|
*غلامرضا قلندريان
حمله اخير آمريكا به سوريه كه به كشته شدن غيرنظاميان از جمله هشت شهروند سوري منجر گرديد، پس از واكنش گسترده كشورها مبني بر محكوميت آن و متهم شدن آمريكا به نقض حقوق بين المللي، از سوي مقامهاي كاخ سفيد همچون ديگر اقدامهاي غيرقانوني اين كشور با پوشش امنيتي توجيه گرديد.
يك منبع نظامي آمريكا به هجوم بالگردهاي آمريكايي به منطقه بوكمال در استان «دير الزور» واقع در مرزهاي سوريه و عراق اعتراف كرد و در توجيه اين حمله اظهار داشت: «بالگردهاي آمريكايي [اعضاي] يك شبكه وابسته به القاعده را كه عمليات انتقال افراد مسلح خارجي به عراق از طريق مرزهاي سوريه را بر عهده داشتند، هدف قرار داده اند.»
سوريه بازيگر مستقلي است كه سياستهاي خاورميانه اي ايالات متحده را نه تنها در جغرافياي سياسي منطقه، بلكه در جهان هم برنمي تابد و همواره با اتخاذ مشي متفاوت با واشنگتن، چهره اي غيرهمسو از برونداد رفتارهايش در مناسبات بين المللي به نمايش گذاشته است.
قطعاً يكي از دلايل حمله آمريكا به سوريه را بايد با مواضع و رفتارهاي اين كشور مرتبط دانست. جرج بوش براي تأديب سياسي دمشق، از فشار تحريم استفاده نمود تا از اين منظر بتواند سوريه را در منظومه سياسي هدفهاي خاورميانه اي آمريكا، از يك عنصر مخالف به بازيگري تابع مبدل نمايد. بررسي عملكرد سوريها، بيانگر شكست سياستهاي آمريكا در ارتباط با اين كشور است.
تيم نئومحافظه كار و جناح بازها كه بازي آنها در كاخ سفيد رو به اتمام مي باشد، در روزهاي باقي مانده تلاش مي كنند فضاي چهار سال قبل انتخابات رياست جمهوري را شبيه سازي نمايند. در انتخابات دور قبل آمريكا كه نظرسنجيها و اظهارنظرهاي اكثر تحليلگران، بوش را فاقد هرگونه شانسي براي كسب امتياز لازم در انتخابات مي دانستند، افكارعمومي با ايجاد جو امنيتي مرعوب تهديدهاي تروريستي گرديد كه خروجي آن نتيجه انتخابات را بر خلاف انتظار عمومي به نفع جمهوريخواهان رقم زد. اكنون حاكمان شكست خورده كاخ سفيد كه در روزهاي آتي تا انتخابات هر روز افول جايگاهشان را شاهدند، در تلاش هستند با اتخاذ يك راهبرد قهري، جايگاه رو به افول نامزد حزبي شان را با ماجراجويي ارتقا ببخشند، به نحوي كه اقدام اخير را مي توان سرپوشي بر شكستهاي آمريكاييها و دولت بوش ارزيابي نمود، كه نتوانستند به هيچ دستاورد و موفقيتي در خاورميانه دست پيدا كنند. آنها در سلطه بر خاورميانه ناكام مانده اند؛ در تشكيل كشور فلسطين و برقراري صلح ميان فلسطينيها و اسرائيليها ناتوان بوده و سياستهايشان در افغانستان و پاكستان، شكست خورده است.
بر اساس گزارشهاي منتشره از سوي محافل نزديك به دستگاه ديپلماسي آمريكا، وضعيت اين كشور در عراق قابل دفاع نيست و افكار عمومي همراه با بخشي از نخبگان اجرايي كلان، بر شكست آمريكا در عراق صحه گذاشته اند، به گونه اي كه تلفات انساني بيش از چهار هزار نفر و حدود بيست و سه هزار مجروح و هزينه اي بالغ بر ششصد ميليارد دلار را، نتيجه تصميمي غلط و غيرعقلايي از سوي ماجراجويان تلقي مي نمايند و گزينه نجات از اين بن بست را خروج نيروهاي آمريكايي از عراق مي دانند. در صورت تحقق اين مسأله، جمهوريخواهان بايد بدون هيچ گونه دستاوردي بغداد را ترك كنند كه در شرايط فعلي، حاكميت سلطه، جبران شكست را با تحميل توافقنامه امنيتي بغداد- واشنگتن، پيگيري مي نمايد.
بسياري از كشورها و شخصيتهاي سياسي جهان، تجاوز آشكار آمريكا به خاك سوريه را اقدامي غيرقانوني و بر خلاف مقررات و قوانين بين المللي قلمداد و آن را محكوم كرده اند. اين در حالي است كه مقامهاي واشنگتن توجيه اقدام خويش را تعقيب و برخورد با پديده تروريسم و القاعده، عنوان نموده اند.
اگر ادعاي فوق قرين صحت باشد، عملكرد آمريكا از سال 2001 تاكنون بايد در مبارزه با سوژه تروريسم و القاعده از سوي كشورهاي ديگر مورد حمايت قرار مي گرفت، در حالي كه اكنون همپيمانان آمريكا نيز انگيزه مذكور را به ديده ترديد نگريسته و اصرار واشنگتن را بر بزرگنمايي تهديدهاي القاعده، عملياتي نمودن انگاره هاي امنيتي اين كشور مي دانند كه با انگيزه اعلامي مبارزه با تروريسم، هدفهاي اقدامي ميليتاريزه كردن جهان را تعقيب مي كنند.
سريال سفرهاي بيهوده مقامهاي كاخ سفيد در سطوح مختلف و رايزني با كشورهاي منطقه و فرامنطقه اي را مي توان دليلي بر فضاي مجازي تهديدها از سوي نظام سلطه قلمداد كرد؛ چنانكه نوع برخوردهاي گزينشي آنها، شائبه حمايت آمريكا از القاعده را در اذهان تقويت نموده است. اگر اين كشور مدعي مبارزه با مظاهر تهديدهاي تروريستي است، حضور پنج ساله در عراق و نبود انگيزه جدي براي مقابله با اين موضوع، اين ادعاي متجاوزان را در بوته نقد جدي قرار مي دهد. در ادبيات سياسي و تعاملهاي بين المللي نظام هژمون، به غيرنظامياني كه در حال ماهيگيري بوده اند، تروريسم اطلاق مي گردد و براي اعاده صلح به منطقه، آنها مورد هدف نظاميان آمريكايي قرار مي گيرند! اين در حالي است كه سوريه اقدامهاي زيادي را براي مقابله با نيروهاي القاعده انجام داده و قرار است دمشق در ماه آينده ميزبان نشستي درباره عراق باشد كه از آمريكا نيز براي حضور در آن دعوت شده است. اتفاقاً به خاطر اقدامهاي موفقيت آميز سوريه در رويارويي با عناصر القاعده، اين افراد (القاعده) به مخالفت با سوريه پرداخته اند؛ ولي افراد مسلح كه آزادانه انسانهاي بي گناه زيادي را در خيابانهاي بغداد و كابل در پناه حمايتهاي ماجراجويان دنياي غرب به قتل مي رسانند، از اين اتهام مبرا هستند.
اقدام اخير و تقارن آن با سقوط اقتصاد آمريكا را مي توان فرافكني و انحراف اذهان عمومي جامعه آمريكا از مشكلات فعلي حاكمان اين كشور قلمداد نمود كه شايد فرصتي براي موفقيت جمهوريخواهان در رقابتهاي آتي انتخابات رياست جمهوري فراهم نمايد. در تاريخ مناسبات جهاني اين كشور با ديگر دولتها، آغاز برخي تعاملات قهري را با هدف انحراف افكارعمومي در پرونده عملكرد رفتاري آنها مي توان مشاهده نمود.
بديهي است، با وضعيت موجود، استمرار گفتگوها در خصوص توافقنامه امنيتي بغداد- واشنگتن نيز متأثر از اين اقدام آمريكا خواهد بود و بار ديگر اين موضوع را اثبات مي نمايد كه تضمينهاي نظام استكباري در ارتباط با تعهداتش نسبت به طرف عراقي در خصوص توافقنامه، وجاهت حقوقي ندارد. به سخن ديگر، هيچ گونه تضميني از سوي آنها قابل اعتنا نيست و تفسير عملي شان از حق و تكليف معاهدات، ملاك و معيار عمل خواهد بود. اين موضوع هوشياري مقامهاي عراقي را در ادامه روند مذاكرات مبني بر عدم پايبندي متجاوزان، بيش از پيش مي طلبد.
بنابراين، اقدام اخيرآمريكا خوي استكباري اين كشور را بار ديگر براي برخي بازيگران منطقه كه با خوش بيني اظهارات مقامهاي آمريكايي را ملاك ارتقاي روابط قرار مي دهند، اثبات نمود و نشان داد منافع آمريكا ايجاب مي نمايد مناقشات داخلي آنها با هزينه هاي كشورهاي ديگر كه از سوي كاخ سفيد همواره در معرض اتهامهاي واهي مي باشند، مرتفع گردد. |