صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 29آبان ماه 1387


كتاب هاي زرد هم حق حيات دارند

 

*پاي صحبت دكتر محمد رضا وصفي

* جواد صبوحي
ايران در تبليغات و پيشينه تاريخي همواره كشوري فرهنگي معرفي مي شود؛ ولي هنگامي كه به بازار عرضه و تقاضاي كتاب مي 



رسيم، درمي يابيم كه مهمترين ركن بازار فرهنگ يعني كتاب با بداقبالي شديد مواجه است، چنانچه در اين كشور 70 ميليوني تبليغ براي آن هم حتي از چيپس و پفك نيز كمتر است. برخي معتقدند در اين آشفته بازار پيش بيني چگونگي حضور ما در عرصه بين المللي نيز از پيش پيداست. اما دكتر محمدرضا وصفي كه خود مدتي به عنوان مدير بخش بين الملل نمايشگاه كتاب مشغول فعاليت بوده است نظر ديگري دارد. او به نقش برجسته كشور در ميان كشورهاي منطقه اشاره دارد و مي كوشد دلايل خود را بر شيوه عرضه اين محصول متمركز كند.
***
* آقاي دكتر به نظر مي رسد ناشران ما يا تمايل چنداني براي حضور در عرصه بين المللي را ندارند و يا توانايي آن را در خود احساس نمي كنند. چرا وضعيت ما در اين بخش به اين شكل است ؟
** اجازه بدهيد قبل از پرداختن به اين موضوع جايگاه كشورمان را در بين چند كشور ديگر مشخص كنم. ايران در بين كشورهاي منطقه و خاورميانه تا هند، از جمله كشورهايي است كه كتاب را به شكل خوبي منتشر مي كند به گونه اي كه براي نمونه مي توان مدعي شد امروز از اين لحاظ 40 سال از پاكستان جلوتريم. كشورهاي جنوبي خليج فارس كه اصلا قابل مقايسه با كشور ما نيست. در حوزه كشورهاي قفقاز و آسياي ميانه نيز وضعيت به همين شكل است. افغانستان نيز فعاليت خارجي ندارد و كتابهاي خود را معمولا در كشورهاي اطراف چاپ مي كند.






تنها مي توان گفت كشورهاي تركيه، لبنان و مصر در اين خصوص حرفي براي گفتن دارند. مي توان گفت نشر آثار ما شبيه آثاري است كه در لبنان به چاپ مي رسد و حتي مي توان گفت از آنها نيز بهتر است، چون حدود 10 درصد از ناشران برروي كيفيت كتاب كار مي كنند. كيفيت كتابهاي مصر هم از ما پايين تر است. در مورد تركيه هم بايد گفت آنجا كه قرار است كار به صورت كلاسيك منتشر شود، باز هم صنعت نشر ما از اين كشور جلوتر است و اين توانمندي را داريم كه اگر اراده كرديم كار را به بالاترين كيفيت منتشر كنيم.
* چرا اين مساله عموميت ندارد؟
** اين مقوله جاي بحث فراوان دارد ؛ همانطور كه شما اشاره كرديد، ناشران ما احساس نمي كنند كه مي توانند ناشر خارج كشور داشته باشند و شايد يكي از دلايل اين احساس به دليل زبان كتابهاست؛ چون ناشر ما گمان مي كند اگر خارج از مرزها مخاطبي براي كتابهايش وجود داشته باشد، مربوط به آن دسته از ايرانياني است كه در خارج از ايران اقامت دارند، به همين دليل انگيزه چنداني براي بهبود كيفيت كتابهاي خود ندارد.
حدود 6 سال قبل همزمان با نمايشگاه بين المللي كتاب تهران در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي طرحي با عنوان «كتاب آرايي» اجرا شد. كتاب آرايي مفاهيمي چون جلد كتاب، شيرازه، نوع فونت، نوع كاغذ، طراحي جلد و... را در بر مي گرفت و در همين حوزه مسابقه اي نيز برگزار شد.
يكي از مسايلي كه ما را به ادامه شكلي يكنواخت عادت داده بود، كاغذهاي يارانه اي بود كه به هر ناشر داده مي شد و عملاً كتابها را به شكل كليشه واحد درآورده بود. اما از آن زمان كه كاغذ آزاد شد و ناشر بايد نوع كاغذ مصرفي را خود تعيين مي كرد، فضا به سوي رقابتي شدن حركت كرد و اين مسأله حركت قابل ستايشي است كه آغاز شده است و مي توانيم اميدوار باشيم كه روزي بتوانيم از نظر فيزيك كتاب در خارج از كشور، حرفي براي گفتن داشته باشيم.
* آقاي دكتر؛ اصلا مگر مخاطبان كتاب در آن سوي مرزها قرار است مثل بسته بندي زعفران و پسته ما بيشتر به ظاهر محصولات اهميت بدهند كه ما از پيشرفت درشيوه هاي عرضه آن بايد خرسند باشيم؟
** بستگي دارد. اگر قرار است كتاب در حوزه هنر و يا ميراث ادبي كهن منتشر شود، طبيعي است كه در اينجا بيش از هر نكته ديگري بر روي شكل ظاهري كتاب توجه لازم مبذول مي شود. به عنوان مثال اگر خواننده اثري همچون ديوان چند زبانه خيام تمايل دارد كه اين اثر فاخر را باتمامي لطافتهاي پيراموني آن تهيه كند، بنابر اين در اينجا شكل كتاب نقش قابل توجهي را ايفا مي كند، اما وقتي با كتاب علمي سروكار داريم اگر از استانداردهاي لازم پايين تر بياييم مخاطب خود را از دست داده ايم اما نيازي نيست كه مثلا اگر اين استاندارد عدد 60 است، به عدد 90 برسد. اتفاقا گاهي كه كتاب علمي بيش از حد ظاهري فانتزي پيدا مي كند، همين مساله كاركرد معكوس عمل مي كند.
اجازه بدهيد اين مساله را با ذكر مثالي روشن كنم. وقتي شما به تماشاي گالري عكس و يا نقاشي مي رويد، مي بينيد كه تمام اين گالريها از قابهاي بسيار ساده استفاده مي كنند، براي اينكه اصل سوژه گم نشود و شكل پيراموني برمحتوايي اثر معكوس نگذارد و آن را تحت الشعاع قرار ندهد. در مورد كتاب هم وضع به همين شكل است يعني آنجا كه بحث علمي مطرح است، تنها رعايت استاندارد كفايت مي كند. اما يك مقوله ديگر نيز مطرح است كه شايد از ديد من و شما پنهان باشد و آن وزن بالاي كتابهاست. وزن بالا، يكي از شاخص هاي موثر در صادرات است.بنابر اين هرچقدر بتوانيم كتاب را به بهترين شكل صادر كنيم و از وزن كتاب بكاهيم، براي حضور بين المللي اين كتاب تسهيلاتي را فراهم آورده ايم. در غير اين صورت اگر كتابها از وزن بالايي برخوردار باشد، در آن صورت قيمت حمل كتاب چند برابر توليد كتاب در ايران خواهد بود و اينجاست كه اين موضوع بر صادرات نشر ما تاثير مي گذارد.
* دانش مولفان را براي كيفي نمودن نشر كتابها چقدر موثر قلمداد مي كنيد؟
** ببينيد، مولف يك مقوله است و من گمان مي كنم آنچه در ايران به آن توجه لازم نشده است، موضوع ويراستار است. ويراستار و سرويراستار در كشورهاي پيشرفته، نقش اساسي را در كنار مولف ايفا مي كنند، به تعبيري ديگر كتاب براي استفاده محققان و پژوهشگران نيازمند انواع نمايه در انتهاي آن است. گاهي متاسفانه پژوهشگري كه سالهاي متمادي براي توليد كتاب وقت صرف كرده است، از تجارب جديد استفاده نمي كند و يا ناشر از اين تجارب در قبل از انتشار كتاب استفاده نمي كند و بنابراين كتاب بدون نمايه و به صورت عريان منتشر مي شود و نمي تواند با نمايه هاي پاياني خود استفاده از كتاب را تسهيل كند. چنانچه مي دانيد توقع نداريم محقق زماني كه به سراغ يك كتاب علمي مي رود از ابتدا تا انتهاي كتاب را مطالعه كند؛ بلكه مثلا وقتي قرار است به موضوعي مثل مشروطه مراجعه كند، به سراغ صفحاتي مي رود كه اين نام در آن ذكر شده باشد. بنابر اين وقتي كتاب عاري از نمايه هاي مكاني و شخصيتها باشد استفاده ازآن براي محقق دشوار مي شود. وقتي پژوهشگر كتابي را به دور از استانداردهاي امروز پژوهشي ببيند هرچند آن كتاب از نظر محتوا توسط مولف زبده تاليف شده باشد، به سراغ كتاب نمي رود.
* در بحثي كه مورد نظر ماست «ويراستار» حاشيه اي بر متن است...
**اتفاقاً نقطه اختلاف من و شما در همين موضوع است.در حوزه اروپا و آمريكا دقيقا 50 درصد كار ويراستار موازي با كارمولف است.
*مقصود من اين است كه ويراستار نمي تواند و حق افزودن بر محتواي كتاب را ندارد...
** ببينيد همانطور كه اشاره كردم كتاب خوب در كنار پژوهش نيازمند انواع نمايه هاي جنبي است تا كار پژوهشي ظرف وجودي خود را پيدا كند و اين ظرف را بسياري از كشورها بر عهده مولف نمي گذارند و مولف تنها اثر را پديد مي آورد.
* در حال حاضر بسياري از كتابها بويژه رمانها از سطح بسيار نازلي برخوردارند.موضوعي كه اهميت دارد اين است كه آيا بايد اين سنخ كتابها به وفور در جامعه منتشر شود، تنها با اين بهانه كه آمار نشر ما افزايش يابد ؟
** كتابهاي زرد همواره از جمله پديده هايي است كه در كنار آثار برجسته وجود داشته و دارد، اگر بخواهيم باغي از انواع گلها در نظر بگيريم، طبيعي است كه گلهاي خزره در كنار گلهاي محمدي تعريف خاص خود را دارد. بنابر اين كتاب زرد هم مي تواند در جامعه وجود داشته باشد.

  


هفته كتاب مبارك است، اما...

 

* جواد نعيمي
آيين والاي برگزاري هفته كتاب، يكي از پديده هاي خوب و مباركي است كه در ميهن اسلامي، برگزار مي شود.




در اين هفته، همه از كتاب مي گويند. نمايشگاه هاي كتاب، در گوشه و كنار شهرها آغاز به كار مي كنند. رسانه ها و خبرنگاران به تهيه عكس و گزارش و خبر، در زمينه كتاب و كتابخواني مبادرت مي ورزند. ناشران و نويسندگان به جنب و جوش مي افتند. مسؤولان بخش هاي فرهنگي مرتبط با موضوع- به ويژه آمارگرايان- به ارايه آمار نشر و كتاب و اينكه مثلاً كميت آثار منتشر شده نسبت به مدت مشابه سال گذشته، فلان درصد افزايش داشته، مي پردازند. خلاصه هر كسي در حد توان خويش براي نهادينه كردن فرهنگ مطالعه تلاش مي كند و صدالبته همين كه خورشيد آخرين روز اين هفته غروب كرد، دوباره همه چيز به روال عادي و طبيعي خود برمي گردد. نمايشگاه ها برچيده مي شوند، مسؤولان از آمار كتاب و مطالعه، كمتر مي گويند. رسانه ها و مطبوعات، ديگر بخشي را به مسأله كتاب و كتابخواني اختصاص نمي دهند و خلاصه كمتر كسي به يادش مي ماند كه از كتاب هم بايد به طور مستمر ياد بشود...
خوب، اين تلاشها- در هر قد و قواره اي- مغتنم و مايه دل شادي و اميدواري است. اما، در اين هفته و ديگر هفته هاي سال، كمتر كسي پيدا مي شود كه به مردم بگويد كيفيت آثار و كتابهاي عرضه شده چگونه است و چگونه بايد باشد. كمتر كسي ميگويد مطالعه يعني چه و اصلاً چرا بايد كتاب خواند؟ و آيا تنها، خواندن كتاب كافي است، يا تأمل و تعمق در خواندي ها نيز ضرورتي انكارناپذير دارد و خواندن انتقادي كتاب، مفيدتر، كارسازتر و بهتر است؟ آيا همين كه به فلان ميزان از عناوين و شمارگان كتاب دست يابيم، از نگرش در كيفيت و محتواي آثار، بي نياز مي شويم؟ و آيا در نظام هستي، ارزشي هم براي سرمايه وقت و عمر انسان تعيين و تبيين نشده و سرمايه هاي مادي و معنوي بايد صرف نشر و پخش و قرائت هر چه كه شد، بشود؟! يا اينكه نشر و پخش و مطالعه كتابهاي هدف گرا و سودمند و دانش افزا، راهگشاست و بايد مورد توجه باشد؟
به هر روي، نفس همين پديده- برگزاري هفته كتاب و تشكيل نشستها و نمايشگاه هاي مربوط به آن- هم خوب و مغتنم و مبارك است، اما اين فعاليتها هنگامي مبارك تر خواهد بود كه ضرورتها، چگونگي ها و چرايي هاي مطالعه درست و سودمند و با هدف و نورآفرين و علم افزا، حتي سرگرم كننده، براي همگان تبيين شود. ناشران محترم به چاپ آثار برجسته تر و مفيدتر، ترغيب بشوند. نويسندگان گران قدر با عنايت به مسأله مهم مخاطب شناسي و اولويت كاري به پديدآوري كتاب بپردازند. نقد كتاب و اصولاً همه خواندني ها در جامعه نهادينه گردد. كتابهاي خوب، به سهولت و ارزاني و فراواني در اختيار همگان به ويژه كودكان و نوجوانان و جوانان قرار گيرد. سعي شود كيفيت مواد خواندني فداي كميت آنها نشود. چرخه توزيع كتاب، مورد بازنگري و توجه اساسي قرار گيرد. پديدآورندگان و خوانندگان كتاب به هر گونه ممكن تشويق و ترغيب شوند. ناشران آثار برجسته و گران سنگ به شايستگي تقدير شوند. تجهيز و تقويت فرهنگي، معنوي و مادي كتابخانه ها، پيوسته مدنظر قرار گيرد. جايگاه، شأن و منزلت كتابداران در جامعه تبيين شود و از آنان پشتيباني مادي و معنوي به عمل آيد. خانواده ها و مراكز آموزشي به مأنوس شدن هرچه بيشتر كودكان و نوجوانان با كتاب و كتابخانه و خواندن و انديشيدن مدد برسانند. كتاب، بيش از آن به عنوان يك كالاي تجاري مطرح باشد، به مثابه يك كالاي ضروري فرهنگي و معنوي به چشم ها و دلها بيايد. از كتاب به عنوان بهترين هديه در مناسبتهاي گوناگون بهره گرفته شود. ياد و يادمان كتاب در شهر و كوچه و خيابان، جاري و ساري و جاويدان باشد، نمايشگاه هاي مقطعي و كوتاه مدت كتاب، جاي خود را به نمايشگاه هاي دائمي بدهند و در همه زمانها و همه جاي شهرها خودنمايي و تجلي يابند. ذكر خير كتابهاي خوب، در همه جا رواج يابد و خلاصه، هفته كتاب، به ماه و سال و هميشه كتاب تبديل شود. چنين باد!

  


مصطفي رحماندوست: رسانه ملي ظرفيتهاي خود را براي كتابخواني به كار گيرد

 

مصطفي رحماندوست، شاعر و نويسنده با بيان اينكه صداوسيما مي تواند نقش عمده اي در ترويج فرهنگ كتابخواني در جامعه



داشته باشد، گفت: در سراسر جهان از رسانه هاي ديداري و شنيداري، براي نزديك كردن مردم به كتاب استفاده مي كنند و بدون ترديد در ايران نيز بايد از ظرفيتهاي بالاي رسانه ملي براي كتابخوان كردن مردم بهره برد.
رحماندوست در گفتگو با ستاد اطلاع رساني شانزدهمين دوره هفته كتاب جمهوري اسلامي ايران، با تأكيد بر ضرورت نهادينه كردن فرهنگ كتابخواني در ميان كودكان گفت: ترويج كتابخواني در جامعه نيازمند برنامه ريزي كلان و ملي است و بدون ترديد بخشي از اين برنامه ملي مربوط به رسانه هاي جمعي از جمله رسانه ملي مي شود.
رحماندوست بر نقش خانواده ها در ترويج كتابخواني ميان كودكان نيز تأكيد كرد و افزود: در هر پديده اجتماعي خانواده ها نقش اساسي ايفا مي كنند، در مقوله كتابخواني كودكان نيز در خانواده ها حلقه بسيار مهمي به شمار مي آيند و رسانه ملي مي تواند با هدف گرفتن اين قشر، كودكان را به شكل غيرمستقيم به كتابخواني رهنمون كند.

  


كتابخواني در ژاپن

 

ژاپني ها، در آغاز، از روشهاي حكومتي و فرهنگ چين تقليد مي كردند و حكمرانان در كاخهاي خود كتابخانه هاي شخصي داشتند. كتابخانه خصوصي شاهزاده شوتوكو نخستين كتابخانه در ژاپن محسوب مي شود. در دوره سلسله نارا مدارس ويژه نجيب زادگان و اشراف تأسيس شد و در كتابخانه هاي آنها متون بودايي، نوشته هاي كلاسيك چيني، نسب شناسي، و تاريخ نگهداري مي شد.در دوره سلسله هيان، ژاپني ها با قطع روابط فرهنگي با چين، فرهنگ مستقلي كسب كردند. پس از آن، بتدريج تغييراتي در زبان نوشتاري آنان پديد آمد، در نتيجه، متون چيني ساده شد و دو خط ژاپني به نامهاي هيراگاناو و كاتاكانا به وجود آمد. اين دگرگوني ها سادگي خواندن و نوشتن و افزايش تأليف كتاب به زبان ژاپني را به همراه داشت.در دوره حكومت سامورايي ها، از اوايل قرن 12 تا قرن 16ميلادي، به گسترش علم و دانش و تأسيس كتابخانه ها و مدارس پرداخته شد. از معروف ترين كتابخانه هاي اين دوران كتابخانه كانازاوا بود كه كتابهاي آن در اختيار محققان ديني قرار داشت.
با ورود دستگاه چاپ و حروف رومي توسط مبلغان مسيحي، كتابهاي ادبي، مذهبي، و آموزش زبان به چاپ رسيد كه ترجمه ژاپني كتاب داستانهاي ازوپ از جمله آنهاست. در سال 1592 ميلادي دستگاه چاپ با حروف متحرك مسي از كره به ژاپن وارد شد، اما هنوز چاپ سنتي در ژاپن متداول بود. در فاصله سال هاي 1590-1860، بيش از 2000 ناشر در سراسر ژاپن فعاليت داشتند كه از سودآوري مطلوبي نيز برخوردار بودند.از سال 1912 تا 1926 چاپ كتاب با شمارگان زياد آغاز شد و متون كلاسيك و معاصر ژاپني و خارجي در قطع جيبي منتشر شد. از سال 1970، دانشگاه  ها به ماشيني كردن كتابخانه ها روي آوردند. نخستين كتابخانه عمومي ژاپن كه در قرن 8 ميلادي تأسيس شد، كتابخانه عمومي اون تِ ايي در ايالت نارا بود. كتابخانه آساكوسا نيز نخستين كتابخانه عمومي سلسله رادو به شمارمي رود. درسالهاي 1804-1829،افرادي به كار كرايه دادن كتاب مشغول بودند كه اين كار كمبود كتابخانه هاي عمومي را تا حدودي جبران مي كرد. از اواسط قرن 18 تا اواسط قرن 19، بتدريج كتابخانه هاي عمومي در نقاط مختلف ژاپن تأسيس گرديد، در سال 1950، قانون كتابخانه هاي عمومي به تصويب رسيد و از 1960 بتدريج به شمار كتابخانه هاي جديد افزوده شد.
از آغاز دهه 1990 بخش عمده اي از كتابخانه هاي عمومي از رايانه استفاده مي كردند. با وجود نارسايي در نظام ارتباط بين كتابخانه اي، شبكه ارتباطي ميان كتابخانه هاي مركزي توكيو، كتابخانه ملي، و كتابخانه هاي ايالت ها و شهرها برقرار بوده است. بيشتر كتابخانه هاي تخصصي ژاپن از نظامهاي پيشرفته اطلاع رساني استفاده مي كنند. تعداد 2000 شبكه اطلاعات بازرگاني در اين كشور مورد استفاده 50 درصد كتابخانه هاي تخصصي بوده است و، تا سال 1992، حدود 60 درصد اين كتابخانه ها از فناوري هاي نوين استفاده كرده اند. در حدود 500 انجمن و كانون كتابداري در ژاپن فعاليت دارند. مهمترين و قديمي  ترين آنها انجمن كتابداران ژاپن است كه از اعضاي ايفلاست. اين انجمن در راه توسعه كتابخانه  ها، ايجاد هماهنگي ميان كتابخانه هاي داخل كشور، و برقراري ارتباط با انجمن هاي كتابداري خارج از كشور فعاليت گسترده اي دارد. ضمنا سرانه مطالعه هر ژاپني 90 دقيقه و هر انگليسي 55 دقيقه است.

  


لوموند (LeMonde)

 

لوموند (LeMonde) به معناي «جهان» از جمله روزنامه هاي مشهور دنيا و مهمترين روزنامه عصر فرانسه محسوب مي گردد. اين



نشريه، تنها روزنامه فرانسوي است كه در كشورهايي كه فرانسه زبان نيستند نيز قابل دسترسي است. لوموند در قطع متوسط و به صورت چهار رنگ، در صفحات بيروني و تك رنگ در صفحات داخلي منتشر شده و اغلب 28 صفحه اي است. اخبار لوموند عمدتاً از خبرگزاريهاي فرانسه، رويترز و آسوشيتدپرس تأمين مي شود. شمارگان روزنامه لوموند طبق آمار سال 2004 حدود 371.803هزار نسخه است. لوموند در سال 1944 پس از خروج نيروهاي آلماني از پاريس در جنگ جهاني دوم، به درخواست ژنرال شارل دوگل و توسط هوبر بوو مري، تأسيس شد. اين روزنامه در واقع جاي روزنامه لوتان را گرفت كه در زمان اشغال فرانسه توسط آلمان، شهرت و اعتبار خود را از دست داده بود. بوو مري طي گزارشي خواستار استقلال كامل خط مشي سردبيري روزنامه شد و بدين ترتيب، اولين شماره روزنامه «لوموند» در 19 نوامبر1944 منتشر گرديد. اين روزنامه در حال حاضر اصلي ترين نشريه شركت «گروپ لوموند»، مالك اين روزنامه، به شمار مي آيد.لوموند عصرها منتشر مي شود، ولي در محل درج تاريخ آن در صفحه اول، تاريخ روز بعد درج مي شود؛ مثلاً در روز 15 مارس، تاريخ روزنامه، 16 مارس را نشان مي دهد زيرا مشتركان روزنامه، آن را يك روز پس از انتشار دريافت مي كنند. روزنامه لوموند از جنبه ژورناليستي همانند سازماني آكادميك است كه در آن بيشتر روزنامه نگاران نه تنها در استخدام رسمي روزنامه هستند، بلكه سهامداران مالي اين شركت نيز هستند و در انتخاب مديران رده بالاتر و مديران اجرايي ارشد، شركت دارند. لوموند برخلاف ديگر روزنامه هاي جهان مانند نيويورك تايمز، در زمينه تجزيه و تحليل و بيان عقايد فعاليت بيشتري به عمل مي آورد و تنها به ارايه گزارشها و اخبار اكتفا نمي كند. بنابراين، اين روزنامه از نظر پوشش دادن همه اخباري كه براي چاپ مناسب هستند كه شعار روزنامه نيويورك تايمز است، اهميت كمتري دارد و به ارايه تغييرهاي دقيق درباره رويدادهاي جاري روز معروف است. نويسندگان لوموند به دليل رويه حاكم بر آن، آزادند تا هر چه مي خواهند بنويسند و همين امر باعث شده تا بسياري از نويسندگان جذب اين روزنامه شوند. نويسندگان سرمقاله نيز در ارايه تفسيرها يا پيش بيني هاي مخاطره آميز، ترديدي به خود راه نمي دهند، هر چند در سالهاي اخير اظهارنظرهاي آنها از واقعيت بسيار دور شده است.از خبرنگاران برجسته اين روزنامه مي توان از «اريك رولو» و «مونا نعيم» نام برد. «اريك رولو» از روزنامه نگاران برجسته و مخالفان سرسخت رژيم شاه سابق در ايران بود. «مونا نعيم» نيز به عنوان سردبير بخش بين المللي روزنامه لوموند، بارها به ايران سفر كرد و گزارشهاي مثبتي از مسايل داخلي كشورمان تهيه و در اين روزنامه منتشر كرد. در سال 1357 لوموند نخستين روزنامه مهم غربي بود كه با امام خميني(ره) كه در عراق در تبعيد بودند، مصاحبه اي مفصل انجام داد و آن را به چاپ رساند.

  


يازدهمين جشنواره قرآني كودك و نوجوان برگزار مي شود

 

گروه فرهنگي- نصيري: يازدهمين جشنواره قرآني كودك و نوجوان توسط فرهنگسراي قرآن سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران برگزار مي شود.
محمدرضا پور معين، رئيس فرهنگسراي قرآن و مراكز فرهنگي هنري مناطق 9 و 10 تهران در نشست مطبوعاتي اين جشنواره ضمن اعلام اين مطلب گفت: يازدهمين جشنواره قرآني كودك و نوجوان با موضوع «قرآن، كودك و نوجوان، تربيت» به منظور ايجاد انس بين كودكان و نوجوانان با قرآن مجيد، جهت دهي استعدادهاي هنري و ادبي نوباوگان به سوي قرآن مجيد، توسعه فعاليتهاي قرآني و ارتقاي آگاهي و دانايي كودكان و نوجوانان از مفاهيم انسان ساز قرآن مجيد به منظور استفاده آنان از اين مفاهيم در زندگي روزمره برگزار مي شود.
وي گفت: اين جشنواره در سه بخش قرآني، ادبي و هنري برگزار مي شود.
رئيس فرهنگسراي قرآن با تأكيد بر اين مطلب كه جشنواره قرآني كودك و نوجوان يك رخداد بزرگ فرهنگي و هنري است و قابليت اجرايي در سطح ملي را دارد اضافه كرد: مهلت ثبت نام در اين جشنواره تا 20 آذرماه سال جاري است و مهلت ارسال آثار غيرحضوري به مراكز ثبت نام تا پايان آذرماه تعيين شده است.
وي همچنين از راه اندازي بيش از 50 خط در شبكه سراسري تلفني نداي قرآن نيز در اين مركز خبر داد و گفت: اين مركز امكان در اختيار گذاشتن صوت قرآن با انتخاب كاري مورد نظر و سوره و آيه هاي منتخب را دارد و نيز مي تواند به سؤالات قرآني شهروندان سراسر كشور با شماره گيري 144 پاسخگو باشد.

  


فعاليت رسمي شبكه ثقلين  9 ماه ديگر آغاز مي شود

 

دبيركل مجمع جهاني اهل بيت(ع) با اشاره به راه اندازي شبكه تلويزيوني ثقلين براي ارتباط پيروان اهل بيت(ع) در جهان، گفت: برنامه هاي مطالعاتي اين شبكه رو به پايان است و مجوز پخش در خارج از كشور گرفته شده، پيش بيني مي كنيم تا 9 ماه ديگر پخش رسمي برنامه ها آغاز شود.
حجةالاسلام محمدحسن اختري دبيركل مجمع جهاني اهل بيت(ع) در گفتگو با مهر اظهار داشت: موضوع اهانت به مقدسات و شخص پيامبر(ص) يكي از برنامه هاي حمله به اسلام و مسلمانان است كه در دستور كار استكبار و غرب قرار گرفته و اقدامات متعددي از ابتداي اين توطئه تاكنون انجام داده و قطعاً نيز آن را دنبال خواهد كرد.
وي همچنين در رابطه با راه اندازي شبكه ماهواره اي ثقلين كه پيشتر خبر آن را اعلام كرده بود، گفت: برنامه هاي مطالعاتي شبكه ثقلين تقريباً رو به اتمام است و مجوز پخش در خارج از كشور گرفته شده و اكنون به دنبال اين هستيم كه توليدات خود را افزايش دهيم و شبكه تلويزيون را راه اندازي كنيم، اما با ضعف بودجه مالي رو به رو شده ايم و پيش بيني مي كنيم تا 9 ماه ديگر پخش برنامه هاي رسمي شبكه ثقلين آغاز مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com