صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
كفشدوزك
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-19
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

چهارشنبه 29آبان ماه 1387


گزارش قدس از دادگاه كيفري تهران؛
شليك شتابزده ؛ افسر پليس در انتظار مجازات

 

گروه حوادث - مصدق: يكي از افسران پليس تهران در پي شليك شتابزده و ارتكاب قتل جوان شهرستاني با رأي اكثريت هيأت قضايي به قصاص نفس محكوم شد.






با اين رأي متهم پرونده كه با قرار وثيقه آزاد بود بازداشت و راهي زندان مي شود تا در صورت تأييد حكم صادره از سوي ديوان عالي كشور و رئيس قوه قضاييه مجازات شود.
به گزارش خبرنگار ما؛ ساعت 23 و 20 دقيقه چهاردهم دي ماه 84 عوامل گشت پليس آگاهي مركز، پيكر خونين دو جوان 25 و 26 ساله را به بيمارستان آية ا... كاشاني انتقال دادند.
در همان معاينات اوليه پزشكي معلوم شد يكي از آنان به نام «جعفر» بر اثر اصابت گلوله به ناحيه شكمش و شدت جراحت وارده جان سپرده است.
به دنبال مرگ اين جوان و گزارش ماجرا به بازپرس كشيك ويژه قتل دادسراي جنايي، رسيدگي به حادثه در دستور كار تيم جنايي قرار گرفت.
در تحقيقات اوليه روشن شد «جعفر» و دوستش كه 130 دستگاه تجهيزات ماهواره در خودروي سمند جاسازي كرده بودند هنگام عبور از اتوبان آزادگان تحت تعقيب تيم سه نفره گشت پليس آگاهي قرار گرفتند و با وجود هشدارهاي مكرر مأموران و اصابت چند گلوله به شيشه، سپر، صندوق عقب و گلگير خودروشان همچنان به فرار ادامه دادند تا اينكه در محدوده بوستان بي سيم واقع در جنوب شرق پايتخت وقتي خودرويشان به جدول برخورد كرد و متوقف شد نامبرده وقتي قصد داشت پياده از معركه بگريزد از ناحيه شكم هدف گلوله قرار گرفت و لحظاتي بعد هنگام انتقال به بيمارستان جان سپرد.
بر اين اساس سروان «محراب» افسر تيم گشت كه عامل تيراندازي مرگبار بود تحت بازجويي قرار گرفت و از سوي دادسراي جنايي بي گناه شناخته شد كه با اعتراض اولياي دم، پرونده از سوي قاضي دادگاه جزايي عمومي دادسراي جنايي بررسي و وي به جرم رعايت نكردن قانون به كارگيري اسلحه و قتل «جعفر» مجرم شناخته شد.
در پي صدور حكم صادره، پرونده اين مأمور پليس با قرار مجرميت از دادسراي جنايي براي رسيدگي نهايي به دادگاه كيفري استان تهران ارجاع شد.
صبح ديروز قاضي عزيزمحمدي به همراه چهار قاضي مستشار دادگاه كيفري استان تهران رسيدگي به حادثه بوستان بي سيم را رسميت بخشيد.
در ابتداي اين جلسه نماينده دادستان و اولياي دم، قصاص متهم را خواستار شدند.
در ادامه دوست مقتول به تشريح ماجرا پرداخت و گفت: در حال عبور از اتوبان آزادگان بوديم كه متوجه شديم مأموران ما را تعقيب مي كنند، لحظاتي بعد وقتي سرم را از شيشه بيرون آوردم تا ببينم چقدر با خودروي پليس فاصله داريم ناگهان سرم به يك دستگاه اتوبوس كه كنار خيابان متوقف بود اصابت كرد، وقتي به هوش آمدم خودم را در بيمارستان ديدم.
بعد از اظهارات اين جوان و دو مأمور پليس كه همراه متهم پرونده بودند اين افسر پليس به دفاع از خود پرداخت و گفت: ساعت حدود 22 و 30 دقيقه شب بود كه به يك دستگاه سمند مظنون شديم. به همين خاطر دستور ايست داديم، اما راننده خودرو وقتي متوجه ما شد بر سرعت خودرو افزود، بنابراين ضمن گزارش موضوع به مركز و درخواست كمك به تعقيب آنان پرداختيم.
متهم افزود: با وجود روشن كردن آژير و تيراندازي هوايي سرنشينان سمند همچنان فرار مي كردند تا اينكه دوست مرحوم كه كنار دست راننده نشسته بود سرش را از شيشه بيرون آورد، به تصور اينكه قصد تيراندازي دارند، عقب نشستيم، اما بار ديگر دنبالشان رفتيم و به محدوده ميدان جهاد كه رسيديم وقتي ديديم «فريبرز» (اشاره به مجروح حادثه) بار ديگر سرش را از شيشه خارج كرد و تعدادي ميخ چهار پر در مسيرمان انداخت اقدام به تيراندازي به سوي لاستيك عقب خودرو آنها كرديم كه به لاستيك خورد و پنچر شد.
متهم اضافه كرد: با اين حال آنها تسليم نشدند از اين رو وقتي بار ديگر در راه مان ميخ چهار پر پرتاب كردند به سوي صندوق عقب و شيشه خودرو آنها شليك كرديم.
اين افسر پليس با اشاره به اينكه سه اسلحه داشتند و در مجموع 35 گلوله به هوا و به سوي خودروي سمند شليك كردند، افزود: وقتي به محدوده بوستان بي سيم رسيديم خودروي آنان منحرف شد و به جدول كنار خيابان برخورد كرد كه در جريان اين حادثه دو تن از مأموران به سمت سرنشين سمند كه قصد داشت از شيشه فرار كند رفتند و او را دستگير كردند، من نيز به تعقيب مرحوم كه بي درنگ پس از آن برخورد پا به فرار گذاشته بود، پرداختم.
متهم همچنين ادعا كرد: در حالي كه متهم 200 تا  300 متر فرار كرده بود من نخست چند تير هوايي شليك كردم و سپس به سوي نيم تنه پايين وي تيراندازي كردم. وقتي به او رسيدم ديدم از شكمش خون جاري است كه بيدرنگ او را به بيمارستان رسانديم.
وي در پاسخ به پرسش قاضي مبني بر اينكه تيراندازي به گلگير جلو و پشتي صندلي راننده نشان مي دهد تيراندازي از جلو صورت گرفته است در اين مورد چه توجيهي داري؟ گفت: آنها جلوي ما بودند ما در تعقيبشان بوديم. شايد آن گلوله ها هنگام دوربرگردانها به خودرويشان اصابت كرده باشد.
وي در مورد اظهارات دوستانش كه ادعا مي كردند مرحوم و فريبرز چهار بار اقدام به پرتاب ميخ به خيابان كردند، گفت: نمي دانم تا آنجا كه به خاطر دارم آنها دو بار چنين حركتي را انجام دادند.
وي در پاسخ به پرسش ديگري گفت: من پشت سر مرحوم بودم و با او حدود 30 متر فاصله داشتم، اما نمي دانم چگونه گلوله به شكمش اصابت كرد، اما گمان مي كنم هنگام برگشتن به سوي من اين اتفاق افتاده باشد.
وي همچنين در خصوص گزارشهاي اوليه كه عنوان كرده بود چهار گلوله به لاستيك عقب سمند اصابت كرده، گفت: آن گزارش را نخوانده امضا كردم و در جريان آن نيستم.
متهم در خاتمه و به عنوان آخرين دفاع ضمن تسليت به اولياي دم از آنان تقاضاي عفو و بخشش كرد.
گفتني است، با پايان جلسه دادگاه هيأت قضايي وارد شور شدند و سه تن از قضات حكم به قصاص وي دادند كه با اين رأي متهم به زودي بازداشت و راهي زندان مي شود.

  


با گذشت اولياي دم؛ قاتل همسر از مجازات اعدام نجات يافت

 

گروه حوادث- زنجاني: جواني كه همسرش را در يكي از روستاهاي حومه سبزوار به قتل رسانده بود، با گذشت اولياي دم به تحمل زندان محكوم شد.به گزارش خبرنگار ما، طي حادثه اي كه 15 ارديبهشت ماه سال 85 در يكي از روستاهاي حومه شهرستان سبزوار رخ داد، جواني 20 ساله همسر 16 ساله اش را خفه كرده و به قتل رساند.بر پايه اين خبر، متهم در جلسات متعدد محاكمه در شعبه پنجم دادگاه كيفري خراسان رضوي به جرم خود اقرار كرد و با توجه به درخواست اولياي دم مبني بر قصاص وي، دادگاه اين مرد را به خاطر قتل همسرش به قصاص نفس (اعدام) محكوم كرد.
در پي اعتراض متهم، پرونده وي براي بررسي مجدد به شعبه 41 ديوان عالي كشور ارسال شد و قضات ديوان عالي نيز رأي صادره را تأييد كردند و حكم براي اجرا به دايره اجراي احكام دادگستري ارسال شد.
ادامه اين خبر حاكي است، با تلاش مقامهاي قضايي و شوراي حل اختلاف، اولياي دم از قصاص متهم گذشت كردند و پرونده بار ديگر براي رسيدگي به جنبه عمومي جرم به شعبه پنجم دادگاه كيفري خراسان رضوي ارسال گرديد و قضات اين دادگاه به خاطر جنبه عمومي جرم با توجه به گذشت اولياي دم، متهم را به تحمل پنج سال حبس محكوم كردند.

  


در همايشي در مشهد عنوان شد ؛ آفت اصلي امدادرساني نبود برنامه ريزي است

 

گروه حوادث- محمدزاده: همايش يك روزه «مديريت بحران در بيمارستانها» در مشهد برگزار شد.






به گزارش خبرنگار ما، مدير حوادث و فوريتهاي پزشكي دانشگاه علوم پزشكي مشهد در اين همايش با اشاره به ضرورت پرداختن به مديريت بحران در بيمارستانها گفت: از آنجا كه حوادث پيش بيني نشده مشكلات منحصر به فردي را ايجاد مي كند پاسخ به آنها نيازمند راهبردهاي متفاوت از عملكرد روزمره بيمارستانهاست.
دكتر مطيع افزود: حوادث پيش بيني نشده نه تنها از نظر كمي، بلكه از نظر كيفي نيز با موارد اورژانسي معمول بيمارستانها متفاوت است، به عنوان مثال در حوادث غيرمترقبه با افراد متفاوت، مشكلات و منابع گوناگوني سروكار داريم كه لازم است براي رويارويي با آنها و حل مشكلات خاص راهكارهاي ويژه اي تعريف شود.
مطيع در ادامه اظهار داشت: در مديريت بحران بيمارستانها سعي مي شود تا برنامه ريزي براي بحرانهاي داخلي و خارجي بيمارستانها صورت گيرد تا در زمان بروز هر نوع مشكل هر عضوي از وظايف خود آگاه و به آن عمل كند.
رئيس اورژانس 115 مشهد نيز در حاشيه اين همايش به خبرنگار ما گفت: آنچه مسلم است اينكه در هنگام بروز مشكلاتي از قبيل حوادث پيش بيني نشده يكي از عوامل اصلي كندي امدادرساني، نبود برنامه ريزي خاص بر نحوه عملكرد افراد است.
دكتر محمدرضا كلاني افزود: در مديريت بحران بيمارستانها سعي شده است به پنج پرسش اساسي شامل: «اينكه چه كسي، چه كاري را در چه موقعي، چگونه و در چه جايي انجام دهد» پاسخ داده شود و اگر بتوانيم براي تك تك افراد در بيمارستانها اين وظايف را تعريف كنيم به هدف اصلي اين برنامه ريزي دست پيدا كرده ايم.
كارشناس مسؤول دبيرخانه كارگروه بهداشت و درمان دانشگاه علوم پزشكي مشهد ادامه داد: «مديريت بحران بيمارستاني» براي اولين بار در دنيا پس از وقوع آتش سوزي در يكي از مناطق جنگلي ايالات متحده آمريكا در سال 1970 ميلادي مطرح شد، زيرا پس از وقوع اين حادثه و پايان آن نتايج حادثه به نسبت نيروها و امكانات به كارگرفته شده بسيار نامطلوب بود، از اين رو برنامه ريزان پس از بررسي دريافتند نبود فرماندهي واحد و برنامه ريزي منسجم باعث شده است برخي از كارها تكراري انجام شده و برخي از كارها به فراموشي سپرده شوند، بنابراين برنامه اي به نام «مديريت بحران بيمارستاني» طراحي شد تا از بروز مشكلات مشابه جلوگيري شود.وي ادامه داد: برابر آمار جهاني از 41 نوع حادثه پيش بيني نشده 31 نوع آن در ايران اتفاق افتاده و همين نكته ضرورت طراحي مديريت بحران در بيمارستانها را دو چندان كرده است.
اين طرح در كشور ما با نام «سيستم هدايت بحران» شناخته مي شود و اين سامانه از پنج ركن فرماندهي، برنامه ريزي عمليات، پشتيباني و مالي تشكيل مي شود و طبق مسؤوليتهاي تعريف شده براي هر گروه بايد اعضاي هر بخش صرفاً به وظيفه خود عمل كرده و از انجام مأموريتهاي موازي پرهيز كنند.

  


دستبند پليس بر دستان پدر قاتل

 

گروه حوادث- ماني قرباني: مرد جنايتكار كه پس از قتل پسرش با ضربه هاي تبر، جسد او را سوزانده بود، در تحقيقات كارآگاهان پليس به دام افتاد.




به گزارش خبرنگار ما، هفته گذشته مأموران كلانتري 11 تبريز در جريان آتش سوزي در خانه اي در منطقه آبرسان اين شهر قرار گرفتند و پس از حضور در محل حادثه با جسد سوخته مرد جواني به نام بهمن رو به رو شدند كه خانواده اش مدعي شدند، او خودسوزي كرده است.مأموران كه به موضوع مشكوك شده بودند، بازپرس كشيك قتل را در جريان قرار داده و با حضور او و كارآگاهان در محل حادثه، تحقيقات جنايي در اين رابطه آغاز شد.كارآگاهان در تحقيقات خود متوجه شدند، ساعتي قبل از حادثه بهمن با پدرش بر سر تعويض خودرو درگير شده بود، به همين خاطر به تحقيق از پدر مرد جوان پرداختند كه او پس از چند روز سكوت لب به اعتراف گشود و جزئيات قتل پسرش را فاش كرد.او در بازجوييها ادعا كرد، هنگامي كه بهمن در خواب بوده بر روي او بنزين ريخته و او را آتش زده است، اما پزشكان با معاينه جسد اعلام كردند كه علت مرگ، سوختگي نبوده است و آثاري از ضربه اي سنگين بر روي بدن مقتول مشاهده مي شود. همچنين در بازرسي محل حادثه يك تبر خونين كشف شد.با فاش شدن اين موضوع، كارآگاهان به تحقيق دوباره از متهم پرداختند كه او اظهار داشت: روز حادثه بهمن بدون اجازه من خودروام را تعويض كرده بود، بر سر اين موضوع با يكديگر درگير شديم و او به من فحاشي كرد، عصباني شدم و با تبر چند ضربه به بدنش زدم كه باعث مرگش شد، سپس براي صحنه سازي جسد را آتش زدم.متهم پس از اعتراف به اين جنايت با قرار قانوني روانه زندان شد.

  


با دستگيري آخرين متهم ؛معماي قتل پيرزن پولدار رمزگشايي شد

 

گروه حوادث: آخرين متهم پرونده جنايتي كه در آن سه جوان به انگيزه سرقت پيرزني را به قتل رسانده بودند، دستگير شد.




به گزارش خبرنگار ما، فردي ضمن تماس با مركز فوريتهاي پليسي 110 از قتل خانمي 80 ساله در منطقه پاسداران خبر داد. با اعلام اين خبر، مأموران كلانتري 123 نياوران به محل مراجعه و با جسد زني به نام فاطمه كه در يكي از اتاقهاي منزلش به قتل رسيده بود، روبه رو شدند.
شوهر مقتول كه جسد همسرش را يافته و با پليس تماس گرفته بود، در اظهارات خود گفت: من هر روز صبح ساعت 6 به محل كارم مي روم و غروب بر مي گردم. امروز هم مثل هميشه به خانه آمدم، وضعيت اتاقها به هم ريخته بود و هر چه همسرم فاطمه را صدا مي كردم، او جواب نمي داد. با ورود به اتاق پذيرايي با جسد غرق در خون وي رو به رو شده كه دست، پا و دهانش را با چسب بسته بودند و با چاقو، گلويش را بريده بودند.
با حضور بازپرس شعبه چهارم دادسراي جنايي در محل ارتكاب قتل، رسيدگي تخصصي به اين پرونده و دستگيري قاتل يا قاتلان اين زن در دستور كار كارآگاهان اداره دهم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
كارآگاهان در تحقيقات اوليه و با اطلاعاتي كه از بستگان مقتول به دست آورده بودند، به پسر جواني با نام صمد (18 ساله معروف به وهاب) كه از بستگان مقتول بوده، مظنون شدند كه پس از دستگيري و انتقال وي به اداره آگاهي، به جرم خود اعتراف نمود و اظهار داشت: حدود دو هفته پيش در پارك نزديك خانه مان با دوستانم مسعود و علي معروف به كيانوش (هر دو 19 ساله) بحث مي كرديم كه كداميك از بستگانمان پولدار است تا برويم و گاوصندوق منزلش را سرقت كنيم. به آنها گفتم خاله پدرم زني مسن و پولدار است و در خيابان پاسداران زندگي مي كند، بنابراين هر سه به سمت پاسداران حركت كرديم تا منزلش را به آنها نشان بدهم.
صمد در ادامه اعترافاتش گفت: يك روز از دبيرستان به خانه مي آمدم كه علي با پرايد سفيد رنگ پدرش منتظرم بود، وقتي سوار خودرو شدم، گفت كه امروز مي خواهيم سرقت را انجام دهيم، بعد به سراغ مسعود رفت و او را هم سوار كرده و به طرف آدرس به راه افتاديم. ساعت 14 به آنجا رسيديم و از آنجايي كه اختلافي با مقتول و خانواده اش نداشتيم، به گرمي از من استقبال كرد، و با هم به داخل خانه رفتيم. بعد از آنكه مقتول با ميوه و چاي از من پذيرايي كرد طوري كه متوجه نشود در را براي دوستانم باز كردم و آنها وارد خانه شدند و از پشت به فاطمه كه در اتاق پذيرايي بود، نزديك شدند. علي چاقوي ضامن داري را كه در دست داشت، روي گلوي او گذاشت و مسعود هم با چسب دست و پاي او را بست.
اين سه سارق پس از آنكه مقتول را در يكي از اتاقها حبس كردند، به سراغ گاوصندوق رفتند، اما از آنجايي كه كليد آن در اختيار همسر مقتول بود، شروع به جستجو در خانه كردند تا شايد بتوانند كليد و اشياي قيمتي ديگري را پيدا كنند. آنها با جستجو در منزل مقداري طلا، كارت عابر بانك مقتول و تلفن همراه وي را يافتند. صمد در مورد نحوه قتل اين زن به كارآگاهان گفت: پس از آنكه از پيدا كردن كليد گاوصندوق مأيوس شديم، علي و مسعود به داخل اتاقي كه مقتول را در آن حبس كرده بوديم رفتند و در را بستند، وقتي وارد اتاق شدم، ديدم علي روي سينه مقتول نشسته و با چاقوي آشپزخانه گلوي او را بريده است.
كارآگاهان اداره دهم پس از وقوع قتل در كمتر از 24 ساعت عليرغم اينكه كوچكترين ردي از قاتل يا قاتلان وجود نداشت، موفق شدند علي و صمد را شناسايي و دستگير كنند و مسعود ديگر متهم اين پرونده كه متواري بود با تلاش شبانه روزي در تاريخ 27 آبان ماه جاري در اسلام شهر شناسايي و دستگير شد.
صمد داراي يك فقره سابقه نزاع و درگيري در سال 86 بوده كه به واسطه آن مدتي را در كانون اصلاح و تربيت سپري كرده است.
سرهنگ كارآگاه سعيد ليراوي، معاون مبارزه با جرايم جنايي پليس آگاهي تهران بزرگ با اعلام اين خبر گفت: با دستگيري مسعود يك عدد گوشي تلفن همراه، مقداري طلاجات و وجه نقد مسروقه از منزل مقتول از وي كشف گرديد.

  


بازخواني بزرگترين پرونده هاي جنايي جهان ؛ مردي كه اعدام مي كرد

 

نويسنده: رابرت والش
مترجم: زينب رضايي
قسمت سوم

آلبرت را به خانه فرستادند تا روزي كه براي اجراي اولين اعدام فراخوانده شود. در آن هنگام، پدرش پس از قراردادي كه با ايرلندي ها بسته بود، در يكي از زندانهاي ايرلند مشغول به كار بود و از آلبرت پسرش به عنوان دستيار استفاده مي كرد و ايرلندي ها هم از كار او راضي بودند.
او تا سال 1956 كه زمان بازنشستگي اش بود، هم در ايرلند و هم در انگلستان جلاد اصلي زندانها بود.
او در سال 1941 زماني كه گانگستر معروف «آنتونيو مانچيني» جزو مشتريانش شد، به اين عنوان نائل آمد. مسؤولان زندان كه نحوه كار آلبرت را زير نظر داشتند، پس از اجراي اعدام اين مجرم رضايت كامل خود را از «آلبرت پيرپونيت» اعلام كردند.
او در كارش پشتكار زيادي داشت و براي كار خود احترام زيادي قايل بود.او جلاد باوجداني بود. او كار خود را با هنر، علم، سرعت و آرامش آميخته بود و تا جايي كه ممكن بود اعدامها را انساني و باوجدان انجام مي داد.آلبرت همواره به سرعت عمل خود در فرستادن محكومان به مرگ به آخرين سفر زندگي اش، افتخار مي كرد. او به مشتريانش قول مرگي سريع و راحت را مي داد و هرگز اجازه نمي داد تا احساسات شخصي اش در روند انجام كارش تأثير بگذارد.پيرپونيت همچنين سعي مي كرد زياد افكار عمومي را به خود جلب نكند، اما تلاشهاي او بي فايده بود، زيرا پس از اتمام جنگ جهاني دوم، هنگامي كه او براي اعدام جنايتكاران جنگي نازي انتخاب شد، ديگر همه او را مي شناختند.آلبرت پيرپونيت همانطور كه در زندگينامه خود نوشت، همواره از اينكه او را با عنوان «جلاد» مي خواندند، ناراحت بود.
اما پس از اينكه روزنامه ها درباره او مطالبي نوشتند، متوجه شد كه حالا به يك چهره شناخته شده با همين عنوان تبديل شده است.
او از شهرتش ناراحت بود و معتقد بود كه هويت جلادها هميشه بايد محرمانه بماند، اما با انتشار داستانهايي از او و اعداميانش در روزنامه ها، ديگر نمي توانست جلوي شهرت خود را بگيرد.آلبرت پيرپونيت هيچگاه تعداد اعداميانش را فاش نساخت و اين راز را با خود به گور برد.
اما طبق مدارك به جا مانده ، گفته مي شود كه او تنها در آلمان 200 نفر را به دار آويخت.
او خودش در مصاحبه اي گفته بود كه در آلمان تنها در يك روز 13 نفر و در روزي ديگر 27 نفر را اعدام كرده بوده است. او خود نيز از عملكردش متعجب بود.
ادامه دارد

  


حوادث جهان

 

عامل آتش افروزي كاليفرنيا دستگير شد




آسوشيتدپرس: به گفته مسؤولان عامل آتش افروزي ماه جولاي در ايالت كاليفرنيا دستگير شده است.
اين آتش سوزي كه مناطق وسيع مسكوني و جنگلي اين ايالت را طعمه خود كرد توسط يك نوجوان 16 ساله افروخته شده بود.
وي هم اكنون در زندان نوجوانان به سر مي برد. گفتني است، آتش سوزي ماه جولاي ارتباطي به آتش سوزي اخير در اين ايالت ندارد.

شكنجه همسايه براي گرفتن اعتراف!
آسوشيتدپرس: به گفته پليس پنسيلوانيا مردي براي گرفتن اعتراف از همسايه اش دستهاي او را با طناب بست و با ريختن بنزين او را تهديد به آتش زدن كرد و از همسايهاش مي خواست به سرقت از منزلش اعتراف كند.
پليس وي را به جرم سرقت، ضرب و جرح و بازداشت غيرقانوني و چند جرم ديگر دستگير كرد.
« جان بلك» هيچ مدركي مبني بر سارق بودن همسايه اش ارايه نكرد.

پول مسروقه در پاي مصنوعي سارق
رويترز: پليس فلوريدا گفت: مردي را كه به سرقت از يك مؤسسه اعتباري متهم بود را در حالي دستگير كرد كه پولهاي مسروقه در پاي مصنوعي او جا سازي شده بود.
اين سارق 45 ساله كه 10 دقيقه پس از سرقت دستگير شد، فلج است و از صندلي چرخدار و پاي مصنوعي استفاده مي كند.وي كاركنان مؤسسه را به وسيله يك شيء انفجاري تهديد و از آنان تقاضاي پول كرده بود.

سرقت از مركز پليس نروژ
خبرگزاري فرانسه: سارقان با حمله به مركز پليس شهر اسلو تعدادي رايانه را به سرقت بردند.
به گفته سخنگوي پليس اين شهر، سارقان با شكستن يكي از پنجره ها وارد ساختمان شده بودند و پليس سه ساعت پس از سرقت از آن با خبر شد.

بيماري 50 درصد زندانيان استراليايي
رويترز: نيمي از زندانيان استراليايي به هپاتيت c مبتلا هستند.
براساس آمارهاي موجود نيمي از زندانيان استراليايي به هپاتيتCمبتلا هستند كه اين امر مقامها را به جلوگيري از شيوع اين بيماري برانگيخته است.
بررسي متخصصان سازمان بهداشت استراليا با آزمايشهايي كه چندي پيش انجام شد نشان مي دهد، 1/5 درصد از زندانيان تازه وارد به بيماري هپاتيت C دچارند كه اين آمار در حال حاضر دست كم نيمي از زندانيان را در بر مي گيرد و بيشتر آنان نيز زن هستند.
عامل شيوع اين بيماري استفاده از سرنگ مشترك براي تزريق دارو در زندانها شناخته شده است.

نجات معجزه آساي ده ها معدنچي




ايسكانيوز: افزون بر 30 كارگر كه در يكي از معادن چين با مرگ دست و پنجه نرم مي كردند بطور معجزه آسا نجات يافتند.اين رخداد تلخ در يكي از معادن زغال سنگ استان «هنان» در حالي رقم خورد كه 42 نفر سرگرم كار بودند.
به دنبال آب گرفتگي، هشت معدنچي نجات يافتند، اما 34 همكارشان گرفتار شدند. سپس كمك رسانان چشم بادامي به تكاپو افتادند و پس از ساعتها 32 معدنچي گرفتار را نجات دادند.
همچنين جنازه يك كارگر نگون بخت از گل و لاي اعماق زمين بيرون كشيده شد.
كارشناسان در شرايطي سرگرم بررسي پرونده هستند كه گفته مي شود مالك اين معدن به هشدارهاي مسؤولان درباره احتمال نفوذ آب توجه نكرده بود. وي بازداشت شده و با اتهام جنايي، رو به رو است.
استخراج زغال سنگ در سرزمين چشم بادامي ها، مرگبارترين صنعت جهان است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com