تبليغات X
 


صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-10-30
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 9آبان ماه 1387


نگاهي به مجموعه داستان «چيزي در همين حدود» اثر «به روژ ئاكره يي»؛
مرز ميان ما، هيچ وقت شكسته نمي شود...

 

* خديجه زمانيان

خواندن «چيزي در همين حدود» را، كتابفروشي كه مشتري دايمش هستم به من پيشنهاد داد. يك مجموعه داستان كوچك با جلد



صورتي كه طرح يك گوشي تلفن، روي جلدش جا خوش كرده است.پشت جلد كتاب، قسمتي از يك داستان مجموعه را نوشته بود. از داستان و قلم نويسنده خوشم آمد. كتاب را گرفتم و حالا كه خواندمش بايد بگويم از خريدن و خواندنش پشيمان نيستم!
اينكه بگوييم مجموعه «چيزي در همين حدود» مجموع 5 داستان كوتاه است و عنوان كتاب در ميان عناوين داستانهاي مجموعه ديده نمي شود، اهميتي ندارد، اما شايد بيان نكات ديگري از كتاب شما را به خواندنش ترغيب كند.
ماجراي بعضي از داستانهاي «چيزي در همين حدود» در ايران رخ مي دهد و بعضي در خارج از ايران. به اين صورت اثر تلفيقي است از داستانهايي كه نويسنده، فضاي داخل و خارج ايران را در بستر آنها كنار هم قرار داده است. به جز داستان «دريچه» كه سوژه نويي دارد و زيبا هم نوشته شده، سوژه بقيه داستانها تكراري است، اما قلم «ئاكره يي» خواندن چندباره سوژه ها را جذاب كرده است.
***




مخاطب وقتي داستان «دريچه» را مي خواند از ميانه داستان به دنبال رخ دادن اتفاقي است تا مسير داستان را عوض كند، اما هر چه پيش مي روي، مي بيني، نويسنده با طمأنينه بيشتر داستان را ادامه مي دهد و دست آخر هم هيچ اتفاقي نمي افتد! بلكه داستان فقط برشي است از زندگي زن و شوهري كه جدا از يكديگر زندگي مي كنند و فرزندشان بهانه ديدن هر از گاه آنهاست.
با اين حال، «دريچه» زيباترين داستان مجموعه است و چون به عنوان اولين داستان هم انتخاب شده (كه به نظر، انتخاب هوشمندانه اي هم هست) مخاطب را ترغيب مي كند بقيه داستانهاي مجموعه را هم بخواند. نمونه نثر «ئاكره يي» را در اين داستان بخوانيد:
مرد سعي كرد بخندد «نمي توني در و بازكني؟»
دختر گفت: «بابا آخه من مثل تو و مامان قوير نيستم...»
مرد گفت: «عزيزم، قوير نه!... قوي!» و خنديد.
دختر گفت: «خب.»
مرد چيزي نگفت.
دختر گفت:«بابا برم صندلي بيارم كه از اون سوراخه كه جاي چشمه نيگات كنم؟ اين جوري آخه سرم خسته مي شه.»
دريچه بسته شد. صداي گذاشتن صندلي از پشت در شنيده شد. مرد همچنان ايستاده بود.
دختر گفت: «بابا، پشتت چي قايم كردي؟»
مرد جعبه را گرفت سوي دريچه.
دختر گفت: «بابا، من از بالا نيگا مي كنم، تو چرا به پايين نشون مي دي؟ مگه من پايينم؟»
جعبه را بالا گرفت: «نمي توني در و باز كني؟ سخت كه نيست.»
دختر گفت: «بابا، در خونه ما مثل خونه تو يواش نيست... عروسكه؟ ... در مي آري ببينمش؟»
مرد همان طور كه جعبه را باز مي كرد، پرسيد: «حالا مامان چرا در و قفل كرده؟»
دختر گفت: «نمي دونم. آخه رفته چيز بخره. بابا چقدر قشنگه... وايسا!»
جعبه خالي را به ديوار تكيه داد. دريچه باز شد. چهار انگشت دختر بيرون آمد: «بابا، ببينم موهاش نرمه؟»
مرد موهاي طلايي عروسك را ريخت روي انگشتهاي دختر كه خنديد: «بابا چه قدر نازه... مگه نه؟»
مرد نشست و انگشتهاي دختر را گرفت، «آره، خيلي نازه... ببين نمي توني در و باز كني؟»
دختر گفت: «الان... وايسا!»
انگشتها رفتند و دريچه بسته شد.
***
اگر قرار به انتخاب بهترين داستانهاي مجموعه باشد، بعد از داستان «دريچه»، داستان «آيينه شكسته»، نخست به لحاظ نوع روايت و زاويه ديدي كه انتخاب شده و بعد به لحاظ لطافت محتوا، دومين داستان زيباي مجموعه خواهد بود. «آيينه شكسته» يك داستان عاشقانه است. داستان يك عاشق و يك فارغ! هميشه در اين نوع داستانها، شرح ماجراي دلدادگي از زبان عاشق دلسوخته نقل مي شود، اما «ئاكره يي» در اين داستان، اين سنت را شكسته و ماجرا اين بار از زبان طرف مقابل، نقل مي شود. كسي كه عاشق نيست، اما دلدادگي عاشق را مي بيند. نقل داستان با استفاده ازاين راوي باعث شده ناگفته هايي از ماجراي كهنه دلدادگي فاش شود و همين مسأله لطف ديگري به داستان داده و باعث جذابيت آن شده است.
«گوشي را مي گذارم. دوباره گوشي را برمي دارم. بوق تلفن توي گوشم انگار مي دود. هميشه همين جوري هاست. زنگ كه نمي زند دلتنگ مي شوم و زنگ كه مي زند نمي دانم چه بگويم؟... و من نمي توانم زنگ بزنم. هيچ وقت. مرزي ميان ما هست كه هيچ وقت شكسته نمي شود. نه من پا پيش مي گذارم، نه او...»
***
اگر مسأله سوژه هاي تكراري داستانها را ناديده بگيريم، بايد «چيزي در همين حدود» ئاكره يي را يكي از نمونه هاي موفق داستان كوتاه و ادبيات مهاجرت بدانيم و مهمترين دليل براي اين ادعا هم، قلم بسيار ساده و روان نويسنده است كه تا توانسته به مخاطب نزديك و با او همراه شده است. نمونه نوشته هاي «ئاكره يي» و ساير داستان نويسان نشان مي دهد ادبيات داستاني و بخصوص داستان ايراني، از پيچيده نويسي كه روزگاري گريبان داستان نويسي اين مرز و بوم را گرفته بود، دور شده و به مرزهاي ساده نويسي نزديك شده است.
«به روژ ئاكره يي» پيش از اين، مجموعه داستان ديگري نوشته بود به نام «ما اين جا هستيم» كه مجموع 12 داستان كوتاه مرتبط به هم بود كه نام هر داستان، ساعت و دقيقه اي از روز را نشان مي دهد و حالا او با دومين مجموعه اش دوباره نامش را سر زبانها انداخته است.
«ئاكره يي» غير از اين دو مجموعه، پنج مجموعه شعر به زبان كردي دارد. نقد مي نويسد و ترجمه مي كند. او متولد 1963 ميلادي در كردستان عراق است. و پانزده سال در ايران زندگي كرده و چهارده سالي مي شود كه در سوئد اقامت دارد و حالا در آنجا داستان مي نويسد، آن هم به زبان فارسي.

  


چند نگاه رسانه اي به فيلم تيزبين ؛ هيجان جامد!

 

* كميل سهيلي

كارگردان: دي جي كاروس
ونويسنده: دان مك درموت، هيلاري سيتز، تراويس رايت، جان گلن/ بازيگران: شيا لابوف، ميشله موناهان، روزاريو داوسون، بيلي باب



تورنتون/ استوديو: دريم ووركز پيكچرز - پارامونت/ افتتاحيه: 26 سپتامبر 2008/ بودجه:  80 ميليون دلار/ مدت زمان فيلم: 118/ امتياز منتقدان از 100: 43/ تعدا سينماها: 3516/ جمله تبليغاتي: اگر بخواهي زنده بماني بايد اطاعت كني.
ديالوگ به ياد ماندني: تو ميدوني كه آدمت رو عوضي گرفتي، نه؟
سايت رسمي: com.eagleeyemovie.www
گاف فيلم: در قسمتي از فيلم كه بچه ها درحال نواختن موسيقي هستند، چندين بار صداي بلند سنج شنيده مي شود، در حالي كه هيچ كدام چنين سازي در دست ندارند!
***
خلاصه داستان:جري شاو (لبوف) و راشل هولومان (موناهان) دو غريبه اند كه به خاطر يك تماس تلفني مشكوك از زني كه آنها هرگز نديده اند سر راه هم قرار مي گيرند. او آنها و خانواده شان را تهديد مي كند و آن دو را در موقعيتهاي خطرناكي قرار مي دهد. او با همين فناوريهاي موجود در زندگي روزمره هر حركتشان را كنترل مي كند و كم كم آن دو به كساني تبديل مي شوند كه توسط نيروهاي امنيتي تحت تعقيب هستند. آنان مجبورند با هم براي حل اين كه چه مشكلاتي سرشان مي آيد همكاري كنند و از آن مهمتر اين كه نمي دانند چرا اين اتفاقات مي افتند.
***
يك بار وقتي آلفرد هيچكاك، كارگردان مشهور سينما، هنوز كودك بود؛ پدرش براي اينكه پسر شيطان و سربه هوايش را ادب كند، او را تحويل دوستش كه پليس بود داد تا براي ساعتي كودك را حسابي ادب نمايد. اين كار عجيب هيچكاك پدر در اعماق ذهن كارگردان آينده سينما تأثير شگرفي گذاشت و شايد همين بود كه او را تبديل به استاد سينماي دلهره كرد. استادي كه در بسياري از فيلمهايش داستان شخصي را روايت مي كند كه بي گناه، مجرم شناخته مي شود! «شمال از شمال غربي» و «مردي كه زياد مي دانست» دو نمونه موفق در اين زمينه است.
فيلمهاي «بازي» ساخته ديويد فينچر و «نت» ساخته آيروين وينكلر نيز در چنين حال و هوايي ساخته شده اند. «تيز بين» نيز با محوريت چنين موضوعي ساخته شده است. دو غريبه به موجب يك تلفن مشكوك تبديل به مهمترين فراريهاي حكومت مي شوند، بدون اينكه حتي بدانند چرا بايد فرار كنند!
«تيز بين» بر اساس ايده اي از «استيون اسپيلبرگ» نوشته شده است و قرار بود كه خود او هم كارگرداني آن را برعهده بگيرد. اما اين كارگردان مطرح درگير پروژه ايندياناجونز شد و فيلمنامه به دست «كاروسو» افتاد. در اين پروژه 80 ميليون دلاري بار ديگر «لابوف» با «كاروسو» همكاري كرده است. سال گذشته نيز لابوف در فيلم پرفروش «ديستربيا» با اين كارگردان همكاري داشت. جالب اينجاست كه همزمان با اكران اين فيلم، بازي تلفن همراه آن نيز وارد بازار شده است.
***
و اما نگاه هاي رسانه اي به اين فيلم:
* شيكاگو سان تايمز: «نامعقول» كلمه خيلي معتدلي براي اين فيلم است. فيلم بعد از قسمت آغازين خود، حتي يك صحنه باورپذير هم ندارد.
* شيكاگو تريبون: فيلم خوبي است اگر بتوان اشتباه هاي جدي اش را ناديده گرفت، اما با اين روش نمي توان فيلمي ديد و بويژه اگر فيلم به موضوع امنيت ملي و تروريسم برگردد.
* اي آنلاين: با وجود شروع اميدبخش و جذاب فيلم، پس از گذشت نيم ساعت، فيلم به يك كار مضحك تبديل مي شود.
* اينترتيمنت ويكلي: شيا لابوف و ميشله موناهان فقط ادا در مي آورند و سريع مي دوند.
* هاليوود ريپورتر: يك فيلم هيجان انگيز تكنولوژي محور ابلهانه!
* رولينگ استون: آيا همه كساني كه در اين تريلر بي سر و ته بودند، مجبورند كه بدوند؟
* سيتل پست اينتليجنسر: يك تريلر جامد.
* يو اس اي تودي: تريلري پليسي كه تعليق چنداني ندارد.

  


اخبار كوتاه

 

* در تعطيلات آخر اين هفته فيلمهاي «مرا متهم بدان» (سينما 1) و «تخت جمشيد سر روزولت» از شبكه يك، «پليس پر دردسر» و «جنگ كانرز» از شبكه 2،  «شليك بزرگ» و «شجاعان» (صد فيلم) از شبكه 3،  «قتل عام روز سينت والنتاين» (سينما4) از شبكه4 و «تا پاي مرگ» از شبكه تهران در تعطيلات آخر هفته از شبكه هاي مختلف سيما روي آنتن مي رود.
* فاطمه معمتدآريا در نشست فيلم «خواب زمستاني» گفت: وقتي تمام قواعد و اصول حرفه اي شكسته مي شود، طبيعي است كه انتظار داشته باشيم از هر بازيگري چيزي را ببينيم كه نزديك به خصوصيات اوست و بازيگري هم متأسفانه مثل همه چيز قواعد خودش را از دست داده است.
* «راجر مور»، بازيگر 81 ساله و بلندآوازه سينماي آمريكا به خاطر يك عمر دستاورد سينمايي، نشان ملي ادبيات و هنر فرانسه را به گردن آويخت.وزير فرهنگ فرانسه در مراسم اعطاي اين نشان، بازيگر سابق فيلمهاي «جيمز باند» را «افسانه  تلويزيون و سينما» خواند. «راجر مور» در مراسم دريافت اين جايزه اعلام كرد، نشان ملي هنر و ادبيات فرانسه بيشتر از جايزه اسكار برايش ارزشمند بوده است.
* محمود دولت آبادي گفت: تئاتر در كشور ما هرگز نخواهد مرد و هيچ نيرويي نخواهد توانست آن را از بين ببرد چرا كه با عشق عجين شده است.
* با افتتاح ششمين جشنواره سراسري تئاتر رضوي كاروانهاي نمايشهاي رضوي در شهر تهران و استان خراسان شمالي از امروز عصر به حركت درمي آيند. اين جشنواره تا 16 آبان ماه جاري با اجراي 16 نمايش صحنه اي در بخشهاي اصلي، ميهمان و ويژه با برپايي شش مجلس تعزيه در مجموعه تئاترشهر تهران و تالارهاي حافظ و گلشن شهر بجنورد ادامه مي يابد.بنا بر اين گزارش، در طول برگزاري جشنواره سراسري تئاتر رضوي علاوه بر اجراي نمايشهاي صحنه اي و تعزيه با برگزاري ورك شاپهاي تخصصي و برنامه هاي سخنراني ظرفيتهاي نمايشي متون ديني و جايگاه تئاتر رضوي در چشم انداز فعاليتهاي فرهنگي - هنري امام رضا(ع) مورد بررسي و ارزيابي كارشناسان و متخصصان قرار مي گيرد.
* اميراحمد فلسفي، ايجاد رشته تخصصي خوشنويسي در دانشگاهها و انتشار منابع و مراجع اين هنر را يك ضرورت خواند.اين استاد خوشنويس،كيفيت آثار نمايشگاه خوشنويسان ايران را بسيار خوب ارزيابي كرد وگفت: هنر خوشنويسي تنها هنر اصيل ايراني در ميان ديگر هنرهاي تجسمي كشورمان است كه ريشه اي دو هزار ساله دارد و شايد يكي از دلايل عيار بالاي آثار خوشنويسي، تداوم هنرآفريني نسلهاي بسياري از گذشته دور تا اكنون باشد.
* جواد شمقدري مشاور رئيس جمهور در امور هنري در گفتگويي درباره اظهارات اخير مجيد مجيدي مبني بر عدم تمايلش براي ساخت مستند از سفرهاي استاني رئيس جمهور، و نيز عدم ورود به صحنه تبليغات انتخاباتي و حمايت از جريانات سياسي گفت: دغدغه آقاي مجيدي را درك مي كنم و اميدوارم ايشان بيش از حد محتاط نشده باشند.
* محمد حقوقي - شاعر و منتقد- مجموعه اي چهار جلدي از نوشته هايش را در دست چاپ دارد كه شامل نقدهاي او بر اشعار نيما، شاملو و شاعران جوان است.وي ضمن بيان آن كه جلد اول اين مجموعه چهار جلدي «لاك پشتها» نام دارد گفت: در اين جلد به شعرهاي نيما و شاملو پرداخته ام، اما در جلدهاي بعدي درباره شعر شاعران جوانتر بر اساس نمونه آثارشان نقدهايي را نوشته ام كه به مرور منتشر خواهد شد. البته جلد چهارم اين مجموعه هنوز كامل نيست.
* مينو فرشچي عضو هيأت انتخاب سومين جشنواره  فيلم دانشجويي معتقد است اگرچه فيلمهاي اين جشنواره از سطح بالايي برخوردار هستند؛ اما نگاه حاكم برآنها بشدت افسرده، سرخورده و مأيوس است.

  


پشت ويترين

 

* اگر اهل كتاب خواندن باشيد، حتماً آن زماني كه رمان «بازي آخر بانو» اولين اثر منتقد سرشناس ادبيات داستاني چاپ شد را يادتان هست، تقريباً اكثر كتابخوان ها سعي كردند اثر را مطالعه كنند تا ببينند خانم منتقد، چه طور داستان مي نويسد! اما مثل اينكه «سليماني» توانست مخاطبانش را راضي نگه دارد. حالا مدتي است دومين رمان اين نويسنده هم منتشر شده. اين رمان «خاله



بازي» نام دارد كه نشر ققنوس آن را منتشر كرده است.فضاي رمان «خاله بازي» دوگانه است. بخشي از اتفاقات اين رمان در تهران و بخش هايي در روستاهاي اطراف كرمان مي گذرد. شخصيتهاي اصلي اين رمان هم مثل رمان قبلي، زنان هستند.«خاله بازي» را بخوانيد، شايد اين اثر سليماني هم مورد توجهتان قرار بگيرد.
* خبر دوم به دوستداران شعر مربوط است كه كتابهاي شعر را پي گيري مي كنند.
«سعيد بيابانكي» به تازگي اثري را با عنوان «گزيده غزل جوان امروز» منتشر كرده و در اين كتاب 91 غزل از غزل هاي شاعران جوان را



گردآوري كرده است. «صالح سجادي، مريم جعفري، مهدي جمالزاده، محمود حبيبي، عليرضا رجبعلي زاده، مريم سقلاطوني، روشن سليماني، پانته آ صفايي، فريبا صفري، امين شيرازي، آرش فرزام صفت، عباس كيقبادي، محمد مرادي، عاليه مهرابي، مهرداد عطايي و فاطمه قائدي گرد» شاعراني هستند كه غزلهايي از آنها در اين اثر، آمده است.
* خبر سوم هم، خبر چاپ يك مجموعه داستان به هم پيوسته است. اين اثر «خواب هاي گمشده» نام دارد كه توسط «نادر وحيد» نوشته شده است. «خواب هاي گمشده» اگرچه يك مجموعه داستان به هم پيوسته است اما هر داستان مستقل و كامل است و اين مجموعه در نهايت يك كل را مي سازد. اما داستان «خواب هاي گمشده» درخصوص زندگي فردي استكه در جستجوي هويت گمشده اش، خاطراتش را مرور مي كند و سر از خانه پدري خود در مي آورد و اتفاقات متعددي براي او پيش مي آيد.«خوابهاي گمشده» داستاني شهري و رئاليستي است كه زبان ساده و روان دارد و شخصيتهاي داستان نيز اعضاي يك خانواده هستند.
«نادر وحيد» كه قبلاً چندين فيلمنامه نوشته و معروفترين آن فيلمنامه فيلم «قتل آن لاين» است اين اثرش را به تازگي توسط نشر ققنوس منتشر كرده است.
* خبر بعدي به چاپ يك كتاب نقد مربوط است.«مهدي پورعمراني» اثري منتشر كرده و در آن آثار تعدادي از داستان نويسان معاصر را نقد كرده است.
«صادق هدايت، بزرگ علوي، محمود دولت آبادي و احمد محمود» نويسندگاني هستند كه آثار داستاني كوتاه آنها در اثر «پور عمراني» مورد نقد و بررسي قرار گرفته است.
اين اثر «نقد و تحليل داستانهاي كوتاه داستان نويسان معاصر» نام دارد كه توسط نشر «بيستون» منتشر شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com