تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ضربان
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-09-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 9مهر ماه 1387

[ هنري ]
 * گفتگويي با محمد مطيع / بازيگر سينما وتلويزيون ؛ من هيچ وقت از سرزمينم قهر نكردم!
 * نگاهي به مجموعه تلويزيوني «مثل هيچكس» به كارگرداني عبدالحسين برزيده؛
قصه پرغصه داداشي!
 * رقابت حاتمي كيا، مجيدي، حقيقي، حكمت و...؛
آغاز اكران عيد فطر با فيلمهاي متفاوت سال 87
 * بهاءالدين خرمشاهي: پيام مولانا صلح و مداراست
 * طاهره صفارزاده مورد عمل جراحي مغز قرار گرفت
 * موزه هنرهاي معاصر اصفهان ميزبان آثار «ميرحسين موسوي»
 * مرادي كرماني: جشنواره داستان انقلاب حركتي جدي است

گفتگويي با محمد مطيع / بازيگر سينما وتلويزيون ؛ من هيچ وقت از سرزمينم قهر نكردم!

 

* تكتم بهاردوست

تصوير ذهني من از او، به نقش آفريني هايش در سريالهايي چون «سلطان و شبان» كه او در آن نقش «وزير اعظم» را بازي مي كرد،



يا سريال «امير كبير» و بازي او در نقش «ميرزا آقا خان نوري» يا سريال «هزاردستان» و بازي او در نقش «غلام عمه»، سريال «ميرزا كوچك خان» و ايفاي نقش«احسان ا... خان» و البته چندين فيلم ديگر از جمله «آوار»، «گردباد»، و ... بر مي گردد. بعد از كلي پيگيري بالاخره مي توانم در دفتر محمد ورزي پيدايش كنم. خبرورودش به ايران را دو ماه پيش، از عباس غفاري(كارگردان تئاتر) شنيده بودم و بعد هم خبري كوتاه در يكي از سايتهاي معتبر مبني بر اينكه در حال حاضر مشغول بازي در سريال «ديكتاتور» است. پيشنهاد مصاحبه را زود و بدون كوچكترين بهانه اي مي پذيرد. اول صحبت مي گويد كه گفتگو با قدس، اولين مصاحبه اش بعد از بازگشت به وطن است. مي گويد با توجه به دوري 20 ساله از ايران و عدم اطلاع كافي از سينما وتلويزيون ، با سؤالاتم سردرگمش نكنم و همه چيز را، آنطور كه گفته، صادقانه بنويسم و البته من هم تمام سعي ام را كردم. از اهالي رسانه و بخصوص از روزنامه ها گلايه داشت. با اين مقدمه، شما را دعوت مي كنم كه مصاحبه يك ساعت ونيمه من با «محمد مطيع» را بخوانيد. او كه در سال 1322درمشهد متولد شده، توانست ليسانس تئاترش را از دانشكده هنرهاي دراماتيك بگيرد و بازي در سينما را از سال 1351 با فيلم «رضا هفت خط» به كارگرداني حسين ترابي آغاز كند. از ديگر فعاليتهاي سينمايي او مي توان به فيلمهاي كلاغ(بيضايي/1356)، دايره مينا(مهرجويي / 1357)، رسول پسر ابوالقاسم(داريوش فرهنگ / 1359)، آقاي هيروگليف(علي عرفان /1359)، بازداشتگاه(كوپال مشكوة /1361)، روزهاي انتظار(اصغر هاشمي / 1365)، وكيل اول(جمشيد حيدري /1366) و ... اشاره كرد.
***
* پيش از همه چيز، مي خواهيم درباره شما بيشتر بدانيم، شايد به علت اينكه بخشي از مخاطبان جوان ما، بيشتر از 20 سال است از شما كمتر ديده و شنيده اند و هم شايد بهانه اي باشد براي اينكه مخاطبان مسن تر ما، در ذهن، آثار گذشته شما را مرور كنند. پس، از شروع كارهاي هنري تان بگوييد و ...
** همانطور كه مي دانيد من مشهدي هستم و به اين قضيه هم افتخار مي كنم. زماني كه هجده، نوزده سالم بود، كارم را با راديو و از مشهد شروع كردم. بعد از آن، با گروهي نيمه حرفه اي به نام «آپادانا» به سمت تئاتر رفتم كه در آن زمان تئاتر هاي خوبي را هم در سالنهاي دانشكده پزشكي به روي صحنه مي برديم و يك سري از تئاترها را هم، در شهرستانهاي اطراف -مثل نيشابور- اجرا مي كرديم.
* با هنرمنداني مثل رضا صابري، داريوش ارجمند و يا ... هم كار كرديد؟ جزو گروه شما بودند؟
** نه، رضا صابري آن زمان جوانتر از من بود. كار مي كرد، ولي نه با گروه ما، كه با گروه ديگري. ولي با داريوش ارجمند در همان گروه آپادانا كار كرده ام. مثلا وقتي نمايشنامه «داش آكل» را تمرين و اجرا مي كرديم، داريوش ارجمند نقش «كاكا رستم» و من نقش «داش آكل» را بازي مي كردم. يا فريدون جيراني كه يادم مي آيد آن زمان دوربيني 8 ميليمتري داشت كه با رضا صابري فيلم كوتاه مي ساختند. خلاصه همه با هم دوست بوديم.
* چطور شد به سمت سينما وتلويزيون رفتيد؟
** من هيچ وقت معرف نداشته ام و هميشه هم روي پاي خودم ايستاده ام و جلو رفته ام. به اصطلاح دستم را روي زانوي خودم گذاشتم و بلند شدم. من طي سالهاي 40 ، يك دوره به تهران آمدم و در يكي دوتا از كلاسهاي تئاتري شركت كردم، ولي به خاطر اينكه چيزي كه مي خواستم را پيدا نكردم ، به مشهد برگشتم و يكي دو سال بعد دوباره راهي تهران شدم و در همان سالها در دانشكده دراماتيك مشغول تحصيل شدم كه در آنجا با حسين ترابي و ابراهيم مكي آشنا شدم و گروهي تشكيل داديم كه خيلي هم فعال بود. در تلويزيون آن زمان كه شخصي بود، هفته اي يك تئاتر اجرا مي كرديم، فيلم كوتاه مي ساختيم و ... و بعد، آهسته آهسته وارد بازار كار شدم. همان زمان، نمايشنامه هايي را از طرف اداره تئاتر براي ارتش اجرا مي كرديم، به طوري كه زماني رسيد كه روزي سه چهار كار در دست داشتم، اعم از تئاتر، فيلم يا ... . اما من بيشتر هنرپيشه تئاتر بوده ام، تا تلويزيون يا سينما. ناگفته نماند كه من در استخدام اداره تئاتر بودم و سالها در تئاتر در خدمت بزرگاني چون استاد انتظامي كار كردم و بعد به تلويزيون آمدم.
* فكر مي كنيد اگر نام كدام كارتان (چه در سينما و چه در تلويزيون) را ببريد، چهره محمد مطيع، حتي براي بزرگترها هم دوباره زنده مي شود؟
** من قبل از انقلاب هم كار مي كردم و احتمالا بزرگترها، كاري به نام «همه از يك خانواده» را به ياد دارند كه متاسفانه نام كارگردانش را به خاطر ندارم، ولي «سلطان و شبان»، «امير كبير»، «روزهاي انتظار» و ... را همه به ياد دارند. سريالي را هم در اوايل انقلاب بازي مي كردم (متاسفانه اسمش در خاطرم نيست) كه من در آن نقش يك رفتگر را بازي مي كردم كه يك كت را پيدا كرد كه پر از پول بود و اين مرد به راه افتاد تا صاحب پولها را پيدا كند و الي آخر.
* چه چيز باعث اين سفر طولاني بود؟ آن هم براي كسي كه كم كم داشت در سينما و تلويزيون اين سرزمين شناخته مي شد؟
** وقتي از ايران مي رفتم، بيننده كاملا من را مي شناخت، ولي جواب دادن به اين سؤال برايم خيلي مشكل است. دلايلم براي اين سفر كاملا شخصي بود، البته بيمار هم بودم و همه اينها براي رفتن من از ايران دست به دست هم داد. البته كمي هم قهركردم، با همه همكاران شما !دوست دارم اين را بنويسيد. زماني كه من فعاليتم زياد بود و مرتب در سينما و تلويزيون بازي مي كردم، نه تنها از اين قشر پاداشي نگرفتم كه حتي چيزهايي هم راجع به من نوشتند كه ناراحتم كرد. به خاطر دارم حدود 20 سال قبل، زماني كه براي استاد فاخته اي مراسم توديع گذاشته بودند و من دعوت شده بودم تا جلو چند تن از اساتيد مختلف صحبت كنم، زبانم بند آمده بود و وحشت كرده بودم.ولي صحبت كردم و گفتم كه اولين بار در سن هفت سالگي توسط عمويم به تئاتر رفتم و آنجا با تئاتر گلشن مشهد آشنا شدم و اينطور چيزها، ولي مي دانيد يكي از همكاران شما در چهار خط درباره من چه نوشته بود؟! نوشته بود: «محمد مطيع، هنرپيشه گلشن مشهد»! اين درست و انساني نيست، چرا گفته هاي ديگران را تحريف مي كنند؟
*چه عاملي باعث بازگشت شما به ايران شد؟
**من مال اين سرزمينم. من هيچ وقت از سرزمينم قهر نكردم. من مردمم را دوست دارم و مي دانم كه آنها هم من را دوست دارند. من از بعضي از دست اندركاران سينما و همكاران شما بود كه قهر كردم !براي اينكه خيلي بي انصاف بودند !آيا اين همه سال فعاليت من پاداشي نداشت؟!
*به خاطر پروژه آقاي ورزي به ايران برگشتيد يا زماني كه به ايران آمديد پيشنهاد بازي در اين سريال به شما شد؟
**آقاي ورزي براي كشاندن من به ايران خيلي تلاش كرد. او حدود پنج ،شش سال با من در ارتباط بود و مرتب از من مي خواست كه در پروژه اي كه در دست ساخت دارد بازي كنم، ولي من به بهانه هاي مختلف شانه خالي مي كردم. او مرتب اصرار مي كرد و مي گفت كه «جايت در سينما و تلويزيون خالي است» و اين پافشاري اش، سرانجام جواب داد و من برگشتم و اكنون هم مشغول بازي در سريال او هستم.
* در خصوص سريال «ديكتاتور» بيشتر بگوييد ...
** فيلمبرداري اين سريال فعلا با نام "ديكتاتور" آغاز شده و من در آن، نقش «اردشير ريپورتر» را بازي مي كنم كه يك ايراني است كه در هند متولد شده و خاندانش مستقيم با ملكه انگليس در ارتباط هستند و ... .
كار تصويربرداري اين مجموعه بيش از يك ماه است كه آغاز شده و اكثر لوكيشن ها در كاخ سعدآباد، شهرك غزالي و جنگل هاي شمال انجام مي شود. در اين سريال، احمد نجفي نقش «رضا شاه» را بازي مي كند و بخشي از كار هم كه به زندگي و تحصيل محمدرضا شاه پهلوي مربوط مي شود، در سوئيس تصويربرداري شده است.
* در طي اين سالها و در غربت، باز هم به كار سينما پرداختيد؟
** نه، اوايلي كه از ايران رفته بودم، اداره فرهنگ سوئد خواست كه من در فيلمي بازي كنم. من هم با همكاري تعدادي از هنر پيشگان ايراني و سوئدي كار را پي بردم، ولي چيزي كه من مي خواستم نشد و بعد از آن، ديگر كاري انجام ندادم.
* آقاي مطيع، طيف متفاوتي از فيلمهاي گوناگون را مي شود در كارنامه هنري شما ديد. از فيلمهاي كمدي و اجتماعي گرفته تا سريال هاي تلويزيوني. خودتان بيشتر با كداميك از اين گونه هاي سينمايي و تلويزيوني احساس قرابت بيشتري مي كنيد؟
** پاسخ دادن به اين پرسش براي من خيلي مشكل است. من هر كاري را كه بازي كرده ام، واقعا دوست داشته ام و گر نه آن را بازي نمي كردم . همه كارهاي من، مثل بچه هايم هستند، اما به بعضي از كارهايم علاقه بيشتري دارم. اما سالها پيش، در فيلم كوتاهي از واروژ كريم مسيحي بازي مي كردم كه نوشته بهرام بيضايي بود به نام «سلندر» كه يك بار هم از تلويزيون و در دهه فجر پخش شد و يك بار هم من از تلويزيون سوئد شاهد پخش آن بودم. من اين كار را خيلي دوست دارم.
* در طول دوران فعاليت هنري تان در جشنواره هاي مختلف كه نامزد دريافت جايزه بوديد، جايزه اي هم دريافت كرديد؟
** نه، من هيچ وقت حقم را نگرفتم !البته خيلي ها مثل من بودند. كساني مثل مرحوم پرويز فني زاده كه مانند او را نداشتيم و نخواهيم داشت.
* در سوئد چقدر اخبار سينماي ايران را دنبال مي كرديد؟
** هيچ! من فقط مرگ همكارانم را مي شنيدم! مثل همين اواخر كه خبر مرگ خسرو شكيبايي را به من اطلاع دادند.
*چقدر شكيبايي را مي شناختيد؟
** اينقدر كه بزرگش كرده بودم! وقتي با او آشنا شدم، خيلي جوان بود. ما در يك برهه از زمان خيلي با هم زندگي كرديم . با او از نزديك آشنايي داشتم و زندگي اش را از نزديك مي ديدم. متاسفانه شكيبايي خيلي دير شناخته شد.
* جالب است بدانيم كسي كه در يك برهه زماني از سينماي اين سرزمين دور شده و حالا پس از 20 سال دوباره دارد به آن نگاه مي كند، چه تفاوتي را در اين سينما مي بيند؟ به نظر او، در طي اين سالها چه اتفاقي براي اين سينما افتاده؟ آيا پيشرفتي را در آن حس كرده؟!
** سينماي ايران متاسفانه دوباره به گذشته برگشته است !هر چند اظهار نظر من در خصوص سينماي ايران و به لحاظ اينكه ساليان سال در ايران نبودم، چندان به جا نيست و چندان در اين مدت فيلم ايراني نديده ام، اما در همين مدت كه برگشته ام متوجه شده ام، كه دوباره برگشته ايم به سالهاي قبل !بعد از انقلاب يكسري سينماي ايران جان گرفت و جوان شد. معنا گرفته بود، ولي خيلي از فيلمهايي كه اكنون ساخته مي شود، چه فرقي با فيلمفارسي هاي گذشته دارد؟ !اكنون همان قصه ها دوباره دارد بازسازي مي شود !ظاهرا در اين سالها، سينما فقط بازيگر ساخته است و بازيگري هم فقط شده «زيبايي». هر كه زيباتراست، بازيگرتر است !من چاق وقتي كنار بازيگرهاي مينياتوري مي ايستم، تماشاگر ديگر به من نگاه نمي كند !و ديگر اينكه آنهايي كه بايد در اين سينما كار كنند نيستند. چرا؟
* شما با كارگردانهاي متفاوتي كار كرديد. كساني همچون بهرام بيضايي، داريوش مهرجويي، علي حاتمي، داريوش فرهنگ و ديگران. تفاوت اين سينماگران را در چه چيزهايي مي بينيد؟
** تفاوت سينماي آنها در نوع ساخت و تكنيكشان است. هر كدام از آنها براي خود سبك خاصي دارند. نگرششان به بازيگري و شيوه بازي گرفتن از بازيگر با هم تفاوت دارد.
* يكي از نقش هاي شما، بازي در سريال «هزار دستان» علي حاتمي به نقش «غلام عمه» بود. در باره اين نقش و بازي خودتان و شيوه كار علي حاتمي بگوييد.
** من از زمان دانشكده با علي حاتمي دوست بودم و او را مي شناختم. او در شيوه خاصي از ديالوگ نويسي استاد بود. نظيرش ديگر نيست. او تافته جدا بافته اي بود. ولي در خصوص هزار دستان و نقش «غلام عمه» بايد بگويم كه «غلام عمه» در تمام دنيا عمه اي دارد كه خيلي دوستش دارد و وقتي شعبون استخوني شوهر عمه اش را مي كشد، به خونخواهي او بر مي خيزد و... كه در قصه اوليه، اين نقش خيلي گسترده بود، اما با اتفاقاتي كه بر سر فيلمنامه افتاد، نقش تا حدي كوتاه شد. علي حاتمي موقع فيلمبرداري، آنچه مد نظرش بود را مي گفت و توضيح مي داد و بقيه كار به دوش من مي افتاد تا صحنه را بر اساس خواست او و تواناييهاي خودم بازي كنم.
*پيشنهادات و كارهاي بعدي چه؟ برنامه كاري تان براي آينده چيست؟
** در همين مدت پيشنهادهاي زيادي شده، ولي فعلا تصميم خاصي ندارم.

  


نگاهي به مجموعه تلويزيوني «مثل هيچكس» به كارگرداني عبدالحسين برزيده؛
قصه پرغصه داداشي!

 

* آي سان نوروزي

فيلمنامه: سيد علي اكبر محلولچيان
كارگردان: عبدالحسين برزيده






بازيگران: اصغر همت، حسين ياري، آتنه فقيه نصيري، پروانه معصومي، مهران رجبي و...
خلاصه داستان: يك خانواده سنتي و پرجمعيت و معتقد تهراني پس از فوت پدر خانواده دچار اختلافها و مشكلاتي مي شوند كه منشأ يكي از اختلافهاي ميان آنها ارث و ميراث خانواده است. پس از چندي مادر خانواده به شدت بيمار مي شود و...
***
عبدالحسين برزيده را سالهاست در سينما مي شناسيم و حالا مدتي است كه اين كارگردان و فيلمساز، گرايش زيادي به تلويزيون پيدا كرده است. شايد مهمترين دليل اين تغيير در زندگي حرفه اي برزيده، سينماي كم مخاطب و تاريخ مصرف گذشته او بوده باشد، چيزي كه به نظر مي رسد در مورد سبك كارگرداني او در تلويزيون مصداق پيدا كند و ادامه يابد.
«مثل هيچكس» يكي از مجموعه هاي ويژه پنجگانه تلويزيون در ايام ماه مبارك رمضان است كه در جدول پخش سريالهاي ويژه ماه رمضان و از شبكه دوم سيما روي آنتن مي رود. اين سريال با وجود تلاش كارگردان آن و با توجه به روايت كم نقص از نظر تكنيكهاي تلويزيوني تاكنون نتوانسته مخاطب و طرفدار چنداني پيدا كند و به نظر هم نمي رسد تا پايان آن چنين اتفاقي برايش بيفتد.
يكي از مهمترين كاستيهاي سريال برزيده داستان تكراري، نخ نما و كليشه اي آن است كه با توجه به اهداف توليد آن در ماه مبارك، به راحتي مي توان هر قسمت و پخش آن را حدس زد و پيش بيني كرد. يك خانواده پرجمعيت كه پس از فوت پدر به جان هم مي افتند و بر سر ارث و ميراث و... با هم اختلاف پيدا مي كنند؛ توطئه دامادها به سركردگي يكي از آنها، ناچاري و ناگزيري دخترها، پسر ناخلف و...
آيا بهترين نمونه چنين داستاني در اوايل دهه 70 و با سريال «پدر سالار» اكبر خواجويي در تلويزيون پخش نشد و آيا همان موقع بسياري، عمر و تاريخ مصرف چنين داستانها و سريالهايي را به سرآمده نمي دانستند. سيستم سنتي و مناسبات خانوادگي و ارشد سالاري خانوادگي، زندگي دسته جمعي و اشتراكي هر چند هنوز هم در جامعه بيننده اين سريال وجود دارد، اما واقعيت اين است كه اين مناسبات به شدت در حال كم رنگ شدن هستند و جامعه مخاطبان تلويزيون به شدت از آن فاصله گرفته اند يا در حال فاصله گرفتن از آن هستند.
هر مخاطب و بيننده «مثل هيچكس» از همان ابتدا مي تواند حدس بزند كه با چه نوع داستاني مواجه است. به اسامي شخصيت ها توجه كنيد: ميرزا، بي بي، محمدباقر، اشرف سادات، داداشي و...! همين اسامي هم مناسبات سنتي و ارشد سالاري خانوادگي را در شناسنامه شان دارند. حالا دقت كنيد كه در هر قسمت چند بار اسم داداشي به عنوان ارشد خانواده و جانشين پدر به زبان مي آيد و...
به علاوه، ساختار داستان «مثل هيچكس» هم مثل مناسبات و موضوعات و فضاي وقوع رويدادها قابل پيش بيني و تعريف شده و كليشه اي به نظر مي رسد.
كدام مخاطب است كه از همان ابتداي آغاز اختلاف تقابل ميان ضد قهرمان (جلال) و خانواده را شناسايي نكند و حدس نزند كه اختلاف در ادامه بالا مي گيرد.
برادران و دامادها در مقابل هم مي ايستند، وخامت حال بي بي همه فرزندان را متوجه خود مي كند و سر عقل مي آورد؛ بعد مجردها با هم ازدواج مي كنند و همه چيز رو به راه مي شود و داداشي سكان كشتي خانواده را در دست مي گيرد؛ بي بي هم خوب مي شود و بر مي گردد و يا با مرگ پاكش توانسته خانواده را روشن كند و به خود بياورد و...
واقعيت اين است كه سريال برزيده در ساختار داستاني چيز تازه اي براي طرح كردن ندارد و تازه در ايجاد ابعاد دراماتيك و چالشهاي داستاني در مورد همان كليشه ها هم ناموفق عمل كرده است. به همين دليل چيزي در حدود شش يا هفت قسمت سريال صرف مجبور كردن اشرف سادات توسط كاظم براي شكايت از برادرها مي شود و تازه اين توطئه چيني در تمام فصول وجود دارد ولي در شش، هفت قسمت محور روايت داستان قرار مي گيرد. اين نشان مي دهد كه سريال در حوزه داستان پردازي و درگيرسازي مخاطب با موضوع به شدت دچار ضعف و فقر است و بنابراين طبيعي است كه نتواند مخاطبان مورد انتظار تلويزيون را هم جذب تماشاي خود نمايد.
داستان و آدمهاي داستان «مثل هيچكس» در تمام قسمتهاي سريال معطل رويدادهاي قابل پيش بيني و كم ارزش هستند و يا ناچارند مدام بي بي و وضعيت بيماري او را تكرار كنند، در حالي كه حتي وخامت اوضاع و بيماري بي بي هم هيچ گاه اهميت دراماتيك ندارد و تنها غرولند و قربان صدقه و تعارف است كه بر محور اتفاق آن مورد پرداخت قرار مي گيرد:
- نرگس: اگه يكي همين الان خبر بياره حال بي بي خوب شده من يكي از النگوهامو در مي آرم مشتلق مي دهم بهش!
نكته ديگر آنكه بازيگران جوان و حتي با تجربه ها و شناخته شده هايي مثل همت، ياري، فقيه نصيري و... نيز با اينكه به خوبي از عهده ايفاي نقش هايشان برآمده اند و خوب هم در حوزه كارشان ظاهر شده اند، تأثير چنداني در محبوبيت سريال نداشته اند و «مثل هيچكس» با همه شخصيتها و بازيگران پر تعداد (اما شبيه به هم) اش نتوانسته از جمله مجموعه هاي پرمخاطب ايام ماه مبارك رمضان باشد.

  


رقابت حاتمي كيا، مجيدي، حقيقي، حكمت و...؛
آغاز اكران عيد فطر با فيلمهاي متفاوت سال 87

 

اكران عيد فطر با نمايش فيلمهاي متفاوت سال 87 و رقابت بين سازندگان اين فيلمها آغاز مي شود.به گزارش فارس، از عيد سعيد



فطر، برنامه اكران پائيزه سينماهاي كشور به طور رسمي با نمايش فيلمهاي جديد ايراني كه از نظر ژانر و حال و هواي داستاني از فيلمهاي متفاوت امسال محسوب مي شوند، آغاز خواهد شد كه در زير نگاهي به اين فيلمها داريم.

آواز گنجشكها / مجيد مجيدي
موفق ترين فيلم سينماي ايران در جشنواره هاي جهاني سال 2008 كه به عنوان نماينده سينماي ايران به آكادمي اسكار معرفي شده است، اكران عمومي خود را آغاز مي كند.
اين فيلم داستان كريم ،كارگر مزرعه پرورش شترمرغ است كه در حاشيه شهر در خانه كوچكش زندگي خوبي دارد. حوادثي در مزرعه منجر به اخراج كريم از كار مي شود. او براي انجام كاري به شهر مي آيد و در آنجا اتفاقاتي زندگي اش را دستخوش تغيير مي كند.
رضاناجي، مريم اكبري، حامد آغازي، پوياصالحي، محمدرضا شيمي، شبنم اخلاقي، نشاط نظري، حسن رضايي و كامران دهقان بازيگران «آواز گنجشكها» هستند كه «ناجي» توانست خرس نقره اي بازيگري را از جشنواره سال گذشته برلين براي بازي در اين فيلم به دست آورد.

دعوت/ ابراهيم حاتمي كيا
كانديداي 10 جايزه از جشن سينماي ايران و متفاوت ترين فيلم «ابراهيم حاتمي كيا» به دليل نام خودش و بازيگران مطرح زيادي كه اين كارگردان براي اولين بار در قالب يك فيلم از آنها استفاده كرده است، مي تواند پرمخاطب ترين فيلم او باشد. بازي درخشان بازيگران «دعوت» از ويژگيهاي آن است.«دعوت» اثري اپيزوديك است كه ابتدا قرار بود با ساختاري تو در تو ساخته شود، اما در نسخه نهايي، به يك فيلم اپيزوديك تبديل شد كه در هر اپيزود، داستان چند خانواده متفاوت، با بحراني مشابه روايت مي  شود كه هر كدام از آنها بنا به نگاه خاص خود به اين بحران واكنشهايي از خود بروز مي دهند.محمدرضا فروتن، مهناز افشار، كتايون رياحي، مريلا زارعي، گوهر خيرانديش، ثريا قاسمي، رضا بابك، سيامك انصاري ، فرهاد قائميان، مجيد مشيري، سارا خوئيني ها، سحر جعفر جوزاني، آناهيتا نعمتي، هدا ناصح، نگار فروزنده، نگين صدق گويا و محمدرضا شريفي نيا از بازيگران اين فيلم هستند.

سه زن/ منيژه حكمت
«سه زن» ساخته «منيژه حكمت» نيز كه در چند جشنواره خارجي حضور داشته است، در اكران عيدفطر به نمايش عمومي درمي آيد و به گفته كساني كه فيلم را ديده اند، نسبت به ساخته اول اين فيلمساز (زندان زنان) متفاوت است گرچه خود اين فيلمساز، خيلي به وجود اين تفاوت  قائل نيست. سه سكانس منحصر به فرد فيلم درباره سه نسل، از ويژگيهاي آن است.
نيكي كريمي،پگاه آهنگراني، مريم بوباني، نازنين احمدي، ستاره پسياني، نسيم اميرخسرو، شيوا ابراهيمي، شهرزاد كمال زاده، احمد ساعتچيان، احمد ياوري شاد، مهرداد ضيايي، رضا كيانيان، بابك حميديان، شاهرخ فروتنيان ، مهران رجبي و آتيلا پسياني بازيگران «سه زن» هستند.
داستان اين فيلم درباره زني به نام مينو است كه براي پيدا كردن دخترش سرگردان شده است. وي طي اين جستجو، ناخواسته متوجه مي شود عده اي در نظر دارند ميراث كهني را به سرقت ببرند. در اين حين مادر مي گريزد و در زمان گم مي شود. حالا سه زن دور از يكديگر حرفها، ترديدها و خيالهاي خود را در سفري بي انتها به تصوير مي كشند. سفري در گذشته، در آينده و در زمان حال.

كنعان / ماني حقيقي
«كنعان» جزو فيلمهاي متفاوت جشنواره بيست و ششم بود كه طرفداران «ماني حقيقي» را راضي كرد و البته مورد توجه مردم قرار گرفت.
فيلمنامه «كنعان» را حقيقي و اصغر فرهادي به اتفاق نوشته اند و محمدرضا فروتن، بهرام رادان، ترانه عليدوستي، افسانه بايگان، حسن معجوني، تقي سيف جمالي و مهرداد صديقيان بازيگران آن هستند كه بازي متفاوت «ترانه عليدوستي» و «افسانه بايگان» در اين فيلم از ويژگيهاي آن است. اين فيلم كه تابستان سال گذشته در تهران و شمال فيلمبرداري شد، به زندگي يك زوج مي پردازد و پس از فيلم به نمايش درنيامده «آبادان» و فيلم «كارگردان مشغول كارند» سومين فيلم بلند «ماني حقيقي» است.

نسكافه داغ داغ/ علي قوي تن
اين فيلم از جمله فيلمهاي جديد اكران پائيز است كه به نظر مي رسد نسبت به فيلمهاي ديگر داراي مخاطب عام بيشتري باشد. استفاده از گريم سه بعدي از ويژگيهاي اين فيلم است.
داستان اين فيلم درباره زني جوان به نام نيكا است كه به گويندگي برنامه هاي عروسكي علاقه دارد، اما همسرش كه يك كارخانه عروسك سازي را اداره مي كند با او مخالفت مي كند.زنده ياد خسرو شكيبايي، يكتا ناصر، افسانه چهره آزاد، داوود اكرميان، السا فيروز آذر، بابك نوري، امير باران لويي، آيه ابراهيمي، ساناز شمس، سعيد لشگري، بيتا سحرخيز، محمد الهياري، ميشا جودت، فرهاد ارجمندي از بازيگران اين فيلم هستند.گفتني است احتمال نمايش «كتوني سفيد» ساخته «محمد ابراهيم معيري»، «خواب زمستاني» ساخته «سيامك شايقي» و «پرونده هاوانا» ساخته «عليرضا رئيسيان» در گروه آزاد عيد فطر نيز وجود دارد ضمن اين كه سينما كودك آزادي نيز قرار است با بازنمايش فيلم قديمي «شهر موشها» ساخته «محمدعلي طالبي» براي مخاطب كودك افتتاح شود و نمايش «آتش سبز» ساخته «محمد رضا اصلاني» نيز به آبان ماه موكول شده است.

  


بهاءالدين خرمشاهي: پيام مولانا صلح و مداراست

 

بهاءالدين خرمشاهي راز ماندگاري مولانا را در «مثنوي معنوي» و پيام اصلي او را صلح و مدارا دانست.




اين پژوهشگر در گفتگو با ايسنا، عنوان كرد: راز ماندگاري شعر مولانا از ميان همه آثارش، در «مثنوي معنوي» اوست. درواقع، « مثنوي» مولانا يك مثنوي عارفانه و صوفيانه تعليمي است. اين مثنوي به شكل درس در محافل وسيع عوالم فارسي زبان خوانده شده، كه اين عوالم فارسي زبان در گذشته خيلي گسترده تر از كشور ايران كنوني ما بوده است.
خرمشاهي درباره غزل هاي مولانا نيز خاطر نشان كرد: درباره غزلهاي مولانا، نظر به نسخه هاي متعددي كه بيش از 40 دست نويس كامل از آنها مانده است، نشان مي دهد غزلهاي مولانا هم مورد توجه بوده است؛ اما غزلهاي او جنبه تعليمي نداشته و درواقع، با غزلها عرفان نمي آموختند و بيشتر غزلها براي قوالي و سماع بوده است.
او تصريح كرد: چه بسا خود مولانا هم بيشترين غزليات را در حالت سماع و قوالي سروده باشد يا دست كم، آغاز غزلها را در مجلس سماع داشته و بعد از مجلس، آن را به پايان برده است، كه ما اين را از وزنهاي متناسب با سماع متوجه مي شويم. علاوه بر اين، دليل بهتر اين كه ترتيب تنظيم نسخه هاي خطي بر اساس اوزان معين عروضي بوده است، تا به هر حال، اهل سماع بتوانند تشخيص دهند كه كدام وزن براي كدام دستگاه موسيقي مناسب تر است.
اين نويسنده و پژوهشگر ادبيات همچنين يادآور شد: مولانا در زمان خود اصحاب و ياراني داشت؛ ولي مولويه در زمان او تشكيل نشده بود. درواقع، مولانا يك طريقت درويشي نداشت و مولويه پس از او پاي مي گيرد، كه تا امروز هم ادامه دارد.
خرمشاهي تصريح كرد:  الآن در روزگار خودمان نگاه كنيد، مي بينيد بيش از 50 محفل مثنوي خواني در تهران داير است كه در سراسر ايران هم به بيش از 200 محفل خواهد رسيد. به هر حال، «مثنوي» اثري است كه در دانشگاهها تدريس مي شود. بنده 40 تا 45 سال پيش كه در دانشكده ادبيات خدمت شادروان سيد جعفر شهيدي بودم، «مثنوي معنوي» را مي خواندم، و «مثنوي معنوي» مولانا در حيطه وسيعي از جغرافيا و تاريخ خوانده شده است.
او در عين حال متذكر شد: از سويي، مثلاً «فيه ما فيه» در بين آثار مولانا تأثير كمي داشته است؛ البته اين اثر خوانده مي شد، كه از اين رو مي توان آن را سومين اثر مهم مولانا دانست. به هر حال، اين اثر نسبت به «مثنوي» و «غزليات» مولانا كمتر تأثيرگذار بوده است.او در ادامه تأكيد كرد: راز ماندگاري مولانا در آثارش است؛ چنان چه حافظ هم در غزلهايش مانده و اين نبوده كه كسي زندگينامه و تذكره اي از آنها بنويسد و پايدار بمانند. خرمشاهي در پايان يادآور شد: پيام اصلي مولانا، صلح و مداراست. مولانا مي خواهد بين طريقتها و شريعتها نزاعي نباشد و براي تبيين اين معنا، انواع مثالها را بيان مي كند و مي گويد همه دنبال يك حقيقت هستند.

  


طاهره صفارزاده مورد عمل جراحي مغز قرار گرفت

 

طاهره صفارزاده شاعر و مترجم برجسته كشورمان در يكي از بيمارستانهاي تهران بستري شد و تحت عمل جراحي مغز قرار گرفت. مهندس جلال صفارزاده برادر اين شاعر در گفتگو با مهر با تأييد خبر عمل جراحي بر روي مغز صفارزاده گفت: وي شنبه مورد عمل جراحي مغز قرار گرفت و در حال حاضر هم در بخش عمومي بيمارستان بستري است.وي درباره وضعيت جسمي صفارزاده در شرايط فعلي افزود: در حال حاضر وضعيت جسمي ايشان نسبتاً مساعد است، البته هنوز پزشك معالج نتيجه اي در خصوص عمل به ما اعلام نكرده اند. خواهرم در حال حاضر تحت آزمايشهاي پاتوبيولوژي است. يكشنبه شب گذشته و در مراسم اهداي جايزه ادبي قدر از طاهره صفارزاده به عنوان شاعري پيشكسوت تقدير شد كه به دليل بستري بودن وي در بيمارستان سودابه اميني جايزه وي را دريافت كرد.

  


موزه هنرهاي معاصر اصفهان ميزبان آثار «ميرحسين موسوي»

 

گروه هنر- موزه هنرهاي معاصر اصفهان ميزبان آثار نقاشي و عكسهاي معماري ميرحسين موسوي رئيس فرهنگستان هنر مي شود.به گزارش روابط عمومي مؤسسه فرهنگي هنري صبا وابسته به فرهنگستان هنر، نمايشگاه نقاشيها و عكسهاي معماري ميرحسين موسوي تصويري از 40 سال فعاليت اين هنرمند به نمايش مي گذارد.
اين نمايشگاه از 15 مهر ماه در موزه هنرهاي معاصر اصفهان، ميزبان عموم علاقه مندان خواهد بود.

  


مرادي كرماني: جشنواره داستان انقلاب حركتي جدي است

 

گروه هنر- هوشنگ مرادي كرماني نويسنده كتاب قصه هاي مجيد گفت: برگزاري جشنواره داستان انقلاب به منزله حركتي جدي در به ثمر رساندن ادبيات انقلاب است.
به گزارش ستاد خبري دومين جشنواره داستان انقلاب، مرادي كرماني اظهار داشت: برگزاري دومين جشنواره داستان انقلاب نشان دهنده تداوم اين جشنواره است و براي اظهار نظر واقعي درباره جريان سازي آن بايد چندين سال بگذرد.
وي ادامه داد: مي بايست تأثيرات برگزاري اين جشنواره را بر روند توليد آثار فاخر ادبي انقلاب مورد ارزيابي قرار داد تا بتوان نظر دقيقي بر جريان سازي اين جشنواره ابراز كرد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com