صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 29آبان ماه 1387

[ هنري ]
 * گفتگو با جمال ميرصادقي / نويسنده، منتقد و مدرس داستان نويسي؛
نمي توانيم تكنيك داستان نويسي را ايراني كنيم!
 * چند نگاه رسانه اي به فيلم «فهرست بي پايان آهنگهاي نيك و نورا» ؛
باز هم خيابانهاي شهر
 * گزارشي از نشست نقد و بررسي كتاب «صدف هاي لال» سروده «سيد وحيد سمناني» ؛
در مسير جريان هاي ادبي
 * جايزه «جلال آل احمد» امسال هيچ برنده اي ندارد
 * فرهاد ورهرام : «سينما حقيقت» مهمترين جشنواره ايران است
 * جشنواره فيلم كوتاه تهران بدون برگزيده ملي به پايان رسيد
 * 456 فيلم از 73 كشور در جشنواره فيلم فجر
 * در حضور برندگان نوبل ؛كارلوس فوئنتس هشتادمين سالروز تولدش را جشن گرفت
 * «ابراهيم حقيقي» پوستر جشنواره موسيقي فجر را اتود مي زند
 * بزرگداشت ابراهيمي(الوند) در زادگاهش برگزار مي شود

گفتگو با جمال ميرصادقي / نويسنده، منتقد و مدرس داستان نويسي؛
نمي توانيم تكنيك داستان نويسي را ايراني كنيم!

 

* خديجه زمانيان

«سن انسان كه به هفتاد برسد، همين مي شود ديگر !استاد به كلاس درس نمي رود، بلكه كلاس درس به خانه استاد مي رود!»






اين جمله اي بود كه ميرصادقي در پاسخ به من گفت، وقتي گفتم: «استاد، كلاس را به خانه تان آورده ايد!» البته او بعد از گفتن اين جمله، يك تاريخچه كوتاه از كلاسهاي داستان نويسي و تدريسهايي كه تاكنون داشته هم ارايه كرد؛ تدريس در دانشكده ادبيات شهيد بهشتي، تدريس در دانشگاههاي هنر، تدريس درهنرستان نياوران، تدريس در دانشكده راديو و تلويزيون و... اما زماني رسيد كه ميرصادقي از آمد و رفت به كلاسها خسته شد و تصميم گرفت كلاسها را خودش برگزار كند تا تجربيات داستان نويسي اش را در اختيار داستان دوستان قرار دهد.مي گويد: «كلاسهاي داستان نويسي ام را همزمان با كلاسهاي هوشنگ گلشيري آغاز كردم. ما هر دو تصميم گرفتيم داستان تدريس كنيم و نتيجه اولين دوره تدريسمان چاپ دو كتاب بود. گلشيري يك مجموعه داستان به نام «هشت داستان» را چاپ كرد كه شامل 8 داستان هنرجويانش بود و عنوان كتاب من هم «داستانهاي نو» بود كه به چند چاپ رسيد. حالا شاگردانم هر كدامشان داستان نويسان مطرحند كه داستان خوانها آنها را مي شناسند؛ منيرو رواني پور، فريبا وفي، زهره حكيمي، راشين مختاري، سهيلا عرفانيان، هوشنگ عاشورزاده، منوچهر كريم زاده و...»
***
جمال ميرصادقي متولد ارديبهشت 1312 تهران است و دانش آموخته رشته ادبيات و علوم انساني از دانشگاه تهران. تا به حال آثار زيادي نوشته كه برخي از آنها به زبانهاي آلماني، انگليسي، ارمني، ايتاليايي، روسي، رومانيايي، عبري، عربي، مجاري، هندو و اردو ترجمه شده اند.
«مسافرهاي شب، چشمهاي من خسته، شبهاي تماشا و گل زرد، درازناي شب، شب چراغ، هراس، عناصر داستان، ادبيات داستاني، بادها خبر از تغيير فصل مي دهند، كلاغها و آدمها، جهان داستان غرب روشنان، اضطراب ابراهيم، زندگي را به آواز بخوان، جهان داستان ايران، دختري با ريسمان نقره اي» و آخرين و تازه ترين اثرش يعني «راهنماي هنر داستان نويسي» از عنوانهاي آثار اين نويسنده و منتقد پيشكسوت هستند. گفتگوي ما را با اين مدرس داستان در خصوص ويژگيهاي داستانهاي ايراني بخوانيد:
***
* مي خواهم گفتگو را با يك سؤال كليشه اي شروع كنم! به نظر شما داستان نويسي را بايد آموزش ديد؟
** بعضي از منتقدان، هنوز آموزش داستان را قبول ندارند و معتقدند داستان، آموختني نيست بلكه يك داستان نويس بايد ذاتاً داستان را بداند و نوشتن داستان را ياد داشته باشد، در حالي كه بيش از 6 دهه است كه تدريس داستان نويسي در تمام دنيا مرسوم شده است. در آمريكا سالانه 600 هزار علاقه مند به اين كلاسها مي روند و به همين دليل، شاهكارهاي ادبيات امروز دنيا متعلق به آنهاست. «اوكانر» در كتاب «صداي تنها» مي گويد: «من اول فكر نمي كردم داستان آموختني باشد اما حالا فهميدم داستان مثل طراحي و نقاشي آموختني است». امروز در تمام دانشگاههاي آمريكا و انگليس اصول داستان نويسي را آموزش مي دهند. از طرفي نيازي نيست كسي كه داستان نويسي را تدريس مي كند، داستان نويس خوبي هم باشد. مثلاً همه داستان نويسان، سالينجر را مي شناسند اما چندنفر از همين داستان نويسان، نام استاد داستان نويسي سالينجر را تا به حال شنيده اند؟
* آقاي ميرصادقي، وقتي داستان بعضي از نويسندگان امروز را مي خوانيم، متوجه مي شويم محتواي بسياري از داستانها، ايراني نيست. با توجه به اينكه شما مدرس داستان هستيد آيا بر «ايراني نويسي»، داستان نويسان تأكيد مي كنيد؟
** ببينيد! ما بايد قبول كنيم كه تكنيك داستان نويسي را از جهان غرب گرفته ايم. قبل از مشروطه، در ادبيات ايران داستان كوتاه وجود نداشت. آن چه در قابوسنامه، هزار و يكشب و گلستان آمده داستان كوتاه نيست، بلكه قصه است. وجود نگاه اخلاقي در اين متون، سياه و سفيد بودن شخصيتها و پيروزي خوبي بر بدي كه در اين متون ديده مي شود از عناصر قصه اند نه داستان كوتاه. اما بعد از مشروطه كه خصوصيت روان شناختي و روح آدمها وارد داستان شد قصه كهن را به داستان كوتاه امروز تبديل كرد، براي همين ما نمي توانيم تكنيك داستان نويسي را ايراني كنيم، اما مي توانيم يك معنا و محتواي ايراني را در قالب داستان غربي بگذاريم. از طرفي بعضي از داستان نويسان جوان كه نمي توانند يك داستان ايراني بنويسند حتي شناخت كافي از داستان غربي هم ندارند. براي همين نشانه هاي ملي بودن در اثرشان از بين مي رود. اما به نظر من هنر ناب متعلق به وطن خاصي نبوده و جهاني است.
* اما يكي از رموز موفقيت داستان نويسان آمريكايي را بومي نويسي آنها مي دانند!
** بله، اما بومي نويسي اين نويسندگان جنبه عام پيدا كرده!مثلاً فالكنر و همينگوي دو نويسنده بزرگ دنيا هستند كه برروي همه نويسندگان تأثير گذاشته اند. فالكنر جهان داستاني و كشوري خاص براي داستان هايش خلق كرده كه مختص داستانهاي اوست اما مسايلي كه در جهان داستانهاي او اتفاق مي افتد، مسايلي عام و جهاني هستند. البته مورد توجه بودن نويسندگان بزرگ دنيا، به خاطر محتواي داستانهاي آنها نيست، بلكه به خاطر شگردهاي داستان نويسي و راههاي تازه اي است كه براي بيان تجربه هاي داستاني ارايه داده اند. البته اين شگردها محتواي داستانها را هم جذاب و لذت بخش كرده است.
* شما در كلاسهاي داستان نويسي بر بومي نويسي و ايراني نويسي داستان نويسان هم تأكيد مي كنيد؟
** من تأكيد مي كنم، كسي كه مي خواهد يك داستان خوب بنويسد بايد اول داستانهاي نويسندگان ايراني پيشكسوت را بخواند، چون مطالعه اين آثار باعث مي شود شناخت بهتري از جامعه و اطرافمان داشته باشيم. البته از نظر تكنيكهاي داستان نويسي، هنوز داستان خوبي توسط نويسندگان ما خلق نشده است و يك نوآموز داستان اگر بخواهد تكنيك داستان را ياد بگيرد، بايد داستانهاي شاهكار خارجي دنيا را مطالعه كند.
* يعني هنوز در ميان داستانهاي ايراني، داستاني كه تلفيق خوبي بين يك فرم و محتواي ايراني ايجاد شده باشد، خلق نشده تا به عنوان الگو معرفي شود؟
** شايد يك اثر ايراني كه از نظر فرم و محتوا قابل دفاع باشد خلق شده باشد اما هر كس از يك داستان ايراني تعريف خاص دارد. به هر حال همه نويسندگان با همه تفاوت نگاهها در تعريف داستان ايراني، بر يك نكته تأكيد دارند و آن ارايه يك تصوير ايراني از فضا و محل زندگي شخصيتهاي داستاني است و به نظر من داستاني موفق است كه اين تصوير و محتواي ايراني را با تكنيك و ساختار و شيوه هاي متنوعي كه ادبيات جهان با آن سر و كار دارد بياميزد. به هر حال يك اثر وقتي ناب مي شود كه اول ولايتي باشد يعني اول به شهر و جهان كوچك اطرافش بپردازد و بعد آن را به جهان بزرگ پيرامونش گسترش دهد.
* بعضي از داستانهايي كه در حال حاضر به عنوان داستان بومي از آنها ياد مي شود، داستانهايي محلي هستند كه با لهجه نوشته مي شوند و نمي توانند ارتباط خوبي با مخاطب برقرار كنند!
** اين داستانها، داستانهايي اند كه مرگشان را با تولد خودشان همراه مي كنند !من اين داستانها را قبول ندارم، چون داستانهايي مرده اند. استفاده از لهجه، بلبشويي در ادبيات ايجاد مي كند. شايد كاربرد لهجه، داستان را صادقانه تر كند اما تعداد مخاطبان را محدود مي كند. اگر چه نوع استفاده و ميزان استفاده از لهجه يك منطقه در داستان بستگي به كاربرد نويسنده و فضاي داستان دارد مثلاً «احمد محمود» زبان بعضي از داستانهايش را به زبان و لهجه مردم جنوب نزديك مي كند اما اين نوع استفاده از زبان در روايت داستان و ميزان برقراري مخاطب با داستان خلل ايجاد نمي كند و مخاطب با داستان ارتباط برقرار مي كند اما بعضي از نويسندگان به جذاب بودن داستان اهميتي نمي دهند و فقط به دنبال استفاده از لهجه و زنده كردن لهجه يك منطقه خاص در داستان هايشان هستند.
* شما اگر بخواهيد دانشجويان را به نوشتن يك اثر ايراني ترغيب كنيد آنها را به چه نكاتي متوجه مي كنيد؟
** يك نويسنده مي تواند زبانها و روايتهاي متعددي را براي نوشتن داستانش به كار ببرد. مثلاً بعضي دوست دارند با زباني شاعرانه داستان بنويسند و مثل آثار ابراهيم گلستان يك اثر داستاني خلق كنند، اما بعضي دوست دارند زباني پر از تمثيل، كنايه و ضرب المثل را به عنوان زبان داستانشان استفاده كنند و داستاني مثل داستانهاي آل احمد بنويسند. در هر صورت من به داستان نويسان توصيه مي كنم از زبان ادبي و شاعرانه پرهيز كنند چون زبان شعر، با زبان نوشتاري داستان تفاوت مي كند. به نظر من زبان نوشتار و زبان كوچه و بازار، بهترين زبان براي نوشتن داستان است چون اين زبان، پوياست و كلمات، لغات و امكانات نوشتاري زيادي در اختيار داستان نويس قرار مي دهد و بهتر مي تواند تجربه هاي ذهني نويسنده را منعكس كند. البته من يك توصيه ديگر هم به داستان نويسان جوان دارم و آن پرهيز از رسيدن به يك سبك خاص است. سبك باعث مي شود نويسنده، داستانهاي يك بعدي بنويسد، مثل داستانهاي آل احمد. در حالي كه يك نويسنده بايد شيوه هاي روايت تازه اي را براي داستانهايش به كار برد تا بتواند ابعاد مختلفي از يك شخصيت داستان را نشان دهد.

  


چند نگاه رسانه اي به فيلم «فهرست بي پايان آهنگهاي نيك و نورا» ؛
باز هم خيابانهاي شهر

 

* كميل سهيلي

كارگردان: پيتر سولت
نويسنده: لورنه اسكافاريا
بازيگران: مايكل سرا، كت دنينگز، آري گرينور، جي باروشل، رافي گاورون، آرون ي
واستوديو: اسكرين جمز (سوني)




بودجه: 20ميليون دلار
مدت زمان فيلم: 90 دقيقه
امتياز منتقدان از 100: 64
***
بررسي فيلمهاي اخير نشان مي دهد يك دسته از فيلمها و موضوعات هستند كه با وجود تكرار هزارباره شان در سينما، هنوز هم به شكلهاي مختلف بازسازي مي شوند و البته تا اطلاع ثانوي مشتريهاي هميشگي خود را دارند. اين فيلمها كه مي توان در قالب كلي آنها را به عنوان سينماي عامه پسند يا فيلمهاي «ب» ناميد، هميشه گام به گام سينما جلو آمده و اتفاقاً خوب هم فروخته اند. در كشور ما مدتي سينماي اكشن با درونمايه انتقام، فضاي كلي اين فيلمها را تشكيل مي داد، بعدها سينماي عاشقانه با محوريت مثلث عشقي جاي سينماي اكشن را گرفت و امروز هم اين سينما بيشتر محوريت طنز به خود گرفته است.
مسلماً اينكه چه دوره اي كدام ژانر محوريت فيلمهاي «ب» را تشكيل دهد وابسته به موقعيت اجتماعي، سياسي و عوامل مختلف مشابه است. سينماي هاليوود در سال جاري بسيار درگير فيلمهاي قهرمان محور شد و تقريباً هميشه حداقل يكي از فيلمهاي پرسر و صدا، فيلمي ابرقهرمانانه بوده است. بت من، هنكاك و حتي فيلمي با نام فيلم ابرقهرمانانه!
با اين حال سينماي ملودرام نيز همچنان پا به پاي ژانرهاي مختلف حضور داشته و هرچند امسال خيلي كمرنگ بوده، اما اين مسأله هيچ گاه به معناي حذف آن حتي براي مدتي كوتاه نبوده است.
فهرست بي پايان آهنگهاي نيك و نورا از اين سري فيلمهاست كه خيلي بي سروصدا پخش شده و همان آدمهاي هميشگي هم براي ديدنش بليت خريده اند.
***
و اما نگاههاي رسانه اي به اين فيلم :
* شيكاو سان تايمز: از اشتباههاي جوانانه مربوط به اين داستانها كم در فيلم ديده مي شود؛ كلاً حرف چنداني براي گفتن ندارد.
* شيكاگو تريبون: تند و مغشوش حرفش را مي زند.
* اي آنلاين : پادزهري است براي آگاهي از اعتياد.
* اينترتيمنت ويكلي: يك فيلم انقلابي كه به يك داستان آشنا تغيير شكل داده است.
* سايت فيلم كريتيك: يك فانتزي دبيرستاني!
* نيويورك تايمز: برخلاف كمديهاي تينيجري اي كه به فهم مخاطب جوان پوزخند مي زنند، اين فيلم مخاطبش را هوشمند فرض كرده و نسبت به او احساس مسؤوليت دارد.
* سان فرانسيسكو كرونيكل: حضور خوب مايكل سرا و كت دنينگز فيلم را در حد اثري متوسط و لذت بخش حفظ كرده است.
* رولينگ استون: من در همين لحظه كه دارم اين جمله را مي نويسم حسابي خميازه ام گرفته است!
* سيتل پست اينتليجنسر: «سرا» مثل هميشه نقش يك مرد ضعيف و شكننده را تواما خوب و مضحك ايفا كرده است!
* يو اس اي تودي: موسيقي فيلم از نكات واقعاً لذت بخش اين فيلم بود.

  


گزارشي از نشست نقد و بررسي كتاب «صدف هاي لال» سروده «سيد وحيد سمناني» ؛
در مسير جريان هاي ادبي

 

گروه هنر- « ذوق هاي متوسطي جريانهاي ادبي كشور را به دست گرفته اند و به همين واسطه جريانهاي ادبي كشور سر در گم است».




«محمد سعيد ميرزايي» در نشست نقد و بررسي مجموعه شعر «صدف هاي لال» در مركز فرهنگي هنري شهر تهران با بيان اين مطلب گفت: در مجموعه «صدف هاي لال» شاعر با كهن الگوهايي درگير است كه بخشي از آن با نمادهاي عمومي سر و كار دارد و بايد مورد بازخواني قرار بگيرد. او در برخورد با اين كهن الگوها معمولا مرعوب است، حال آنكه شاعران بزرگ معمولا با اين كهن الگوها در افتاده اند.
ميرزايي افزود: در شعرهاي اين مجموعه شاهد نمادهاي تكراري هستيم و گاهي تقليد و محاكات نيز در شعرها به چشم مي آيد، هر چند ممكن است اين اتفاق ناخودآگاهانه باشد.
وي در پايان گفت: شعرهاي اين مجموعه از نظر موسيقايي زيبا و روانند و اين نشان از آگاهي و ذوق سرشار شاعر دارد.در ابتداي اين نشست نيز «محمدرضا شالبافان» به عنوان اولين منتقد گفت: در نگاه اول به مجموعه شعر «صدف هاي لال»، سمناني خود را شاعري توانا معرفي مي كند كه با چند جريان مهم شعر آشناست.
مهمترين اين جريانها، جريانهاي سنتي و معاصر ادبيات است. اين شناخت، تا حد زيادي در مجموعه شعري كه سمناني بيست و يك ساله، شش سال پيش با عنوان «چند ردپا از من» منتشر كرده بود هم به چشم مي آمد، اما شعرهاي «صدف هاي لال» بيشتر توانمندي شاعر را به رخ مخاطب مي كشند.
شالبافان ادامه داد: تقريبا در هيچ جاي اين مجموعه شعر با ضعف تاليف، ناتواني رديف و قافيه، حشو و اضافه گويي براي پر كردن وزن يا چيزي از جنس اين مشكلات مواجه نيستيم. شاعر به خوبي مي داند كه مي خواهد چه چيزي را چگونه بگويد. اما آيا اين براي ادبيات امروز كافي است؟
اين شاعر و منتقد افزود: در ابتداي ورود به كتاب و پس از مقدمه ساده و صميمي شاعر، اندكي تعجب مي كنيم، زيرا شايد براي اولين بار، با سمناني سپيدسرا، آن هم در ابتداي مجموعه برخورد مي كنيم.
«از دهان دوره گردها» فصل نو سروده هاي شاعر است كه بيش از هر چيز بر مبناي آشنايي شاعر با تكنيك قديمي، اما كليشه نشده ضربه پايان، طرح هايي را در خود جا داده كه در مجموع قابل قبولند.
«بابك دولتي» ديگر منتقد اين نشست بود كه در سخناني گفت: روانپريشي و آشفتگي هايي كه در شعر بسياري از جوانان امروز به چشم مي خورد در «صدف هاي لال» نيست و با شاعري مواجهيم كه به دنبال هيچ جرياني به راه نيفتاده و با سليقه و ذوق خود به سمت روشنايي و زيبايي گام بر مي دارد.
وي افزود: حشو در نقاط متعددي از صدف هاي لال به وضوح به چشم مي آيد و گاهي كلمات مترادف در كنار هم مي آيند و مي توان در بعضي از بيتها، كلماتي را بدون خدشه دار شدن بيت، از ساختار جمله خارج كرد.
دولتي ادامه داد: بافت افقي بيت ها گاهي آن قدر ضعيف است كه به سختي مي توان ارتباط دو مصرع را در يافت و گاهي اصولاً دو مصرع با هم ارتباطي ندارند. از طرف ديگر در كنار تكرار بيش از حد بعضي از كلمات مانند واژه «غزل» در شعرهاي سمناني، در بعضي از شعرها يا معنا در حد انتقال به مخاطب پرورده نشده اند و يا اين انتقال به صورت ناقص رخ مي دهد.
دولتي در پايان ضمن اشاره به حضور مفاهيم تكراري و نخ نما شده در اشعار سمناني گفت: اين مشكلات زيربنايي آن قدر مخاطب را مي آزارد كه جايي براي توجه به معاني و زيرساختهاي روان شناختي آثار در ذهن او باقي نمي ماند.
«مهرداد نصرتي» ديگر سخنران اين نشست بود كه در بررسي اين كتاب گفت: هنر، تكرار و تقليد را نمي پسندد. اين در حالي است كه شعرهاي سمناني تا حد زيادي تحت تاثير «خليل عمراني» است.وي افزود: شعرهاي سمناني در حال و هواي ذهني زباني دهه 60 اتفاق مي افتد و به همين دليل از يك سري كليشه ها فراتر نمي رود و خود را شبيه گونه هايي ادبي مي كند كه ديگر امروز مورد علاقه مخاطبان معاصر نيست. از جمله اينكه لزومي ندارد او تعهد ادبي خود را با كلماتي چون «چفيه» و مانند آن نشان دهد.
نصرتي همچنين گفت: آثار سپيد كتاب هر چه كوتاه ترند، خود را موفق تر نشان مي دهند و سپيدهاي طولاني تر سمناني معمولا به شعارزدگي مي رسند.
وي در پايان گفت: «صدف هاي لال» مرا جلب كرد چرا كه انسان در آن با شعرهايي مواجه مي شود كه ما به ازاهاي حسي ملموسي را به مخاطب هديه مي كند و مي توان گفت آن سوي شعرها در آن مشخص است.

  


جايزه «جلال آل احمد» امسال هيچ برنده اي ندارد

 

نخستين دوره جايزه ادبي «جلال آل احمد» امسال در حالي برگزار مي شود كه هيچ نويسنده  ايراني اين جايزه 110 سكه اي را دريافت نمي كند و تنها از 5 نفر قدرداني مي شود.
به گزارش فارس، نخستين جايزه جلال آل احمد در بخشهاي داستان بلند، داستان كوتاه، نقد ادبي، تاريخ نگاري و مستندنگاري در حالي برگزار مي شود كه هر بخش از اين جايزه، داراي يك جايزه اصلي 110 سكه اي است و يك جايزه تقديري كه 25 سكه را شامل مي شود.امسال فقط از دو نويسنده رمان و داستان كوتاه و دو نويسنده نقد ادبي به طور مشترك و يك تاريخ نگار با اهداي نشان جلال آل احمد و 25 سكه بهار آزادي قدرداني مي شود.به هر يك از تقديري هاي بخشهايي كه مشترك هستند 12/5 سكه بهار آزادي داده مي شود.نشاني كه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي طراحي كرده امضاي جلال آل احمد را روي خود دارد.در ساخت اين نشان از آب  طلا، آب نقره و آب برنج استفاده شده است.مراسم اهداي تنديس، لوح قدرداني و جوايز نقدي اين جايزه روز شنبه دوم آذر از ساعت 16 تا 18 در تالار وحدت برگزار مي شود.
علي شجاعي صايين، مدير عامل خانه كتاب پيشتر به خبرگزاري فارس، گفته بود 5 هزار عنوان كتاب در بخشهاي سه گانه نقد ادبي؛ داستان كوتاه و رمان؛ تاريخ نگاري و مستندنويسي به دبيرخانه اين جايزه ارسال شده است.
پيشتر فراخوان نخستين دوره جايزه ادبي جلال آل احمد در بخش هاي پنج گانه داستان بلند، داستان كوتاه، نقد ادبي، تاريخ نگاري و مستندنگاري منتشر شده بود.
اين كتابها تنها مربوط به سالهاي 85 و 86 هستند.
گفته مي شود سخت گيري هيأت علمي نخستين جايزه جلال آل احمد باعث شده كه اين جايزه هيچ برگزيده اي نداشته باشد.اين جايزه با اختصاص 110 سكه بهار آزادي به هريك از برگزيدگان خود، لقب گرانترين جايزه ادبي ايران را به خود داده بود.اعضاي 9 نفره هيأت علمي جايزه جلال آل احمد كه پيشتر با حكم وزير ارشاد به اين سمت منصوب شده  بودند صادق آيينه وند، مرتضي سرهنگي، عباس سليمي نمين، رسول جعفريان، راضيه تجار، عباسعلي وفايي، مجتبي رحماندوست، محمدرضا سرشار و سهراب هادي هستند.
دبير علمي اين جايزه نيز محمدعلي رمضاني، مديركل فعلي اداره كتاب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي است.
هيأت علمي جايزه جلال آل احمد پيش از اين هدف از برگزاري اين جايزه را ارتقاي زبان و ادبيات ملي - ديني عنوان كرده بود.اعضاي علمي اين جايزه همچنين گفته بودند در اين جايزه آثاري داوري مي شود كه از سوي كتابخانه ملي و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي به عنوان كتاب شناخته و طبق قوانين جمهوري اسلامي براي نخستين بار چاپ و منتشر شده باشد.

  


فرهاد ورهرام : «سينما حقيقت» مهمترين جشنواره ايران است

 

گروه هنر- «فرهاد ورهرام» گفت: جشنواره بين المللي سينما حقيقت، مهمترين جشنواره اي است كه در ايران برگزار مي شود و بازتاب دومين دوره آن در اروپا و دنيا، غيرمنتظره بود.




اين پژوهشگر و مستندساز برجسته ايراني كه بتازگي از سفر اروپا به كشور بازگشته، ضمن اعلام اين مطلب، افزود: دوستان بسياري در اتريش، آلمان و فرانسه از برگزاري جشنواره سينما حقيقت اطلاع داشتند و براي آنها، حضور جمعي از فيلمسازان شاخص خارجي نظير ليكاك، يورگن لث، وينتانيك، دريگاس، لانگلي، لوزينسكي و ... در ايران، قابل توجه بود.وي در ادامه تأكيد كرد:مسأله حايز اهميت ديگر جشنواره سينما حقيقت، مبلغ جايزه بزرگ بخش مسابقه بين الملل جشنواره است كه در سطح جشنواره هاي مستند جهان بي نظير بوده و باعث توجه عموم مستندسازان برتر دنيا به اين جشنواره مي شود.وي در انتها گفت: جشنواره سينما حقيقت محل مناسبي براي تماشاي مستندهاي شاخص ايران و جهان است و به اعتقاد من، مهمترين جشنواره اي است كه در ايران برگزار مي شود و كيفيت برگزاري آن با وجود عمر كوتاه خود، با جشنواره هاي معتبر و درجه «الف» دنيا، برابري مي كند.

  


جشنواره فيلم كوتاه تهران بدون برگزيده ملي به پايان رسيد

 

بيست و پنجمين جشنواره فيلم كوتاه تهران دوشنبه شب در حالي در تالار انديشه به پايان رسيد كه هيأت داوران بخش مسابقه ملي هيچ فيلمي را شايسته دريافت جايزه بهترين فيلم به معناي مطلق ندانست.
ناصر باكيده دبير جشنواره ارسال دو هزار اثر به اين دوره را از ويژگيهاي جشنواره ناميد و گفت: بروز خلاقيت ويژگي بخش بين الملل، طراوت ويژگي بخشهايي نظير چشم انداز سرزمين زيباي ما و توجه هنرمندان به بخش ميراث نبوي و توليدات بخش ويژه انقلاب ويژگيهاي اين دوره بود.
وي افزود: افتخار مي كنم اين جشنواره در جهان داراي نشان و مورد توجه جشنواره هاي مختلف است.
در پايان و پس از اهداي ديپلمهاي افتخار، دبير جشنواره جايزه نقدي بهترين فيلم به معني مطلق را به تساوي بين دريافت كنندگان «ديپلم افتخار» در تمامي بخشها تقسيم نمود.

  


456 فيلم از 73 كشور در جشنواره فيلم فجر

 

گروه هنر- دبيرخانه جشنواره فيلم فجر از تقاضاي  456 فيلم از 73 كشور براي حضور در بخش بين الملل بيست و هفتمين دوره آن خبر داد.
به گزارش روابط عمومي جشنواره فيلم فجر در ادامه شناسايي و دعوت فيلمهاي مناسب بخش بين الملل و پس از بررسي يكهزار و 131 فيلم، تاكنون 456 عنوان براي حضور در جشنواره دعوت و نسخه اوليه آنها دريافت شده است.اين آثار شامل 301 فيلم بلند، 55 فيلم كوتاه، 88 مستند بلند و 12 مستند كوتاه است.

  


در حضور برندگان نوبل ؛كارلوس فوئنتس هشتادمين سالروز تولدش را جشن گرفت

 

كارلوس فوئنتس هشتادمين سالروز تولدش را در حضور برندگان نوبل ادبيات جشن گرفت.اين نويسنده بلندآوازه مكزيكي در مراسمي با حضور گابريل گارسيا ماركز و نادين گورديمر - دو نويسنده برنده نوبل ادبيات -، فيليپ كالدرون - رئيس جمهور مكزيك - و همچنين رهبران پيشين شيلي و اسپانيا، هشتاد مين سال روز تولدش را جشن گرفت.

  


«ابراهيم حقيقي» پوستر جشنواره موسيقي فجر را اتود مي زند

 

ابراهيم حقيقي گرافيست هم اكنون در حال اتود زدن پوستر بيست و چهارمين جشنواره موسيقي فجر است.ابراهيم حقيقي گرافيست در گفتگو با فارس در خصوص طراحي پوستر جشنواره موسيقي فجر گفت: به دنبال پيشنهادي كه به من شد در حال اتود زدن اين پوستر هستم كه با تأييد مسؤولان جشنواره به عنوان پوستر اصلي انتخاب مي شود.

  


بزرگداشت ابراهيمي(الوند) در زادگاهش برگزار مي شود

 

انجمن نويسندگان كودك و نوجوان هفتم آذرماه مراسم بزرگداشت حسين ابراهيمي(الوند) را در زادگاه اين مترجم فقيد كودكان و نوجوانان، برگزار مي كند.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com