|
گروه حوادث - مصدق: جواني با جعل وكالتنامه بلاعزل و فروش املاك پدر بزرگش او را به خاك سياه نشاند.

اين جوان 25 ساله وكالتنامه اي كه پدر بزرگ بيمارش جهت فروش خودروي «بنز» خود به او داده بود را به وكالتنامه بلاعزل تبديل نمود و پس از 24 ساعت با فروش تمام املاكش وي را در خيابان رها كرد.
به گزارش خبرنگار جنايي ما، صبح 13 شهريورماه سال جاري، زن ميانسالي با مراجعه به دادسراي جنايي مركز از مفقود شدن پدر 83 ساله اش به نام رحيم خبر داد و گفت: پدرم دچار بيماري اختلال هواس است. او يك هفته قبل به منزل همسر دومش رفت اما صبح ديروز وقتي از يكي از بستگان همسرش جوياي احوالش شدم دريافتم كه زن بابايم به مسافرت رفته و از پدرم نيز هيچ اثري نيست.
به دنبال اين دادخواست، پرونده به دستور رضوانفر، داديار شعبه چهارم دادسراي ناحيه 27 تهران جهت پيگيري به پايگاه ششم پليس آگاهي ارجاع شد.
دو روز بعد و در حالي كه كارآگاهان پليس تلاش مي كردند تا ردپايي از پيرمرد بيمار به دست آورند شاكي طي تماسي ديگر از پيدا شدن فقداني خبر داد و مدعي شد «فرشاد» برادرزاده وي پدرش را ربوده و پس از فروش تمام املاكش او را در خيابان رها كرد.
بر اين اساس، «رحيم» به دادسراي جنايي احضار شد و در بازجويي گفت: يك سال پس از مرگ همسرم با زني به نام طاهره ازدواج كردم. من دو باب مغازه و آپارتمان سه طبقه اي در منطقه گلبرگ و مجيديه داشتم كه در آن زندگي مي كرديم تا اينكه «فرشاد» نوه پسري ام با حيله و نيرنگ وارد زندگي ما شد.
اين مرد 83 ساله ادامه داد: مدتي قبل «فرشاد» براي فروش خودروام كه يك دستگاه «بنز» بود از من وكالتنامه گرفت اما آن را جعل و به وكالتنامه بلاعزل تبديل كرد.
وي ادامه داد: نوه ام پس از آن كه مدتي مرا در خانه پدرش نگه داشت چوب حراج به زندگي ام زد و با فروش املاكم و خالي كردن اثاث منزلم، مرا مقابل منزل دخترم رها كرد و رفت.
در پي اظهارات اين مرد كه نشان مي داد از سوي نوه اش اغفال و مورد كلاهبرداري قرار گرفته است، دستور دستگيري متهم پرونده صادر شد.
براين اساس مخفيگاه «فرشاد» از سوي كارآگاهان پايگاه ششم پليس آگاهي مركز شناسايي و وي و دوستش سعيد در حالي كه در مقابل مأموران مقاومت مي كردند، دستگير شدند.
در بازرسي از مخفيگاه اين جوان 25 ساله يك قبضه كلت كمري، تفنگ بادي، قمه، چاقو و چند عدد كارت پارسيان توسط پليس كشف و ضبط شد.
صبح ديروز متهم اصلي پرونده تحت بازجويي قرار گرفت و به قاضي رضوانفر گفت: اتهام آدم ربايي و كلاهبرداري را قبول ندارم. چه كسي پدربزرگش را مي دزدد كه من اين كار را بكنم. پدربزرگم به خواست خود و به عنوان ميهمان به منزل ما آمد و اموالش را به نامم كرد. اما اين موضوع باعث نارضايتي بقيه وارثان شد. به همين خاطر از من اعلام شكايت كردند.
گفتني است، متهمان اين پرونده جهت ادامه تحقيقات تكميلي در اختيار كارآگاهان پليس قرار گرفتند. |