صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 28آبان ماه 1387


دكترمهرداد نيكنام در گفتگو با قدس : كتابخانه يكي از مشتريان بازار نشر است

 

* جواد صبوحي

اشاره :
كتابداري و اطلاع  رساني، دانشي است كه به مطالعه و بررسي شيوه هاي گوناگون توليد دانش، گردآوري منابع اطلاعاتي،



سازماندهي، بازيابي و اشاعه اين منابع و محمل هاي اطلاعاتي مي پردازد و در اين راستا تلاش مي كند كه در وقت خواننده يا كاربر صرفه جويي نمايد.
«شيالي رانگاناتان» زماني كه در دهه 1930 از انگليس به هندوستان بازگشت و درصدد راه اندازي اين دانش نوين در هند برآمد، جامعه هند در فهم اين واژه مشكل داشتند و در نتيجه ايشان واژه جديد Library» «Science يعني علم كتابداري را جايگزين آن واژه نمود. امروزه در آمريكا اين واژه بيشتر به كار گرفته مي شود.
در سال 1970 با اختراع ريزرايانه ها و در سال1990 با اختراع وب و ورود اين فناوريهاي نوين اطلاعاتي به پهنه كتابخانه هاي جهان اين دانش نيز دستخوش دگرگوني هاي گسترده  اي شد. در نتيجه پژوهشگران و استادان اين رشته درصدد تغيير نام آن برآمدند و واژه «Information» يعني «اطلاعات» يا «اطلاع  رساني» نيز به نام اين دانش اضافه شد و امروز از آن به عنوان « Library & Information Sciences» يا علوم كتابداري و اطلاع رساني ياد مي  شود. امروزه اين دانش در ايران نيز گسترش يافته و زيرشاخه هاي تازه اي از جمله اطلاع شناسي و وب شناسي را هم شامل مي شود.
مهرداد نيكنام، داراي درجه دكتري كتابداري و اطلاع رساني، عضو هيأت علمي دانشگاه با تأليف 200 مقاله  علمي و نويسنده چهارده جلد كتاب از جمله «كتابخانه آموزشگاهي»، «صحافي آثار»، «كتاب شناسي حافظ» كه در سال 1368 در بخش كليات به عنوان كتاب برگزيده سال انتخاب شده است، مخاطب ما به منظور بررسي اين علم در ايران است. مصاحبه با ايشان در هفته كتاب از آن جهت مهم است كه به عنوان مردي از دانشگاه با نگاهي آكادميك از فضاي نشر و جزئيات صنعت نشر دور نيست و سالهاي سال در نشريات تخصصي در اين حيطه قلم زده است. گفتگو با ايشان را تقديم حضورتان مي كنيم.
*آقاي دكتر، سهم كتابداري در بازار آشفته نشر چقدر است ؟






**نشر كتاب در ايران مشكلاتي دارد كه قابل حل است، اما در خصوص نقش كتابداري در اين زمينه بايد گفت بيشتر نقش كتابخانه مورد نظر است. البته كتابداري نيز اصولي دارد كه ما در بخش مجموعه سازي و يا گزينش آثار معتقديم كه ترجيحا بايد بهترينها را براي كتابخانه انتخاب كرد؛ مگر اينكه كتابي خواهان زياد داشته باشد اما در واقع جزو بهترين ها هم نباشد. ممكن است كتاب متوسطي كه پر خواننده است گاهي به كتاب درجه يك كه اصلا خواننده ندارد ترجيح داده شود. اين مسأله كمك مي كند كه نويسندگان و يا ناشراني كه آثار خوبي را منتشر مي كنند، بتوانند كتابهاي خود را به فروش برسانند و در نتيجه بازار نشر در اين زمينه فعال شود.
بسياري اوقات ما گمان مي كنيم مردم بايد كتاب بخرند و تاكيدمان روي اين نكته است كه چرا آنها كم كتاب مي خرند؛ درصورتي كه كتابخانه هم يكي از مشتريان بازار نشر محسوب مي شود. كتابخانه هاي ما نيز بايد كتاب بيشتري را خريداري كنند. ضمن اينكه بايد كتابهاي بيشتري را امانت بدهد.
*حكايت كتابخانه هايي كه شما به آن اشاره كرديد بتدريج به وضعيت سينماها دچار مي شود و رغبت عمومي براي بهره مندي از آنها بتدريج در حال كاهش است. شايد بتوان گفت فناوريهاي عصر ارتباطات، بهره گيري از e-book ها و يا نبود كتابهايي با كيفيت و به تعبير صحيح تر مطابق ذايقه مردم، سدي براي مراجعه آنها به كتابخانه ها باشد. شما چطور فكر مي كنيد؟
** همه اينها. واقعيت اين است كه قدري به كتابخانه هاي ما كم لطفي شده است. من چند سال قبل به خاطر دارم وقتي كتابخانه ملي در حال افتتاح بود، مديران آن در خصوص ويژگي هاي اين كتابخانه و اينكه يكي از بزرگترين كتابخانه هاي منطقه به شمار مي رود صحبت مي كردند.
همان زمان من به اين عزيزان گفتم كه شما از يك موضوع غفلت مي كنيد و آن اين است كه بايد اين موضوع را به فال نيك گرفت و از دولت خواست تا ديگر كتابخانه هاي موجود به سطح استاندارد برسد.
امروز هر دانشجويي علاقه مند است عضو كتابخانه ملي شود. وقتي دليل آن را جويا مي شويم مي گويد چون هر كتابي را كه مي خواهم مي توانم در اين كتابخانه تهيه كنم؛ در صورتي كه كتابخانه بايد مشتريان خاص داشته باشد، يعني كساني كه كتابي را در كتابخانه هاي ديگر پيدا نكرده باشند و يا تحقيقات خاص را انجام مي دهند، بايد به كتابخانه ملي مراجعه كنند.
كتابخانه هاي ديگر علاوه بر برخورداري از غناي لازم، بايد كتابهاي روز را نيز داشته باشد و نظام امانت بين كتابخانه اي را كه در ديگر نقاط جهان نيز وجود دارد داشته باشد.
اين مسأله باعث مي شود كه هر فرد در محل سكونت و يا تحصيل و كار به كتابي كه مورد نظر اوست، دسترسي داشته باشد.
از ديگر مشكلات موجود در نظام كتابخانه اي ما اين است كه كتابهاي جديد با تأخير بسيار زياد به كتابخانه ها راه پيدا مي كنند. علاوه بر اين، محيط كتابخانه ها از نظر نور، گرما و يا سرما استانداردهاي لازم را ندارد نوركافي و امكانات جانبي مثل پاركينگ در آن وجود ندارد.
متاسفانه گاهي برخي فراموش مي كنند كه كتابدار با كارمندان ديگر تفاوتهايي دارد. يك كتابدار بايد خوشرو باشد و به مراجعان خود براي كسب اطلاعات كمك كند.
من به عنوان مدرس كتابداري همواره به دانشجويانم مي گويم كه ظاهرا دم من آنقدر گرم نبوده است كه شما كتابداران خوبي بشويد و كسي از شما شكايت نكند.
شما اشاره اي به e-book ها كرديد. ببينيد، هر تكنولوژي جديد تحولي در جامعه ايجاد مي كند. برداشت نادرستي از اينترنت در ايران شده است و آن اينكه خيلي ها تصور مي كنند هر آنچه را كه مي خواهند مي توانند در اينترنت به دست بياورند و بنابراين ما از ديگر كتابها و منابع بي نياز هستيم.
در صورتي كه مي توان گفت اينترنت به آبي روان شبيه است كه ممكن است چند لحظه اي در مقابل چشمان ما قرار بگيرد و سپس از ميان برود.
ممكن است سايت و يا وبلاگي وجود داشته باشد كه بعد از چندي صاحب آن تمايلي به ارايه اطلاعات آن نداشته باشد و بنابراين آن اطلاعات را حذف مي كند.ويرايش كتاب در دنياي چاپ كار بسيار دشواري است. گاهي اوقات چاپ مجدد اثر با دشواريهاي بسياري همراه است، اما بر روي اينترنت مراحل آن در عرض چند دقيقه مقدوراست، اما در عين حال دوام زيادي ندارد.
بنابراين در تحقيقات مختلف آنچه اهميت دارد «منابع مكتوب» مورد نظر است .
* «كتاب سنجي»؛ يكي از روشهاي پژوهش در علوم كتابداري و اطلاع رساني است. آيا از اين روشها در كشور براي كنترل كيفيت در كتابخانه ها استفاده مي شود وكتابهايي كه وارد كتابخانه ها مي شود كنترل كيفيت مي شود؟
**اين روش فعلاً در حد پايان نامه هاي كارشناسي ارشد و برخي از مقالات استادان دانشگاه است. اما در كتابخانه ها سنجش هاي معمولي انجام مي شود. كتابداران از اشخاصي كمك مي گيرند تا آنها ضمن آشنايي با نويسندگان و يا ناشران معروف برخي از كتابها را انتخاب كنند.
برخي از كتابها نيز بعد از چند سال، ويرايش جديدي از آن منتشر مي شود مثل فرهنگنامه ها .برخي از اين كتابهاي با ارزش مورد استفاده قرار مي گيرند.
اين ارزيابي و بررسي در مورد برخي منابع خارجي نيز كمك مي كند تا آثار خوب و با ارزش از ميان آثار بي ارزش شناخته شوند.اين كار هم از طريق معرفي كتابها در مجلات علمي انجام مي شود. متاسفانه در مجلات علمي ما كتاب جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده است.
بايد كتاب سنجي وارزيابي كتابها در ايران به صورت فعاليتي فراگير دنبال شود. براي مثال وقتي كتابي در حوزه كتاب كودك منتشر مي شود، مراكزي همچون شوراي كتاب كودك فعاليت مي كنند و يا مجلاتي كه در زمينه كودكان منتشر مي شوند با روشهاي مناسب اين كتابها را معرفي و پيشنهاد كنند.
در خصوص ديگر گروههاي سني نيز وضعيت اين گونه است؛ در سالهاي گذشته پايان نامه هايي تهيه شده بود كه كتابهاي مناسب براي سنين خاص را مورد بررسي قرار مي داد. اما در عين حال هنوز نظم صحيحي بر روي اين مسأله وجود ندارد. هرچند تا حدودي كتابداران تلاش مي كنند به اين مسأله بپردازند، اما كارشان هنوز علمي نيست.
*همكاران شما چندي قبل پيشنهاد تشكيل كميته اي با عنوان «كيفيت خدمات» را در انجمن كتابداري و اطلاع رساني داده بودند تا اين كميته رهنمودهاي كيفي را به كتابخانه ها ارايه بدهد.اصلا آيا تشكيل اين گروه ها به كيفي كردن خدمات در كتابخانه ها كمك مي كند؟
**اين مسأله موضوع تازه اي نيست .سالها قبل يعني در سال 1353وقتي در مركز«خدمات كتابداري» عضو شدم، واحدي با عنوان «ترويج كتابداري» وجود داشت.
من هم سالها به همراه مسؤول آن واحد به كتابخانه ها مراجعه مي كردم و به اتفاق همديگر مشكلات آنها را بررسي و در خصوص آن اظهار نظر مي كرديم.
اگر چنين تشكلي در انجمن كتابداري به وجود بيايد و افرادي كه در اين تشكل شركت مي كنند و يا كساني كه به كتابخانه مراجعه مي كنند، صاحب نظر باشند مي تواند به بهبود كيفي كتابخانه ها كمك شايان توجهي كند.
انجمنهاي اين چنيني در ديگر كشورها بسيار قدرتمندند؛ مثلا در آمريكا انجمن كتابداران آمريكا بر روي آموزش كتابداري تاثير مستقيم دارد؛ يعني استانداردهايي را تعيين كرده است و هر دانشكده اي كه اين استانداردها مثل تعداد استاد، سرانه استاد به دانشجو و امكانات كتابخانه اي و... را نداشته باشد يا تعطيل مي شود و يا ناگزير است يكي دو نيم سال تحصيلي دانشجوي خود را پذيرش نكند تا به استانداردها برسد.
طبعا انجمن كتابداران با برپايي جلسات منظم و كمكهاي علمي و... بر روي ارتقاي سطح خدمات كتابخانه ها نيزتاثير خواهد گذاشت .
*در«كتابداري تطبيقي» آنچه اهميت دارد، بررسي پيشرفتهاي ديگر كشورها در زمينه كتابداري و رساندن كشورها به آن سطح از پيشرفتهاست. شما در خصوص كتاب سنجي به عدم استفاده اين روش در كتابخانه هاي كشور اشاره كرديد.آيا موضوع كتابداري تطبيقي نيز به همين منوال است؟
** من تصور نمي كنم موفقيت چنداني در اين زمينه كسب كرده باشيم و استانداردهايي را كه براي كتابخانه ها وضع شده است، مورد استفاده قرار دهيم. اين استانداردها از سوي ما وضع نشده است.
مؤسسه ملي استاندارد و تحقيقات صنعتي چند سال است كه استانداردهاي بين المللي را ترجمه مي كند و فعلا به عنوان استاندارد ملي مي پذيرد تا استانداردهاي ملي بعدا تدوين شود.
بايد اين استانداردها در اختيار كتابخانه ها قرار بگيرد و سازماني همچون كتابخانه ملي، چگونگي اجراي اين استانداردها را مورد كنترل و ارزيابي قرار دهد.
سالهاي طولاني است كه آموزش ما مبتني بر جزوه و كتاب است. بنابر اين حتي بسياري از مسؤولان ما اعتقادي به استفاده از كتابخانه ندارند و گاهي با كنار گذاشتن كتابداران و عدم استخدام كتابداران تحصيلكرده به بهانه هاي مختلف اين مسأله را ثابت مي كنند.
برخي از آنها حتي مي گويند دانش كتابداران آن گونه كه ما انتظار داريم نيست. در خصوص تطبيق هم وضع به همين گونه است و تنها چند پايان نامه محدود در اين خصوص نوشته شده است.مثلا برخي ازهمكاران كه به هند سفر كرده اند، پس از مراجعت خود پايان نامه هايي با عنوانهايي چون «مقايسه آموزش كتابداري در ايران و هند»، «مقايسه كتابخانه هاي دانشگاهي در ايران و هند» و... نوشته اند اما هيچ گاه به مقايسه تطبيقي كتابخانه هاي خود و ديگر كشورها نپرداخته ايم
*آقاي دكتر ازحضورتان در اين گفتگو سپاسگزاريم.
** من هم متشكرم .موفق باشيد

  


كتاب و كتابخواني از ديدگاه رهبر معظم انقلاب؛ به قلبم فشار مي آيد!

 

ملت ما مطالعه كردن را اصلاً جزو كارهاي بشري نمي دانند! مثل خوراك و ورزش و ديگر چيزهايي كه جزو كارهاي معمول انسان است، مطالعه اصلاً جزو اين چيزها نيست! آدم بايد عنوان ديگري داشته باشد- يا بايد شب امتحانش باشد؛ يا بايد معلم در مدرسه از آدم بخواهد؛ يا بايد يك دانشمند باشد؛ يا بايد بخواهد در جايي سخنراني كند- تا موجب شود كه مطالعه كند! اين چه قدر خسارت است!؟ واقعاً خدا مي داند من وقتي يادم مي آيد- و اين چيزي است كه تقريباً هيچ وقت از يادم نمي رود- كه مردم ما مطالعه كردن را بلد نيستند، به قلب من فشار مي آيد! از اين بابت، ما چقدر داريم هر ساعت خسارت مي بينيم!؟ واقعاً اين به عهده چه كسي است؟ در حال حاضر اين طور است كه بنده يا يك نفر مثل بنده، سالي يك بار به نمايشگاه كتاب برود و يك كلمه راجع به مطالعه بگويد؛ آن هم به شرطي كه دست يك گزارشگر خاص نيفتد؛ اين كه نمي شود!
در ديدار با اعضاي گروه اجتماعي صداي جمهوري اسلامي ايران29/11/70

  


حج؛ نمايشي بزرگ از همدلي مسلمانان

 

حج به عنوان يكي از مهمترين آيين هاي ديني اسلام است كه سمبل و نشانه وحدت و همدلي مسلمانان به شمار مي رود تا از همه



به جز خداوند بلندمرتبه دوري جسته و گرد خانه اش شعائر يگانگي را سر دهند.
به گزارش مهر، حج در لغت به معناي قصد و آهنگ كردن است، اما در اصطلاح شريعت اسلام عبارت است از قصد كردن مسلمان مستطيع به سوي خانه خدا در زمان معين و با انجام اعمال و مناسك مخصوص، تا عبوديت و بندگي خود را در برابر خداوند متعال نشان دهد. مناسك حج يادآور خاطرات حضرت ابراهيم خليل ا...(ع) است كه همه ماديات و ظواهر را رها مي كند و كعبه را براي عبادت خداوند يگانه، مي سازد تا مركز وحدت جهانيان شود. بنابراين حج تجديد ميثاق با آرمانهاي ابراهيمي است و زائر بيت ا... الحرام از همه ظواهر و ماديات دل مي كند و با لباس احرام و ظاهري بي آلايش لبيك گويان عازم سرزمين ابراهيمي مي شود. حج شناخت مذهب ابراهيمي، دلبستگي به معبود حقيقي، گسستن از همه و به غير از خدا بيزاري جستن است.
با توجه به اينكه هدف مهم و اساسي حج بندگي و سپاسگزاري از نعمتهاي خداوند است، اما فلسفه حج نسبت به هر عبادتي بيشتر است و منافع آشكاري دارد كه در قرآن بر آنها تأكيد شده است. حج يك منبع نيروي معنوي و عاطفي است كه ضمن آنكه به مسلمانان توانايي مي دهد، وجود او را سرشار از فروتني و تقواي خداوند و محبت رسولش مي كند.
سفر به خانه خدا، تحمل ناملايمات زندگي را ممكن مي سازد و باعث مي شود مسلماني كه دور از خانواده و وطن به سر مي برد بتواند سختيها را تحمل كرده و فرد مسلمان را با تحمل دشواريها و ناگواريهاي زندگي تربيت كند و آموزش دهد. سفر به سرزمين مقدس منافع بازرگاني مسلمانان را در پي دارد كه مي توانند در سطحي وسيع در بازارهاي مكه و مدينه به تجارت پرداخته و سود بسياري نصيب كشورهاي اسلامي كنند.
وحدت و يگانگي مسلمانان در مقابل معبود در مناسك حج ديده مي شود كه همه بدون اختلاف جغرافيايي، بدون توجه به نژاد، رنگ، جنس و طبقه در برابر خداي واحد و احد، گرد خانه اش مي گردند و شعار يگانگي در اعمال و كردار را سر مي دهند. در مناسك حج است كه مسلمانان شاهد گردهمايي بزرگ اسلامي هستند كه از سوي خداوند بلندمرتبه براي آن فراخوانده شده است.
گردهمايي كه مسلمانان از پنج قاره آمده اند تا پيوند ايمان بندند و با نژادهاي مختلف لبيك گويند. اين گردهمايي نويدبخش آزاديخواهي و عظمت عظيم براي از هم گسستن ظلم و ستم و تعدي است.
با توجه به اينكه حج پنجمين ركن اساسي اسلام به شمار مي رود كه در سال نهم هجري بر مسلمانان واجب شد، آيات و احاديث متعددي درباره اهميت و تأكيد رفتن به حج خانه خدا نيز وجود دارد. به طوري كه حضرت محمد(ص) در مناسبتهاي مختلف مسلمانان را به اداي فريضه حج دعوت مي كرد. حضرت علي(ع) نيز در بسياري از خطبه هاي خود اين مسأله را مورد توجه و تأكيد قرار داد.

  


Neil Postman نيل پستمن

 

نيل پستمن؛ نويسنده- استاد دانشگاه و تحليلگر و آسيب شناس رسانه ها در مارس سال 1931 متولد شد. او 40 سال استاد علوم و



فنون دانشگاه نيويورك بود. «پستمن» يكي از منتقدان و صاحب نظران پرآوازه در عرصه رسانه و تكنولوژي است.
وي در مقام يك محقق توانا، جوايز معتبر بسياري دريافت كرده است كه از آن جمله مي توان به جايزه Christian Lindback به خاطر كيفيت عالي در تدريس و آموزش و نيز جايزه جورج اورول در سال 1987 به دليل بيان و قلم شفاف و روشن اشاره كرد.
از پستمن 20 كتاب و بيش از 200 مقاله به چاپ رسيده است. برخي از كتابهاي وي عبارتند از: زوال كودكي، زندگي در عيش و مردن در خوشي (1986)، ساختن پلي به قرن هجدهم و تكنوپولي، تسليم فرهنگ به تكنولوژي (1992) .
پستمن در آثار متعدد خود به تاريخ و تأثير انواع تكنولوژي از جمله تلگراف، صنعت چاپ، تلويزيون، رايانه و اينترنت بر زندگي و ذهن بشر مي پردازد و انديشه پيشرفت و ترقي مثبت را در مورد تاريخ تكنولوژي بخصوص درعرصه ارتباطات جمعي مورد سؤال قرار مي دهد. زمينه استدلال او اين است كه هر وسيله ارتباط جمعي ازنوعي بازتاب برخوردار است.
هر وسيله و ابزاري، صرف نظر از چارچوب محدود و كاربرد اوليه آن، اين قدرت را دارد كه از محدوده نخستين جدا شود و سيطره خود را در چارچوبي نوين و غيرقابل پيش بيني گسترش دهد. اين نقش تا آنجا پيش مي رود كه نه تنها در برداشت و استنباط ما از مفاهيمي مانند نيكي و پارسايي و زيبايي اثر مي گذارد، بلكه حتي بالهاي تأثير خود را بر نوع و چگونگي برداشت و بيان ما از هستي و حقيقت مي گستراند.
او روزي گفته بود: «با حاكميت هر چه بيشتر رسانه هاي صوتي و تصويري، نبايد تعجب كرد اگر روزي مردم منصبهاي سياسي و سرنوشت خود را نيز به بازيگران بسپارند».
از طنزهاي روزگار اين بود كه روزي كه پيكرش را در خاك مي نهادند، اعلام شد: «آرنولد شواتزنگر به فرمانداري كاليفرنيا انتخاب شده است»!
يكي از مثالهاي پستمن در اين باره اختراع تلگراف است. مورس پس از اختراع تلگراف گفته بود: «تمامي سرزمين ها و ايالتهاي اين قاره به يك سرزمين همجوار واحد مبدل خواهند شد» اما اختراع مورس راهي را پيمود كه او هيچ گاه پيش بيني نكرده بود: توليد و انتقال سيل عظيمي از اطلاعات كه هرچند در بسياري موارد كم بها، كم اعتبار و بي اهميت بود، در مجموع نسبت و توازن ميان خبر و عمل را بر هم مي زد. پيش از اختراع تلگراف و پس از آن ديگر رسانه ها از جمله تلويزيون رابطه منطقي و متعادلي ميان خبر و عمل وجود داشت، اما با اختراع اين ابزار اين رابطه بشدت دگرگون شد.
انسانها در گذشته به دنبال اطلاعاتي بودند كه روشني بخش ساختار و چارچوب واقعي زندگي آنان بود، حال آنكه امروزه بايد براي اطلاعاتي كه به سوي آنها سرازير است چارچوب واقعي پيدا كنند.
«پستمن» حتي اختراع به ظاهر كوچك ساعت را داراي پيامدهاي عميق پيش بيني نشده مي داند، او در اين باره چنين مي گويد:« در سده هاي 12 و 13 ميلادي راهبان كاتوليك بنديكتي كه ساعت مكانيكي را اختراع كردند قصد داشتند با چنين اختراعي زمان منظم عبادات و مراسم مذهبي را مشخص كنند، در حقيقت هم همين كار را كردند. اما آنچه در اين خصوص پيش بيني نشده بود اين بود كه ساعت صرفاً تعيين كننده زمان نيست، بلكه وسيله اي است كه اعمال انسان را به گونه اي كنترل و زمانبندي مي كند».
بدين ترتيب در اواسط قرن 14 ميلادي ساعت به بيرون از ديوار صومعه ها راه پيدا كرد و نظم و ترتيب دقيقي در زندگي كارگران و بازرگانان به وجود آورد. ساعت مكانيكي مفهوم توليد قاعده مند، زمان كار قاعده مند وتوليد استاندارد را امكان پذير ساخت.
بدون ساعت، سرمايه داري پديد نمي آمد اما شگفتي بزرگ در همين جاست: ساعت كه آن را مرداني اختراع كردند كه قصد داشتند زندگي خود را وقف خدمت به خدا كنند، به صورت تكنولوژي اي با بزرگترين بهره براي كساني درآمد كه زندگي خود را يكسره وقف كسب ثروت و ماديات كرده بودند. تكنولوژي همواره نتايج پيش بيني نشده اي داشته است.
نيل پستمن در 72 سالگي و در سال 2003 ميلادي به دليل ابتلا به سرطان ريه درگذشت.

  


 كتابخواني در انگلستان

 

اگر قرار باشد به مقايسه ميزان هزينه هايي كه ساليانه صرف خريد كتاب و دي وي دي در كشورهاي اروپايي مي شود، بپردازيم، انگلستان در اين ميان، مقام اول را كسب مي كند و در مقام هاي بعدي به ترتيب آلمان، ايرلند، هلند، فرانسه، ايتاليا و اسپانيا قرار مي گيرند بنابراين مي توان نتيجه گرفت كه در انگلستان، آمار خريد كتاب نسبت به ديگر كشورهاي اروپايي بالاتر است و اگر بتوان معيار كتابخواني را تعداد كتابهاي خريداري شده در هر سال در نظر گرفت، مي توان گفت كه كتابخوان ترين مردم اروپا در كشور انگلستان زندگي مي كنند.
اين نتيجه گيري پربيراه هم نيست، زيرا طبق آمار ارايه شده، 60 درصد اروپايي هايي كه در هر سال يك كتاب مي خرند، در انگلستان و 40 درصد در آلمان و اسپانيا زندگي مي كنند و انگلستان در فهرست آماري تعداد اروپايياني كه در هر سال 10 كتاب مي خرند نيز همچنان صدرنشين است و در جايگاه بعدي اين فهرست، كشور فرانسه قرار گرفته است. بر اساس گزارش چهار ساله اتحاديه كتابفروشان انگلستان، آمار خريداري كتاب در اين كشور از سال 2003 تا 2007 با رشد چشمگيري رو به رو بوده است.
تعداد كتابهاي خريداري شده در سال 2003، 300 ميليون نسخه، در سال 2004، 300 ميليون نسخه، در سال 2005، 301 ميليون نسخه، در سال 2006، 322 ميليون نسخه و در سال 2007، 342 ميليون نسخه بوده است. هزينه هايي كه صرف خريداري كتاب شده است؛ در سال 2003، 2.223 ميليون پوند، در سال 2004، 2.219ميليون پوند، در سال 2005، 2.292 ميليون پوند، در سال 2006، 2.356ميليون پوند و در سال 2007، 2.454 ميليون پوند بوده است
.اين گونه است كه سهم كتاب در اقتصاد انگلستان آن قدر بالا مي رود كه در فهرست بزرگ ترين خرده فروشي هاي سال 2007 اين كشور، نام فروشگاه كتاب و رسانه HMV Media با 1/47 ميليارد پوند گردش سرمايه در جايگاه بيست وششم، فروشگاه كتاب، سي دي و دي وي دي WH Smith با 3/1 ميليارد پوند گردش سرمايه در جايگاه بيست و هشتم و سايت آمازون انگلستان با 650 ميليون پوند گردش سرمايه در جايگاه پنجاه و يكم به چشم مي خورد.
بنابراين كتابفروشي هاي بزرگ انگلستان را مي توان از نظر نقشي كه در توسعه اقتصادي اين كشور ايفا مي كنند، در رديف خرده فروشي هاي بزرگ و مشهوري چون «ماركز و اسپنسر»، «سامرفيلد» و «تسكو» قرار داد.در اين ميان پرخواننده ترين كتاب ها در انگلستان، اغلب ادبيات داستاني معاصر بويژه آثار نويسندگان زن را در بر مي گيرد، زيرا طبق آمار اتحاديه كتابفروشان اين كشور، 100 درصد كتابخوان ها به ادبيات داستاني معاصر از نويسندگان زن، 94 درصد به ادبيات داستاني معاصر از نويسندگان مرد، 62 درصد به رمان هاي مهيج، معمايي و جنايي، 87 درصد به داستانهاي كلاسيك پيش از قرن بيستم، 27 درصد به كتابهاي ترسناك و علمي - تخيلي، 27 درصد به رمان هاي عاشقانه و تاريخي، 26 درصد به شعر، 17 درصد به نمايشنامه و فيلمنامه، 74 درصد به زندگينامه و 30 درصد به كتابهاي كودكان علاقه نشان مي دهند.
بر اساس تحقيقات اتحاديه كتابفروشان انگلستان، قرارگرفتن كتاب در محل مناسب در كتابفروشي ها بيشترين تاثير را در فروش رفتن آن دارد.
طبق اين آمار، 26 درصد مجموع فروش كتاب متعلق به آن دسته از كتابهايي است كه در ويترين يا محل مناسبي در كتابفروشي ها قرار مي گيرند و در اين ميان، معرفي كتاب در روزنامه ها و مجلات 14 درصد، اعلام نام كتاب در راديو و تلويزيون 13 درصد، پيشنهاد كتاب از سوي دوستان يا خانواده 12 درصد، پيشنهاد كتاب در اينترنت 9 درصد و معرفي آن توسط فروشندگان كتاب يا كتابداران كتابخانه ها دو درصد در فروش كتاب سهم دارد.
البته نكته مهم ديگري كه در پرفروش شدن يك كتاب نقش دارد، مشخصات خود كتاب است. در واقع 48 درصد خوانندگان به خاطر موضوع، 24 درصد به خاطر نويسنده، 11 درصد به خاطر عنوان، 7 درصد به خاطر طرح جلد، سه درصد با خواندن چند صفحه از كتاب، يك درصد به خاطر قيمت، يك درصد به خاطر چاپ جلد، يك درصد به دليل جملات پشت جلد، دو درصد به خاطر پرفروش بودن كتاب و دو درصد به دلايل ديگر به خريدن يك كتاب ترغيب مي شوند.
بنابراين كاملاً منصفانه است كه عنوان پرخواننده ترين نويسنده جهان نصيب يك نويسنده زن انگليسي (جي. كي. رولينگ) شود كه هفتمين جلد هري پاترش سريع ترين فروش را در كل تاريخ نشر دارد. 11 ميليون نسخه از اين كتاب در نخستين روز انتشارش در انگلستان و آمريكا فروش مي رود و اين گونه است كه هري پاتر به ماركي جهاني تبديل مي شود كه هم اكنون فروش آن به حدود هفت ميليارد پوند (15 ميليارد دلار) رسيده است.
منبع: فونربوكز و سايت اتحاديه كتابفروشان انگلستان.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com