|
* مريم زنگنه
در بخش نخست گفتگو با دكتر هومن نارنجي ها، مدير كل دفتر پيشگيري ستاد مبارزه با مواد مخدر، درخصوص ويژگيهاي طرح پيشگيري از اعتياد در ادارات اطلاعاتي به مخاطبان ارائه شد.

در بخش دوم اين گفتگو، وي درخصوص پيشگيري از اعتياد در مدارس و مؤسسات آموزش عالي و راهكارها و موانع آن گفته است:
* درخصوص پيشگيري از اعتياد در مدارس و آمارها در اين باره سؤالها و ابهامهاي زيادي مطرح است، شما در اين زمينه چه تعاملي با آموزش و پرورش داشته ايد؟
** ما اين مسأله را كه آموزش و پرورش ترديد داشته باشد كه واقعيت را بگويد، شكسته ايم اما اكنون در حال ارزشيابي هستيم كه تعداد دانش آموزان مصرف كننده در طول سال و يا ماه گذشته را بيابيم تا در مرحله اول ببينيم وضعيت دانش آموزان كشور به چه صورت است. اين كار تحقيقاتي مشترك توسط ستاد مبارزه با موادمخدر و آموزش و پرورش انجام مي شود. اما قبل از آن نكته اي كه قابل توجه است اين كه ما اصلاً به تعداد كار نداريم. ما حرفي مي زنيم و آن حرف منطقي است. پيشگيري مستلزم اين نيست كه ما بگذاريم همه دانش آموزان معتاد شوند. بعد بخواهيم پيشگيري كنيم. بنابراين عدد و رقم هر چه مي خواهد باشد اما اين با پيشگيري منافات ندارد. آموزش پيشگيري در مدارس كشور بحث غير قابل انكاري است. من به شما مي گويم بياييد براي پيشگيري از سوختگي يك دوره آموزشي در منزل شما بگذارم، شما مي گوييد كه كسي در خانواده ما نسوخته است. اين پاسخ اصلاً منطقي نيست، زيرا آموزش براي اين است كه اتفاق رخ ندهد.
پس در اينكه ما بگوييم در آموزش و پرورش هزار معتاد داريم يا كمتر يا بيشتر، بحثي نيست. اين واقعيت را بايد بپذيريم كه بحث پيشگيري از اعتياد جايش در آموزش و پرورش است كه آن هم با زبان دانش آموز و هم زمان با رشد روحي دانش آموز و با زبان خودش بايد انجام شود.
من حتماً مي دانم كه در مقطع ابتدايي نبايد راجع به كراك و شيشه حرف بزنم ولي راجع به مهارت زندگي مي گويم. راجع به مهارت «نه» گفتن مي گويم. راجع به دوستيابي مي گويم. به والدين درباره نظارت و مهارت اجتماعي و اعتماد به نفس مي گويم.
ما نبايد منتظر بنشينيم كه اعتياد بيايد و همه را ببرد بعد تصميم بگيريم كه پيشگيري بكنيم يا نه ما وقتي يك بحث را مطرح مي كنيم منظورمان اين است كه چه دانش آموز معتاد داشته باشيم و چه نداشته باشيم بايد آموزش مطرح شود. بايد با قدرت برنامه هاي خود را پيش ببريم. امسال در 100 مدرسه در شهر تهران كتابچه هايي را تهيه كرديم كه خودآموز است. دوم و سوم ابتدايي يك كتابچه، چهارم و پنجم يك كتاب.
راهنمايي يك كتاب و دبيرستان كتاب ديگر كه هر كدام 12 صفحه است كه اطلاعات خاصي متناسب با سن آنها، داده ايم.
بعضي جدي، بعضي آماري و بعضي داستاني ولي همه متناسب با سن است.
براي دوره پيش دبستاني هم كتابچه اي با همكاري كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان تهيه كرده ايم كه نقاشي است. نقاشي هايي كه مي تواند شامل رنگ آميزي باشد و يا اينكه مثلاً روي سيگار را خط بكشد و...
كتابچه اي هم ويژه مربيان مهد كودك با 240 صفحه آماده كرده ايم. اين كتابچه هاي آموزشي اكنون توزيع شده است. بعد ما آثار آن را از ارزيابي مي كنيم و بعد از آن در سطح وسيعتري توزيع خواهد شد. لذا، آموزش و پرورش را به كار گرفته ايم حتي از نيروي انتظامي خواسته ايم كه به مدارس بروند و آموزش بدهند تا بعد ما ارزيابي كنيم كه بچه ها از زبان معلم بهتر درك مي كنند يا از زبان يك پليس.
هم زمان با اين كارها ما رابطان پيشگيري هم داريم، رابطان ما بعد از اين در حوزه كار، در حوزه دانش آموزي و يا دانشجويي مي آيند و كارت رابط دريافت مي كنند هر كس آموزش ما را ببيند به تيم پيشگيري از اعتياد كشور مي پيوندد.
آنها كارت عضويت مي گيرند اما تاكنون وضع به اين صورت بوده است كه ما هر چه آموزش داده ايم در جامعه گم هستند. شايد يك فرد سه بار آموزش ديده باشد و سه بار حرف تكراري زده باشيم. اكنون با كارت به او شناسنامه مي دهيم اما اگر بخواهد باز هم آموزش ببينند سطح بالاتري را آموزش خواهد ديد. اين تعريف دارد مثلاً دبيرستانيها تا يك حد مشخصي بالا مي آيند و رابطان سطح يك و دو و سه خواهند داشت. دانش آموز دوره ديده كه وارد دانشگاه مي شود درجه بالاتري مي گيرد، اما به شرط اينكه مدام پيگيري و اطلاعات آنها را به روز كنيم.
* جناب دكتر! بعد از آموزش و پيشگيري در دوره ابتدايي، تصميم به شناسايي هم داريد؟ به هر حال دانش آموزاني هستند كه مواد مخدر مصرف مي كنند، اگر آنها را شناسايي كنيد چه تصميم و چه برنامه اي براي آنها خواهيد داشت؟
** ما اول كار پژوهش مي كنيم تا وضعيت را بسنجيم، قدم بعدي اين است كه مهارتها را به مدرسه مي بريم و هم زمان والدين آنها را نيز درگير مي كنيم. ما به تمام مدارس شهرستانهاي استان تهران يك مجموعه شامل 12 فيلم هديه داده ايم و قرار است اين مجموعه فيلم را به مدارس شهر تهران با مشاركت شهرداري تهران هديه بدهيم و از مدارس بخواهيم در جلساتي كه با انجمن اوليا دارند و والدين در آن جلسات شركت مي كنند اين فيلمها را در مدارس و محله ها نمايش دهند تا به آگاه سازي عمومي برسيم بعد از آن بايد معلمان را آموزش دهيم و كتابچه هايي براي آنها تهيه كرده ايم. اين بستر پيشگيري تقريباً جامع است.
اما اينكه بخواهيم بحث مشاوره را در مدرسه پيش ببريم اين نيازمند هزينه است. اما ما از فضاي موجود داريم استفاده مي كنيم و سعي مي كنيم با يك تغيير كوچك در ساختار، ساير حوزه ها هم به ياري آموزش و پرورش بيايند تا پيشگيري هر روز قويتر شود.
ما از تجربيات مدارس هم در اين زمينه استفاده مي كنيم، مثلاً مدرسه شهيد نيكبخت را بررسي كرديم و ديديم تجربه هاي خوبي در پيشگيري از اعتياد دارد و قرار شده است كه آنها تجربيات خود را در اختيار ديگران قرار دهند تا مدارس بدانند با امكانات ساده هم مي شود پيشگيري كرد.
* جناب دكتر! ظاهراً پيشگيري و آموزش فقط در مدارس جواب مي دهد اما اكنون ما دانشجويان معتاد هم زياد داريم، با وزارت علوم بدهكاريهايي داريد؟
** ما هر چه با كنگره، سمينار و همايش سعي كرديم كه دانشجو را پاي كار بكشانيم اين اتفاق نيفتاده است. دو راهكار به نظرمان رسيد كه يكي از آنها شامل گذر زمان است. اينكه در هيچ كجاي دنيا به دانشجو كاري نداشته باشيم.
ما بايد در دبيرستان به هدف خود رسيده باشيم، زيرا دانش آموزي كه از سد ما بگذرد و از تمام مهارتها و آموزشها چيزي ياد نگيرد و وارد دانشگاه شود را نمي توانيم برايش كاري بكنيم. از مرحله گذر گذشته و موم نرم كودكي تبديل به جسم سخت شده است. فقط بايد كاري كنيم كه دانشجويان آينده، دانش آموزان آموزش ديده باشند.
قدم دوم اين است كه يك يا دو واحد درسي اختياري در زمينه مهارتها و آسيبها بگذاريم كه نامه آن را به امضاي سردار احمدي مقدم براي ارسال به رئيس شوراي عالي انقلاب فرهنگي فرستاده ايم و سرفصل درسي تعريف كرديم كه دانشگاههاي كشور، اين واحدهاي اختياري را ارائه كنند. قطعاً دانشجويي كه مهارت زندگي را بخواهد، از صد درسي كه به شكل تخصصي مي گذراند براي زندگيش بهتر خواهد بود. لذا ما اين راهكارها را معرفي كرديم و منتظر نظر رئيس جمهور هستيم.
* جناب دكتر! اين برنامه براي آينده است الان چه كار كرده ايد و چه برنامه اي داريد؟
** اكنون ما جلساتي با دانشجويان مي گذاريم، برنامه فيلم سازي داريم، فراخوان مقاله داريم، همايش مي گذاريم، از خود دانشجويان افرادي را انتخاب و براي آموزش بهره مي گيريم. مدلهاي مختلفي را امتحان مي كنيم اما بدانيد كه بحث پيشگيري از اعتياد در كشور ما درست است كه سابقه ديرينه دارد اما عملياتي، تخصصي و مؤثر در اين زمينه تجربه نداريم.
من در يك مدرسه سر صف راجع به اعتياد حرف زدم. تصور هم كرده ام كه اين بچه ها تا ابد به سمت موادمخدر نمي روند. اين باور غلط است. اگر بچه را در طول سالهاي مختلف پيگيري نكنيم، تحقيقات مرتبط در كشور نداشته باشيم و اساسي ترين قدمها را در خصوص پيشگيري بر نداشته باشيم به جايي نمي رسيم.
بايد بدانيم كه بچه هاي ما در چه سني نگرش مثبتي نسبت به حشيش دارند؟
بايد بدانيم دانش آموزان كشور در چه سني سيگار را تجربه مي كنند؟ تا درسهاي پيشگيري از سيگار را دو سال قبل از آن سن بگذاريم. مثلاً اگر 13 سالگي سن آلودگي است از 11 سالگي آموزش دهيم تا ذهنيت آنها شكل بگيرد.
اما بايد در تحقيقي كه در آموزش و پرورش انجام مي دهيم به تمام اين سؤالها پاسخ دهيم تا بدانيم نگرشها كجا تغيير مي كند. بايد زمان ورود شناسايي شود بايد از جمعيت سالم آمار و اطلاعات استخراج و بعد از آن برنامه ريزي كنيم.
از شما سپاسگزارم |