|
*حسن احمدي فرد
عبدالغفور محمدزاده رتبه برتر نوازندگي در جشنواره موسيقي فجر را در كارنامه هنري خود دارد و اين البته همه كارنامه او نيست. كارنامه او را شماري از همين رتبه ها پر كرده است و تلاش فراوان او براي بسط و گسترش موسيقي مقامي.
محمدزاده همچنان از نوازندگان جوان محسوب مي شود و شاگردان فراواني را تربيت كرده است كه پاره اي از آنان رتبه هايي از آن دست كه خود او كسب كرده، به دست آورده اند. آنچه مرا واداشت تا او را به حرف بكشم، نه هنرش در نوازندگي، بلكه تلاش فراوانش براي ثبت و ضبط آوازهاي سرزمين مادري اش است. محمدزاده اين روزها مراحل نهايي چاپ كتابي را مي گذراند كه به گفته هوشنگ جاويد در مقدمه همان كتاب يك اثر تحقيقي بي نظير است. عبدالغفور محمدزاده فرهنگنامه موسيقي شرق خراسان را طي سالهاي شاگردي اش در نزد استادان به نام موسيقي مقامي، ذره ذره گرد آورده است. اين كتاب همين روزها در معرض نگاه همه هنرمندان و پژوهشگران قرار خواهد گرفت. همين فرهنگنامه انگيزه اي شد براي گفتگو با او.
* آقاي محمدزاده! ايده گردآوري مجموعه اي از اطلاعات درباره موسيقي شرق خراسان چگونه شكل گرفت؟
** سال 1376 براي اولين بار در جشنواره موسيقي در تهران شركت كردم. نوازنده جواني بودم كه كارش به جشنواره راه پيدا كرده بود. در آنجا فرصتي يافتم تا با هنرمندان مختلفي از ساير نقاط ايران نيز آشنا شوم. فضايي جالب و فراموش نشدني بود، با خاطراتي ماندگار و تجربياتي ارزشمند. در آنجا هر روز كه بولتن داخلي جشنواره منتشر مي شد، آن را تهيه مي كردم. اگر روزي هم موفق به تهيه آن نمي شدم، به تحريريه مي رفتم و از آنها نسخه آن روز را مي گرفتم. آنجا بود كه جاي خالي موسيقي تربت جام در منابع و مآخذ نوشتاري را احساس كردم. جدا از مقالات ريز و درشت كه در مجلات و روزنامه ها چاپ مي شد، هيچ منبع و مخزن اطلاعاتي دقيقي در اين خصوص وجود نداشت. همان جا بود كه به جمع آوري و تحقيق درباره مقامهاي موسيقي خراسان تصميم گرفتم.جرقه همان جا خورد و كار من آغاز شد. به مدت ده سال از محضر استاداني كه سينه به سينه اين هنر را حفظ كرده بودند، استفاده كردم. تمامي سبكهاي آوازي، غزليات، نواها و آواها، همه و همه را در آرشيوي كه براي خودم تهيه كرده بودم، نگهداري كردم و مي كنم. بعد از آن، همه اطلاعاتي را كه به دست آورده بودم، با عنوان مجموعه «فرهنگنامه موسيقي شرق خراسان» شامل معرفي جامع مقامهاي سازي و آوازي و سبكهاي مختلف خوانندگي در آيين هاي مختلف را تأليف كردم.
اين مجموعه پس از اتمام به رؤيت و نظر استاد هوشنگ جاويد رسيد و ايشان با اشاره به برخي مسايل و راهنمايي در بعضي از موارد، پيشنهاد دادند كه نام «فرهنگنامه موسيقي تربت جام» زيبنده اين اثر ارزشمند است.نكته اي كه در تمامي اين اثر جزو اهداف من بوده، اين است كه نشان بدهم كه عبارت صحيح براي معرفي موسيقي اين گوشه از ايران، «موسيقي شرق خراسان» است، نه جنوب خراسان. شهرهاي تربت جام، تايباد، خواف، كاشمر، تربت حيدريه و...- كه در يك حوزه موسيقايي قرار مي گيرند- همه در شرق خراسان هستند. مركز اين موسيقي هم فعلاً تربت جام است و اين شهر هم در شرق خراسان واقع است. پس اصطلاح «موسيقي جنوب خراسان» كه بعضاً گوشه و كنار استفاده مي شود، عبارت دقيقي نيست.
* در يك نگاه كلي، موسيقي شرق خراسان را چگونه موسيقي اي مي دانيد؟
** در شرق خراسان موسيقي همواره در كنار آيينهاي مختلف زندگي حضور داشته و دارد. موسيقي در اين گوشه شرقي از خاك پهناور ايران، از تولد آغاز مي شود و با مرگ پايان مي يابد. آيين تولد با موسيقي خاص خود همراه است. «چپوخواني» از موسيقي تولد است، «سوري سوري» موسيقي سور در ايام ختنه سوران طفل است، «حنابندان» از انواع موسيقي جشن و سرور است كه خاص مراسم عمومي است. «عزيز با عزت» يا «مرگ آخر مرگ » از موسيقي سوگ و عزاست.
مضاميني الهي را هم نبايد از ياد برد. «منقبت خواني» ، «فضيلت خواني» و... از انواع موسيقي مذهبي اند كه در موسيقي شرق خراسان به روشني مي توان رد پاي آن را ديد.
در حوزه موسيقي عرفاني نيز مقامهاي خانقاهي را داريم كه در حلقه هاي ذكر اجرا مي شده و با آداب ويژه اي همراه بوده است. موسيقي سفر هم داريم كه همين شعرهاي سوزناكي كه در ادبيات روستايي وجود دارد، در آن مجموعه قرار مي گيرد.
موسيقي كار و تلاش را هم نبايد از نظر دور داشت. فريادهايي كه هنگام كار - كه عمدتاً كار كشاورزي و توليد محصول است- خوانده مي شود. در شرق خراسان حتي براي آموزش مفاهيم به كودكان هم موسيقي خاصي داريم و اين در نوع خود بي نظير است. «الفنامه خواني» نمونه اي از اين موسيقي است.
حماسه نيز در موسيقي شرق خراسان حضوري پررنگ دارد. جنگنامه خواني، مثنوي خواني و... از اين دسته اند.گونه مهمي از موسيقي هم داريم كه به هر حال سالهاست مغفول مانده و آن موسيقي «پادايرگي» است كه در قديم عمدتاً توسط زنان در مراسم زنانه جشن و سرور خوانده مي شده است.
موسيقي زنانه بخش مهمي از موسيقي شرق خراسان را تشكيل مي دهد. به اين موسيقي زنانه مي شود لالايي هاي مادران را هم اضافه كرد.من در اين فرهنگنامه به سازها هم پرداخته ام. دوتار عمده ترين ساز اين گوشه از كشور است. البته سرنا و دهل هم هست كه اصالت دوتار را ندارند و بعدها توسط اقوام مهاجر به اين منطقه وارد شده است، اما دوتار از زمانهاي قديم در دست مردم اين سرزمين بوده است.
آيينهاي نمايشي همراه با موسيقي هم داريم كه چوب بازي يا رقص با چوب يكي از اصلي ترين آنهاست. اين آيينها ريشه در فرهنگ ناب ايراني دارد و هر يك بيانگر داستان و تاريخ سرزمين يا قومي خاص است.
* آقاي محمدزاده! از نگاه خود، مهمترين بخش اين فرهنگنامه كدام قسمت آن است؟
** به نظر خودم مهمترين بخش فرهنگنامه، بخش معرفي هنرمندان شرق خراسان از سه نسل قبل تاكنون است. اينها كساني بودند كه بي هيچ چشمداشتي فرهنگ منطقه را در قالب موسيقي حفظ كرده و به ما رساندند. در اين بخش كوشيده ام معرفي جامعي از هنرمندان نسل قبل كه همگي درگذشته اند، ارايه كنم.
* براي به سرانجام رساندن اين كار پژوهشي، چه مرارتهايي كشيديد؟
** براي اين تحقيق زحمت زيادي كشيدم، اما خستگي مرا از پاي نينداخت؛ چون عاشق كارم بودم و هستم. آنچه آزارم داد، همكاري نكردن برخي از هنرمندان و بخصوص يكي دو هنرمند پيشكسوت بود كه حتي حاضر به ارايه زندگينامه شان نبودند، چه برسد به اينكه بخواهند درباره كارشان توضيح بدهند.
از اينكه بگذريم همه عشق بود و زيبايي. |