|
گروه حوادث- مصدق: متهم به قتل با رد اتهام وارده، مدعي شد همسرش قرصهاي برنجي را كه او براي خودكشي تهيه كرده بود مصرف كرد و از پاي درآمد.

به گزارش خبرنگار ما، 17 ارديبهشت ماه سال گذشته وقوع فوت مشكوك جوان 24 ساله اي به نام احمد از سوي مسؤولان بيمارستان لقمان به بازپرس كشيك ويژه قتل تهران گزارش شد.
به دنبال اين گزارش و حضور تيم جنايي در بيمارستان ياد شده، تحقيقات آغاز و روشن شد نامبرده بر اثر مصرف قرص برنج از پاي در آمده است.
از آنجايي كه طبق اظهارات مادر و برادر «احمد» وي انگيزه اي براي خودكشي نداشت «عباس» پسر عموي متوفي كه او را به بيمارستان انتقال داده بود از سوي كارآگاهان تحت بازجويي قرار گرفت و گفت: ساعت حدود 16/ 30 دقيقه بود كه با مرحوم تماس گرفتم. قرار بود براي خريد لباس به بازار برويم اما به محض شنيدن صدايم گفت: «عباس به دادم برس دارم مي ميرم» بنابراين بلافاصله خودم را به خانه اش رساندم، حالش اصلاً خوب نبود. پس از آنكه همسرش از سر كار برگشت با هم او را به بيمارستان برديم.
اين جوان در ادامه گفت: «احمد» در بين راه به من گفت: همسرش يك ليوان محلول پودر گياهي براي درد معده و دو عدد قرص رانيتيدين به او داده وقتي آن را نوشيد حالش دگرگون شد.
بر اين اساس به دستور قاضي تحقيق پرونده «مائده»، همسر مرحوم بازداشت و تحت بازجويي قرار گرفت.
اين زن 17 ساله اگر چه در بازجوييهاي اوليه منكر ارتكاب جنايت شد و هر بار سناريويي را در خصوص مرگ احمد تعريف مي كرد اما سرانجام به جرم خود اعتراف كرد و پذيرفت همسرش را با خوراندن دو عدد قرص برنج از پاي در آورده است.
در دادگاه
سرانجام با تكميل تحقيقات مقدماتي و صدور كيفرخواست عليه اين زن 17 ساله وي صبح ديروز در برابر پنج قاضي شعبه 74 دادگاه كيفري ايستاد و از خود در برابر اتهام وارده دفاع كرد.
در ابتداي اين جلسه كه به رياست قاضي تردست برگزار مي شد، علي دلداري، نماينده دادستان و اولياي دم تقاضاي قصاص متهم را كردند.
در ادامه «مائده» به پشت تريبون رفت و گفت: اتهام قتل عمد همسرم را قبول ندارم و در مرگ او بي تقصيرم. من همسرم را عاشقانه دوست داشتم.
وي در تشريح ماجرا گفت: سه روز قبل از اين حادثه، برادر زاده همسرم به خانه ما آمد و با نشان دادن فيلم مبتذلي ادعا كرد دختري كه در آن فيلم بازي مي كند من هستم. به همين خاطر شوهرم بلافاصله با من تماس گرفت و خواست تا به منزل بروم. قبول كردم. وقتي مرا ديد فيلم را نشانم داد و سؤال كرد آيا دختر مورد نظر من هستم يا خير؟ گفتم: فقط شبيه من است.
متهم اضافه كرد: جر و بحث ما در اين زمينه ادامه داشت و من تهديد كردم اگر از دست برادرزاده اش شكايت نكند تا ماجرا روشن شود من خودم او را به دادگاه خواهم كشاند. فرداي آن روز در حالي كه كاملاً احساس شكست و پوچي مي كردم تصميم گرفتم از احمد جدا شوم اما به خاطر علاقه اي كه به او داشتم از آن منصرف شدم تا اينكه عصر هنگامي كه از مقابل عطاري مي گذشتم به فكر خودكشي افتادم به همين منظور دو عدد قرص برنج خريدم و به خانه برگشتم.
مي خواستم قرصها را داخل صندوقچه جواهراتم قرار بدهم تا احمد آنها را نبيند كه چنين نشد و همسرم متوجه قرصها شد. بنابراين وقتي از من سؤال كرد قرص براي چيست گفتم به درد تو نمي خورد، براي ورم معده ام تهيه كردم.
متهم اضافه كرد: آن شب خوابيدم و من صبح براي انجام كار از خانه خارج شدم تا اينكه ساعت حدود2/ 30 بود كه همسرم تماس گرفت و گفت قرص را خورده و حالش بد شده است. بنابراين بلافاصله به خانه برگشتم.
وي در خصوص اظهاراتش درباره جواني به نام «عليرضا» كه با او ارتباط پنهاني برقرار كرده بود، گفت: وقتي شنيدم همسرم از قرصهاي برنج استفاده كرده با عليرضا كه به تلافي ارتباط همسرم با منشي شركتي كه در آنجا كار مي كرد، آشنا شده بودم تماس گرفتم و ماجرا را شرح دادم. در نتيجه او پس از مشورت با دوستش گفت: خوردن حتي يك عدد قرص برنج كافي است تا انسان را از پاي در آورد.
گفتني است، ادامه رسيدگي به اين پرونده جهت استماع اظهارات شهود به جلسه آينده موكول شد. |