|
*غلامرضا قلندريان
در پي ارايه يك پيشنهاد مبني بر اينكه احزاب اصولگرا ابتدا بايد بر سر كانديداي واحد اتفاق نظر كنند و سپس بقيه احزاب در كابينه سهم داشته باشند، واكنشهايي در سطح جامعه از سوي احزاب مذكور صورت گرفت كه مخرج مشترك همگي آنها استقبال از اين طرح و تدوين مكانيسم صحيح براي دست يافتن به اجماع در اين زمينه است.
با شفاف شدن مواضع گروه هاي سياسي و اعلام استراتژي حضور در انتخابات، سپهر سياسي كشور شكل گيري فضاي سياسي- انتخاباتي را نويد مي دهد. پس از كش و قوسهاي فراوان سياسي در درون گفتمانهاي احزاب در خصوص نحوه تعامل با افكارعمومي، اينك فرايند انتخاباتي در منظر عموم شفافيت بيشتري يافته است.
در جناح اصلاح طلبان، اعلام كانديداتوري آقاي كروبي، گمانه زنيهاي درون گفتماني در خصوص نحوه دستيابي به نامزد مورد نظر بر اساس اتفاق آرا را با ابهامهاي جدي مواجه ساخته و در اردوگاه اصولگرايان ارايه پيشنهاد «اتفاق نظر»، چهره هاي اين جريان را در ريل گفتگوهاي تدوين مكانيسم ورود به مرحله معرفي نامزد قرار داده است.
ائتلاف عبارت است از اجماع تعدادي گروه هاي سياسي بر سر هدفها يا هدفي مشخص كه بر اساس آن از يك سو سهم هر گروه از ميزان فعاليت براي رسيدن به هدف، و از سوي ديگر سهم آن از منافع و دستاوردهاي حاصل از پيروزي احتمالي، تعيين مي شود. اين سهم بندي بر اساس توان مالي، ابزاري و تشكيلاتي هر گروه و ميزان اثرگذاري آن بر افكارعمومي و فرايندهاي سياسي، صورت مي گيرد.
ائتلاف سياسي ساز و كارها و الزامهاي خاص خودش را مي طلبد تا احزاب تشكيل دهنده ائتلاف، با آشنايي و مطالعه دقيق نيازها و اقتضائات كشور، ساز و كار مناسب را براي تعيين چهره مورد نياز ترسيم نمايند.
تجربه انتخاب مدل 6+5 تحت عنوان جبهه متحد اصولگرايان و راهبرد وحدت كامل اصولگرايان با تأكيد بر همان شعارهاي اوليه اصولگرايي، الگوي موفقي بود كه در انتخابات مجلس هشتم توانست طيفهاي اصولگرايان را با اين متد انتخاباتي منسجم نمايد. اگر چه برخي گروه هاي اصولگرايان با تحليلهاي متفاوت و افق ديد متمايز از ديگر احزاب اين جريان مسير ديگري را برگزيدند، ولي مابقي گروه هاي اصولگرا، اين مدل را گزينه اي كارآمد معرفي نمودند.
اين گروه حامي ارزشهاي انقلاب، نبايد فراموش كنند كه يكي از مهمترين محورهاي ائتلاف، رسيدن به نقطه تلاقي اجماع مركب، اجتناب از خود رأيي و خودخواهي هاي سياسي است. افت همه جريانهاي سياسي كه اندكي پس از اعلام موجوديت و حيات سياسي در سراشيبي انشقاق و چند دستگي قرار مي گيرند، در خود رأيي احزاب قابل ارزيابي است. جريانهاي اصولگرا با اعتقاد و التزام به مباني ديني و اسلامي نهفته در ذات مفهوم مورد نظر اين گزاره ها با پرهيز از اختلاف، بستر رسيدن به اجماع را فراهم مي نمايند.
نكته مهم ديگري كه مي توان از آن به عنوان محور ائتلاف ياد نمود، داشتن نگرش واقع بينانه است. جريانها با مطالعه و درك صحيح واقعيتهاي عيني جامعه، شرايط منطقه اي و مناسبات جهاني ايران با ديگر بازيگران و آناليز دقيق، جايگاه و پايگاه حزبي شان را در ميان افكارعمومي مي سنجند و با پرهيز از خود بزرگ بيني، منافع انقلاب و مردم را بر ديدگاه هاي حزبي خود ترجيح مي دهند تا زمينه دستيابي به اجماع، تسريع گردد.
اكنون كه امت حزب ا... فرصت مغتنم خدمتگزاري را به طيف گروه سياسي همسو با ديدگاه هاي انقلابي خويش واگذار نموده، شايسته است جريانهاي مذكور با ارايه ايده هاي مطلوب سياسي متناسب با وضعيت موجود و واقعيتهاي متناسب، از اين فرصت استفاده بهينه نمايند و در صورت انتخاب گزينه مورد نظر، از ساير شخصيتهاي احزاب همسو نيز در پيشبرد امور بايد استفاده شود تا ضمن بر طرف شدن دغدغه و نگراني برخي جريانها، با بهره گيري از خرد جمعي اصولگرايان، استمرار جريان اصولگرايي كه حامي ارزشها و آموزه هاي ديني انقلاب اسلامي است، همچنان تحكيم و تثبيت گردد.
خوشبختانه، با بهره گيري از تجربيات گذشته مي توان گفت، جريان اصولگرايي با طيفهاي گسترده اش و با افت و خيزهايي كه داشته، به يك بلوغ سياسي رسيده و براساس يك قاعده دموكراتيك بايد يك نهاد دموكراتيك را انتخاب نمايد كه بتواند اكثريت قاطع جريان اصولگرا را نمايندگي و با ورود يكپارچه به عرصه انتخابات، از هدفهاي خود دفاع كند.
طيف ياد شده نبايد فراموش كند كه در شرايط فعلي، رقابت بين دو جريان عمده كشور يعني اصولگرايان و اصلاح طلبان برقرار است. اگر چه تحولات درون گفتماني جريان رقيب مي تواند عوامل موفقيت و يا رقابت تنگاتنگ را شفافيت بيشتري ببخشد، ولي رسيدن به نامزدي واحد با دغدغه حفظ موقعيت اصولگرايان، مي تواند بهترين هدفي باشد كه اين اردوگاه فكري و سياسي را در تحقق آرمانهايش ياري نمايد. نبايد فراموش كرد، برونداد تصميمهاي حزبي بيانگر آزمون رقابت انتخاباتي است كه احزاب با تصميمهاي مبتني بر عقلانيت و واقع نگري، آتيه عرصه حاكميتي كشور را رقم مي زنند. |