تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
يادداشت روز
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-10-05
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 14مهر ماه 1387


اساتيد خوشنويسي كشور از بايدهاي كتابت نستعليق قرآن مي گويند ؛
« عروس خطوط اسلامي » در سايه سار آيات الهي

 

جواد صبوحي

اشاره:
در اواخر سده هشتم و اوايل سده نهم هجري، يعني در عهد تيموري، از درآميختن دو خط نسخ و تعليق، خوشنويسي جديدي براي





خط فارسي در ايران به وجود آمد كه « نسخ تعليق» ناميده شد و بعدها به « نستعليق» شهرت يافت.اندكي بعد به عنوان خط خاص ايرانيان شناخته شد و بتدريج جايگاه خود را در خوشنويسي جهان باز كرد و حتي برخي آن را «عروس خطوط اسلامي» مي گويند.
در اين ميان، كتابت قرآن از جمله مواردي است كه نقشي مؤثر در شيوا و روان خواندن اين كتاب آسماني دارد. هر چه نگارش آيات الهي شيوه مطلوب تري داشته و روان تر باشد، تمايل به قرائت آن نيز افزايش خواهد يافت. كارشناسان علوم قرآني معتقدند براي كتابت قرآن كريم بايد از بهترين و شيواترين خط كه با روح فرهنگ حاكم بر كشور هماهنگ است، بهره گرفت. آنها معتقدند اگر قرآن در كنار كتابت آن به خط عثمان طه، به خط نستعليقي كه ايرانيان بيشتر بر آن كار كرده اند، چاپ و منتشر شود، به علت چشم  نواز بودن، زيبايي خاص و سهولت خواندن، به اشاعه فرهنگ قرآن خواني و استفاده جهاني منجر مي شود. اما اين كه با در نظر داشتن محدوديتهاي خط نستعليق نسبت به ساير خطوط، چنين پيشنهادي مي تواند به محك تجربه درآيد، سؤالي است كه تني چند از خوشنويسان بارز كشورمان در گفت و گو با قدس، به آن پاسخ گفته اند.

مكتب هنري ايران، سازگار با روحيه مردم




استاد اميرخاني، در بيان ويژگيهاي خط نستعليق نسبت به ساير خطوط مي گويد: «مكتب  هنري  ايران  داراي ملاحت  و نرمشي  است كه  با اخلاق  و صفات  فرهنگي  ما سازگاري  بيشتري  دارد و خط  و خوشنويسي  در مناطق  ديگري  از كشورهاي  اسلامي،  به  مناسبت  همان  ويژگيهاي  فرهنگي  و تاريخي،  شدت و خشونتي  دارد كه  از نظر استحكام  نسبت  به  كارهاي  استادان  ما امتياز دارد، اما آن  نرمش  و ملاحت  و شيريني  را در آن  حدي  كه  استادان  ما خالق  آثار بوده اند، ندارد. از اين  بابت ، نمونه هاي  متعدد كتابها، قطعات  و كتيبه هاي  مختلف  در آثار باستاني  و مساجد، شاهد اين  مدعاست .
عضو شوراي عالي خانه هنرمندان ايران، ادامه مي دهد: از زمان  صفويه به  بعد، تكيه  و توجه  ما به  خط  نستعليق  بيشتر بوده  است . به  همين  دليل،  اعراب  و تركها با خط  ثلث  و نسخ  به  خاطر اينكه  با زبان  و فرهنگشان  سازگارتر بوده - كار كرده اند و كارشان  قوام  و استحكام  پيدا كرده  است . بنابراين ، خط  نسخ  و ثلث  آنها امروز قوي  تر از ماست .
رئيس انجمن خوشنويسان ايران اضافه مي كند: خوشنويسان  عصر ما به  معدلي  دست  يافته اند كه  قبل  از ما امكان  آن  فراهم نبوده  است ، چون  چاپ  وجود نداشته و انتقال  آثار طراز اول  استادان  بزرگ  در يك  جا و مجموعه  و كتابچه  غيرممكن  بوده  است ، اما امروز يك  جوان  با استعداد كه  جانانه  در مسير اين  هنر سلوك  مي  كند، در يك  نشست،  استادان مختلف را به  صورت  سرمشق  و الگو در اختيار دارد. بنابراين ، به  طور طبيعي  آن  طور كه  خاصيت  انسان  است ، ذهن  او از هر كدام  اينها يك  نقطه قوت  و اوجي  را دريافت  مي كند و اگر قابل  باشد، آنها را به  صورت  يك  معدل  در هنر خودش  عرضه  مي  كند. اين  كار در اين  دوره  اتفاق  افتاده  است  كه  از حيث  معدل  و بهره  مندي  از همه مكاتب  و شيوه ها، هنرمند خوشنويس  امروز توانسته  تلفيق  مطلوب  و معتدلي  به  وجود بياورد كه  كار او با دوره قبل از آن  تفاوت  مي  كند؛ يعني ، شما وقتي  خط  يكي  از استادان  طرازاول را در نمايشگاهي مي  بينيد، نيازي  نيست  امضايش  را ببينيد و تطبيق  تاريخي  دهيد و بلافاصله مي  گوييد اين  خط  متعلق به اين  دوره  است .

قرآن، سرچمه فيض هنرمندان




يدا... كابلي خوانساري «شكسته نويس و خوشنويس معاصر كشورمان نيز با تشريح جايگاه خوشنويسي ايراني در ميان ساير آثار هنري، مي گويد: هنر خوشنويسي با توجه به اينكه در ميان هنرهاي تجسمي از گذشته بستر ساز ثبت و ضبط آثار مفهومي و معنايي و تصويري واقعي از كلام بزرگان بوده است، بيش از نيم قرن با 50 شكل و شيوه، رسالت ثبت و ضبط آيات الهي را عهده دار بوده است و شايد به دليل همين رسالت تاريخي و توجه هنرمندان خوشنويس به كتابت آيات قرآن كريم است كه موضوع كتابت، هزار سال در موزه هاي ايران و جهان تاريخ معتبر و مستند دارد و هنرمندان برجسته و بزرگ، نقش ارزنده اي در پايداري از كلام وحي داشته اند، به گونه اي كه دليل رشد و توسعه خوشنويسي ايران اين بوده است كه همواره از معنا و سرچشمه انبياي كلام و بزرگان علم و ادب و عرفان و فضيلت برخوردار بوده است. وقتي اين هنر در حقيقتي بزرگ به نام آيات وحي تجلي پيدا مي كند، تأثير آن در ايران و تمامي كشورهاي اسلامي فزاينده خواهد بود.
كتابت قرآن كريم در تمامي ابعاد زندگي مسلمانان جهان تأثيرگذار بوده است، چنانكه آمده است :
عشقت رسد به فرياد ارخود به سان حافظ
قرآن زبر بخواني در چارده روايت
اين مهم نشانگر مستغرق بودن شعر و شاعران ما در قرآن است.هيچ شاعري را سراغ نداريم كه از اين سرچشمه فيض و معنوي بهره نبرده باشد.منبع تمامي هنرمندان كه به هنر از آينه الهي مي نگرند، قرآن بوده است. با توجه به چنين پشتوانه و رويكرد عظيمي كه از قرنها قبل به اين كتاب مقدس بوده است، ضرورت پيدايش اقسام مختلفي از خط را شاهد هستيم.
چهره ماندگار خوشنويسي كشورمان در خصوص پيشينه كاربرد نستعليق در كتابت قرآن كريم، خاطر نشان مي كند : پس از اينكه خط كوفي در 50 نمونه- چه به شكل تحريري و يا تزييني در اماكن متبركه و... - به كار رفت، خط نسخ، خط رسمي كتابت قرآن كريم شد و وظيفه كتابت را عهده دار گرديد؛ در عين حال ذوق هنرمندان ايران به گونه اي بود كه به يك شكل از خط قانع نشدند و بنابر ضرورت مكاني و زماني، شكل تازه اي را در خوشنويسي ايجاد كردند. براي مثال، از خط ثلث براي كتابت كتيبه هاي مساجد استفاده كردند و براي محرابها كه ابعاد متفاوتي از معماري و زيبايي شناختي هنرمندان خوشنويس ايراني را ترسيم مي كرد، خط محقق يا ريحان را پايه گذاري كردند. بنابراين، هنرمند ايراني براي قرآن، تمامي هستي ، ذوق و ابداع خود را در به كارگيري خطوط به كارگرفت .
وي كه خود نستعليق را به مدت سه سال نزد استاد سيد حسن ميرخاني گذرانده است، در پاسخ به اينكه آيا امكان فراگير شدن خط نستعليق در كتابت قرآن كريم وجود دارد يا خير، مي گويد : حتي خط ثلث نيز كه در سايه سار خط نسخ و هم خانواده اين خط به شمار مي رود، چنين كاربردي پيدا نكرده است و مردم هنوز چشمشان براي خواندن قرآن با خط نسخ آشناست. در عين حال، نمي توان منكر شد كه قرآن را با خط ديگري نمي توان نگاشت، زيرا قرآن را با خط انگليسي هم نوشته اند.مهم اين است كه اين خط را براي چه منظور بايد به كار برد. در دو سه دهه قبل، مرحوم سيد حسين ميرخاني قرآن را به خط نستعليق نگارش كرد و امروزه بسياري، آن را به عنوان قرآني نفيس هم براي خواندن و هم براي بيان زيبايي ها و جلوه جديد كتابت قرآن كريم گرامي مي دارند.اگر اين قرآن را به كشورهاي اسلامي ببريم، آن را به عنوان خط تازه اي كه بيانگر ريشه هاي هويت ما در خوشنويسي است، خواهند پذيرفت؛ اما قطعا اين شيوه نگارش ، شيوه اي كه مردم بخواهند آن را بخوانند، نيست. بنابراين، حتي من كه در طي اين چهار دهه خط شكسته كار كرده ام، علاقه مند بودم قرآن را به خط شكسته بنويسم .اصلا ماهيت خط شكسته بر اساس تركيب بندي و چيدمان فشرده طراحي شده است، اما سؤال اين است كه اگر من اين خط را بنويسم، چه كسي آن را خواهد خواند. بنابراين، از به كاربستن اين شيوه نگارش پرهيز كرده ام، اما زماني كه مي خواهم آن را به شكل يك تابلو ارايه كنم، بيست سال بر روي آن كار مي كنم و مي بينيد كه در دوران معاصر جزو اولين كساني هستم كه قرآن را به شكل شكسته عرضه كرده ام و امروزصدها هنرمند خط شكسته آن را نه تنها در ايران، بلكه در ساير كشورها به خط رايج مي نويسند.
شايد نتوانيم اين قرآن را در ديگر كشورها عرضه كنيم، اما چرا نبايد در كشور خود ما قرآني به خط شكسته چاپ شود تا مردم جلوه هاي دروني هنرمند ايراني را كه براي نيل به اين آيات آسماني به جوش آمده، نبينند.
در گستره علم و هنر و معرفت اسلامي، ناگزيريم گسترده عمل كنيم، زيرا همواره جلوه هاي هنر ويترين فرهنگ و تمدن بشريت به شمار مي روند. جلوه هاي هنر سرزمين ما صرف نظر از اينكه بيانگر هويتهاي گذشته ايران بزرگ و ايران تأثيرگذار در تمدن شرق و غرب بوده است، حتما در هنر خوشنويسي تجلي جهاني خواهد داشت.

جاي خالي «نستعليق» در كتابت قرآن




استاد مصطفي مهديزاده « نيز كه 37 سال پيش، قرآن را به نستعليق نوشته است، با بيان اينكه نمي توان الزامي را براي نگارش يك خط به وجود آورد، مي گويد : نگارش قرآن به خط نستعليق مشكلي را ايجاد نمي كند و جاي آن به عنوان قرآني كه از ايران اسلامي و فارسي زبانان نوشته و توسط استادي طراز اول به جهان اسلام ارايه شود، خالي است.
وي در مقايسه بين خط نستعليق و غير آن، مي گويد: خط نستعليق داراي ملاحت و شيريني و خصوصيات خاص خود است. بهترين خطوط نسخ و ثلث را هم كه خط مرسوم قرآن كريم است، ايرانيها نوشته اند . اما اينكه چرا زيبايي و ملاحت در خط نستعليق بيشتر است، به دليل « دور» و قوسهايي است كه خط نستعليق دارد و آن را چشم انداز تر كرده است و به صورت كار هنري هم ديده شود. خط نسخ به دليل سادگي آن در خواندن قرآن و اعرابي كه بر روي آن قرار مي گيرد، در نگارش قرآن بيشتر مورد استفاده قرار مي گرفته است. پس از پيدايش خط نستعليق و تكامل يافتن آن، افرادي قرآن را با اين خط نوشته اند. نستعليق در دوره معاصر توسط مرحوم سيد حسين ميرخاني و مرحوم سيف ا... يزداني نوشته شده است.
وي در خصوص امكان كتابت قرآن به خط نستعليق نيز خاطر نشان مي كند: اگر بخواهيم قرآني به خط نستعليق كه داراي شان و صفا باشد داشته باشيم، بايد اين كار را توسط استادان بزرگ انجام دهيم.
ممكن است آنهايي كه با اين خط آشنا نيستند، از اين خط استقبال نكنند ولي ايرانيان هنر دوست و غير ايرانيها بر استفاده از اين خط صحه بگذارند. اما خواندن نستعليق براي كساني كه با آن آشنايي ندارند، مشكل ايجاد مي كند؛ ضمن آنكه فضايي را كه اشغال مي كند، از ارتفاع كلمات نسخ بيشتر است .

برتري «نستعليق» نسبت به ساير خطوط اسلامي
استاد رضواني منش ، مبتكر نستعليق قرآني نيز كه از سال 1370 نگارش قرآن به خط نستعليق را دنبال مي كند، مي گويد :«نستعليق از حيث زيبايي و جمال نسبت به ديگر خطوط اسلامي برتري دارد؛ دليل آن هم برخورداري از متعادل ترين دور و خشكي، سواد و بيان و موافق ترين خطوط با روحيه مردم ايران است.بنابراين، نستعليق طي قرون گذشته همواره در خط مقدم انتخاب هنرمندان خوشنويس بوده است.
وي دليل استقبال مردم از قرآنهايي كه در گذشته به خط نسخ كتابت شده را اين گونه بيان مي كند: اين خط نسبت به ديگر خطوط از حيث خوانايي پيشتاز بوده است و اساسا هدف از طراحي اين خط اين بوده كه خوانا نويسي در آن برهه اولويت بسياري داشته است، در عين حال اين خط نسبت به نستعليق خشك تر و كم دورتر است و روحيه متعادل ايرانيها نستعليق را به خطوط ديگر از جمله نسخ ترجيح داده است.
قرآن و نستعليق در كنار يكديگر مي توانند به پديده اي نو و ارزشمند منجر شوند. همان گونه كه قرائت قرآن با صوت خوش، خواننده قرآن را دگرگون مي كند خط خوش نيز خواننده را از حظ بصري بهره مند مي كند.مشروط بر اينكه موانع و مواردي را كه برخي از استادان و هنرمندان در خصوص كتابت قرآن مطرح كرده اند، مرتفع شود.

  


فرهنگ عامه ؛ سر و گوش آب دادن

 

عبارت بالا اصطلاحي است كه در ميان طبقات مختلف اجتماعي رايج است و هرگاه كه پاي تجسس و اطلاع يافتن از امري پيش آيد، آن را به كار مي برند.
مثلاً گفته مي شود: «ديروز به منزل فلاني رفتم و سر و گوش آب دادم تا ببينم عقيده او نسبت به فلان موضوع چيست.» يا اينكه گفته مي شود: «فلان دولت جاسوس فرستاد تا سر و گوش آب دهد و به ميزان قدرت نظامي و اقتصادي كشور ما دست يابد و...».
قابل توجه اين است كه بايد ديد واژه هاي (سر و گوش و آب) در بيان تجسس و تحصيل اطلاع و آگاهي از مكنونات خاطر ديگران چه نقشي دارد و ريشه تاريخي آن چيست.
در مورد ريشه تاريخي اين مثل سائر دو روايت شنيده شده است كه براي قضاوت و داوري هر دو روايت نقل مي شود:
1- در قرون و اعصار گذشته كه سلاح گرم هنوز به ميدان نيامده با سلاحهاي سرد از قبيل شمشير و كمان و گرز و نيزه و... اينها مبارزه مي كردند و مدافعان اگر خود را ضعيف تر از مهاجمان مي ديدند، در دژها و قلاع مستحكم جاي مي گرفتند و در مقابل دشمن مهاجم مقاومت مي كردند.
دژ يا قلعه محل و مكاني بود كه بيشتر بر بلندي قرار داشت و اطراف آن را ديوار محكم و بلندي از سنگ و ساروج به ارتفاع ده الي بيست متر مي ساختند كه دشمن نتواند از آن ديوار بالا برود. اين ديوار قطور سر به فلك كشيده در درون قلعه برجها و باروها و كنگره ها و پله ها و راهروهاي باريك و پرپيچ و خمي داشت كه مدافعان از آن پله ها بالا مي رفتند و در درون برجها و باروها از داخل سوراخها و منافذي كه داشت، به سوي مهاجمان كه قلعه را چون نگين انگشتر در ميان گرفته بودند تيراندازي كرده و از نفوذ و پيشروي آنها جلوگيري مي كردند. اين قلعه ها درهاي بزرگ و سنگيني از جنس سنگ يا آهن داشت كه جز با وسايل قلعه كوب و تيرهاي آهنين كه چند نفر از سربازان مهاجم آن را بر دوش گرفته بر اين درها مي كوبيدند آن هم به سختي و دشواري قابل گشايش و تسخير نبود. در درون قلعه اتاقهاي متعدد براي سكونت و استراحت مدافعان و همچنين انبارهاي زيادي براي ذخيره و نگاهداري خواربار تعبيه شده بود كه بر حسب گنجايش قلعه و تعداد جمعيت تا چند سال مي توانست آذوقه مدافعان را تأمين كند. ضمناً براي تأمين آب قلعه اغلب از قنات استفاده مي كرده اند كه مظهر قنات در درون قلعه به اصطلاح آفتابي مي شد.
با اين توصيف اجمالي كه از كيفيت و چگونگي ساختمان قلعه به عمل آمد، ساكنان و مدافعانش سربازان مهاجم را كاملاً مي ديدند و از كم و كيف اعمال آنها آگاه بودند؛ زيرا در بلندي و مشرف بر مهاجمان قرار داشته اند، در حالي كه سربازان مهاجم جز ديوارهاي بلند چيزي نمي ديدند و از حركات و سكنات محصورين به كلي بي خبر بوده اند. گاهي كه كار بر مهاجمان سخت دشوار مي شد و هيچ گونه راه علاجي براي تسخير قلعه متصور نبود، فرمانده قواي مهاجم يك يا چند نفر از افراد چابك و تيزهوش را از درون چاه تاريك قنات به داخل قلعه مي فرستاد و به آنان دستورات كافي مي داد كه در مظهر قنات در درون قلعه «سر و گوش آب بدهند» يعني سر و گوششان را چند دقيقه در درون آب قنات فرو برند و بدين وسيله خود را از معرض ديد محصورين محفوظ دارند تا هوا كاملاً تاريك شود و آنگاه داخل قلعه شده به جاسوسي و تجسس در اوضاع و احوال قلعه راجع به تعداد مدافعان و ميزان اسلحه و نقاط ضعف و نفوذ آن بپردازند.
غرض از تمهيد مقدمه بالا اين بود كه ريشه تاريخي ضرب المثل «سر و گوش آب دادن» دانسته شود كه جاسوسان از اين رهگذر چگونه به اسرار قلاع جنگي پي مي بردند و راه نفوذ و تسخير قلاع را هموار مي كردند و بتدريج عبارت سر و گوش آب دادن در مورد جاسوسي و تجسس اوضاع و احوال ديگران به صورت ضرب المثل درآمده است.
2- روايت دوم اين است كه در ادوار گذشته كه حمام خزينه دار معمول بود، خانمهاي خانه دار ناگزير بودند مدت چند ساعت در صحن حمام به نظافت و شستشوي خود و اطفالشان بپردازند.
در زمانهاي قديم كه حجاب معمول بود و بانوان خانه دار از لحاظ معاشرت و محاورت در خارج از محيط خانه محدوديتهايي داشته اند، بهترين فرصت و موقعيت براي آنها حمام بود كه عقده و سفره دل را بگشايند و وقايع و جريانات هفته اي را كه گذشت از خوب و بد، زشت و زيبا و غم و شادي براي يكديگر آن هم با صداي بلند بيان كنند. جان كلام اينجاست كه گاهي اتفاق مي افتاد بانوي خانه داري با بانوي ديگر كه مدتها با يكديگر قهر بوده، اختلاف داشته اند، هر دو نفر در آن حمام حضور داشته اند و هر كدام از اين فرصت مي خواست استفاده كند و بداند كه ديگري پشت سر او در حمام چه مي گويد و چگونه سعايت مي كند.
بديهي است در صحن حمام كه همهمه و غوغاي عجيبي از سر و صدا و بگو مگو بر پا بود امكان نداشت كه هيچ كدام از سعايت و بدگويي طرف مقابل نسبت به خود آگاه شود. به علاوه احتياط مي كردند كه در صحن حمام حرفي در اين زمينه بزنند، نكند كسي از طرف مقابل بگوش نشسته باشد تا حرفهايشان را استراق سمع كند و بشنود و به طرف مقابل بگويد. پس هر كدام منتظر فرصت مي نشست و موقعي كه يكي از آن دو نفر داخل خزينه مي رفت ديگري يكي از آشنايانش را به بهانه شستشو به داخل خزينه مي فرستاد تا «سر و گوش آب بدهد» يعني تظاهر به شستشو بكند گفتگوي طرف مقابل با مخاطبش را استراق سمع كرده به اطلاع و آگاهي او برساند. سر و گوش آب دادن در اينجا هم كه نوعي جاسوسي به شمار مي آمد و به منظور تجسس در اوضاع و احوال و اطلاع و آگاهي از منويات و مكنونات خاطر دشمن به كار مي رفت، بتدريج به صورت ضرب المثل در آمده است.در هر صورت به طوري كه ملاحظه مي شود، هر دو روايت را كه از معمران و اهل اطلاع شنيده در اين مقاله نقل كرده است، ولي به عقيده نگارنده روايت اول صحيح است و روايت دوم ضعيف به نظر مي رسد و محقق و معلوم نيست.

  


موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي برگزار مي كند؛
همايش «ايران و استعمار انگليس»

 

همايش پژوهشي «ايران و استعمار انگليس» 23 مهرماه از سوي مؤسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي در تالار علامه اميني دانشگاه تهران برگزار مي شود.
به گزارش مهر، بازخواني مستند و علمي سابقه انگليس در ايران عهد قاجار و پهلوي بر مبناي اسناد تازه ياب، غني سازي ادبيات پژوهشي و علمي كشور، بازشناسي و تحليل مناسبات استعماري انگليس با ايران پيش از انقلاب، بررسي كانونهاي قدرت، احزاب، محافل، رجال و خاندانهاي وابسته به انگليس در دو دوره قاجار و پهلوي، نقش انگليس در جريان سازيهاي انحرافي قومي، فرقه اي و تاريخ نگاري مغرضانه و ايران شناسي و جريان سازي فرهنگي از اهداف برگزاري اين همايش است.
كتابخانه و مركز اسناد مجلس شوراي اسلامي، مركز اسناد وزارت امور خارجه، سازمان اسناد و كتابخانه ملي و مجمع هماهنگي مراكز اسنادي و تاريخ پژوهي نيز در برگزاري همايش پژوهشي «ايران و استعمار انگليس» همكاري دارند.

  


برنامه هاي اين هفته كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس اعلام شد ؛
بررسي پيشرفت نقشه جامع علمي كشور

 

كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس قرار است در اين هفته در جلسه كارگروه آموزش و پرورش طرح تعيين تكليف استخدامي معلمان حق التدريس و آموزشياران نهضت سوادآموزي در وزارت آموزش و پرورش را بررسي كند.
به گزارش ايسنا، همچنين بررسي لايحه عضويت دولت جمهوري اسلامي ايران در سازمان اروپايي پژوهشهاي هسته  اي و بررسي كليات طرح اصلاح موادي از قانون خدمت نظام وظيفه  عمومي مصوب 63.7.29 در دستور كار اين هفته  كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس قرار دارد.
همچنين در اين هفته، جلسه  كارگروه آموزش و تحقيقات حوزوي اين كميسيون در خصوص اسلامي شدن دانشگاه ها و جلسه  كارگروه تحقيقات و فناوري در خصوص برنامه هاي IT و جلسه  كارگروه آموزش عالي در خصوص طرح الزام دانشگاه ها، مراكز و مؤسسات آموزش عالي به پذيرش دانشجويان دختر در محل سكونت آنها تشكيل جلسه خواهند داد.
ارايه  گزارشي از پيشرفت نقشه جامع علمي كشور نيز از ديگر برنامه هاي كميسيون آموزش و تحقيقات در هفته  جاري است.

  


تحقيقات علمي نشان مي دهند ؛دينداري، انسان را به رفتارهاي شايسته ترغيب مي كند

 

بر اساس نتايج يك دهه تحقيق، دانشمندان و محققان اعلام كردند كه دين مي تواند افراد را به مفيد، صادق و سخاوتمند بودن ترغيب كند، در واقع افرادي كه به خداوند اعتقاد دارند، نسبت به سايرين رفتارهاي بهتر و شايسته تري دارند.
به گزارش مهر، بر اساس نقدي كه در مجله ساينس منتشر شده، برخي از مؤمنان و خداباوران ممكن است اين اقدامات شايسته كه دانشمندان و محققان به آن اشاره كرده اند را تنها به علت ارتقاي جايگاه خود در نظر دوستان و آشنايان انجام داده باشند. اما اين تحقيق نشان مي دهد كه دين مردم را به مفيد، صادق و سخاوتمند بودن دعوت مي كند.
دكتر «آرا نورنزايان» روان شناس دانشگاه بريتيش كلمبيا، كانادا اظهار داشت كه بحث بر سر اينكه آيا دين رفتار ما را اصلاح مي كند يا خير، در افكار عمومي و حكايتهاي قديمي در جريان است. هدف ما از اين تحقيق بررسي شواهد محكم علمي در اين رابطه بود.
اين تحقيق كه در رابطه با ارتباط ميان دين و رفتار متناسب اجتماع منتشر شده نشان مي دهد تفكرات ديني و معنوي ميزان تقلب در بازيها را كاهش داده و افزايش اعتماد را به دنبال دارد.
مطالعات پي در پي نشان داده، افرادي كه اغلب دعا مي كنند و در مراسم نيايش شركت دارند، بيشتر در اقدامات خيرخواهانه و داوطلبانه شركت مي كنند.
برخي كارشناسان اين مسأله را مورد پرسش قرار داده اند كه آيا تفكرات ديني مي توانند باعث شوند رفتار بهتري داشته باشيم يا آيا انسانهاي شايسته افرادي ديندار هستند يا خير. اين در حالي است كه شواهد نشان مي دهد آگاهي از يك حضور قدرتمند، انجام رفتار شايسته و مناسب را در فرد تقويت مي كند.
برخي آزمايشها نشان مي دهند كه رفتار شايسته زماني صورت مي گيرد كه تفكرات ديني در ذهن تازه هستند. دانشمندان اعتقاد دارند ترس از قضاوت خداوند، مؤمنان را ترغيب مي كنند با يكديگر همكاري كرده و به ديگران كمك كنند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com