|
* محبوبه علي پور
طي روزهاي اخير شاهد انتشار اخبار گوناگوني در خصوص وجود مشكلات و آسيبهاي خانوادگي هستيم كه به ما يادآورمي شود،

بحراني در همين نزديكي در حال وقوع است معضلي كه مي تواند همراه با فرخنده ترين رويداد زندگي هرانسان يعني «ازدواج» آغاز شود و به تمام لايه هاي زندگي اجتماعي تعميم يابد. اين گونه است، كه تمام جامعه، قرباني خواهد شد. براي آنكه يك بار ديگر مصايب آشفتگي و نا بساماني در خانواده را ياد آور شويم، گفتگويي با هاشم مهدي زاده، كارشناس ارشد مددكاري انجام داديم كه از نظر مي گذرد.
* آقاي مهدي زاده! در روزهاي اخير،آماري از سوي معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان ارائه شده كه از افزايش طلاق در روستاها حكايت دارد، به اعتقاد شما علت اين روند چيست؟
- ابتدا يادآور مي شوم كه تحليل و بررسي آسيبهاي اجتماعي، بيانگر تأييد يا رد اطلاعات ارائه شده از سوي سازمانهاي مختلف نيست، بلكه درك و رفع اين گونه مسائل است.
به هر حال بنابر تجربه و پژوهشها معلوم شده روند طلاق در روستاها نيز قابل تامل است. هر چند پيش از اين هم دغدغه اغلب كارشناسان آسيبهاي اجتماعي طلاق درشهرها بوده است. بدين ترتيب، با آسيب شناسي خانواده در روستاها با عوامل گوناگوني روبه رو مي شويم كه در افزايش طلاق در خانواده هاي روستايي مؤثر است. به اعتقاد من يكي از اين عوامل، تغيير در كيفيت و نگرش زندگي در روستاهاست، زيرا كه بيش از اين، محيط جغرافيايي، فرهنگي و اجتماعي روستا شرايط خاص خود را داشت و از قوانين مشخصي نيز پيروي مي كرد، اما در حال حاضر، با گسترش اطلاعات به روستاها اين قوانين و باورها دگرگون شده و از شكل سنتي متناسب با فضاي آن، به شيوه اي ديگر تغيير يافته است كه متناسب با زيرساختهاي فرهنگي، اجتماعي آن نيز نمي باشد. نمونه اين مقوله، را مي توان بحث حقوق زنان دانست كه در گذشته همسان با شرايط روستا بود.
* به مقوله اطلاعات اشاره كرديد. آيا در همه جوامع ورود اطلاعات آسيب زاست؟
- نه، منظور آسيب زا بودن ذات اطلاعات نيست، بلكه بايد در راستاي ورود اطلاعات نسبت به آن نيز آگاه سازي شود. اما در جامعه ما اين گونه نيست چنانكه در روستاها نيز به موازات ورود و شايد هجوم اطلاعات گوناگون، آگاه سازي صورت نگرفته است. مردم ما در روستاها بيش از شهرها به ماهواره دسترسي دارند. آنها همانند مردم در شهرها امكان بهره مندي از اينترنت و شبكه هاي مجازي را دارا هستند، اما فقط ما به مردم جامعه خود اطلاعات مي دهيم و هيچ گونه آگاهي لازم را كه به او تفاوت ديدگاه ها و تفاوت فرهنگي را يادآورشود، در اختيار او نمي گذاريم. دراين زمينه هم خانواده و جامعه هر دو دچار نقص و كاستي هستند. بسياري از خانواده ها خوشحال هستند كه درخانه اينترنت ندارند، اما فرزند همين خانواده به راحتي مي تواند با دويست، سيصد تومان در كافي نت به اطلاعات شايد مخرب نيز دسترسي پيدا كند. در حاليكه كار كرد آگاهانه برخورد با اطلاعات و فناوريهاي نوين قطع، حذف يا مقابله با آنها نيست، بلكه بايد پيش از بهره مندي از اين امكانات، آگاه سازي و هماهنگي لازم با شرايط در جامعه فراهم شود.
مشكلات اقتصادي روستاها
* از ديگر عواملي كه در طلاق روستاييان مؤثر است، بحث اقتصادي است.
به نظر شما اين مسأله تا چه اندازه در رشد طلاق نقش دارد؟
- گر چه بسياري به اين باورند كه مسايل اقتصادي در توفيق زندگي شايد نقش مهمي نداشته باشد، اما به نظر من كه به طور مستقيم با افرادي كه دچار آسيبهاي خانوادگي و اجتماعي هستند در ارتباط هستم، بعد اقتصادي مقوله قابل تأمل است. براي نمونه، چندي پيش خانمي كه از وضعيت خانوادگي خود احساس رضايت نداشت و حتي تصميم به جدايي از همسرش گرفته بود در ابتدا مسائل عاطفي را مطرح مي كرد، اما با چند جلسه مشاوره دريافتم او از لحاظ اقتصادي مشكل دارد و نيازهايش بر طرف نمي شود. در روستا نيز مشكلات اقتصادي تأثير گذار مي باشد. بحث خشكسالي، سرمازدگي محصولات، جاذبه هاي زندگي شهري، مهاجرت، حاشيه نشيني، تحصيل و اشتغال همه در رشد طلاق روستاييان بي تأثير نيستند و البته هر يك از آنها نيز در مسائل اقتصادي ريشه دارد.
* ازدواجهاي آسيب زا و پيامدهاي آن
* نقش فرهنگ و باورهاي اجتماعي روستاها دراين باره چيست؟
- همان طور كه اشاره شد برخي باورهاي خاص بر جوامع گوناگون شهري و روستايي حاكم است. چنانكه هنوز هم در پي اين باورها، بسياري از ازدواجهاي ما به طور تحميلي انجام مي شود. البته اين تحميل با انواع گوناگون صورت مي گيرد.
بدين ترتيب،گاه والديني كه تعصب دارند يا توان حمايت و كنترل فرزند خود را ندارند ترجيح مي دهند فرزندشان در سنين پايين ازدواج كند كه اين ازدواج زودهنگام نه تنها باعث كاهش آسيب نمي شود، بلكه آسيب بزرگتري به نام «طلاق» را پديد مي آورد.
* در روزهاي اخير، بحث تشكيل خانواده هاي نيمه مستقل از سوي برخي اشخاص و نهادها مطرح مي شود. شما در اين زمينه چه نظري داريد؟
- متأسفانه نگاه برخي افراد به ازدواج، تنها راه حلي براي رفع مشكل جنسي است از همين رو، تصور مي كنند اگر اين مقوله برطرف شود- ديگر هيچ مشكلي خانواده ها را تهديد نمي كند. اين در حالي ست كه مطابق پژوهشهاي تخصصي، مهمترين كاركرد ازدواج رفع نيازهاي رواني و عاطفي افراد است.
بويژه آنكه بلوغ رواني و عاطفي بعد از بلوغ جنسي حاصل مي شود. از همين رو شاهديم برخي جوانان بعد از ازدواج در مي يابند كه زندگي دلخواهي ندارند.
* در همين باره، نيز معاون مطالعات و تحقيقات سازمان ملي جوانان اظهار كرده بود 47/67 درصد طلاقها شهري و 51/75 درصد آنها در روستاها و در چهار سال اول زندگي رخ مي دهد. به اعتقاد شما علت اين مسأله چيست؟
به نظرم، ناكامي و بحران در خانواده دستاورد پيوند و ازدواج نادرست است. بنابراين قبل از تحليل و بررسي مقوله طلاق بايد به آسيب شناسي ازدواج بپردازيم متأسفانه اغلب مردم، ازدواج را پديده اي ساده و بي اهميت مي دانند و در وقوع آن به چند نكته كم اهميت توجه مي كنند، در حالي كه ازدواج دقيق ترين و مهمترين برهه از زندگي انسان به شمار مي آيد. علت اين بي توجهي نيز ناآگاهي است. سالهاست مقوله آموزش مهارت زندگي مطرح مي شود، اما اغلب نمي دانند هر فرد در هر مقطع زندگي به مهارتهاي خاص نياز دارد. پس بايد قبل از ازدواج طرفين و خانواده ها مهارتهايي را فرا بگيرند سپس در سه سال اول زندگي اين آموزشها را ارتقا بدهند. در ادامه زندگي مشترك نيز در سه سال دوم نيازمند مهارتهاي خاص زندگي هستند.
اين گونه مهارت زندگي را به طور مستمر و متناسب با شرايط فرا مي گيرند.
* آيا شما تجربه اي درباره فراگيري مهارت زندگي در كاهش آسيبهاي خانوادگي داشتيد؟
- جا دارد همين جا به يك طرح مؤثر و كار آمد در ارتباط با اين مسأله اشاره كنم.
خوشبختانه طرح مداخله در بحران خانواده به منظور كاهش طلاق با همكاري بهزيستي و دادگستريهاي سراسر كشور انجام مي شود كه موفقيت آميز بوده است. به گونه اي كه كارشناسان و مشاوران توانستند با اين شيوه 20تا 25 درصد طلاقها را كاهش بدهند.
ناگفته نماند، در اين روند، كارشناس به شناسايي مشكل مي پردازد و اطلاعات و آگاهي لازم را به طرفين مي دهد. بدين ترتيب، شاهديم بسياري از مراجعه كنندگان بدون آنكه حتي مشكل را شناخته باشند در صدد طلاق بر مي آمدند، حال آنكه مشكل آن قدر هم اهميت نداشته كه باعث فروپاشي خانواده شود.
راهكارهاي مقطعي، نتايج مقطعي
* شما به آسيب شناسي ازدواج در كاهش طلاق تأكيد كرديد و يادآور شديد خانواده ها و افراد به مسائل كم اهميت بيش از نكات مهم زندگي مشترك توجه دارند، درحالي كه در جامعه افزايش ميزان مهريه و يا عوامل ديگر بازدارنده بيشتر از گذشته شده است. چرا باز هم شاهد افزايش طلاق هستيم؟
- مسأله اي كه نمي توان آن را ناديده گرفت. بي توجهي نسبت به ازدواج مناسب است. براي نمونه بسياري از جوانان در همان ابتداي آشنايي تمايل به ازدواج دارند. گاهي نيز خانواده اي كه از مراوده هاي فرزندش نگران است سعي مي كند با ازدواج زود هنگام او، كنترل وي را به ديگري واگذار كند تا مشكل براي خانواده رخ ندهد.
جامعه و نهادهاي مختلف هم سعي دارند با برخي تدبيرها مثل فراهم كردن تخفيف ها و تسهيلات مختصر فقط ازدواجها را محقق كنند. در واقع همه خواسته يا ناخواسته به دنبال ازدواج فله اي هستند. در بحث خانواده نيمه مستقل هم همين مسائل وجود دارد. شايد به عنوان يك راهكار مقطعي كارساز باشد، اما در دراز مدت آسيبهاي جدي و عميق تري را به خانواده وارد مي كند، بنابراين قبل از هر گونه برنامه و طرحي بايد زمينه ازدواج سالم را فراهم كرد واين محقق نمي شود مگر آنكه به مسائل اجتماعي، فرهنگي، رواني و عاطفي افراد به درستي توجه شود. |