تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ويژه نامه ورزشي
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-10-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 9آبان ماه 1387

[ ويژه نامه ورزشي ]
 * تيم ملي در آزمون سوم ؛ گزينه هاي جديد دايي!
 * رئيس سازمان، رئيس كميته ملي المپيك شد؛ همسو سازي خوب است يا بد؟
 * پورحيدري: جدايي بگوويچ از پاس كذب است
 * اخبار كوتاه
 * ازخياطي حسن آقا تا حضور در جمع محبوب ترين ها
 * گفتگو با ناشناخته ترين ستاره دنيا؛نيكبخت: كسي به من رحم نمي كند!
 * ظهور تيمهاي بي نام و نشان در صدر جدول ليگهاي اروپايي؛
شورشي هاي گمنام
 * رايج ترين راه تخليه فشار رواني در فوتبال؛مد روز؛ توهين به يكديگر
 * گفتگوي كوريره دلوسپرت با پائولو مالديني؛جدي جدي سال آخر است!
 * «اسنار» مثل برلوسكني؛ نخست وزير پيشين در فكر رئال مادريد
 * فردا ظهر دادگاه توره!
 * مولتي ميلياردر استقلال را بشناسيم ؛ ارثيه پدري!
 * رستاخيز ستاره هاي سوخته
 * روي 300 -200  هزار تومان فكر كنيد؛ سركشي در قبض تلفن همراه فوتباليستها
 * رونالدينيو و آدريانو اسير حاشيه؛ شيطنت برزيلي در ميهماني شبانه ميلان
 * فرانسه، مورينيو؛ دعوا بالا گرفت
 * پسر خلافكار به تركيب نيوكاسل بر مي گردد؛
آخرين شانس بارتون بعد از 74 روز حبس

تيم ملي در آزمون سوم ؛ گزينه هاي جديد دايي!

 

* امير جاملو

سرمربي تيم ملي كشورمان دوست دارد در اين مقطع تمام افكار خود را به موفقيت تيم ملي معطوف كند تا با گزينش بهترينهاي





فوتبال ايران تيمي منسجم و يكدست را به اردو فرابخواند و آنها را با خود براي سومين ديدار تيم ملي در اين مرحله به دوبي ببرد تا ايران بتواند با كسب سه امتياز ارزشمند از ناكام ترين تيم گروه به صدر جدول رده بندي صعود كند.
اين روزها علي دايي با كمك گرفتن از دستياران و نزديكانش به دقت بازيهاي ليگ را زير نظر دارد تا بازيكني ناديده نماند. او مي خواهد برترينهاي ليگ را به اردوي جديد تيم ملي فرا بخواند تا نگاه منتقداني كه مدعيند او اصلاً به بازيهاي ليگ توجهي نمي كند در خصوص انتخابهاي او تغيير كند.
با نگاهي اجمالي مي توان كساني كه امروز شانس قرار گرفتن نام آنها در فهرست دايي وجود دارد را به راحتي پيدا كرد، اما اينكه آيا آنها به طور صد در صد مي توانند در فهرست دايي قرار بگيرند را تنها علي دايي مي تواند به صورت قطعي اعلام كند.
اگر خط به خط تيم را مورد ارزيابي قرار دهيم مي بينيم كه او درون دروازه گزينه جديدي پيش رو ندارد و به احتمال زياد دوباره، مهدي رحمتي گلر اول تيم ملي خواهد بود و دروازه بان ذخيره او وحيد طالب لو خواهد بود. پيش بيني ها از اين قرار است كه دروازه بان سومي كه به تيم ملي دعوت مي شود رحمان احمدي گلر تيم سپاهان اصفهان است. البته برخي مي گويند مهدي واعظي نيز شانس دعوت شدن در اين اردو را دارد، اما عملكرد پر فراز و نشيب وي باعث شده احتمال دعوت وي كاهش يابد و رحمان احمدي همانند اردوي قبلي از واعظي شانس بيشتري داشته باشد.
نفرات بعدي كه از سوي علي دايي براي بازي با امارات به تيم ملي فراخوانده مي شوند مأموريت حساس و مهمي را در پيش دارند. كمربند دفاعي تيم ملي در بازيهاي اخير بشدت انتقاد برانگيز ظاهر شده است، به نوعي كه برخي نزديكان دايي مدعيند او چاره اي براي اين معضل ندارد، اما با اين حال پيش بيني مي شود او در كنار مدافعان هميشگي تيم ملي نام سه بازيكن جديد شاغل در ليگ برتر را در جمع نفرات خود قرار دهد.
گمانه زنيهاي موجود از اين قرار است كه سرمربي تيم ملي به جز دعوت از سيد جلال حسيني كه اين روزها در بند مصدوميت است؛ نام نفراتي چون هادي عقيلي و محسن بنگر مدافعان ملي پوش سپاهان، ستار زارع مدافع تيم برق شيراز و حسين كعبي مدافع نه چندان مورد اعتماد سايپا را در جمع نفرات مورد نظرش در اين پست قرار داده است، اما با اين حال برخي پيش بيني مي كنند دايي در بين مدافعان تيم ملي، پيروز قرباني كاپيتان تيم استقلال و سيد محمد حسيني مدافع گلزن ذوب آهن و احمد آل نعمه را نيز به اردوي تيم ملي فرا بخواند، هر چند احتمال بازي آنها بسيار كم است، اما احتمال دعوت شدن اين افراد به قدري است كه احتمال دعوت شدن مجيد غلام نژاد بازيكن پاس همدان و شيث رضايي مدافع صبا باتري قم نيز وجود دارد.
اما با مرور اظهارات علي دايي در محافل ورزشي و بررسي حرفهاي هومن افاضلي زياد سخت نيست كه حدس زد كادر فني تيم ملي در بازي مقابل امارات از همان كمربند دفاعي سنتي خود كه در بازيهاي قبلي سود برده است استفاده مي كند. تصورش زياد دشوار نيست كه دايي در بازي تيم ملي در دوبي دوباره از ستار  زارع، حسين كعبي در دو طرف خط دفاع و هادي عقيلي و سيد جلال حسيني در وسط خط دفاع استفاده كند.
خط بعدي كه مي توان درباره آن با قاطعيت بيشتري حرف زد خط هافبك تيم ملي است؛ در اين خط يك غايب بزرگ وجود دارد كه كسي نيست جز آندرانيك تيموريان بازيكن تيم فولام انگلستان كه به دليل مصدوميت قادر به همراهي تيم ملي نيست، اما علي دايي زياد از اين بابت نگران نيست چون او مي تواند از نفراتي چون جواد نكونام، مسعود شجاعي، مجتبي جباري، مهدي مهدوي كيا، فريدون زندي سود ببرد، هر چند طبق گمانه زني ها به اين تعداد نام كريم باقري و عليرضا نيكبخت واحدي، محمد نوري، مازيار زارع و محمدرضا خلعتبري و ابراهيم صادقي را هم مي توان اضافه كرد.
ازبرآيند بررسيها در خصوص اينكه دايي از چه نفراتي در خط هافبك سود خواهد برد چنين نتيجه اي بيرون مي آيد كه وي براي اين خط به احتمال فراوان از جواد نكونام، مجتبي جباري، كريم باقري و مهدي مهدوي كيا در صورت رهايي از قيد مصدوميت سود خواهد برد و بازيكناني نظير شجاعي، نيكبخت، مازيار زارع، خلعتبري، محمد نوري و فريدون زندي به عنوان يار ذخيره نفرات اصلي خواهند بود. اما در خط حمله علي دايي با دغدغه هاي زيادي رو به رو نيست زيرا مهاجماني كه در حال حاضر در فوتبال ايران و اروپا مشغول به كار و فعاليت هستند اين نگراني را براي سرمربي تيم ملي از بين مي برند كه او دغدغه اي از بابت گلزني نداشته باشد.
در حال حاضر دايي بازيكناني نظير آرش برهاني، وحيد هاشميان، غلامرضا رضايي، رسول خطيبي و مهدي سيد صالحي را در اختيار دارد كه مي تواند نام اين نفرات را در جمع منتخبان خود براي فعاليت در تيم ملي قرار دهد تا از توانايي آنها بهره ببرد، هر چند جز اين مهاجمان بازيكنان ديگري نظير سياوش اكبرپور و فريد عابدي نيز در ليگ فعاليت مي كنند كه مي توانند جزو گزينه هاي دعوت به تيم ملي باشند.
البته با اين حساب مي توان حدس زد كه سرمربي تيم ملي براي بازي با امارات با توجه به اينكه خط دفاعي حريف ايران بشدت ضعيف عمل كرده است از غلامرضا رضايي به عنوان مهاجم سرعتي مورد علاقه اش به طور حتم استفاده كند، اما اينكه چه بازيكني زوج خط حمله رضايي در بازي با امارات باشد هنوز معلوم نيست، اگر وحيد هاشميان كه اين روزها مصدوم است از آن خلاصي پيدا كند اين احتمال كه دايي از او در كنار غلامرضا رضايي سود ببرد زياد است، اما اگر وي به اين بازي نرسد و دايي دوباره مجبور شود مثل بازي با كره شمالي روي نام او قلم قرمز بكشد شانس آرش برهاني مهاجم 9 گله استقلال براي قرار گرفتن در تركيب ثابت تيم ملي بسيار زياد است، هر چند در اين عرصه رسول خطيبي نيز داراي درصدي از شانس است، اما عملكرد نه چندان خوب وي در بازي قبلي تيم ملي شانس انتخاب برهاني را در اين پست افزايش مي دهد.

  


رئيس سازمان، رئيس كميته ملي المپيك شد؛ همسو سازي خوب است يا بد؟

 

* رضا خدادادي
آقاي رئيس آمد. با وجود اينكه ساعتي قبل از شروع انتخابات نتايج آن روي خروجي خبر گزاريها قرار گرفت اما كاري به دموكراتيك بودن يا نبودن اين انتخاب نداريم و آنچه كه به وقوع پيوست را به تحليل خواهيم پرداخت. علي آبادي اولين رئيس سازمان نيست كه براي اضافه كردن كميته ملي المپيك به حوزه مديريتي خود علاقه نشان مي دهد. غفوري فرد، هاشمي طبا و ديگر رؤساي سازمان تربيت بدني هم به همين راه رفتند و اين يك عادت ديرينه است.
ريشه اين پديده كجاست. مگر نه اينكه كميته ملي المپيك يك نهاد مستقل است منفك از بدنه دولتها و بايد تمركز ويژه اي روي مقوله برنامه ريزي و هدايت فدراسيونها به مقصد المپيك داشته باشد و توصيه مي شود كه مقامهاي مسؤول در آن پست دولتي نداشته باشند. پس چرا نفر اول سازمان ورزش با تعريفي متفاوت و كوهي از مشكلات و گرفتاريهاي بي پايان وارد گود مي شود؟ شايد آنها به صورت كلان نمي توانند به ديگري در انجام اين كار اعتماد كنند و هميشه خود پاپيش گذاشته اند. شايد بتوان جواب به اين سؤال را در نوع نگاه ايشان يافت و انحصار طلبي براي در اختيار داشتن تمام زير مجموعه ورزش. آنها كميته ملي المپيك را به چشم يك جزيره خودمختار در ورزش مي بينند كه چون رؤساي آن معمولاً به جامانده از دولتهاي گذشته هستند ناهمخوانيهاي سياسي و جناحي هم در آن وجود دارد. سازمان تربيت بدني نمي تواند فرزندي را در آغوش نگه دارد كه متعلق به ديگري است. خرجش را بدهد در حالي كه هر كار اشتباه او به نام پدر خانواده نوشته مي شود. او خوب مي داند كه شكستها و پيروزيها در المپيكهاست كه معيار سنجش عملكرد ورزش قرار مي گيرد و به همين سبب بهايي كه سازمان در مواجهه با اين نتايج مي پردازد به مراتب بيشتر از اهالي كميته ملي المپيك است كه در واقع متولي اصلي ورزش قهرماني هستند.
بنابراين سازمان ترجيح مي دهد در چنين شرايطي كميته ملي المپيك را هم در اختيار بگيرد تا با همسويي و اتفاق نظر بيشتري سياستهاي كلي ورزش را به پيش ببرد. اين گونه بود كه علي آبادي كه ثابت كرده براي پستهاي كليدي كمتر به اطرافيان اطمينان مي كند- مثل حضور در انتخابات فدراسيون فوتبال- رأساً پاپيش گذاشت و به شكلي قابل پيش بيني در انتخابات حريف خود را شكست داد.
رئيس آمده است و عده اي اين حضور را به فال نيك مي گيرند زيرا حركت چرخ ماشين ورزش را تسهيل خواهد بخشيد. اما اين وسط دو نكته وجود دارد.
1- همسو سازي كميته ملي المپيك و سازمان تربيت بدني چقدر سود دارد و چقدر ضرر؟ اگر قبول كنيم كه اختلاف نظر دو مدير و تقابل برنامه ها قسمتي از انرژي را خواهد گرفت و اين اصطكاك نقش چوب لاي چرخ را ايفا كند و به عاملي بازدارنده تبديل شود در آن صورت بايد اين همگرايي را به فال نيك گرفت اما اين پديده را از منظر ديگر هم مي توان نگريست. تقابل انديشه ها و نظرها هميشه با حدر رفتن انرژي همراه نيست بلكه محيطي پويا را مي سازد كه در آن نظرهاي يكديگر را به چالش مي كشند تا از دل اين گفت و شنودها بهترين نسخه براي ورزش نوشته شود. در دفاع از اين تئوري تقسيم وظايف را هم مي توان قرار داد. يعني علي آبادي از امروز موظف است كه جاي قراخانلو هم فكر كند، برنامه ريزي كند و تصميم بگيرد و اين در حالي است كه پديده المپيك به انديشه و برنامه ريزي دقيق و جزء به جزء با افق ديد 4 سال نيازمند است و از نبود تمام آنها رنج برده است.
2- فائقي، معاون وقت سازمان تربيت بدني در گفتگو با يكي از روزنامه ها به شيطنت در انتخابات كميته ملي المپيك براي حضور هاشمي طبا اعتراف مي كند. حضوري كه او قويا مخالف آن بوده است و پيش بيني مي كرد همين بلا سر هاشمي طبا در دولتهاي بعد بيايد. اتفاقي كه البته افتاد. حركت در اين سيكل تا امروز ادامه داشته است و هر بار رئيس كميته ملي المپيك توسط رئيس سازمان تربيت بدني كنار زده شده است، كسي نمي داند كه در آينده اين اتفاق براي علي آبادي هم تكرار خواهد شد يا نه. آن هم در حالي كه فقط يك سال تا پايان عمر دولت باقيمانده است. آيا وقت آن نرسيده بود كه اين زنجير يك جايي پاره شود تا از تكرار اين رويه جلوگيري شده باشد.

  


پورحيدري: جدايي بگوويچ از پاس كذب است

 

مدير فني تيم پاس همدان گفت: شايعات اخير مبني بر جدايي بگوويچ از پاس كذب محض است و اين مربي تا پايان فصل در پاس باقي خواهد ماند.
منصور پورحيدري خاطر نشان كرد: با وجود عدم نتيجه گيري در چند بازي گذشته بگوويچ همچنان به كارش به عنوان سرمربي تيم پاس ادامه خواهد داد و تمام شايعات مبني بر جدايي وي كذب است.
پورحيدري در خصوص بازگشت دوباره محمد علوي به پاس گفت: از اينكه علوي نتوانست در پرسپوليس مثل گذشته موفق باشد، خيلي ناراحتم، اما خوشحال مي شوم دوباره او را با پيراهن پاس ببينم و با كمال ميل از بازگشت وي استقبال مي كنيم.

  


اخبار كوتاه

 

خداحافظ استقلال
مسؤولان باشگاه استقلال كه به درخواست سرمربي اين باشگاه درصدد جذب يك مهاجم خارجي هستند، براي جلوگيري از ايجاد ترافيك در خط حمله تيمشان بزودي رضايتنامه عليرضا عباسفرد مهاجمي كه اين فصل به جمع آبي پوشان پيوسته است را صادر مي كنند.
عباسفرد كه خود نيز از شرايطش در باشگاه استقلال رضايت ندارد، چندي پيش از باشگاه استقلال تقاضاي رضايتنامه كرده بود و حالا به هدفش نزديك شده است.
به گفته يكي از نزديكان باشگاه استقلال، عباسفرد در نقل و انتقالات نيم فصل از استقلال جدا مي شود.

پزشك پرسپوليس: اميدوارم كريمي به بازي صبا برسد
پزشك تيم فوتبال پرسپوليس تهران گفت: علي كريمي بشدت دچار كشيدگي عضلاني شده است و در تلاش هستيم تا وي را به ديدار هفته بعد مقابل صبا باتري برسانيم.دكتر فريد زرينه عنوان كرد: اين احتمال وجود دارد كه حتي كريمي به بازي هفته آينده مقابل صباباتري هم نرسد، اما تا اين لحظه به طور قطع نمي توان در خصوص وي اظهار نظري انجام داد.

نادال سهام رئال را خريد
رافائل نادال، مرد شماره يك تنيس جهان و قهرمان المپيك 2008 پكن، با كسب امتياز لازم براي ورود به جمع سهامداران موفق شد 30 درصد از سهام رئال مادريد را بخرد.
باشگاه رئال مادريد اكنون در بازار بورس پايتخت اسپانيا سهام گران قيمتي دارد و شاخص رشد ارزش اين سهام به دليل استقبال هواداران بي شمار و البته نسبتاً مرفه اسپانيايي همواره در حال صعود است.
نادال كه شانزدهمين مرد ثروتمند در اسپانيا محسوب مي شود بايد در امتحان اطلاعات عمومي رئال قبول مي شد و براي 2 سال كارت هواداري خود را تمديد مي كرد.رافائل نادال در اولين اقدام خود به هواداران رئال مادريد قول داده براي خريد كريم بنزما در فصل نقل و انتقالات زمستاني تلاش كند.

سرپرست استقلال اهواز: ما تعليق نيستيم
سرپرست استقلال اهواز از تعليق فعاليتهاي اين باشگاه ابراز بي اطلاعي نمود.
بهمن روشنايي اظهار داشت: تاكنون حكمي در اين خصوص صادر نشده است و ما از آن بي اطلاع هستيم. باشگاه استقلال اهواز با قدرت به كارش ادامه مي دهد و برابر تيم پاس همدان نيز صف آرايي مي كند.

جويباري و نوروزي مامور سركشي از منازل استقلالي ها
امير قلعه نويي سرمربي تيم فوتبال استقلال براي مراقبت بيشتر از بازيكنان خود و همچنين رسيدگي به وضعيت زندگي آنها برنامه اي ويژه در نظر گرفته است.
سرمربي استقلال به علي نظري جويباري سرپرست اين تيم و همچنين دكتر امين نوروزي مأموريت داده تا با بازيكنان تماس گرفته و يا با حضور در منزل آنها از آخرين وضعيتشان مطلع شوند.

استيلي، كربكندي و بوناچيچ كانديداي سرمربيگري سپاهان
بنا به اعلام يك منبع آگاه، مديران سپاهان براي انتخاب سرمربي آينده خود با سه گزينه وارد مذاكره شده اند.مسؤولان اين تيم پس از گفتگو با حميد استيلي اصلي ترين گزينه سرمربيگري سپاهان با رسول كربكندي جلسه اي برگزار كردند.اين منبع آگاه گفت: لوكا بوناچيچ نيز يكي از گزينه هاي سرمربيگري سپاهان به شمار مي رود، اما شانس استيلي و كربكندي بيش از اين مربي كروات است.

علوي: پرسپوليسي ها فوتبالم را نابود كردند!
هافبك نيمكت نشين تيم پرسپوليس گفت: ديگر تحمل ماندن در پرسپوليس را ندارم و از آنها عاجزانه التماس مي كنم كه رضايتنامه ام را بدهند.
محمد علوي خاطرنشان كرد: با آمدن به پرسپوليس به دنبال تحقق آرزوهايم بودم، اما قطبي آنها را از بين برد، به طوري كه ديگر نمي خواهم حتي يك دقيقه در اين تيم بمانم و براي رفتن از آن لحظه شماري مي كنم. بايد بگويم پرسپوليسي ها فوتبالم را نابود كردند.
وي افزود: بدون شك در نيم فصل از پرسپوليس جدا مي شوم و به پاس برمي گردم تا بتوانم دوباره به تيم ملي باز گردم، زيرا پيش از آمدن به پرسپوليس از سوي دايي به تيم ملي دعوت شدم، اما پس از پيوستن به اين تيم سابقه ملي ام زير سؤال رفت.
وي تصريح كرد: اگر با يك نيمه بازي در برابر ابومسلم مي توانستم معجزه كنم قطعاً مطمئن باشيد به جاي آمدن به پرسپوليس به منچستر مي رفتم.

ديدار تداركاتي تيم ملي ؛ قطر جايگزين كويت شد
تيم قطر به عنوان حريف تداركاتي تيم ملي فوتبال ايران انتخاب شد.به دنبال تعليق فدراسيون فوتبال كويت و لغو ديدار دوستانه  اين تيم با ايران، تيم قطر جايگزين كويت براي انجام بازي تداركاتي با تيم ملي كشورمان شد. تيم ايران پيش از ديدار مقابل امارات در چارچوب رقابتهاي مقدماتي جام جهاني، 19 آبان ماه در دوحه به ديدار قطر مي رود.

  


ازخياطي حسن آقا تا حضور در جمع محبوب ترين ها

 

* جواد رستم زاده


سالها از آن روزها مي   گذرد، روزهايي كه پيامي ها و ابومسلمي ها در خانه حسن آقاي خياط را از پاشنه درآورده بودند كه عليرضا را بفرست تيم ما. اما حسن آقا خياط كه براي تأمين مخارج زندگي صبح تا شب چشمهايش را روي چرخ خياطي مي   گذاشت و لباسهاي مردم را سوزني مي   كرد، دوست نداشت پسرش عمرش را صرف دويدن دنبال توپ كند. حسن آقا البته آن زمان  نمي دانست كه اين توپ لعنتي بعدها چقدر زندگي عليرضايش را دگرگون خواهد كرد و البته زندگي خودش را هم. كف دستش را بو نكرده بود كه فوتبال روزي مي   شود آب و نان همه. او فكر مي   كرد رضا تا دكتر و مهندس نشود، عاقبت به خير نمي شود. همين بود كه خيلي دلش راضي نبود رضا به جاي درس خواندن، دنبال توپ برود. حتي بعضي وقتها با خودش مي گفت رضا خياط شود بهتر است كه فوتباليست شود. پس به رضا خياطي ياد مي   داد و او را با خودش سر كار مي   برد.
آن روزها اما عليرضا يك جا بند نمي شد؛ يا با چرخ خياطي كلنجار مي   رفت يا «اتو» را عقب جلو مي   كرد. شيطان بود، حسابي!
عليرضا ثابتي مقدم همكار حسن آقا مي   گويد: «يادش بخير! عليرضا كه مي   آمد مغازه، سرگرم بوديم. يك جا بند نبود. چقدر حسن آقا از كارهاي او حرص مي   خورد. به همه چيز و همه جا كار داشت. بچه بود و كنجكاو، با اين حال بي ادب نبود.»
ثابتي مقدم همان طور كه دارد آن روزها را به ياد مي   آورد يك دفعه مي   خندد و مي   گويد:«يك بار عليرضا بي اجازه ما رفته بود پشت چرخ خياطي. بلد نبود، به همين خاطر هم سوزن چرخ خياطي رفت توي انگشتش و از آن  طرف بيرون آمد. بيچاره حسن آقا ترسيده بود و گريه مي   كرد، اما عليرضا مي   خنديد و با همان انگشت غرق خون، پدرش را دلداري مي   داد.»
اوستا خياط ادامه مي   دهد:«حسن آقا واقعاً زحمتكش بود و مدام نگران آينده رضا. دوست داشت پسرش براي خودش كسي شود. دائم به عليرضا مي   گفت درس بخوان، اما عليرضا همه كار مي   كرد جز درس خواندن. او آن قدر شيطان بود كه آخرش حتي خياط خوبي هم نشد.»

آبشارزن قهار!
هر چقدر حسن آقا به ورزش كردن پسرش روي خوش نشان نمي داد، صمدآقا دايي بچه ها، عليرضا را به ورزش بخصوص فوتبال تشويق مي   كرد. او خودش فوتباليست بود و دوست داشت خواهرزاده اش هم فوتباليست بزرگي شود. عليرضا اما آن سالها عشق اولش واليبال بود. در آن زمستانهاي سرد و استخوان خردكن مشهد، سالن مسابقات واليبال آموزشگاهها با آبشارهاي عليرضا گرم مي   شد. نيكبخت كه براي آبشار زدن بلند مي   شد، بچه هاي دبيرستان شريعتي هم روي سكوها براي هورا كشيدن بلند مي   شدند. آن سالها براي خودش در آموزشگاههاي استان خراسان اسمي در كرده بود و حتي شنيده مي   شد به تيم ملي نوجوانان واليبال هم دعوت شده!
حجت صادق زاده مي   گويد: «پاسور عليرضا من بودم. او با دو دست آبشار مي   زد. دبير ورزشمان آقاي گل پرور، حتي برايمان تمرين اختصاصي مي   گذاشت. عليرضا آن سالها تازه داشت قد مي كشيد. عاشق ورزش بود. فكر مي   كنم جز درس ورزش، هيچ درسي را نگذراند! پينگ پنگ باز ماهري هم بود. در باشگاه خادم، همه را مي   برد. در دووميداني هم كسي به گردش نمي رسيد.»
بچه هاي دبيرستان شريعتي و همدوره هاي عليرضا مي   گويند: «سالهاست كه ديگر او را نديده ايم.»
اكثر آنها متفق القول مي   گويند: «نيكبخت واقعاً پسر خانواده دوست و مؤدبي بود. ما دعوا مي   كرديم، او جلو نمي آمد. از ضرب و شتم خيلي مي   ترسيد و هميشه بچه ها را با هم آشتي مي   داد. خيلي هم خوش لباس بود. درست مثل الآن. يك بار پاداش پيروزي ابومسلمي ها پارچه كت شلواري داده بودند. او هم داده بود پدرش دوخته بود. چه پزي مي   داد با آن كت وشلوار.»
*رفيق ناباب!
عليرضا اما با خط دادنهاي دايي، كم كم جذب ميدان مغناطيسي فوتبال مي شود. مي   رود به تيمهاي راه آهن و راوند. در مسابقات فوتبال آموزشگاهها هم چهره مي   شود. حالا دبيرستان شريعتي يك هافبك- مهاجم دارد كه چشم استعداديابهاي تيمهاي باشگاهي را خيره كرده است.
اصغر رحيمي، استعداد ياب قديمي ابومسلم مي   گويد: «با خدابيامرز محمد اعظم، حسن آقا را راضي كرديم تا عليرضا فوتبال را جدي تر در ابومسلم دنبال كند. حاج مهدي قياسي، مدير پيام چند جلسه با حسن آقاي خياط مفصل صحبت كرد، اما من شبانه عليرضا را بردم هيأت فوتبال و با او قرارداد بستم. به پدرش هم گفتم عليرضا را بسپار دست من و محمد اعظم!»
رحيمي مي   گويد: «آن روزها عليرضا شر و شور جواني داشت. يكي، دو تا رفيق ناباب هم داشت كه مي   خواستند او را از راه به در كنند. خدا بيامرزد محمد اعظم را. يك بار كه عليرضا خطايي انجام داده بود، سيلي زد توي گوشش و از تيم اخراجش كرد. من عليرضا را بردم داخل ماشين و گفتم محمدآقا تو را دوست دارد، و گرنه سيلي نمي زد. حالا هم راهت را انتخاب كن. اگر مي   خواهي دنبال رفيق بازي بروي، فوتبال را كنار بگذار و اگر مي   خواهي فوتبال را ادامه دهي، به من قول بده تا من با محمد اعظم صحبت كنم و برگردي. آن روز عليرضا قول داد و انصافاً تا زماني كه در ابومسلم بود، دنبال رفيق بازي و مسائل حاشيه اي نرفت. كلاً پسر مهربان و احساساتي بود. يك بار هم كه با تيم جوانان رفته بوديم شاهرود، بدون اجازه اردو را ترك كرد و رفت جنگلهاي اطراف شاهرود. وقتي برگشت، از تركيب كنارش گذاشتيم كه گريه كرد. يك بار هم يك پنالتي حساس را خراب كرد و تا 48 ساعت غصه خورد و با كسي حرف نزد. بازي استقلال و پرسپوليس هم كه دعوا شد، او داشت گريه مي   كرد!»
*تولد ستاره
احتمالاً كمتر كسي مي   داند كه اولين بازي رسمي عليرضا نيكبخت براي ابومسلم در ليگ همزمان با قهر ميثاقيان بوده است. بازي با پاس در تهران بود كه ميثاقيان به دليل مشكلات مالي تيم قهر مي   كند و هادي مباشري و رحيمي مجبور مي   شوند تركيب تيم را خودشان بچينند.
رحيمي مي   گويد: «آنجا بود كه قاسم خادمي و عليرضا نيكبخت را براي اولين بار در ليگ بازي داديم.»
هم دبيرستاني هاي عليرضا مي   گويند: «برخلاف همه كه فكر مي   كنند او در بازي مقابل استقلال و در آزادي چهره شد، بايد بگوييم او مقابل مقاومت سپاسي و در مشهد بود كه نظر پورحيدري را جلب كرد. آن زمان پورحيدري، مربي مقاومت سپاسي بود و واحدي نيكبخت كه براي ديدن بازي اش برايمان بليت مجاني آورده بود، يك گل برگردان زيبا به مقاومت زد.»
آنها ادامه مي   دهند: «وقتي هم رفت براي تيم ملي جوانان، برايمان تعريف كرد كه در اردو، هم استقلالي ها دنبالش بوده اند و هم پرسپوليسي ها.»
صادق زاده مي   گويد: «خودش پرسپوليسي بود و باوجود اصرار ما كه استقلالي بوديم، دوست داشت برود پرسپوليس، اما شرايط استقلال ظاهراً بهتر بود كه رفت استقلال.»
جالب اينكه مجتبي  علوي هم كه عامل اصلي رفتن نيكبخت به استقلال است، مي   گويد: «همان زمان نيكبخت توسط يك آقايي كه با تاكسي مي   آمد سر تمرينها، سه بار در نمايشگاه ماشين سورتمه با علي پروين ديدار كرد، اما ما سرانجام او را برديم استقلال. چرا؟ چون هم پيشنهادشان بهتر بود و هم پول نقد مي   دادند.»
علوي مي   گويد: «استقلالي ها 5/12 ميليون به ابومسلم دادند بابت رضايتنامه و چهار ميليون هم به خود عليرضا واحدي نيكبخت.» به راستي، قرارداد واحدي نيكبخت با پرسپوليسي ها چقدر است؟
سالها از آن روزها مي   گذرد؛ روزهايي كه خانواده نيكبخت در خواب هم نمي ديدند كه عليرضا روزي به ستاره اي پولدار و جنجالي تبديل شود. اين همان پسربچه نحيف و خجالتي حسن آقاي خياط است كه امروز اسمش در فهرست 100 نفره محبوب ترينهاي دنيا توي چشم مي زند.

  


گفتگو با ناشناخته ترين ستاره دنيا؛نيكبخت: كسي به من رحم نمي كند!

 

پيام يونسي پور

* براي شروع موضوعات زيادي هست. اما شايد بهترين موضوع، شادي پس از گل اول مقابل سپاهان باشد. پريدن بغل افشين قطبي... خيلي عجيب بود؟
- خب بايد چكار مي كردم؟ اين كارم هم اشتباه بود؟
* بحث درست و اشتباه بودن نيست. اما كسي نه تا حالا ديده بود نيكبخت شادي اش را با افشين قطبي تقسيم كند و نه انتظار چنين حركتي را داشت.
- من كه نبايد كاري را بكنم كه ديگران انتظار دارند. هر كسي يك جور شادي مي كند. من هم براي خودم شاديهاي خاصي داشتم. وقتي جوانتر بودم، دقيقاً براي هر بازي به يك جور شادي فكر مي كردم. اما الآن ديگر نه. اگر رفتم كنار زمين پيش سرمربي تيم، به اين دليل بود كه مي خواستم ثابت كنم ما با هم مشكلي نداريم.
* واقعاً نداريد؟
- نه! نداريم.
* فكر مي كنم اگر نيكبخت برود مقابل آينه و همين حرف را رو به آينه بزند، طرف مقابلش قبول نمي كند! 
- مشكل از ديد شما يعني چي؟ ما سال پيش يك سري اختلاف نظر داشتيم. اختلاف نظرهايي كه همگي هم فني بود، نه اخلاقي! اما امسال سعي كردم اين مسائل را كنار بگذارم. بيشتر مي خواهم به كار خودم برسم.
* همه مسائل فني نيست. مثل همين بازي آخر مقابل استقلال. بعد از تعويض شدن واكنشهاي عجيبي داشتي.
- من هيچ توهيني نكردم. فقط گفتم بگذار آن جلو بازي كنم و گل بزنم. ولي خيلي ها دنبال درست كردن دعوا هستند. شايد هم حق دارند. حاشيه ها هميشه براي مردم جذاب است. من نمي گويم پخش نكنند يا ننويسند، ولي لااقل واقعيتها را بگويند. من اعتراضي نداشتم. گفتم اين چه تعويضي بود كردي؟ مي خواستم بروم خط حمله و گل بزنم.
* اينها را مي دانيم. بعد كه به سمت نيمكت رفتي، چه حرفي زدي؟
- مي خواهم بدانم دنبال چه چيزي هستيد؟ اين كه بگويم ناسزا گفتم؟ آن قدر بي وجود نيستم كه ناسزا بگويم و فرار كنم. ما سال پيش تمام حرفهايمان را رودررو با افشين قطبي مي زديم. گاهي بحثهاي ما به دعوا هم مي كشيد، ولي به هم بي احترامي نمي كرديم. اما وقتي از همان جلسه بيرون مي آمديم، نه من و نه قطبي حرفي از اختلاف نمي زديم. من آدم بي وجودي نيستم. اگر حرفي مي زدم، حتماً مي گفتم.
* ولي سال پيش حتي در برنامه نود هم اين دعوا تا حدودي علني شد.
- آقاي قطبي علناً گفت نيكبخت روي فرم نيست و بايد برود روي نيمكت. من هم گفتم خيلي آماده هستم. حتي حاضر بودم فرداي همان شب تست آمادگي جسماني بدهم. ببينيد... باز هم من نبودم كه اين دعوا را شروع كردم.
* شايد همين الآن هم اختلافهايي داريد، ولي مسكوت نگه داشته ايد!
- نه!  بازيكن به روحيه نياز دارد. من دوباره به شرايط اوج خودم برگشتم و دليل اين مسأله هم روحيه اي است كه افشين قطبي به من داده. نمي خواهم بگويم خودم هيچ نقشي نداشتم. بعد از بازي استقلال، واقعاً زير فشار بودم. از يك طرف اعصابم خرد بود كه نتوانستم گل بزنم، از طرف ديگر همه به من نسبت ناسزاگويي دادند. نمي خواستم خودم را ببازم. باز هم با خودم فكر كردم و گفتم براي اين كه بتواني همان بازيكني باشي كه نه تعويضت كنند و نه گل نزن باشي بايد در تمرينها عالي كار كني. طي تمام روزهاي گذشته، همه چيزم تمرين كردن بود. حالا هم كه مي خواهم نشان بدهم با افشين قطبي هيچ اختلافي ندارم، باز هم حرف و حديث درست مي كنند. واقعاً بايد چكار كنم؟
* چرا هميشه اين حرفها در مورد عليرضا نيكبخت ساخته مي شود؟
- تقصير من نيست. شايد بعضي ها از قيافه من بدشان مي آيد.
* اين حرف را قبلاً هم زده بودي. چندان قابل قبول هم به نظر نمي رسد. در مورد تو خيلي راحت مي توان گفت هميشه يك ابهام بزرگ وجود دارد. اين كه تو ستاره هستي يا نه!
- اسم من عليرضا است (مي خندد)
* همين شوخ طبعي برايت دردسر ساز نمي شود؟ يك دفعه بحث را عوض مي كني.
- نه، چرا بايد دردسر ساز باشد؟ من در تمرينها هم با بازيكنان شوخي مي كنم. همه مي دانند آدم زياد جدي و سختگيري نيستم. از اين كه شاد باشم و دوستانم را هم شاد كنم لذت مي برم.
* و همين شوخي و سر به سر گذاشتن را در بازيهايت هم داري! هميشه در نوسان... يك روز عالي، يك روز فاجعه...يك روز بازي خوب، فرداي همان روز بد! 
- هر بازيكني نوسان دارد. رونالدينيو هم افت مي كند. شما نمي توانيد بازيكناني را پيدا كنيد كه هميشه در اوج هستند و هيچ وقت هم سقوط نمي كنند.
* اما نه با سرعت تو! در هر فصل بين يك تا چهار بار نوسان در كيفيت بازي ات به وجود مي آيد. اين اصلاً طبيعي نيست. خودت مثال رونالدينيو را زدي. او 3 سال در اوج فوتبال بود و بعد ناگهان سقوط كرد. ممكن است سال بعد هم به همان بازيكن ايده آلي تبديل شود كه همه در ذهنشان دارند.
- نه... سالي سه چهار بار كه نيست. اما قبول دارم كه زياد بالا و پايين مي روم. شايد بخشي از آن هم به خاطر مصدوميتها باشد. من آدم سرد مزاجي هستم و راحت سرما مي خورم. كافي است هوا سرد شود... بلافاصله سرما مي خورم. همين باعث مي شود چند هفته از تمرين و بازي دور بمانم. وقتي هم كه برمي گردم، قاعدتاً مثل هفته هاي قبل نيستم.
* هميشه يك توجيه داري!
- باور كنيد اهل توجيه كردن نيستم. خوشم نمي آيد خودم را بي دليل بزرگ كنم. ولي قبول كنيد كه نگاههاي زيادي روي من است. شايد اگر پژمان نوري يا همين مجتبي شيري يك توپ را از دست بدهند و يا اصلاً در يك بازي بد باشند، آن قدر زير فشار نباشند كه من هستم. اين براي يك بازيكن واقعاً دردسر ساز است.
* به هر حال، از نيكبخت انتظارهاي زيادي هم هست. تو نمي تواني خودت را با هادي نوروزي مقايسه كني.
- نه مقايسه نمي كنم. ولي شما هم قبول كنيد من بايد فوق العاده باشم اگر خوب هم بازي كنم، زير فشار انتقاد خواهم بود. كسي به من رحم نمي كند. من هم مشكلي با اين قضيه ندارم.
*پرسپوليس هم تيمي شده تقريباً شكل و شمايل خودت. نمي شود پيش بيني اش كرد. يك روز مقابل فولاد به آن شكل شكست مي خورد و روز بعد برق شيراز و سپاهان را شكست مي دهد. اين همه نوسان مطمئناً براي تيمي كه ادعاي قهرماني در ليگ را دارد، قابل قبول نيست.
- من كه نمي توانم در اين مورد نظر بدهم، چون مسائل فني تيم به مربي مربوط است. ولي كلاً قبول دارم كه سال سختي را پيش رو خواهيم داشت. نمي خواهم بگويم داوري به ضرر ما بود، ولي قبول كنيد مي توانستيم با روال طبيعي داوريها، در صدر جدول باشيم.
* فقط با داوري؟ داور اشتباه مي كند و در تيررس است ولي وقتي پرسپوليس راحت گل مي خورد، مي توان چنين حرفي زد؟
- من كه گفتم قبول دارم، فصل را خوب شروع نكرديم. ولي شما هم بپذيريد مي توانستيم به مراتب بهتر كار كنيم. متأسفانه چند بازي خيلي راحت گل مي خورديم و به زحمت هم گلهايي را كه مي خورديم، جواب مي داديم. اين يكي از دردسرهاي تيم ما در اين فصل بود.
* هرچند نسبت به فصل قبل واقعاً حاشيه هاي كمتري داريد.
- اختلاف نظر هميشه در هر خانه اي هست، ولي مهم اين است كه اين اختلاف نظرها به يك نتيجه خوب ختم شود. مهم اين است در و همسايه فرداي دعوا ريز مكالمات داخل خانه را نداشته باشند. ما در پرسپوليس بايد ياد مي گرفتيم وقتي در خانه دعوا مي شود، فردا روزنامه ها همه چيز را ننويسند. سال پيش واقعاً فاجعه بود.
* بله... فاجعه بود. دو بار حرفهاي خصوصي رختكن بيرون آمد و روي روزنامه ها قرار گرفت.
- همين كه امسال اين اتفاق نمي افتد، يعني خيلي بهتر شده ايم. البته، من تصور مي كنم كساني كه اين خبرها را بيرون مي دادند هم امسال از تيم رفته اند.
* پس سوژه هنوز هست.
- نه... واقعاً مي گويم نه! خيلي بهتر شده ايم. اين روزها كه فقط سعي مي كنيم به تمرين و پيروزي فكر كنيم و بس.
* يك سؤال ويژه.
- يعني حاشيه اي؟
* انگار خودت هم حاشيه را بو مي كشي! مي دانم كه با حميد استيلي رابطه بسيار خوب و دوستانه اي داشتي. فكر مي كني بعد از اين كه پريدي به آغوش افشين قطبي، ناراحت شده باشد؟
- چي؟ حميد خان؟ امكان ندارد. پس هنوز او را نمي شناسيد. من قبول ندارم كه حميد استيلي چنين اخلاقياتي داشته باشد. روحش خيلي بزرگتر از اين حرفهاست. در ضمن، فكر نكنيد حميد استيلي و افشين قطبي اين اندازه هم با هم مشكل داشته باشند. اينها سال پيش با هم تيم را قهرمان ليگ كردند. خيلي از بازيكنان بعد از گل زدن پيش قطبي مي آمدند و خيلي ها هم مي رفتند سراغ استيلي. چنين چيزي اصلاً ممكن نيست كه از حركت من ناراحت شده باشد.
* به ليگ قهرمانان آسيا چقدر فكر كردي؟
- هدف اول ما قهرماني در آسياست. اگر به اين هدف برسيم، واقعاً بزرگترين كار ممكن را انجام داده ايم. مي دانم كه خيلي سخت است، ولي مطمئن باشيد در ايران فقط پرسپوليس مي تواند قهرمان جام باشگاههاي آسيا شود.

  


ظهور تيمهاي بي نام و نشان در صدر جدول ليگهاي اروپايي؛
شورشي هاي گمنام

 

* غزال زياري

اين طور كه به نظر مي رسد ليگهاي اين فصل فوتبال اروپا با تغيير و تحولات فراواني همراه بودند و شگفتيهاي بزرگي در هر يك از اين ليگها به چشم مي خورد. با نيم نگاهي به جدولهاي اين رقابتها در همين هفته هاي آغازين، مي توان نام تيمهايي را در رده هاي نخست ديد كه چندان مشهور نيستند، ولي عنوان صدرنشيني را در اختيار دارند و يا در جمع چند تيم برتر قرار گرفته اند. نكته جالب توجهي كه در اين ميان به چشم مي خورد، قرار گرفتن تيمهايي است كه از نظر اقتصادي هيچ تشابهي با هم ندارند، ولي در كنار يكديگر هستند.
باشگاههاي بزرگي كه براي خريد يك ستاره، مبالغ هنگفتي خرج مي كنند و براي اينكه راه دوري نرفته باشيم، بهتر است به مبلغ 12 ميليون يورويي اشاره كنيم كه سران باشگاه اينتر سالانه به زلاتان ايبراهيموويچ مي پردازند و اين رقم معادل دستمزد تمامي بازيكنان و كادر فني باشگاه اودينزه (15 ميليون يورو ) است و جالب اينجاست كه در حال حاضر اودينزه صدرنشين مقتدر جدول سري A است.
اين باشگاه تاريخ بزرگ و درخشاني را پشت سر خود مي بيند و در سال 1896 تأسيس شده و در دهه80 كه تحت مربيگري زيكو به كار خود ادامه مي داد، يكي از بهترينهاي سري A بود. ولي اوضاع ديگر تيمهاي شورشي به نحو ديگري است.
هال سيتي انگليس و هوفنهايم آلمان اين فصل را به عنوان درخشان ترين فصل تاريخ باشگاهي در كارنامه خود مي بينند. اين موضع را مي توان حتي در مورد تيم ليكسوس پرتغال نيز به همين ترتيب دانست كه تابستان سال2007 و پس از سي سال غيبت در رقابتهاي دسته يك، به جمع بزرگان بازگشت.
*انگليس: هال سيتي، ستاره اي درخشان
شايد اكنون ديگر حضور هال سيتي در جمع يكي از تيمهاي رده اولي جدول ليگ برتر، چندان تعجب آور نباشد. اين تيم نه چندان مطرح به شهري با 250 هزار نفري در شمال شرقي انگليس تعلق دارد. بازيكنان فيل براون، جداي از شكست 5 بر صفر مقابل ويگان در هفته سوم، به 5 پيروزي و يك تساوي دست يافتند. هال سيتي حتي موفق شد مقابل آرسنال به پيروزي برسد و دومين تيمي باشد كه توپچي ها را با شكست از خانه بدرقه مي كند.
اين تيم بازيكنان ستاره و بزرگي ندارد، ولي برنامه ريزي خوب و دقيق كادر فني براي تيم، باعث شده تا بازيكني مثل جوواني برزيلي كه بارسلونا در سال 2001 مبلغي در حدود 18 ميليون يورو براي او پرداخت مي كرد، با قيمت بسيار كمتري در اختيار تيم باشد.
جوواني در طول رقابتهاي اين فصل، چهار گل براي هال سيتي به ثمررسانده است. بوآز مايهيل، دروازه بان اسكاتلندي، ميشائيل ترنر، بازيكن مياني و يان اشبي، محور مركزي تيم كه هر دو انگليسي هستند، همراه با مارلون كينگ جامائيكايي كه تابستان از ويگان خريداري شد، ستون اصلي تيم ببرها را تشكيل مي دهند و هال سيتي با داشتن چنين ستاره هايي به يكي از معجزات فوتبال امروز بدل شده است. تيمي كه سالها در ليگهاي دسته دو و سه در قعر جدولها به سر مي برد.
*آلمان: هوفنهايم: شگفتي مطلق
هوفنهايم در بوندسليگا هيچ حد و مرزي ندارد. تيم كوچك و بي نام و نشاني كه در 30 كيلومتري هيدلبرگ قرار دارد و با ارائه بازيهايي تماشايي و كسب نتايجي بسيار خوب، توجه همگان را به سوي خود جلب كرده است.
يكي از بهترين پيروزيهاي آنها شكست دادن هامبورگ با نتيجه 3 بر صفر بود كه تيم رانگينك را به صدر جدول بوندسليگا رساند. اكنون همه تيمهاي آلماني مي دانند كه نبايد هوفنهايم را دست كم بگيرند، زيرا اين تيم نه چندان مشهور مدعي اول قهرماني در رقابتهاي اين فصل بوندسليگاست.
رالف رانگنيك كه تجربه مربيگري در تيمهايي همچون شالكه، هانوفر و اشتوتگارت را در كارنامه خود مي بيند، پدر ورزشي اين پديده جديد است. تيم او به بيشترين گل در رقابتهاي فصل جاري بوندسليگا رسيده و پيش از برگزاري ديدارهاي هفته دهم، با 24 گل زده كه 15 تاي آنها توسط ايبيسويچ بوسنيايي و باي سنگالي به ثمر رسيده است. اوباسي نيجريه اي نيز كه بتازگي از بند مصدوميت رها شده و دو گل از سه گل هوفنهايم را وارد دروازه هامبورگ كرد، يكي ديگر از ستاره هاي اين تيم محسوب مي شود. همچنين كارلوس ادواردوي برزيلي، صالح هوويچ بوسنيايي و كوپادوي اسپانيايي - آلماني از ديگر بازيكنان برجسته هوفنهايم هستند. معجزه هوفنهايم را بايد تا حدود زيادي مرهون تلاشهاي ديتمار هاپ، رئيس كنوني اين باشگاه دانست كه از سال 1989 تاكنون مديريت اين باشگاه را برعهده داشته است.
*اودينزه: پديده آشنا در كنار بزرگان
باشگاه اودينزه با ظهور خرونيمو بارباديو،جان تازه اي گرفت. اين ستاره پرويي مسؤوليت خود را در باشگاه ايتاليايي به بهترين نحو ممكن انجام مي دهد و در پايان هر هفته با مرور بر بازيهاي ويدئويي تيمها، به نتايج جالب و مفيدي مي رسد. به همين ترتيب الكسيس سانچس، يكي از ستاره هاي تيم جوانان كشف شد، در حالي كه تنها15 سال سن داشت.
مربي اين تيم مارينو، فلسفه ونگر را دنبال مي كند. او به دنبال تيمي جوان و فوتبالي هجومي مي گردد و علاوه بر اين ستاره، بازيكنان پرتواني از جمله اينلر و ايسلا را كه در ليگهاي حقيري؛ يعني سوئيس و شيلي توپ مي زدند، به خدمت گرفته است. سه مهاجم بزرگ تيم او نيز يعني دي ناتاله، كواليارلا و په په، ستاره هاي تيم ملي ايتاليا هستند.
اودينزه در كل تيمي سرعتي است. در ايتاليا ناپولي هم مثل اودينزه يك فصل طلايي را سپري مي كند. همسيك اسلواك، از ستاره هاي اين تيم محسوب مي شود كه در كنار لاوتزي زوجي خطرناك را در ايتاليا شكل داده اند و از ديگر ستاره هاي اين تيم، مي توان به «ماجو» اشاره كرد كه اخيراً از سوي ليپي به تيم ملي هم دعوت شده است.
*اسپانيا: خيخون و نومانسيا شگفتي ساز
در لاليگا شرايط به نحو ديگري دنبال مي شود. يكي از تيمهايي كه در اين فصل از رقابتها بسيار شگفتي ساز ظاهر شده است، والنسياست. تيمي كه فصل گذشته را با بحراني شديد به پايان برد و حتي تا هفته هاي پاياني خطر سقوط به دسته دوم، اين باشگاه را تهديد مي كرد، ولي با روي كار آمدن «اوناي امري» جوان، اين تيم شور و نشاط تازه اي يافت.
باشگاهي كه فصل گذشته را با بحرانهاي اقتصادي و رواني فراوان به پايان برد،اكنون يكي از تيمهاي صدر جدولي لاليگاست. ظاهراً روح تازه اي در جسم «مستايا» دميده شده و بازيكنان اين تيم با انگيزه و نشاط فراواني كار را دنبال مي كنند. آنها پس از سپري كردن دوراني بحراني بار ديگر به اوج برگشته اند و در پايان هفته هشتم رقابتهاي لاليگا با 20 امتياز در صدر جدول لاليگا تكيه زده اند.
از ديگر پديده هاي اين رقابتها بايد از تيمهاي تازه صعود كرده نام برد. تيمي مثل نومانسيا كه در ديدارهاي هفته هاي اول بسيار شگفتي ساز ظاهر شد.آنها كار را براي بازيكنان تيمهاي بزرگي از جمله ويارئال، رئال و بارسلونا بسيار سخت كردند و به نظر مي رسيد كه اين تيم مي تواند يكي از بهترينها باشد، ولي در هفته هاي اخير نتوانستند درخشش چنداني داشته باشند و در نهايت و در پايان هفته هشتم در جايگاه شانزدهم قرار گرفتند. اسپورتينگ خيخون هم كه تازه در اين فصل به رقابتهاي لاليگا صعود كرده است، شروع چندان موفقي نداشت، ولي در هفته هاي اخير جان تازه اي يافته و با پيروزي مقابل حريفاني از جمله مايوركا، جايگاه خود را در جدول بهبود بخشيده و در حالي كه چندين هفته در قعر جدول تكيه زده بود، اين روزها اميدوارانه تر كار را دنبال مي كند.

  


رايج ترين راه تخليه فشار رواني در فوتبال؛مد روز؛ توهين به يكديگر

 

وقتي كه مربيان بزرگ اروپايي نمي توانند احساسات خود را كنترل كنند، ديگر نمي توان از بازيكنان تيمها انتظار چنين كاري را داشت.
امروزه توهين به يكديگر در زمين بازي آن چنان رواج يافته كه شايد بازيكنان تيمها تنها راه رهايي از فشارهاي رواني زياد را در اين مسأله مي دانند. ايماء و اشاره اي به مراتب كمترين احتمال دريافت كارت زرد و قرمز را براي آنها به همراه دارد. ازآنجا كه هرگونه توهين لفظي و يا درگيري فيزيكي با حريف مي تواند منجر به پذيرش يك جريمه سنگين شود، اين شيوه نسبتاً جديد در رقابتهاي اروپايي شيوع پيدا كرده است.
اگرچه تا پيش از اين در دهه گذشته ميلادي هم بازيكنان تيمها بارها به چنين حركتهايي ، كه از نگاه عموم قابل پذيرش نيست، دست زده بودند، ولي اين پديده در سالهاي اخير تقريباً در اكثر كشورها بخصوص اسپانيا و ايتاليا شيوعي باورنكردني داشته است. به عنوان مثال آخرين باري كه يك چهره معروف دنياي فوتبال دست به انجام چنين كاري زد، در ديدار رئال مادريد مقابل اتلتيك بيلبائو كه همين هفته انجام شد، بود.
برند شوستر، مربي آلماني كهكشاني ها رو به بازيكنان نيمكت تيم حريف كرده و با اشاره به آنها توهين كرد. واقعيت اين است كه گرچه اين حركت نوعي توهين محسوب مي شود، ولي با توجه به تعدد استفاده از اين قبيل ژستهاي فيزيكي در زمين چمن تا حدود زيادي از قبح آن كاسته شده و به صورت يك عمل مرسوم و رايج در آمده است. در طي رقابتهاي سالهاي اخير بارها و بارها شاهد بوديم كه بازيكنان شادي و يا عصبانيتشان را با ايماء و اشاره بروز مي دادند. نمونه بارز آن هم مربوط به فصل 98-97  بود، زماني كه بارسلونا در هفته نهم رقابتهاي لاليگا بازي مي كرد و فان گال را به عنوان مربي روي نيمكت خود مي ديد. بارسا در آن ديدار با نتيجه 3 بر 2 به پيروزي رسيد و جوواني، گلش را با چندين بار تكرار حركتي ناشايست جشن گرفت.
فان بومل، كاپيتان بايرن مونيخ هم يكي ديگر از بازيكناني است كه بارها اين قبيل حركتها را انجام مي دهد. بازيكن سابق بارسلونا در ديدار رفت مرحله يك هشتم نهايي ليگ قهرمانان اروپا در فصل 2007-2006 حركاتي را مقابل تماشاگران باشگاه رئال مادريد به نمايش گذاشت و پس از آن در حالي كه به دليل برخورد ناشايستش عذرخواهي كرد، ولي يوفا براي اين حركت او محروميت ويژه اي در نظرگرفت.
رود فان نيستلروي، ستاره هلندي رئال مادريد هم از جمله بازيكناني است كه در توهين اشاره اي به بازيكنان ديگر تيمها يد طولايي دارد. او در ديداري كه در ماه ژانويه گذشته مقابل ساراگوسا برگزار مي شد، پس از به ثمر رساندن گل، حركتي را به نمايش گذاشت، ولي هرگز كسي نفهميد كه قصد او توهين او به چه كسي بوده، زيرا مهاجم هلندي از دست كسي عصباني نبود و اين حركت او چندين هفته به يكي از سوژه هاي مرموز فوتبال اسپانيا تبديل شده بود.
داويد ويا، مهاجم والنسيا هم سابقه انجام چنين واكنشي را در كارنامه خود مي بيند. او فصل گذشته و در ديدار مقابل ختافه چنين حركتي را انجام داد و سسار مونيس، داور ديدار به او در اين خصوص اخطار داد.
پاكو چاپارو، مربي بتيس هم در ديدار مقابل دپورتيوو چنين حركتي را انجام داد و البته چنين توهيني به دفعات از سوي فابيو كاپلو، مربي ايتاليايي سابق رئال، هم ديده شد.
كاپلو اين حركت را خطاب به هواداران حاضر در ورزشگاه برنابئو و زماني كه طرفداران رئال يك صدا سيل انتقادات را روانه او كرده بودند، انجام داد. ميان مربيان بزرگ، برند شوستر آلماني آخرين نفري بوده كه از اين حركت براي بيان احساساتش استفاده كرده است.
او زماني هم كه در بارسلونا توپ مي زد اين كار را انجام داده بود و آن هم در ديدار فينال جام حذفي (كوپا دل ري) سال 1983 بود كه گل ماركوس آلونسو، قهرماني را براي بارسا به ارمغان آورد. زماني كه اين گل به ثمر رسيد، شوستر روبه بازيكنان تيم مادريدي كرده و با اشاره، به آنها توهين كرد. او البته در سمت مربيگري رئال هم دست از اين عادت خود نكشيد و در ديدار مقابل اوساسونا در ورزشگاه رينو ناواررا در فصل گذشته، با همين حركت از شرمندگي هواداران حريف درآمد.
لوئيس آراگونس، مربي اسبق تيم ملي اسپانيا در يك اقدام جالب در 21 مارس سال 2001 و زماني كه مربي باشگاه مايوركا بود، در جريان يك كنفرانس خبري شروع به تشريح اين بحث و ترجمه كلمه به كلمه عبارتي كه اين حركت را در زبان اسپانيايي توضيح مي دهد، كرد.
او همچنين زماني كه مربي تيم ملي اسپانيا بود هم با استفاده از همين شيوه توهين فيزيكي، خوانيتو را مورد اهانت قرار داده بود. اين نوع تخليه فشار رواني در سالهاي اخير به بخش جدايي ناپذير فوتبال تبديل شده است و درحالي كه توقع مي رفت مقابله شديدي با آن بشود، ولي بتدريج جايي ثابت براي خود باز كرده و در ميان هر قشر، هر رنگ و هر نژادي به وضوح ديده مي شود.

  


گفتگوي كوريره دلوسپرت با پائولو مالديني؛جدي جدي سال آخر است!

 

* دل آرام عظيمي

پائولو مالديني، اسطوره فوتبال ايتاليا و ميلان اين بار تصميمش جدي است. رقابتهاي اين فصل فوتبال ايتاليا كه به پايان رسد، ديگر مالديني را با پيراهن روسونري در ميدان نخواهيم ديد.
مالديني براي هميشه از فوتبال باشگاهي هم خداحافظي مي كند و تصميمي كه همه انتظار داشتند او زماني كه ازتيم ملي ايتاليا كنار رفت و نتوانست به آرزوي ديرينه اش كه قهرماني با اين تيم در جام جهاني بود، برسد را به اجرا در مي آورد.
كوريره دلوسپرت چاپ رم در گفتگويي با كاپيتان ميلان در مورد اين تصميم مالديني در سن چهل سالگي حرف زده است.
*قبل از شروع مصاحبه، يك قول بايد بدهي. مطمئني كه امسال سال آخر است؟
** مطمئن باشيد، صد درصد همين طور خواهد بود.
* ولي ما باور نمي كنيم. همان طور كه قرار بود هر سه بازي يك بار براي ميلان به ميدان بروي ولي در همه ديدارهاي تيم حضور داشتي...
** نه، اين دفعه جدي است. باور كنيد.
*رئيس كميته المپيك ايتاليا پتروچي اخيراً در گفتگويي اظهار داشت كه ما به الگوهاي مثبت نياز داريم. مثل پائولو مالديني كه هميشه درست حرف زده و رفتار كرده است.
** حرفهاي او باعث خوشحالي من شد، از اينكه مي فهمي در نهايت بيشتر از پيروزيها و جامهايي كه به دست مي آوري، رفتار تو براي ديگران ارزش پيدا مي كند. آنچه پتروچي گفته حقيقت دارد. در فوتبال امروز بيشتر از اينكه الگوهاي مثبت داشته باشيم چهره هاي منفي داريم. بازيكناني كه چه در زمين و چه در بيرون آن مرتكب اشتباه و خطا مي شوند، خيلي بيشتر هستند و اين اتفاقها براي اين رخ مي دهند كه متأسفانه امروز رسوايي و اخباري از اين قبيل بيشتر براي همه جالب است. به هرحال من در 25 سالي كه فوتبال بازي كرده ام، خيلي الگوهاي مثبت در اين محيط ديده ام. اگر كسي سالهاي سال در اين سطح از فوتبال بماند براي اين است كه از اين ورزش يك زندگي ايده آل براي خود ساخته است.
* ليپي و كاناوارو بارها گفته اند كه ديگر مدافع خوب در فوتبال ايتاليا نداريم. با اين حرف موافقي؟
** بله، اما اين مشكل به كل اروپا مربوط مي شود وحتي كل جهان، نه فقط ايتاليا.
* ليپي گفته ديگر بازيكناني كه بتوانند مهاجمان حريف را به طور كامل خنثي كنند وجود ندارند.
** راست مي گويد. شايد براي اينكه تقريباً همه مدافعان اين روزها منطقه اي بازي مي كنند. ما ايتالياييها يك خصوصيت خيلي مهم داشتيم. در محوطه هجده قدم هرگز حتي يك بار هم غافل نمي شديم. از قدرت تمركز و توجه فوق العاده اي برخورداربوديم كه متأسفانه الآن خيلي كم شده است. امروز بازيكنان تحت تأثير تاكتيكهاي تيمي هستند و بهتر بازي مي كنند. شايد مشكل در تمرين دادن به جوانان است و شايد هم مقطعي باشد.
* از كدام مدافع جوان ايتاليايي خوشت مي آيد؟
** كريشيتو بازيكن خيلي خوبي است. مي توان فهميد كه او يك ويژگي خاص دارد. او بايد از نظر جسماني پيشرفت كند و تجربه بيندوزد. ولي امروز مدافعان با يك مشكل ديگر مواجه هستند.
* چه مشكلي؟
** مهاجمان تيمها خيلي از نظر قدرت بدني بهتر شده و سرعت پيدا كرده اند و اگر شما با يك مهاجم دومتري روبرو شويد، قدرت زيادي براي متوقف كردن او بايد صرف كنيد.
* در مورد مدافعان قديمي، اين را بگوييم كه يك نفر است كه دارد به ركورد تو نزديك مي شود. كاناوارو 120 بازي ملي دارد و تو 126 تا.
** الآن تيمها خيلي بازي مي كنند. طبيعي است كه اين ركوردها هم شكسته شوند. ركورد زوف خيلي عجيب تر بود. 112 بازي. آن هم در زماني كه خيلي كمتر بازي مي شد. فابيو حداقل دو دهه با تيم ملي بوده است. در جام جهاني 1998 بود و هنوز هم تيم را همراهي مي كند. او كاپيتان تيمي است كه قهرمان جهان شده و من به داشتن چنين وارثي افتخار مي كنم.
* مالديني چه چيزي از خود در دنياي فوتبال باقي مي گذارد؟
** نمي دانم. مسلماً مي دانم كه هميشه يك خاطره خوب از فوتبال خواهم داشت. اگر امكان اين راداشته باشم كه بتوانم يك نكته تكنيكي را به ديگران ياد بدهم دوست دارم كه آن قدرت بازي كردن باتوپ يك مدافع باشد. فوتبال بازي كردن به معناي واقعي كلمه، با استمرار و تكنيك بالا. اولين مربي من، ليدهلم، هميشه روي اين تأكيد مي كرد كه مدافعان توپ را بگيرند و بتوانند آن را حفظ كنند.
* از فوتبال چيزي به اسم ارزش دوستي هم باقي مي ماند؟
** بله، من با خارجيهاي زيادي بازي كردم و خيلي چيزها ياد گرفتم.
* بازيكني هست كه بخواهي هم تيمي او باشي ولي اين اتفاق نيفتاده و هميشه به عنوان حريف تو مانده باشد؟
** مي خواستم با رونالدو بازي كنم و اين اتفاق افتاد. ولي مارادونا يك حريف تاريخي براي آن سالهاي ميلان بود...
* حالا كه در مورد ستاره ها حرف زديم، خيلي ها معتقدند به اينكه مالديني تاحالا توپ طلايي را نگرفته هيچ توجيه و معنايي ندارد.
** من اين طور فكر نمي كنم. بعضي وقتها با بازيكنان بزرگي رقابت مي كنم. اين جايزه به نقش بازيكن هم بستگي دارد و معيارهاي خاصي براي اهداي آن وجود دارند. اگر من آن را گرفته بودم مسلماً خوشحال مي شدم. ولي اين جايزه اي نيست كه تمام زندگيم برايش تلاش كرده باشم. من هرگز يك اسكودتو يا يك ليگ قهرمانان را با توپ طلايي عوض نمي كنم. ايده من از فوتبال پيروزي همراه با تيم است.
* 31 مي 2009 بازي ميلان و فيورنتينا خواهد بود. آخرين هفته سري A آخرين بازي پائولو مالديني خواهد بود؟ و بعد؟
** هنوز دارم به بعد آن فكر مي كنم. معلوم نيست كه در فوتبال بمانم. شايد به كارهاي غيرفوتبال مشغول شوم. شايد هم پيشنهادي برسد و بررسي كنم.
* مدير در ميلان، مربي، سفير فوتبال، مدير يوفا. اينها پيشنهادهايي هستند كه منتظرشان هستي؟
** مطمئنم خيلي چيزها را تغيير نمي دهم. دوست ندارم شهرم را عوض كنم. مي خواهم هميشه به ميلان وصل باشم ولي نه به محيط. اگر بتوانم نقشي كه دوست دارم را داشته باشم كه از آن راضي باشم و خوشم بيايد چرا نه... با توجه به اينكه نياز مالي براي كاركردن ندارم، كاري كه مجبور باشم صبح در دفتر حاضر باشم و وقتم را هدر بدهم قبول نمي كنم.
*روبرتو باجو، وقتي كه از فوتبال كنار رفت، تقريباً از دنياي فوتبال محو شد. ممكن است توهم اين كار را انجام دهي؟
** اگر راه حل مناسبي پيدا نكنم، ممكن است. ميخواهم زندگي كه دوست دارم را انجام دهم. مي توانم خودم براي خودم كاري پيدا كنم. تا الآن كلي مشغله و گرفتاري داشته ام و نمي خواهم كه در خانه ام بنشينم و پايم را روي پايم بيندازم. من بازنشسته نمي شوم. چون در اين صورت براي خودم و خانواده ام مشكل پيش مي آيد.
*تو آخرين بازيكن عصر برلوسكني هستي. حس نوستالژي نداري؟
** چرا مسلماً حس نوستالژي هم وجود خواهد داشت. دلم براي آدمهايي كه 20 سال هر روز آنها را ديده ام تنگ مي شود. در ميلان ارتباط نزديكي بين همه وجود دارد و اين سخت ترين اتفاق براي من خواهد بود. ولي بعد از 25 سال، وقت كافي داشتم خودم را براي اين لحظه آماده كنم.
*و بازوبند كاپيتاني را به چه كسي مي دهي؟
به بازيكني كه بعد از من از همه زودتر بازي براي ميلان را آغاز كرد. آمبروزيني. حساب كردن اين جور چيزها خيلي ساده است مگر اينكه باشگاه يا مربي چيز ديگري بخواهد. خيليها مي گويند كه بازوبند بايد به بازيكني اختصاص داده شود كه نماينده تيم است.
*سه برنده توپ طلايي در ميلان كنوني توپ مي زنند. فكر نمي كني همه در تيم زيادي هستند؟
نه، هركس در تمرين آماده تر باشد در تركيب اصلي قرار مي گيرد، نه هركس كه بيشتر مقام و افتخار كسب كرده است. شوچنكو برنده توپ طلايي بود و به چلسي رفت و خيلي كم فرصت بازي كردن پيدا كرد. براي بازي كردن زمان حال اهميت دارد نه گذشته.
*ولي شوا به خانه برگشت.
او همه كار كرد كه به اين خواسته برسد. وقتي كه سرانجام اينجا آمد به نظرم خوشبخت ترين آدم دنيا بود.
* براي رونالدينيو هم ورود به ميلان نوعي آزادي بود.
** او خيلي از نظر جسماني بهتر شده و خيلي خوب در تيم جا افتاده است. سخت كار مي كند، يك پسر جدي است. از نظر تكنيكي نيز عالي است.
* وقتي كه آنچلوتي از ميلان برود، چه كار مي كند؟
** من او را به عنوان مربي تيم ملي فرد مناسبي مي بينم. ولي او هرجا مي تواند كار كند.
*اگر جام يوفا را به ميلان بدهيم و اسكودتو را به اينتر، راضي مي شوي؟
** اينتر با توجه به اينكه دو اسكودتو قبلي را برده، مدعي اول است. جام يوفا يكي از اهداف بزرگ ماست اگرچه هدف اصلي باشگاه قهرماني در ايتالياست.
*بازي خداحافظي انجام مي دهي؟
** خيلي از اين ايده خوشم نمي آيد.

  


«اسنار» مثل برلوسكني؛ نخست وزير پيشين در فكر رئال مادريد

 

خوسه ماريا اسنار، نخست وزير سابق اسپانيا از نامزدهاي انتخابات بعدي رياست باشگاه رئال مادريد است. براي اولين بار در دنيا، يك نخست وزير سابق قصد دارد هدايت يك باشگاه ورزشي را برعهده گيرد. باشگاهي كه در جهان به عنوان معتبرترين باشگاه شناخته مي شود و درحال حاضر و تا انتخابات سال 2010 دراختيار رامون كالدرون خواهد بود.
خبر نامزد شدن اسنار براي انتخابات آتي باشگاه را بايد در كتاب ركوردهاي گينس ثبت كرد. اين دقيقاً خلاف راهي است كه سيلويو برلوسكني دوست صميمي او رفته بود. او ابتدا باشگاه ميلان را خريداري كرد و سپس به كاخ نخست وزيري ايتاليا راه يافت. شايد بي دليل نبود كه اكتبر سال گذشته، برلوسكني در گفتگو با ماركا گفته بود كه «اسنار» نشان داده كه از شخصيت بالا و كاريزماتيك برخوردار است. اگر او براي رياست باشگاه نامزد شود، مسلماً در اين رقابت پيروز خواهد شد. اين خبر غيرمنتظره را نشريه كاتالونيا، ارگان باشگاه بارسلونا دشمن ديرينه كهكشاني ها تحت عنوان «كورس رقابت براي رياست در باشگاه مادريدي آغاز شد»، به چاپ رساند. تقريباً دوسال تا آن زمان وقت باقي است و بين نامزدهاي مختلف هم «اسنار» كه از حاميان اصلي رئال مادريد است و هميشه روي سكوهاي برنابئو ديده مي شود، قرار دارد.
ولي در اين ميان يك مشكل وجود دارد. قوانين مي گويند كه براي احراز مقام رياست باشگاه در رئال بايد از ده سال قبل شريك سهام و عضو هيأت مديره باشگاه بود و نخست وزير سابق اسپانيا تنها چهارسال شراكت را در كارنامه خود دارد. پس بايد چه كار كرد؟ آنتونيو مارتين، نايب رئيس سابق يك راه بهتر پيشنهاد داده و آن هم كاهش اين مدت به 5 سال است تا اسنار بتواند سال 2010 خيلي راحت پروژه خود را عملي كند. اسنار 55 ساله كه در فاصله سالهاي 1996 تا 2004 نخست وزير راستگراي اسپانيا بود، در راه رسيدن به مقام رياست باشگاه با باويالونگا دوست صميمي بچگي هايش و فلورنتينو پرس كه از سال 2000 تا 2006 رئيس باشگاه مادريدي بود، رقابت مي كند.
او زماني كه نخست وزير بود نمي توانست به استاديوم برود و آلفردو دي استفانو را به كاخ نخست وزيري دعوت مي كرد تا همراه او بازيهاي رئال را تماشا كند و هميشه قبل از بازي حساس رئال و بارسا براي تيم محبوب خود پيغام مي فرستاد. در حال حاضر «اسنار» چندين سمت مختلف مديريتي را در بخشهاي گوناگون سياسي و اقتصادي برعهده دارد ولي هرگز از فوتبال غفلت نمي كند و هرسال در ماه جولاي اغلب اوقات با رائول گونسالس، كاپيتان كهكشاني ها كه در همسايگي او در ويلاي رؤيايي اش در «مارابيا» زندگي مي كند، حرف مي زند. ولي اگر باشگاه قانون 5 سال شريك بودن را براي احراز مقام رياست باشگاه تصويب نكند، آنگاه پروژه «اسنار» و احتمال نامزد شدن او به هم خواهد خورد. در اين صورت او چاره اي ندارد جز اينكه روي رياست ويالونگا حساب كند كه يك سرمايه گذار پولدار و عضو هيأت مديره يكي ازبزرگترين كمپانيهاي تلفن روسي به نام مگافون است و از حالا قول داده كه مسي را به مادريد ببرد.
ويالونگا براي رئيس باشگاه شدن هيچ مشكلي ندارد. او از 11 سال پيش پدرخوانده باشگاه مادريدي بوده و براي همين نسبت به «اسنار» از موقعيت مناسبتري براي رسيدن به اين هدف برخورداراست.

  


فردا ظهر دادگاه توره!

 

* مهدي غفاري

دو هفته پس از موعد مقرر براي بازگشت ابراهيم توره به تمرينات، سر و كله مهاجم سنگالي پيدا مي شود. ديگر احتياجي نيست تا



سيستمهاي پيشرفته برا ي پيدا كردن او دست بكار شوند، حتي شايد تهديدهاي مصطفوي هم براي شكايت به فيفا ديگرلازم نباشد. مهاجم هميشه خونسرد و البته گاهي هم عصباني و غير قابل كنترل، امروز صبح و البته با تأخير پروازي هواپيمايي امارات به تهران برگشت تا فردا در جلسه توضيح و توجيه علت غيبت خود را توضيح دهد.
حداقل براي پرسپوليس بازگشت توره اين حسن را داشت كه ديگر كسي از آنها سراغ مهاجم گمشده را نگيرد و همه منتظر نتيجه دادگاهي باشند كه در آن افشين قطبي براي «داگ هاوس» لحظه شماري مي كند و مصطفوي هم پرونده شكايت در فيفا را به جديت دنبال خواهد كرد تا محروميت سنگيني را براي او در نظر بگيرند. اما قبل از اينكه توره پا به اين دادگاه بگذارد، مدير عامل پيشدستي كرد و در برنامه نود از تمايل و ابراز علاقه توره براي بازي در امارات صحبت كرد.
درحقيقت قبل از آنكه مدير عامل و بازيكن در دادگاه خصوصي خود شركت كنند، اين مصطفوي است كه آخرين اتهام را به بازيكنش مي زند كه هواي امارات دارد و به همين دليل به تهران نيامده است، او بدين صورت مي خواهد همه چيز را به نفع خود تمام كند تا انتقادها از او به دليل كارهايي كه در موقع مناسب و قانوني انجام نشده، تمام شود. اما اوضاع پرسپوليس آنچنان روبراه نيست كه بخواهند يكسره توره را اخراج كنند و يا اينكه تا نيم فصل او را روي سكوها بفرستند. البته مي گويند توضيحاتي كه توره در جيب دارد آن قدر قانع كننده خواهد بود كه مي تواند جو دادگاه را به نفع او تا حدودي تغيير دهد و او را دوباره به سمت بازي با پيراهن قرمز هل بدهد. فقط همه بايد منتظر بمانند تا اين دادگاه برگزار شود و بعد از بازي حساس مقابل فجر تصميم نهايي هيأت مديره و مدير عامل صادر شود.
تأخير دو هفته اي توره جاي هيچ گونه شكي را باقي نمي گذارد كه او با تنبيه سختي مواجه مي شود، اما بايد ديد با بازي افتضاح دي كارمو كه قطبي صد در صد او را حمايت مي كند، جايگاه توره تا چه حد تنزل خواهد كرد. يا او تا نيم فصل همه اعتبارش را از دست مي دهد يا اينكه بعد از يك شرايط سخت به بازي بر مي گردد؟ فردا دادگاهي برگزار مي شود كه براي پرسپوليسي ها حساس است، اما اعضاي هيأت مديره به خوبي مي دانند كه از چند هفته قبل چه رويدادي رخ داده است تا كار به اينجا برسد. البته در اين ميان توره هم با بدشانسيهايي روبه رو شد كه اين تأخير بيش از اندازه حوصله خودش را هم سر ببرد. او از يكشنبه صبح در كازابلانكا به دنبال تأييد بليت جديدش بود تا خود را هرچه سريعتر به تهران برساند، اما كازابلانكا شهري نيست كه بتوان درهمان روز اول بليت برگشت پيدا كرد و البته مهاجم خونسرد پرسپوليس هم با اولين تأييد هواپيمايي امارات خيالش راحت شد كه سرانجام مي تواند بعداز پشت سرگذاشتن مشكلات خانوادگي اش به تهران برگردد.
*شكايت به فيفا
مصطفوي شنبه به يكي از خبرگزاريها گفته بود كه شكايت خود را به فيفا ارسال كرده است و بعد از آن هم در يك مصاحبه كوتاه تأكيد كرد كه وكلاي باشگاه به دنبال اين پرونده هستند و براي محروم كردن توره همه اقدامهاي لازم را انجام داده اند، اما در برنامه نود او كمي لحنش را ملايم كرد و گفت كه توضيح كوچكي را بواسطه غيبت غيرموجه او به فيفا داده است. اما در قرارداد ابراهيم توره اين مسأله ذكر شده است كه باشگاه بعد از غيبت غير موجه دو هفته اي اين حق را دارد كه به فيفا شكايت كند و حتي يك طرفه قرارداد را فسخ كند. اقدامي كه البته از سوي مدير عامل با عجله و زودتر از موعد اصلي ارسال شده است. به همين دليل بلافاصله بعد از اظهارات مصطفوي، مدير برنامه هاي توره هم جواب او را مي دهد و اينكه سه ماه حقوق توره در زمان توافقي پرداخت نشده بود و توره هم اين حق را داشت كه به فيفا شكايت كند، اما هيچ وقت اين مسأله از سوي بازيكن مطرح نشد، زيرا او آمده تا براي پرسپوليس بازي كند، اما ديگران او را بازي دادند تا با ناراحتي، تهران را 18 روز پيش ترك كند و به خانه اش برود و آنجا هم با مشكلات ديگري مواجه شود.
*توره به امارات نمي رود
درحالي كه مصطفوي مي خواهد با استراتژي متهم كردن توره بازي را به نفغ خود تمام كند مدير برنامه هاي او مي گويد: اين داستان را خود مصطفوي ساخته تا همه جوره توره را مقصر بداند و خودش از تمام كم كاريهايي كه كرده شانه خالي كند. توره اگر مي خواست در امارات بازي كند، تابستان هم مي توانست برود، اما برايش بازي در پرسپوليس اهميت ديگري داشت و مي خواهد يك سال ديگر در ايران بازي كند. شايد دوستان آقاي مصطفوي دنبال اين باشند كه توره را به اماراتي ها بفروشند كه البته در اين فوتبال چندان هم بعيد نيست. تا شنبه شب از او بي خبر بوديم كه بعد از رسيدن به كازابلانكا با هم تماس تلفني داشتيم. علاوه بر اينكه غيبت توره جاي هيچ گونه دفاعي ندارد و نمي توان آن را تأييد كرد، در يك سري موارد هم توره حق دارد كه قبلاً آن را به اعضاي هيأت مديره گفته ايم. آنها هم در جريان هستند.
جلسه يا دادگاه ؟
مهاجم گمشده بعداز جلسه فردا تكليف خود را مي داند كه بايد با قطبي هم صحبت كند يا نه. اگر در همان جلسه اول توضيح كافي نداشته باشد، بايد فاتحه بازي با پيراهن پرسپوليس را بخواند، اما اگر همه چيز به خوبي و خوشي تمام شود آن وقت قسمت دوم دعواها شروع مي شود: جايي كه توره و قطبي بايد با هم روبه رو شوند و البته بايد ديد جنتلمن پرسپوليس كه يك تنه براي دفاع از دي كارمو جلوي همه ايستاده است، براي نيمكت نشين كردن توره تا كجا پيش مي رود. قاعده كلي اين را مي گويد كه توره ناآماده مدتها بايد بيرون بنشيند، اما احتياج به او نيز غيرقابل انكار است. تفاوتهاي كيفيتي دي كارمو و توره كاملاً مشهود است، اما الآن ديگر همه مي دانند كه قيمت توره كمتر از دي كارموست و شايد هم به همين دليل است كه قطبي مي خواهد ضرب شستي نشان دهد، اما شايد تماشاگران با توجه به بازي ضعيف دي كارمو آن را چندان تحمل نكنند.
*توره: همه حرفهايم را مي زنم
ابراهيم توره را چطور مي شود پيدا كرد؟ يك شماره موبايل مراكش از او پيدا مي شود( 4363...212+) اما حاضر نيست حرف بزند، شايد هم چندان از عواقب غيبت طولاني خبر ندارد و به همين دليل با همان يك ذره انگليسي كه صحبت مي كند مي گويد: مشكلات خانوادگي داشتم و بعد از آن هم مشكل تهيه بليت جديد. اما زود به تهران مي رسم و توضيح مي دهم. بعد از گفتگو با مدير عامل و قطبي حاضر هستم كه هرسؤالي كه خواستيد بپرسيد.

  


مولتي ميلياردر استقلال را بشناسيم ؛ ارثيه پدري!

 

* آرش محمدي

روزي كه امير قلعه نويي در ر ختكن آزادي با لحني تمسخرآميز به دوستانش اعلام كرد «هيچ كس در اين باشگاه نيست كه به فكر تيم





باشد اصلاً انگار نه انگار اين تيم مشكل مالي دارد» كسي تصور نمي كرد به فاصله چشم به هم زدني اين موضوع از سوي مسعود زريبافان برطرف شود.
امير كه در هر محفلي از آرزوي استقلالي ها مبني بر داشتن فردي نظير حسين هدايتي صحبت مي كرد با اخراج ناگهاني فتح ا...زاده و ورود امير رضا واعظ آشتياني به آرزوي بزرگ خود دست يافت تا ديگر مشكلي براي دريافت پول نداشته باشد.
اما براي آبي هاي پايتخت مهم بود كه علي انصاري كيست؟
شايد اين سؤال براي خيلي از علاقه مندان باشگاه استقلال مطرح باشد كه فرد تازه وارد كيست و از كجا آمده است؟
براي رسيدن به پاسخ اين پرسش بهتر است از اينجاي گزارش با حواس جمع خطوط را با دقت بخوانيد.
علي انصاري فردي است كه تا چند سال قبل صاحب سرمايه اي اندك در بازار تهران بود. با رسيدن ارثيه بزرگي به او مرد افسانه اي امروز استقلالي ها پا به دوره جديدي از زندگي اش گذاشت.
انصاري با فعاليت نه چندان حرفه اي در بازار متوجه شد آينده ساخت و ساز در ايران بشدت سودآور است، از اين رو بخشي از سرمايه كلان خود را در بازار ساخت و ساز به كار گرفت تا بتواند از سود سرشار ساخت و ساز ارزش سرمايه خود را افزايش دهد. او روز به روز به صفرهاي دارايي هايش اضافه مي كرد بدون اينكه لحظه اي تصور كند آينده اش به نوعي با ورزش گره خواهد خورد.
پس از سالها علي انصاري كه حالا به يك سرمايه دار سرشناس تبديل شده بود، وارد عرصه چوب و مبلمان ايران شد، او به واسطه ارتباطش با برخي مردان بزرگ بازار مبل ايران توانست فروشگاه نه چندان بزرگي را در تهران راه اندازي كند. انصاري كه سياستهاي اقتصادي مطلوبي داشت توانست در بازار مبل تهران پا بگيرد و در آنجا به عنوان يكي از نفرات شاخص نام خود را در كنار صاحبان اين صنعت قرار دهد.
انصاري كه پيش بيني مي كرد حاضران در اين صنعت به محلي به عنوان محل اصلي بورس بازار مبل ايران نياز دارند با تدبيري بلند مدت موضوع راه اندازي بازار مبل ايران را به دو تن از مالكان تأثيرگذار در اين صنعت پيشنهاد داد و توانست به عنوان مجري اين طرح كار را براي يك پيشرفت چشمگير استارت بزند. او با كمك دو دوست ديگرش توانست فاز شماره يك بازار مبل ايران را بسازد و اين پروژه عظيم را راه اندازي كند، با راه اندازي اين مجتمع علاقه او براي ساخت و سازهاي بعدي و گسترش بازار مبل ايران افزايش يافت و در گام بعدي بازار مبل خاورميانه و بازار «ارضي» را در محله يافت آباد تهران راه اندازي كرد تا اين محله به عنوان يك قطبي صنعتي در بين مبل فروشان و فعالان اين صنعت نامي در بين نامها داشته باشد.
آرزوي علي انصاري راه اندازي فاز دوم، سوم و چهارم بازار مبل ايران بود. او دوست دارد در چهار ضلع چهارراه يافت  باد بازارهايي شبيه به هم بسازد تا از تهران و محله يافت آباد به عنوان قطب صنعت مبل خاورميانه نام برده شود.
او مذاكرات ابتدايي خود را براي خريد زمينهاي مورد نظر آغاز كرد، اما به دليل حضور نداشتن يكي از مالكان زمينهاي مورد نظر، كار انصاري براي ساخت و سازهاي كلان به مشكل خورد تا او نتواند آرزوي بلند مدت خود را عملي كند.
انصاري كه هر روز نامش به عنوان يك فرد مولتي ميلياردر در محافل سياسي و اجتماعي به گوش مي رسيد با پيشنهاد دو دوست سرشناس اقتصادي وارد جرگه ورزشي ها شد؛ اميررضا واعظ آشتياني كه در درجه اول يك فرد اقتصادي نام دارد تا ورزشي به وي پيشنهاد عضويت در هيأت رئيسه فدراسيون دوچرخه سواري را داد تا او به عنوان يكي از اعضا در جمع مردان تأثيرگذار هيأت رئيسه فدراسيون دوچرخه سواري قرار گيرد.
انصاري با اين شرط كه زياد نامي از او در عرصه ورزش مطرح نشود فعاليت در اين عرصه را پذيرفت، اميررضا واعظ آشتياني با پذيرش اين شرط او را متقاعد كرد نامش در بين اعضاي هيأت رئيسه فدراسيون دوچرخه سواري قرار گيرد. بدين ترتيب او با كسب عنوان نايب رئيسي اول توانست به عرصه ورزش هم وارد شود. با ورود انصاري به فدراسيون دوچرخه سواري شاهد رويدادهاي مباركي در اين رشته بوديم. واعظ آشتياني با هدايت سرمايه انصاري توانست موفقيتهاي چشمگيري را براي رشته دوچرخه سواري رقم بزند. انصاري نيز بدون حاشيه هاي كاذب به كار خود ادامه داد و هر از چندگاهي سر كيسه را شل مي كرد تا رشته دوچرخه سواري از عوايد سرمايه او استفاده كند.
پس از ورود هدايتي به عرصه ورزش بويژه فوتبال و هيأت مديره باشگاه پرسپوليس مديران كلان سازمان تربيت بدني در اين انديشه بودند كه فردي را با توانايي انصاري وارد بازيهاي پشت پرده استقلال نمايند كه اين اتفاق تنها در صورتي رخ مي داد كه فردي مثل آشتياني مديرعامل استقلال مي شد.
با انتخاب آشتياني اين تضمين از سوي مديرعامل جديد داده شد كه انصاري هم به استقلال مي آيد. با ورود انصاري به سرزمين آبي ها يك مرد مولتي ميلياردر وارد جمع مديران استقلال شد تا استقلالي ها مثل پرسپوليسي ها از وجود سرمايه داري نظير هدايتي سود ببرند.
ورود انصاري هم براي استقلاليها خوش يمن بود، هم براي انصاري، زيرا عضو هيأت مديره باشگاه استقلال پس از چند روز از ورود به استقلال توانست يكي از فروشگاههاي بزرگ بازار مبل را با رقمي نزديك به 7 ميليارد تومان بخرد و بازار مبل شماره يك مبل ايران را به نام خود سند بزند.
انصاري را كه از اين اتفاق بشدت خرسند شده بود سر كيسه را شل كرد تا حسابي براي آبي هاي پايتخت ريخت و پاش كند.
اعطاي پاداش يك ميليون و 600 هزار توماني به خاطر دو پيروزي در ليگ برتر به هر يك از بازيكنان استقلال نمونه اي كوچك از اين ريخت و پاشها بود.
امير قلعه نويي از اينكه مديران استقلال فردي نظير انصاري را وارد مجموعه مديريتي باشگاه استقلال كرده بودند بسيار خرسند بود، اما انصاري از اين همه ريخت و پاش هدفي را دنبال مي كرد كه پيامدهاي آن در سالهاي بعد خودنمايي خواهد كرد! او علاقه بسيار زيادي به استفاده از مربي خارجي دارد و يكي از دلايلي كه اميررضا واعظ آشتياني در فدراسيون دوچرخه سواري از مربي خارجي براي تيم ملي استفاده كرد اصرار علي انصاري به اين كار بود.
او در استقلال هم اين هذف را دنبال مي كند، اما با موفقيتهاي اخير اين تيم فعلاً چنين مسأله اي امكان پذير سازگار نيست.
البته ترديد نداشته باشيد كه مربي فصل آينده استقلال گذشته از كسب هر نتيجه اي يك مربي كاربلد خارجي است.

  


رستاخيز ستاره هاي سوخته

 

* رسول بهروش

ليگ هشتم حرفه اي فوتبال ايران، از انرژي فوق العاده زيادي بهره مي برد. وفور تيمهاي خوب شهرستاني، قدرتمند بودن توأمان



پرسپوليس و استقلال و حضور گسترده تماشاگران در ورزشگاه هاي محل برگزاري مسابقات، باعث شده است كه امسال شاهد ليگ متفاوتي باشيم. در عين حال جالب است بدانيد كه يكي از ويژگي هاي ليگ امسال، احياي بازيكنان بي شماري است كه سال گذشته روزهاي خوبي را سپري نمي كردند. ستاره هاي سوخته اي كه تا پايان سال قبل بازيكناني عمدتاً تمام شده و نااميد كننده تلقي مي شدند، امسال به كمك تغيير تيم و يا تغيير مربي و البته در موارد نادري تغيير شرايط شخصي، دوباره شروع به درخشش كرده اند كه مرور سرنوشت برخي از آنها در اين شماره خالي از لطف نيست.

سيد مهدي سيد صالحي؛ روزهاي دور از سپاهان
دل سيد از سپاهان بد جوري پر است. اختلاف سيد صالحي با هادي عقيلي بر سر تصاحب بازوبند كاپيتاني طلايي پوشان، در نهايت منجر به خروج سيد از اصفهان شد. با اين حال اگر سيد هيجان (لقب اهدايي به سيد صالحي از سوي فرهاد كاظمي!) مي دانست چه خيري در بيرون رفتن از نصف جهان براي او نهفته است، خيلي زودتر از اين حرفها دست به كار مي شد.




سيد مهدي سيد صالحي در چهار دوره اخير ليگ برتر براي سپاهان تنها موفق به زدن هشت گل شده بود، با اين حال تا همين هفته دوازدهم هفت گل براي پيكان زده است كه اتفاقاً يكي از زيباترين آنها برابر همين سپاهان بوده است. سيد صالحي يكي از هديه هاي ليگ هشتم به فوتبال ايران بود؛ مردي كه به تازگي راهي تيم ملي فوتبال هم شده است.

علي كريمي؛ اراده كرد آماده شود!
يكي از ديگر احيا شدگان فوتبال ايران در ليگ هشتم، علي كريمي بوده است. يكي از بهترين بازيكنان تاريخ فوتبال ايران بعد از





جنجالهاي مربوط به دعوت نشدنش به تيم ملي و نيز محروميت در نظر گرفته شده براي او از سوي فدراسيون، تصميم گرفت راهي پرسپوليس شود تا خيلي چيزها را به اثبات برساند. به اين ترتيب، بازيكني كه در دو سال گذشته عمرش را در قطر تلف كرده بود، با هزينه اي معادل گذشتن از پنج ميليارد تومان، به ورزشگاه آزادي آمد تا هيجان ليگ را دو چندان كند. در همين چند هفته اخير، جادوگر پنج گل به ثمر رسانده تا دايي به اجبار او را دعوت كند. در مورد او نكته جالب اين جاست كه مرز بين آمادگي و ناآمادگي او تنها يك «اراده» است!

مهدي شيري؛ بازگشت به خانه اول
روزهاي اوج مهدي شيري از ليگ اول و دوم حرفه اي در برق شيراز آغاز شد، اما هافبك بسيار تكنيكي شيرازي با انتخابهاي ضعيفش در استقلال اهواز، استقلال تهران و صباباتري روزهاي بسيار بدي را گذراند. با اين حال بازگشت شيري به خانه پدري، برايش بسيار خوش يمن بود؛ چه اينكه فصل گذشته و اين فصل شاهد نمايشهاي بسيار خوب اين بازيكن بوده ايم. به ويژه در ليگ هشتم شيري مهره بسيار تأثيرگذاري بوده است. تاكنون اين بازيكن، چهار گل به ثمر رسانده و سه پاس گل نيز ارسال كرده است. به ويژه همكاري هاي او با كريميان در نوع خود جالب و بسيار مفيد بود.

پيروز قرباني؛ يك اخراجي كه كاپيتان شد
پيروز قرباني، فصل گذشته تلخ ترين روزهاي زندگي اش را سپري كرد. از طرفي متهم شدن او به اضافه وزن و مانور رسانه ها روي اين موضوع براي پيروز يك كابوس شده بود و از سوي ديگر اختلافات عجيب قرباني با فيروز كريمي در دو نوبت باعث اخراج اين مدافع شد. در اين شرايط، بازگشت امير قلعه نويي به استقلال، بيش از همه به سود قرباني بود، به طوري كه علاوه بر حضور ثابت در زمين و نيز به ثمر رساندن سه گل تا اين هفته، او به واسطه نيمكت نشين شدن فرهاد مجيدي صاحب بازوبند كاپيتاني هم شد تا در فاصله چند ماه، از فرش به عرش برسد.

فريد عابدي؛ ستاره فيروز آبادي
سالهاست كه شاهد حضور فريد عابدي در پيشاني خط حمله تيم برق شيراز هستيم. با اين همه او معمولاً چيزي بيشتر از يك بازيكن متوسط نبوده است. در اين شرايط، ليگ هشتم براي مهاجم فيروزآبادي و تحصيلكرده برق، شرايط ديگري دارد. او تا اين هفته از رقابتها، هفت گل به ثمر رسانده و دو پاس گل ارسال كرده كه حتي با اتكا به اين آمار، در برهه اي لقب مؤثرترين بازيكن ليگ را به خود اختصاص داد.
به نظر مي رسد، عابدي رفته رفته در برق شيراز جايگاه خود را تثبيت مي كند و به ويژه در سال جاري به خاطر قرار گرفتن در كنار هافبكهاي توانا و خلاق، روزهاي خوبي داشته است.

عيسي ترائوره؛ بازگشت يك آفريقايي
عيسي ترائوره مهاجم اهل مالي فوتبال ايران، با درخشش ضمني در پرسپوليس عرض اندام كرد. با اين همه بعد از ليگ سوم، كمتر شاهد هنرنمايي هاي اين بازيكن بوديم. او كه نيم فصل اول ليگ هفتم خارج از فوتبال ايران به كار مشغول بود، از نيم فصل دوم به سايپا آمد و در ليگ هشتم روزهاي خوبي را سپري مي كند.
گرچه بنا بود اين تيم كرجي روي كاكل خريدهاي گرانقيمتي نظير ميرقرباني، كعبي، پروين و آقايي بچرخد، اما در آشفته بازار اين فصل اين تيم ليگ برتري و قعرنشين، عيسي ترائوره با زدن چهار گل و ارسال يك پاس گل، تأثيرگذارترين بازيكن بوده است. جالب است بدانيد كه عيسي فعلاً از مطالبات خود از پرسپوليس صرفنظر كرده است.

امين متوسل زاده؛ غير قابل مقايسه با پارسال
مهاجم 125 ميليون توماني پگاه رشت در ليگ هفتم، آنقدر گل نزد كه اعصاب تمام رشتي ها را خرد كرد.
امين متوسل زاده كه تاهفته سي و يكم سال گذشته موفق به گشودن دروازه حريفان نشده بود، سال جاري را با عضويت در تيم مقاومت سپاسي شيراز آغاز كرد تا زير نظر شاغلام به بازيها برگردد. او تا پايان هفته دوازدهم با به ثمر رساندن چهار گل، تعجب همگان را برانگيخته است! جالب اينكه شاغلام معمولاً با ساختن بازيكنان گمنام و تبديل آنها به ستاره شناخته مي شود، اما در اين فصل با احياي متوسل زاده، پرده ديگري از هنرمندي هاي خود را به نمايش گذاشت.
حجت زاد محمود؛ از قهر لوكا تا ستون مجيد كامپيوتر
حجت زاد محمود كه خيلي ها او را از زمان حضور در استقلال اهواز به ياد مي آورند، فصل گذشته روزهاي كابوس واري را سپري كرد. اوج ناكامي هاي اين مهاجم جنوبي، قهر با لوكا در اواخر حضور اين سرمربي در سپاهان بود كه به دوري او از ميادين انجاميد. با اين همه، حضور زاد محمود در فولاد خوزستان و همكاري با مجيد جلالي فصل ديگري را براي اين بازيكن رقم زد، به طوري كه زاد محمود تا اين هفته از رقابتها موفق به زدن چهار گل شده است. جلالي كه به ارايه فوتبال تهاجمي مشهور است، براي هفته هاي آينده نيز روي زاد محمود حساب ويژه اي باز كرده است. براي اين بازيكن، انگار هواي خوزستان، هواي ديگري است!

آرش برهاني؛ گل نزني كه هت تريك كرد!
دنيا به كام آرش برهاني است. مهاجم اسبق پاس و تيم ملي اميد، فصل گذشته با اقتدار لقب «گل نزن» را به خود اختصاص داد و حتي اجازه نزديك شدن هيچ فورواردي در اين زمينه به خود را نمي داد! با اين وصف حكايت فصل جديد، چيز ديگري است. آرش برهاني كه در كل ليگ هفتم هشت گل به ثمر رسانده بود، تا اين جاي كار 9 گل در ليگ جديد زده است تا در صدر جدول گلزنان قرار بگيرد. شما فكرش را بكنيد، وقتي آرش هت تريك مي كند، چه اتفاقاتي ممكن است افتاده باشد! او آنقدر متحول شده كه گل قيچي برگردان هم مي زند! با اين شرايط به نظر مي رسد تلاش استقلالي ها براي خريدن مهاجم جديد بيهوده باشد.

سياوش اكبرپور؛ فقط با لباس آبي!
سياوش اكبرپور كه در فجر سپاسي چهره شد، يكي از اركان قهرماني استقلال در ليگ پنجم بود. زوج او و رضا عنايتي خاطرات زيادي را براي هواداران اين تيم رقم زد. در چنين شرايطي، اكبرپور فصل قبل، روزهاي بسيار بدي را با الظفره سپري كرد، به طوري كه در تمام سال تنها موفق به زدن دو گل شد و در نهايت با حالتي شبيه به اخراج، شاهد تمديد نشدن قراردادش بود. در اين اوضاع و احوال، او نيز بازگشت پرفروغي به تيم سابقش داشت. اكبرپور تا اين جاي كار سه گل زده و چهار پاس گل ارسال كرده و در كنار برهاني، جباري و جان واريو، پيكان تهاجمي استقلال را زهردارتر از هر زمان ديگري كرده است.

فراز فاطمي؛ سلام سيد
از مدتها پيش تر، شايد از همان زماني كه فراز فاطمي دوران اوجش را در استقلال به پايان برد، ديگر كسي روي سيد حساب نمي كرد. بازگشت او به سطح اول فوتبال ايران در لباس پرسپوليس هم نتوانست مهاجم سالهاي دور فجر سپاسي را احيا كند. با اين همه در كمال شگفتي، حضور فاطمي در مس كرمان و زير نظر پرويز مظلومي، او را به فوتبال باز گرداند.
فاطمي كه سال گذشته در پرسپوليس نيم فصل اول يك نيمكت نشين و در نيم فصل دوم يك سكو نشين مطلق بود و تنها يك بار موفق به گذراندن توپ از خط دروازه مس كرمان شد، تا اين هفته از ليگ هشتم چهار گل براي نارنجي پوشان زده و يك پنالتي هم گرفته تا كارنامه مقبولي داشته باشد.

  


روي 300 -200  هزار تومان فكر كنيد؛ سركشي در قبض تلفن همراه فوتباليستها

 

* امير وفايي

سرويس ورزش:«كسي كه سالي 300-200 ميليون تومان پول مي گيرد، ترسي از زياد صحبت كردن با تلفن همراه ندارد.» اين هم



حرف جالبي است. به هرحال بازيكني كه قرارداد نجومي مي بندد و تنها كار مفيدش روزي دو، سه ساعت تمرين يا مسابقه است، بايد بقيه ساعات روزش را هم پر كند.
هرچقدر هم كه زياد بخوابد و به رستوران و... برود، باز هم روزي چند ساعت وقت خالي دارد. صحبت كردن با تلفن هم يكي از راههاي پر كردن اوقات فراغت است.
بين بازيكنان مطرح فوتبال، باز هم عليرضا واحدي نيكبخت در بالاهاي جدول است! او نسبت به اكثر بازيكنان مطرح فوتبال ايران بيشتر با تلفن صحبت كرده است.
قبض تلفن مهاجم پرسپوليس براي تاريخ اول خرداد تا اول مرداد كه دومين قبض سال 87 به حساب مي آيد، 300 هزار و 700 تومان شده، اما نيكبخت هرچقدر كه در زمين فوتبال سرتر از فرهاد مجيدي است، در قبض تلفن به گرد پاي فرهاد مجيدي هم نمي رسد. مهاجم استقلال بايد تا چند روز ديگر 482 هزار تومان به حساب مخابرات بريزد، در غير اين صورت تلفن او قطع مي شود. احتمالاً امير قلعه نويي از مبلغ قبض تلفن همراه مجيدي خبر دارد كه او را به زمين نمي فرستد! علي انصاريان و حسين كعبي هم از آن بازيكناني هستند كه پول زيادي خرج حرف زدن مي كنند. قبض اين دوره تلفن همراه انصاريان 216 هزارتومان و قبض كعبي 206 هزار تومان شده. اين وسط مي شود به بازيكناني مثل منصوريان (176 هزارتومان)، مجتبي جباري (165 هزار تومان)، كريم باقري (146 هزار تومان)، محسن خليلي (144 هزارتومان)، عباس آقايي (135 هزار تومان)، صابر ميرقرباني (130 هزار تومان) و سياوش اكبرپور (124 هزار تومان) هم اشاره كرد كه از زبان خود زيادي كار مي كشند، اما بين بازيكنان معروف فوتبال خيلي ها هم هستند كه قبض تلفن همراهشان كم مي شود. البته خيلي از فوتباليستها دو يا سه خط تلفن همراه دارند كه غير از يكي، بقيه اش خط ايرانسل است.
وحيد طالب لو از بازيكناني است كه با مبلغ قبض تلفن همراهش بايد او را يكي از كم حاشيه ترين فوتباليستهاي ايران دانست. قبض او فقط 32 هزار و 600 تومان شده كه اين در مقابل قبض بازيكنان ديگر فوق العاده كم است. حسين كاظمي هم با قبض 84 هزار توماني اش نشان مي دهد زياد اهل زنگ زدن نيست. اين را هم در نظر بگيريد كه بين بازيكنان معروف فوتبال غير از طالب لو و كاظمي كسي پيدا نشد كه قبض تلفن همراهش كمتر از 100 هزارتومان شده باشد.

  


رونالدينيو و آدريانو اسير حاشيه؛ شيطنت برزيلي در ميهماني شبانه ميلان

 

شايد هدف تنها تفريح و سرگرمي بعد از يك يكشنبه نفسگير و چند ساعت استراحت و وقت گذراني در سطح شهر بود. اما هرچه بود و نبود، خبر به روزنامه ها رسيد و مربيان عصباني تيمها هم خيلي زود تدابير لازم را براي تنبيه و مجازات بازيكنان خاطي اتخاذ كردند.
ماجرا از اين قرار بود كه رونالدينيو و آدريانو مي خواستند براي اولين بار از زماني كه مهاجم سابق بارسلونا به ميلان پيوسته يك شب را با هم در يكي از معروفترين كلابهاي شبانه اين شهر سپري كنند. هردو ساعاتي قبل با تيمهاي باشگاهي خود به ميدان رفته بودند و اين فرصت مناسبي بود تا تنش ناشي از بازيهاي بعد ازظهر به نحوي جاي خود را به چند ساعت پرسه زني و گوش كردن به موسيقي مورد علاقه بدهد.
آدريانو و رونالدينيو با هم حدود ساعت 12/30 نيمه شب به كلاب «لومينال» رسيدند. البته آنها را چند دوست ديگر برزيلي در چهار خودرو مختلف همراهي مي كردند. براي اينكه حواس عكاسان كنجكاو و هواداراني كه معمولاً در اين گونه موقع امضا مي گيرند، پرت شود، صاحبان اين كلاب معروف آنها را از يك در مخفي به داخل راه دادند. ولي حضور آنها در اين مكان از نگاه تيزبين افراد كنجكاو درامان نماند و سرويسهاي امنيتي مجبور شدند براي حفظ حريم شخصي رونالدينيو و آدريانو و دوستان برزيلي آنها، ميز آنها را كاملاً از بقيه جدا كنند.
ستاره هاي برزيلي دو تيم شهر ميلان كه هردو شبيه به هم لباسهاي گشاد شبيه خواننده هاي رپ آمريكايي پوشيده بودند تا ساعت سه بعد از نيمه شب در اين كلاب ماندند و وقت خود را صرف خنده و شوخي و خوشگذراني با همراهانشان كردند و سپس اين محل را از همان دري كه وارد آن شده بودند، ترك كردند. البته در اين كلاب شبانه محمد سيسوكو كه يكي از مشتريان پروپا قرص كلابهاي شبانه در ايتالياست هم حضور داشت.
بالوتلي و اوبينا ديگر بازيكنان اينتر هم كه پيشتر بارها در همين محل مشاهده شده اند، اگر خوزه مورينيو بعد از اتمام بازي يكشنبه بدان شكل سرآنها داد نكشيده بود، مطمئناً در جمع آنها حضور پيدا مي كردند.
رونالدينيو و آدريانو بعد از ترك اين محل به يك كلاب ديگر رفته و تا ساعت 4/30آنجا ماندند و سپس به خانه برگشتند. اين اولين بار بود كه آدريانو بعد از ماهها در كلابهاي شبانه ميلان ديده مي شد. سال قبل او به خاطر همين رفتارش بارها مورد غضب مانچيني مربي سابق اينتر قرار گرفت و در نهايت به سائوپائولو قرض داده شد. رونالدينيو اما به دليل مصدوميت از آنچلوتي اجازه دو روز استراحت داشت.
روز دوشنبه با شروع تمرينات تيمها، آنچلوتي و مورينيو مربيان ميلان و اينتر چاره اي نداشتند جز اينكه در مورد اين ماجرا به پرسشهاي مختلف خبرنگاران پاسخ دهند. اگر آنچلوتي با لحني شوخ و همراه با خنده گفت كه خودش تا ساعت 5 صبح به رونالدينيو استراحت داده بوده، اما آقاي خاص كه همه هفته را در رختكن اينتر گرد و خاك كرده بود و حتي از كنارگذاشتن دو سه نفر از اعضاي تيم حرف زده بود، با اينكه آدريانو در تمرين نراتزوري تأخير چنداني نداشت، ولي به محض اينكه به آپيانو جنتيله رسيد، مورينيو او را به خانه فرستاد و مهاجم برزيلي هم محل تمرين را با خودرويش ترك كرد.
مورينيو زماني كه مي خواست نام اعضاي تيم را براي بازي روز چهارشنبه مقابل فيورنتينا اعلام كند آدريانو را از فهرست تيم حذف كرد. علاوه بر آدري، نام خوليو كروز مهاجم آرژانتيني اينتر هم كه در جريان ديدار با جنوا مورد غضب مورينيو قرار گرفته بود، از فهرست تيم خط خورد.
آقاي خاص در مورد آدريانو و كروز از هرگونه اظهار نظري خودداري كرد. ولي در توجيه ناراحتي خود گفت: من بازيكن را اگر خوب بازي نكند تنبيه نمي كنم ولي اگر براي تيم بازي نكند، بشدت مورد سرزنش قرار مي دهم. براي من فقط اين نكته مهم است. آنهايي كه با تيم به فلورانس مي آيند، بايد در خدمت اينتر باشند و براي اين تيم بازي كنند.
مورينيو كه هنوز نمي تواند نتيجه تساوي بدون گل مقابل جنوا را قبول كند گفت كه اگر به عقب برگردد هرگز بالوتلي، اوبينا و كروز را به تركيب تيم اضافه نمي كند.

  


فرانسه، مورينيو؛ دعوا بالا گرفت

 

خوزه مورينيو مربي اينتر حالا در فرانسه هم كلي دشمن دارد. مورينيو كه چندي پيش مسؤولان تيم ملي فرانسه را به خاطر مصدوميت پاتريك ويرا هافبك تيمش به سهل انگاري متهم كرده بود، تخمين زده كه ويرا احتمالاً همچنان هفته هاي زيادي را دور از ميادين سپري خواهد كرد.
ويرا 11 اكتبر گذشته در حالي كه مشغول گرم كردن خود قبل از شروع مسابقه فرانسه مقابل روماني در رقابتهاي مقدماتي جام جهاني 2010 بود، مصدوم شد.
مورينيو هم در جريان يكي از كنفرانسهاي خبري خود با خبرنگاران درحالي كه از اين موضوع بشدت عصباني بود، گفت: او حالش بهتر شده اما همچنان نمي تواند بازي كند. من قبلاً هم بازيكنان فرانسوي ديگري در چلسي داشتم كه همين شرايط را داشتند و از بازيهاي ملي مصدوم باز مي گشتند و يا چند روز بعد در تمرينات تيم مصدوم مي شدند.
مورينيو درعين حال گفت اميدوار است، ويرا براي بازي دوستانه تيم ملي فرانسه با اروگوئه كه در ماه نوامبر انجام مي شود، به اردوي تيم دعوت نشود.
بازي رسمي بعدي فرانسه در سال 2009 خواهد بود و از آنجايي كه وقتي بازيكن در بازيهاي ملي شركت مي كند، برايش مشكلاتي پيش مي آيد، منطقي تراست كه بگذارند او در باشگاهش تمرين كند و براي بازي رسمي سال 2009 او را دعوت كنند. اما شرط مي بندم كه او براي بازي دوستانه ماه نوامبر انتخاب شده است. وقتي من به اينتر آمدم، ويرا در تيم ملي مصدوم شده بود. او بعد از مدتي برگشت و عالي بازي مي كرد. پاتريك براي اولين بار در چند سال اخير در 4 مسابقه پشت سر هم بازي كرد و واقعاً عالي ظاهر شد. پس از آن مجدداً مصدوم شد و اكنون دور از ميادين است.
صحبتهاي سرمربي اينتر واكنش تند مقامات فدراسيون فوتبال فرانسه را به همراه داشت كه اظهارات او را عليه كادر تيم ملي فرانسه «ناحق» خواندند.
فدراسيون فوتبال فرانسه به مورينيو يادآوري كرد كه آنها هيچ دليلي براي سرزنش كردن خود نمي بينند، براي اينكه پاتريك ويرا از مسابقه دوستانه فرانسه - اسپانيا كه 6 فوريه 2008 انجام شده بود، براي تيم ملي بازي نكرده است. اگر او بارها به اردوي تيم دعوت شده، متحمل هيچ ريسكي نشده است. به اعتقاد اين فدراسيون اگرچه در مسابقات ورزشي برد و باخت مهم است، اما سلامتي بازيكن مهمتر از هر چيز ديگري است. در بيانيه فدراسيون فوتبال فرانسه آمده كه اين تدابير نبايد به موضوعي براي شروع مجادله اي تازه تبديل شود.
پزشك تيم ملي آبيها آلن سيمون توضيح داده كه اين مصدوميت فقط يك بد شانسي محض بوده است و به هيچ عنوان مربوط به تمرينهاي نسنجيده كادرفني نبوده است.
رئيس فدراسيون فوتبال فرانسه اسكالت هم در جواب صحبتهاي اخير مورينيو گفت: حرفهاي مورينيو كاملاً غيرقابل توجيه هستند. فعلاً تيم ملي فرانسه را راحت بگذاريد زيرا در حال استراحت است.
در فرانسه همه دعا مي كنند كه صحبتهاي اخير آقاي خاص، بااعتراض دومنك مربي تيم ملي كه اوهم روحيه اي مشابه مرد پرتغالي دارد، مواجه نشود. اين دو در گذشته بارها با يكديگر از طريق روزنامه ها مشاجره هاي طولاني داشته اند. سال 2006، مورينيو كه يكبار ديگر در مورد مشكل حضور بازيكنان در تيم ملي حرف مي زد، دومنك را مجبور كرد تا او را يك كمدين بنامد. آنها يك بار ديگر هم سر ماكه له له با هم بحث كرده بودند.
مورينيو گفته بود كه هافبك چلسي برده تيم ملي است. دومنك هم در جواب مربي آبيها گفته بود: بله حقيقت دارد. من او را شلاق مي زنم و او هم در زمين مي دود!

  


پسر خلافكار به تركيب نيوكاسل بر مي گردد؛
آخرين شانس بارتون بعد از 74 روز حبس

 

در انگليس او دشمن شماره يك همه است. خيلي ها دوست داشتند كه او را مرده ببينند، حتي خيلي ها به اينكه او ديگر فوتبال بازي نكند و تا آخر عمر از حضور در ميادين ورزشي محروم باشد، راضي بودند.
پسر بد فوتبال انگليس بيشتر به خاطر كارهاي نادرستش معروف شده تا مسائل مربوط به ورزش و در طول دوران فوتبال خود در مجموع 400 ضربه عمد به بازيكنان تيمهاي حريف زده است، او اما بعد از دو بار زندان رفتن در كمتر از يك سال و محروميت ازحضور در بازيهاي ليگ برتر، دوباره متولد شده است.
بارتون بعد از اينكه سرش به سنگ خورده و در زندان به سزاي كارش رسيده و حسابي تنبيه شده، تصميم گرفته كه صفحات تاريخ زندگي خود را ورق زند و حتي مي خواهد به يك الگوي مناسب براي جوانان هم سن و سال خود تبديل شود.
هافبك 26 ساله نيوكاسل بعد از بازگشت مجدد به ميادين فوتبال گفت: من به خوبي مي دانم كه اين شهرت بد به خاطر زندان رفتن تا زمان مرگ مرا تعقيب مي كند و اين چيزي است كه به اين سرعت براي همه پيش نمي آيد. اما اميدوارم روزي الگويي شوم كه هيچ وقت نتوانستم باشم. بعضيها خودشان را با ديويد بكام و مايكل اوون كه واقعاً بازيكنان حرفه اي و نمونه اي هستند مقايسه مي كنند. من پسرهايي را در خيابان و زندان ديدم كه كمي خودم را در شخصيت آنها ديدم. زماني كه من با آنها از تجربه ها و كارهاي بدي كه در زندگي مرتكب شده بودم حرف مي زدم، مي فهميدم كه آنها به همه اين اصول احترام مي گذارند. بنابراين با كمي شانس من مي توانم آنها را تحت تأثير قرار دهم.
بارتون گذشته سنگيني را به دوش مي كشد: او از سوي اتحاديه فوتبال انگليس به دليل درگيري با اوسمان دابو، هم تيمي سابقش در منچستر سيتي از بازي در 6 مسابقه محروم و به تحمل 4 ماه حبس تعليقي محكوم شد. پيش از اين هم در دسامبر سال 2007 به 6 ماه زندان در پي درگيري در مركز شهر ليورپول محكوم شده بود.
بارتون كه در دربي شمالي ها مقابل ساندرلند به ميادين بازگشت، فهميده كه اين در حقيقت آخرين شانسي است كه براي از بين بردن تصويري كه در ذهن عموم از او شكل گرفته به او داده شده است. بعد از اين همه اشتباه كه خودش هم آنها را پذيرفته، بارتون آماده است تا همه تلاشش را بكند تا گذشته تاريكش از ذهنها پاك شود.
من بيشتراز هر كسي از اين آخرين شانسها داشته ام. پس بهتراز هر كسي قدرش را مي دانم و آن را از دست نخواهم داد. مي دانم كه استحقاق همه انتقادهايي كه از من مي شود را دارم. هر خطي كه عليه من نوشته شده حقيقت دارد. حرفي براي دفاع از خودم ندارم. چون قابل دفاع كردن نيستم. با اينكه بيشتر تخلفهايي كه انجام دادم مربوط به زماني بوده كه مشروبات الكلي مصرف كرده بودم ولي نمي خواهم آن را بهانه كنم.
بارتون كه بيشتر اشتباهاتش را تحت تأثير مصرف الكل انجام داده بود، حالا به خودش مي بالد، زيرا طي 10 ماه گذشته حتي يك ليوان مشروب الكلي هم دستش نگرفته است. من واقعاً به آينده مطمئن هستم. اگر مي توانستم به گذشته باز گردم و صفحه را برگردانم حتماً اين كار را مي كردم. اما نمي توانم. تنها كاري كه مي توانم انجام دهم اين است كه خودم را براي آينده آماده كنم و سعي كنم طوري رفتار نمايم تا براي همه اشتباهها و اعمال نادرستم بخشيده شوم.
گرچه بارتون بايد تلاش زيادي براي پاك كردن تمام اين سالهايي كه به خاطر بي انضباطي، خشونت و بي احترامي هدر داده بكند، اما حداقل توپ در زمين اوست و همان طوركه خودش هم گفته نمي تواند آخرين شانس را هدر دهد. بارتون گفته كه هجده ماه آخر زندگي او مثل جهنم بوده است.
وقتي كه همه خود را براي تعطيلات آماده مي كردند، من داشتم به اينكه قرار است به زندان بروم فكر مي كردم. ولي تكرار مي كنم كه همه آن اتفاقها به خاطر حماقت من بود. اكنون مي خواهم زندگي ام را يك بار ديگردر دست بگيرم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com