صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
بادبادك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-18
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

سه شنبه 28آبان ماه 1387


نيم نگاهي به بيست و پنجمين جشنواره فيلم كوتاه تهران ؛ فقط كميت!

 

* سهيل اميري

بيست و پنجمين جشنواره فيلم كوتاه تهران بي شك يكي از بدترين دوره هاي برگزاري اين جشنواره محسوب مي شود و اين برخلاف آن چيزي بود كه انتظارش مي رفت.




تيتر روزنامه ها، صحبتهاي دبير جشنواره و تبليغات پيش از جشنواره آمار قابل توجه و قابل تأملي را ارايه مي داد كه متأسفانه تنها در حد آمار باقي ماند.
اكنون از جشنواره فيلم كوتاه تهران به عنوان يكي از اتفاقهاي مهم سينمايي كشور ياد مي شود، بنابراين در نقد و تحليل و تعريف و تفسير اين جشنواره حرف و حديث، زياد گفته اند.من هم در اين جا نه مي خواهم به گفته دبير صفحه، گزارشي تفسيري و نه خبري تحليلي بر اين جشنواره بنويسم كه هر چقدر در سالهاي پيش گفتيم افاقه نكرد!
اين سطور در حقيقت دغدغه شخصي است كه سينماي كوتاه را دوست دارد و به پربارترين و مطرح ترين محفل سينماي كوتاه كه همين جشنواره باشد، عشق مي ورزد.
زماني كه من داخل سينما مي شدم آنكه از سينما خارج مي شد، آرام در گوش شخص كناري اش زمزمه كرد: «چه كسي اينها را مجبور كرده كه چنين فيلمهايي بسازند؟»
و من با خودم انديشيدم چه كسي «آنها» را مجبور كرده كه فيلم «اينها» را انتخاب و پخش كنند؟!نه! مشكل سينماي كوتاه فيلمسازان نيستند كه هنوز سينماي تجربي را از سينماي كوتاه تشخيص نمي دهند؛ مشكل كساني هستند كه...
***
مشكلات جشنواره فيلم كوتاه امسال با وجود اينكه پس از تجربه خوب و موفق جشنواره «سينما حقيقت» برگزار مي شد، آنقدر زياد است كه نمي توان تنها به گوشه اي از آن پرداخت و گذشت.بزرگترين ايرادي كه اين سالها بر جشنواره فيلم كوتاه گرفته مي شود، توجه افراطي مسؤولان برگزاري به كميت فيلمهاست تا كيفيت آنها.
دلايل اصلي افت كيفيت آثار را مي توان در كم توجهي هيأت بازبيني و همچنين مميزي هاي بي جهت (يا به تعبير مسؤولان جشنواره «سياستهاي خاص جشنواره...) است كه باعث مي شود فيلمي كه در جشنواره هاي ديگر داخلي مورد توجه قرار گرفته، در اين جشنواره حتي به نمايش هم درنيايد و اين در حالي است كه فيلمهاي ضعيفي به نمايش عمومي درمي آيند كه حتي ساده ترين قوانين و قواعد سينمايي در آنها رعايت نشده است!
افزايش اين فيلمهاي درجه «ج» و كاهش فيلمهاي قابل توجه (كه در اين جشنواره كمتر از شمار انگشتان يك دست بود) نمايانگر توجه زياد مسؤولان به مقوله كميت و آمار است و جشنواره اي كه از لحاظ كيفي، فيلمهايي را مطرح كند كه به هيچ وجه ارج و ارزش مطرح شدن را ندارند، زمينه ساز بروز مشكلاتي مي شود كه غيرقابل جبران اند:
1- فيلمسازي كه فيلمش در جشنواره مطرح مي شود، حتي اگر جايزه هم نگيرد، غرور كاذب فيلمساز بودنش تقويت مي شود و اين گونه مي شود كه در جلوي در سينما، كسي كه هنوز در ابتداي خط سينماي تجربي است، خود را آماده ساخت فيلم بلندش مي كند.
2- كمبود تكنيك و علم فيلمساز، مخاطب را به جايي مي رساند كه سينماي كوتاه را ناچيز بشمارد و حتي جسارت ورود به آن را بدون نياز به دانش، به خودش بدهد و در نتيجه سطح كمي جشنواره در آينده بالاتر و سطح كيفي نزول بيشتري خواهد يافت.
3- مخاطب را نسبت به سينماي كوتاه دلزده مي كند.
4- در جشنواره اي كه صفت بين المللي را يدك مي كشد، فيلمهاي ايراني نماينده مليت و سينماي ملي ما هستند. نمايش فيلمي كه كارگردانش نه درك درستي از رنگ و نور دارد و نه سواد دكوپاژ و درك صحيحي از خط فرضي، يعني توهين به سينمايي كه در جهان چهره هاي فاخري را معرفي نموده است.
5- ...
6- ...
7- ...
***
هر چند مخالف اين تعريف هستم كه مي گويند سينماي كوتاه بسترساز سينماي بلند است ولي اگر واقعاً به همين تعريف يا شعار هم پايبند باشيم، اين سينماي كوتاه و اين جشنواره فيلم كوتاه همان بستر ساخته شده تاكنون را نيز از بين برده است.

  


نگاهي به غزلهاي بهمن ساكي در مجموعه شعر «آهوان پير»؛ فرم انديشي در سبك هندي

 

* مهدي مرادي

مجموعه شعر « آهوان پير» با عنوان ساده و صميمي اش، بيانگر حركتي است كه شاعر بهمن ساكي در شعر خود در اين جا غزل به امروز رسانده و به نوعي شايد شيوه انديشيدنِ او به قالبي همچون غزل باشد:






لبالب از عطش آهوان پيرم من
نفس بريده فرداي بي مسيرم من
چنين حركتهاي آرام و معتدلي اگرچه در بلبشوي غزل معاصر، خاصيت زمزمه پذيري خود را بيشتر به رخ مي كشند، اما در بستري عميق تر، با سنت غزل فارسي نيز همساز مي شوند. اينجاست كه شعر مي تواند در برابر زمان به نوعي مصونيت دست پيدا كند. مصونيتي كه وامدار وفاداري به سنت و گسترش آن است. اگر سبك هندي را پشتوانه غزل بهمن ساكي و به عبارتي ديگر بخش عظيمي از غزل معاصر ايران بدانيم، بيراهه نرفته ايم، اما در قياس با شاعران ديگر كه مي كوشند اين سويه را مخفي نگه دارند ساكي از افشاي آن واهمه اي ندارد. شيوه رفتار او با غزل نشان مي دهد شاعر، با علم و آگاهي به اين مسأله، به شعر خود دست يافته است:
فرصت گريخت مثل نفس از درنگ من
تنها تهي است حاصل پرواز چنگ من
از صبح خالي ام به زمين پنجه مي كشم
آيا به آب مي خورد امشب كلنگ من
امشب غرور، راه مرا سخت بسته است
ترسم به بيشه بازنگردد پلنگ من
فرياد... نه، نعره... ولي شب همان شب است
بيهوده ريخت طاق سكوت تفنگ من
فردا رسيده است ولي ديشبم هنوز
از بس كه دير مي رسد امروز لنگ من
شاعر آن گاه كه با اندوخته هاي هندي به سراغ پديده ها و موضوعات جهان معاصر مي رود مي تواند با اتكا به نازك انديشي هايي از گونه بيدل به خلق و كشف پردازد:
لك لك از برج دكل برخاست تا شايد بخواهد
آب پاكي را بريزد روي دست جاشوانم
ويا:
نقال هاي قرن همه لال لال لال
سهراب چاك چاك من از ياد رفته است
نگاه كنيد به واژگان «لك لك» و «دكل» و نيز «نقال» و «لال» و اينكه وسواس شاعرانه گاه مي تواند به ساده ترين صورت در خدمت ذهنيت شاعر در آيد. كلمه محوري در شعر بهمن ساكي، تنها يك تفنن نيست. او از يك واژه مي تواند مفصلي براي شعر خود پديد آورد تا آن شعر، دايره وار بچرخد و فرم نهايي خود را با مخاطب بازگو كند. اين كلمه گاه «قافيه اي» تنگ و بسته است كه در فرآيندي طاقت فرسا، شاعر را وا مي دارد در «پاسخ پاييز» نام يكي از شعرها همهمه را از درخت بجوشاند:
دستي وزيد و همهمه جوشيد از درخت
باران برگ و دلهره باريد از درخت
دود از سر درخت به يكباره شد بلند
وقتي دهان صاعقه خنديد از درخت...
گاه «عكس» ي است كه در سطرهاي يك غزل مدام تكرار مي شود، آلبوم ورق مي خورد، شعر سروده مي شود:
اين چندمين شب است كه من با تو نيستم
اين چندمين شب است كه در شعله زيستم
اين عكس اول است كه با هم گرفته ايم
من بي قرار مستي لبخند كيستم؟
و گاه كلمه اي است كه در شعر استحاله مي شود و به صورت واژه اي پنهان در پشت صحنه شعر انجام وظيفه مي كند.در غزلهاي ساكي نيز، آنچه به وضوح مشاهده مي شود، عاطفه اي است انساني كه از منطق شعر خارج نمي شود و صورتي جنون مند به خود نمي گيرد، اما رسوب اين عاطفه آنجا كه رگه مي شود و بخشي از بافت شعر را پديد مي آورد دردناك و شنيدني است:
دير آمدي تحمل كتفم كبود شد
ويا:
شب شد خيال آمدنت را به من بده
متأسفانه غزل، قالبي بسته و محدود است و باوجود نوآوريهايي كه در اين زمينه يعني سرايش غزل صورت گرفته شكوه «مفتعلن مفتعلن كشت مرا» همچنان به قوت خود باقي است.
ساكي نيز با آگاهي از اين حصار، كوشيده است در فرم شعر به نوآوريهايي دست بزند كه با حفظ نسبتها به اعتقاد نگارنده به موفقيت هايي نيز دست يافته است. در شعر ساكي از شلختگي هاي رايج در غزلهاي امروز خبري نيست. او با اتكا به دانش كه از رفتار شناسي غزل به دست آورده، توانسته نوآوريهاي اندك، زيبا و چشم نواز در فرم شعر به وجود آورد.
نگاه كنيد به اين شعرها : پاسخ پاييز، اصل و نسب، پرسش، ياد و ... چنانكه اگر مصرعي دو بار تكرار مي شود بنابر ضرورت تاكيد ملال و يكنواختي و پوچي است:
تا انتهاي حافظه ها باد رفته است
و يا آن گاه كه شاعر در بيت پاياني، تنها يك مصرع مي نويسد بيت كامل است و صداي عبوري تلخ از آن شنيده مي شود:
امشب دو باره تلخ از آن كوچه مي گذشت ...
در تكميل بحث به قسمتي از شعر «اصل و نسب» توجه كنيد:
هنوز چشم و دهان گرسنه ام خالي است
كمك كنيد،كمك تا ...
و باد گور تهي را مرور كرد و گذشت
به نبش قبرنياكان شرمگين اما
رسيده اند به عمق ذليل بودن ها
كسي خصال خودش را فروخت بي كم و كاست
براي بودني از اين قبيل بودن ها
...و نان نام نياكان بيات خواهد شد.
شاعر با سايه حرف مي زند و راه مي رود (اشاره به مصرعي از يك شعر)اما به سمت خيابان آفتاب نيز چرخيده است، يعني كه نمي خواهد به شب زلف يار و افاعيل عروضي بسنده كند.
فرم درشعر بهمن ساكي محتاط است، بادغدغه هايي كه در آميزش با خصيصه هاي سبك هندي غالباً به وضعيتي دلخواه منجر مي شود. شاعر در ادامه خود است و با پاي خود دنباله هاي خويش مي جويد.

  


پشت ويترين

 

* زمانيان
اگر علاقه مند و پيگير مطالعه نمايشنامه و هنر تئاتر هستيد، اولين خبر ستون «پشت ويترين» اين هفته را بخوانيد:




* انتشارات نمايش به تازگي دو اثر با محور تئاتر عروسكي به چاپ رسانده و در دسترس علاقه مندان قرار داده است. يكي از اين آثار « زبان عروسك» نام دارد كه توسط «لورنس كومينزه» و «مارك لونسون» نوشته شده و خانم «شيوا مسعودي» آن را ترجمه كرده است.اين اثر شامل پنج بخش با عناوين «از نهالستان تا قربانگاه»، «ميان خيال و واقعيت»، «تئاتر عروسكي ژاپني»، «تئاتر عروسكي عاميانه امروز» و «كارگردان و كارگرداني» است.اثر ديگر اين انتشارات، «عروسكها و نمايش عروسكي» نام دارد. اين اثر توسط «ديويد كورل» نوشته شده و «آزاده نوري» و «همايون فربود» به صورت مشترك اين اثر را ترجمه كرده اند.«معرفي تئاتر عروسكي»، «آناتومي عروسك»، «روشهاي ساخت عروسك»، «كنترل و عروسك گرداني»، «عروسكهاي سايه»، «تكنيكهاي صحنه»، «نور و صدا» و «اجرا» عنوان فصلهاي اين كتاب مي باشند.«زبان عروسك» و «عروسكها و نمايش عروسكي» به تازگي در دسترس علاقه مندان به تئاتر و نمايش عروسكي قرار گرفته است.
* خبر دوم هم مربوط است به چاپ يك مجموعه داستان.محمدرضا صفدري مجموعه داستان «تيله آبي» را به تازگي منتشر كرده است.«تيله آبي» در برگيرنده هفت داستان از برجسته ترين داستانهاي اين نويسنده است. «پريون»، «تيله آبي»، «دلگريخته»، «ديدار خانه»، «دو بلدرچين»، «مويه» و «درخت نخستين» عناوين اين مجموعه داستان است.در پشت جلد كتاب آمده است: «تسلط صفدري به تكنيكهاي داستان پردازي، شناخت ژرفش از باورها و آداب بومي و پيشنهادهاي تازه اش در روايت، او را در زمره شاخص ترين نويسندگان ايران قرار داده است.»




«تيله آبي» را نشر ققنوس به تازگي منتشر كرده و در دسترس علاقه مندان قرار داده است.
* چاپ و نشر ترجمه اي از «سروش حبيبي» خبربعدي اين ستون است.حبيبي پس از اينكه سه اثر از «هرمان هسه» را ترجمه كرده، حالا سراغ «آلفرد آندرش»؛ نويسنده آلماني رفته است.رمان «زنگبار يا دليل آخر» ترجمه ديگري از اين مترجم است كه به تازگي توسط نشر «ققنوس» منتشر شده و در اختيار علاقه مندان قرار گرفته است.«زنگبار يا دليل آخر» رماني درباره فرار است. فرار كردن از كشوري كه ديگر جاي زندگي نيست و طاقت آدمها را بند آورده و آنها را مجبور كرده كه حتي با به خطر انداختن جانشان، از آن فرار كنند. با اين همه، دليل فرار از چنين كشوري از زبان يكي از شخصيتهاي رمان كه با نام «پسر» درباره اش حرف زده مي شود، جالب است. اين «پسر» كه شانزده سال سن دارد و «هكلبري فين» مارك تواين مي خواند، مي خواهد از آلمان فرار كند، اولاً براي اينكه «در يك» سوت و كور است، ثانياً براي اينكه «دريك» پدرش را كشته و ثالثاً براي اينكه زنگبار وجود دارد، «پسر» كه روزها دنبال دليل سوم يا به عبارتي دليل آخري براي فرارش مي گردد، به اين نتيجه مي رسد كه منطقه زنگبار (منطقه سوت و كوري در آفريقا) هنوز در دنيا وجود دارد.

  


عضو تحريريه قدس در جمع برگزيدگان سومين جشنواره طنز مكتوب

 

گروه هنر- ارژنگ حاتمي عضو تحريريه قدس (صفحه سوسه) به عنوان يكي از برگزيدگان سومين جشنواره طنز مكتوب معرفي شد.مراسم اختتاميه اين جشنواره با سخنراني حسن بنيانيان و علي معلم دامغاني در سالن انديشه حوزه هنري تهران برگزار و از برگزيدگان آن تقدير شد.در اين مراسم برندگان به شرح زير معرفي شدند:

بخش فيلمنامه(موضوع آزاد): عباس صادقي زويني، حامد تاملي و ايرج افشاري اصل بخش فيلمنامه(ويژه تروريسم): مهرداد صدقي بخش داستان (موضوع آزاد): سميه رشيدي، مهدي ضيغمي نژاد و عباس حسين نژاد
بخش داستان (ويژه تروريسم): فرزين پورمحبي
بخش نثر(موضوع آزاد): حامد تاملي، مهدي كرمي و اميد مهدي نژاد بخش نثر(ويژه تروريسم): ارژنگ حاتمي
بخش شعر(موضوع آزاد): محمد مجتبي احمدي، مهدي استاد احمد، سعيد نوري و جواد زهتاب
بخش شعر(ويژه تروريسم): داوران هيچ يك از شاعران را در اين بخش شايسته دريافت جايزه ندانستند.
در اين مراسم به برگزيدگان اول تنديس جشنواره ديپلم افتخار و 5 سكه بهار آزادي، نفر دوم لوح تقدير چهار سكه بهار آزادي، نفر سوم لوح سپاس و سه سكه بهار آزادي اهدا شد.

خبرهاي كوتاه
* 5 نشان ادبي جلال آل احمد كه طرحي از امضاي اين نويسنده است، شنبه آينده همراه با 110 سكه بهار آزادي به 5 نويسنده ايراني اهدا مي شود.نخستين جايزه جلال آل احمد امسال در بخشهاي داستان بلند، داستان كوتاه، نقد ادبي، تاريخ نگاري و مستندنگاري برگزار مي شود.
* «محسن مخملباف» دايناسور طلايي جشنواره مدارس سينمايي كشور لهستان را از آن خود كرد.بنا بر اين گزارش، جشنواره مدارس سينمايي اروپا كه امسال با نمايش ششصد فيلم كوتاه، بلند و انيميشن كه در شهر كراكف برگذار مي شود، در روز 14 نوامبر با حضور حنا مخملباف و نمايش «بودا از شرم فرو ريخت» آغاز به كار كرد.
* به دنبال انتخاب انتشارات شباويز به عنوان نماينده ملي «بنياد هنر كتاب آرايي آلمان 2008»، اين مؤسسه انتشاراتي مسؤول انتخاب «زيباترين كتاب» ايران در اين مسابقه جهاني شده است.برهمين اساس علاقه مندان به حضور دراين مسابقه مي توانند كتابهاي واجد شرايط خود را كه از دي ماه 1385 منتشر شده و اصالتاً ايراني هستند و از نظر گرافيك، طراحي، تصوير گري و به طور اخص زيباي كلي قابليت ارائه دراين مسابقه بين المللي را دارند، به مؤسسه انتشاراتي فوق تحويل دهند.
* در حالي كه يك سال از برپايي از نمايشگاه «25 سال پوستر تئاتر ايران» مي گذرد و در آستانه جشنواره  بيست و هفتم تئاتر فجر، هنوز خبري از برگزاري مراسم اختتاميه اين برنامه و اعلام برگزيدگان آن نيست.
* «مانوئل دي اوليويرا»، كارگردان پرآوازه سينماي پرتغال يكصدمين سالروز تولدش را با آغاز فيلمبرداري اثر جديدش جشن خواهد گرفت. وي كه روز دوازدهم دسامبر يكصد  ساله مي شود، پيرترين فيلم ساز درقيد حيات سينماي جهان است.
* كامران عدل معتقد است: موفقيت اكسپو عكس در گرو فروش فراگير آن است و فروش آثار مشاهير موفقيتي براي عكاسي ايران نيست.وي درباره برگزاري اكسپو عكس ايران گفت: تعداد بازديدكنندگان از يك نمايشگاه دليل بر موفقيت آن نيست. چرا كه با وجود عكاسان بسياري كه در نمايشگاه شركت كرده اند طبيعي است كه بازديدكنندگان آن هم به نسبت تعداد شركت كنندگان زياد باشد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com