صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
عشقستان
حوادث
سوسه
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ويژه نامه ورزشي
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-20
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

پنج شنبه 30آبان ماه 1387

[ ويژه نامه ورزشي ]
 * آقاي حجازي ابومسلم كي بازي دارد؟
 * ايران 1- امارات1باقري و رحمتي فرشتگان نجات دايي
 * كف مرتب به افتخار كميته انضباطي؛
مانع تراشي براي ستاره هايي كه مردم را دست مي اندازند
 * اخبار كوتاه
 * «فرگوسن» محروم شد
 * غلامرضا رضايي : من جانشين مهدوي كيا نيستم
 * رفتگري ؛ ساويدان، آخرين كشف دومنك كه فرانسه را به هيجان آورد
 * ميليتو، اتوئو، آنلكا؛گلهايي كه بوي انتقام مي دهند
 * بازيكن برگزيده ليگ برتر انتخاب شد؛ اين بار نوبت تورس بود
 * تلويزيون چين، پخش فوتبال خارجي را ترجيح مي دهد؛سانسور فوتبال كونگ فويي!
 * ملاقات زيدان و فلورنتينو در مراكش دور از چشم كالدرون؛
زي زو: اگر برگردي من هم بر مي گردم
 * مقصر ناكامي قطبي و پرسپوليس فرد ديگري است؛ آبرويش را برداشت و فرار كرد
 * گزارش ويژه از آمدن و رفتن افشين قطبي؛ رفتني كه آمدنش هم اشتباه بود
 * چرا استقلال هويت بازيكنان برزيلي اش را فاش نمي كند؟؛ ترس از تكرار!
 * هفته پانزدهم ليگ برتر فوتسال؛ رينگ خونين در ساپكو!
 * سيلي نقد و اخلاق نسيه!؛ مروري بر «كشيده هاي» تاريخي فوتبال ايران
 * فدرر دلخوش به گذشته، جوكوويچ پايان باشكوه ؛كوالالامپور و ماكائو، ايستگاههاي آخر 2008
 * اپيدمي جديد در ورزش دنيا ؛كلك و حقه به قيمت بي آبرويي!
 * شكيل اونيل، كوبي برايانت؛زوج رؤيايي غيرممكن

آقاي حجازي ابومسلم كي بازي دارد؟

 

اين عكس آخرين تمرين تيم ملي در امارات مي باشد. همانطور كه مي بينيد ناصرخان حجازي با خيال راحت و بدون دلواپسي براي





تيم بحران زده اي چون ابومسلم در دوبي پا روي پا انداخته و تمرين تيم ملي را نظاره مي كند. فارغ از تمام اتفاقاتي كه در مشهد و در اردوي سياه جامگان مي گذرد. راستي ناصرخان! ابومسلم كي بازي دارد؟ !

  


ايران 1- امارات1باقري و رحمتي فرشتگان نجات دايي

 

ديدار تيم ملي فوتبال كشورمان برابر امارات با تساوي به پايان رسيد.




در ادامه رقابتهاي فوتبال مقدماتي جام جهاني در قاره آسيا، از ساعت18.45دقيقه ديروز تيم ملي فوتبال كشورمان در ورزشگاه آل مكتوم امارات به مصاف تيم ملي فوتبال اين كشور رفت و در پايان با تساوي يك بر يك مقابل اين تيم متوقف شد.
عبدالرحيم جمعه در دقيقه 20 تك گل اماراتي ها را روي پاس اسماعيل مطر وارد دروازه سيدمهدي رحمتي كرد و كريم باقري در دقيقه 81 با ضربه سري تماشايي روي ارسال مسعود شجاعي بازي را به تساوي كشاند.
تيم ايران در دو ديدار قبلي برابر عربستان به تساوي يك بر يك رسيد و كره شمالي را 2 بر يك شكست داد.

* تركيب تيم ملي:
سيد مهدي رحمتي، جلال حسيني، پيروز قرباني، ستار زارع (مهرزاد معدنچي)، حسين كعبي، جواد نكونام، كريم باقري، مسعود شجاعي، مهدي مهدوي كيا (مجيد غلام نژاد)، غلامرضا رضايي و وحيد هاشميان (سيدمهدي سيدصالحي)

در حاشيه
*حميدرضا آصفي سفير و اعضاي سفارت ايران، همچنين كيومرث هاشمي معاون سازمان تربيت بدني، نبي دبيركل فدراسيون فوتبال، فرانك پاگلزدورف سرمربي سابق تيم هامبورگ، لوكا بوناچيچ و شيتر سرمربيان تيمهاي النصر و العين، حميد استيلي و ناصرحجازي از تماشاگران ويژه اين ديدار بودند.
*اعضاي تيمهاي نوجوانان و جوانان امارات در ورزشگاه حضور داشتند كه بازيكنان تيم فوتبال جوانان امارات 5 دقيقه پيش از آغاز بازي با جام قهرماني جوانان آسيا در ورزشگاه النصر، دور افتخار زدند.
* ناصر حجازي پيش از بازي در استوديو شبكه دوبي اسپورت حاضر شد و به عنوان كارشناس درباره اين بازي صحبت كرد.
* تماشاگران اماراتي با استفاده از سيستمهاي صوتي، بشدت تيم خود را تشويق مي كردند. هر دو ساعت نمايشگر ورزشگاه النصر خراب بود و زمان بازي را نشان نمي داد.
* زماني كه بازيكنان دو تيم براي گرم كردن به ميدان آمدند، تيم امارات با تمامي نفرات اصلي و ذخيره پاي به ميدان گذاشت تا دست آنها براي دايي رو نشود.
* نداشتن بليت مسابقه مهمترين مشكل تماشاگران ايراني براي ورود به ورزشگاه بود كه عليرغم اظهارات مقامهاي سفارت ايران هيچ گونه تسهيلاتي براي ايراني ها در نظر گرفته نشده بود.
* در پايان اين ديدار رحمتي به عنوان بهترين بازيكن انتخاب شد.

  


كف مرتب به افتخار كميته انضباطي؛
مانع تراشي براي ستاره هايي كه مردم را دست مي اندازند

 

* رسول بهروش
صدور رأي كميته انضباطي در مورد تخلفات عليرضا نيكبخت واحدي، پاياني بر يك هفته جار و جنجال رسانه اي در اين زمينه بود. دكتر شريفي و دوستانش سرانجام تكليف واحدي را روشن كردند تا دستگاه قضايي فوتبال ايران از چالش منحصر به فرد و عجيبي كه گرفتارش شده بود، رهايي يابد. پرونده فرار نيكبخت از تيم ملي، نمونه كم نظيري بود كه انرژي فراواني را از تصميم سازان انضباطي فوتبال كشورمان زايل كرد. همه منتظر بودند تا واكنش فدراسيون را در اين زمينه ببينند و آن را ارزيابي كنند. در چنين شرايطي به نظر مي رسد كميته انضباطي از اين آزمون موفق بيرون آمد.
براي نيكبخت، جريمه سنگيني در نظر گرفته شد. اگر چه نمي توان محروميت دو ساله وي را از بازي هاي ملي يك فاجعه براي نيكي قلمداد كرد، اما در حكم او بندهاي ديگري هم موجود است كه مسلماً باب ميل اين بازيكن جنجالي نخواهد بود. در واقع براي واحدي كه ديري است با بهانه هاي گوناگون از حضور در تيم ملي استنكاف مي كند، دو سال محروميت يك توفيق اجباري است كه زير لواي آن مي تواند دوري اش را از اين تيم كاملاً توجيه پذير و منطقي جلوه بدهد.
با اين وصف طبعاً جريمه 10 ميليون توماني و نيز 120 امتياز منفي كه او را در آستانه محروميت از حضور در تيم ملي قرار مي دهد، خوشايند نيكبخت واحدي نيست و او در مقابل اين موضوع، احساس غبن و زيان مي كند.
در اين ميان بند اجبار نيكبخت به باز گرداندن پاداشها و جوايزي كه از راه حضور در تيم ملي به دست آورده، اندكي بحث برانگيز شده است، اما عميقاً اعتقاد داريم كه چنين موضوعي نقطه عطف حكم كميته انضباطي بوده است و نهاد قضايي فوتبال ايران با گنجاندن اين بند دور از انتظار در حكم خود، عملاً به صيانت از احساسات و عواطف ملي مبادرت كرده است. اگر خدمت به تيم ملي مستوجب تكريم و عزيز داشت يك ستاره است، طبعاً روي گرداندن او از تيم ملي، سزاوار تنبيه و مجازات است. آن دستخوش هايي كه روزگاري به پاسداشت تلاش صادقانه زير پرچم كشور به بازيكني همچون نيكبخت پرداخت شده، گوشه اي از اموال عمومي مردم بوده و اينك مي توان به واسطه وقوع خيانت در قبال اميد و آمال همان ملت، حكم به استرداد پاداشهاي پيشين و جبران لطمات روحي وارد شده به مردم را داد. آيا اين غير منطقي است؟
در كنار اين نبايد فراموش كنيم كه پروسه فرار واحدي از تيم ملي و نيز توجيهات او براي امتناع مسؤولان پرونده به اندازه اي توهين آميز بوده كه هيچ جاي اغماضي ندارد. او اگر به هر دليلي نمي توانسته و يا نمي خواسته براي مردمش به ميدان برود، اين امكان را داشته كه دست به قلم ببرد و در يك اطلاعيه كوتاه به سبك علي كريمي منوياتش را به اطلاع همگان برساند. نيكي اما، نه تنها چنين متمدنانه با تيم ملي قطع همكاري نكرده، بلكه در توجيه فرارش از اردو سخناني به زبان آورده كه حقيقتاً مصداق توهين به شعور و فهم عمومي جامعه است.
هنوز تناقض گويي هاي عجيب و غير قابل تصور بازيكن پرسپوليس در كميته انضباطي را از ياد نبرده ايم. آنجا كه او لا به لاي جادوي كلمات و رقص آنها، آشكارا تعقل و تدبر من هوادار فوتبال را به بازي گرفت، خلافي به مراتب بزرگتر از همراهي نكردن تيم ملي مرتكب شد كه به هيچ روي قابل چشمپوشي نبود. بنابراين بايد به كميته انضباطي فدراسيون فوتبال تبريك گفت كه از احساسات عمومي هواداران فوتبال نگهباني كرد و در پرونده بديع نيكبخت واحدي، حضوري فعالانه و مدبرانه داشت. در چنين شرايطي است كه واحدي الگوي ساير بازيكنان مي شود تا ستاره هاي گرانقيمت فوتبال كشورمان كه با توجه به دولتي بودن تيمهايشان مستقيماً از سفره مردم تنعم مي كنند، بدانند كه براي تحقير عقل و شعور و نيز احساس ملت، موانع رفيعي وجود دارد!

  


اخبار كوتاه

 

درگيري عابدزاده با خبرنگاران
نخستين جلسه تمرين پرسپوليس بدون حضور افشين قطبي در حالي برگزار شد كه بازهم احمدرضا عابدزاده به خبرنگاران بي احترامي كرد. در اين تمرين بازيكنان زيرنظر افشين پيرواني و پرويز كماسي تمرين كردند و احمدرضا عابدزاده هم سه دروازه بان حاضر را تمرين داد. خبرنگاران زيادي كه براي پوشش خبري تمرين پرسپوليس به اكباتان آمده بودند، براي دومين بار با رفتار ناشايست احمدرضا عابدزاده روبرو شدند. در حالي كه خبرنگاران روي نيمكت هاي قرار داده شده در كنار زمين در حال تهيه خبر بودند، عابدزاده به سمت آنها آمد و گفت كه نيمكت را بيرون از محوطه ببرند كه خبرنگاران هم پس از شنيدن صحبت عابدزاده از روي نيمكت بلند شدند اما، عابدزاده به سمت آنها آمد و با بلند كردن نيمكت هاي قرار داده شده در كنار زمين با عصبانيت نيمكت ها را به بيرون از زمين پرت كرد.

شمسايي با كفاشيان به چين مي رود
آقاي گل فوتسال آسيا و جهان براي شركت در مراسم برترينهاي آسيا، همراه رئيس فدراسيون فوتبال عازم چين خواهد شد.
پيش از اين، قرار بود عباس ترابيان همراه وحيد شمسايي راهي شانگهاي چين شود؛ اما به دليل حضور در كنگره فوتسال آسيا، يك روز زودتر عازم اين كشور مي شود.
ترابيان روز شنبه تهران را به مقصد شانگهاي ترك مي كند تا از طريق دوبي عازم چين شود.
او بايد صبح روز سه شنبه 5 آذر در كنگره فوتسال آسيا شركت كند.مراسم انتخاب برترينهاي فوتسال قاره نيز همان شب برگزار خواهد شد.
براين اساس، وحيد شمسايي كاپيتان تيم ملي روز يكشنبه همراه علي كفاشيان راهي چين مي شود.

سهرابي همچنان در محروميت!
عصبانيت صدرالدين موسوي از قضاوت پراشتباه سهرابي در اصفهان انگار هنوز فروكش نكرده است.
طبق برنامه اي كه از چينش داوران منتشر شده گويا سهرابي پس از دو هفته محروميت هنوز مجوز قضاوت در ليگ برتر را پيدا نكرده و مدتها پشت خط خواهد ماند.

محمود خوراكچي: قهرمان مي شويم!
محمود خوراكچي هم مثل مربيان ماهان به پيروزي تيمش در بازي حساس امروز اميدوار است.
سرمربي تيم فوتسال تام ايران به ايسكانيوز گفت: مي دانم كه با باخت به راه ساري، رقيبانمان خوشحال شدند اما نبايد زياد اميدوار شوند زيرا با برد مقابل ماهان در اين هفته باز هم به صدر جدول بازمي گرديم.
محمود خوراكچي همچنين تأكيد كرده: تام پتانسيل قهرماني را دارد و باخت هفته قبل نيز جزيي از فوتسال است، با اين باخت دلسرد نشده و فقط به صدر جدول چشم دوخته ايم.
گفتني است در سوي ديگر ميدان هم علي افضلي كلي خط و نشان براي اين بازي كشيده است.

استيلي: براي بازگشت به پرسپوليس آماده ام
مربي سابق تيم فوتبال پرسپوليس تهران گفت: براي خدمت به پرسپوليس و بازگشت دوباره به اين تيم مشكلي ندارم.
حميد استيلي در گفتگو با فارس اظهار داشت: بهتر است در خصوص رفتن افشين قطبي حرفي نزنم، زيرا وي بايد خود در اين شرايط حساس جوابگو باشد.
وي افزود: معتقدم پرسپوليس با توجه به توانمندي بالا دوباره مي تواند در ليگ برتر قهرمان شود.
استيلي در خصوص احتمال بازگشت به پرسپوليس گفت: مشكلي براي بازگشت نداشته و همواره براي خدمت به تيم آماده ام.

سيد عباسي و منصوري در تمرينات ابومسلم
داوود سيد عباسي بازيكن فصل گذشته تيم استيل آذين كه سابقه بازي در استقلال و پرسپوليس را دارد، به همراه محمد منصوري مدافع سابق تيم سپاهان در تمرينات تيم ابومسلم حضور پيدا كردند.
اين دو بازيكن در حال حاضر با هيچ تيمي قرارداد ندارند و چنانچه كادر فني ابومسلم اين دو بازيكن را تأييد كند، اين فصل در مشهد بازي خواهند كرد.

اولروم: فقط به برد مقابل سايپا فكر مي كنيم
مهاجم ابومسلم در خصوص بازي برابر سايپا گفت: با تغيير كادر فني و حضور حجازي شرايط خوبي در ابومسلم حاكم است و فقط به دنبال سه امتياز اين مسابقه حساس هستيم.
«عرفان اولروم» تصريح كرد: تعطيلي مسابقات ليگ فرصتي مناسب براي كادر فني جديد ابومسلم بود كه با بازيكنان هماهنگ شوند و مشكل بدني آنها را حل كنند و تا اندازه زيادي مشكلات تيم حل شده است.
وي با تمجيد از مهاجم كامروني ابومسلم افزود: وي يكي از بهترين بازيكنان ابومسلم به شمار مي آيد كه از نظر بدني فوق العاده است و با توجه به سه كارته بودنم در بازي با سايپا با وجود وي مشكلي در خط حمله ابومسلم به وجود نخواهد آمد.
اولروم با ابزار خشنودي از حضور اميرحسين پيرواني در كادر فني ابومسلم به ايسكانيوز گفت: پيرواني مربي بسيار با شخصيت و با دانشي است كه در تيم پاسارگارد نيز مربي ام بوده كه در اين مدت تمرينات تيم زير نظر وي انجام مي گيرد و از لحاظ انگيزه و روحي مشكلات بازيكنان را برطرف كرده است.

پيروزي استراليا با قضاوت مرادي
تيم فوتبال استراليا با گل دقايق پاياني «ماركو برشانو» موفق شد در زمين بحرين به پيروزي ارزشمندي دست يابد.
در اين ديدار كه از گروه يك اين مسابقات و با قضاوت مسعود مرادي از ايران برگزار شد، «ماركو برشانو» در دقيقه 4+90 گل برتري استراليا را به ثمر رساند. با اين پيروزي تيم فوتبال استراليا 9 امتيازي شد و فاصله خود را با ساير تيمهاي اين گروه درصدر جدول رده بندي اين بيشتر كرد. بحرين هم با همان يك امتياز و به خاطر تفاضل گل بهتر نسبت به ازبكستان جايگاه چهارم جدول اين گروه را از آن خود كرد.

  


«فرگوسن» محروم شد

 

سرمربي تيم منچستريونايتد به علت رفتار ناشايست با داور، به دوجلسه محروميت از همراهي تيمش و پرداخت 10 هزار پوند جريمه نقدي محكوم شد.
فرگوسن بعد از پيروزي 4 بر 3 تيمش مقابل «هال سيتي» در ورزشگاه اولدترافورد نسبت به «مايك دين» داور مسابقه رفتار ناشايستي از خود نشان داد.
وي از اينكه «دين» پس از خطاي «مايكل ترنر» مدافع تيم هال روي «مايكل كاريك»، به او كارت زرد دوم را نداده است و اعلام پنالتي به نفع تيم هال بعد از خطاي ريو فرديناند روي برنار دمندي، خشمگين شده بود به همين دليل اندكي بعد از به صدا در آمدن سوت پايان به سوي داور رفت و شروع به فرياد زدن كرد.

  


غلامرضا رضايي : من جانشين مهدوي كيا نيستم

 

* پيام يونسي پور


اول بار برانكو ايوانكويچ بود كه نام او را در سياهه ملي پوشان گنجاند. اردوي آماده سازي تيم ملي در كيش، فرصتي بود براي سرمربي كروات تا شايد بهترينهاي ليگ را زير نظر بگيرد.
سرعت و تكنيك غلامرضا رضايي دقيقاً خيره كننده و حيرت انگيز بود، اما همان مردي كه نام غلامرضا را در ليست خود گنجاند، آن قدر شهامت نداشت تا بار ديگر به او اعتماد كند. تنها بازيكني كه از آن اردو در تيم ملي باقي ماند، آندرانيك تيموريان بود. رضايي خط خورد و برانكو هرگز نگفت در يكي از تمرينات تيمش در كيش، وقتي غلامرضا رضايي 20 متر پشت يحيي گل محمدي استارت زد و 20 متر جلوتر از او توپ را گرفت و گل زد، چگونه بر سر مدافع تيمش فرياد مي كشيد.
اما امروز، با كمي تأخير او را در تيم ملي مي بينيم. براي گفتگو با بازيكني كه پس از آغاز عمر مربيگري دايي در تيم ملي همواره مورد اعتقاد و احترام وي بوده، نيازي به مقدمه چيني بيشتر نمي بينيم. او به اندازه كافي براي همنشيني و هم صحبتي جالب هست.
*****
* جانشين مهدي مهدوي كيا... چقدر از شنيدن اين لقب لذت مي بري؟
** دقيقاً هيچي!من جانشين كسي نيستم. بخصوص جانشين آقا مهدي... فكر مي كنم اسم جانشين مال كسي است كه جاي يكي كه رفته مي آيد، اما مهدي مهدوي كيا از تيم ملي جدا نشده و هيچ وقت هم جدا نخواهد شد.
* اما به لحاظ خصوصيات بازي خيلي به هم شبيه هستيد.
** اين باعث افتخار من است.
* تعارفات معمول... به جز اين كليشه ها و هندوانه زير بغل گذاشتنها حرف بزنيم بهتر است.
** خب من دقيقاً حس واقعي ام را مي گويم. مرا با كسي مقايسه مي كنيد كه بازيكن سال آسيا بوده، نه يك بازيكن معمولي و عادي!مهدي مهدوي كيا بازيكن كمي نيست. من هم دوست دارم روزي افتخاراتي را كه او داشته، داشته باشم. آقا مهدي، كاپيتان اين تيم است. در سن 17 سالگي براي تيم ملي بازي كرده. خب من همين جا يك پله از او عقب هستم. حالا اگر بخواهيم بشمريم كه سر به فلك مي رسد.
* حالا اين دو بحث است. خودت اسم اين جور حرف زدن را فروتني مي گذاري يا خود كوچك بيني؟
** هيچ كدام. من واقعيت را مي گويم. اگر امروز من يا هر بازيكن ديگري بيايد و افتخارات بازيكني مثل مهدي مهدوي كيا را زير پا بگذارد، خب ديگر شخصيت خودش را زير سؤال برده. بايد يك سري واقعيتها را قبول كرد. ما در فوتبال كشورمان، يك ناصر حجازي داشتيم، يك احمد رضا عابدزاده و علي دايي يكي بود، مهدي مهدوي كيا هم همين طور. امروز كسي نمي گويد علي پروين رفت و مهدي مهدوي كيا جانشين او شد، همه مي گويند، مهدي مهدوي كيا خودش يك اسطوره شده!  بازيكني مثل او بايد الگوي بقيه باشد. امروز از اين كه مي توانم كنارش بازي كنم، واقعاً خوشحالم. شما چند بازيكن مي شناسيد كه مي توانند درست مثل او اين همه سال در اروپا بازي كنند؟
* تا قبل از اين با هم همبازي نبوديد؟
** هم بازي نبوديم، اما در بعضي اردوها كنارش بازي مي كردم. آقا مهدي از لحاظ حرفه اي فوق العاده است. يك مثال ساده مي زنم. من يك مهاجم نوك هستم. ويژگيهاي خاص خودم را هم دارم. هيچ وقت فكر نمي كنم بتوانم مثل مهدي مهدوي كيا هم در هافبك راست براي تيم ملي بهترين بازي را بكنم و هم در دفاع جلوزن راست در اروپا بازي كنم. اين ويژگيهاست كه او را از بقيه جدا مي كند.
* مي ماند يك حس رقابت بين شما دو نفر. وقتي تا اين اندازه به كسي علاقه داري وب رايش احترام قائلي، نمي تواني قبول كني كه در يك رقابت از او جلو بزني. شايد دچار يك خودكوچك بيني هم بشوي.
** اصلاً قبول ندارم. حسين رضازاده براي خودش الگويي داشت. شنيده ام هميشه عكس او را جلويش مي گذاشت و به ياد او وزنه مي زد، اما در يك رقابت جهاني، وقتي خود او ماند و «آندره چمركين» روس، او پيروز شد. من از زبان رضازاده شنيده ام كه مي گفت روز تلخي بود وقتي اسطوره ام شكست خورد و باخت، اما او پيروز شد. رقابت من با مهدي مهدوي كيا نيست، چون اصلاً در تيم ملي ما با هم پست نيستيم. دوست دارم اگر مي توانم از تجربه اش استفاده كنم. به هر حال وقتي او در جام جهاني بازي مي كرد، من هنوز يك نوجوان بودم!اما اگر قرار باشد روزي من و او براي به دست آوردن يك پست با هم رقابت كنيم، آن وقت من هم مجبور مي شوم به الگوي خودم ثابت كنم كه همه چيز را به خوبي ياد گرفته ام. اين رسم و قانون دنياست. يك روز مي آيي و يك روز هم مي روي. مهم اين است مثل علي دايي، مثل همين مهدي مهدوي كيا باشي.
* پس نبايد بگوييم يك مهدي مهدوي كياي ديگر در فوتبال ايران پيدا شده است!
** نه!چون مي خواهم خودم باشم. من غلامرضا رضايي هستم. پسري كه خيلي سختي كشيد تا به اينجا رسيد، اما هنوز به نصف آرزوهايش هم نرسيده.
* مثلاً؟
** آرزو وقتي شيرين است كه فقط مال صاحبش باشد (مي خندد)، من هيچ وقت به كسي نگفته ام آرزو دارم در تيم ملي بازي كنم، در حالي كه اين يكي از بزرگترين اهداف و آرزوهاي من بود.
* بازي در اروپا... شايد هم امارات!
** نه من به شخصه امارات را نمي پسندم. كسي به آنجا نرفته كه پيشرفت كند. فكر مي كنم امارات بهترين جاست كه بازيكني در سالهاي آخر فوتبالش به آنجا برود. وقتي كه مي داني همه فكر و ذكرت پول درآوردن شده.
* زدن گل پيروزي ايران براي صعود به جام جهاني....
** تا به حال در موردش اصلاً فكر هم نكرده بودم.
* رسيدن به بهترين باشگاههاي اروپايي!
** مي خواهيد تا شب يكي يكي بگوييد و من تأييد يا تكذيب كنم؟ ببينيد من از حرف زدن و درددل كردن زياد خوشم نمي آيد. آدم وراجي هم نيستم. گفتم كه يك سري چيزها جاي خودش را دارد. موسيقي را همه دوست دارند، اما قاعدتاً كسي در مجلس ترحيم موسيقي گوش نمي دهد. آرزوهاي من هم بايد ته دلم بماند.
* خب مي روم سر يك سؤال ويژه. من از مهدي مهدوي كيا شروع كردم و به تو رسيدم. مهدي مهدوي كيا بازيكني بود كه در 17 سالگي به دعوت محمد مايلي كهن به تيم ملي رسيد. هميشه براي خودم اين علامت سؤال وجود دارد كه اگر محمد مايلي كهن آن روزها سرمربي تيم ملي نبود بايد تا كي صبر مي كرديم تا مهدي كشف شود. شايد همين بدشانسي به تور تو خورد!
** برانكو هم مرا دعوت مي كرد، اما من مي دانستم در تيم او به جايي نمي رسم. اصلاً دوست ندارم كلمه اي در مورد او به بدي حرف بزنم. او كاملاً نماد يك مربي نتيجه گرا و موفق خارجي در ايران بود. اما مي دانستم در تيم او جايي ندارم.
* شايد چون با همين نگاه سر تمرينات مي رفتي، روحيه اي نداشتي.
** اتفاقاً با روحيه و جدي بودم. به خودم مي گفتم لااقل به خودت ثابت كن كه حق توست در اين تيم باشي. خيلي ها به همين دعوت شدن يك بار به تيم ملي راضي مي شوند، اما من نه... برايم مهم بود تا دوباره كنار تيم ملي زندگي كنم، اما برانكو دعوتم نكرد.
* از همان تيم اما آندرانيك تيموريان دوباره دعوت شد.
** اين هم از شانس او بود. البته پست ما خيلي با هم فرق مي كرد. برانكو بازيكن قدرتي مي خواست كه وسط زمين همه توپها را بزند، اما من... خب هم پست زياد داشتم.
* تا اينكه علي دايي سرمربي تيم ملي شد. اين شايد بزرگترين خوش اقبالي براي تو بود كه به تيم ملي برسي، اما فكرش را بكن كه امروز علي دايي سرمربي نبود. به هر حال خودت هم گفتي، مربيگري كاملاً يك شغل سليقگي است. اگر دايي نمي آمد تا كي پشت خط مي ماندي؟
** اول بايد در مورد آقاي دايي يك توضيح كوتاه بدهم. من مديون ايشان هستم، اما خودم فكر مي كنم كه ديگر وقت دعوت شدن من به تيم ملي بود.
* امير قلعه نويي اين كار را براي تو نكرد.
** خب او هم سليقه خاص خودش را داشت. علي دايي مي خواست تيم را جوان كند، براي همين بازيكنان جديدي به تيم ملي دعوت كرد. من از اول هم گفتم كه مديون او هستم. نه فقط به خاطر اينكه مرا به تيم آورد. او مثل يك روانشناس واقعي رفتار مي كند. دايي مي داند چه زماني بايد با بازيكن تيمش چه جور رفتار كند. همين حرفهايي كه قبل از هر بازي با بازيكنان مي زند روحيه آنها را صد برابر بالا مي برد. من فكر مي كنم خوش شانس بودم كه در اين دوره آقاي دايي سرمربي تيم ملي شد. نه فقط من كه خيلي ها چنين اقبالي داشتند.
* البته براي بعضي ها هم گران تمام شد.
** من در مورد بعضي هاي ديگر هيچ حرفي ندارم. اگر مي خواهيد مي توانيد از خودشان بپرسيد... كلاً درست نيست در مسأله اي كه هيچ ربطي به من ندارد، دخالت كنم، اما فقط مي توانم بگويم كه شايد اگر علي دايي سرمربي تيم ملي نمي شد، ممكن بود كه من هم مجبور شوم براي رسيدن به تيم ملي بروم استقلال يا پرسپوليس بازي كنم.
* پس مي توانيم كمي هم به آينده فكر كنيم، الآن كه حرف مي زنيم، قرار است بعد از بازي با امارات اين گفتگو چاپ شود. قاعدتاً اگر بپرسم به جام جهاني صعود مي كنيم يا نه جواب مشخصي خواهيم شنيد.
** خب معلوم است من مي گويم صد در صد.
* پس حالا كه اين جوري وسط حرف مي پري و جواب قاطع مي دهي بگو قرار است از اين گروه كدام مدعي سوم شود؟ ما كه صعود مي كنيم... مي ماند عربستان يا كره جنوبي!تازه اگر كره شمالي را هم يكي از حريفان ويژه حساب نكنيم.
** (چند لحظه مكث مي كند) من پيشگو نيستم!
* همين الآن پيشگويي كردي!گفتي ما به جام جهاني مي رويم...
** خب من احساس مي كنم عربستان تيم خيلي خوب و با تجربه اي دارد. احتمال اينكه كره جنوبي تيم سوم شود هم زياد است. به هر حال عربستان هميشه راههاي خودش را براي صعود به جام جهاني دارد.
* حذف كردن يكي واقعاً مشكل است. بخصوص وقتي مي فهميم كه بايد مقابل عربستان و كره در تهران پيروز شويم تا مطمئن به بالا رفتن از گروه باشيم.
** خب اينكه حرف هميشگي علي دايي است. ما نبايد به چيزي جز پيروزي فكر كنيم.
* و اين وسط وظيفه غلامرضا رضايي به عنوان مهاجم تيم، سنگين تر از هميشه است. خوب گل مي زني، اما هنوز در اين مرحله پايت به گل باز نشده!
** خودم كه خيلي دوست دارم گل بزنم. اگر بگويم براي گل زدنم دعا مي خوانم، باور مي كنيد؟ طعم گل زدن به عربستان يا كره جنوبي واقعاً فوق العاده است.
* پس اين هم شد يكي از آرزوهايت.
** نه اين آرزو نيست... خيلي كوچك است. فقط يك قدم به جلو حساب مي شود.
* مهم جام جهاني است. بزرگترين روياي تمام بازيكنان جهان!
** نمي توانم اين يكي را پنهان كنم. شايد هيچ روزي نيست كه به ياد جام جهاني نيافتم. واقعاً تيم خوبي داريم و حيف است كه به جام جهاني صعود نكند !

  


رفتگري ؛ ساويدان، آخرين كشف دومنك كه فرانسه را به هيجان آورد

 

آن زمان كه تصاوير بازيكنان هم سن و سال او مثل تيري آنري و نيكولا آنلكا در روزنامه ها و مجله هاي دنيا چاپ مي شد، كسي او را نمي شناخت. درحالي كه او هم مثل آنها فوتبال بازي مي كرد ولي تنها منبع درآمدش باشگاهش بود، نه اسپانسرهايي كه براي عقد قرارداد با يك بازيكن حرفه اي فوتبال سرودست مي شكستند.
استيو ساويدان را در 20 سالگي هيچكس نمي شناخت. براي اينكه او آن روزها يك رفتگر ساده بود. ولي امروز ساويدان 30 ساله كنار آنري و آنلكا با پيراهن تيم ملي فرانسه بازي مي كند.
شايد برخلاف انتظار همه. ولي وقتي كه ريموند دومنك، مربي تيم ملي فرانسه پنجشنبه گذشته فهرست 23 نفره بازيكنان منتخب خود را براي بازي دوستانه ديشب مقابل اروگوئه اعلام كرد، ديگر كسي به تحقق آرزوي ديرينه يك ستاره 30 ساله كه خيلي دير كشف شد، شك نكرد. انتخابي كه به هيچ كس اجازه اعتراضهاي هميشگي را نداد.
ستاره باشگاه كان فرانسه حالا يكي از ستونهاي اصلي آبي ها به شمار مي رود. رسانه هاي فرانسوي در مورد او خيلي جنجال سازي نكردند. داستان «ساوي گل»در فوتبال امروز جهان واقعاً عجيب است. او تا سال 2006 در دسته دوم رقابتهاي ليگ فرانسه بازي مي كرد و چندان هم نمايش خوبي نداشت. در فصل 2003-2002  در 24 مسابقه حتي يك گل هم براي تيمش به ثمر نرساند ولي امسال به طور ناگهاني با «كان» منفجر شد و تا قبل از دعوت شدن به تيم ملي با 6 گل زده در تعقيب بنزما در جدول گلزنان ليگ يك به سر مي برد.
شايد به خاطر همين است كه خود ساويدان در مورد موضوع دعوت شدنش به تيم ملي مي گويد: فكر كنيد كه يك جوك بامزه شنيده ايد و بخنديد!
او كه فرزند يك مأمور آتش نشاني و يك خدمتكار ساده مي باشد زندگي سختي را پشت سرگذاشته است. صبحها ساعت 4 ازخواب بيدار مي شد تا زباله ها را جمع آوري كند و سپس به زمين تمرين مي رفت. الگوي زندگي او ژان پيرپاپن بود كه به گفته او شايد خيلي قويتر از بقيه به نظر نمي رسيد ولي در زمين از همه بيشتر تلاش مي كرد. ساويدان بعد از سالها هو شدن و حقوق نگرفتن هم حاضر نشد روي جلد نشريات و مجلات برود و حتي امروز هم كه در مرز بلژيك يك رستوران دارد، خيلي اصرار دارد كه به همه بفهماند اهل تجارت نيست و اين كار را تنها به خاطر يك پروژه با دوستانش انجام مي دهد.
قصه ساويدان از امروز شروع مي شود. درحالي كه ميانگين گلهاي او اختلاف چنداني با ستاره ليون، كريم بنزما ندارد.
استيو خودش مي گويد: من 30 سال دارم ولي در پاهايم قدرت 20 ساله ها را احساس مي كنم.
هيچ ديپلماسي در كار نيست. هيچ ترسي نيست. فرق او با بقيه در اين است كه او در 30 سالگي هنوز پايش را دراستاد دوفرانس نگذاشته است. شايد به خاطر اينكه فكر مي كند فوتبال واقعاً فقط يك بازي است.
ساويدان 30 سال سن دارد و وقت ديگري براي اينكه همچنان اميدوار بنشيند و اجازه دهد تا زمان فرصت ارزيابي ظرفيتها و تواناييهاي او را به ديگران دهد، ندارد. او بايد خودش را ثابت كند. اولين جلسات تمريني با ريبري و انري و بنزما، اولين مبارزه طلبي جدي ساويدان خواهد بود، زيرا اگر ساويدان موفق شود خود را به سطح ديگر هم تيمي هايش برساند، مي تواند اميدوار بماند كه بيشتر از يك بار مهمان استاد دو فرانس باشد. درست مثل اتفاقي كه براي ريبري در سال 2006  افتاد.
همه طبع افراطي ريموند دومنك را براي متعجب كردن ديگران مي دانند همان طور كه اعلام حضور گيوم اوارو 25 ساله در تيم ملي آبيها همه را در بهت و حيرت فرو برده بود. از سال 1945 تا امروز فقط 17 بازيكن در سن 30 سالگي براي اولين بار در تيم ملي فرانسه بازي كرده اند.
پير روشكونگار، رئيس مجمع پزشكان باشگاههاي فرانسه گفته كه امروزه به هيج وجه عجيب نيست كه كسي در اين سن و سال در سلامت كامل فيزيكي به سر برد.
ريموند دومنك با دعوت از مهاجم كان، توجه همه را به اين الگوي شاداب 30 ساله كه نقش اول و اصلي را درتيمش بازي مي كند، معطوف كرده است. در رن، ميكائيل پگي، 28 سال صبر كرد تا به ليگ يك برسد و استعدادهاي منحصر به فرد او مورد تحسين قرار گيرند. اما كريم بنزما در 20 سالگي تقريباً يك مهاجم شكل گرفته بود. كسي چه مي داند كه آيا او در سن 25 سالگي هم مي تواند همين روحيه و شادابي را داشته باشد يا نه. او همچنين پيش بيني مي كند كه به زودي ديگر هيچ فوتباليست 35 ساله اي در ليگ يك نخواهد بود. سال قبل متوسط سن فرانسويها در تيم ملي 24 /7سال بود در حالي كه در آلمان و انگليس تقريباً 26 سال بود.
يكي از بازيكنان تولوز مي گويد: فصل گذشته در تولوز به خودم مي گفتم كه تحت هيچ شرايطي موفق نمي شوم. امسال در گرونوبل بدون هيچ مشكلي همه بازيهايم را انجام دادم. امروزه با آماده سازيهاي جسمي و پيگيريهاي پزشكي، سن و سال ديگر نمي تواند دليل كناره گيري و بازنشستگي باشد. اين سؤال دقيقاً بايد زماني مطرح شود كه يك سري فرسودگيهاي روان شناسي نمايان شود. فرسودگي اي كه به نظر مي رسد استيو ساويدان از آن در امان است. مانند روبرت پيرس 35 ساله كه حرفه اش را در ويارئال ادامه داد.
او مي گويد: اسپانيا مثل فرانسه نيست. من در سن 32 سالگي به ويارئال پيوستم و در باشگاه اسپانيايي اين عيب و نقص محسوب نمي شد، زيرا آنها در آن موقع با من قرارداد دو ساله بستند.

  


ميليتو، اتوئو، آنلكا؛گلهايي كه بوي انتقام مي دهند

 

دل آرام عظيمي

تا سه ماه قبل همه آنها بازيكنان نااميدي بودند كه بي صبرانه منتظر پيشنهادهاي باشگاههاي ديگر به سر مي بردند. امروز ولي نام هريك از آنها در صدر جدول گلزنان مهمترين ليگهاي باشگاهي اروپا به چشم مي خورد.
ديه گو ميليتو، پادشاه گل سريA است و ساموئل اتوئو پي چي چي لاليگا و نيكولا آنلكا برترين گلزن ليگ برتر؛ اگر به اتفاقهايي كه آگوست گذشته رخ دادند فكركنيم، درخشش همزمان اين سه مهاجم در رقابتهاي مختلف اروپايي تقريباً غيرقابل باور است. براي اينكه هرسه نفر آنها در تابستان گذشته شرايط سختي را پشت سر مي گذاشتند.
نمونه هايي همچون آنها در فوتبال امروز اروپا به وفور يافت مي شود. در ايتاليا بارزترين نمونه ديه گو ميليتو است. او در بهترين زمان ممكن به جنوا برگشت. درست در لحظه اي كه پنجره هاي نقل و انتقالات ايتاليا در حال بسته شدن بود، ميليتو به عضويت باشگاه سابقش درآمد. تا اول سپتامبر گذشته، او همچنان در اسارت ساراگوسا كه به دسته دوم اسپانيا سقوط كرده بود، قرار داشت. سقوطي ناباورانه براي تيمي كه بسياري از بازيكنان بزرگ دنيا را در تيم خود گردآورده بود.
مهاجم آرژانتيني به تيم جنوايي پيوست كه در رقابتهاي سري B هم پيشتر پيراهن آن را برتن كرده بود و حالا بعد از سه سال غيبت يك بار ديگر پذيراي او شده بود. ميليتو در لاليگا 51 گل زده بود.
او در دوازده هفته رقابتهاي اين فصل فوتبال باشگاهي ايتاليا  10 گل تا امروز به ثمر رسانده و با اين روند مسلماً در جمع گلزنان آخر فصل حضور خواهد داشت. اينكه بگوييم هواداران او را در استاديوم ماراسي جنوا به معناي واقعي كلمه ستايش مي كنند، بي فايده است. ميليتو در 29 سالگي هنوز در هيچ تيم بزرگي بازي نكرده و هيچ باشگاهي حاضر نشده او را دراختيار گيرد. اين هم از رمز و رازهاي دنياي فوتبال است.
در اسپانيا هم حكايت جالبي روايت مي شود. براي كسي كه در 4 فصل 142 بار براي كاتالونياييها به ميدان رفته و 92 گل تماشايي به ثمر رسانده بود، شنيدن جمله «تو در پروژه هاي باشگاه جايي نداري» از مربي تازه وارد تيم خيلي راحت و ساده نيست. حتي اگر اين شخص پپ گوارديولا باشد كه سالها سابقه بازي در باشگاه آبي اناري را با خود يدك مي كشد.
هافبك سابق بارسلونا اما نظرش را بعد از ديدارهاي دوستانه تابستاني تغيير داد. او ستاره كامروني را درتيمش نگه داشت و با اين كار آبروي باشگاهش را خريد. حالا به آماري كه در بالا اشاره شد، 16 گل در 14 مسابقه رسمي از ماه سپتامبر تا امروز را هم بايد اضافه كرد.
اتوئو در لاليگا 13 گل زده و در مقابل وايادوليد در عرض 44 دقيقه چهاربار به تنهايي دروازه حريف را گشود. هربار كه عقربه هاي ساعت يك دور كامل مي زنند، او دستهايش را بالا مي برد و خوشحالي مي كند. با چنين آمار درخشاني بعيد به نظر مي رسد كه براي پروژه باشگاه خللي ايجاد كند...
در انگليس همه نيكولا آنلكا را با تصويري كه از فينال ليگ قهرمانان در مسكو به ياد داشتند، در ذهنها آرشيو كرده بودند. روي نقطه پنالتي، در حالي كه فان درسار و همه بازيكنان يونايتد جشن قهرماني مي گرفتند. آنلكا بعد از سرخوردن و اشتباه تري از روي نقطه پنالتي(كه در انگليس همه هنوز آن صحنه را مسخره مي كنند و مي گويند كه تري تنها بازيكني است كه ضربه پنالتي را با تكل اشتباه گرفته) پنالتي بعدي را خراب كرد تا چلسي شكست تلخي را مقابل يونايتد در فينال اروپا تجربه كند. مهاجم فرانسوي ژانويه گذشته به عضويت باشگاه لندني درآمد و از همان ابتدا همه مي گفتند كه او نمي تواند در اين تيم موفق باشد.
اما مصدوميتهاي پياپي مهاجم ساحل عاجي و اعتماد اسكولاري باعث شدتا آنلكا هم فرصتي براي خودنمايي پيدا كند و با زدن 10 گل در 12 بازي اعتماد از دست رفته را بازيابد. هيچ بازيكني در رقابتهاي اين فصل ليگ برتر مثل او ظاهر نشده است و همه از خود، اين سؤال را مي كنند كه آيا آنلكا در ديدارهاي آينده هم به همين روند ادامه خواهد داد؟
او هرگز در فوتبال خود تداوم نداشته و ممكن است در آينده فضاي كمي براي بازي كردن پيدا كند ولي در 29 سالگي و بعد از دوران موفقي كه در رقابتهاي مختلف باشگاهي سپري كرده، نشان داده كه به درك بالايي از فوتبال رسيده است. با نگاهي به ديگر رقابتهاي باشگاهي متوجه مي شويم كه اين شگفتيها فقط به ليگ برتر و سري A و لاليگا ختم نمي شوند.
در آلمان به عنوان مثال، وداد ايبيسويچ بوسنيايي نقش توني سال قبل را ايفا مي كند. او بعد از اينكه دور دنيا را گشته، از سوئد به آمريكا و سپس به فرانسه، به آلمانيا آخن رفت و ازآنجا راهي هوفنهايم شد. ايبيسويچ با 14 گل زده در 13 بازي آقاي گل بوندسليگاست. در فرانسه همچنان كريم بنزما بهترين گلزن ليگ يك است، اما در هلند و بلژيك چهره هاي جديد در صدر فهرست گلزنان قرار گرفته اند.
در هلند تقريباً تمام گلهاي آلكمار لوئيس فان گال را الحمداويي24 ساله مراكشي به ثمر مي رساند. او با 13 گل زده يك سروگردن از بقيه مهاجمان بهتر كار كرده است. در همسايگي اين كشور هم يك نيجريه اي 20 ساله به نام «معزو» كه براي «لوكرن» 8 گل زده، در صدر گلزنان ايستاده است و در پرتغال وزلي با 5 گل زده بهترين مهاجم بوده است.
در اسكاتلند «بويد»از گلاسكو رنجرز با 9 گل زده و در روسيه كه رقابتها به پايان رسيده «واگنرلاو» به اين عنوان دست يافت. اين بازيكن برزيلي با موهاي بافته اش توانست براي زسكا مسكو 17 گل در رقابتهاي اين فصل به ثمر رساند.
گاهي اوقات بي محلي و بي توجهي، انگيزه دوچنداني در بازيكنان ايجاد مي كند. تا جايي كه آنها را به گلزن ترين بازيكنان تاريخ باشگاه تبديل مي كند. گلهاي اين مهاجمان مورد غضب واقع شده، هنوز بوي انتقام مي دهند.

  


بازيكن برگزيده ليگ برتر انتخاب شد؛ اين بار نوبت تورس بود

 

فرناندو تورس،مهاجم مادريدي ليورپول به عنوان برترين بازيكن رقابتهاي ليگ برتر برگزيده شد. ال نينيو كه يكي از كانديداهاي دريافت توپ طلاي امسال نيز به شمار مي رود، در اولين فصل حضورش در رقابتهاي ليگ برتر موفق شد 33 گل با پيراهن ليورپول وارد دروازه حريفان كند و به علاوه گل قهرماني تيم ملي اسپانيا در رقابتهاي يورو 2008 را هم او وارد دروازه تيم ملي آلمان كرد.
اين در حالي است كه كريستيانو رونالدو، ستاره منچستريونايتد، لسكات، بازيكن اورتون و ريچارد دان از منچستر سيتي هم از ديگر نامزدهاي برترين بازيكن فوتبال جزيره بودند كه سرانجام فرناندو تورس اسپانيايي اين عنوان را از آن خود كرد. رايان گيگز هافبك هجومي منچستريونايتد به عنوان فوتباليست سال انتخاب شد و همراه با او سرالكس فرگوسن مربي شياطين سرخ هم به دليل كسب دو عنوان قهرماني براي اين تيم در رقابتهاي فصل گذشته جوايزي را دريافت كرد. ديويد مويس، مربي اورتون هم به عنوان مربي برتر سال انتخاب شد.
تورس پس از اين انتخاب با اشاره به اينكه يكي ديگراز رؤياهاي مهم زندگي اش محقق شده گفت: «پس از رسيدن به عنوان برترين بازيكن فوتبال جزيره حس مي كنم كه بخش بزرگي از رؤياهايم به حقيقت پيوسته است.» تورس به تازگي به عنوان مدل كمپاني عطر Sportman Street هم برگزيده شده و اين روزها سرگرم عكاسي و تبليغات براي اين كمپاني است. ال نينيو كه معني شهرت و ثروت را در سن كمي آموخته در اين مورد مي گويد: "اينكه اسمم در تاريخ بازيكنان پرآوازه فوتبال اسپانيا قرار گيرد، افتخار بسيار بزرگي است.اين موضوع براي من افتخار بسيار بزرگي است كه آن را با هيچ چيز عوض نمي كنم.»
تورس به خوبي مي داند گلي كه در ديدار فينال رقابتهاي يور2008 مقابل آلمان به ثمر رسانده نقش بسيار مهمي در اين انتخاب دارد. البته درخشش ال نينيو در رقابتهاي ليگ برتر و با پيراهن قرمز ليورپول هم نكته اي است كه نبايد آن را ناديده گرفت. «ازحضور در ليورپول بسيار راضي هستم و تجربه حضورم در اين تيم را بسيار مثبت و خوب ارزيابي مي كنم.من در انگليس با فرهنگ و زبان جديدي آشنا شدم و اميدوارم تابتوانم ساليان زيادي در اينجا بمانم.» ال نينيو با اشاره به شرايط آب و هوايي انگلستان گفت: «بشدت دلم براي هواي گرم تنگ شده است. در حال حاضر و با كسب اين عنوان يكي از آرزوهايم محقق شده است ولي شخصا تنها يك عنوان مهم را در كارنامه ورزشي ام مي بينم و آن هم قهرماني دررقابتهاي يور2008 است. هنوز راه زيادي را پيش رو دارم و معتقدم زمان كافي براي محقق كردن تمام آرزوهايم دارم، زيرا هنوز فرصت زيادي برايم باقي است. مي خواهم نهايت تلاشم را به كار گيرم تا همراه با ليورپول در رقابتهاي ليگ برتر به قهرماني برسم، زيرا تيم ما حدود 19 سال است نتوانسته اين عنوان را مال خود كند و ما بايد عصر جديدي از اقتدار ليورپول را به همه نشان دهيم.»

  


تلويزيون چين، پخش فوتبال خارجي را ترجيح مي دهد؛سانسور فوتبال كونگ فويي!

 

غزال زياري

\ظاهراً پخش ديدارهاي فوتبال در چين، به اصلي ترين معضل مسؤولان راديو تلويزيون اين كشور مبدل شده است. مسؤولان كانال CCTV اين كشور كه كانال دولتي سيماي چين محسوب مي شود، ترجيح مي دهند فوتبال خارجي را به روي آنتن ببرند. زيرا معتقدند در رقابتهاي فوتبال داخلي كشورشان، حركات كونگ فوي مانند زيادي از سوي بازيكنان اجرا مي شود و براي همين هنگام پخش ديدارهاي ليگ داخلي چين آنها مجبور به حذف صحنه هايي از آن هستند.اين مشكل جديدي است كه در ورزش چين ايجاد شده است.
سران شبكه CCTv چندي پيش تصميم گرفتند به دليل تعدد صحنه هاي خشن در جريان رقابتهاي ليگ فوتبال چين كه بيشتر به فيلمهاي كونگ فو تشابه دارد، از پخش اين ديدارها صرف نظر كنند و اين روزها به حذف صحنه هاي خشونت آميز در جريان اين ديدارها روي آورده اند و به همين خاطر ترجيح مي دهند تا فوتبال هاي اروپايي از اين شبكه پخش كنند. 28 سپتامبر سال جاري لي وي فنگ، يكي از ستاره هاي نام آشناي فوتبال چين و كاپيتان تيم ملي اين كشور در بازيهاي المپيك، به دليل ضربه اي كه به بازيكن تيم حريف وارد كرد، براي 8 جلسه از همراهي تيم باشگاهي اش محروم شد و پس از اين ماجرا بود كه هواداران ووهان گوانگو باشگاه اين بازيكن به نشانه اعتراض به محروميت او به خيابانها ريختند. واكنش مسؤولان فدراسيون فوتبال چين به اين عمل، كاملا قاطعانه بود: دو هفته بعد تيم باشگاهي ووهان گوانگو، از شركت در رقابتهاي سوپرليگ اين كشور محروم شد.
درگيريهاي فيزيكي در فوتبال چين( مثل درگيري لي وي فنگ با بازيكن تيم حريف)، قدمت ديرينه اي دارد كه بيش از هر چيز به حركات رزمي و فنون كونگ فو شبيه هستند. در شهرآوردهاي بزرگ فوتبال در چين،وقوع چنين برخوردهاي خشونت باري طبيعي به نظر مي رسد. بويژه در ديدار دو تيم بيجينگ گوان و تيانجين، دو تيم حاشيه پايتخت اين كشور، هميشه خشونت هاي زيادي به چشم مي خورد.
جيانگ هپينگ، مسؤول ورزشي تلويزيون چين تعدادي از فوتباليستهاي چيني را به نداشتن روحيه و وجدان حرفه اي متهم كرده و گفته ترجيح مي دهد، رقابتهاي فوتبال ليگهاي اروپايي را از كانال دولتي چين پخش كند.
دونگ هوا، سخنگوي فدراسيون فوتبال چين، با لحني ملايم تر،اين درگيريها را ناشي از رقابت سرسخت تيمها براي رسيدن به جايگاه بالايي جدول ليگ چين دانسته و گفته: «به عنوان مثال در حال حاضر تيم بيجينگ درجايگاه سوم است و تيانجين در جايگاه چهارم قرار دارد و رقابت حساس آنها براي كسب عنوان قهرماني، چنين درگيري هايي را در پي خواهد داشت.» اين در حالي است كه فوتبال در چين، عمري طولاني دارد و 75 سال از زمان آغاز اولين ليگ داخلي اين كشور مي گذرد. در سال 1994، اولين رقابتهاي قهرماني حرفه اي در اين كشور به نام Jia A آغاز شد و از سال 2004 نام اين رقابتها به سوپر ليگ چين تغيير يافت.
ريشه اين حركات خشن در فوتبال چين بسيار فراوان و متفاوت است: مشاركت كم در كنترل ورزشگاه ها و ياسيستم هاي قديمي امنيتي. در مجموع تمامي مشكلات موجود را مي توان در دو عامل اصلي خلاصه كرد: 1- فقدان فوتبال پايه اي در اين كشور (با وجود جمعيت فراوان چين، بازيكنان پايه اي زيادي در چين هستند كه در مدارس پايه اي تحت تعليم قرار نمي گيرند.) 2- نتايج ضعيف تيم ملي چين در رقابتهاي مختلف. اين تيم، به نسبت كشش اقتصادي و سطح جغرافيايي اين كشور، توانا نيست.
تيم ملي فوتبال چين در حال حاضر در جايگاه نود و ششم رنكينگ فيفا قرار دارد و از ادامه رقابتها براي رسيدن به جام جهاني 2010 آفريقاي جنوبي بازمانده است. اين تيم تنها يك بار در رقابتهاي جام جهاني حضور پيدا كرده كه آن هم به سال 2002 برمي گردد كه اين رقابتها در كره و ژاپن برگزار شد. چيني ها كه در آن رقابتها بورا ميلوتينوويچ را بر روي نيمكت مربيگري تيمشان مي ديدند، در هر سه ديدار مرحله گروهي، مغلوب حريفانشان( كاستاريكا، برزيل و تركيه ) شدند و حتي نتوانستند يك گل در اين سه ديدار به ثمر برسانند. چيني ها هرگز نتوانسته اند در رقابتهاي جام ملتهاي آسيا نيز به قهرماني برسند و تنها يك باشگاه چيني به نام ليااونينگ موفق شده تا جام قهرماني رقابتهاي ليگ قهرمانان آسيا را به خانه ببرد. قهرماني آنها در سال 1990 صورت گرفت كه درحقيقت بزرگترين افتخار فوتبال چين در سطح قاره كهن محسوب مي شود. واقعيتي كه با درنظر گرفتن ظرفيت بالاي ورزشي در اين كشور، غيرقابل باور است.

  


ملاقات زيدان و فلورنتينو در مراكش دور از چشم كالدرون؛
زي زو: اگر برگردي من هم بر مي گردم

 

چند ساعت قبل از صحبتهاي مياتوويچ، مدير ورزشي رئال مادريد در مورد اوضاع و احوال حاكم بر رختكن برنابئو، فلورنتينو پرس،رئيس سابق باشگاه مادريدي و زين الدين زيدان، ستاره سالهاي نه چندان دور اين تيم در جريان ديدار دوستانه اي كه در مراكش با هدف مبارزه با فقر برگزار شد، با هم ملاقات كردند.
پرس به هتل محل اقامت زيدان و رونالدو كه به عنوان سفيران سازمان ملل متحد براي جمع آوري مبلغي به منظور مبارزه با فقر درمراكش حضورداشتند،رفت و با آنها ديدار كرد. رئيس سابق باشگاه مادريدي كه در تعطيلات به سر مي برد، به دعوت محمدلگراري مهندس راهسازي مراكشي كه حدود سي سال است او را مي شناسد، به مراكش رفته بود و به دعوت اين دو ستاره، سري به هتل محل اقامت آنها هم زد تا با بازيكنان سابق مادريدي ديداري تازه كند.پرس دقايقي را منتظر ورود دو ستاره در لابي هتل سپري كرد تا اينكه زيدان و رونالدو از راه رسيدند. فلورنتينو بلافاصله بعد از ديدن آنها گفت: «زي زو،چه لاغر شده اي.به نظرم هنوز هم مي تواني فوتبال بازي كني.» و زين الدين زيدان در پاسخ به اين حرف رئيس سابق رئال مادريد گفت: «اگر شما به باشگاه مادريدي برگرديد، من هم همين كار را مي كنم.»
سپس موضوع گفتگو به مصدوميت طولاني مدت رونالدو كشيده شد و صحبت از خاطرات سالهاي نه چندان دور باشگاه مادريدي كه دو ستاره فرانسوي و برزيلي در كنار يكديگر توپ مي زدند به ميان آمد. رونالدو گفت: «چه روزهاي خوبي را با هم پشت سر گذاشتيم.»
پرس درجريان اين ديدار از صحبت در مورد اوضاع كنوني باشگاه مادريدي و احتمال بركناري شوسترسرباز زد و ترجيح داد دراين ارتباط سكوت كند: «من براي صحبت در مورد اين موضوع اينجا نيامدم. هدف اصلي من ديدار با زي زو و رونالدو، دو ستاره بزرگ باشگاه مادريدي است.» زي زو هم در پاسخ به سؤالي در مورد بحران حاكم بر تيم مادريدي، با خنده گفت: «رونالدو بهتر از من مي تواند جواب بدهد.» و رونالدو با شجاعت تمام در اين ارتباط گفت: «در طول اين مدت من از اسپانيا بسيار دور بودم و در برزيل به سر مي بردم ولي از راه دور هم مسائل باشگاه را دنبال مي كردم. شوستر به هيچ وجه مقصر اتفاقات در حال جريان نيست. مشكل جاي ديگري است.»
زي زو و رونالدو با اشاره به شروع خوب كاتالونيايي ها به اين نكته اشاره كردند كه اوج گيري بارسلونا كار را براي كهكشاني ها به مراتب سخت تر كرده است.
رونالدو گفت: «شروع خوب آبي اناري پوشان، بر دردهاي كهكشاني ها افزوده و باعث شده تا آنها بيش از حالت عادي تحت فشار انتقادها قرار گيرند.» فلورنتينو پرس درحاشيه اين ملاقات حتي علاقه چنداني به صحبت كردن در مورد انتخابات آينده باشگاه مادريدي نشان نداد: «من در حال حاضر مشغول سپري كردن تعطيلات به همراه خانواده ام هستم و در منزل يكي از دوستانم به سر مي برم و ترجيح مي دهم در مورد انتخابات آينده باشگاه مادريدي يا شرايط رامون كالدرون صحبتي نكنم.» اين درحالي بود كه رامون كالدرون، رئيس باشگاه مادريدي با انتقاد شديد از ديدار فلورنتينو پرس با زيدان و رونالدو، ساعاتي قبل از برگزاري ديدار دوستانه مبارزه با فقر در مراكش گفت: «عكسي را ديدم كه مرا بسيار ناراحت كرد. به نظر مي رسد فلورنتينو تنها در مواقعي كه تيم ما با بحران مواجه است، سروكله اش پيدا مي شود و زماني كه رئال براي دومين بار در رقابتهاي لاليگا به قهرماني رسيد، از او خبري نبود. پرس در طول اين دو سال به صورت غيرمستقيم سعي مي كرد از ارزشهاي كار ما كم كند و به نظر مي رسد او فقط و فقط به منافع شخصي اش مي انديشد. البته چندان هم دور از ذهن نيست، ولي بسيار متأسفم زماني كه تيم با بحرانهاي كوچكي مواجه مي شود، پرس از راه مي رسد. عكسهاي فلورنتينو در كنار زيدان و رونالدو، به كار ما نمي آيد، زيرا ما در حال حاضر به اتحاد نياز داريم و او كاملا به اين شرايط واقف است. اين بسيار ناراحت كننده است. همه ما، منتظر پيغامهاي آرامش بخش هستيم، ولي رفتار پرس كاملا متضاد نيازهاي ماست.»
اين ديدار دوستانه، ساعاتي پس از ملاقات ستاره هاي سالهاي نه چندان دور باشگاه مادريدي با فلورنتينو پرس برگزار شد و پس از رد و بدل شدن يازده گل، سرانجام با پيروزي تيم" ياران رونالدو" به پايان رسيد.

  


مقصر ناكامي قطبي و پرسپوليس فرد ديگري است؛ آبرويش را برداشت و فرار كرد

 

* پيام يونسي پور

به آخرين جمله اي كه از زبان افشين قطبي روي خروجي خبرگزاري ايسنا قرار گرفته است، دقت كنيد: «هنگام بازگشتم به ايران



مسؤولان باشگاه پرسپوليس وعده هاي زيادي در خصوص فراهم كردن شرايط مناسب براي حضور در ليگ برتر و ليگ قهرمانان آسيا داده بودند، اما بسياري از آنها فراهم نشده و ما در حداقل شرايط كار مي كنيم...» آيا براي درك مفهوم اين جمله ساده نيازي به توضيحات بيشتر است؟ آيا بايد خود را تا اين حد دچار آلزايمر تاريخي بدانيم كه به ياد نياوريم چه كسي با چه جملاتي او را متقاعد كرد تا به ايران برگردد؟
*****
شكست جزيي از عملكرد ورزش ايران شده است. حداقل از زماني كه مهندسان راهسازي و عمران كارهاي شهرداري تهران بر مسند قدرت ورزش ايران نشستند و كوشيدند با استفاده از تمامي ابزارهاي سياسي و نفوذهاي اقتصاديشان، دهان مخالفان اين چيدمان را ببندند و البته بر تمامي ورزش كشور نفوذ كنند، اين شكستها دائمي، تكراري و در عين حال طبيعي شده است. از آن افتضاح وزنه برداري و دوپينگها تا حذفهاي مكرر و شرم آور كشتي گيران در رقابتهاي جهاني تا ناتواني دستگاه ورزش در گرفتن رواديد براي ورزشكاران ملي در سفر به ينگه دنيا، صد البته از مضحكه شدن جهاني در اخراج محمد دادكان و تعليق فوتبال ايران گرفته تا آن فاجعه تأسف بار المپيك كه لكه سياهي بود بر تاريخچه ورزش كشور. چه جالب كه اول شخص ما نه تنها از ملت پوزشي نطلبيد كه خود را در انتصابات كميته ملي المپيك بر كرسي رياست نشاند. چه كسي باور مي كند كارنامه علي آبادي آن قدر درخشان باشد كه مقتدرانه رياست كميته ملي المپيك را هم در دست بگيرد؟
حالا مي توان ردپاي همين مدير را در بخشهاي ديگري از ورزش نيز ديد. جايي كه «مهندس» علي آبادي شأن يك مدير ورزشي را تنزل مي دهد و براي جبران يك سياهي ديگر در كارنامه اش، افشين قطبي را به تهران مي كشاند. او كه به دلايلي كاملاً شخصي حبيب كاشاني را از كار بركنار كرده بود، افشين قطبي را با وعده هايي، كه هرگز محقق نشد، به تهران كشيد، مطمئناً افشين قطبي تصور نمي كرد اول شخص ورزش يك كشور بتواند اين گونه وعده بدهد و بعد در زمان عمل، هيچ حركتي انجام ندهد.
كارنامه «مهندس» علي آبادي در ورزش ايران با پرسپوليس رنگين تر شد. او بود كه پسري 27 ساله را در هيأت مديره باشگاه پرسپوليس همه كاره كرد، او بود كه داريوش مصطفوي، اين مدير ناكام هميشگي را از لابه لاي گرد و خاك تاريخ بيرون كشيد و به جاي مديري نشاند كه اين تيم را قهرمان كرده بود. علي آبادي بود كه افشين قطبي را برخلاف ميل باطني اش به تهران كشيد و البته علي آبادي بود كه حكم ميلياردر شهر (حسين هدايتي) را براي فرار كردن از پرداخت بودجه اين تيم امضا كرد و در حقيقت با حضور هدايتي، بلايي آسماني را بر سر اين تيم فرود آورد.
*****
افشين قطبي هم رفت. او ناخواسته و نادانسته آبرو و حيثيت خود را به دست مديراني داد كه وقتي از زبان فيروز كريمي مي شنوند كه مديريتشان فقط به درد شهرداري مي خورد، از حضور در اهواز محرومش مي كنند!
افشين قطبي مانند بسياري ديگر از مديران و مربيان اين كشور آبروي خود را در دستگاه ورزش گذاشت، نيمي از آن را از دست داد و نيمي باقي مانده را دو دستي چسبيد و فرار كرد!
اين داستان تا روز بقاي اين مديريت ادامه خواهد داشت. مي توانيد مجيز اين رئيس را بگوييد و به مديريت در پرسپوليس و استقلال ادامه دهيد... اما مرداني مانند دادكان، كاشاني و حتي طالقاني در كشتي خيلي زود آبروي خود را نجات دادند! تفاوتها اين جا آشكار مي شود...

  


گزارش ويژه از آمدن و رفتن افشين قطبي؛ رفتني كه آمدنش هم اشتباه بود

 

* رضا خسروي

شايد از همان روزي كه توسط هواداران بعد از بازي مقابل صبا به او اعتراض شده بود كه افشين قطبي به دنبال بهانه اي مي گشت تا هر چه سريعتر تهران را به مقصد دوبي ترك كند. او كه در اين مدت بشدت از سوي هواداران و رسانه هاي ورزشي تحت فشار بود سرانجام طاقتش تمام شد و روز دوشنبه هفته جاري با تهيه نامه اي خطاب به داريوش مصطفوي مشكلاتش را روي كاغذ ريخت، به اين اميد كه مديرعامل سرخپوشان بتواند اين مشكلات را برطرف كند.
اينكه در نامه قطبي خطاب به مصطفوي چه مواردي مطرح شد هنوز در اختيار رسانه هاي گروهي قرار نگرفته است، اما آنچه از سخنان مصطفوي در تمرين ديروز پرسپوليس برمي آمد او خواسته هايي داشته كه خارج از مسائل مالي بوده است.
به گفته مصطفوي درخواستهايي كه او از باشگاه پرسپوليس داشته حتي قابل طرح در جلسه هيأت مديره نيز نبوده و به همين دليل مديرعامل پرسپوليس از قطبي دعوت مي كند تا در نشست ويژه اعضاي هيأت مديره شركت كند تا نظر آنها را در مورد خواسته هايش بشنود.
قطبي به جلسه هيأت مديره پرسپوليس مي رود و خواسته هايش را دوباره مطرح مي كند. در اين نشست كه از ساعت 11 تا يك نيمه شب به درازا مي كشد اعضاي هيأت مديره تلاش مي كنند قطبي را از تصميمش منصرف كنند، اما با وجود همه اين تلاشها او نمي پذيرد كه حتي تا پس از ديدار با پيكان در اين تيم فعاليت كند.
قطبي كه خواسته هايش هنوز به طور رسمي در اختيار رسانه ها قرار نگرفته است نيمه هاي شب از جلسه هيأت مديره خارج مي شود و از آنجايي كه از قبل همه پيش بيني ها را كرده بود مستقيماً راهي فرودگاه مي شود و بامداد روز چهارشنبه تهران را به مقصد امارات ترك مي كند.
اما اعضاي هيأت مديره پرسپوليس از ساعت يك تا سه بامداد در نشست ويژه ديگري شركت مي كنند و پس از بررسي خواسته هاي قطبي و نتايجي كه اين تيم كسب كرده است در نهايت با جدايي وي از پرسپوليس موافقت مي كنند. اينكه چرا اعضاي هيأت مديره به اين نتيجه رسيده اند كه با قطبي قطع همكاري كنند سؤالي است كه هنوز از سوي هيچ يك از آنها پاسخي به آن داده نشده است.
با اين حال قطبي در شرايطي از پرسپوليس جدا مي شود كه بيش از 70 درصد از مبلغ قراردادش را دريافت كرده و بابت اجاره آپارتمانش نيز ماهانه 4 ميليون تومان پرداخت مي شد و يك دستگاه خودروي گرانقيمت نيز در اختيارش بود.
البته به نظر مي رسد با رفتن قطبي نه تنها مشكلي از پرسپوليس حل نمي شود، بلكه بر ميزان مشكلات اين باشگاه پرحاشيه افزوده خواهد شد. به نظر مي رسد مسؤولان رده بالاي ورزش و حتي سياست به دنبال راهي براي ايجاد تغيير و تحولات در باشگاه پرسپوليس هستند كه رفتن قطبي مي تواند يكي از اين دلايل باشد.
در اين مورد گفته مي شود هدف اصلي مسؤولان ورزش و سياست بركناري داريوش مصطفوي از مديرعاملي باشگاه پرسپوليس است كه بزودي اين گمانه رخ خواهد داد. حتي گفته مي شود براي آنكه بهانه اي جهت بركناري قطبي از پرسپوليس پيدا شود يكي از مسؤولان اين باشگاه در تماس با يكي از مسؤولان فدراسيون فوتبال از وي خواسته است از مصطفوي به عنوان دبيركل فدراسيون فوتبال استفاده كند كه گويا اين پيشنهاد هنوز مورد موافقت قرار نگرفته است.
همچنين زماني كه محمد علي آبادي از سوي رئيس جمهور تذكر رسيدگي به امور باشگاه پرسپوليس را دريافت كرد به تكاپو افتاد تا اين باشگاه را از وضعيت كنوني خارج كند و با توجه به نزديك شدن زمان انتخابات رياست جمهوري، آرام بودن اوضاع باشگاه پرسپوليس و رضايت هواداران اين تيم يكي از شرايط تأثيرگذار در اين انتخابات است كه به نظر مي رسد تلاش مي شود هرچه سريعتر باشگاه پرسپوليس به آرامش كامل برسد.
بي گمان طي روزهاي آينده شاهد بروز اتفاقهاي جديدي در اين باشگاه خواهيم بود كه حتي مي تواند قبل از پايان نيم فصل اين باشگاه را با تغييراتي اساسي مواجه كند.

  


چرا استقلال هويت بازيكنان برزيلي اش را فاش نمي كند؟؛ ترس از تكرار!

 

* امير وفايي

*چشم انداز خوبي براي استقلال مي بينم




سرمربي استقلال گفت: تا زماني كه وعده ام به هواداران تيم را عملي نكنم از استقلال نمي روم و چشم انداز خوبي براي تيم در آينده مي بينم.
امير قلعه نويي پس از تمرين ديروز استقلال درباره جذب بازيكنان برزيلي نيز گفت: از دو ماه پيش در خط هافبك و حمله نياز به تقويت داشتيم، به همين دليل رجبي را به برزيل فرستاديم، اما با توجه به حساسيتهايي كه وجود داشت تا اندازه اي جذب اين بازيكنان زمان برد.
وي افزود: در حال حاضر «فابيو بالا» كه بازيكني در خط مياني است، به همراه يك بازيكن تستي وارد تهران شده است كه بي گمان از بين آنها يكي جذب مي شود.
وي افزود: همچنين يك مهاجم برزيلي نيز بزودي به تمرينهاي استقلال مي آيد كه به احتمال زياد او را نيز جذب مي كنيم و هدف از جذب اين بازيكنان تقويت خط هافبك و حمله استقلال است.
***
دوران فعاليت فوتباليستهاي خارجي در فوتبال ايران را مي توان به دو بخش تقسيم كرد. 1- دوران قبل از دي كارمو 2- دوران پس از دي كارمو.
كيفيت به شدت نازل مهاجم برزيلي و تمجيدهاي شگفت آوري كه اعضاي كادر فني پرسپوليس از كارنامه او داشتند، عده زيادي را بر آن داشت كه به شكلهاي مختلف تمام اتفاقهاي زندگي ورزشي و غير ورزشي دي كارمو را كشف كنند و در اين افشاگريها از يكديگر سبقت بگيرند.
سرانجام، نه تنها چهره معصوم و صداقت پيشه افشين قطبي مخدوش شد كه مهاجم برزيلي هم در فضاي ملتهب و جو وحشتناكي كه منتقدان ايراني برايش ساختند، فرار را بر قرار ترجيح داد!
و حالا در دوران پس از دي كارمو، به سر مي بريم؛ دوراني كه هر مكتب نرفته اي اصول كار با اينترنت و جستجوي اطلاعات را مي شناسد و دروغ و پشت هم اندازي چندان دوام نمي آورد. حدود پنج سال قبل، استقلال دو برزيلي را در مجموعه خود داشت كه تا آخر فصل اين تيم را اندكي به جلو سوق ندادند. فابريتسيو و گومز بيشتر به گردشگراني مي ماندند كه از اقامت در ايران و تماشاي مناطق ديدني لذت مي بردند.
اما با تمام نالايقي و بي كيفيتي اي كه بروز دادند هيچ كس براي معني كردن ازومه احتمالي فاجعه بار آنها به تكاپو نيفتاد. اكنون اما چون در دو راهي پس از دي كارمو به سر مي بريم و زمان زيادي هم از اخراج تحقيرآميز او نگذشته، استخدام بازيكنان خارجي و بويژه برزيلي، ريسك بالايي را مي طلبد. باشگاه استقلال اين ريسك را متحمل شد تا صبح امروز علي نظر جويباري به استقبال دو فوتباليست برزيلي كه قرار است بدون تست حتي با اين باشگاه قرارداد ببندند، برود! ماحصل سفر 22 روزه رضا رجبي به برزيل، انتخاب اين دو بازيكن است كه گفته مي شود امير قلعه نويي با تماشاي فيلم بازي آنها، رضايت اوليه اش را اعلام كرده است. رجبي مي گويد: «در مدت اقامتم در برزيل، به كمپ فردي به نام اسكار كه از بازيكنان سابق تيم ملي برزيل بود، رفتم و او بازيكنان مستعدي را به من معرفي كرد. در ميان آنها، يك مهاجم به نام فابيويالا كيفيت قابل توجهي داشت. اسكار مي گفت او سابقه حضور در تيم معروف فلومنينزه برزيل را دارد، اما چون چيزي حدود 6 ماه مصدوم شده، در حال حاضر در ليگ دسته اول اين كشور و تيمي كه رنه سيموئز سرمربيگري آن را بر عهده دارد، توپ مي زند. جذب اين بازيكن بيشتر از 200 ميليون تومان براي ما هزينه ندارد و فكر مي كنم اين رقم معقولي است.» مسؤولان باشگاه استقلال از ترس اينكه مبادا رزومه فابيويالا با آنچه رجبي عنوان مي كند متفاوت باشد و داستان دي كارمو اين بار براي آنها تكرار شود، از ارائه اطلاعات و حتي نام و نام خانوادگي دقيق اين بازيكن خودداري مي كنند. حتي روابط عمومي باشگاه هم در اين خصوص توضيح كاملي نمي دهد و نام دقيق دو فوتباليست برزيلي را كه در حال حاضر در تهران به سر مي برند، رو نمي كند. ساكت نگه داشتن رضا رجبي كه بي محابا و هيجان زده مصاحبه مي كند اولويت نخست مسؤولان باشگاه به شمار مي رود. در دوران پس از دي كارمو باشگاه ها در جذب بازيكنان خارجي چراغ خاموش حركت مي كنند، اما يك نكته كاملاً مشخص است و آن اينكه در تمام تاريخ حيات فلومنينزه بازيكني با نام فابيويالا براي اين تيم به ميدان نرفته است!

  


هفته پانزدهم ليگ برتر فوتسال؛ رينگ خونين در ساپكو!

 

*مهدي جاويدي
هفته پانزدهم ليگ  برتر فوتسال باشگاههاي ايران امروز در حالي به انجام خواهد رسيد كه ديدار حساس تام و ماهان ليگ را تحت تأثير خود قرار داده است و نگاههاي علاقه مندان را به سالن ساپكو دوخته است.
تام ايران خودرو- ماهان اصفهان
بي شك حساس ترين و هيجان انگيزترين مسابقه هفته پانزدهم همين ديدار است كه نامهاي زيادي همچون فينال زودرس، نبرد گلادياتورها و ... را مي توان روي آن گذاشت.
تام و ماهان در فاصله اي دو امتيازي در شرايطي حساس به يكديگر رسيده اند و هر كدام فقط به فكر موفقيت در اين بازي هستند. البته ماهان با توجه به بالاتر بودن در جدول از تساوي هم بدش نمي آيد، چون با احتساب اينكه دو تيم پس از اين اتفاق تمام بازيهايشان را هم ببرند اين تساوي است كه حكم به قهرماني ماهان مي دهد، پس اصفهاني ها بي گدار به آب نخواهند زد. تام ايران خودرو هم در نوع خود غيرقابل پيش بيني است، آنها درست در شرايطي كه در ليگ انتظار مي رفته برنده باشند نتايج عجيبي به دست آورده اند و بنابراين هرگز نمي توان حدس زد كه چگونه مقابل ماهان بازي  خواهند كرد. محمود خوراكچي و علي افضلي امروز مقابل هم شاخ و شانه خواهند كشيد تا نشان دهند در شرايط حساس چند مرده حلاجند، هرچند امير شمسايي يك كمك بزرگ به افضلي حساب مي شود. شايد استفاده از اين عبارت درست نباشد، اما بازيكنان دو تيم فقط به خاطر روكم كني پا به ساپكو خواهند گذاشت اين سه امتياز ارزشش يك قهرماني است. شايد امروز بازار خطا و كارت زرد به نفع حريفان بعدي دو تيم داغ باشد!

فولادگستر تبريز - منصوري قرچك
ميرمعصوم سهرابي پس از آنكه تيمش را هفته قبل يك پله بالاتر آورد، امروز اميدوارانه به بازي با منصوري مي انديشد شايد با اين پيروزي به رده هاي بالاتر هم نزديك شود.
در شرايطي كه هر احتمالي در نتايج اين هفته وجود دارد، تيم خطيبي مقابل تيمي قرار مي گيرد كه يد طولايي در امتياز هدر دادن دارد و اين فرصت مناسبي است براي بازگشت مقتدرانه تبريزي ها. با اين حال هرگز نبايد ارزشهاي فني محمد طاهري بازيكن بااقتدار قرچكي ها را فراموش كرد كه يك تنه توانايي كارهاي فوق العاده بزرگي را دارد.

حفاري اهواز - ارم كيش
ارم كيش در شرايطي كه هفته قبل نتوانست سه امتياز را مقابل مشهدي ها حفظ كند، به اهواز رفته تا حداقل شايد بتواند در بازي خارج از خانه آن را جبران كند.
سيد مهدي ابطحي نگاه ويژه اي به علي اصغر حسن زاده و مصطفي نظري دارد، زيرا اين دو هرگاه روز خوبشان بوده تيم را پيروز از ميدان درآورده اند.
در اهواز هم شرايط آسان نيست و قطعاً صخره فوتسال جهان در دروازه ارمي ها روز آساني نخواهد داشت، هرچند نظري مردي براي همين روزهاست. ارم اگر به هر دليل پيروز نشود، از كورس قهرماني دور خواهد ماند.

پوشينه بافت  - راه ساري
تيم امير عدالتخواه با اتفاقي كه هفته قبل برايش رخ داد، سعي دارد تيمش را از بحران خارج كند. امير اين هفته تمام تلاشش را كرده تا دودستگي ناشي از سفر دوگروهي به شيراز را برطرف كند و هرطور شده راه ساري را در قزوين متوقف كند. اين سه امتياز براي اميد به بالانشيني پوشينه در جدول حياتي به نظر مي رسد، درحالي كه راه ساري به يك تيم عجيب تبديل شده است. حريف قزويني ها هفته قبل يك نتيجه فوق العاده به دست آورده و سقف آرزوهايش بالاتر رفته است.

صدراي شيراز - ارژن فارس
حساسيت دربي شيراز ناخواسته تحت لواي بازي تام و ماهان قرار گرفته وگرنه اين بازي يكي از جذابترين ديدارهاي هفته پانزدهم است.
كاكوهاي شيرازي براي هم قدعلم خواهند كرد و با جان و دل براي كسب سه امتياز خواهند جنگيد. قطعاً محمد ناظم الشريعه باتجربه تر است، اما تيم نعمت اللهي هم در يقه گيري بسيار پرفروغ نشان داده است.

علم و ادب - پارك آبي كرمان
مشهدي ها هفته قبل يك امتياز شيرين را به جاي سوهان از قم به مشهد آورده اند و قصد دارند با برپايي يك جشنواره گل ديدني در حضور هواداران پرشورشان، خود را به ميانه هاي جدول نزديك كنند.
مصطفي طيبي مصدوم، اولين بازي خود را پس از جام جهاني براي علم  و ادبي ها به نمايش خواهد گذاشت و اميد اول گلزني براي اين تيم است.

  


سيلي نقد و اخلاق نسيه!؛ مروري بر «كشيده هاي» تاريخي فوتبال ايران

 

* رسول بهروش

عده اي معتقدند «ايران، بهشت خبرنگاران است.» كشور ما به واسطه اتفاقهاي كم نظير و بي بديلي كه در آن مي افتد، هر لحظه آبستن اتفاقهاي نوتري است كه خوراك خبري رسانه ها را فراهم مي كند. در اين ميان، ورزش و به ويژه فوتبال نيز به خاطر وفور علاقه مندان و اهميتي كه براي مردم دارد، از قاعده مذكور مستثني نيست. دنياي مستطيل سبز، مملو از حوادث رنگارنگي است كه هر گوشه آن جذابيتهاي خارق العاده اي دارد. بعد از چك فرزاد حسين خاني به امير حسين صادقي در بازي اخير مس كرمان، به صرافت جفت و جور كردن پرونده اي از سيلي هاي رد و بدل شده در فوتبال كشورمان افتاديم؛ مطالبي كه قطعاً مرور آن خالي از لطف نيست. شما را به خواندن بخش كوچكي از تاريخ كهنه و خاطره انگيز فوتبال كشورمان دعوت مي كنيم. با ما همراه باشيد.






1- مسعود برومند و پرويز ابوطالب روي پاي من تكل مي زني، بي ادب؟!
يك مورد جالب و استثنايي در اين زمينه به سيلي امير مسعود برومند زير گوش پرويز ابوطالب برمي گردد.
فوتبال ايران، برومند را به عنوان يك اسطوره بي نظير در دامان خود تربيت كرده بود و بسياري از «اولين ها» مربوط به اين ستاره قديمي مي شده است. به عنوان نمونه، برومند اولين هت تريك كننده فوتبال ايران بود و به هر حال از ارج و قرب فراواني بهره مي برد. در اين گير و دار، در بازي بين دو تيم شاهين و ديهيم تهران در سال 41 كه در آن زمان، مسابقه مهمي قلمداد مي شد، پرويز ابوطالب مبادرت به تكل كردن توپ برومند مي كند و برومند كه اين كار را نوعي بي ادبي به حساب مي آورده، با ضرب و شتم، حسابي از خجالت ابوطالب در مي آيد!

2- منصور پورحيدري و سعيد صدري منصورخان هم بعله!
منصور پور حيدري كه در فوتبال ايران به حسن اخلاق شهرت دارد، در دوران جواني و بازيگري شخصيت پر شر و شوري داشته است. در مورد مدير فني كنوني پاس همدان نقل مي شود كه نامبرده در زماني كه پيراهن تيم راه آهن را به تن داشته، در بازي اين تيم پر سابقه با تاج سابق، با يك سيلي آبدار صورت سعيد صدري- داور بازي- را نوازش مي كند!

3- عزيز اصلي و ارشد برازنده سزاي رد كردن گل خوردبين
يكي از مشهورترين سيلي هاي تاريخ فوتبال ايران، به چك عزيز اصلي زير گوش ارشد برازنده مربوط مي شود. در يكي از نخستين شهرآوردهاي بحث برانگيز تهران، در سال 48 ارشد برازنده گل محمود خوردبين را مردود اعلام كرد تا عزيز اصلي سنگربان آن روزهاي سرخپوشان راه طولاني دروازه تا ميانه ميدان را طي كند و يك سيلي محكم، سزاي اين تصميم را به برازنده بدهد! جالب اينكه در ديدار مذكور، سرخپوشان با تيم آماتور خود در مسابقه شركت و در نهايت با حساب 0-1 بازي را به رقيب سنتي واگذار كردند.

4- علي عبده و صفر ايرانپاك برخورد با ستاره پرحاشيه
صفر ايرانپاك در دهه 50 يك ستاره سرشناس و محبوب براي پرسپوليس و فوتبال ايران محسوب مي شد. با اين حال اقدام اين سوپراستار براي عكس انداختن با يك هنر پيشه مؤنث تبليغاتي به نام .... با واكنش تند و تيز و ناباورانه علي عبده، مؤسس و بنيانگذار پرسپوليس روبه رو مي شود. عبده كه از اين اتفاق بدجوري دلخور شده بود، جلوي چشم همبازيهاي صفر با يك سيلي او را مواخذه مي كند. جالب اينكه بعد از وقوع اين اتفاق، چهار ستاره سرشناس آن روزهاي سرخپوشان از جمله جعفر كاشاني و علي پروين تمرينات پرسپوليس را تحريم مي كنند، اما اين مسأله هم عبده را نادم نمي كند تا جايي كه او با صراحت اعلام مي كند اگر تمام بازيكنان تيم هم تمرينات را تحريم كنند، در رفتار خود تغييري ايجاد نمي كند!

5- تيمسار خسرواني و جواد ا... وردي اعاده حيثيت بعد از 6 تايي ها
در يكي از جالب ترين اتفاقهاي فوتبال ايران، بعد از شكست سنگين تاج مقابل پرسپوليس، تيمسار خسرواني كه همه كاره آبي پوشان محسوب مي شده است، به شدت از دست بازيكنان تاج دلخور مي شود تا جايي كه حتي برخي، از زنداني شدن تاجي ها توسط تيمسار در يك آمفي تئاتر خبر مي دهند. خسرواني بعد از حملات وحشتناك كلامي به بازيكنان، ادعاي تباني يكي، دو نفر با تيم رقيب را مطرح مي كند كه البته پيكان تهاجم او بيشتر به سمت مدافع جوان تاجي ها يعني جواد ا... وردي مي رود. در اين ميان و در بحبوحه حملات تيمسارة همزمان با سكوت و انفعال ساير بازيكنان، ناگهان ا... وردي كه ستاره خوش سيماي آن روزهاي فوتبال ايران بوده، به حرف مي آيد و رو در روي خسرواني مي ايستد. خشم تيمسار باعث حمله او به مدافع تيمش مي شود و همين اتفاق مسير زندگي جواد ا... وردي را تغيير مي دهد، به طوري كه او تصميم به ترك تاج و پيوستن به پرسپوليس مي گيرد. هر چند كه در اين ميان يك سال هم مجبور به بيرون نشستن از گود مي شود.

6- رضا نعلچگر و عباس مقدس زاده باز هم روي صورت داور
در بازي استقلال تهران و تهرانجوان در سال 1365، رضا نعلچگر بازيكن آبي پوشان پايتخت با يك سيلي محكم صورت عباس مقدس زاده، داور بازي را هدف قرار مي دهد. نعچلگر به خاطر اين كشيده، از سوي كميته انضباطي وقت فدراسيون فوتبال به يك محروميت 6 ماهه از ميادين فوتبال محكوم مي شود.

7- علي گيوه اي و رشيد حسن زاده بيچاره قشر داوران!
ظاهراً داوران امروز فوتبال ايران خيلي نازك نارنجي هستند كه با هر انتقادي از كوره به در مي روند! يك مرور گذرا روي تاريخ درگيريهاي فوتبال كشورمان نشان مي دهد در بسياري از موارد، داوران، قرباني اصلي بوده اند. در يك نمونه ديگر، علي گيوه اي بازيكن تيم فوتبال راه آهن در سال 65 در اعتراض به نحوه داوري رشيد حسن زاده، به سمت اين داور كه مشغول قضاوت مسابقه راه آهن و شاهين بوده حمله مي كند و صورت وي را هدف يك سيلي محكم قرار مي دهد.

8- شاهرخ بياني و ضيا عربشاهي تيكه مي اندازي؟!
روز 17 آذرماه سال 1368، بعد از شهر آورد پرسپوليس و استقلال، يك درگيري معروف بين دو بازيكن از دو تيم به وجود مي آيد كه طي آن شاهرخ بياني به ضيا عربشاهي حمله مي كند. موضوع از اين قرار بوده كه در اين مسابقه، با وجود برتري آبي پوشان، تيم فوتبال پرسپوليس با تك گل رضا عابديان در دقيقه 18، با نتيجه 0-1 برابر رقيب سنتي به برتري مي رسد تا خون آبي ها حسابي به جوش بيايد. در پي اين اتفاق، استقلاليها در حال ترك زمين بودند كه ضيا عربشاهي به سمت شاهرخ بياني مي رود و از سر خوشحالي يك متلك نصيب بازيكن رقيب مي كند. البته شاهرخ هم اين حركت او را بي پاسخ نمي گذارد و با يك ضربه مشت، حركت ضيا را تلافي مي كند!

9- مجتبي محرمي و امير قلعه نويي جنجالي ترين شهر آورد تاريخ
بعد از نزديك به دو سال، در 30 دي ماه 73، دو تيم پرسپوليس و استقلال رو در روي يكديگر ايستادند تا يك شهر آورد ديگر را برگزار كنند. اين بازي كه در يك فضاي كاملاً ملتهب برگزار مي شد، در ابتدا با برتري سرخپوشان همراه شد، اما در اواخر بازي استقلالي ها 2 گل خورده را جبران كردند.
قسمت اما اين بود كه رقابت مذكور سوت پايان نداشته باشد. چند دقيقه به پايان كار، احمد ابهران با اعلام يك خطا در ميانه ميدان بازي را متوقف مي كند، اما مجتبي محرمي و امير قلعه نويي هنگام برداشتن توپ براي شروع مجدد بازي با هم درگير مي شوند كه در اين بين محرمي يك ضربه به صورت قلعه نويي مي زند. اين بازي با هجوم تماشاگران نيمه تمام باقي ماند و كميته انضباطي در نهايت ضمن صادر كردن نتيجه 0-3 براي استقلال، محروميتهاي سنگيني براي ستاره هاي دو تيم درنظر مي گيرد. از اين بازي مي توان با عنوان جنجالي ترين شهرآورد تاريخ فوتبال ايران ياد كرد.

11- علي دايي و رضا شاهرودي در حمايت از هم ولايتي
سال 76 و پيش از آغاز جام جهاني 98 فرانسه، در تمرينات تيم ملي فوتبال، عده اي از بازيكنان به سركردگي رضا شاهرودي به دست انداختن علي اكبر استاد اسدي مشغول مي شوند كه با شدت گرفتن اين موضوع، علي دايي و كريم باقري- دو تن از همبازيان آذري زبان استاد- به حمايت از وي برمي خيزند. در خلال مشاجره اي كه بين اين دو گروه در مي گيرد، علي دايي با يك كشيده محكم، مالديني! را غافلگير مي كند!

12- علي دايي و علي كريمي سيلي سالني تأييد نشده!
اين روايت هرگز توسط هيچ كدام از دو اسطوره فوتبال كشورمان تأييد نشده! اما سال 76 در جريان يك مسابقه فوتبال داخل سالن علي دايي كه با دوستان و برادرانش تيم داده بود، رو در روي تيم علي كريمي قرار مي گيرد. در اين ميان گويا دو، سه فقره «لايي» اساسي از جادوگر، حسابي دايي را كه در اوج شهرت بوده عصباني مي كند كه گفته مي شود اين خشم، دقايقي بعد به بهانه اي در يك سيلي جاري مي شود؛ كشيده اي كه از دستان شهريار به سمت صورت كريمي جاري مي شود! شايد بتوان ريشه اين همه اختلاف نظر كه از سالها پيش در تيم ملي نضج گرفته و روز به روز عميق تر شده را در همين موضوع رديابي كرد. به هر حال اين هم يك احتمال است، اما ما فكر مي كنيم اگر دست تقدير تيمهاي دايي و كريمي را رو در روي هم قرار نمي داد، شايد حالا علي كريمي با تيم ملي مشغول بازگشت از امارات مي بود! باز هم تأكيد مي كنيم كه اين روايت هرگز تأييد نشد.

13- نيما نكيسا و ستار همداني
زد و خورد دراتوبوس!
در سال 77 و در خلال بازيهاي آسيايي بانكوك تايلند، تيم ملي با اتوبوس در حال بازگشت از ورزشگاه بازي با عمان بودند كه بنا به دلايل نامعلوم و فاش نشده، نيما نكيسا به سمت ستار همداني حمله مي كند و او را مورد ضرب و شتم قرار مي دهد.

14- افشين پيرواني و فرهاد مجيدي گاف فاتح سنتي جام اخلاق!
همواره از افشين پيرواني به عنوان يكي از ستاره هاي با اخلاق فوتبال ايران ياد مي شده است، با اين حال اين مدافع شيرازي در جريان فينال جام حذفي سال 78 و در بازي پرسپوليس و استقلال، روي يك ضربه كرنر و در خلال يارگيري «من تو من» با فرهاد مجيدي، ضربه آرنج بدي به صورت فرهاد مجيدي مي زند كه از چشم داور دور مي ماند!

15- پرويز برومند و پايان رأفت
ضربه اي براي خداحافظي هميشگي با فوتبال
پرويز برومند دروازه بان با استعدادي بود كه يك ضربه مشت، تاريخ زندگي اش را تغيير داد! او كه مي توانست به دروازه بان شماره يك تيم ملي تبديل شود، در جريان ديدار 9 دي 1379 دو تيم پرسپوليس و استقلال و در اواخر بازي، با يك ضربه مشت، صورت پايان رأفت، مهاجم پرسپوليس را هدف قرار داد و بازي را به جنجال كشاند. در پي اين اتفاق، كميته انضباطي فدراسيون فوتبال، برومند را با محروميت مواجه كرد و همين ماجرا، مسير فوتبال اين گلر مستعد را تغيير داد.

16- حميد استيلي و ستار همداني جنجال در فرودگاه!
حميد استيلي و ستار همداني مدتها رفقاي گرمابه و گلستان بودند و حتي يك مرتبه استيلي، همداني را از دست هواداران خشمگين پرسپوليس در هنگام بازي دوستانه سرخپوشان با بهمن نجات داده بود. با اين حال شايد كسي گمان نمي كرد كه كمتر از دو سال بعد، كار طرفين به زد و خورد در ملا عام بكشد. ماجرا از اين قرار بود كه كمي پيش از نوروز سال 1380، تيم ملي ايران از فرودگاه مهرآباد عازم نيكوزيا براي برگزاري ديداري دوستانه با قبرس بود كه استيلي و همداني بنا به دلايلي كه هيچ گاه به درستي فاش نشد، با يكديگر درگير شدند؛ چنان كه استيلي كشيده محكمي نثار همداني كرد و اين اتفاق را خيلي ها ديدند. در عين حال راجع به علت درگيري اين دو، شايعات عجيبي به گوش مي رسد كه قابل نگارش نيست!

17- رحمان رضايي و علي بداوي آبروريزي مهيب در چين
دردناكترين نمونه از سيلي هاي رد و بدل شده در فوتبال ايران به كشيده اي مربوط مي شود كه رحمان رضايي در بازي ايران و عمان زير گوش علي بداوي خواباند.
در آن مسابقه بداوي دفاع چپ بود و چندين مرتبه نفوذهاي نافرجامي داشت كه رحمان به خاطر پوشش دادن جاي خالي او به درد سر افتاد. سرانجام بعد از آنكه بداوي همچنان به كار خود ادامه مي داد و با نشنيده گرفتن تذكرات رضايي، حتي به كارت زرد دريافتي او هم وقعي نگذاشت، مدافع مازندراني فوتبال ايران جلوي آن همه چشم و البته دوربين، با يك سيلي آبدار، بداوي را متوجه اشتباههاي فني خود كرد! جالب اينكه داور ايراني الاصل كه داوري بازي را برعهده داشت، از ماجراي مذكور صرف نظر كرد و اين در حالي بود كه قانوناً هر دو نفر بايد با كارت قرمز جريمه مي شدند. جالب تر اينكه برانكو ايوانكوويچ نيز از برخورد پدرانه و دلسوزانه رحمان با بداوي در ميانه ميدان چشم پوشي كرد تا رقم زنندگان اين فاجعه ملي فوتبالي تا آخر تورنمنت در پكن بمانند.

18- محمد پروين و مهرداد اولادي زديمش!
سال 84، در جريان يكي از تمرينات پرسپوليس، محمد پروين و مهرداد اولادي سر يك تكل با هم درگيري لفظي پيدا مي كنند. در اين ميان بچه سلطان با الفاظ ناپسندي به استقبال هم تيمي شمالي اش مي رود و البته اولادي او را بي پاسخ نمي گذارد. مناقشه سر تمرين با وساطت انصاريان خاتمه مي يابد، اما محمد پروين كه ماجرا را به دل گرفته بود، چند تن از مقربان سلطان را كوك مي كند تا مقابل در خروجي ورزشگاه كارگران با اولادي تسويه حساب كنند كه قضيه بيخ پيدا نكرده، انصاريان و رهبري فر بار ديگر موضوع را جمع مي كنند. در اين ميان و بعد از خاتمه موضوع، پروين كه قصد سوار شدن به ماشين انصاريان را داشت (در آن زمان او به سن قانوني اخذ گواهينامه نرسيده بود)، به علي مي گويد: «بريم ديگه، زديمش!» كه اين جمله دستمايه مطبوعات ورزشي صبح روز بعد براي بازتاب دادن موضوع مي شود. جالب ترين نكته در اين ميان مربوط به سكوت مطلق پروين مي شود. سرمربي آن روزهاي پرسپوليس، در شرايطي كه تمام ماجرا را-حداقل در زمين- ديده بود، زبان به دهان مي گيرد و واكنشي نشان نمي دهد تا موجبات حيرت ديگران را فراهم كند. از آن نسل، در حال حاضر هيچكس اعم از كتك خور و كتك زن در پرسپوليس حضور ندارند.

19- صادق درودگر و كاظم محمدي ناگهان كاظم هدايت شد!
ماجراي آن هدايت تاريخي را كه حتماً به ياد داريد! در جريان مسابقات فوتسال قهرماني آسيا در سال 85 در كشور ازبكستان، در حاشيه يكي از بازيهاي ايران صادق درودگر كه نقش سرپرست را ايفا مي كرد به سمت كاظم محمدي كه از زمين اخراج شده بود حركت كرد تا مانع از اعتراض او به كادر داوري شود. در اين بين و در خلال بيرون راندن محمدي، درودگر از زدن يك سيلي نيز مضايقه نمي كند تا يك لحظه تأسف بار براي فوتسال كشورمان ثبت شود. بعدها درودگر در توجيه اين حركت در برنامه زنده تلويزيوني نود اعلام كرد كه قصد هدايت محمدي را داشته است!

20- ناصر شفق و خداداد عزيزي سيلي مشفقانه شفق!
به قيافه شفق نمي آيد كه آدم خشونت طلبي باشد، با اين وصف ماجراي سيلي او به خداداد عزيزي در حاشيه بازي ابومسلم و پاس همدان در ليگ هفتم و از هفته نهم، در استان خراسان بازتابهاي فراواني داشت. گر چه ماجرا هرگز از جانب طرفين تأييد نشد، اما شايعه ها آنقدر جدي بود كه گذر از آن تقريباً غيرممكن به نظر مي رسيد.

  


فدرر دلخوش به گذشته، جوكوويچ پايان باشكوه ؛كوالالامپور و ماكائو، ايستگاههاي آخر 2008

 

سال 2008 براي راجر فدرر بد شروع شد. شكست در اوپن استراليا نقطه آغاز اين سال بديمن بود و البته بدتر از آن هم خاتمه يافت. دردهاي پياپي كمر و حذف از رقابتهاي مسترز، آخرين فريمها از نمايش مرد سوئيسي در عرصه رقابتهاي مختلف بود.
مرد شماره يك سابق تنيس دنيا كه در اين سال فقط قهرماني در مسابقات اوپن آمريكا را به كلكسيون پرافتخار خود اضافه كرد، بعد از پايان رقابتهاي مسترز شانگهاي فرصت كمي استراحت را دارد تا با شروع سال جديد ميلادي براي جبران شكستها و ناكاميهاي 2008 دورخيز تازه اي را شروع كند.
تنيسور 27 ساله اهل بازل، البته هنوز راكتهايش را به زمين نگذاشته است. او اين هفته درچند مسابقه نمايشي در كوالالامپور و ماكائو شركت خواهد كرد. همان جايي كه سال قبل فدرر مقابل پيت سمپراس اسطوره گرند اسلمهاي بزرگ دنيا قرار گرفت.
امسال سمپراس حريف او نخواهد بود و در عوض جان مك انرو آمريكايي و بيون بورگ سوئدي و جيمز بليك مقابل فدرر قرار خواهند گرفت. قرار است در كوالالامپور يك ست بورگ و مك انرو با هم بازي كنند و سپس بليك و فدرر يك ست مقابل هم بايستند.
در نهايت قراراست در بازي دونفره زوج فدرر و بورگ، مقابل مك انرو و بليك براي تماشاگران هنرنمايي كنند. فدرر قبل از شركت در اين مسابقات گفته كه درد كمرش نسبت به روزهاي گذشته خيلي بهتر شده و فكر نمي كند كه براي بازي كردن در كوالالامپور و ماكائو مشكلي داشته باشد. «من خيلي دوست دارم در اين مسابقات حضور داشته باشم.
البته فدرر تأكيد كرد كه در سالهاي آينده ديگر در اين بازيها شركت نخواهد داشت، چرا كه شايد حضور در اين مسابقات حساب بانكي تنيسورها را چند برابر قويتر كند، اما رقابتهاي خسته كننده اي هستند و از نظر تمريني هم مناسب نيستند.

بهار و زمستان شيرين جوكوويچ
اما اگر فدررسال 2008 را از نظر نتيجه گيري در رقابتهاي مختلف به بدترين شكل ممكن به پايان مي رساند، براي نواك جوكوويچ همه چيز برعكس تنيسور سوئيس پيش مي رود.
جوكوويچ سال 2008 را با پيروزي در اوپن استراليا شروع كرد و با قهرماني در مسترز شانگهاي به پايان رساند.
در رقابتهاي چين برترين تنيسورهاي اين فصل تنيس جهان مقابل يكديگر صف آرايي كرده بودند و جوكوويچ در نهايت با عبور از همه حريفان جدي خود به مقام قهرماني دست يافت. تنيسور صربستاني در فينال مقابل داويدنكو قرار گرفت.
مرد شماره سه تنيس دنيا حالا تهديدي جدي براي راجر فدرر محسوب مي شود. جوكوويچ 21 ساله اهل بلگراد، در ست اول داويدنكو را علناً مقهور قدرت غيرقابل مهار خويش كرد. كسي كه اندي موراي را در نيمه نهايي شكست داده بود ست دوم بازي را نسبتاً برابر پيش برد و حتي تا آستانه گرفتن اين ست هم پيش رفت، اما قرار نبود ست سومي رخ دهد.
جوكوويچ حتي يك لحظه هم تمركزش را از دست نداد و با حساب 7-5 اين ست را هم به نفع خود تمام كرد. بعد از رقابتهاي ملبورن و دو مسترز در اينديانا ولز و رم، كلكسيون قهرمانيهاي او با پيروزي در شانگهاي غني تر شد. او حالا بعد از راجرر فدرر سوئيسي قرار گرفته كه قهرمان دو دوره آخر مسترز بوده و در سالهاي 2003 و 2004 هم اين تورنمنت را فتح كرده بود، اما نتوانسته به ركورد لندل و سمپراس كه هركدام پنج بار متوالي قهرمان اين تورنمنت شده بودند، دست پيدا كند. سال 2009 مسترز كاپ از چين به لندن خواهد رفت و به مدت پنج سال در اين شهر انجام خواهد شد.

غيبت بزرگ نادال در انتهاي بهترين سال عمرش
رافائل نادال مرد شماره يك تنيس جهان كه سال 2008 را با قهرماني المپيك و قهرماني در دو گرند اسلم فرانسه و ويمبلدون پشت سرگذاشت، در بزرگترين همايش پايان فصل تنيس دنيا كه فينال رقابتهاي جام ديويس خواهد بود، حضور نخواهد داشت.
نادال با اشاره به فينال جام ديويس كه از روز جمعه در مار دل پلاتاي آرژانتين آغاز خواهد شد، گفت: آرژانتين يكي از تيمهاي مدعي قهرماني است، اما درعين حال اسپانيا هم تيم بسيار قوي و خوبي است. متأسفم كه شانس شركت در اين رقابتها را ازدست دادم، اما به نظر من، اسپانيا تيم بسيار قدرتمندي است و بازيكنان بزرگي را در اختيار دارد كه حداكثر تلاش خود براي رسيدن به قهرماني را به كار خواهند گرفت.
تنيسور جوان اسپانيايي در گفتگو با سايت اينترنتي اينفوبائه آرژانتين در رابطه بارويارويي اسپانيا با آرژانتين در فينال اين رقابتها گفت: رويارويي با آرژانتين هميشه بسيار سخت است، چرا كه آرژانتين تيم بسيار بزرگي است كه بازيكنان قدرتمندي را در اختيار دارد و حضور در اين رقابتها به عنوان تيم ميهمان به عنوان يك امتياز منفي براي هر تيم به شمار مي رود، اما در حال حاضر نمي توانم تيم قهرمان اين رقابتها را پيش بيني كنم، چرا كه رقابتها كاملاً پاياپاي دنبال خواهد شد.
او در ادامه از ديويد نعلبنديان و خوان مارتين دل پوترو به عنوان سرسخت ترين تنيسورهاي آرژانتين نام برده و آنها را حريفان جدي هموطنانش دانست.
نادال با ارزيابي عملكرد فردي خود در سال 2008، گفت: فكر مي كنم امسال از نظر ورزشي، بهترين سال زندگي ام بود، چرا كه توانستم در همه رقابتها موفق ظاهر شوم و چقدر حيف شد كه در آخرين رقابت مهم امسال، مصدوميت زانو اين اجازه را به من نداد كه روانه ميدان شوم و در جام ديويس، بازي كنم. اگر مي توانستم اين كار را بكنم، سال فوق العاده اي را به پايان مي بردم. اكنون سعي مي كنم تا به مصدوميتم فكر نكنم و مثبت انديش باشم. پيش از اين هم به مصدوميتهايي برخورده بودم و اين بار زانويم برايم مشكل ساز شد، اما ترجيح مي دهم به اين مسائل فكر نكنم و به بازگشت سريعم به ميادين بينديشم.

  


اپيدمي جديد در ورزش دنيا ؛كلك و حقه به قيمت بي آبرويي!

 

از مهاجماني كه با قرارگرفتن در ديوار يك خط دفاعي با كمي پايين آوردن شورتهاي ورزشي خود تلاش مي كنند ديد دروازه بان حريف را موقع نواختن ضربه ايستگاهي مسدود كنند تا آنهايي كه با كم باد كردن توپ فوتبال آمريكايي و انواع و اقسام حقه هاي ديگر سعي در فريب دادن يار مقابل خود دارند، همگي تنها يك هدف را جستجو مي كنند و آن كسب پيروزي است.
وقتي كه تواناييهاي فردي و تكنيكي بازيكنان تيمهاي ورزشي كافي به نظر نمي رسد، آنگاه چاره اي جز متوسل شدن به حقه و كلك زدن نيست. در خيلي از لحظات يك مسابقه، راههايي ناباورانه اي وجود دارند كه مي توانند گره يك مسابقه را بازكنند و اگر بازي جوانمردانه در اين مواقع زير سؤال مي رود، چاره اي نيست.
به سختي مي توان بين يك استراتژي بسيار ماهرانه و همراه با نبوغ فراوان و زرنگي و حقه بازي درلحظه اي كه يك بازيكن در زمين فوتبال شورت ورزشي اش را كمي پايين مي آورد تا ديد دروازه بان حريف را مسدود كند، تفاوت را تشخيص داد.
اين اتفاقي است كه اين هفته در جريان ديدار كاتانيا مقابل تورينو از سري رقابتهاي سري A رخ داد و سر و صداي زيادي در محافل ورزشي دنيا به پا كرد. بازيكنان تيم سيسيلي يك تاكتيك عجيب موقع نواختن ضربه ايستگاهي اتخاذ كردند. اول اينكه يك ديوار دفاعي چند نفره و دوجداره براي ايجاد مشكل در خط دفاع حريف تشكيل دادند و سپس ضربه نهايي را بر پيكر تيم مقابل وارد آوردند. پلازماتي مهاجم بلندقامت كاتانيا كمي شورت ورزشي را پايين تر از كمر كشيد تا ديد ماتئو سرني را محدود كند. مأموريت كاتانيا با موفقيت انجام شد براي اينكه توپ شليك شده از سوي ماسكارا درون دروازه تورينو جاي گرفت.
در انتهاي بازي مسؤولان باشگاه كاتانيا ضمن دفاع از عملكرد بازيكن خود مي گفتند كه اين حركت غيرقانوني نبوده و اينها تدابيري است كه مربي در تمرينات اتخاذ مي كند. هدف مسدود كردن ديد دروازه بان است و بس. اين زرنگي و حقه بازي نيست. هركس شيوه كار خودش را دارد. داور اگر لازم مي دانست، اين حركت را خطا اعلام مي كرد.
كولينا رئيس كميته داوران ايتاليا اين حركت تيم كاتانيا را غيرورزشي دانست و آن را خلاف قوانيني كه فيفا تعيين كرده، اعلام كرد و اما اين اقدام بازيكنان كاتانيا تنها نمونه حقه بازي درميادين ورزشي براي دستيابي به يك هدف مطلوب نيست.
در ورزشهاي مختلف آمريكايي به خصوص راگبي و بيسبال انجام اين كلكها بسيار متداول است و بازيكنان تيمها به هر روشي براي گيج كردن حريف متوسل مي شوند. اگر برخي مواقع اين قبيل حركات خنده و استهزاي تماشاگران روي سكوها را به همراه دارد، در بعضي جاها به هيج وجه به مذاق كسي خوش نمي آيد و اعتراض و انتقاد را هم باعث مي شود.
سال قبل الكس رودريگس ستاره نيويورك يانكي به خاطر يك صحنه عجيب سر و صداهاي زيادي در آمريكا به پا كرد. او در حالي كه تيم حريف با حساب 10-5 از نيويورك جلوتر بود، در گوش يار مستقيمش جيغ كشيد، حواس او را پرت كرد و از آن صحنه يك امتياز حساس به نفع تيمش گرفت. معلوم نيست كه آيا گران قيمت ترين بازيكن ليگ بيسبال آمريكا در گوش حريفش چه گفته، اما آنچه مسلم است كه حقه او به بهترين شكل ممكن جواب داد و خودش اولين كسي بود كه به اين موضوع اعتراف كرد.

  


شكيل اونيل، كوبي برايانت؛زوج رؤيايي غيرممكن

 

دانيال صدقي

شكيل اونيل ستاره بسكتبال آمريكا در مورد گذشته خود در لوس آنجلس ليكرز حقايق جالبي رابرملا كرده است.
اونيل روزهاي همزيستي با كوبي برايانت پديده امروز ليكرز را به شكلي متفاوت به ياد مي آورد.
اونيل گفته، آن روزها بين دوستاره لوس آنجلس هرگز مشكل بزرگي پيش نمي آمد براي اينكه فيل جكسون در نقش يك مربي هميشه همه چيز را تحت كنترل داشت تا اين تيم ويران كننده ترين زوج تاريخ باشگاه خود را دراختيار داشته باشد.
اونيل در گفتگويي مفصل با «ساكرامنتو بي»، بزرگترين ارگان رسانه اي شهر شمالي كاليفرنيا از پشت پرده آخرين روزهاي حضورش در ليكرز با كوبي برايانت حرف زده و نقش نفر سومي به نام فيل جكسون مربي اين تيم را در شكل گيري يك رابطه سخت و غيرممكن مهم دانسته است.
بعد از اينكه دوران «شك، كوبي، پيتون، مالون» به بدترين شكل ممكن در سال 2004 با شكست زرد و قرمزها در فينال NBA پايان يافت، اونيل بعد از يك سري دعواهاي تمام نشدني با برايانت، راه شرق را در پيش گرفت و به فلوريدا و ميامي بازگشت تا دو سال بعد در سال 2006 با اين تيم به افتخار دست يابد، اما سؤالي كه در اين سالها براي همه مطرح بود اين است كه آيا واقعاًرختكن لوس آنجلس ليكرز در آن زمان هميشه صحنه درگيريهاي اين دو بود؟
شكيل اونيل مي گويد كه همه چيز با مهارت خاص فيل جكسون كنترل مي شد. شك و كوبي بدين ترتيب همواره به يكديگر به طور متقابل احترام مي گذاشتند.
من و برايانت هرگز با هم مشكلي نداشتيم. هردونفر ما فقط خيلي ادعا مي كرديم. من يك چيزي مي گفتم و او هم براي جواب دادن چيز ديگري مي گفت، اما در مجموع فكر مي كنم كه فيل جكسون اين شرايط را به خوبي تحت كنترل داشت. در چهارسالي كه در ليكرز بودم، او هرگز ما دو نفر را به اتاقش صدا نكرد تا از ما بخواهد به اين تئاترهاي روزانه خود پايان دهيم و دهانمان را ببنديم. او مي دانست كه اگرقرار بود روز بعد هركدام از ما چيز عجيبي راجع به رابطه مان در روزنامه ها بخوانيم، با انگيزه بيشتري براي بازي و پيروزي به ميدان مي رفتيم. فكر مي كنم كه جكسون واقعاً به خوبي اين شرايط را كنترل مي كرد، اما نتايج اين همه اختلاف نظر ميان كوبي و شك چه بود؟ به ما خيلي خوش مي گذشت. بايد اعتراف كنم كه با يادآوري آن روزها مي فهمم كه من واقعاً آن دوران كيف مي كردم. همه راجع به ما دونفر صحبت مي كردند و هرحرفي كه ما مي زديم، ممكن بود جنجال به پا كند. همه در لوس آنجلس از هم مي پرسيدند: «كوبي چه گفت؟» «شك چي جواب داد؟» براي همين در جريان بازي هريك از ما تلاش مي كرد از ديگري پيشي بگيرد و بهتر بازي كند و بيشتر بدرخشد، اما در زمين بازي هرگز با هم برخوردي نداشتيم. براي همين همه از ما به عنوان ويران كننده ترين و مهيج ترين زوج تاريخ بسكتبال حرف مي زدند. من نمي دانم زوج مجيك جانسون با عبدالجبار چند بار قهرمان شدند و اهميتي هم ندارد. بهترين ليكرز تمام دوران ما بوديم و من اين را به همه تضمين مي دهم. اما شكيل اونيل در عين حال احتمال حضور دوباره در لوس آنجلس را در كنار كوبي برايانت بعد از پايان قراردادش با فنيكس در پايان فصل منتفي مي داند: من از آن تيپ بازيكناني نيستم كه بتوانند نقش دوم را در يك تيم قبول كنند. نمي توانم از روي نيمكت بلند شوم و فقط 15 دقيقه بازي كنم. مي خواهم مثل مايكل جوردن در اوج كناره گيري كنم. من حتي ديگر در لوس آنجلس خانه هم ندارم.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com