فلسفه فطريه و چگونگي پرداخت آن مطرح مي شود به سراغ آيةا... امامي كاشاني مي رويم تا از احكام و شرايط پرداخت زكات فطره بيشتر بدانيم. ايشان در مورد شرايط پرداخت كننده زكات فطره مي گويد: پرداخت زكات فطره بر كساني واجب است كه مديريت يك خانواده را به عهده دارند و در تأمين يك زندگي متعارف و عادي مشكلي ندارند. طبق احكام اسلامي فطريه به فقرا و نيازمندان تعلق مي گيرد و فقير نه به معناي سؤال كننده بلكه به معناي افراد آبرومندي است كه فقرشان را بازگو نمي كنند. پرداخت فطريه هم شرايط ويژه اي دارد به اين شرح: اول؛ مدير خانواده اگر سيد باشد مي تواند فطريه را به هر فقيري اعم از سيد و يا عام بپردازد ولي اگر سيد نباشد نبايد به فقير سيد فطريه بدهد. حتي اگر همسر فرد خانواده سيده باشد باز هم نبايد به سيد فقير فطريه بدهند، چون ملاك اصلي مدير خانواده است. دوم؛ پرداخت فطريه حتي براي كودكي هم كه قبل از رؤيت هلال ماه شوال و در شب عيد فطر متولد مي شود هم واجب است. سوم؛ مدير خانواده اي كه فرزندي دارد در شهر ديگري كه يا درس مي خواند، يا كار مي كند و... بايد زكات فطره او را هم بپردازد. چهارم؛ حتي الامكان زكات فطره بايد در وطن پرداخت شود، مثلاً كسي كه در تهران است نبايد به كاشان فطريه بفرستد و احتياط در اين است كه فطريه در وطن صرف فقرا شود.
آيةا... امامي كاشاني در پاسخ به اين سؤال كه آيا فطريه به كودكان بهزيستي هم تعلق مي گيرد، تصريح مي كند: بچه هايي كه تحت تكفل و با هزينه پدرشان در بهزيستي نگهداري مي شوند، فطريه آنها بر پدر واجب است، اما اگر شخصي در بهزيستي نگهداري مي شود كه خانواده اي ندارد، زكات فطره به او تعلق مي گيرد و مي شود فطريه را به اين افرا داد به شرط اينكه هزينه فطريه صرف بچه ها شود نه اينكه صرف پرداخت حقوق كارمندان بهزيستي شود.
اما اگر شخصي به عنوان ميهمان فرد ديگري در شب عيد فطر برود چه حكمي دارد، آيةا... امامي كاشاني در اين رابطه معتقد است: اگر شخصي قبل از غروب آفتاب آخرين شب ماه رمضان به منزل فرد ديگري برود و افطار ميهمان آنها باشد، فطريه اش برعهده صاحبخانه است. اما يك نكته مطرح است، اگر بنا باشد بعد از اتمام اذان بيايد و آنجا افطار كند چه شرايطي دارد؟ مثلاً گاهي برخي افراد در مسير راه با شنيدن اذان خرما يا هر طعام ديگري مي خورند و بعد به منزل صاحبخانه مي روند و آنجا غذا مي خورند، كه در اين مورد خيلي از قدما و فقها گفته اند چيزي بر گردن صاحبخانه نيست ولي امام(ره) مي فرمايند: اگر غذا را آنجا صرف كرده احتياط است كه هم صاحبخانه بدهد و هم خودش. نكته دوم در اين باب: اگر كسي قبل از غروب آفتاب به منزل فردي برود و قرار نيست آنجا ميهمان باشد و هنگام اذان فقط يك خرما يا آب جوش صرف كند و به منزل خودش برود، باز طبق گفته بسياري از فقها چيزي به گردن صاحبخانه نيست، ولي بايد بگويم كه در اين شرايط اتفاقاً فطريه به عهده صاحبخانه است چون بالاخره فرد روزه دار روزه اش را آنجا باز كرده است. اما امام(ره) احتياط لازم را در اين مي دانند كه هم خود فرد بپردازد و هم صاحبخانه، چون كمك به فقرا كمال انسان است.
آيةا... امامي كاشاني در باب پرداخت فطريه براي هر نفر به خبرنگار ما مي گويد: براي هر نفر 1200 تومان به قيمت 3 كيلو نان يا 3 كيلوگرم گندم واجب است و البته اين قيمت بر اساس يارانه است، چون يارانه موجب كم شدن قيمت نان يا گندم مي شود. اما اگر كسي كه در اغلب اوقات سال برنج مي خورد مستحب است كه پول 3 كيلو برنج را بپردازد، به اندازه قيمت برنجي كه مصرف مي كرده است در ضمن پرداخت فطريه براي افرادي كه روزه نمي گرفته اند هم واجب است.

  


تو بمان اي آنكه چون تو پاك نيست

 

* سيد مصطفي حسيني راد
لحظات خداحافظي فرا رسيده است. بايد با تو خداحافظي كنم تا سالي ديگر كه معلوم نيست زنده باشم يا نه.
خداحافظ اي ماه مهربان خدا!خداحافظ اي ماه ميهماني محبوب!خداحافظ اي فرصت حضور در پيشگاه معشوق!خداحافظ اي آسمانت بوسه گاه زمين!خداحافظ اي مجال ديدار با يار...
اينك و در آخرين دقيقه هاي حضورت، چه مي توانم گفت كه سخت اندوهگين و دلتنگم.
چگونه با تو وداع كنم اي بهترين دوست روزها و شبهايي كه به زيبايي گذشت؟
به راستي كه جدايي از يار مهرباني چون تو سخت دشوار است؛ تويي كه برايم نور و روشني به ارمغان آوردي. تويي كه پرواز را به من آموختي. تويي كه راه آسمان را به من نشان دادي.
اينك با رفتنت نگرانم!نگرانم دلي كه زنگار از آن زدوده بودي دوباره تيره شود. برايم دعا كن!
دعا كن اي ماه مهربان كه دنيا غافلم نكند. دعا كن بتوانم در راه پر سنگلاخ پيش رو، از گردنه هاي صعب و گذرگاههاي خطرناك به سلامت بگذرم.
و اينك اين آواي محزون ياري است كه با سوز دل، از يار خويش در حال جدا شدن است:
بشنو از ني چون شكايت مي كند
از جداييها حكايت مي كند...

  


جوزف پليتزر (Joseph Pulitzer )

 

جوزف پليتزر در دهم آوريل 1847 در ماكوي مجارستان متولد شد .وي يك ناشر مجارستاني - آمريكايي بود كه بيشتر براي آنچه پس از مرگش رخداده بود، شناخته مي شود .




پليتزر در سال 1864 و در پي جنگ داخلي آمريكا به اين كشور مهاجرت كرد.
پس از جنگ، در سنت لويس ميسوري، جايي كه در 1868 شغلي را توسط كارل اسشورتز در روزنامه آلماني زبان the Westliche Post پيدا كرده بود، ساكن شد.او به حزب جمهوري خواه پيوست و به عنوان نماينده ايالت ميسوري در 1869 انتخاب شد.
اما پس از چندي با انحلال حزب پوليتزر راه خود را به سوي دموكراتها تغيير داد.در 1872 پوليتزر روزنامه Post را با 3 هزار دلار خريداري كرد و چندي بعد آن را براي به دست آوردن سود بيشتر فروخت.
در سال 1882 پوليتزر همراه با فردي ثروتمند «روزنامه نيويورك ورلد» را با 346 هزار دلار از Jay Gould كه در يك سال 40 هزار دلار ضرركرده بود، خريد .
پوليتزر سمت و سوي اين روزنامه را به درج مقالاتي در خصوص علايق انساني ، افترا ، و پيروي از احساسات تغيير داد و سعي كرد تا وورلد را به يك روزنامه سرگرم كننده تبديل كند و صفحاتش را با عكسهاي متفاوت ، بازيها و مطالبي كه خواننده را جذب خود مي كردند، پر كند. پوليتزر با خلق شخصيت كارتوني به نام «كودك زرد»، كوشيد شمار فروش نشريه خويش را افزايش دهد. همزمان با نشريه او، «هرست»، يكي ديگر از روزنامه نگاران آمريكايي نشريه «نيويورك ژورنال» را منتشر مي كرد.
وي با سفارش شخصيتي مشابه پسر بچه زرد به يك كاريكاتوريست، زمينه را براي انتشار داستانهاي كميك استريپ و ايجاد روزنامه نگاري زرد فراهم ساخت. با پيدايش روزنامه نگاري زرد، فرهنگ روزنامه نگاري نيز دستخوش تغييراتي شد. داستانهاي جنايي بسياري از صفحه ها را پر مي كرد و تيتر هايي مانند « آيا او خودكشي كرد ؟ » و يا « فرياد بخشش» خوانندگان بي علاقه به خواندن را جذب خود مي كرد . گذشته از اين موارد، پوليتزر براي هر نسخه از روزنامه اش تنها دو سنت مي گرفت و هشت تا دوازده صفحه روزنامه دست مشتريان مي داد و اين در حالي بود كه آن زمان روزنامه هايي به همين قيمت چهار برگ بيشتر نداشتند.
گرماي سال 1883 آمريكا خبرنگاران را براي نوشتن به آپارتمانهاي استيجاري منهتن متواري كرد و حاصل اين متواري شدن شكل گيري داستانها و گزارشهاي زيادي در مورد زندگي مخوف مهاجران و هزينه هايي بود كه بر آنها تحميل گشته بود .
سرتيتر اين مقاله ها، چيزهايي شبيه «چگونه بچه ها پخته مي شوند»، «سرخ كردن بچه ها بر روي سقف» و«خط نعش كش ها» بود كه به بالا رفتن تيراژ روزنامه منجر شد و همچنين اصلاحاتي را كه پوليتزر در پي آنها بود، در پيش رويش بيشتر هويدا كرد .
تنها دو سال بعد، پوليتزر به قدرت رسيد و روزنامه اش بيشترين شايگان را در كل نيويورك به دست آورد. البته، نبايد اين را نيز از نظر دور داشت كه در حزب دموكرات نيز دوستاني او را همراهي كردند . ناشران قديمي تر كه از ديدن موفقيتهاي پوليتزر به خشم آمده بودند، شروع به انتقاد از داستانهاي جنايي و گزارشهاي روزنامه او كردند.
روزنامه هرست نيز كه در ابتدا به صورت آزمايشي بيرون مي آمد، نزديك به 24% از فضاي خود را براي داستانهاي جنايي، داستانهاي تقديم شده، نمايش نامه هاي اخلاقي و داستانهاي جنسي( البته بنا بر استانداردهاي قرن بيستم ) اختصاص داده بود.
هرست توان بالقوه اي در پرداخت دادن به كارهاي جنايي چاپ شده در روزنامه اش داشت، مانند داستان «گروه آدمكش ها» كه در سال 1892 جوزف پوليتزر پولي را به رئيس دانشگاه كلمبيا تقديم كرد تا با آن اولين دانشكده روزنامه نگاري دنيا را تاسيس كند. اما دانشگاه به واسطه شخصيت پوليتزر، آن را نپذيرفت. او ثبات قدم خود را حفظ كرد و در سال 1904 در مجله نورث آمريكن ريويو North American Review مقاله اي را با عنوان «دانشكده روزنامه نگاري» منتشر كرد. در اين مقاله، او دلايل خود را براي آموزش روزنامه نگاري مطرح كرد.
در سال 1902 رئيس جديد دانشگاه كلمبيا استقبال بيشتري براي طرح ايجاد مدرسه و جايزه او كرد، اما تا پس از مرگ پليتزر اين رويا محقق نشد.
دانشگاه كلمبيا پول پوليتزر را پذيرفت، اما زماني كه دانشكده روزنامه نگاري را در سال 1912 گشود و آن را به نام پوليتزر ناميد، وي در جزيره جكيل در جورجيا در روي قايقش در بندر چارلزتن كاروليناي شمالي درگذشته بود و دانشگاه ميسوري نيز مدتي قبل از آن اولين دانشكده روزنامه نگاري را پايه گذاري كرده بود. امروزه تنها در ايالات متحده بيش از450 برنامه، دانشكده، موسسه روزنامه نگاري و ارتباط جمعي وجود دارد. در يك سال عادي، نزديك به 40 هزار نفر از اين مراكز درجه ليسانس و فوق ليسانس خود را دريافت مي دارند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com