|
* ارژنگ حاتمي
جشنواره سراسري طنز مكتوب - كه حالا ديگر بعد از سه دوره برگزاري مي توان آن را بزرگترين جشنواره در عرصه طنز دانست. از 25 آبان ماه به مدت دو روز در تالار انديشه برگزار شد.

اين جشنواره كه اختتاميه سومين دوره خود را ديشب با حضور دكتر بنيانيان و با معرفي طنزپردازان برتر، پشت سر گذاشت، به مدت دو روز با برگزاري كارگاههاي آموزشي طنز، پذيراي 70 طنز پرداز از سراسر كشور بود.
كارگاههاي برگزار شده عبارت بودند از «طنزسياسي وخط قرمزها» كه توسط شهرام شكيبا برگزار شد، همچنين « شيوه هاي شوخي نويسي در طنز مطبوعات» توسط سيد علي ميرفتاح، «استفاده از ظرفيتهاي زبان در شعر فارسي» توسط ابوالفضل زرويي نصر آباد و نيز «عناصر در داستان» توسط شهرام شفيعي هم از ديگر كارگاههاي برگزار شده در اين دو روز بود كه با حضور طنزنويسان دعوت شده برگزار شد.
جايي براي احوال پرسي طنزپردازها
پيدا كردن دبير جشنواره در اين شلوغي و تراكم طنزپردازها كار سختي است، بخصوص اگر اين دبير، ناصر فيض باشد، اما نبايد سماجت خبرنگار روزنامه قدس را هم دست كم گرفت!
از دبير جشنواره درباره آثار رسيده و كارهاي برگزيده مي پرسم. ناصر فيض با حوصله توضيح مي دهد كه«309 نفر از شهرستانها و 206 نفر از تهران در اين جشنواره شركت كرده اند كه از 309 نفر 38 نفر و از 206 نفر 37 نفر به بخش نهايي رسيده اند.75 نفر از طنزنويسان كه به دور پاياني جشنواره راه يافته اند در اين دو روز در خدمتشان بوديم. در نهايت از اين جمع، در هر رشته 10 نفر برگزيده خواهند شد.»
جالب آن كه از شهر مشهد 7 طنز پرداز به بخش پاياني اين جشنواره راه يافته اند كه 4 نفرشان از جمله بنده - كه ارژنگ حاتمي باشم- به اتفاق «مهدي محمدي» ، «حسن احمدي فرد» و «ميرحسين ظريف» از طنزنويس هاي «سوسه» هستند.
فيض تأكيد مي كند كه: «از نقاط قوت اين جشنواره مي توان به اين نكته اشاره كرد كه دو سه روز، طنزنويسان سراسر كشور، اين فرصت را داشتند كه در محيطي دوستانه با يكديگر آشنا شوند و آثار يكديگر را نقد كنند و اين به نظر من مزيت مهم جشنواره طنز مكتوب است. از طرف ديگر حضور طنزنويسان شهرستاني در اين گونه جشنواره ها و ديدار آنها با استادان طنز در تهران - كه امكان دسترسي به آنها در شهرستانها مقدور نيست - و بهره گرفتن از تجربيات آنها، مي تواند به پيشبرد طنز در كشور كمك شاياني بكند.»
ناصر فيض حرفهايش در افتتاحيه را هم دوباره بازگو مي كند و توضيح مي دهد كه: « دبيرخانه جشنواره سراسري طنز مكتوب از سال آينده دايمي مي شود و درست يك ماه بعد از پايان جشنواره سوم، كار خودش را آغاز خواهد كرد.»
طنزپردازها به نان و نوايي برسند
«عليرضا لبش» مدير سايت دفتر حوزه هنري ضمن مفيد خواندن اين گونه جشنواره ها، آن را راهي براي كشف استعدادهاي جوان طنز مي داند و پيشنهاد مي كند محيطي براي اين برگزيدگان مهيا شود كه بتوانند كارهايشان را به صورت مستمر در آن جا به مخاطبان ارايه كنند.
«لبش» پيشنهاد مي دهد دفتر طنز با برخي از روزنامه ها و مؤسسات ارتباط داشته باشد و از اين استعدادها در آن رسانه ها استفاده كند.وي توضيح مي دهد كه: « با به كارگيري اين روش اولاً سطح طنز در رسانه ها بخصوص رسانه هاي مكتوب ارتقا خواهد يافت و ثانياً بسياري از طنزپردازها به كار گرفته مي شوند و ان شاءا... به نان و نوايي مي رسند!»
ژورناليسم زده شده ايم
شهرام شفيعي، برگزاركننده يكي از كارگاههاي طنز و داور دوره اول جشنواره، درباره فوايد برگزاري اين گونه جشنواره ها توضيحات مبسوطي مي دهد. او ابراز اميدواري مي كند كه بتوان با استفاده از راهكارهاي اصولي اقدام به ژورناليسم زدايي از طنز كرد.
شهرام شفيعي چند لحظه اي مكث مي كند و توضيح مي دهد كه: «طنزپردازها در تهران ژورناليسم زده اند. انگار تنها دريچه ارتباطي آنها با مخاطبانشان همين روزنامه ها هستند، در حالي كه اين پديده در دراز مدت طنزپرداز را دچار نوعي كليشه مي كند كه امروز در بسياري از آثار، مي توان سراغ آن را گرفت.»
شفيعي ادامه مي دهد: « ذات شهرستاني بودن محدوديت ايجاد نمي كند و چون محيط كوچك است حتي اتفاقهاي معمولي هم مي تواند بار طنز داشته باشد. اين موضوع باعث مي شود داستان نويس يا طنزپرداز بيشتر به خودش مراجعه كند تا به بايدها و نبايدها. اما در شهرهاي بزرگ و البته تهران اين گونه نيست».
رندان تشنه لب را آبي نمي دهد كس؟
جشنواره طنز مكتوب كه در حقيقت برآيند و نتيجه زحمات كساني است كه در حوزه هنري و نشست هفتگي «در حلقه رندان» فعاليت مي كنند، در روزهايي كه طنز و طنزپرداز جايگاه واقعي خود را در جامعه و در ميان رسانه ها ندارند، خود غنيمتي بزرگ است.
برگزاري اين جشنواره مي تواند طنزپردازاني را كه شايد در اين مقطع دلگرمي زيادي براي كار ندارند را به ادامه كار تشويق كند، جداي از آن حضور جوانان طنزپرداز در ميان با تجربه ها و شركت آنها در كارگاههايي كه برگزار مي شود مي تواند به ارتقاي كار آنها و ارتقاي سطح طنز در كشور منجر شود.
بدون ترديد در شرايط مطلوب، طنزپرداز مي تواند به وجدان آگاه جامعه و زبان گوياي مردمي تبديل شود كه گاه خودشان به راحتي نمي توانند حرفشان را بزنند و نقد و نظرشان را بيان كنند.بنابراين و در اين مسير هر كمكي كه بتواند به ارتقاي جايگاه طنز در جامعه منجر شود، بخصوص از ناحيه نهادهاي فرهنگي و هنري قابل تقدير خواهد بود.
اميدواريم كه با حمايتهاي بيشتر اين نهادها و البته سعه صدر بيشتر مسؤولاني كه گاه ممكن است مورد نوازش طنازان قرار بگيرند، طنزپردازان مصداق اين بيت زيباي حافظ شيرازي قرار نگيرند كه:
«رندان تشنه لب را آبي نمي دهد كس
گويا ولي شناسان رفتند از اين ولايت» |