|
زعفران با نام علمي «كركوس ساتيوس» (Crocus Sativus) از خانواده «زنبقيان» (Iridaceae) مي باشد. در برخي منابع، مثلا در دايرة المعارف آمريكانا Americana Encyclopedia ذكر شده است كه اين كلمه از «كريكوس» (Corycus) كه نام منطقه اي در «سيليسيا» (Cilicia) واقع در شرق مديترانه مي باشد، گرفته شده است.
* در سرزمين مادها
عده اي مبدأ زعفران را ايالت قديم ماد ايران مي دانند، برخي از محققان نيز خاستگاه زعفران را در منطقه وسيع تري از كره زمين شامل يونان، تركيه، آسياي صغير و ايران مي دانند.
ايرانيان با صدور زعفران به بسياري از نقاط جهان باستان، خواص آن را به يوناني ها، رومي ها، چيني ها و اقوام سامي از جمله عربها معرفي كردند و شيوه زراعت آن را در سده هاي اول تا چهارم هجري به ملتهاي اسلامي پيرامون مديترانه آموختند.
به اين ترتيب، ايرانيان تبعيد شده توسط معاويه نخستين زعفران زارها را در نواحي شام داير كردند، سپس كاشت زعفران در شمال آفريقا و اندلس (اسپانياي اسلامي) وصقليه (سيسيل) رواج يافت و اقوام ايراني همچون «رستميان» و «بنوطبري» در انتقال فرهنگ زعفران كاري مؤثر بودند.
مستندات تاريخي بيانگر اين واقعيت است كه ايرانيان از روزگاران كهن به زر و زعفران علاقه زيادي داشته اند، به طوري كه در جشنها و سرورها و مجالس بزم و نشاط مانند عروسي ها و اعياد، يا استقبال از بزرگان و زايران زر و زعفران نثار قدمها مي كردند.
در برپايي باشكوه تر اين گونه آيينها، ضمن آذين بندي و آينه بندان، سكه هاي زرين و سيمين را به همراه زعفران و گل و نقل بر سر عروس و داماد يا شخصيتهاي موردنظر و گاهي همه حاضران در اين گونه مراسم مي ريختند.
در برخي از مراسم، زعفران را به تنهايي يا همراه با مشك وعنبر و عود دود مي كردند و گلاب مي پاشيدند.
* دوره پارتها
درعصر هخامنشيان زعفران براي تزيين گرده هاي نان و معطر كردن خوراكها به كار مي رفته است.
در دوره پارتها زعفران ايران به يونان و روم مي رفت، بعداً چين هم از مشتريان زعفران ايران شد.
در عصر ساسانيان كاشت زعفران در «قم» و «بون» نيز رايج گرديد و مرغوبيت محصول آنها شهرت يافت.
در همان روزگار، زعفران در پرداخت كاغذهاي گران قيمت كاربرد پيداكرد، اما پيشتر از آن، محلول زعفران به عنوان مركب تحرير استفاده مي شد و تا قرنها بعد در تركيب مركبهاي تحرير مرغوب به كار مي رفته است.
* مركب سلاطين
از انواع مركب زعفراني كمرنگ و پر رنگ (از زرد كمرنگ تا قرمز خونين) براي نوشتن عنوان فرمانها و نامه هاي سلاطين و خليفگان و امرا، و همچنين در تحرير عنوانها و سرفصلهاي كتابها و رساله ها و نيز در تذهيب و تشعير ، و در تصويرها و نقوش حواشي و متن استفاده مي شده است.
كشت زعفران در گذشته اي بسيار دور در اغلب مناطق مركزي ايران متداول بوده است. شهرت زعفران قم در زمان قبل از اسلام حكايت از پيشينه كشت اين گياه در ايران قديم دارد. در قرن دهم ميلادي كشت زعفران توسط اعراب (كه خود اعراب نيز آن را از ايرانيان آموخته بودند) در اسپانيا متداول گرديد و متعاقب آن در قرن هجدهم در ناحيه اي به نام «والدن» (Walden) در «اسكس» (Essex) انگلستان رواج داشته و امروزه اين محل به نام «زعفران والدن» (Saffron Walden) معروف است .
همان طور كه از نوشته هاي ادبي و پزشكي هندوستان برمي آيد ، زعفران از ديرباز براي مردم آن سرزمين شناخته شده بود. همچنين زعفران نزد مردم مصر، يونان، كليميان، هندوها و مسلمانان از توجه خاصي برخوردار بوده است.
در ايران معمولاً زعفران توليدي به چند شكل تقسيم بندي مي شود. يكي از اصطلاحاتي كه از ديرباز در اين زمينه مورد استفاده قرار مي گرفته زعفران دخترپيچ است. اين نوع زعفران شامل قسمت كلاله و خامه، (قسمت سرخ و قسمت سفيد يا زردرنگ زعفران) مي باشد كه در فارسي به آن زعفران دسته اي نيز گفته مي شود و در خارج از كشور آن را به عنوان زعفران «Bunch» (دسته اي) يا «Red & White» (سرخ و سفيد) مي شناسند. در واقع قسمت قرمز در اين نوع زعفران بايد بين 75-70 درصد باشد و قسمت ريشه يا كنج آن حدود30-25درصد است.
از نامهاي جديدتري كه بعداً مرسوم شد، زعفران سرگل يا به اصطلاح عاميانه زعفران سرقلم بود . |