تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
صفحه آخر
خراسان امروز
نداي آشنا
ستونها
اخبار ويژه
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-10-12
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 21مهر ماه 1387


گزارشي پيرامون طرح جامع توليد در سينماي ايران؛ گره كور يا روزنه اميد؟!

 

* سيد حبيب قاآني
چندي پيش نمابري از سوي روابط عمومي معاونت امور سينمايي به روزنامه ارسال شد كه در آن، در خصوص اجراي طرح «جامع توليد» در سينماي ايران توضيحاتي ارائه شده بود كه ما را بر آن داشت به چند و چون اجراي اين طرح بپردازيم.






در نمابر معاونت امور سينمايي در خصوص اين طرح آمده است: جلسات شوراي طرح جامع توليد با حضور اعضا شامل: مدير كل نظارت و ارزشيابي سينماي حرفه اي، سرپرست دفتر مطالعات و برنامه ريزي، سرپرست جشنواره ها و مجامع بين الملل سينمايي، مشاور اجرايي معاونت سينمايي، مدير فيلمخانه ملي ايران، مديرعامل و معاون فرهنگي بنياد سينمايي فارابي، مديرعامل و معاون فرهنگي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي تشكيل گرديده و مسائلي چون: مخاطب شناسي، مضمون يابي، معيارهاي توليد استاندارد، مؤلفه هاي فيلم خوب، تنوع موضوعات، تنوع ساختار، توليدات پاسخگو به نياز زمان و فضا، رشد كمي و كيفي توليدات مخاطب محور، توليدات فرهنگي، توليدات اجتماعي، توليدات منجر به جذب مخاطب همراه با مضامين اصيل فرهنگي، ملي و هويتي از محورها و سرفصل هاي طرح مذكور بوده اند.
بنا بر همين گزارش، در تدوين طرح  جامع توليد، توليدات بالفعل سينماي ايران مانند مجوزهاي ساخت موجود در سال جاري كه توسط اداره كل ارزشيابي و نظارت بر سينماي حرفه اي صادر گرديده، فيلمنامه هاي مصوب و در آستانه توليد كه توسط بنياد سينمايي فارابي مورد حمايت قرار گرفته اند، توليدات مؤسسات وابسته به معاونت امور سينمايي مانند مركز گسترش سينماي مستند و تجربي و انجمن سينماي جوانان ايران و همچنين نهادهاي فعال و ديگر مراكز توليدي و ذي نقش در عرصه سينما در تدوين طرح موجود لحاظ گرديده اند.
به نظر مي رسد اين طرح در راستاي چهار برنامه جامع سينماي كشور باشد كه مدتي قبل، معاونت سينمايي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي در جمع خبرنگاران بدان اشاره كرد.
محمدرضا جعفري جلوه در اين باره اظهار داشت: ما امروز چهار برنامه جامع داريم كه شامل طرح جامع توليد، احياي تجهيزات و فناوريهاي نوين، فضاي نمايش و طرح جامع اكران است.
وي تصريح كرد: وضعيت سينماي ايران بشدت نيازمند برنامه اي براي تحقق دو هدف و كاسته شدن معايب در دو عرصه است. بدنه سينما، اقتصاد است، يك چرخه اقتصادي اميدآفرين كه سرمايه ها را جلب مي كند. ما با طراحي كردن در اين زمينه، به امر بازسازي سينما پرداختيم و اميدوارم با جذب منابع بيشتر، وضع موجود را بهتر كنيم. هم اكنون شاهد نتايج طرح جامع اكران در شهرستانها هستيم، اما اين سينما بايد بيشتر از اينها پيشرفت كند.
بهمن حبشي ، مدير دفتر مجامع و جشنواره ها و بين الملل معاونت امور سينمايي و سمعي- بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي نيز درباره اين طرح گفت: معاونت امور سينمايي و سمعي- بصري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، براي ساماندهي طرح جامع توليد در سينماي ايران طي برگزاري جلسات متعدد و نشستهاي كارشناسي، به روند جاري و موجود توليد در سينماي ايران پرداخته و آسيب شناسي در اين مقوله را مورد توجه قرار داده است و از آنجا كه چرخه توليد، مهمترين و اساسي ترين ركن سينماي ملي مي باشد، تمام نهادها، موسسات و مراكزي كه در توليد آثار سينمايي نقش ويژه اي ايفا مي نمايند، مورد رصد و ارزيابي قرار گرفته اند.
اما احمد رضا معتمدي، كارگردان فيلمهاي «قاعده بازي» ، «ديوانه اي از قفس پريد» و «هبوط » در خصوص اجراي اين طرح به خبرنگار ما گفت : سينما هنري است آميخته با صنعت و روح و روان انسان و اين گونه نيست كه نتوان يك استراتژي خاص برايش در نظر گرفت، اما اجراي هر طرح و اعمال هر گونه تدبير به مطالعه و تحقيق نياز دارد.
وي افزود: زماني در همين سينما طرحي اجرا شد كه بر اساس آن، استفاده از «كلوزآپ» در فيلمها ممنوع گرديد، در حالي كه اين طرح نشان داد فرد يا افرادي كه اين طرح را پيشنهاد داده اند، نه سينما را مي شناخته اند، و نه دين را و فقط اعمال نظر شخصي كرده اند.
معتمدي تصريح كرد: اجراي طرح جامع توليد، در وهله اول طرح خوبي به نظر مي رسد، اما نكات آن بايد به طور كامل مورد مطالعه قرار بگيرد و طرح به گونه اي در چرخه توليد بگنجد كه به راحتي حذف يا فراموش نشود.
اما از سوي ديگر سيامك شايقي، كارگردان فيلمهاي «خواب زمستاني» و«باغ فردوس، پنج بعد از ظهر» در ارزيابي خود نسبت به اجراي اين طرح، نگاه اميدوارانه اي دارد و مي گويد: اجراي چنين طرح هايي نشان از تلاش جمعي براي خروج سينما از وضعيت كنوني و رسيدن به شرايط مطلوب است. سينماي ما از نظر شرايط كمي و كيفي با ديگر سينماهاي جهان متفاوت است و به همين خاطر، نيازمند اعمال برخي ضوابط خاص خود مي باشد.
اين كارگردان سينما در ادامه مي گويد: ما بعد از سالها در سينمايمان شرايط اكران آزاد را تجربه كرديم، در حالي كه بخش توليد، چنين شرايط آزادي را ندارد و اين تناقض، تبعات زيادي همچون به وجود آمدن باند مافياي توليد و نمايش را داشته است.
وي با اشاره به برخي مواد اين طرح افزود: بحث «توليد استاندارد» از جمله مباحثي است كه در شوراي عالي تهيه كنندگان نيز مورد بررسي است و اينكه ضوابط و شرايطي به وجود آيد تا بين آثار استاندارد و غير استاندارد تفاوتي در نظر گرفته شود، مي تواند اميدوار كننده باشد.
شايقي ادامه مي دهد: آنچه در اين طرح بايد مورد توجه واقع شود اين است كه نمي توان با اجراي يك طرح به هنرمند ديكته كرد چه فيلمي بسازد يا چه نسازد، بلكه مي توان با چنين طرحهايي، عدالت را در توليد و نمايش فيلمها رعايت كرد.
از سوي ديگر حبيب اسماعيلي، بازيگر و تهيه كننده سينما هم درباره اين طرح مي گويد: آنچه مسلم است، وجود برخي ضوابط براي توليد در سينما مفيد است، اما قرار دادن برخي آئين نامه هاي جزئي، تنها باعث دست و پا گيرشدن فعاليت فيلمسازان مي شود.
تهيه كننده فيلمهاي «راننده تاكسي» ، «بازيگر» و «قرمز» تصريح كرد: اميدوارم اجراي چنين طرحهايي موانع توليد در سينما را كم كند و از دغدغه هاي فيلمسازان بكاهد، نه اينكه باعث افزايش مشكلات در توليد آثار سينمايي شود. به نظر مي رسد بعد از گذشت سي سال، تمامي سينماگران با خطوط قرمز اين سينما آشنايي داشته باشند و به چنين طرحهايي براي روشن نمودن راه توليد نيازي نداشته باشند!

  


گفتگو با جواد گنجعلي، شاعر به بهانه چاپ «دري بر پاشنه اندوه» ؛
مشكل ما اين استكه پايتخت نشين نيستيم!

 

* سلمان يزدي
جواد گنجعلي متولد ارديبهشت ماه 1353 نيشابوراست، اما سالهاست در مشهد سكونت دارد و به شغل معلمي مشغول.
از اهالي شعر و شاعريست و اولين مجموعه شعرش در سال 84، در قالب غزل به نام «چهارم شخص مفرد» چاپ شد



كه در زمان خودش مجموعه نسبتاً تأثيرگذاري بود.خودش معتقد بود در اين كتاب، جرياني به نام «سيال ذهن» را وارد غزل كرده است. بتازگي دومين كتاب او با عنوان «دري بر پاشنه اندوه» در قالب سپيد، منتشر شده است.گفتگوي زير، حاصل گپي است دوستانه دربعدازظهر يك روز پاييزي.

* به نظر خودتان اين اثر، كه دومين كتاب شماست(پس از چهارم شخص مفرد) مسيري رو به پيشرفت است؟
** اصولاً اگر انسان به پيشرفت فكر نكند و حداقل اميدوار نباشد كه به يك چشم انداز بزرگتر مي رسد، دست به كاري نمي زند، نظر من اين است كه اين كتاب قدمي است رو به جلو، مهم براي من قدم برداشتن است، چه قدرش مهم نيست. البته تشخيص اين موضوع در حقيقت با مخاطب و منتقد است و وراي اينها، تشخيص اصلي با زمان است، كه هيچ وقت در قضاوتش خطا نمي كند!
* به چه دليل از قالب غزل، آن هم غزل پست مدرن، به شعر سپيد روي آورديد؟
** كتاب اول من، غزل پست مدرن نبود، غزلي ديگر گونه بود. حداقل در شعرهاي موفقش، همان زمان چاپ در نقد يكي از منتقدان خوب مشهد، اشاره شده بود كه اينها شعرهاي سپيدي است كه در قالب غزل ارائه شده است. عنوان نقد اين بود: «در اين حصار بشكن» كه براي شخص من خيلي جالب بود. غزل براي من تجربه اي بود براي شناخت موسيقي در شعر و به دست آوردن پايه براي ايجاد يك بناي مستحكم تر.
* قالب غزل براي شما محدوديت داشت كه به شعر سپيد روي آورديد؟
** نه محدوديتي نداشت. شاعر معمولاً بعد از يك مدت غزل كار كردن، به تكرار مي رسد او به راحتي مي تواند تمام حرفهايش را موزون بگويد، اما به نظر من محتواست كه قالب را مشخص مي كند. اگر امروز من كار سپيد چاپ كرده ام، معنايش تضاد با غزل نيست. يعني امروز هم اگر قرار باشد، تغزل كنم، به غزل رجوع مي كنم. در مجموع به عقيده من «شعريت» يك اثر مهم است، نه قالب آن.
هيچ مهم نيست كه شعر در چه قالبي باشد. اصالت، با شعر بودن است، اما شعر سپيد، شعري است كه از جنس زمان ماست و توانايي جهاني شدن را بيشتر دارد. در اين قالب بيشتر مي شود حرف زد و به راحتي مي توان انديشه را به مخاطب انتقال داد، چون درگير وزن و قافيه نيستي. البته اعتقاد من بدين معنا نيست كه هر شعر سپيدي شعر باشد. همچنان غزلهاي درجه چهارم را بر بسياري از شعرهاي سپيدي كه امروز خوانده مي شود، ترجيح مي دهم.
* چقدر شعر ترجمه شاعران غير ايراني روي شعر شما تأثير گذاشته است؟
** «شير كو بيكس» مي گويد: «شعر ترجمه، مثل گل پشت قالي است.» در ترجمه، عنصر زبان بسيار كمرنگ مي شود و آن چه به ما مي رسد محتواست، آن هم اگر مترجم قدرتمندي، اثر را بازگرداني كرده باشد. «تأثير گرفتن» با «تحت تأثير بودن» خيلي متفاوت است.البته همه چيز روي ما تأثير مي گذارد، زمان، وضعيت جهان، حتي اكسيژني كه در فضا هست و سلولهاي ما را پير مي كند، ما تحت تأثير مفاهيم هم هستيم، نه فقط زبان و شعر.
* چه شاعران غير ايراني روي شعر شما تأثير بيشتري داشته اند؟
** هميشه سعي كرده ام خودم باشم. من نه «فدريكو گارسيالوركا» هستم، نه «نزار قباني»، نه «پابلو نرودا»، و نه «اوكتاويو پاز» و نه هيچ كس ديگر، بلكه من جواد گنجعلي هستم، با دغدغه هاي شخصي خودم!
* وضعيت شعر معاصر را در حال حاضر چگونه مي بينيد؟
** وضعيت شعر امروز غم انگيز است. هيچ چيز و هيچ كس سر جاي خودش نيست. شاعراني كه اسمهاي بزرگي را يدك مي كشند، بدون هيچ شعر بزرگي و شاعراني كه خوب شعر مي گويند بدون هيچ نام بزرگي!
* سرانجام شعر سپيد، سياه است يا سپيد؟!
** من پيشگو نيستم، اما معتقدم شعر سپيد آينده روشني دارد.
* رشته تحصيلي شما در دانشگاه (علوم تربيتي) و حرفه معلمي، چقدر روي شما تأثير گذاشته است؟
** شعر حاصل همه تجربه هاي خوب، بد، تلخ و شيرين است، اما حرفه ام بيش از هر چيز ديگري بر شعرم تأثير گذاشته، چون هميشه به منابع بزرگ كشف و شهود يعني دنياي پاك بچه ها وصل بوده ام. من آرامش و شعر را از ميان كودكان كشف مي كنم.
* به نظر شما رمز ماندگاري يك شاعر در تاريخ ادبيات چيست؟
** اگر شاعران جواب اين سؤال را مي دانستند، همه ماندگار مي شدند، چون به ثبت رسيدن يك شاعر در تاريخ ادبيات، بزرگترين آرزوي كساني است كه به صورت حرفه اي شعر كار مي كنند، اما حس من اين است كه شاعر بايد بيشتر از اين مسائل به كار خودش بينديشد، بي دغدغه ماندگار بودن. اگر وسواس و واهمه اي هم هست بايد خلاصه شود در اثر، چون در نهايت اين ما نيستيم كه انتخاب مي كنيم.
* چه مشكلاتي در چاپ كتاب پيش روي شما بود؟
** بهتر است بگوييد چه مشكلي پيش روي من نبود !وضعيت نشر، مميزي، حذف اثر، هزينه هاي بالاي چاپ، پخش اسفبار كتاب و در نهايت اينكه ما پايتخت نشين نيستيم!
* گمان مي كنيد چاپ كتابتان با شمارگان هزار نسخه، واقعاً مي تواند شعر شما را در سطح كشور مطرح كند؟
** كميت مهم نيست، كيفيت مهم است !اگر شعر من، شعر خوبي باشد، جايگاه خودش را پيدا مي كند، اما اگر دور از مفهوم واقعي شعر باشد، با شمارگان يك ميليون نسخه اي هم ره به جايي نخواهد برد.
* به عنوان يك شاعر فعال خراساني، فضاي شعر كشور را به چند قطب تقسيم مي كنيد؟ آيا اصلاً قائل به چنين دسته بندي ها و وجود تمايزها در شعر مناطق مختلف كشور هستيد؟
** به نظر من، شعر نه وابسته به زمان است و نه مكان. شعري كه تاريخ انقضا داشته باشد، به درد نمي خورد، يك اثر ادبي خوب نيست و به راحتي فراموش مي شود. مكانها و زمانها به گونه اي ديگر در شعر ايفاي نقش مي كنند. مثلاً كوهستاني بودن من بايد در شعرم نمايان باشد يا اينكه يك «گيله مرد» باشم و شعرم بوي بيابان بدهد. مرزبندي هاي جغرافيايي در شعر نقش زيادي ايفا نمي كنند، در شعر مهم حس، عاطفه، تخيل و زبان است.
* وضعيت كلي شعر در دهه هشتاد را داراي چه ويژگي ها و اوج و فرودهايي نسبت به شعر دهه 70 مي بينيد؟
** اين سؤال مي تواند، موضوع خوبي براي پايان نامه اي در سطح دكتري باشد. كار من تحقيق و پژوهش نيست، من درگير شعرم، شاعران در رودخانه واژه ها شنا مي كنند، تخمين زدن عمق اين رودخانه و اينكه از كجا مي آيد، به كجا مي رود و زيستگاه چه موجوداتي است، كار شاعران نيست. ما فقط مي خواهيم نيم روز تابستاني مان را خنك كنيم!
* مخاطب در نظر شما به عنوان يك شاعر، چه جايگاهي دارد؟
** شعر ماندگار، سوژه و محتوايش را از جامعه خودش مي گيرد و به نوعي، ذائقه هنري و اجتماعي مردم، محتواي شعر را شكل مي دهد. تمام آثار خوب و ماندگار، سفارش ذائقه مردمند. يكي از رسالتهاي شاعران امروز پر كردن فاصله بين شعر و مخاطب است. به ياد داشته باشيم كه اگر امروز افرادي شعر بي مايه و مبتذل را بيشتر مي پسندند يكي از دلايلش همسو نشدن شاعران با آنهاست. ارائه نشدن محصول بهتر، ذائقه مردم را به ابتذال كشيده است.
* و حرف آخر...
** يك شعر، هديه من به شما و مخاطبان روزنامه؛
داركوب بي وقفه
در سينه تنگم
پي چه ميگردي
عشق يا اندوه...؟
من از جدال زندگي باز مي گردم
و پاييز بازيگوش
بايد بداند
درختي كه بر لبه دنيا ايستاده
تكيه گاه مطمئني نيست!

  


حاتمي كيا در نشست خبري «دعوت»: براي من ديكتاتورهاي مهربان نباشيد!

 

ابراهيم حاتمي كيا در نشست خبري فيلم «دعوت» در پاسخ به سؤال يكي از خبرنگاران مبني بر اينكه «دعوت» فيلم شما نيست، مطرح كرد: هميشه احساس مي كردم بايد يك فاصله اي به شكل يك حريم بين من و منتقد باشد، كه هم منتقد آزاد باشد كه حرفهاي خودش را بزند و من هم آزاد باشم تصميمات خودم را بگيرم.




سه دهه دارم در اين عرصه  كار مي كنم و واقعيت اين است كه در دنيايي كار مي كنم كه كاملاً دنياي فردي خودم بوده و هست و طبيعتاً با اين شرايط منتقد نمي توانست و نمي تواند به من كمك بكند. پس من زاييده شكل گيري دوستان منتقد نيستم و هيچ وقت آنها نتوانستند مرا شكل بدهند. در حالي كه متأسفانه خيلي از كارگردانها جرياناتي كه از طرف منتقدان براي آنها ايجاد مي شد را پشتوانه كارهاي بعدي خود كردند و شكست هم خوردند، اما اين اتفاق براي من نيفتاد تا چشم باز كردم، ديدم خيلي از تماشاگران با كارهاي من ارتباط دارند.
او توضيح داد: فيلمي مثل «مهاجر» كه براي من فيلم عزيزي است، خيلي مخاطب عام با آن ارتباط برقرار نكرد، اما فيلم «از كرخه تا راين» مرا بين مردم شناساند كه اتفاقاً منتقدان نسبت به آن خيلي نظر نداشتند و همين طور در فيلمهاي ديگرم، به خاطر همين اين طوفانها كه مي آيد و مي رود خيلي بر من تأثير نگذاشت كه بخواهم منتظر باشم، ببينم چه اتفاقي مي افتد.
متأسفانه هنوز سردار سينماي جنگ تعبير مي شوم
كارگردان موج مرده تصريح كرد: من 13 فيلم درباره جنگ و لايه هاي مختلف آن ساختم. اما متأسفم كه هنوز سردار سينماي جنگ من تعبير مي شوم. در حالي كه دو دهه از جنگ مي گذرد و هنوز متأسفانه فيلمسازي كه پررنگ تر از اسم من باشد نيست. وقتي مي بينم كه محمدعلي باشه آهنگر مي آيد و «فرزند خاك» را مي سازد ويك نفس تازه مي آورد، واقعاً خوشحال مي شوم.
او گفت: خوشحال مي شويم، نسل جديد هم بيايد و نگاه تازه خودش را بياورد. چون ما در يك دوراني آن حرفها را زديم و ما به آن دوران تعلق داشتيم و حالا همان آدمي كه آن فيلمها را ساخت و در آن زمان تكفير هم  شد، الآن آمده «دعوت» را مي سازد. كارگردان «از كرخه تا راين» در پاسخ به اينكه نسل جديد چه ديدگاهي نسبت به جنگ گفت: راستش را بخواهيد به نظرم اين نسل نقد دارد. من اعتقاد دارم جرياني كه در نسل جديد هست نوع ديگري نگاه مي كند، همان طور كه نسبت به مذهب، آرمان و ايدئولوژي نوع ديگري نگاه مي كند. او معتقد است: دوران روايت فتح و بحث نوستالژيك در مورد جنگ تمام شده است و آن نسل نوستالوژي، الآن حرفي براي گفتن ندارد.
فيلم «دعوت» آشكارا رنگ  و بوي مرا دارد
حاتمي كيا افزود: «دعوت» حس شخصي من است. فيلم «دعوت» آشكارا رنگ و بوي مرا دارد و در نوع گزينش و نگاهي كه در كار هست، راستش را بخواهيد نمي توانم تكيه بكنم به قلم بعضي از دوستان. چون معتقدم برخي اوقات دوستان منتقد، كور به سينما مي روند.
رابطه منتقد با مردم قطع شده است
او در عين حال گفت: اگر منتقد از فيلم تبليغ هم بكند، فيلم فروش نمي كند. چون رابطه منتقد با مردم قطع شده است.حاتمي كيا در عين حال تأكيد كرد كه؛ من اين توضيحات را نمي دهم كه بگويم فيلم «دعوت»، فيلم كاملي است. بلكه توضيح من بابت آن قلمهايي است كه نفساني مي نويسند و نفسانيتشان بيش از آن است كه بخواهند باري از دوش اين جامعه بردارند.
متأسفانه من با اين قلم مشكل دارم. اگر آن قلم بردارد و تحليل بكند بارها شده كه از آن منتقد تشكر هم كرده ام، چون حس كردم، قلم، قلم غرض ورزي نيست.
براي من ديكتاتورهاي مهربان نباشيد!
كارگردان «دعوت» از منتقداني كه اصرار دارند حرفهاي خود را دلسوزانه ديكته كنند، به عنوان ديكتاتورهاي مهربان نام برد و گفت: براي من ديكتاتورهاي مهربان نباشيد!
او ادامه داد: بنده به عنوان فردي كه ديكته هاي نوشته شده واضحي دارم و به احترام آن كارهايي كه تاكنون انجام دادم، حق انتخاب ندارم؟! اين چه ديكتاتوري است كه در شما وجود دارد، شما ديكتاتورهايي كاملاً مهربان هستيد كه تصميم مي گيريد آن طور كه خودتان مي خواهيد ما را تعريف بكنيد.
چرا دعوت را از من جدا مي كنيد؟!
او همچنين دوباره  تأكيد كرد: «دعوت» متعلق به خودم است و اصلاً از من جدا نيست، چرا از من جدايش مي كنيد؟!
اولاً من هنرمند هستم و حق دارم هر چي مي خواهم انتخاب بكنم. هيچ كس حق ندارد به هنرمند بگويد آن طور كه مي گويم نگاه بكن. آن كاري كه برخي از دوستان قلم به دست مي كنند، توهين به حوزه هنر است. من حق دارم هر جور كه مي خواهم تصميم بگيرم . اين موضوع را از عقبه جامعه ام گرفته ام كه من به هر كجا كه بخواهم بتوانم سرك بكشم و حرف خودم را بزنم. چه كسي گفته است كه من بايد آن گونه كه ديگران مي بينند، ببينم.
نسل جنگ الآن چي مي خواهد بگويد، من «آژانس شيشه اي» سال 74 را الآن، براي چي بسازم؟! الان كه ديگر «آژانس شيشه اي» نمي خواهد، آن اتفاق افتاده است.
اگر تحمل ايجاد بشود، مطمئن باشيدنسل جديد درباره جنگ حرفهاي جديدي دارد.

  


كارگاه شعر؛ شخصيت بخشي 

 

* محمد كاظم كاظمي
ما پيش از اين ، از تخيل و صورتگري و ضرورت آن در شعر بسيار سخن گفته ايم و البته اين سخنان كلي ، سودمند نخواهد بود، مگر اين كه با تك تك صورتهاي خيال آشنا شويم و دريابيم كه اين تخيل از چه رهگذرهايي در شعر روي مي نمايد.
يكي از گونه هاي تصويرگري ، جاندار ديدن عناصر بيجان است ، چنان كه مثلاً در تعبير «جنگ خونين انار و دندان » سهراب سپهري مي بينيم و شاعر در اين جا انار را جاندار تصور كرده است .اين كار را «شخصيت بخشي »، «تشخيص »، «مردم نمايي » و «جان بخشي » نيز ناميده اند.
درباره نقش بلاغي آن در شعر، البته سخن بسيار است و در اين مجال نمي گنجد. فقط اين قدر مي توان گفت كه شخصيت بخشي ، شعر را بسيار پويا و جاندار مي سازد. گويا همه عناصر موجود در شعر، حيات دارند و اين ، سرزندگي خاصي به آن مي بخشد. ما اين را در يكي از شعرهاي مورد بحث در اين هفته خواهيم ديد.

جناب احمد قربان نژاد!
از ميان دو ترانه اي كه براي ما فرستاده ايد، «هديه آسمون » به طور آشكار بر آن يكي ديگر (يادگاري ) برتري دارد و شايد سبب اصلي اين برتري ، همين شخصيت بخشي به پديده هاي بيجان در اين شعر باشد.
هديه آسمون امشب ابر و بارون 
فردا شبنم مي شه باز دوباره مهمون 
خواب گل تعبيره و بارون مي باره 
با خودش محبت و هديه مي ياره ...
ناجي لب كويرا مي شه بارون 
خشكي و تشنگي باز دوباره زندون 
باده مهربوني رو سر كشيده 
آسمون انگاري تشنه ها رو ديده 
حالا نم نم مي زنه بارون بارون 
فردا شبنم مي شه باز دوباره مهمون 
ملاحظه مي كنيد كه در اين شعر، آسمان هديه مي دهد؛ شبنم ميهمان مي شود؛ گل خواب مي بيند؛ كوير لب دارد؛ خشكي و تشنگي به زندان مي روند و اينها همه شخصيت بخشي است . چنين است كه شعر را سرشار از تصوير مي يابيم .
البته شعر يادگاري شما هم خالي از تصوير نيست ، اما آن تصويرها بيشتر از نوع تشبيه و استعاره هستند و البته طراوت و تازگي اينها را ندارند.
مهربون ! چشماي نازت شده مرواريد دريام 
فكر بودن كنارت شده اميد نفسهام 
حالا اي كبوتر عشق رفتي از رو بوم خونه م 
واسه نگاه نازت بهترين شعرو مي خونم 
از اينكه بگذريم ، به نظر مي رسد كه مضمون و طرح محتوايي شعر «هديه آسمون » هم از اين يكي تازه تر است . در اين شعر دوم ، ما يك فضاي رمانتيك تكراري و عام را حس مي كنيم .

خانم زهره شريعتمداري !
شعر «راز ا... رحمان » شما بيشتر در حوزه شعرهاي تعليمي جاي مي گيرد:
تا به كي مي دوي اي دوست ، به دنبال جهان 
غافل از آخرت و پرسه زني با سر و جان 
چشم خود باز كن و جلوه حق را بنگر
تا كه بگشوده شود راز ا... رحمان 
مي شمارم سنن حق ، بشنو از دل و جان 
به عمل آوري آن را، بشوي امن و امان 
خويشتن را تو ز نفرت بزدا، هم ز حسد
پر ز بخشش كن و ايثار، همه روح و روان 
بنما نعمت حق را به همه خلق جهان 
باش چون رود كه پيوسته بود در جريان ...
اما نبايد از نظر دور داشت كه اين گونه شعر هم بايد در حد قابل توجهي از آرايه هاي بياني و صور خيال بهره مند باشد. به واقع ما بايد در شعر، يك بيان هنري براي آن تعاليم پيدا كنيم ، وگرنه سخن ما به نظم مي گرايد، نظمي كه در آن خارج از وزن و قافيه چيز بسياري نتوان يافت .
در اين پاره از شعر شما كه خوانديم ، فقط در مصراع «باش چون رود كه پيوسته بود در جريان » نوعي بيان تصويري ديده مي شود و بقيه بيتها، از تخيل و ديگر هنرمنديهاي زباني به جز وزن و قافيه عاري است .
از اينكه بگذريم ، كاربرد «بگشوده » به جاي «گشوده » و چند بار كلمه «ز» به جاي «از» هم هرچند عيبي مطلق به شمار نمي آيد، زبان شعر شما را قدري قديمي كرده است .
همچنين در جايي داريد «خويشتن را تو ز نفرت بزدا» اما بايد در نظر داشت كه زدودن به شيئي كه قرار است پاك شود، نسبت داده نمي شود، بلكه به آن زنگار يا آلودگي نسبت داده مي شود. يعني درست نيست كه بگوييم «آيينه را از زنگار بزدا» بلكه بايد گفت «زنگار را از آيينه بزدا».

  


باارزش ترين جايزه شعر انگليس به «ميك ايملا» رسيد

 

جايزه بهترين مجموعه شعر جوايز «فوروارد» به عنوان باارزش ترين جايزه شعر انگليس به ميك ايملا رسيد.
به گزارش ايسنا، ايملا كه اولين مجموعه شعر خود را 20 سال قبل منتشر كرده است، شامگاه پنج شنبه، 18 مهر در مراسم اعطاي جوايز شعر «فوروارد»، توانست با مجموعه شعر «رهبر گم شده»، جايزه 20 هزار دلاري را به دست آورد.
همچنين جايزه 10هزار دلاري بهترين مجموعه شعر اول را كاترين سيمونز براي «يكشنبه در رختشويي» كسب كرد.
به گزارش روزنامه گاردين، هيأت داوران جايزه بهترين تك شعر را نيز به دان پترسون براي «شعر عاشقانه براي ناتالي توسجا» اعطا كرد.
جايزه «فوروارد» در بخش مجموعه شعر، سال گذشته به شون اوبرين - شاعر و نمايشنامه نويس -  رسيد.

  


جايزه سهراب سپهري از سال آينده اهدا مي شود

 

جايزه سالانه «سهراب سپهري» از سال آينده برگزار مي شود.
به گزارش ايسنا، كانون انديشه جوان سپهري از سال 88، جايزه سهراب سپهري را در حوزه هاي شعر، نقاشي، داستان كوتاه و فيلم كوتاه برگزار مي كند.
محمود ساطع - مديرعامل كانون انديشه جوان سپهري- در اين باره به ايسنا گفت: دبيرخانه و هيأت برگزاري با انتخاب برترين  آثار خلاقه و اهداي جايزه و لوح تقدير، تلاش خواهد كرد به تنوع و رنگارنگي آثار توليدي در فضاي فرهنگي - هنري ايران بيافزايد.او افزود: اين جايزه هرساله در نيمه دوم مهرماه و به ياد و خاطره شاعر و نقاش گران قدر سهراب سپهري در شهر كاشان اهدا خواهد شد.جزئيات اين جايزه پس از تصويب آيين نامه اجرايي توسط هيأت  اجرايي و جزئيات و شرايط شركت آثار متعاقباً اعلام خواهد شد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com