|
* جواد صبوحي
اشاره :
كتابداري و اطلاع رساني، دانشي است كه به مطالعه و بررسي شيوه هاي گوناگون توليد دانش، گردآوري منابع اطلاعاتي،

سازماندهي، بازيابي و اشاعه اين منابع و محمل هاي اطلاعاتي مي پردازد و در اين راستا تلاش مي كند كه در وقت خواننده يا كاربر صرفه جويي نمايد.
«شيالي رانگاناتان» زماني كه در دهه 1930 از انگليس به هندوستان بازگشت و درصدد راه اندازي اين دانش نوين در هند برآمد، جامعه هند در فهم اين واژه مشكل داشتند و در نتيجه ايشان واژه جديد Library» «Science يعني علم كتابداري را جايگزين آن واژه نمود. امروزه در آمريكا اين واژه بيشتر به كار گرفته مي شود.
در سال 1970 با اختراع ريزرايانه ها و در سال1990 با اختراع وب و ورود اين فناوريهاي نوين اطلاعاتي به پهنه كتابخانه هاي جهان اين دانش نيز دستخوش دگرگوني هاي گسترده اي شد. در نتيجه پژوهشگران و استادان اين رشته درصدد تغيير نام آن برآمدند و واژه «Information» يعني «اطلاعات» يا «اطلاع رساني» نيز به نام اين دانش اضافه شد و امروز از آن به عنوان « Library & Information Sciences» يا علوم كتابداري و اطلاع رساني ياد مي شود. امروزه اين دانش در ايران نيز گسترش يافته و زيرشاخه هاي تازه اي از جمله اطلاع شناسي و وب شناسي را هم شامل مي شود.
مهرداد نيكنام، داراي درجه دكتري كتابداري و اطلاع رساني، عضو هيأت علمي دانشگاه با تأليف 200 مقاله علمي و نويسنده چهارده جلد كتاب از جمله «كتابخانه آموزشگاهي»، «صحافي آثار»، «كتاب شناسي حافظ» كه در سال 1368 در بخش كليات به عنوان كتاب برگزيده سال انتخاب شده است، مخاطب ما به منظور بررسي اين علم در ايران است. مصاحبه با ايشان در هفته كتاب از آن جهت مهم است كه به عنوان مردي از دانشگاه با نگاهي آكادميك از فضاي نشر و جزئيات صنعت نشر دور نيست و سالهاي سال در نشريات تخصصي در اين حيطه قلم زده است. گفتگو با ايشان را تقديم حضورتان مي كنيم.
*آقاي دكتر، سهم كتابداري در بازار آشفته نشر چقدر است ؟

**نشر كتاب در ايران مشكلاتي دارد كه قابل حل است، اما در خصوص نقش كتابداري در اين زمينه بايد گفت بيشتر نقش كتابخانه مورد نظر است. البته كتابداري نيز اصولي دارد كه ما در بخش مجموعه سازي و يا گزينش آثار معتقديم كه ترجيحا بايد بهترينها را براي كتابخانه انتخاب كرد؛ مگر اينكه كتابي خواهان زياد داشته باشد اما در واقع جزو بهترين ها هم نباشد. ممكن است كتاب متوسطي كه پر خواننده است گاهي به كتاب درجه يك كه اصلا خواننده ندارد ترجيح داده شود. اين مسأله كمك مي كند كه نويسندگان و يا ناشراني كه آثار خوبي را منتشر مي كنند، بتوانند كتابهاي خود را به فروش برسانند و در نتيجه بازار نشر در اين زمينه فعال شود.
بسياري اوقات ما گمان مي كنيم مردم بايد كتاب بخرند و تاكيدمان روي اين نكته است كه چرا آنها كم كتاب مي خرند؛ درصورتي كه كتابخانه هم يكي از مشتريان بازار نشر محسوب مي شود. كتابخانه هاي ما نيز بايد كتاب بيشتري را خريداري كنند. ضمن اينكه بايد كتابهاي بيشتري را امانت بدهد.
*حكايت كتابخانه هايي كه شما به آن اشاره كرديد بتدريج به وضعيت سينماها دچار مي شود و رغبت عمومي براي بهره مندي از آنها بتدريج در حال كاهش است. شايد بتوان گفت فناوريهاي عصر ارتباطات، بهره گيري از e-book ها و يا نبود كتابهايي با كيفيت و به تعبير صحيح تر مطابق ذايقه مردم، سدي براي مراجعه آنها به كتابخانه ها باشد. شما چطور فكر مي كنيد؟
** همه اينها. واقعيت اين است كه قدري به كتابخانه هاي ما كم لطفي شده است. من چند سال قبل به خاطر دارم وقتي كتابخانه ملي در حال افتتاح بود، مديران آن در خصوص ويژگي هاي اين كتابخانه و اينكه يكي از بزرگترين كتابخانه هاي منطقه به شمار مي رود صحبت مي كردند.
همان زمان من به اين عزيزان گفتم كه شما از يك موضوع غفلت مي كنيد و آن اين است كه بايد اين موضوع را به فال نيك گرفت و از دولت خواست تا ديگر كتابخانه هاي موجود به سطح استاندارد برسد.
امروز هر دانشجويي علاقه مند است عضو كتابخانه ملي شود. وقتي دليل آن را جويا مي شويم مي گويد چون هر كتابي را كه مي خواهم مي توانم در اين كتابخانه تهيه كنم؛ در صورتي كه كتابخانه بايد مشتريان خاص داشته باشد، يعني كساني كه كتابي را در كتابخانه هاي ديگر پيدا نكرده باشند و يا تحقيقات خاص را انجام مي دهند، بايد به كتابخانه ملي مراجعه كنند.
كتابخانه هاي ديگر علاوه بر برخورداري از غناي لازم، بايد كتابهاي روز را نيز داشته باشد و نظام امانت بين كتابخانه اي را كه در ديگر نقاط جهان نيز وجود دارد داشته باشد.
اين مسأله باعث مي شود كه هر فرد در محل سكونت و يا تحصيل و كار به كتابي كه مورد نظر اوست، دسترسي داشته باشد.
از ديگر مشكلات موجود در نظام كتابخانه اي ما اين است كه كتابهاي جديد با تأخير بسيار زياد به كتابخانه ها راه پيدا مي كنند. علاوه بر اين، محيط كتابخانه ها از نظر نور، گرما و يا سرما استانداردهاي لازم را ندارد نوركافي و امكانات جانبي مثل پاركينگ در آن وجود ندارد.
متاسفانه گاهي برخي فراموش مي كنند كه كتابدار با كارمندان ديگر تفاوتهايي دارد. يك كتابدار بايد خوشرو باشد و به مراجعان خود براي كسب اطلاعات كمك كند.
من به عنوان مدرس كتابداري همواره به دانشجويانم مي گويم كه ظاهرا دم من آنقدر گرم نبوده است كه شما كتابداران خوبي بشويد و كسي از شما شكايت نكند.
شما اشاره اي به e-book ها كرديد. ببينيد، هر تكنولوژي جديد تحولي در جامعه ايجاد مي كند. برداشت نادرستي از اينترنت در ايران شده است و آن اينكه خيلي ها تصور مي كنند هر آنچه را كه مي خواهند مي توانند در اينترنت به دست بياورند و بنابراين ما از ديگر كتابها و منابع بي نياز هستيم.
در صورتي كه مي توان گفت اينترنت به آبي روان شبيه است كه ممكن است چند لحظه اي در مقابل چشمان ما قرار بگيرد و سپس از ميان برود.
ممكن است سايت و يا وبلاگي وجود داشته باشد كه بعد از چندي صاحب آن تمايلي به ارايه اطلاعات آن نداشته باشد و بنابراين آن اطلاعات را حذف مي كند.ويرايش كتاب در دنياي چاپ كار بسيار دشواري است. گاهي اوقات چاپ مجدد اثر با دشواريهاي بسياري همراه است، اما بر روي اينترنت مراحل آن در عرض چند دقيقه مقدوراست، اما در عين حال دوام زيادي ندارد.
بنابراين در تحقيقات مختلف آنچه اهميت دارد «منابع مكتوب» مورد نظر است .
* «كتاب سنجي»؛ يكي از روشهاي پژوهش در علوم كتابداري و اطلاع رساني است. آيا از اين روشها در كشور براي كنترل كيفيت در كتابخانه ها استفاده مي شود وكتابهايي كه وارد كتابخانه ها مي شود كنترل كيفيت مي شود؟
**اين روش فعلاً در حد پايان نامه هاي كارشناسي ارشد و برخي از مقالات استادان دانشگاه است. اما در كتابخانه ها سنجش هاي معمولي انجام مي شود. كتابداران از اشخاصي كمك مي گيرند تا آنها ضمن آشنايي با نويسندگان و يا ناشران معروف برخي از كتابها را انتخاب كنند.
برخي از كتابها نيز بعد از چند سال، ويرايش جديدي از آن منتشر مي شود مثل فرهنگنامه ها .برخي از اين كتابهاي با ارزش مورد استفاده قرار مي گيرند.
اين ارزيابي و بررسي در مورد برخي منابع خارجي نيز كمك مي كند تا آثار خوب و با ارزش از ميان آثار بي ارزش شناخته شوند.اين كار هم از طريق معرفي كتابها در مجلات علمي انجام مي شود. متاسفانه در مجلات علمي ما كتاب جايگاه واقعي خود را پيدا نكرده است.
بايد كتاب سنجي وارزيابي كتابها در ايران به صورت فعاليتي فراگير دنبال شود. براي مثال وقتي كتابي در حوزه كتاب كودك منتشر مي شود، مراكزي همچون شوراي كتاب كودك فعاليت مي كنند و يا مجلاتي كه در زمينه كودكان منتشر مي شوند با روشهاي مناسب اين كتابها را معرفي و پيشنهاد كنند.
در خصوص ديگر گروههاي سني نيز وضعيت اين گونه است؛ در سالهاي گذشته پايان نامه هايي تهيه شده بود كه كتابهاي مناسب براي سنين خاص را مورد بررسي قرار مي داد. اما در عين حال هنوز نظم صحيحي بر روي اين مسأله وجود ندارد. هرچند تا حدودي كتابداران تلاش مي كنند به اين مسأله بپردازند، اما كارشان هنوز علمي نيست.
*همكاران شما چندي قبل پيشنهاد تشكيل كميته اي با عنوان «كيفيت خدمات» را در انجمن كتابداري و اطلاع رساني داده بودند تا اين كميته رهنمودهاي كيفي را به كتابخانه ها ارايه بدهد.اصلا آيا تشكيل اين گروه ها به كيفي كردن خدمات در كتابخانه ها كمك مي كند؟
**اين مسأله موضوع تازه اي نيست .سالها قبل يعني در سال 1353وقتي در مركز«خدمات كتابداري» عضو شدم، واحدي با عنوان «ترويج كتابداري» وجود داشت.
من هم سالها به همراه مسؤول آن واحد به كتابخانه ها مراجعه مي كردم و به اتفاق همديگر مشكلات آنها را بررسي و در خصوص آن اظهار نظر مي كرديم.
اگر چنين تشكلي در انجمن كتابداري به وجود بيايد و افرادي كه در اين تشكل شركت مي كنند و يا كساني كه به كتابخانه مراجعه مي كنند، صاحب نظر باشند مي تواند به بهبود كيفي كتابخانه ها كمك شايان توجهي كند.
انجمنهاي اين چنيني در ديگر كشورها بسيار قدرتمندند؛ مثلا در آمريكا انجمن كتابداران آمريكا بر روي آموزش كتابداري تاثير مستقيم دارد؛ يعني استانداردهايي را تعيين كرده است و هر دانشكده اي كه اين استانداردها مثل تعداد استاد، سرانه استاد به دانشجو و امكانات كتابخانه اي و... را نداشته باشد يا تعطيل مي شود و يا ناگزير است يكي دو نيم سال تحصيلي دانشجوي خود را پذيرش نكند تا به استانداردها برسد.
طبعا انجمن كتابداران با برپايي جلسات منظم و كمكهاي علمي و... بر روي ارتقاي سطح خدمات كتابخانه ها نيزتاثير خواهد گذاشت .
*در«كتابداري تطبيقي» آنچه اهميت دارد، بررسي پيشرفتهاي ديگر كشورها در زمينه كتابداري و رساندن كشورها به آن سطح از پيشرفتهاست. شما در خصوص كتاب سنجي به عدم استفاده اين روش در كتابخانه هاي كشور اشاره كرديد.آيا موضوع كتابداري تطبيقي نيز به همين منوال است؟
** من تصور نمي كنم موفقيت چنداني در اين زمينه كسب كرده باشيم و استانداردهايي را كه براي كتابخانه ها وضع شده است، مورد استفاده قرار دهيم. اين استانداردها از سوي ما وضع نشده است.
مؤسسه ملي استاندارد و تحقيقات صنعتي چند سال است كه استانداردهاي بين المللي را ترجمه مي كند و فعلا به عنوان استاندارد ملي مي پذيرد تا استانداردهاي ملي بعدا تدوين شود.
بايد اين استانداردها در اختيار كتابخانه ها قرار بگيرد و سازماني همچون كتابخانه ملي، چگونگي اجراي اين استانداردها را مورد كنترل و ارزيابي قرار دهد.
سالهاي طولاني است كه آموزش ما مبتني بر جزوه و كتاب است. بنابر اين حتي بسياري از مسؤولان ما اعتقادي به استفاده از كتابخانه ندارند و گاهي با كنار گذاشتن كتابداران و عدم استخدام كتابداران تحصيلكرده به بهانه هاي مختلف اين مسأله را ثابت مي كنند.
برخي از آنها حتي مي گويند دانش كتابداران آن گونه كه ما انتظار داريم نيست. در خصوص تطبيق هم وضع به همين گونه است و تنها چند پايان نامه محدود در اين خصوص نوشته شده است.مثلا برخي ازهمكاران كه به هند سفر كرده اند، پس از مراجعت خود پايان نامه هايي با عنوانهايي چون «مقايسه آموزش كتابداري در ايران و هند»، «مقايسه كتابخانه هاي دانشگاهي در ايران و هند» و... نوشته اند اما هيچ گاه به مقايسه تطبيقي كتابخانه هاي خود و ديگر كشورها نپرداخته ايم
*آقاي دكتر ازحضورتان در اين گفتگو سپاسگزاريم.
** من هم متشكرم .موفق باشيد |