تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
ورزشي
هنري
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-10-29
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 8آبان ماه 1387


در مراسم بزرگداشت زنده ياد دكتر امين پور عنوان شد ؛
قيصر، پيشرو جريان روشن شعر انقلاب بود

 

مراسم بزرگداشت قيصر امين پور به مناسبت نخستين سالگرد درگذشت اين شاعر و استاد دانشگاه روز دوشنبه، در سراي اهل قلم





برگزار شد. در اين مراسم تعدادي از اهالي ادب و فرهنگ درباره شعر و شخصيت زنده ياد قيصر امين پور به سخنراني پرداختند كه در ادامهمي خوانيد.

قامت استوار شعر
جواد محقق در اين مراسم در سخناني گفت: اگر بخواهيم درباره قيصر امين پور صحبت كنيم، بايد زواياي مختلف او را بنگريم. دوران نخستين تحصيل او، تغيير رشته هايي كه داد تا به رشته ادبيات بيايد و تا مقطع دكتري را طي كند و بخشي از سالهايي كه قيصر به معلمي در مدارس تهران پرداخت، همه بايد مورد توجه باشد.
اين شاعر با اشاره به زواياي ديگر زندگي قيصر امين پور، متذكر شد: او علاوه بر شعر، قلم آزمايي هايي نيز كرده است و تجربه هايي هم در حوزه داستان دارد. در حوزه نثر ادبي نيز از او بايد به عنوان يكي از چهر ه هاي شاخص نام برد. حتي در نقاشي هم دستي داشت و تصويري كه از دكتر علي شريعتي در بسياري جاها چاپ شده، به قلم قيصر امين پور است.
در ادامه، سليم نيساري يادآور شد: هميشه قامت استوار امين پور را مي ديديم و هرگز احساس نمي كرديم رنج و دردي در وجودش است. او در مباحث بسيار متين و سنجيده سخن مي گفت.عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسي افزود: او كسي نبود كه خود را خيلي نشان دهد و تظاهر كند. دريغ از اينكه عمر كوتاهي داشت و بايد بيشتر از اينها به فرهنگ و ادب ايران كمك مي كرد.

نوشتيم همه اما نه براي قيصر
سپس محمدرضا تقي دخت سخن گفت و با بيان اينكه قيصر مردي بود كه در برابر خودش ايستاد، به نوشته اي كه سال گذشته در سوگ قيصر نوشته بود، اشاره كرد و بخشي از آن را براي حاضران خواند.
در اين نوشته آمده بود: نوشتيم همه؛ اما براي قيصر نه؛ براي من هاي خودمان شايد، براي اثبات آن  چيزي كه قيصر در پي اثبات آن نبود، در روزنامه، وبلاگ، سايت ، بروشور و مجله نوشتيم. نوشتيم كه كلي با او چاي خورده ايم، چه روزي از جلو خانه اش رد شده ايم، در دانشكده در كدام پله با او حرف زده ايم، در كدام جلسه نقد كتابش بوده ايم، نوشتيم قيصر چند سال با ما آشناست، چه سفرهايي با او بوده ايم، كجاي سفر خنديده، كجا در خودش بوده، كجا گريه كرده، نوشتيم كي از دزفول آمده، كي كتاب اولش را چاپ كرده است، كي رفته ايم بيمارستان، كي رفته ايم خانه شاعران.
تقي دخت ادامه داد: شايد سالها بنويسيم، نوشته در نوشته بنويسيم، در پي اثبات آن  چيزي كه قيصر از آن گريزان بود. اگر نمي نوشتيم، چگونه مردمي كه به اشتباه فكر مي كنيم قيصر را نمي شناختند، با او آشنا مي شدند؟ بعد از رفتن او، آمديم با جنازه او عكس يادگاري بگيريم. هركدام از ما گرفتار خويش ايم؛ اما قيصر نبود. ما در خودباوري وهم آور خود داغ مكرر برده ايم، ما فراموش كرده ايم كه نام همه مردگان قيصر است، نه مرگش آسان است، نه زيستن او ميان  مايه بود؛ ما مرگ قيصر را آسان گرفتيم.
او ادامه داد: قيصر انساني مورد احترام بود و پاره هاي حكمت را كه دريافته بود، به  هم در پيوسته و با خود نگه داشته بود. همه فضيلتها را دريافته و با خود حفظ كرده بود.
تقي دخت يكي ديگر از خصوصيات قيصر را روزمره  نبودن او دانست و گفت: همه ما نياز به مطرح  شدن، معروف  شدن، سخن  گفتن در محافل و كتاب چاپ  كردن داريم؛ اين روزمرگي چنان ما را گرفته كه همه حوائج خود را به نيازهاي حياتي تبديل كرده ايم. ما روزمره ايم؛ چرا كه روزمرگي حد ايمني برايمان فراهم مي كند و مقاومت مي كنيم اگر كسي اين ايمني را از بين ببرد، اگر كسي در مرگش آدم متعالي نشان دهد، زندگي متعالي داشته است و قيصر اين گونه بود.
او در پايان متذكر شد: قيصر درخت ثمردهي بود؛ اما تا اوج ثمردهي اش خيلي مانده بود و افسوس كه ما اين درخت ثمرده را از دست داديم.

شاعر بي ادعا
در ادامه، سيداكبر ميرجعفري سخن گفت و يادآور شد: در كتب درسي ما، از تعدادي معاصران، شعر هست. شايد كسي كه بيشتر از همه از او شعر آمده باشد، قيصر باشد و شايد معلمان و دانش آموزان ما كمتر از هر شاعر ديگري با شعرهاي او مشكل دارند؛ به نوعي شعرهاي او تريبون عمومي دارد.
وي يادآور شد: امين پور ادعاي اين را  كه تئوري جديدي براي شعر آورده است، نداشت. او خيلي به مباحث شعر نپرداخته است؛ اما مهمترين ويژگي شعر قيصر كه باعث شد مخاطب عام داشته باشد، اين بود كه تئوريها و تجربيات گذشته را به زبان امروز بيان كرد، كه اين بزرگي يك شاعر است.

بهره مندي از المانهاي ديني و مذهبي
سپس حميدرضا شكارسري درباره شعر قيصر امين پور عنوان كرد: نمي توان شعر معاصر ايران را بدون تأثير انقلاب اسلامي و دفاع مقدس تصور كرد؛ بنابراين نمي توان چهره هايي مانند قيصر را در ادبيات امروز فراموش كرد؛ زيرا او نه تنها از چهره هاي انقلاب و دفاع مقدس است؛ بلكه از شكل دهندگان آن است.
اين شاعر و منتقد ادبي با تقسيم دوره شاعري قيصر به دو دوره شعر او از انقلاب تا پايان جنگ و شعر او از انتهاي جنگ  تا زمان مرگ، يادآور شد: ميان اين دو دوره به لحاظ زماني و كمي، آثاري كه او ارايه كرده، در مرحله دوم شاخص تر است؛ اما چرا وقتي از او نام برده مي شود، به نام شاعر دفاع مقدس و انقلاب از او ياد مي كنيم؟
وي در پاسخ به اين پرسش توضيح داد: درباره تأثير انقلاب در شعر، به عبارتي جرياني كه قيصر و شاعران انقلاب به وجود آوردند، بسيار صحبت شده است؛ مثلاً انقلاب باعث مي شود قوالب كلاسيك تكرار شود؛ به هر دليلي، انقلاب باعث احياي اين قالبها مي شود؛ اما شاعر انقلاب چيز تازه اي در آن استكشاف مي كند. گره  خوردن زبان نرم نزديك به زبان عروض، پيش از انقلاب بي سابقه بوده است و گفتمان هايي چون: من فردي به جاي من جمعي و توجه به شعر اجتماعي و سياسي، گفتمان صراحت را بر شعر انقلاب حاكم مي كند.
شكارسري با بيان اينكه گاهي شعر ابزار جذب مخاطب محسوب مي شود، متذكر شد: اينكه شاعر مسؤوليت اجتماعي خود را مهم مي داند، گاهي از مسؤوليتهاي ادبي فاصله مي گيرد و شعر ساده مي شود. اكثر تصاويري كه از شعر قيصر و شعر انقلاب وجود دارد، از المان هاي مذهبي و ديني ما بهره مند است. يكي از مهمترين تأثيرات انقلاب در شعر، حاكم  كردن اصول زيبايي شناسي بر شعر ايراني است. چيزهايي مانند معناگرايي و حالت كاربردي داشتن شعر، در شعر زياد مي شود. حالا چرا قيصر را به عنوان شاعر انقلاب و دفاع مقدس مي خوانيم؟ زيرا او به عنوان يك چهره شاخص در گفتمان هايي كه بعد از انقلاب در شعر ما حاكم شده، نقش داشته است.
وي دوره بعدي شاعري قيصر را فاصله گيري از گفتمانهاي پيشين دانست و يادآور شد: فاصله گيري از من جمعي و نزديك  شدن به من فردي يكي از آن  چيزهايي است كه قيصر به سرعت و شدت، بعد از پايان جنگ به آن مي رسد؛ شعر به شدت جزء نگر مي شود و به عناصري كه دور و بر شاعر وجود دارد، توجه مي شود. هر قدر به انتهاي عمر قيصر نزديك مي شويم، جزء نگري و توجه به من فردي در كار او پررنگ تر مي شود.
شكارسري افزود: او در غزل، ظاهراً همان جريان صادق در شعر را كه وجود دارد، پي گرفته است. به نظرم، جريان غزل سرايي امين پور بعد از جنگ در كتاب «تنفس صبح» يك روند رو به  رشد نيست و يك جريان تازه به لحاظ تركيب سازي و تصويرسازي ايجاد نمي كند. او تا كتاب «آيينه هاي ناگهان» روند رو به رشد ندارد.
اين شاعر همچنين گفت: اما چه اتفاقي مي افتد كه در سالهاي پس از جنگ مي گويند قيصر از ارزشهاي خود گذشته است؟ زيرا او نشاني آشكار از اين گرايشات در شعرش ندارد؛ شعر او شعري است كه پوشيده تر به من شاعر نزديك شده است. در شعرهايش به درون گرايي و پنهان  كردن آرمانها نزديك شده است.
به گزارش ايسنا، او با اشاره به كتاب آخر قيصر امين پور - «دستور زبان عشق» - گفت: در اين كتاب در بعضي از شعرها قافيه ها آزاردهنده است و اين يعني دلبستگي شاعر به اصول شعر كلاسيك تا پايان عمر وجود دارد و از آن فاصله نگرفته است. تا انتها به گفتمان صراحت معتقد بود. در شعر قيصر، علي رغم بيان مدرن ساختار و تفكر، همچنان تفكر سنتي و معنامدارانه وجود دارد؛ به اين دليل، مخاطب در برخورد با شعر او احساس خستگي نمي كند.
شكارسري همچنين يادآور شد: گذشته از وزن و قافيه، فرمهاي پيچيده اي در شعر او وجود ندارد؛ به اين دليل، شعرش به عنوان يك موهبت براي شعر فارسي است. امين پور در شعرش مي گويد شما در قالب نو مي توانيد گفتمان نو داشته باشيد؛ به اين دليل، حلقه محكمي بين شعر نو و مخاطب عام در شعر او قابل بررسي است.
اين منتقد با بيان اينكه به لحاظ شعري، نبايد از قيصر امين پور اسطوره بسازيم، افزود: او شعرهاي ضعيف و متوسط هم داشته است. بايد توجه كنيم در دو دوره شعري خود با شعر روزگار خود چه ارتباطي برقرار كرده است. به نظرم، او به جريانهاي شعري دهه 70 نزديك شده؛ ولي آنها را نپسنديده و كنار گذاشته است.

پيشرو جريان روشن شعر انقلابي
همچنين «علي محمد مودب»، شاعر معاصر، گفت: «قيصر امين پور» يكي از چند شاعر برجسته اي است كه مي توان به آنها، لقب پايه گذار شعر پس از انقلاب داد.
مؤدب، در گفتگو با ايرنا، با اشاره به اينكه شعر انقلاب شعري است كه پيش از انقلاب هم سابقه دارد، افزود: اما نوع خاصي از شعر پس از انقلاب شكل گرفت كه مؤلفه هاي ويژه اي از تفكر انقلابي را برجسته مي كرد و از نظر هنري هم ضمن توجه دوباره به نظريات ادب كلاسيك توجه دقيق و عميقي هم به نظريه هاي نيما داشت.
به گفته مؤدب، از برجستگان اين نوع شعر، قطعاً يكي «قصير امين پور» است و مي توان به «سيدحسن حسيني»، «سلمان هراتي» و «علي رضا قزوه» نيز اشاره كرد.
سراينده مجموعه شعرهاي «عاشقانه هاي پسر نوح»، با بيان اينكه آثار برجسته «امين پور»، در زمينه شعر انتظار و عدالت در قالب نيمايي، ظهور و بروز يافته است، اظهار داشت: مي توان قيصر را از پيشروان جريان روشن انقلابي در ترسيم جهان مطلوب تشيع ناميد.
اين شاعر ادامه داد: شاعراني مثل قيصر امين پور، ضمن التزام به مباني اعتقادي تشيع، به نقد وضعيت موجود و ترسيم چهره مطلوب جامعه شيعي پرداخته اند.

«امين پور» پلي ميان شعر معاصر و ادبيات كلاسيك بود
يك شاعر و محقق ادبي، گفت: «قيصر امين پور» را در يك بعد، مي توان پلي ميان شعر معاصر و ادبيات كلاسيك دانشگاهي ديد، اصلي كه متأسفانه جامعه دانشگاهي ما كمتر به آن بها مي دهد.
«عبدالرحيم سعيدي راد» گفت: استادان دانشگاهي، كمتر به شعر و شاعران بعد از انقلاب به عنوان يك هويت مستقل نگاه مي كنند و قيصر امين پور توانسته بود اين سد را بشكند.
سعيدي راد با اشاره به اينكه شعر امين پور، از يك سو مورد توجه جامعه دانشگاهي بود و از سوي ديگر، تدريس وي در دانشگاه، خبر از توانمندي اين شاعر در دو عرصه را مي داد، اظهار داشت: اين شاعر فقيد موفق شد «شعر انقلاب» را وارد دروس دانشگاهي كند.به گفته وي، قيصر امين پور يكي از شاعران متعهد انقلاب است كه بيشترين تأثير را بر شاعران، مخاطبان و علاقمندان ادبيات داشته است.

  


در حاشيه برگزاري چهارمين دوره جشنواره فيلم رويش؛ جشنواره اي كه مصادره به مطلوب شد!

 

* سيد مصطفي حسيني راد

جشنواره سراسري فيلم كوتاه ديني «رويش» كه امسال در سكوت كامل و ظاهراً خود خواسته خبري برگزار مي شود، يكي از





جشنواره هاي موفقي بود كه در سالهاي اخير، دور از پايتخت و دوستان پايتخت نشين برگزار مي شد. البته اين توفيق را بايد بيشتر به يكي دو دوره اول برگزاري آن نسبت داد كه هنوز دبيرخانه، تشكيلات و مديريت اين جشنواره در «مشهد» متمركز بود.
اين جشنواره توانست با درك ضرورت پرداختن به سينماي ديني و با نگاه و بها دادن به استعدادهاي جوان، خلايي را كه در اين زمينه در سينماي كشور وجود داشت، شناسايي كند. استقبال خوب فيلمسازان سراسر كشور و بخصوص جوانان، از اين جشنواره در دوره هاي اول برگزاري نشان دهنده ضرورت وجودي چنين حركتي بود كه متأسفانه در دوره هاي سوم و چهارم (امسال) اين حركت به صورت پويا ادامه نيافت.
به راستي جاي طرح اين پرسش وجود دارد كه چرا جشنواره اي كه حركت موفقي را در خارج از پايتخت و در يكي از قطبهاي فرهنگي و هنري كشور كليد زده بود و در دوره دوم خود بهتر هم برگزار شد، بايد از سوي دوستان مركزنشين، مصادره و به پايتخت منتقل شود؟ آيا فقط «برگزاري» به معناي نمايش فيلمها در شهرستان به معني برگزاري اين جشنواره در خارج از تهران است؟ چرا دوستان مركز نشين حاضر نيستند بر خلاف شعارهاي هميشگي و پر طمطراق خود مبني بر نگاه به شهرستانها، به ساير شهرها و استعدادهاي موجود در آنجا بها بدهند و حركتي را كه به خوبي به صورت آبرومند در يك شهرستان شروع شده، بزودي و بدون دادن فرصت به نيروهاي خوب شهرستاني، به پايتخت منتقل مي كنند؟ آيا غير از «مصادره به مطلوب» عنواني ديگر مي توان به اين مسأله داد؟
دوستاني كه در حوزه هنري، زمينه اين انتقال را -حال با هر انگيزه اي- فراهم كرده اند به خوبي مي دانند كه «سهولت ارتباط فيلمسازان با دبيرخانه» در زمانه اي كه آن را عصر ارتباطات مي نامند، فقط يك بهانه واهي و خنده دار است.
جالب اينجاست كه كساني چنين بهانه اي را براي انتقال دبيرخانه جشنواره رويش به تهران مطرح مي كنند كه ستاد خبري آنها در تهران از انجام كوچكترين و اولين وظايف خود در ارتباط با اطلاع رساني جشنواره ناتوان است و اين جشنواره در حالي افتتاح مي شود كه هيچ يك از رسانه ها حتي روزنامه هايي كه به محل وقوع اين رويداد هنري نزديك هستند هم هيچ گونه اطلاعي از افتتاح جشنواره و كم و كيف آن نيافته اند!
نه دعوتي، نه خبري و نه هيچ اطلاعي! بيلبوردهاي جشنواره پس از افتتاحيه در گوشه هايي از شهر ديده مي شوند، در حالي كه رسم است در اين گونه موارد از چند يا چندين روز قبل از شروع جشنواره، اطلاع رساني در سطح شهر و هماهنگي با رسانه ها، آغاز شود.
طبيعي است كه وقتي دبيرخانه جشنواره به جايي ديگر منتقل مي شود و دبير جشنواره هم در تهران مستقر است و كسي است كه نسبت به مشهد، مسؤولان و نيروها شناختي ندارد، بخش اجرايي جشنواره دچار سر در گمي مي شود و مديري وجود ندارد كه به موقع با سازمانها و ارگانهاي پشتيباني كننده در مشهد هماهنگي كند و در نهايت جشنواره اي برگزار مي شود كه در جلسات نقد و بررسي آن فقط سه نفر شركت مي كنند و بنرهاي آن از سطح شهر جمع آوري مي شود و ستاد خبري آن به خواب فر مي رود و...
گزارش خبرنگار ما كه در محل ستاد اجرايي جشنواره- البته بدون دعوت!- حاضر شده بود، حاكي از سر در گمي نيروهاي برگزار كننده و نبود مديريت قوي و نارضايتي خبرنگاران رسانه هاي گروهي از اطلاع رساني ضعيف اين جشنواره است.
همچنين براساس گزارش رسيده، سالنهاي نمايش فيلم هم گرمي سالهاي قبل را ندارند و استقبال اندك و نيز نبود اطلاع رساني در رسانه ها باعث سردتر شدن تنور جشنواره شده است.
از قرار معلوم داوران اصلي جشنواره هم قرار است فقط در مراسم اختتاميه حضور داشته باشند و فيلمسازان جوان از مصاحبت با مجتبي راعي، مهرداد اسكويي، مجيد مجيدي، رضا ميركريمي و جمال شورجه بهره چنداني نخواهند داشت.
به هر حال، اميدواريم تجربه شكست خورده انتقال دبيرخانه و تشكيلات جشنواره رويش از شهرستان به پايتخت، هم براي مسؤولان حوزه هنري و هم براي ساير مسؤولان كه همواره شعار «نگاه به شهرستانها» را مطرح مي كنند، زمينه باور كردن واقعي توانايي هاي نيروهاي شهرستاني بخصوص در كلان شهري مثل مشهد كه از قطبهاي فرهنگ و هنر اين سرزمين است و همواره بيشترين نيروها و استعدادها را به پايتخت صادر كرده، فراهم كند.

  


و در اين نزديكي...

 

بايد باشي و ببيني





* غلامرضا بروسان

من فرق كرده ام
بايد باشي و ببيني
اختلافِ سر و دستم را
دعواي پيشاني مرا با مشت
بايد باشي و ببيني
هر دگمه اي كه مي افتد
سوزني به فكر پيراهنم فرو مي رود
با اين آتشي كه بپا كرده ام
از ميان من
اي كاش
رودخانه اي مي گذشت


سه شعر كوتاه
* گروس عبدالملكيان
1
به شانه ام زدي
كه تنهايي ام را تكانده باشي
به چه دل خوش كرده اي؟!
تكاندن برف
از شانه هاي آدم برفي؟!
2
پرواز هم ديگر
روياي آن پرنده نبود
دانه دانه پرهايش را چيد
تا بر اين بالش
خواب ديگري ببيند
3
فراموش كن
مسلسل را
مرگ را
و به ماجراي زنبوري بينديش
كه در ميانه ي ميدان مين
به جستجوي شاخه گلي ست

با مهر شد شروع، با مهر شد تمام...
* سيد محسن مصطفي زاده
عمر معلمي !سي سالگي رسيد
سي ساله انس را بايد ز دل بريد
بايد گذشت و رفت از درس و از كلاس
بد بود يا كه خوب جز خاطره نماند
مثل پرنده اي كز آشيان پريد
سي سال خدمتست اين خود بود نويد
جز پاي تخته و جز در كلاس درس
جز در مسير علم ما را كسي نديد
سي ساله شد چه زود عمر معلمي
گويي كه عمر شد يكباره ناپديد
بيرون ز مدرسه دنياي ديگريست
معيار، ثروت است گر نيك بنگريد
بازار و كسب و كار پول و تجارتست
از بهر ما خدا آن را نيافريد
شغل معلمي ست چون شغل انبيا
اين شغل را چرا حرمت نمي نهيد؟
با فكر درس، روز، با شعر، شب، گذشت
هر شعر شد تمام خورشيد بر دميد
با مهر شد شروع با مهر شد تمام
يعني زمهر بود هر گفت و هر شنيد
دور از كلاس و درس دور از هواي عشق
سخت است انتخاب بايست برگزيد
در رهگذار علم فرسود جانمان
هم چشممان ضعيف هم مويمان سپيد
پاي فرار نيست از دست سرنوشت
پس بابت دعا دستي برآوريد
مفهوم ناله نيست گاه گلايه نيست
از چشم خسته بود اشكي اگر چكيد
تعليم و تربيت چون هست عشقمان
از زير بار عشق كي مي توان رهيد؟
ما پيشكسوتيم يعني تمام شد
وين درس آخرست فرصت اگر دهيد

  


در آستانه اولين سالگرد؛قيصر شعر ايران همچنان بدون مقبره است

 

مزار شاعر گل و گلايه و صبوري، قيصر شعر ايران بعد از گذشت يك سال، مزين به سنگ قبري ساده شد، در حالي كه پس از خاكسپاري وي در شهرستان گتوند، قولهاي مكرري براي ساخت آرامگاهي شايسته بر مزار وي داده شده بود.
به گزارش مهر در اهواز، به دنبال درگذشت قيصر امين پور در روز هفتم آبان سال گذشته در تهران، خانواده پدري و مسؤولان شهرستان گتوند با پيگيريهاي فراون موفق شدند پيكر وي را براي دفن به زادگاهش منتقل كنند، اما آرامگاه او در زادگاهش همچنان بدون مقبره است.
ساخته نشدن مقبره براي اين شاعر نامي عصر حاضر در حالي است كه مقرر شده بود در محل دفن وي آرامگاه و مجتمع فرهنگي باشكوهي ساخته شود تا اين مكان به محلي براي تجمع دوستداران شعر و ادب فارسي تبديل شود.
قيصر امين پور هفتم آبان ماه سال گذشته در تهران درگذشت و روز نهم آبان به اصرار مسؤولان گتوند كه زادگاه امين پور است، در آن شهرستان به خاك سپرده شد.

  


با بازسازي ساخته مشهور «مصطفي عقاد» صورت مي گيرد ؛
«پيام آور صلح»، فيلمي هاليوودي درباره حضرت محمد(ص)

 

يك كمپاني هاليوودي در نظر دارد، بزودي بر اساس فيلم «رسالت»، ساخته «مصطفي عقاد»، زندگي حضرت محمد(ص) را در قالب





فيلمي جديد تحت عنوان «پيام آور صلح» به تصوير بكشد.
به گزارش فارس به نقل از خبرگزاري رويترز، فيلم درام «پيام آور صلح» كه بزودي وارد مرحله توليد مي شود، دومين فيلم انگليسي زباني است كه تاكنون از زندگي حضرت محمد(ص) ساخته شده است.
به گزارش رويترز، «پيام آور صلح» در واقع بازسازي فيلم  هاليوودي «رسالت»، ساخته «مصطفي عقاد» با بازي «آنتوني كوئين» در سال 1977 ميلادي خواهد بود.
«اسكار زوقبي»، تهيه كننده اين فيلم گفت: ما احترام بسيار زيادي براي فيلم «عقاد» قائليم، ولي فناوري در عرصه سينما و فيلمسازي از دهه 70 تاكنون پيشرفتهاي قابل ملاحظه اي كرده است و ما در اين پروژه جديد با حفظ پيام اصلي فيلم «رسالت»، تكنيكهاي جديد و پيشرفته سينما را به كار مي گيريم.
به عقيده «رامسي توماس»، فيلمنامه نويس پروژه «پيام آور صلح»، در قرن 21، به تصوير كشيدن چگونگي تولد اسلام، براي مخاطبان يك نياز ضروري و غيرقابل انكار است.
هنوز اطلاعات بيشتري درباره بازيگران، ساير دست اندركاران، تغييرات احتمالي در ساخته عقاد در دست نيست و معلوم نيست كه ارائه دهندگان اين پيشنهاد از نظر محتوايي تا چه حد به پيام فيلم رسالت و آموزه هاي اصيل اسلامي وفادار باشند.

  


20 آبان؛  آخرين مهلت ارسال آثار به يازدهمين دوسالانه عكس ايران

 

عكاسان تا 20 آبان ماه سال جاري براي شركت در يازدهمين دوسالانه عكس ايران مهلت دارند.
به گزارش فارس، يازدهمين دوسالانه عكس ايران با موضوع آزاد و با رويكرد هنري و خلاق، دي ماه سال جاري در گنجينه فرهنگ و هنر يزد و مؤسسه فرهنگي و هنري صبا برگزار مي شود.
اين دوسالانه به صورت غيررقابتي برگزار مي شود و شركت براي همه علاقه مندان آزاد است.
متقاضيان مي توانند 5 قطعه عكس به همراه يك مجموعه عكس (2 تا 7 عكس) به صورت رنگي و يا سياه و سفيد به دبيرخانه ارسال كنند.
حداقل عرض عكسهاي ارسالي بايد 30 سانتيمتر باشد و لوح فشرده عكسهاي مورد نظر نيز با فرمت Tif و عرض حداقل 30 سانتيمتر با دقت 300 Dpi به دبيرخانه ارسال شود. به تمامي عكاساني كه آثارشان به دوسالانه راه پيدا كند مبلغ 250 هزار تومان براي هر تك عكس و 400 هزار تومان براي هر مجموعه عكس به همراه لوح يادبود دوسالانه اهدا خواهد شد.همچنين عكسهاي منتخب اين دوسالانه در ديگر استانهاي كشور نيز به نمايش درخواهد آمد و به صورت كتاب چاپ و منتشر خواهد شد.
علاقه مندان مي توانند آثار خود را به دبيرخانه يازدهمين دوسالانه عكس ايران واقع در خيابان كارگر شمالي، روبروي پارك لاله، خيابان شهيد صدوقي، پلاك 19 دبيرخانه دائمي دوسالانه هاي ايران ارسال كنند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com