صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ويژه نامه پرونده
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 2آذر ماه 1387

[ ويژه نامه پرونده ]
 * مشاور دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر از سوغات «ناتو» مي گويد؛
70 كيلومتر ديوار بتني در برابر سوداگران مرگ
 * دردسر همسايه از زبان استاندار
 * ارزيابي دادستان از مبارزه با مواد مخدر؛ طناب دار به تنهايي چاره كار نيست
 * تاوان بي مسؤوليتي همسايه ها
 * مواد مخدر و چالشهاي پيش رو
 * صاحبنظران با تشريح اهميت انسداد مرز مطرح كردند ؛
قاچاق پيامد بيكاري مرزنشينان
 * گفتگو با مردي كه در زندان خلافكار حرفه اي شد ؛كمكم كنيد تا پاك بمانم
 * معاون شوراي هماهنگي مبارزه با موادمخدر از حربه دشمنان مي گويد؛
سايه شوم هلال ترانزيت مرگ
 * رئيس پليس مبارزه با موادمخدر از تغيير تاكتيك مي گويد؛
محموله هاي بزرگ حالا كوله پشتي شده اند
 * تجارت سياه
 * تولدي دوباره از زبان بيماران ؛ سر اين منقل «ابليس» نشسته است
 * سندي براي كاهش جمعيت معتادان
 * محكومان به اعدام از روزهاي سياه مي گويند؛ ضيافت مرگ!
 * در گفتگو با فرماندهان نيروي انتظامي و نماينده مردم مشهد بررسي شد؛
پول، چالش بزرگ انسداد مرزهاي شرقي
 * غفلت آموزش و پرورش
 * مدير زندان مركزي مشهد: فقرزدايي كنيد ريشه قاچاق خشك مي شود

مشاور دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر از سوغات «ناتو» مي گويد؛
70 كيلومتر ديوار بتني در برابر سوداگران مرگ

 

* محمود زنجاني

مشاور دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر از آماده سازي 70 كيلومتر ديوار بتني در مرزهاي شرقي براي مبارزه با مواد مخدر خبر داد.




دكتر محمدصادق فتح اللهي در اين باره مي گويد: سازمانهاي بين المللي سال گذشته براي مبارزه با مواد مخدر حدود 600 هزار دلار به ايران دادند در حالي كه فقط نيروي انتظامي 600 ميليون دلار در اين ارتباط هزينه كرده است و اين كمكها قابل مقايسه با هزينه اي كه جمهوري اسلامي صرف مبارزه با موادمخدر مي كند نيست.
وي افزود: فقط امسال 70 كيلومتر ديوار بتني براي بستن مرزها آماده مي شود و علاوه بر اين برجكهاي ديده باني ديد به ديد، كانال كشي، مقابله هاي نظامي، برنامه هاي امنيتي، درگيريها و شهادتها همه و همه ايران را به عنوان پيش قراول مبارزه با مواد مخدر در دنيا مطرح كرده است.

* تهديد جهاني
وي گفت: پديده مواد مخدر يك تهديد جهاني به شمار مي رود و مافياي مواد مخدر با درآمد هنگفت از طريق توليد و توزيع مواد مخدر حاضر به گذشت از اين سود باد آورده نيست.






وي تصريح مي كند: براي مبارزه با اين معضل بايد خيرين و نيروهاي مردمي به كمك جامعه بشتابند و با كمك به افراد معتاد كه در منجلاب موادمخدر گرفتار شده اند، از ابتلاي ساير اعضاي خانواده اين افراد به مواد افيوني جلوگيري كنند.
دكتر فتحاللهي ضمن هشدار به خانواده ها گفت: مافياي مواد مخدر امروزه به دنبال تغيير الگوهاي مصرف است و اين تغيير هم بازارهاي جديد برايشان ايجاد و هم شيوه هاي مقابله را با چالش مواجه مي كند زيرا سيستمهاي پليسي دنيا مرتب با شگردهاي جديد روبرو مي شوند و معمولاً نمي توانند زود به زود راهبردها و تاكتيكهاي خودشان را تغيير بدهند در حالي كه سيستم مافيايي با تغيير الگوهاي مصرف سريع، ساز و كارهاي خودش را تغيير مي دهد.
وي گفت: اين يك شگرد جهاني است و تنها خاص ايران طراحي نشده ولي ما به عنوان كشوري كه در معرض ترانزيت مواد مخدر هستيم از اين مسأله آسيب مي بينيم.

* سوغات نيروهاي نات
ووي افزود: پس از حضور نيروهاي ناتو در افغانستان توليد مواد مخدر از 200 تن در سال هم اكنون به هشت هزار و 200 تن رسيده آن هم در سالي كه اين كشور دچار خشكسالي است در غيراين صورت توليد مواد مخدر از اين مقدار هم بيشتر مي شد.
فوي تصريح كرد: ولي بايد به خانواده ها هشدار دهيم كه مواد مخدر جديد ويژگيهاي خاصي دارد و امروزه زمان مصرف اين مواد كوتاهتر شده، ابزار مصرف آنها كوتاهتر شده، طبقه اجتماعي خاصي را نمي شناسد و به همه گروههاي جامعه رخنه پيدا مي كند و آسيب آن اين است كه خانواده ها را ديرتر متوجه اعتياد فرزند خود مي نمايد.
وي ادامه داد: بنا به يك خلاء فرهنگي كه معمولاً خانواده ايراد يك عضو خود را از ديگران پنهان مي كند باعث شده متوسط اشراف خانواده به مصرف مواد مخدر از سوي يك عضو آن به ميانگين 5 سال برسد و اين زمان بسيار طولاني است، بنابراين آنچه براي ما مهم است كيفيت آشنايي خانواده ها با اين آسيبها است، زيرا هر چه آشنايي خانواده و قابليت آن در شناخت اين موارد و آسيب آنها بالا برود، مي توانيم به جهت گيري و مقابله خانواده با مواد مخدر اميدوارتر بشويم.

* هشدار به خانواده ها
وي گفت: خانواده ها مي توانند با علايمي مانند تغيير ساعت خواب فرزندان، تغيير رفتارهاي عادي روزانه، پرخاشگري و يا تغيير رنگ سفيدي چشم و يا بررسي علايم ديگر به موضوع مشكوك شده و رفتار فرزندان خود را تحت كنترل قرار دهند.
مشاور دبيركل ستاد مبارزه با موادمخدر گفت: ما بايد به جاي اين كه بر سر ارائه آمار در بين سازمانها اختلاف را تشديد بكنيم، براساس مطالعات جامع ملي «Rsi» نقطه مشتركي مي گيريم و روي خطر ابتلا و آسيبهاي جدي نسل جوان تمركز كرده ايم كه كم اطلاعي، كمي مهارت و آموزش، اشراف نداشتن والدين، همراهي نكردن و تشريك مساعي نداشتن در حوزه مقابله، اهميت بيشتري از آمار كمي دارد.
در اين راستا بنابر آمار رسمي يك ميليون و 200 هزار نفر معتاد و 800 هزار نفر معتاد تفنني داريم.

* نقشه راه
دكتر فتح اللهي خاطرنشان كرد: نقشه راه براي مقابله با موادمخدر بر مبناي دستور مقام معظم رهبري به دستگاههاي درگير با بحث موادمخدر و گسترش مشاركت مردمي با محوريت خانواده است و چون ما تجربه كرديم كه هر جا نيروي معنوي جامعه براي حل معضلات وارد كار شده اند، همانند جنگ تحميلي پيروزي نصيب ما شده است در اين بحث هم اولويت ما حضور مردم در چهار عرصه پيشگيري، مقابله، درمان و حمايت اجتماعي است.
وي گفت: اعتياد به مثابه يك بيماري است كه دائماً احتمال عود دارد و اگر مورد حمايت، مداوا و پيگيري مستمر نباشد خطر عود آن بالاست و از اين حيث مي گوييم اگر چه اعتياد عمل ناپسندي است اما كمك به معتاد به مثابه كمك به يك انسان، از شعاير ديني و ارزشهاي اجتماعي ماست.
وي ادامه داد: اگر جامعه فرد معتاد را پذيرش داشته باشد امكان عود اعتياد او در فضاي اجتماعي بسيار درصد پاييني دارد. معتاد وقتي اميدش را از دست مي دهد كه تنهاست و معتاداني كه در قالب گروههاي اجتماعي درمان مي شوند شانس بقايشان بسيار بالاست. ما معتاداني داريم كه بيش از دو دهه است ترك كرده و بازگشتي نداشته اند.
مشاور دبيركل ستاد مبارزه با موادمخدر در امور جوانان و مسؤول ساماندهي تشكلهاي مردم نهاد در پاسخ به اين سؤال كه در مورد هزينه بالاي ترك موادمخدر براي يك معتاد كه همه چيز خود را از دست داده چه راهكاري داريد، گفت: بالا بودن هزينه هاي درماني را قبول داريم و ستاد براي پيشگيري نيز هزينه مي كند، شربت ترياك، متادون، توزيع سرنگ و امكاناتي از اين قبيل كه در جامعه وارد مي شود به نوعي يارانه اي است كه جامعه به بهاي دريافت سلامتي اش بايد پرداخت كند.

* وظيفه جامعه
وي ادامه داد: در قانون جامع مبارزه با مواد مخدر كه فعلاً در مجمع تشخيص مصلحت نظام در دست بازنويسي و اصلاح است تكاليف دستگاهها براي ورود در اين عرصه و حمايت از تشكلهاي مردمي و وظايف دستگاهها ديده شده و اساساً دولت خودش را در اين حمايت مكلف مي داند.
ما تشكلهايي داريم با آمار بالاي چند هزار نفر بهبودي، كه اينها را افراد خير و نوعدوست و دستگاههاي دولتي حمايت مي كنند زيرا معتاد وقتي همه چيز را از بين برده و سوزانده در نااميدي تمام به فكر بهبودي مي افتد. در اين مسير برخي خانواده ها، تشكلها، خيرين و دستگاههاي دولتي مساعدت مي كنند و به بخش خصوصي كمك مي كنيم كه وارد اين مقوله شود چون براي بخش خصوصي هم مقرون به صرفه است.وي گفت: اتكاي اصلي ما روي ورود «NGO» (سمن ها) و تشكلهاست. اگر چه تشكلها نهاد خصوصي غيردولتي هستند اما چون مردمي و غيرانتفاعي اند و نگاهشان اقتصادي نيست با كمترين هزينه بهترين بازدهي را دارند. جالب است، بدانيد 73 درصد بهبوديها و فعاليتهاي اثرگذار كيفي ما ناشي از فعاليت سازمانهاي مردم نهاد است كه نشانگر ظرفيت بالاي سازمانهاي مردم نهاد است.
وي در مورد كمكهاي مالي به سازمانهاي مردم نهاد گفت: دفتر ما از طريق ستاد و بودجه دستگاههاي دولتي مانند بهزيستي، وزارت بهداشت و درمان، نيروي انتظامي، و شهرداريها كه بودجه مستقل دارند سرمايه گذاري مي كند و بخشي از اين سرمايه گذاري توسط دفتر ستاد مبارزه با مواد مخدر صورت مي گيرد كه بخشي از هزينه تشكلها را ما پرداخت مي كنيم و رقم آن متناسب با حجم تهديد در سالهاي بعد افزايش مي يابد و بايد نهادهاي قانونگذاري متناسب با حجم تهديد، تشكلهاي مردمي را ياري كنند.

* حكايت موادمخدرصنعتي
وي ادامه داد: مواد مخدر صنعتي جديد وقتي وارد بازار مي شوند توسط ستاد و دستگاههاي مجري مقابله مورد آزمايش و تشخيص قرار مي گيرند و بسياري از اين ها حتي براي افراد متخصص تشخيص آنها مشكل است. اين مواد به شكل قرصهايي با ظاهر عادي وارد مي شوند كه براي مردم عادي تشخيص آنها بسيار سخت است.
وي خاطرنشان كرد: ما روز به روز بايد مهارتمان را در اين زمينه بيشتر كنيم زيرا مواد مخدر صنعتي براي تغيير الگوي مصرف و سودآوري و نيز براي ناكارآمد كردن جريان مقابله، مرتب به روز مي شوند، بنابراين نيروهاي مقابله بايد دائماً خودشان را به روز كنند تا بتوانند اطلاع رساني و مقابله نمايند.

  


دردسر همسايه از زبان استاندار

 

استاندار خراسان رضوي گفت: تأمين حقوق مردم، وظيفه اي بر دوش حكومت است.محمدجواد محمدي زاده افزود: وظيفه ذاتي نيروي



انتظامي تأمين امنيت جامعه است.وي با اشاره به تعريف 100 فعاليت براي نيروي انتظامي خاطرنشان كرد: نيروي انتظامي كه جزو معدود دستگاه هاي پيش قراول خدمت و تلاش است، بالاترين و متنوع ترين وظايف را دارد. محمدي زاده با مهم دانستن مقوله امنيت در جامعه افزود: امنيت به عنوان يك شاخص توسعه پايدار، ملاك ارزيابي و كارآمدي هر نظامي است.وي ادامه داد: امنيت با ابعاد گسترده آن براي نظام و كشور حيثيتي است كه نبود آن اشكال جدي براي نظام محسوب مي شود.
نماينده عالي دولت در خراسان رضوي خاطرنشان كرد: در صورت نبود امنيت، وضعيت جامعه مخدوش مي شود و هيچ فعاليتي در سرمايه گذاري، رشد و توسعه انجام نمي شود.وي با اشاره به اقدامات مناسب نيروي انتظامي در سالهاي اخير گفت: اقدامات قابل توجهي توسط نيروي انتظامي از جمله نگاه علمي به حوزه امنيت، مشاركت مردم و استفاده از فناوري انجام شده است.وي ادامه داد: پليس در سالهاي اخير، مشاركت مردم در امنيت را در دستور كار قرار داده است، به طوري كه طرح موضوع مشاركت مردم در فعاليتهاي نيروي انتظامي باعث شده است كه مردم پليس را خدمتگزار و پاسخگوي مطالبات خود در زمينه امنيت بدانند.
وي افزود: نيروي انتظامي فناوري روز و مدرن را براي برقراري امنيت در دستور كار قرار داده است.وي با اشاره به همسايگي خراسان رضوي با افغانستان گفت: استان خراسان رضوي با كشورهايي از جمله افغانستان به عنوان كشور داراي التهابات از جمله قاچاق مواد مخدر، قاچاق انسان و اشرار، مرز مشترك دارد كه لزوم توجه به امنيت اين استان را نشان مي دهد.وي افزود: دولت افغانستان دولتي مردمي است، ولي التهابات ايجاد شده به دليل حضور نيروي بيگانه بويژه استكبار جهاني است.

  


ارزيابي دادستان از مبارزه با مواد مخدر؛ طناب دار به تنهايي چاره كار نيست

 

اشاره: زنگ خطر افزايش مصرف مواد مخدردر كشور به صدا در آمده است. افزايش توليد مواد مخدر در كشور همسايه افغانستان،





ضرورت برخورد با ترانزيت، توزيع و مصرف آن را در كشور دو چندان مي كند.
بايد بپذيريم يكي از ناهنجاريهاي جدي در كشور ما كه تعداد زيادي از هموطنانمان بويژه جوانان را مبتلا كرده، موضوع مواد مخدر است. اين ابتلا، از ورود مواد به كشور اسلامي مان آغازو به حمل و نقل، نگهداري، فروش و مصرف انواع مواد مخدر ختم مي شود.به واقع، اگر بخواهيم عمق آثار مخرب مواد مخدر در كشور را بررسي كنيم، بايد از زاويه ديگري به آن بنگريم. تعداد افرادي كه به اين بلاي خانمانسوز گرفتار شده اند، نوع صدماتي كه به اين افراد و بويژه خانواده آنان وارد شده و يا آثار سويي كه مواد مخدر بر اقتصاد كشورمان مي گذارد و اين كه از هر زاويه اي كه به اين موضوع بنگريم، چشم انداز وحشتناكي پيش روي ما قرار مي گيرد.با اين حال و به زعم بسياري از صاحب نظران، برخورد با اين پديده چنان كه بايد قوي نبوده است. گواه اين مدعا، تعداد افراد معتاد موجود در كشور و كلينيكهاي مجاز و غير مجاز ترك اعتياد و فراواني فروشندگان خرد و كلان مواد مخدر است.در اين بين، مناطقي بيش از همه در معرض صدمات افيوني مواد مخدر قرار مي گيرند كه به مرزهاي شرقي كشور نزديكتر باشند. خراسان رضوي از جمله استانهايي است كه قربانيان زيادي را در اين راه داده است.جالب است بدانيد، در هفت ماهه سال جاري حدود 8هزار نفر در ارتباط با قاچاق مواد مخدر در خراسان رضوي دستگير شده اند و جالب تر اين كه در اين مدت بيش از 33 تن انواع مواد مخدر نيز دراستان كشف شده است.دستگاه قضايي اكنون با يك معتاد برخورد كيفري نمي كند و او را يك بيمار مي داند، و اين در حالي است كه درصد بالايي از سرقتها توسط همين افراد معتاد انجام مي شود. از سويي، 30 تا 40 درصد فوتهاي مشكوك در استان ناشي از سوء مصرف مواد مخدر است و خانواده هاي زيادي درگير اين بلاي خانمانسوز هستند.در اين خصوص و براي اين كه فرايند ترانزيت، توزيع و مصرف مواد مخدر را مورد بررسي دقيق قرار دهيم واين كه دستگاه قضايي براي مقابله با آن چه تمهيداتي را اتخاذ كرده، با غلامحسين اسماعيلي دادستان عمومي و انقلاب مشهد گفتگو كرده ايم. حاصل گفتگوي دو ساعته قدس با دادستان مشهد را بخوانيد.
* به نظر شما، اگرايران با افغانستان هم مرز نبود، اكنون چه وضعيتي داشت؟
من آرزو نمي كنم افغانستان هم مرز كشور ما نباشد، بلكه بهتر بود اين كشور چنين وضعيتي نداشت.
متأسفانه تفكر، حاكميت و انديشه اين كشور بر مردم ما سايه افكنده و زمينه ساز مشكلات جدي شده است. اي كاش افغانستان به عنوان يك كشور اسلامي نه براي خودش و نه براي همسايگانش اين مشكلات را به وجود نمي آورد.
اگر فاصله كشور ما با كانون توليد مواد مخدر طولاني تر بود، به طور قطع با مشكلات كمتري مواجه بوديم. از جمله اين كه مصرف مواد مخدر به حد اقل ممكن مي رسيد و عوارض ناشي از آن كاهش مي يافت.
اكنون دستگاه قضايي به واسطه حمل و نقل و جابجايي مواد مخدر به ناچار پرونده تشكيل مي دهد و مجازاتهاي قانوني از جمله جريمه، حبس و اعدام را در نظر مي گيرد و اين مسأله مي توانست اصلا نباشد. فراواني ترانزيت مواد مخدر باعث شده تا مجازاتهاي سنگين مثل اعدام در نظر گرفته شود.از سويي، بسياري از پيشرفتها در عرصه هاي فرهنگي، اجتماعي، علمي و صنعتي در هر كشوري توسط انسانهاي سالم انجام مي شود؛ بنابراين مي توانستيم از معتاداني كه اكنون به عنوان يك موجود بي خاصيت وبال گردن جامعه شده اند، به خوبي استفاده كنيم. اكنون، بخشي از جامعه جوان كشور به دليل اعتياد از گردونه كار و تلاش خارج شده اند.مبارزه با مواد مخدر هزينه هاي زيادي را براي كشور ما در پي داشته است كه از آن جمله مي توان به جوانان برومندي كه در اين راه به شهادت رسيده اند، اشاره كرد. اگر بحث مبارزه با مواد مخدر نبود، اكنون از وجود گرانقدرشان بهره مند بوديم.
با ديدن يك جوان معتاد، چه احساسي به شما دست مي دهد؟
شايد بدترين احساس به من دست دهد. احساسي كه آميخته است از توجه به بسياري از متوليان امر كه در اين راه كوتاهي كرده اند و ترحم و دلسوزي نسبت به فردي كه مي توانست براي جامعه اش مفيد باشد، ولي بر اثر سهل انگاري، امروز هم خودش گرفتار شده و هم اطرافيانش را درگير اين معضل كرده است.
چه احساسي نسبت به يك قاچاقچي مواد مخدر داريد؟
احساس نسبت به يك قاچاقچي كاملا متفاوت است؛ چه كسي كه به صورت حرفه اي به اين كار مي پردازد و چه كسي كه ادعا مي كند بر اثر استيصال و براي تأمين معاش زندگي ناچار شده اين كار را انجام دهد تا دستمزدي بگيرد. در هريك از اين دو حالت، او را يك انسان مضر به حال جامعه و انساني كه از هر گونه عاطفه انساني به دور است، مي بينم.
يك قاچاقچي از اراذل و اوباشي كه براي پول دست به چاقو مي برد و آدم مي كشد كمتر نيست، بلكه به نظر من خطرناك تر هم هست. اراذل و اوباش فقط يك هدف دارند، در حالي كه جامعه، هدف قاچاقچيان بسيار گسترده تر است. او پس از توزيع مواد مخدر نمي بيند كه چه بر سر انسانها مي آورد و يك كيلو كراك يا كريستال چند نفر را به خاك سياه مي نشاند.
خانواده اي را كه يكي از اعضاي خانواده اش معتاد است، چگونه به تصوير مي كشيد؟
آنان انسانهايي هستند كه به واقع بدون داشتن هيچ گناه، تقصير و كوتاهي مورد ظلم و ستم و سرشكستگي قرار گرفته اند و بايد تاوان كوتاهي يكي از اعضاي خانواده را بپردازند.زياد ديده ام دختران جواني كه در سنين تشكيل خانواده هستند و صرفاً به جهت اعتياد پدر و يا يكي از اعضاي خانواده شان، كسي به خواستگاري آنان نمي رود. كساني كه هيچ گناهي ندارند و بايد بلاكش بي توجهي عضو ديگر خانواده باشند.
به واقع، خانواده يك فرد معتاد مانند خانواده كه پدر جوانش را در يك سانحه رانندگي از دست داده باشد، همان قدر داغدار و مصيبت زده است.
نظرتان در مورد مصرف تفنني ترياك چيست؟ مصرف كنندگان مي گويند معتاد نمي شويم(!)
مصرف تفنني مواد مخدر مثل خيلي از مواد مضر و سموم ديگري كه در جامعه وجود دارد، براي بدن مضر است البته، اكثر معتادان از مصرف تفنني به اين مرحله رسيده اند. به واقع، مصرف تفنني مواد مخدر دروازه ورود به عرصه خطرناك اعتياد است.
مجازات قاچاق مواد مخدر در كشور ما چيست؟
در مورد هرويين، كراك و كريستال حمل، نگهداري و خريد و فروش بيش از 30 گرم، مجازات اعدام در پي دارد.
البته خيلي ها مي گويند اين مواد متعلق به ما نيست و من اينجا صراحتا اعلام مي كنم مجازات باركش مواد مخدر و حتي كسي كه باركش هم نباشد و صرفا مواد مخدر از اين نوع را نگهداري كند در حالي كه آن را جابجا نكرده و مالكيتش نيز با او نباشد، اگر بيش از 30 گرم باشد قطعا اعدام خواهد شد. البته، در مورد ترياك وضعيت تا حدودي متفاوت است. به عنوان مثال، در اين خصوص حتما بايد مرتكب خريد و فروش شده باشد كه البته با وجود تعدد آزمايشگاه ها، بيشترين جابجايي مواد مخدر از نوع هرويين و كريستال است.
سالانه چند حكم اعدام براي قاچاقچيان مواد مخدر در استان صادر مي شود؟
تعداد زيادي از قاچاقچيان مواد مخدر در زندانهاي استان در نوبت اعدام قرار دارند. البته، بخشي از اين احكام به دليل عدم سابقه، سن و سال، عائله و شرايط و اوضاع و احوال ارتكاب، به حبس ابد تبديل مي شود كه البته مجازات كمي نيست و متاسفانه باعث تجري قاچاقچيان مي شود.
هر چند باب عفو و رافت اسلامي هيچ گاه بسته نيست، اما سياست بر اين است كه اگر كسي از رافت اسلامي استفاده كرد و به حبس ابد رسيد، در حبس ابد او موضوع كاملا جدي است، زيرا پيشنهاد عفو براي مرحله دوم اعطا نمي شود. آنان حق استفاده از مرخصي را ندارند.
با اين اوصاف، آيا مبارزه با مواد مخدر در كشور را موفق مي دانيد؟
با كمال تاسف به نظر مي آيد با همه سخت گيريهايي كه انجام شده، امر مبارزه با مواد مخدر با موفقيت جدي همراه نبوده است. البته، كارهاي زيادي انجام شده و اگر همين مبارزه ها نبود، وضعيت بسيار اسفبار و تحمل ناپذيري در جامعه حاكم مي شد، اما وقتي صحبت از موفقيت مي شود، بايد اذعان كرد وضعيت موجود قابل قبول و مطلوب نيست. زماني مي توان صحبت از موفقيت كرد كه آسيبهاي ناشي از مواد مخدر در كشور بسيار كمتر باشد.از سويي، راه مبارزه با مواد مخدر فقط مجازات نيست. اكنون درمان آسيبهاي مواد مخدر در اعمال مجازات جستجو مي شود، در حالي كه اقدامهاي جدي بايد از سوي متوليان فرهنگي، بهداشتي، امنيتي و انتظامي، كار و صنعت و ... انجام شود تا بر مشكل مواد مخدر فايق شد. در واقع، اگر آمار اعدام 10 برابر هم بشود، بي نتيجه خواهد بود.
نظرتان در مورد مواد مخدر صنعتي چيست؟
آثار زيانبار مواد مخدر صنعتي جديد با مواد مخدر سنتي قابل مقايسه نيست؛ زيرا بارها بايد مصرف شود تا يك فرد را معتاد كند. اين در حالي است كه فرد با يك بارمصرف برخي مواد مخدر صنعتي، معتاد مي شود. اين گونه مواد مخدر قدرت تخديري ويران كننده اي دارند، چه از حيث آسيبهايي كه به سلامت جسماني فرد معتاد مي زند و چه از بابت مجازاتهايي كه برايش در نظر گرفته  شده است. امروزه، وقتي يك معتاد به مواد مخدر را مي بينيم كه وضعيت اسفباري دارد، مطمئن باشيد مواد مخدر صنعتي مصرف مي كند.
و قرصهاي روان گردان؟
بسياري از قرصهاي روان گردان از مواد مخدر ساخته مي شوند و تركيبات شيميايي ديگري دارند كه صدمه فراواني به قوه عاقله، مغز و ذهن فرد وارد مي كند.
گر چه بر حسب ظاهر، برخي مصرف كنندگان و مروجان آن تبليغ مي كنند فرد براي ساعات و لحظاتي دچار هيجان و دوري از بسياري از غم و غصه ها و كدورتهاي ذهني زندگي مي شود، اما بايد توجه داشت كه هر يك از اين مراحل مانند اين است كه فرد به كما مي رود.
بسياري از اين قرصها تركيبي از الكل و گوشت خوك است كه در دين و مذهب ما علاوه بر حرام بودن آن، داراي نجاست هم هست.در اين جا، به والدين توصيه مي كنم مراقب مصرف قرصهايي كه با آن آشنا نيستند باشند. چه بسا آنها از جمله قرصهاي روانگردان باشند كه ناخواسته و از سر بي اطلاعي و با توصيه يك دوست نادان، در مسير زندگي فرزندشان قرار گرفته است.

  


تاوان بي مسؤوليتي همسايه ها

 

مشاور عالي فرمانده كل قوا گفت: ايجاد امنيت رواني در جامعه از جمله وظايف و انتظاراتي است كه مردم از پليس دارند.سردار





سرلشگر سيديحيي صفوي اظهار داشت: يكي از وظايف غيرقابل تغيير دولتها، تأمين امنيت مردم و كشور است كه اين امنيت از مرزها آغاز شده و تا شهرها، روستاها و حقوق فردي انسانها در جامعه ادامه مي يابد.وي با اشاره به وجود 4 هزار كيلومتر مرز زميني و 270 كيلومتر مرز دريايي ايران، گفت: تأمين امنيت مرزها و جلوگيري از ورود و خروج غيرقانوني و همچنين جلوگيري از ورود قاچاق به روشهاي مختلف كار بسيار مشكلي است.سردار صفوي با بيان اينكه ايران جزو پر همسايه ترين كشورهاي جهان محسوب مي شود، ادامه داد: وجود مرزهاي مشترك در شرايطي كه بعضي از همسايه هاي ايران، كنترلي بر مرزهايشان ندارند، باعث مي شود كه ناامني اين مناطق به داخل كشور سرازير شود. اين در حالي است كه نيروي انتظامي با اقتدار امنيت را در مرزهاي كشور برقرار كرده است.

  


مواد مخدر و چالشهاي پيش رو

 

*عباس مشكوة رضوي
چند سالي است كه مافياي مواد مخدر ترويج و گسترش ماده افيوني را از سنتي به مدرن تغيير داده و جامعه و جوانان را به سمت



مصرف انواع مواد شيميايي هدايت مي كند، به گونه اي كه مصرف شيشه، كراك، كريستال، اكستازي و انواع قرصهاي روانگردان در ميان جوانان رايج تر از ترياك است و اين مواد با انواع و اقسام مختلف در دسترس جوانان قرار دارد.
تغيير الگوي مصرف مواد مخدر از مواد طبيعي به مواد صنعتي و شيميايي در شرايط كنوني به عنوان چالش بزرگ و جدي در گرايش نوجوانان و جوانان و آسيب پذيري آنان محسوب مي شود، از اين رو بايد نگاه آموزش، اطلاع رساني و آگاه سازي دستگاه هاي ذيربط نسبت به هزار600 نوع مواد صنعتي و شيميايي مخدر توليدي جهان كه متأسفانه برخي از انواع آن وارد كشور شده، توسعه و تقويت يابد تا از اين رهگذر آحاد مختلف جامعه نسبت به تبعات اينگونه مواد خطرناك افيوني مصون و در امان بمانند.
از سوي ديگر، فرد معتاد لحظه اي كه مواد را مصرف مي كند، يك جريان به سمت بالا دارد كه سرخوشي و شادي كاذب است و به محض اينكه روند نزولي پيدا كرد و به سمت خماري رفت، رفتار اجتماعي اش هم تغيير كرده و به سمت رفتار پرخاشگرانه و تند مي رود.
با اين حال در گذشته اين پروسه 24 ساعت طول مي كشيد و بيشتر معتادان روزي يك بار ترياك مصرف مي كردند، اما امروز نوبتها به دو يا چهار ساعت كاهش يافته و فرد معتاد پس از ايام سرخوشي، براي تهيه موادمخدر به سرقتهاي جزيي، دعوا و درگيري، فروش لوازم منزل و حتي قتل سوق داده مي شود كه اين شيوه رفتار به هيچ عنوان براي خانواده ها قابل تحمل نيست و اينجاست كه به عنوان مثال وقتي مي گويند، در كشور دو تا سه ميليون نفر معتاد هستند، در واقع حدود 20 ميليون نفر هم گرفتار معتاد وجود دارد. به عبارت ديگر، همه اعضاي خانواده به نوعي گرفتار آن فرد معتاد مي شوند. پس موضوع اعتياد فقط مشكل يك فرد معتاد نيست، بلكه بحث بر سر جامعه گرفتار است.
در شرايط جديد و با توليد موادافيوني صنعتي زمان مصرف كوتاهتر و ابزار مصرف ساده تر شده و اين مواد، طبقه اجتماعي خاصي نمي شناسد و همه گروه هاي اجتماعي را هدف قرار مي دهد، بنابر اين خانواده ها بايد در برابر تغيير رفتار فرزندان خود شناخت بيشتري داشته باشند تا بتوانند از بروز آسيبهاي ناشي از اعتياد به مواد مخدر جلوگيري كنند.
از سوي ديگر، از زمان ورود آمريكا به افغانستان، توليد خشخاش در اين كشور، با افزايش 41 برابري از 200 به هشت هزار و 200 تن رسيده است.
با توجه به حجم بالاي ترانزيت مواد مخدر دركشور ما، اتخاذ تمهيدات جدي مسؤولان قضايي، انتظامي و حتي فرهنگي ضروري است.
ايران هم اكنون معبري براي قاچاق دو نوع ماده هروئين و مرفين به مقصد اروپا و حشيش به مقصد كشورهاي غربي و خليج فارس است.
بر اساس آمارهاي رسمي اعلام شده در سال 85، 11 هزار و 592 كيلو هروئين و 11 هزار و 174 كيلو مرفين و در مجموع حدود 22 هزار و 700 كيلو هروئين و مرفين و در سال 86، 18 هزار و 339 كيلو هروئين و 12 هزار و 209 كيلو مرفين و در مجموع 30 هزار و 500 تن هروئين و مرفين كشف شده كه اين امر افزايش 58 درصدي كشفيات هروئين و در مجموع افزايش 35 درصدي كشفيات مشتقات ترياك را نشان مي دهد و اين افزايش آمار نيز خود گواهي بر هجمه سنگين مافياي مواد مخدر صنعتي در سطح منطقه و بين الملل است.
طبق آمار سازمان ملل متحد، حدود 500 تن هروئين در افغانستان توليد مي شود كه اين موضوع به گفته آنها، «سونامي هروئين براي اروپا» را در پي دارد.
در چنين شرايطي و از مجموع دو هزار و 500 تن مواد مخدري كه طي يك سال از ايران ترانزيت مي شود، حدود 900 تن آن كشف مي شود كه اين رقم سهم بسيار بالايي در كشفيات مواد مخدر دنيا را به خود اختصاص داده است.
اما اكنون اين سؤال مطرح مي شود كه چرا اين مقدار مواد مخدر وارد كشور ما مي شود؟ آيا راهكاري براي مقابله با ورود اين حجم گسترده به كشورمان وجود ندارد؟ ايران هر چند خود به عنوان يك جامعه هدف براي قاچاقچيان مواد مخدر محسوب مي شود، اما در واقع به عنوان يك حلقه اتصال در مسير ترانزيت مواد مخدر مورد استفاده قرار گرفته و بلاگردان كشورهاي ديگر مي شود.
از اين رو بايسته است، تصويب سياستهاي كلي براي ايجاد يك راهبرد همه جانبه در مبارزه با مواد مخدر كه صرفاً مبارزه عرضه  محور نباشد و همچنين اتخاذ سياستهاي جديدي با راهبرد مبارزه با مواد مخدر از توليد تا عرضه و ارائه آموزشهاي اجتماعي براي كاهش ورود به دايره اعتياد در دستور كار متوليان امر قرار گيرد.

  


صاحبنظران با تشريح اهميت انسداد مرز مطرح كردند ؛
قاچاق پيامد بيكاري مرزنشينان

 

* مريم جعفري

مرزهاي هر كشور در حكم سندي براي هويت آن كشور به شمار مي رود كه به حكم منطق، مي توان گفت كه در صورت فقدان مرز و



محدوده، هيچ كشوري بر نقشه جهان جايگاه ويژه نخواهد يافت و اساساً، بدون مرز، هيچ كشوري، كشور نيست.
اما در اين ميان، گاه به دلايل مختلفي همچون شرايط ويژه و امتيازهاي خاص جغرافيايي، يك كشور در عين فقدان اعمال كنترل مناسب بر مرزهاي آن به عنوان پايگاه هاي حياتي و منبع تغذيه شريانهاي جامعه، امنيت آن كشور تا حدي زير سؤال مي رود كه مأمن و معبري مي شود براي نااهلان و نامحرمان تا به سرمايه هاي آن كشور از راه هاي مختلف كه عمده آن قاچاق و خاصه، قاچاق مواد مخدر است، دست يغما دراز كنند.
از اين نمونه، كشور عزيزمان ايران است كه به دليل قرار داشتن در شرايط خاص جغرافيايي و اكولوژيكي و همچنين برخورداري از ساختاري جوان، مورد طمع بسياري از نامردمان شده و از آن جمله، تلاش روزافزون براي قاچاق يا ترانزيت مواد مخدر ازمرزهاي شرقي ايران كه از نتايج آن اعتياد حدود يك ميليون و 200 هزار نفر در كشور بنابر آمار رسمي اعلام شده كشور و در عين حال، ترانزيت 31 درصد مواد مخدر توليدي افغانستان از مسير ايران به اروپاست.
همسايگي با بزرگترين توليدكننده مواد مخدر، يعني افغانستان و همجواري با مهمترين معبر ترانزيت مواد مخدر به ساير كشورها، يعني پاكستان، موجب شده كه ايران با توجه به مرزهاي بسيار طولاني خود با اين دو كشور، مسير قاچاق مواد مخدر به داخل كشور يا ترانزيت اين مواد به سمت كشورهاي اروپايي باشد.
اما از مجموع استانهاي مرزي كشور كه بيش از ساير مناطق مرزي تحت تأثير قاچاق و ترانزيت مواد مخدر قرار دارند، مجموعه استانهاي خراسان بويژه خراسان رضوي و پس از آن، سيستان و بلوچستان هستند كه عمده اقدامهاي كنترلي مرز از جمله تخصيص اعتبار ويژه انسداد مرزي نيز به اين استانها اختصاص مي يابد كه در راستاي پوشش اين مرز طولاني تحت اقدامهاي امنيتي و انتظامي، به اذعان بسياري از كارشناسان، اعتبارات فعلي، كفاف نمي دهد.
آنچه كه تا كنون براي انسداد مرزهاي كشور صورت گرفته است و آخرين اخبار از برنامه هاي امسال....
***
* انسداد كامل
در اين راستا، سردار اسماعيل احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي و دبيركل ستاد مبارزه با مواد مخدر، در تازه ترين گفتگوي تفصيلي خود در خصوص آخرين اقدامهاي انجام شده در مرزهاي شرقي كشور و نيز، اعتبار تخصيص يافته در سال جاري به انسداد مرزي، اظهار كرد: از اعتبار 103 ميليارد توماني انسداد مرزها در سال جاري كه 80 درصد آن محقق شده، 47 ميليارد تومان به مرزهاي سيستان و بلوچستان اختصاص پيدا كرده است و البته به اعتقاد بسياري از كارشناسان، هنوز اعتبار لازم و مورد نياز براي تحت پوشش امنيت بردن همه مرزهاي كشور به خصوص مرزهاي شرقي فراهم نشده است.
وي در عين حال از اجراي طرح «ديواركشي دهانه زابل براي انسداد كامل راه ورود قاچاقچيان به كشور» تا پايان سال، خبر داد.
فرمانده نيروي انتظامي افزود: جمهوري اسلامي ايران به دليل قرار گرفتن در مسير قاچاق مواد مخدر به اروپا، متحمل خسارتهاي بسياري شده است و به همين منظور كشور براي برقراري پستهاي مشترك مرزي بخصوص در ميرجاوه و تفتان، به دو كشور پاكستان و افغانستان اعلام آمادگي كرده و منتظر اعلام آمادگي اين دو كشور در اين زمينه هستيم.
فرمانده نيروي انتظامي همچنين از تغيير شكل و ساختار مديريت مرزها تا پايان برنامه پنجم توسعه خبر داد و اينكه بيشتر مرزها به دليل وجود شرايط ناپايدار در كشورهاي همسايه، نيازمند اهتمام بيشتري هستند كه دولت و مجلس براي جبران كمبودهاي اين مناطق، بايد توجه بيشتري مبذول كنند، تأكيد كرد.
وي موقعيت گذرگاهي مناسب ايران به اروپا را باعث گسيل قاچاقچيان شرق آسيا براي قاچاق مواد مخدر و انسان به اروپا عنوان و اظهار كرد: نيروي انتظامي، برنامه هاي گسترده اي براي انسداد مرزهاي شرقي و همچنين مرزهاي غربي به منظور كنترل قاچاق در نظر دارد و مصمم است، تا از تحميل هزينه هاي سنگين به كشور در مقابله با پديده قاچاق به خصوص قاچاق انسان جلوگيري كند.
وي در عين حال تصريح كرد: با تمركزگرايي كه در بخش كنترل مرزي صورت گرفت، بحران مرزهاي شرقي كشور در افزايش قاچاق مواد مخدر به خوبي پاسخ داده شد؛ به طوري كه افزايش اين قاچاق ديگر اثري بر بازار مواد مخدر ايران نمي گذارد و اين در حالي است كه برخي افراد هنوز معتقدند كه هزينه كردن براي تقويت مرزها و مبارزه مرزي، از آنجا كه مواد مخدر در بازار به وفور يافت مي شود، مبارزه اي بيهوده و بي ثمر بوده است.
دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر همچنين با اشاره به برخي اظهار نظرات غيركارشناسي ديگر در حوزه مبارزه مرزي با مواد مخدر گفت: با توجه به اقدامهايي كه در زمينه تقويت و استحكام و در نتيجه ثبات ميزان ورود موادمخدر به كشور صورت گرفت، برخي معتقدند از آنجا كه مواد مخدر هم اكنون به سمت بازارهاي اروپا در حركت است، ديگر هزينه كردن در مرز توسط ايران براي مصون سازي اروپا معنايي ندارد؛ از سوي ديگر برخي نيز به كاهش مبارزات مرزي به جاي آن، دستگيري همه موادفروشان و معتادان كشور معتقد هستند كه البته خوشبختانه به تدريج هر دوي اين ديدگاه ها در حال نزديك شدن و به تعادل رسيدن هستند.
وي با بيان اينكه «امروز ما مي توانيم ادعا كنيم، اشراف اطلاعاتي در مناطق مرزي وجود دارد»، شرايط امنيتي در شرق كشور را شكننده ارزيابي كرد و گفت: ما براي رسيدن به شرايط امنيتي پايدار تا حدي فاصله داريم، بنابراين در سال جاري، نيمي از بودجه 103 ميليارد توماني را به مرزهاي شرقي اختصاص داده ايم، تا طرحهاي انسداد مرز كه در سال 86 تقريباً كند شده بود، به نقطه مطمئني برسد.

*بازهم رخداد قاچاق در مرزها؟!...
اما نكته اي كه در اين ميان به ذهن مي رسد، اين است كه اساساً چرا با همه اقدامهاي ارزشمندي كه براي انسداد مرزهاي شرقي كشور صورت گرفته و با وجود همه اعتباراتي كه به اين امر اختصاص يافته، هنوز شاهد قاچاق يا ترانزيت مواد مخدر به كشور و به تبع آن، شاهد اعتياد به اين مواد به عنوان بزرگترين آسيب اجتماعي كشور هستيم؟!
پاسخ به اين سؤال را شايد بتوان از زبان يك كارشناس در اين حوزه كه پژوهشي انجام داده و به مراجع رسمي ذيربط از جمله ستاد مبارزه با مواد مخدر كشور ارائه كرده است، يافت.
سرتيپ دوم رضا ملكي رئيس گروه مواد مخدر دانشگاه علوم انتظامي با طرح اين پرسش كه چرا با همه اقدامهايي كه در مرزهاي كشور همچون انسداد شديد فيزيكي مرز صورت گرفته، هنوز بيشترين ورود مواد مخدر توليدي افغانستان به ايران است، بازار تقاضاي داخلي، وجود معاملات پاياپاي نقدي در زمينه خريد و فروش خودرو، طلا و صرافي كه تجارت مواد مخدر را تسريع مي كند، نزديكي به مسير درياچه بالكان براي ترانزيت مواد مخدر، وجود شبكه هاي فرامنطقه اي كه تا قبل از انقلاب در قالب ورود سنتي جاي مي گرفتند، نقش بعضي از مرزنشينان كه بيشترين تسريع كننده قاچاق مواد مخدر به كشور هستند و اجرا نشدن جدي قانون پولشويي در كشور كه به موجب آن، با پولهايي حاصل از قاچاق مواد مخدر به راحتي معاملات تجاري صورت مي گيرد، را از جمله پاسخهاي اين سؤال عنوان كرد.
وي در عين حال با اشاره به گزارش خود تحت عنوان «بررسي وضعيت كشت و توليد مواد مخدر در افغانستان و برآورد ميزان ورود و مصرف آن در ايران» كه در سال 2006 انجام شده است، اظهار كرد: سهم مصرف و ترانزيت مواد مخدر افغانستان كه داراي طولاني ترين مرز با ايران است، از كشورمان حدود 37 درصد است كه از اين ميان، 19/6 درصد معادل  هزار و 200 تن مربوط به ترانزيت مواد مخدر از ايران از مسير سنتي و قديمي بالكان به مقصد اروپا و 17/3 درصد مربوط به بازار مصرف داخلي است كه از اين طريق، سرجمع مصرف و ترانزيت مواد مخدر توليدي افغانستان در ايران به دو هزار و 200 تن مي رسد.
وي با بيان اينكه مواد مخدر توليدي افغانستان به نسبت 40 به 60 به ترتيب از دو مسير پاكستان و افغانستان به ايران وارد مي شود، افزود: بر اساس نتايج اين پژوهش، يك ميليون و 200 هزار معتاد رسمي كه 300 هزار نفر آنها را معتادان هروئيني با 17 تن مصرف سالانه بر حسب مصرف روزانه نيم گرم تشكيل مي دهند و 800 هزار معتاد تفنني در كشور وجود دارد، كه با احتساب مصرف سالانه 88 تني معتادان تفنني بر حسب مصرف سه گرمي در هر 10 روز يك بار و مصرف 860 تني معتادان رسمي بر حسب مصرف روزانه 1/5 گرمي، مجموع مصرف مواد مخدر داخل كشور به يك هزار و 57 تن مي رسد كه اين ميزان، 17/3 درصد از كل توليد مواد مخدر در افغانستان را تشكيل مي دهد.
وي تصريح كرد: با توجه به اينكه افغانستان طولاني ترين مرز را با كشورمان دارد، در نتيجه قطع كشت خشخاش، بيشترين مشكلات افغانستان متوجه ايران خواهد بود.
* جرايمي كه مرزهاي كشور را آلوده كرده است...
در اين ميان، شايد عمده ترين جرمي كه محل وقوع آن به مرزهاي كشور نسبت داده مي شود، قاچاق مواد مخدر باشد و اين درحالي است كه به اذعان بسياري كارشناسان و به گفته مسؤولان، متأسفانه به دليل ناامني موجود در مرزها و ساير مشكلات فرهنگي، اجتماعي و رفاهي اين مناطق، مرزهاي كشور سر منشأ بسياري جرايم عنوان مي شوند كه غفلت از آنها قطعاً صدمات جبران ناپذيري را به بدنه كشور وارد خواهد آورد.
در اين باره ناصر سراج، معاون سياسي امنيتي دادستان كل كشور با اشاره به اين نكته كه اكثر جرايمي كه در كشور جاري است، سرمنشأ مرزي دارد، اظهار كرد: جرايمي چون قاچاق انسان، كالا، سلاح گرم، موادمخدر، ورود و خروج غيرقانوني از عمده ترين جرايم موجود در مناطق مرزي كشور است و بايد براي مقابله جدي با آن تدبير و هماهنگي اتخاذ شود.
دكتر وكيليان، مدير دفتر پيشگيري از وقوع جرم دادستاني كل كشور نيز با اشاره به زمينه هاي بروز جرايم در مناطق مرزي كشور اظهار كرد: ريشه بسياري از جرايم، ورود عناصر و ابزار مجرمانه از طريق مرزهاي كشور است و از جمله مهمترين راهكارهاي پيشگيري از بروز جرم، كنترل و نظارت مجدانه مرزهاي كشور است.
اما در اين ميان، رئيس گروه مواد مخدر دانشگاه علوم انتظامي در حالي مرزنشينان را بيشترين تسريع كننده قاچاق مواد مخدر به كشور توصيف مي كند، كه بسياري از مسؤولان، وجود مشكلات بسيار براي مرزنشينان، از جمله بيكاري و در نتيجه نبود منابع مناسب و قانوني براي امرار معاش مرزنشينان را عامل گرايش بسياري از آنها به دخالت در قاچاق به ويژه قاچاق مواد مخدر اعلام مي كنند.
در اين رابطه، مديركل امور مرز و مبارزه با قاچاق وزارت كشور نيز با تأكيد بر اينكه بزرگترين عامل تهديد مرزها توجه نكردن به مرزنشينان و مرزبانان است، بهترين مرزبانان، را مرزنشينان كشور توصيف و اذعان كرد: بايد با افزايش رسيدگي به مرزنشينان، ايجاد منافع براي آنها در مرز، فقرزدايي و رفع محروميت، زمينه را براي حضور مداوم و ماندن آنها در مناطق مرزي فراهم كرد، چرا كه اين ماندگاري و پايداري امنيت پايدار را به دنبال خواهد داشت.
نوعي اقدم، با بيان اينكه امنيت ملي متأثر از مرز است، اظهار كرد: توجه دادن مسؤولان نظام به اهميت تأمين امنيت مرز و استفاده از ظرفيتهاي ملي جهت حفظ و برقراري امنيت در مرزها، تشكيل ستاد مرزها به عنوان مرجع سياست گذاري و ايجاد هماهنگي بين دستگاه هاي ذيربط، تهيه و تدوين استراتژي نظامي در امور مرز، توسعه همكاري هاي مرزي با كشورهاي همسايه، عمران مرزها با اولويت زيرساختهاي لازم جهت استقرار نيروهاي مرزباني در مرزها، توجه به مرزنشينان در تأمين امنيت مرز، به كارگيري نيروي بسيج در تأمين امنيت مرزها، استفاده از تجهيزات لازم و مدرن براي كنترل مرزها، بهره گيري از فرصتهاي اقتصادي مناطق مرزي در قالب بازارچه ها و ساير فرصتها، ايجاد همگرايي اسلامي و ملي در مناطق مرزي، حل و فصل اختلافات مرزي كشورهاي همسايه، تعامل با مراكز علمي و تحقيقاتي جهت ايجاد نگرش علمي به مناطق مرزي، استقرار نيروي انتظامي با تمامي قدرت و قوت در تمامي مرزها و واگذاري اراضي مناطق مرزي به مرزنشينان، به عنوان مهمترين مؤلفه جهت حفظ و حراست مرز از جمله مهمترين برنامه هاي كوتاه مدت، ميان مدت و بلند مدت وزارت كشور در پرداختن به مقوله مرز در جهت ايجاد امنيت و پايدار مرزها دانست.
در عين حال، محمدعلي رضايي، نماينده مردم تربت حيدريه در مجلس شوراي اسلامي نيز طي گفتگويي با بيان اينكه همانطور كه انتظار داريم، مرزنشينان از حريم كشور دفاع كنند، ما نيز بايد در جهت مسايل رفاهي و اشتغالزايي به فكر آنها باشيم، ناامني در مرزها را معلول وضعيت امنيتي كشورهاي همسايه بويژه در مرزهاي شرقي كشورمان دانست.
وي اشتغال مرزنشينان را از جمله اصلي ترين مسايل آنان عنوان و خاطرنشان كرد: تا وقتي نتوانيم وسيله امرار معاش مرزنشينان را فراهم كنيم، مشكلاتي از جمله قاچاق به طور كامل حل نمي شود.
اين عضو كميسيون عمران مجلس لزوم توجه به مسايل رفاهي مرزنشينان را يادآور شد و گفت: از بزرگترين عواملي كه مي تواند مرزها را كنترل كند، مرزنشينان هستند.
* غافلگيري مرزها در ورود مواد جديد
يكي از مواردي كه نبايد از كانون توجه كارشناسان و مسؤولان دور بماند، لزوم تجهيز مبارزه مرزي به اطلاعات روز درباره مواد اعتيادآور جديد از جمله روانگردانها در زمينه هايي همچون تركيبات و نحوه ترانزيت و قاچاق است، چرا كه به گفته بسياري از كارشناسان، نبود اطلاعات و آشنايي كافي مرزنشينان از تركيبات مواد اعتيادآور جديد و تازه ساز به ويژه روانگردانها عامل ترانزيت بسياري از انواع اين مواد به داخل كشور و به تبع آن تغيير الگوي اعتياد در ايران شده است.
در اين راستا، مسعود زاهديان، مديركل امور اجرايي ستاد مبارزه با مواد مخدر نيز در گفت  وگويي از تجهيز مرزهاي شرقي كشور به شناساگرهاي روانگردانها خبر داد و يادآور شد: با اين اقدام بسياري از روشهاي انتقال و ترانزيت و قاچاق مواد اعتيادآور جديد بويژه روانگردانها خنثي خواهد شد.
حال با همه مواردي كه از وضعيت فعلي مرزهاي كشور و برنامه هاي مسؤولان براي انسداد كامل اين مرزها عنوان شد، اميد است با تحقق تمام نيازهاي مطرح شده لازم براي تقويت امنيت در مرزهاي كشورمان و از آن جمله، بنا بر گفته مسؤولان، تأمين اعتبار لازم براي پوشش كامل مجموع مرزهاي كشور بويژه مرزهاي شرقي كه مناطق آسيب پذير و جرم خيز محسوب مي شوند، مرزهاي هويت ساز كشورمان به حدي از امنيت دست پيدا كند كه خيال خام از سر هر نااهل براي دست يازي به سرمايه هاي مادي، معنوي و انساني كشور بريده شود.

  


گفتگو با مردي كه در زندان خلافكار حرفه اي شد ؛كمكم كنيد تا پاك بمانم

 

اشاره: وقتي صحبت ازمعتاد مي شود به ياد تمام حرفهايي مي افتيم كه بارها و بارها شنيده و خوانده ايم، حرفهايي كه تماماً بيانگر يك چيز است و آن هم «پوچي».ولي هيچ گاه به اين فكر نكرده ايم كه چرا يك معتاد به اين نقطه رسيده و سهم جامعه و ديگران در اين اتفاق شوم چقدر بوده و هست و اينكه آيا يك معتاد قابل اصلاح هست يا نه؟ و نكته مهمتر اينكه ديدگاه چند درصد از افراد جامعه نسبت به يك معتاد پس از خلاصي از دام اعتياد تغيير مي كند و او را به عنوان يك عضو جديد مي پذيرند.براي آنكه حرف متفاوتي زده باشيم كه حداقل بتوانيم «جور ديگر ديدن» را نيز بيازماييم. با جواني به نام «مبرم» يكي از كساني كه سالهاست بر اعتياد غلبه كرده ولي مشكلات جانبي آن هنوز آزارش مي دهد گفتگويي انجام داده ايم كه در ادامه مي خوانيد.

* چون اين گفتگو قرار است خارج از قواعد معمولي انجام شود دليل انتخاب نام «مبرم» را بيان كنيد؟
** در مركز اجتماع درمان مداري يا همان TC براي هرفرد با استفاده از حرف اول فاميلي او چند نام انتخاب مي شود كه يكي از آنها به اختيار خود فرد مورد استفاده قرار مي گيرد.
فلسفه اين نام گذاري نيز براي آن است كه چون قرار است يك معتاد با ترك اعتياد زندگي جديدي را شروع كند پس نام جديدي نيز براي وي انتخاب مي شود تا هرگونه نشانه اي از زندگي قبلي وي محو شود، چون قرار است فردي جديد با دنيايي جديد متولد شود.
* چگونه معتاد شديد و به نظر شما چه عواملي در اعتياد افراد مؤثر است؟
** به نظر من افراد خاصي در دام اعتياد مي افتند. يك دسته افرادي كه پول فراواني در اختيار دارند و دقيقاً در نقطه مقابل اين دسته از افراد، كساني كه مشكلات مالي دارند كه دسته اول براي پر كردن اوقات فراغت و براي تفنن به سراغ مواد مخدر مي روند و دسته دوم براي فرار از فشار روحي و رواني فقر در دام اعتياد مي افتند. دسته ديگري نيز وجود دارد كه شامل اكثر كساني مي شود كه مشكلات شديد خانوادگي دارند.
من نيز به دليل مشكلات خانوادگي در سن 9 سالگي از خانواده طرد شدم و به همين دلايلي كه ذكر شد در محيطهاي كاري به گروههايي وارد شدم كه تصور مي كردم مرا بهتر درك مي كنند و كم كم دست به مصرف مواد زدم. پس از مدتها به دعوت پدرم به مشهد بازگشتم و در مزرعه مشغول به كار شدم ولي آنجا نيز تعدادي از راننده ها معتاد بودند و من بيشتر در دام اعتياد افتادم و اين قصه ادامه پيدا كرد تا زماني كه به خدمت سربازي رفتم. پس از اتمام دوره سربازي ازدواج كردم ولي اعتياد پنهان داشتم كه نهايتاً اعتياد و مشكلات جانبي آن نظير رفتارهاي غيرمعقول من باعث جدايي همسرم شدم.
با گذشت هر روز مشكلات من بيشتر مي شد چون كم كم مصرف مواد مخدرم بيشتر و اعتماد ديگران به من كاهش مي يافت، من ديگر به يك فرد تنها تبديل شده بودم.
تجزيه و تحليلهاي تنهايي اين باور را در من به وجود آورد كه من بدبخت به دنيا آمده ام و بايد با بدبختي زندگي كنم. باور كرده بودم كه من نبايد پيشرفت كنم و بايد به زندگي فلاكت بار ادامه بدهم و تنها راهي كه برايم باقي مانده بود را انتخاب كردم كه همان خلافكاري بود، بنابراين شروع كردم به خرده فروشي موادمخدر و چون ديگران به من احترام مي گذاشتند، بخشي از خلاء عاطفي من جبران مي شد چون مورد احترام بودم و تصور مي كردم به عنوان يك عضو جامعه پذيرفته شده ام در حالي كه افرادي كه به من توجه مي كردند معتاداني بودند كه به آنها جنس مي دادم.
با اين حال باز هم از خانه فراري بودم چون تنها خاطراتي كه از خانه داشتم درد و غصه و زخم زبان بود پس به همان زندگي قبلي خيابان خوابي و غارنشيني ادامه دادم.
* اولين بار چگونه دستگير شدي و چرا پس از آزادي از زندان دوباره به سراغ خلافكاري رفتي؟
** من چون تجربه كافي در خلافكاري نداشتم هر كسي كه به من مراجعه مي كرد و مواد مي خواست به او مي دادم كه يك روز چند نفر مراجعه و درخواست مقداري جنس كردند، من هم سوار خودرو آنها شدم تا مواد خواسته شده را به آنها بدهم كه آنها حركت كردند و وارد كلانتري شدند. تازه متوجه شدم كه آنها مأمور هستند و براي اولين بار روانه زندان شدم و پس از مدتي كه در زندان بودم متوجه شدم زندان جاي خيلي بدي هم نيست چون خيلي چيزها آموختم و به نوعي راهها، ترفندها و شيوه هاي نوين كسب درآمد از راه خلافكاري را آموختم و پس از آزادي چون هيچ اميدواري نداشتم، تنها براي زنده ماندن به سراغ خلافكاريهاي گذشته رفتم و اين بار با آموخته هاي زندان فعاليتم بيشتر شد. چندين مرتبه ديگر هم دستگير شدم به طوري كه در طول 15 سال 10 سالش را در زندان بودم و با هر بار كه به زندان مي رفتم فاصله بين من و خانواده بيشتر مي شد و پلهاي بازگشت يكي يكي مي شكست و تنها يك راه براي رفتن وجود داشت و آن هم جاده يك طرفه اعتياد بود.
* از چه زماني تصميم به بازگشت و ترك اعتياد گرفتي و اساساً چه اتفاقي مي افتد كه يك معتاد تصميم به ترك مواد مي گيرد؟
** اگر بخواهم صراحتاً بگويم كه يك معتاد از چه زماني تصميم به ترك مواد مي گيرد بايد بگويم تعداد معتاداني كه با اراده خود و در شرايط ايده آل تصميم به ترك مي گيرند بسيار اندك است و اساساً اكثر معتادان زماني كه توان تهيه مواد نداشته باشند و يا به سبب بروز مشكلات جانبي مجبور به ترك مي شوند بر همين اساس به محض اينكه باز شرايط مهيا شود به سراغ مواد رفته و شروع به مصرف مي كنند. من نيز چندين مرتبه ترك كردم ولي باز برمي گشتم.
* از آخرين باري كه مواد مصرف كرده اي چند سال مي گذرد و چگونه شد كه اين بار مانند گذشته پس از مدتي به سراغ مصرف مواد نرفتي؟
** آخرين باري كه مواد مصرف كردم حدود چهار سال پيش بود و اكنون چهار سال است كه پاك شده ام و برخلاف تمام دفعاتي كه خودم در تنهاييم ترك مي كردم و به علت اينكه هيچ برنامه و هدفي نداشتم دوباره به راه قبلي برمي گشتم، بار آخر به مركز TC (تي سي) مراجعه كردم و نه تنها ديگر تنها نبودم، بلكه تمام كساني كه اطرافم بودند از جنس من بوده و احساسات مرا درك مي كردند و زندگي جديدي را شروع كردم كه هر روز بخشي از باورهاي غلط از ذهنم خارج و واقعيات جاي آن را مي گرفت و كم كم اين باور كه من خودم به تنهايي و بدون كمك هر كس ديگري مي توانم بر مشكلاتم غلبه پيدا كنم به وجود آمد و به جاي آنكه دنبال تكيه گاه باشم تكيه كردن را فراموش كردم و فهميدم كه مي شود بدون مصرف مواد مخدر عروسي رفت و در ميهمانيهاي خانوادگي شركت كرد.
* به نظر شما بهترين احساسي كه ترك مواد مخدر به انسان مي دهد، چيست؟
** بهترين احساسي كه به انسان دست مي دهد احساس خودباوري است يعني خودش را باور مي كند و واقعيتها را مي پذيرد چون دغدغه اي به نام تهيه مواد ندارد و ذهنش درگير نبوده و مسايل را مانند افراد عادي تحليل مي كند و ديگر كسي را مقصر نمي داند.وقتي مدتي سالم زندگي مي كني كم كم ترس ازبرخي چيزها به سراغت مي آيد، مثلاً ترس از اينكه اگر معتاد شدي آيا مي تواني باز كنار خيابان بخوابي؟ ترس از اينكه از سوي ديگران و خانواده طرد شوي و چندين و چند مورد مشابه كه تماماً وقتي به فكر يك فرد معتاد مي آيد كه مدتي زندگي عادي و بدون دردسر را تجربه كرده باشد چون در زمان اعتياد هيچ كاري در نظر يك معتاد بد نيست پس هر كاري مي كند تا مواد تهيه كند.
* آيا پس از چهار سالي كه اعتياد را كنار گذاشته اي، توانسته اي شرايط را تغيير دهي و اساساً مشكلات اصلي يك معتاد پس از ترك چيست؟
** اي كاش رسانه ها به جاي آنكه در برنامه هاي مختلف به نمايش چهره هاي بد و زشت اعتياد بپردازند كمي هم به مسايل حاشيه اي كه به نظر من اهميتي كمتر از خود اعتياد ندارد، بپردازند.همواره شعار پذيرش معتادان پس از ترك در جامعه داده مي شود ولي عملاً اينگونه نيست. جامعه به يك فردي كه اعتياد داشته اجازه نمي دهد تا از دنياي خود فاصله بگيرد و واژه اعتماد فراموش شده است. وقتي پس از ترك اعتياد به سراغ هر كس مي روي تصور مي كند براي پول آمده اي و بايد آنقدر اين عمل را تكرار كني كه شايد باور كنند كه ديگر براي پول به سراغ آنها نمي روي. اي كاش همان كساني كه در زمان اعتياد روزي دهها بار به انسان نقايص را گوشزد مي كنند روزي يك بار او را تشويق كنند و به جاي آنكه از رو به رو شدن با معتادي كه پاك شده گريزان باشند كمي به او توجه كنند و اين باور قديمي را دور بريزند كه بهترين كمك به چنين فردي كمك مادي است در حالي كه اگر چنين فردي را بپذيرند و تنها روابط عادي خود را با وي برقرار كنند انگيزه اي مي شود تا اميدوارانه فعاليت كند.
ولي افسوس كه هيچ كس باور نمي كند كه با بي اعتنايي هر يك از آنها يك تصور مثبت از ذهن فرد معتاد پاك شده و يك حقيقت منفي جايش را مي گيرد و پس از مدتي تمام داشته هاي مثبت از بين رفته و فرد دوباره در آغاز راهي قرار مي گيرد كه تصور مي كند تنها راه گريز از مشكلات، اعتياد مي باشد.هيچ كس حاضر نيست شغلي در اختيار يك سابقه دار مواد مخدر قرار دهد و تمام حق انتخابها را از وي مي گيرند و او مرتكب كارهايي مي شود كه مجبور است آنها را انجام دهد و شغلي را انتخاب مي كند كه هيچ علاقه و تخصصي در آن ندارد و چنين شغلي تنها براي زنده ماندن است نه زندگي كردن.
در مورد خود من هم، اطرافيان و جامعه برخوردي طلبكارانه از من نداشته باشند و ابتدا بايد فرصتهايي را در اختيارم بگذارند و چنانچه نتوانستم انتظارات آنها را برآورده كنم بعد قضاوت كنند، نه آنكه براساس تجربيات گذشته در خصوص آينده افراد قضاوت كنند و تنها درخواستم از جامعه اين است كه كمك كنند تا پاك بمانم.
* علي محمدزاده

  


معاون شوراي هماهنگي مبارزه با موادمخدر از حربه دشمنان مي گويد؛
سايه شوم هلال ترانزيت مرگ

 

معضل موادمخدر به يك تهديد جهاني تبديل شده و سوداگران مرگ جوانان كشور ما را هدف گرفته اند.




جانشين دبير و معاون شوراي هماهنگي مبارزه با موادمخدر خراسان رضوي با بيان اين مطلب در گفتگو با خبرنگار ما گفت: مجاورت خراسان رضوي با كشور افغانستان - كه بيش از 92 درصد توليد ترياك جهان را دارد - و قرار گرفتن كشورمان بر روي هلال طلايي ترانزيت موادمخدر مشكلاتي را براي ما به وجود آورده است.
دكتر علي اكبر گل محمدي افزود: با تلاش جان بركفان نيروي انتظامي در مرزهاي مشتركمان با افغانستان و نيز مبارزه بي امان پليس مبارزه با موادمخدر با سوداگران مرگ، نتايج خوبي در برخورد با اين معضل اجتماعي به دست آمده است.
وي تصريح كرد: در هفت ماه گذشته 86 درصد در دستگيري قاچاقچيان و 42 درصد در كشف سلاح از ناحيه سوداگران مرگ افزايش داشته ايم.

* حمل راحت و وابستگي بيشتر معتادان
دكتر گل محمدي با بيان اينكه سوداگران مرگ در پي حمل راحت موادمخدر و وابستگي بيشتر معتادان به مواد افيوني هستند، گفت: دشمن سعي دارد تا مي تواند جوانانمان را به دام اعتياد بكشاند و ادعاي آنها مبني به اينكه آمده اند تا صلح را در افغانستان برقرار كنند و موادمخدر را ريشه كن نمايند فقط در حد شعار است؛ زيرا توليد موادمخدر در افغانستان چند برابر شده است.
وي افزود: بنابر اطلاعات دريافتي، لابراتوارهاي زيادي در افغانستان ايجاد شده كه هدفشان تبديل ترياك به هرويين فشرده و موادمخدر صنعتي است كه اين كار حمل راحت، افزايش قيمت و وابستگي بيشتر معتادان به موادمخدر را به دنبال دارد و طبيعي است كه ترك اين گونه موادمخدر براي معتادان سخت تر است.

* اعتياد مهمترين آسيب اجتماعي
معاون شوراي هماهنگي مبارزه با موادمخدر خراسان رضوي گفت: آسيبهاي اجتماعي از عوامل تهديدكننده هر جامعه اي است و اعتياد به موادمخدر از مهمترين آسيبهاي اجتماعي محسوب مي شود. آسيبهاي اجتماعي ديگري مانند طلاق، كودكان خياباني، زنان خياباني، خودكشي، سرقت و فرار از خانه در رده هاي بعدي قرار دارند.
دكتر گل محمدي با اظهار اينكه بيش از نيمي از جمعيت كشور ما را جوانان تشكيل مي دهند، گفت: سوداگران مرگ به منظور سودجويي و تأمين اهداف پليد و شوم خود دست روي گرانبهاترين و پوياترين سرمايه كشورمان گذاشته اند، لذا ضرورت دارد برنامه ريزي و پيشگيريهاي لازم در اين خصوص به عمل آيد.
وي در ادامه افزود: قوانين مبارزه با موادمخدر هم به سمت پيشگيري گرايش يافته و ستاد مبارزه با موادمخدر امسال را سال پيشگيري نامگذاري كرده است و به همين منظور اعتبار پيشگيري كه سال گذشته 35 ميليارد ريال بود، در سال جاري حدود چهار برابر شده و به 120 تا 130 ميليارد ريال رسيده است.

* چند توصيه به خانواده ها
دكتر گل محمدي با بيان اينكه جوانان ما به دليل پرورش در كشور اسلامي و تربيت در خانواده هاي مذهبي داراي بينش بالايي هستند، افزود: براي پيشگيري و دوري فرزندانمان از دام اعتياد بهتر است خانواده ها اين نكات را همواره رعايت كنند.
- والدين بهتر است بر ارتباط دوستان فرزندانشان نظارت داشته باشند.
- سعي نماييد خانواده را به كانون مهر و محبت تبديل كنيد تا فرزندان نيازهاي خودشان را درون خانواده پيدا كنند.
- مسؤوليتها و نقشهاي متعدد اجتماعي به جوانانتان واگذار كنيد تا از اين طريق با دنياي بزرگسالان آشنا شوند.
- امكانات و تسهيلات مناسبي را براي فرزندان فراهم كنيد تا به ورزش و تفريحات سالم مثل رفتن به باشگاه هاي ورزشي روي آورند.
- به فرزندانمان ياد دهيد كه لحظات خوش با مصرف موادمخدر به دست نمي آيد. سعي نماييد با فعاليتهاي ديگر اوقات خوشي را در محيط گرم خانواده ايجاد نماييم.
- «نه» مقدس را به فرزندانتان ياد دهيد تا بتوانند در مقابل خواسته هاي نا به جاي ديگران مقاومت نشان دهند و به آنها نه بگويند.
- به طور شفاف به آنان بگوييد چه رفتاري در شأن و منزلت اوست و خانواده چه انتظاري از او دارد.
- او را تنبيه بدني نكنيد و با راهنمايي او را در ترك عادات ناپسند ياري كنيد.
- فرزندانتان را نسبت به مضرات و عواقب ويرانگر استفاده از موادمخدر آگاه نماييد.
- وقتي احساس كرديد در حل مشكلي توانايي لازم را نداريد، از متخصصان و مشاوران كمك بگيريد.
* زنجاني

  


رئيس پليس مبارزه با موادمخدر از تغيير تاكتيك مي گويد؛
محموله هاي بزرگ حالا كوله پشتي شده اند

 

* محمدزاده

اشاره: موادمخدر، اعتياد، فقر و جرم واژگاني هستند كه شنيدن هر كدام از آنها هر شخصي را به فكر فرو مي برد. بي شك معضل



موادمخدر و اعتياد خاص يك جامعه يا يك قوميت نبوده و نيست اما با جمع شدن برخي از شرايط مختلف در هر جامعه اي ميزان خطر و آسيب پذيري جامعه مورد نظر بالا رفته و صدمات فراواني را وارد خواهد كرد.با اين توضيح مي توان گفت يكي از مسايل مهمي كه سالهاست در كشور ما در صدر فعاليتهاي كلان نظام قرار دارد معضل موادمخدر است و همان گونه كه ذكر شد به دليل وجود شرايط متعدد در كشور و منطقه، ايران به يكي از خطر پذيرترين كشورهاي جهان در مقوله موادمخدر تبديل شده است كه يكي از عمده ترين دلايل آن همجواري با بزرگترين توليد كننده موادمخدر دنيا يعني كشور افغانستان است.
نكته ديگر اينكه در بحث مبارزه با موادمخدر سياستهاي گوناگوني طي چند دهه گذشته آزمايش شده و هر يك از اين اقدامها در زمان خود دستاوردهاي قابل توجهي داشته اما تا رسيدن به نتيجه غايي راه درازي در پيش است.بنابراين براي اطلاع از روند فعلي مبارزه با موادمخدر در استان، به سراغ سرهنگ محمدعلي صادقي رئيس پليس مبارزه با موادمخدر خراسان رضوي رفته و با وي مصاحبه اي انجام داده ايم كه در ادامه مي خوانيد.
***
* براي شروع بحث، سياست كلي ناجا را در امر مبارزه با موادمخدر كه به استانها ابلاغ شده، تشريح كنيد؟
** به طور خلاصه مي توان گفت عزم نيروي انتظامي در بعد كلان و پليس مبارزه با موادمخدر خراسان براي ريشه كني معضلي به نام موادمخدر جدي و راسخ بوده و همواره بر شدت آن افزوده مي شود.همچنين يكي از سياستهاي محوري و دايمي پليس پرداختن به مقوله موادمخدر در سطوح مختلف است و در اين راستا واحدهاي مختلف تشكيل شده و به صورت تخصصي به بررسي اين پديده اجتماعي مي پردازند.به عنوان مثال مي توان به اين نكته اشاره كرد كه در كنار واحدهاي عملياتي پليس كه به صورت جدي مبارزه با قاچاقچيان را در دستور كار دارد واحدهاي مشاوره اي پليس نيز تشكيل شده كه تلاش مي كند به صورت علمي و در محيطي كاملاً صميمانه به معتادان مشاوره هايي در جهت كاهش مصرف ارائه دهد و اين مؤيد اين مطلب است كه پليس مي خواهد در كنار مبارزه با موادمخدر كه به صورت قهرآميز برخورد مي كند در تلاش است تا از حيثيت و شؤون اجتماعي شهرونداني كه در دام اين افراد گرفتار شده اند، دفاع كند.
* سياستهاي مختلفي در امر مبارزه با موادمخدر تاكنون به مرحله اجرا درآمده است، با اين توضيح بفرماييد جديدترين سياست پليس در امر مبارزه چيست؟
** با كمي بازگشت به گذشته مي بينيم كه به اقتضاي زمان و شرايط گوناگون روش مقابله تفاوت كرده است، به عنوان مثال در مقاطعي تنها سياست مبارزه در دستور كار قرار داشت و در مقطعي در كنار اين سياست، برنامه تلاش براي كاهش تقاضا به اجرا گذاشته شد.
نكته مهمي كه بايد ذكر كرد اينكه همگام با پيشرفت جوامع بشري در سطوح مختلف، اعمال و رفتار بهنجار نيز تحت تأثير قرار مي گيرد يعني همانگونه كه پيشرفتهاي مثبت بشري قابل لمس است، پيشرفتهاي منفي و مجرمانه نيز ملموس است در نتيجه وقتي مجرمان با شيوه هاي جديد به ارتكاب جرايم مي پردازند الزاماً بايد روش مقابله اي متناسب با آن را به كار گرفت.
و در نهايت اين كه مطالعات گسترده اي انجام مي شود تا جديدترين و بهترين روش مبارزه اي انتخاب شود كه سياست فعلي پليس مبارزه با موادمخدر برخورد در تمام سطوح با اين پديده است و براساس اين سياست، پليس مبارزه با موادمخدر با شيوه هاي مختلف مبارزاتي از سطوح كلان واردات موادمخدر تا خرده فروشان آشنا شده و به صورت تخصصي به اين مقوله مي پردازند.
اما اين نكته به معناي استقلال بخشهاي مختلف نيست بلكه هر بخش مكمل بخش ديگر بوده و بايد برنامه هاي خرد در جهت تأمين اهداف كلان باشند.
* در اين راستا برنامه ها و اقدامهاي پليس مبارزه با موادمخدر خراسان رضوي چيست؟
** قبل از هر چيزي بايد بر اين نكته تأكيد كرد كه موقعيت خاص ايران به دليل همجواري با افغانستان بر تمام روشهاي مبارزاتي ديگر تأثير دارد و اين حساسيت در دو استان خراسان رضوي و سيستان وبلوچستان نسبت به استانهاي ديگر بيشتر است.
همجواري خراسان رضوي با بزرگترين توليد كننده موادمخدر از يك سو و قرار گرفتن ايران در مسير انتقال موادمخدر به اروپا از سوي ديگر موقعيت ويژه اي را به وجود آورده است كه به جرأت مي توان گفت اگر هر كشور و حكومتي به غير از ايران و حكومت اسلامي در چنين موقعيتي قرار داشت نه تنها با صرف هزينه هاي گزاف به مقابله با اين پديده نمي پرداخت كه شايد به دنبال كسب منافع از اين طريق بود اما اعتقاد ديني و ملي ما هيچگاه اين ديدگاه را نمي پذيرد.
پليس مبارزه با موادمخدر خراسان رضوي نيز همواره پيشقدم در راه مبارزه با سوداگران مرگ بوده و دايماً در تلاش است تا اين استان را به منطقه اي ناامن براي اين افراد تبديل كند، بنابراين مبارزه با موادمخدر از مرزهاي استان شروع شده و تا محلات و منازل شهرها ادامه دارد.
در اين راستا مي توان به وقوع 209 فقره درگيري با اشرار در مرزهاي خراسان رضوي طي 6 ماهه نخست سال جاري اشاره كرد كه مجموعاً در اين عملياتها 147 نفر از اشرار و قاچاقچيان به هلاكت رسيدند البته در اين بخش نبايد تلاش شبانه روزي مأموران زحمتكش پليس مرزباني را ناديده گرفت.
همچنين در اين مدت بيش از  35 تن انواع موادمخدر در استان كشف و ضبط شده است كه نسبت به مدت مشابه سال قبل 46 درصد افزايش داشته و اميدواريم اين روند تا پايان سال ادامه يابد.
از ديگر برنامه هاي پليس مبارزه با موادمخدر مي توان به طرح كنترل مرزها و محورهاي مواصلاتي، برخورد با توزيع كنندگان و اجراي طرحهاي مختلف اشاره كرد كه يكي از اين طرحها در راستاي طرح ارتقاي امنيت اجتماعي به اجرا در آمد.
* بر اساس اخبار اعلام شده ميزان توليد موادمخدر از 4 هزار تن در سال گذشته به بيش از 7 هزار تن رسيده، با اين توضيح بفرماييد چه برنامه هايي براي مقابله با تبعات اين افزايش توليد طراحي شده است؟
** همان گونه كه قبلاً نيز اشاره شد در هر مبارزه اي تاكتيك حريف به نسبت اقدامهاي فرد مقابل، تغيير مي كند به عنوان مثال در گذشته محموله هاي موادمخدر در حجم بالا وارد مي شد اما پس از مقابله جدي با آنان، قاچاقچيان مجبور به كم كردن حجم محموله ها شدند و امروز به دليل اقدامهاي گسترده اي كه در مرزها و شهرهاي مرزي استان انجام مي شود، محموله هاي موادمخدر تا اندازه يك كوله پشتي تقليل پيدا كرده است، كه نشان از تأثير متقابل اقدامهاي طرفين مبارزه دارد.
در خصوص اقدامها و برنامه هاي پليس در برابر افزايش توليد موادمخدر در افغانستان نيز بايد گفت با افزايش ميزان توليد موادمخدر قطعاً تلاش قاچاقچيان نيز براي انتقال مواد به داخل كشور و يا انتقال به اروپا از طريق ايران بيشتر خواهد شد بنابراين اقدامهاي مقابله اي پليس نيز افزايش خواهد يافت كه شامل بخشهاي مختلف مي باشد كه افزايش نيرو، استفاده از تجهيزات جديدتر و افزايش موانع مرزي از آن جمله است.
در راستاي همين سياست مي توان به اختصاص بودجه هاي ويژه براي امر مبارزه با موادمخدر در سطح كلان اشاره كرد كه نشان از آمادگي بالاي ايران براي مقابله با اين پديده است.
* وضعيت خراسان رضوي در بحث مبارزه با موادمخدر نسبت به ساير استانها چگونه است؟
** طي چند سال اخير خراسان رضوي همواره جزو استانهاي برتر در امر مبارزه با موادمخدر بوده و روند رو به رشدي داشته است به نحوي كه مي توان گفت قاچاقچيان موادمخدر در تلاش هستند تا مسيرهاي جديدي براي انتقال موادمخدر پيدا كنند و كمتر وارد مرزهاي خراسان رضوي شوند.

  


تجارت سياه

 

جانشين رئيس كميسيون مبارزه با قاچاق كالا و ارز خراسان رضوي گفت: مبارزه با باندهاي سازمان يافته قاچاق كالا و مواد مخدر در اولويت كاري كميسيون قرار دارد.
قهرمان رشيد افزود: قاچاق پديده اي قديمي است كه با توجه به شرايط زماني و مكاني پيچيده تر مي شود و در شرايط كنوني، مبارزه با باندهاي سازمان يافته كه به دليل ارتباط با كشورهاي خارجي تأثيرات منفي زيادي روي استان و كشور مي گذارد، در اولويت برنامه هاست.وي كاهش ارزش پول، بر هم خوردن تعادل در امور اقتصادي، ايجاد اشتغال كاذب در سرمايه گذاري داخلي و خارجي و اختلال در مباحث فرهنگي را از جمله اثرات مخرب قاچاق و ارز خواند و گفت: مبارزه با باندهاي سازمان يافته قاچاق تاكنون پيشرفت خوبي داشته و با همين شدت دنبال خواهد شد.
وي تشديد كنترل مبادي مرزي، بازارچه هاي مرزي و گلوگاه هاي استان و تشكيل كارگاه هاي آموزشي رااز جمله اقدامهاي صورت گرفته براي مبارزه با قاچاق عنوان كرد و افزود: كميسيون مبارزه با قاچاق كالا و ارز خراسان رضوي تلاش كرده با ايجاد تعامل ميان دستگاه هاي متولي، اقدامهاي اطلاعاتي مبارزه با باندهاي قاچاق را تقويت كند.معاون سياسي اجتماعي استانداري خراسان رضوي به ارتباط تجارت سياه قاچاق با موضوعات مختلف فرهنگي، سياسي و اجتماعي اشاره كرد و گفت: با توجه به شرايط جغرافيايي استان و حجم بالاي زائران امام رضا(ع)، خراسان رضوي شرايط ويژه اي در امر مبارزه با قاچاق دارد.وي با اشاره به كنترلهاي شديد مرزهاي خراسان رضوي افزود: بسياري از كالاهاي قاچاق استان از استانهاي همجوار به خراسان رضوي وارد مي شوند.
وي گفت: دشمنان پس از ناكامي در مبارزات فرهنگي با مردم باهوش ايران، امروز به قاچاق كالا و مواد مخدر متوسل شده اند تا جوانان را آلوده كنند.

  


تولدي دوباره از زبان بيماران ؛ سر اين منقل «ابليس» نشسته است

 

از سيگار شروع كردم
عباس 22 ساله يكي از اين نجات يافتگان است كه از 9 ماه پيش پاك شده و به قول خودش سه ماه ديگر اولين سال تولدش را جشن مي گيرد.




او درباره اعتيادش مي گويد: ابتدا از سيگار شروع كردم. چون پدرم سيگار مي كشيد من هم خواستم احساس كنم كه بزرگ شده ام. كشيدن ترياك را هم از 16 سالگي شروع كردم بيشتر از روي كنجكاوي و اينكه مي خواستم دوستانم را تحت تأثير قرار دهم و در ضمن دوست داشتم رفقا تأييدم كنند. من هرگز تصور نمي كردم كه معتاد شوم فكر مي كردم با ديگران تفاوت دارم. وقتي به خود آمدم تا گلو در اين منجلاب فرو رفته بودم و مدت 5 سال تمام كريستال مصرف مي كردم.
سرانجام روزي رسيد كه ديگر توانايي مصرف را نداشتم به همين دليل تصميم گرفتم ترك كنم ولي متأسفانه به علت ناآگاهي با اينكه انگيزه داشتم هر بار ترك مي كردم موفق نمي شدم و كار به جايي رسيد كه دچار افسردگي شدم چون به خودم به چشم يك مجرم نگاه مي كردم و دائماً خودم را سرزنش مي كردم. اطرافيان هم مرتباً ملامتم مي كردند و مي گفتند تو اراده قوي نداري تا اينكه با گروهي آشنا شدم كه خودشان هم روزي معتاد بودند. آنها به من فهماندند كه تو يك بيماري نه مجرم. وقتي ديدم بيشتر افراد گروه سالهاست ترك كرده اند اميد در دلم زنده شد و فهميدم كه واقعاً مي توان ترك كرد. اكنون مدتهاست كه از اين وابستگي «شوم» خود را نجات داده ام و حالا احساس مي كنم دوباره متولد شده ام.
عواطف و احساسات من نسبت به ديگران تغيير كرده است. قبلاً به مادرم به چشم يك فرد مشكل دار نگاه مي كردم چون هرچه پول مي خواستم در اختيارم قرار نمي داد به همين دليل كينه او را در دل مي گرفتم ولي پس از ترك اعتياد نگاهم نسبت به زندگي و اطرافيان عوض شد و در حال حاضر احساس شادي و آرامش مي كنم.
دوباره متولد شدم
اشكان 25 ساله و يكي ديگر از نجات يافتگان 7 ماه پيش خود را از اين وابستگي خانمانسوز رهانيده است. او مهمترين دليل اعتيادش را خلاء روحي و عاطفي مي داند و مي گويد: بيشتر افراد معتاد با مصرف مواد مي خواهند اين خلاء را پر كنند. من نيز به دليل اطلاعات نادرست كه فكر مي كردم با چند بار مصرف آدم معتاد نمي شود به سوي اعتياد كشيده شدم و هر بار مصرف مي كردم به خودم مي گفتم من با ديگران فرق دارم هروقت دلم خواست كنار مي گذارم ديگر نمي دانستم وقتي به اين سم مهلك عادت كردم تمام زندگي و فكر و ذكرم مواد مي شود. از صبح تا شب يا در حالت نشئگي به سر مي بردم يا خماري و طوري در اين منجلاب غرق شدم كه در سن 21 سالگي كريستال مصرف مي كردم تا سرانجام به فكر ترك افتادم ولي چون راهنمايي كه انتخاب مي كردم سم را از بدن من خارج مي كرد ولي وسوسه مواد از مغزم بيرون نمي رفت به همين دليل موفق نمي شدم سرانجام از يكي از دوستان پيامي دريافت كردم كه ترك گروهي را به من پيشنهاد داده بود. ديدم بسياري از افراد كه وضعشان به مراتب بدتر از من بود كنار گذاشته اند من هم به گروه آنها پيوستم و خدا را شكر موفق شدم و اكنون 7 ماه است كه دوباره متولد شده ام در حال حاضر از آشفتگيهاي مواد رهايي پيدا كردم . سر ساعت معين مي خوابم و به موقع غذا مي خورم.
اعتياد يا بيماري
دكتر كامران جاويدي، يكي از درمانگران فعال ترك اعتياد است. او مي گويد: شعاري در بين مردم رايج است كه مي گويند پيشگيري راحت تر از درمان است. البته اين شعار درست است ولي از لحاظ تعريف بهداشتي ما سه مرحله پيشگيري داريم. اولاً ما به اعتياد بايد به عنوان يك بيماري نگاه كنيم. در اين صورت شرط اول پيشگيري اين است كه بايد كاري كنيم كه بيماري اتفاق نيفتد و افراد گرفتار مواد مخدر نشوند. راهكارهاي اين پيشگيري در حيطه كار طبابت و درمان نيست و راهكارهاي اجتماعي دارد چون مسأله خيلي وسيع تر از سطح درمان است. مرحله دوم پيشگيري اين است كه اگر كسي مبتلا شد او را هر چه زودتر از شر عوارض بيماري نجات دهيم كه اين مرحله پيشگيري همان درمان است.
مرحله سوم پيشگيري هم وقتي بيماري اتفاق مي افتد و عوارض و تبعات آن در سطح خانواده و نهايتاً در اجتماع همه گير مي شود بايد كاري كنيم كه عوارض و تبعات آن به حداقل برسد بنابراين در مورد اعتياد هم مثل هر بيماري ديگر در هر يك از اين سطوح پيشگيري مي توانيم مداخله كنيم. مثلاً در مرحله اول بايد فرهنگ سازي كرد و با اين باورهاي غلط و خرافي كه برخي از افراد دارند و تصور مي كنند با مصرف مواد مخدر مي توانند بيماريها و دردهايشان را درمان نمايند و يا مصرف مواد سطح كاركردشان را بالا مي برد، مبارزه كنيم. به طور كلي همه افرادي كه براي اولين بار مصرف مواد مخدر را تجربه مي كنند فكر نمي كنند روزي معتاد شوند و پيش خود مي گويند با يكي دو بار مصرف كه آدم معتاد نمي شود و يا ما مي توانيم مصرف خود را كنترل كنيم.
زيرا اين افراد خودشان را از سايرين با اراده تر مي دانند و فكر مي كنند تبصره يك قانون هستند و هرگز گرفتار نمي شوند. اين يك باور غلط است كه هيچ گاه صحت پيدا نمي كند. كسي كه تجربه اول مصرف مواد را دارد، دير يا زود متوجه مي شود كه مصرف او به صورت روزمره يا دائمي در آمده و مصرف روزمره همان اعتياد است. ما با بعضي از افراد معتاد كه صحبت مي كنيم مي بينيم از چند ماه تا چند سال تفنني مصرف كرده اند كه البته آنها به اين نوع مصرف تفنني مي گويند وما سوء مصرف مي گوييم سپس به وابستگي رسيده اند كه در جامعه به آن اعتياد مي گويند. به هر حال وقتي كسي بيماري اعتياد پيدا كرد اگر به او به چشم يك بيمار نگاه كنيم راه حل هاي درماني هم وسيع است. از قبيل درمانهاي دارويي، مداخله مشاوره اي كه مي تواند به صورت فردي يا گروهي باشد مانند يك سري گردهمايي ها ي خودياري يا خود درمانگر كه معمولاً به صورت سمن (NGO) اداره مي شود و يا گروه معتادان گمنام كه هركدام از اينها تا حدودي مي توانند در امر درمان كمك كننده باشند ولي اينكه هريك از آنان تصور كنند روش ديگري غلط است اين درست نيست چون به نظر مي رسد اين مراكز يا گروهها مي توانند با هم آثار مكمل داشته باشند و ديگر اينكه چون افراد از نظر سرشتي با هم تفاوت زيادي دارند هر نوع درمان براي هر فردي ممكن است مناسب تر باشد بنابراين اينكه ما خواسته باشيم يك روش درماني را به همه افراد پيشنهاد كنيم، كار درستي نيست.به هر حال كسي كه معتاد مي شود هنگامي تصميم به درمان مي گيرد كه به آخر خط رسيده و احساس مي كند شرايط زندگيش را از دست داده است در اين صورت حاضر مي شود به هر روشي چنگ بزند تا خود را از قيد اعتياد خلاص كند. اينجاست كه يك عده افراد سودجو پيدا مي شوند و وقتي مي بينند كسي گرفتار است و دنبال راه حل مي گردد از موقعيت او سوء استفاده مي كنند و با راه حل هاي غير اصولي فرد معتاد را از ترك كردن پشيمان مي كنند. بنابراين اين وظيفه دولت و مسؤولان مملكتي است كه در اين زمينه به مردم هشدار بدهند و از اين روشهاي غيرعلمي و غير اصولي جلوگيري نمايند.

  


سندي براي كاهش جمعيت معتادان

 

جانشين دبير كل ستاد مبارزه با موادمخدر مي گويد: ايران به دليل شرايط خاص جغرافيايي تاكنون هزينه هاي زيادي در راه مبارزه با موادمخدر پرداخت كرده و به موفقيتهاي منحصر به فردي نيز دست يافته است.
«طه طاهري» معتقد است: ايران محوري ترين عنصر در مبارزه با مواد مخدر در منطقه است و امروزه مبارزه با اين معضل براي همه مسؤولان كشور، گامي براي پيشرفت و تعالي نظام است.
«طاهري» گفت: ايران مدعي جلوتر بودن نسبت به بسياري از كشورهاي اروپايي در زمينه هاي درمان و كاهش آسيب معتادان است و مزيت ايران در اين زمينه، برخورداري از قانون جامع مبارزه با موادمخدر و بازنگري هر ساله آن است.
وي با اشاره به برنامه هاي سند چشم انداز 20 ساله، گفت: تا پايان اين برنامه، 80 درصد معتادان كشور تحت درمان قرار مي گيرند و از جمعيت معتادان نيز 20 درصد كاسته مي شود.
وي به افزايش كشت موادمخدر در افغانستان با وجود حضور نيروهاي ناتو اشاره كرد.

  


محكومان به اعدام از روزهاي سياه مي گويند؛ ضيافت مرگ!

 

* ناطق

گوشه زندان چمباتمه زده و به آينده نامعلوم خود فكر مي كند. هرگاه او را صدا مي زنند، بند دلش پاره مي شود و با خود مي گويد،



وقتش رسيده و بعد به اعدام فكر مي كند، به آن لحظه اي كه دو نفر زير بغلش را مي گيرند و در حالي كه زانوهايش از شدت ترس مي لرزد و ياراي رفتن ندارد، او را كشان كشان به طرف جايگاه اعدام مي برند.

حكايت اول: كوكب
اسمش كوكب و اهل زاهدان است. به جرم حمل موادمخدر به اعدام محكوم شده است.
خودش مي گويد: روي زمين كار مي كردم و روزي دو هزار تومان مي گرفتم. يكي از همسايه هاي ما كه مهاجر بود، فريبم داد و گفت كه براي من كار كن و روزي 20 هزار تومان دستمزد مي دهم و من هم از روي ناچاري قبول كردم، چون از شوهرم جدا شده بودم و نمي خواستم سربار مادرم باشم. دو كيلو كريستال به بجنورد مي بردم كه دستگير و به اعدام محكوم شدم. حالا كه فكر مي كنم دو كيلو كريستال چه جوانهايي را بدبخت مي كند و چه خانواده هايي را به روز سياه مي نشاند، مي بينم مجازات اعدام هم براي امثال ما كم است.

حكايت دوم: خورشيد
خورشيد هم 28 سال دارد. او به جرم حمل نيم كيلو هرويين ابتدا به اعدام و سپس به حبس ابد محكوم شده است.
او مي گويد: چهار سال است كه روزها و شبها را مي شمارم نه اينكه اميدوار باشم روزي از زندان آزاد مي شوم، بلكه حساب مي كنم كه چه مدت ديگر ممكن است از عمرم باقي مانده باشد و دعا مي كنم كه خدا مرا ببخشد و ببرد، چون گناه بزرگي مرتكب شده ام، اما چه كنم، خاله ام مرا فريب داد. راستش را بخواهيد شوهرم شغل و كاري نداشت و مرا وادار مي كرد كار كنم و خرج او و بچه هايم را بدهم. براي خاله ام كار مي كردم، وقتي هم دستگير شدم، به من گفت كه مرا معرفي نكن، سند مي گذارم و آزادت مي كنم، اما الان چهار سال است كه زنداني شده ام و او حتي به ملاقاتم هم نمي آيد.

حكايت سوم: ناهيد
ناهيد هم به قول خودش محكوم به اعدام ابد است! 35 سال سن دارد. مي گويد: از طريق دوست شوهرم اغفال شدم. او از يكي از شهرها مواد مي آورد و توزيع مي كرد، من و شوهرم نيز به پيشنهاد او وارد اين كار شديم. وقتي لو رفتيم و دستگير شديم 300 گرم هرويين داشتيم. شوهرم گفت، جرم را تو به گردن بگير، من كه آزاد شدم وسيله آزادي تو را نيز فراهم مي كنم و من فكر كردم او مرد است و پشت مرا دارد، اما اشتباه مي كردم، چون وقتي آزاد شد ديگر اسمي از من نبرد و بچه ها را پيش مادرم انداخت و رفت. بيچاره مادرم گفت، نكن اين كارها را، عاقبت خوبي ندارد، اما من گوش نكردم و حالا بايد تاوانش را هم بدهم.

بد نيست سري هم به بند مردان بزنيم
حكايت چهارم: در بند مردان
* مراد 40 سال دارد و 14 سال است كه در زندان به سر مي برد. 38 كيلو موادمخدر به همراه داشته است.
او مي گويد: بيشتر مردم مرزنشين فقير هستند، من كشاورز بودم و درآمدم كفاف مخارج خانواده ام را نمي داد. يك دوست ناباب زير پايم نشست و مرا تشويق به اين كار كرد و با هم دستگير شديم، او سابقه دار بود و به اعدام محكوم شد و من كه سابقه نداشتم، ابتدا به اعدام و سپس با يك درجه تخفيف به حبس ابد محكوم شدم. من اصلاً به زندان فكر نمي كردم و همه فكر و ذكرم به درآمدي بود كه از اين راه نصيبم مي شد، غافل از اينكه پول حرام بركتي ندارد و حالا خيلي پشيمانم و مي دانم كه اشتباه كردم، اما ديگر پشيماني سودي ندارد.* عبدالرحمن نيز به جرم حمل موادمخدر دستگير و به اعدام محكوم شده است.او خود را بي گناه مي داند و مي گويد: شغل ما برنجكاري و چايكاري است، من در مشهد با يكي از بچه هاي تربت جام آشنا شدم و كم كم آشنايي ما به دوستي تبديل شد. يك روز از تربت زنگ زد و از من خواست در پايانه كيفش را از يك نفر بگيرم و برايش نگه دارم تا خودش برسد. مي گفت، الان حركت كردم و تا يك ساعت ديگر مشهد هستم. من بي خبر به پايانه رفتم و طبق نشاني هاي او كيفش را از يك نفر گرفتم، اما چند دقيقه بعد مأموران انتظامي مرا دستگير كردند، هر چه گفتم كه كيف مال من نيست، قبول نكردند و دوستم را معرفي كردم، اما او همه چيز را انكار كرد و آزاد شد و من الان مدتي است در زندان هستم و در انتظار اعدام شب و روز مي شمارم. پدرم مرا عاق كرده و هيچ يك از فاميل سراغم را نمي گيرند. ديگر از مرگ نمي ترسم و آرزو دارم هر چه زودتر اعدامم كنند تا از اين خفت و خواري و دلهره نجات پيدا كنم.* احمد را هم رفيق ناباب فريب داده است. او نيز به جرم حمل 10 كيلو كريستال محكوم به اعدام شده است.او در اين باره مي گويد: دوستي داشتم كه قاچاقچي بود، اما اوايل نمي دانستم. وقتي ديد وضع مالي من خوب نيست، پيشنهاد داد كه برايش مواد جا به جا كنم. دفعه اولي كه مأموريتم را با موفقيت انجام دادم، او 200 هزار تومان به من داد. ديدم درآمد خوب و آساني است. دفعه بعد قرار شد 10 كيلو كريستال را به مشهد بياورم. من با موتور از بيراهه انداختم و به طرف مشهد حركت كردم، اما مأموران هوشيار بودند و مرا دستگير كردند، كريستالها نيز كشف و ضبط شد و مرا هم به اعدام محكوم كردند.

  


در گفتگو با فرماندهان نيروي انتظامي و نماينده مردم مشهد بررسي شد؛
پول، چالش بزرگ انسداد مرزهاي شرقي

 

* محمود مصدق

كنترل مرزها و بويژه مرزهاي شرق كشور به منظور حفظ امنيت مرزنشينان و ساكنان اين مناطق و مبارزه با قاچاق موادمخدر و انسان



به عنوان يكي از وظايف ذاتي همواره مورد توجه نيروي انتظامي بوده است، اما وقوع حادثه تاسوكي و كشته، مجروح و اسير شدن حدود 35 تن از هموطنانمان در شامگاه بيست و چهارم اسفندماه 84 توسط يك گروه تروريستي موجب شد تا پليس تمهيدات خاصي در اين ارتباط بينديشد.
از اين رو نيروي انتظامي، پروژه انسداد فيزيكي مرزهاي شرق كشور را به صورت جدي در دستور كارش قرارداد و حتي در ابتدا آن را در سال 85 و با بودجه داخلي اش آغاز كرد.
حال پس از گذشت حدود 2/5 سال از اجراي طرح ياد شده كه با تبليغات گسترده نيز همراه بوده است، به بررسي آن پرداختيم تا ببينيم در چه مرحله اي قراردارد و با چه مشكلاتي مواجه است.
* رئيس پليس: اين طرح توجيه اقتصادي هم دارد




سردار اسماعيل احمدي مقدم، فرمانده نيروي انتظامي كه پيشتر از تكميل فاز نخست عمليات انسداد مرزها در سيستان و بلوچستان تا دهه فجر امسال خبرداده بود، در گفتگو با خبرنگار ما با اشاره به اينكه انسداد مرزها تأثير زيادي در جلوگيري از شرارتها، قاچاق مواد مخدر، تردد اتباع بيگانه و ديگر مشكلات ناشي از آن دارد، مي گويد: اجراي اين طرح كاملاً توجيه اقتصادي دارد، چون هر واحد هزينه و سرمايه گذاري در مرزها از نظر اقتصاد ملي چندين واحد سوددهي خواهد داشت.
به گفته وي، نيازي نيست بار مالي جديدي برمردم و كشور تحميل شود، بلكه فقط كافي است جلوي قاچاق سوخت، كالا و اتباع بيگانه را كه علاوه بر خسارتهاي سنگين مالي آسيبهاي جدي به صنعت و توليد كشور وارد مي كنند را بگيريم.
رئيس پليس كشور اعتبارات و زمان را مشكلات عمده در تكميل ديگر فازها مي داند و مي گويد: حتي اگر منابع مالي هم تأمين شود، اجراي كار زمانبر خواهد بود.
سردار احمدي مقدم تصريح مي كند: خوشبختانه اجراي اين طرح را همه مسؤولان پذيرفته اند و مجلس شوراي اسلامي نيز در تأمين اعتبارات همراه ماست.
* رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر: راه اشرار مسدود مي شود
همچنين سردار حسين آبادي با اشاره به اينكه به منظور تأمين امنيت مناطق مرزي، مبارزه با قاچاق مواد مخدر، اشرار و اتباع



غيرمجاز به كشور طرح انسداد مرزهاي شرقي كه شامل احداث ديوارهاي بتني، كانال، نصب سيم خاردار، ايجاد برجكهاي نگهباني، استقرار رادارهاي الكترونيكي و ديجيتالي و غيره است، در سال 85 و پس از حادثه تاسوكي با تأسيس قرارگاه رسول اكرم (ص) و سه قرارگاه ديگر در استانهاي سيستان و بلوچستان، خراسان جنوبي و كرمان آغاز شد، مي گويد: نيروي انتظامي در ابتدا، كانال كشي مسير زاهدان به سمت زابل را به عرض 5 و عمق 4 متر شروع كرد. در حقيقت با كندن اين كانال توانستيم دشت تاسوكي را كه محل تردد اشرار و قاچاقچيان مواد مخدر بود، مسدود كنيم.
وي در خصوص اجراي فاز دو اظهار مي دارد: همزمان با زدن كانال در مسير زاهدان به سمت زابل اجراي عمليات فاز ديگر شروع شد، به طوري كه تا پايان سال 85 توانستيم 18 كيلومتر مسير ميرجاوه به زابل را كانال كشي كنيم.
رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا با اشاره به اينكه جداسازي روستاهاي ايران از روستاهاي افغانستان در منطقه زابل با ايجاد ديوارهاي بتني از ديگر كارهاي پليس بود، مي افزايد: نيروي انتظامي علاوه بر كانال كشي 400 كيلومتر از مرزهاي شرقي، توانست تا پايان سال ياد شده حدود 800 كيلومتر خاكريز و 140 كيلومتر سيم خاردار بزند.
حسين آبادي سپس به سال 86 اشاره و تصريح مي كند؛ در اين سال اجراي طرح انسداد مرزهاي شرقي كاملاً متوقف شد، چون وزارت كشور 100 ميليارد تومان اعتباري را كه مجلس شوراي اسلامي براي انسداد فيزيكي مرزهاي شرق اختصاص داده و در اختيارش گذاشته بود، به جاي آنكه به ناجا بدهد بين تمام استانهاي كشور تقسيم كرد كه استان سيستان و بلوچستان سهم خود از اين اعتبار را صرف پرداخت بدهي هاي قبلي اش در امور آب و برق و غيره كرد.
وي در ادامه با اشاره به اينكه با آغاز سال جاري بار ديگر كار انسداد مرزهاي شرقي به ناجا محول شد مي افزايد: از اين رو مجلس شوراي اسلامي براي انسداد مرزهاي شرقي 104 ميليارد تومان اعتبار اختصاص داد كه پليس نيز اجراي پروژه را شروع كرد، به طوري كه هم اكنون ايجاد ديوار بتني از 18 كيلومتر به 40 كيلومتر و كانال كشي نيز با 600 كيلومتر به پايين ريوان رسيده است.
حسين آبادي مي افزايد: همچنين كانال كشي منطقه «جكي گور» از دشت پيشين تا دريا به منظور جلوگيري از تردد خودروها به پاكستان با اعتبار مالي جديد شروع شده است.
رئيس پليس مبارزه با مواد مخدر ناجا با اشاره به اينكه تا پايان سال جاري 140 برجك در سي كيلومتر درياچه هامون زده خواهد شد اظهار اميدواري كرد، شهرستان زابل به يك نقطه قابل اتكا تبديل شود.
اين مقام پليس اضافه مي كند: البته استقرار رادارهاي الكترونيك در پاسگاههاي مرزي كه تا 30 كيلومتر قادر هستند تردد خودروها را ثبت كنند و همچنين استفاده از كايتهاي موتوري براي گشت زني در مرزها از ديگر اقدامهاي پليس براي انسداد مرزهاي شرقي تاكنون بوده است.
وي مي گويد: اگر بتوانيم طي 5 سال 500 ميليارد تومان براي انسداد مرزهاي شرقي هزينه كنيم، مي توانيم مرز را به ثبات برسانيم.
وي با تأكيد براينكه در صورت انسداد مرزهاي شرقي ايران مسير ترانزيت موادمخدر تغيير مي كند، مي گويد: هر چه مرزهاي ما بيشتر تحت كنترل قرار گيرد، ترانزيت مواد مخدر بيشتر به سمت آسياي ميانه هدايت مي شود.
وي عدم برخورداري پليس از تجهيزات فني و الكترونيكي مهم مثل ايكس ري و بادي اسكنر براي كنترل خودروها و انسان در ايستگاههاي بازرسي را يكي از مشكلات عمده نيروي انتظامي مي داند و مي گويد: با انسداد كامل مرزها از لحاظ قاچاق مواد مخدر و ورود اتباع غير به كشور به حد متعارف جهاني مي رسيم. يعني ديگر كشفيات مواد مخدر ما به صورت تني نخواهد بود.
وي از دولت و مجلس شوراي اسلامي مي خواهد كه به مرزها به عنوان يك اولويت مهم نگاه كنند.
* نماينده مردم مشهد: لايحه ويژه تدوين مي شود
از سوي ديگر جواد كريمي قدوسي، نماينده مردم مشهد و كلات و عضو كميسيون امنيت ملي مجلس شوراي اسلامي مي گويد: انسداد مرزها زماني ضرورت يافت كه بحران ناامني شرق را فرا گرفت. از اين رو دولت تصميم گرفت براي كنترل مرزها سرمايه گذاري كند، به همين منظور لوايحي را براي تعيين اعتبار به مجلس داد كه با وجود تخصيص اعتبارات مالي باز ناامني ها ادامه يافت.
وي با اشاره به اينكه در حال حاضر كميسيون امنيت ملي به مرحله اي رسيده كه لايحه اي ويژه در اين رابطه تهيه كند، مي افزايد: طي دو ماه گذشته موضوع كنترل و تقويت مرزهاي شرقي و غربي با حضور نمايندگان انتظامي در كميسيون امنيت ملي مورد بحث و بررسي قرار گرفت.
وي با اشاره به اينكه احتمالاً تا دو هفته ديگر اين لايحه با فوريت در مجلس شوراي اسلامي مطرح مي شود، مي گويد: با توجه به اتفاق نظر نمايندگان پيش بيني مي شود، پروژه انسداد مرزها به عنوان يك طرح ويژه و منسجم به تصويب مجلس برسد.
اين عضو كميسيون امنيت ملي با تأكيد بر اينكه مجلس تاكنون نيز بر مرزها نظارت داشته است، تصريح مي كند. در حال حاضر نيز من و دو نماينده از خراسان جنوبي و سيستان و بلوچستان بر انسداد فيزيكي مرزها نظارت داريم.وي با بيان اينكه اجراي پروژه انسداد مرزها دچار ضعف هايي بوده است مي گويد: به خاطر ضعف مهندسي برخي استحكامات مرزي دچار فرسايش شده و هزينه هاي انجام شده نتوانسته تأثيرگذار باشد.وي تصريح مي كند: همچنين بخش ديگري از مرزها بايد به صورت الكترونيكي و با فناوريهاي جديد كنترل شوند.ضمن آنكه مناطق ممنوعه مرزها مشخص و تردد در آنجا جرم شناخته شود.كريمي با بيان اينكه در مجموع نقاط ضعف و قوت مرزها احصاء شده است مي گويد: براي انسداد مرزهاي شرقي سه ميليارد تومان اعتبار نياز است كه اين رقم با توجه به تأثيراتي كه در بعد اجتماعي و فرهنگي و اقتصادي دارد مبلغ زياد ي نيست.
نماينده مردم مشهد و كلات در پايان اظهار مي دارد: اگر لايحه موردنظر در مجلس شوراي اسلامي تصويب شود، انسداد مرزها به عنوان يك طرح ملي در برنامه پنج ساله گنجانده و تعيين اعتبار خواهد شد و در غير اينصورت تلاش نمايندگان بر اين است كه سال آينده نيز براي كنترل مرزها اعتبار بيشتري تعيين كنند.

  


غفلت آموزش و پرورش

 

مشاور امور جوانان دبير كل ستاد مبارزه با مواد مخدر كشور گفت: براي پيشبرد اهداف پيشگيري از اعتياد نيازمند مشاركت مردم هستيم.




محمد صادق فتح اللهي اظهار داشت: دشمن همواره با يك استراتژي مقابل اين نظام ايستاده است و امروز در همين راستا به سمت عرضه مواد مخدر حركت كرده است.
وي خاطر نشان ساخت: حضور نيروهاي بيگانه در افغانستان باعث شده كه توليد مواد مخدر در اين كشور افزايش پيدا كند و مشخص است سازماني پشت قضيه افزايش توليد مواد مخدر در جهان وجود دارد كه دولت به تنهايي نمي تواند در مقابل آن بايستد، بنابراين در همين راستا كمك سازمانهاي مردم نهاد بسيار مؤثر است.
وي تأكيد كرد: در اين راستا دستگاه هاي دولتي هم بايد براي حضور مردم ظرفيت سازي انجام دهند.
وي ادامه داد: امروز تهديدات عليه ما فقط نظامي نيست و داراي جنبه هاي ديگر هم شده است و يكي از آن جنبه ها بحث مواد مخدر است.
وي خاطر نشان ساخت: فروپاشي، سرنوشت جامعه اي است كه خانواده خود را از دست بدهد، بنابراين خانواده ها بايد در تمام عرصه ها از جمله مواد مخدر وارد شوند.
وي در اين راستا گفت: متأسفانه ما تعليم و تربيت خود را به سامان نكرده ايم و خانواده ها نمي دانند چگونه فرزندان خود را تربيت كنند و متأسفانه آموزش و پرورش هم در اين زمينه غافل است. ما در اين زمينه داشته هاي زيادي داريم، اما از آنها استفاده نمي كنيم.
وي گفت: در خصوص بحث مبارزه با مواد مخدر غير از ورود مردم راهكار ديگري نداريم.

  


مدير زندان مركزي مشهد: فقرزدايي كنيد ريشه قاچاق خشك مي شود

 

اشاره:بيش از دو دهه است كه جمهوري اسلامي ايران سرسختانه با توزيع و مصرف مواد مخدر مبارزه مي كند و در اين راه هزينه هاي



زيادي اعم از مالي و انساني متحمل شده است به طوري كه طي اين سالها تعداد زيادي از بهترين فرزندان اين آب و خاك به درجه رفيع شهادت رسيده يا جانباز شده اند و ميلياردها تومان از سرمايه هاي ملي كشورمان صرف اين مبارزه شده است.
در مقابل چندين هزار نفر نيز به دليل حمل و توزيع مواد مخدر در سراسر كشور به حبسهاي طولاني مدت يا ابد محكوم شده اند و در زندانها بسر مي برند.
با توجه به افزايش آمار كشفيات و دستگيرشدگان در ارتباط با مواد مخدر كه بيش از ظرفيت زندانهاست برخي از مسؤولان قضايي اشد مجازات را براي قاچاقچيان لازم و ضروري مي دانند در حالي كه بسياري از كارشناسان شدت مجازات را لازم و چاره ساز نمي دانند و معتقدند آموزش و پيشگيري بهترين راه مبارزه با اين بلاي خانمانسوز است. در اين مورد گفتگويي با محمدعلي بلوكي، مدير زندان مركزي مشهد انجام داده ايم كه مي خوانيد:
* با وجود تلاشهاي زيادي كه مسؤولان در امر مبارزه با مواد مخدر انجام مي دهند باز هم با افزايش آمار معتادان و گسترش قاچاق مواد مخدر مواجهيم، شما اين مسأله را چگونه توجيه مي كنيد؟
** ما در حال حاضر با بحرانهاي مختلفي در جامعه رو به رو هستيم كه يكي از آنها معضلي به نام مواد مخدر و داروهاي روان گردان است كه جامعه را سخت درگير و مشغول به خود كرده و با وجود تلاشها و مبارزات زيادي كه نيروهاي انتظامي و دستگاه هاي قضايي در اين رابطه انجام مي دهند باز هم با گسترش مواد مخدر در جامعه رو به رو هستيم و مي طلبد كه اين تلاشها و مبارزه ها با قاطعيت بيشتري تداوم يابد. زيرا بحث گسترش مواد مخدر يك دسيسه سياسي است و كساني كه سر عناد با جمهوري اسلامي دارند مي خواهند از اين طريق جامعه را در معرض آسيب قرار دهند. از سوي ديگر در مرزهاي شرقي ما بزرگترين توليد كننده مواد مخدر وجود دارد به همين دليل مرزهايي كه با اين نقطه همجوار هستند آسيب پذيري شان خيلي بيشتر است، از جمله استان خراسان كه با وجود همه تلاشها و اقدامهاي قابل توجهي كه انجام شده باز هم شاهد افزايش آمار معتادان هستيم. زيرا مافياي جهاني مواد مخدر از ايران به عنوان مسير ترانزيت به راحتي صرفنظر نمي كنند و مي طلبد كه ما همچنان با قاطعيت به مبارزه بي امان خود با سوداگران مرگ ادامه دهيم.
* به نظر شما چرا اخيراً معتادان كريستال و قرصهاي روان گردان را جايگزين ترياك كرده اند حال آنكه ضرر آنها به مراتب بيشتر از ترياك است؟
** در حال حاضر قرصهاي روان گردان و كريستال به دليل اينكه حجم كمتري را مي برند و جابجايي آنها نيز آسانتر است جايگزين ترياك شده است. به طوري كه 68 درصد كشفيات ما در مورد ترياك است و طبق تحقيقات در مورد كشفيات ترياك در جهان ما رتبه اول را داريم و در مورد هرويين در رتبه دوم و حشيش در رتبه پنجم هستيم. متأسفانه در بسياري از كشورها با سوداگران موادمخدر برخورد اساسي نمي شود شايد به همين دليل طبق آمار از كل جمعيت جهان در سنين بين 15 تا 64 سال حدود 200 ميليون نفر معتاد به مواد مخدرند كه اين آمار خيلي تكان دهنده است. در ايران نيز طبق تازه ترين تحقيقات حدود يك ميليون و 200 هزار نفر معتاد داريم كه اين نيز قابل تأمل است. ولي با حركتي كه اخيراً در امر مبارزه با مواد مخدر و ترك اعتياد شروع شده در حال حاضر 75 درصد معتادان به ترك اعتياد گرايش پيدا كرده اند كه مي تواند اميد و نقطه روشني باشد كه اگر در اين جهت برنامه ريزي مناسبي داشته باشيم شايد بتوانيم اين مشكلات را به حداقل برسانيم.
* در حال حاضر چه تعداد از سوداگران موادمخدر محكوم به اعدام يا حبس ابد هستند و آيا مجازاتهاي سنگين براي آنها ضروري است؟
** متأسفانه 65 درصد از جمعيت كيفري ما در رابطه با اعتياد و قاچاق مواد مخدر است كه از اين ميان حدود 400 تا 500 نفر از زندانيان بلاتكليف هستند و جرايم و احكام سنگيني دارند. به اعتقاد من مجازاتهاي سنگين براي بسياري از قاچاقچيان حرفه اي لازم است چون به هر حال اگر پرونده هر يك از آنها را بررسي كنيم مي بينيم اين افراد كريستال را كيلويي جابجا مي كردند و داراي سوابق متعددي هستند. علاوه بر آن در گذشته از عفو نيز بهره مند شده اند.
* در كنار مبارزه با عوامل اصلي سوداگران و قاچاقچيان مواد مخدر چه راهكارهاي ديگري را در اين زمينه پيشنهاد مي كنيد؟
** به نظر مي رسد هر چه سطح ارتقاي تحصيلي افراد افزايش پيدا كند گرايش آنها نسبت به ارتكاب جرم كمتر مي شود. اگر به آمار تحصيلكرده هاي جمعيت زندان نگاه كنيم مي بينيم حدود 70 درصد مددجويان، كم سواد هستند و اين نشان مي دهد كه در بحث آموزش و تحصيلات بايد بيشتر كار كنيم. علاوه بر اين تلاش در جهت فقرزدايي، ايجاد اشتغال و افزايش درآمد اقتصادي خانواده ها را بايد مدنظر قرار داد، زيرا قاچاقچيان حرفه اي از فقر و ناآگاهي خانواده هاي كم درآمد جهت حمل و نگهداري مواد مخدر نهايت سوء استفاده را مي كنند بنابراين به نظر مي رسد آموزش و آگاه كردن جوانان و نوجوانان از خطرات و مضرات مواد مخدر بهترين راه مبارزه با اين بلاي خانمان برانداز است.
* چه اقدامهايي در داخل زندان براي اصلاح و تربيت اين قشر انجام مي شود؟
** بيشتر خلافكاراني كه در اين وادي قدم گذاشته اند كساني هستند كه علاوه بر فقر اقتصادي و فرهنگي از لحاظ مذهبي و اعتقادي نيز بسيار ضعيف و ناآگاهند، به همين خاطر براي آشنايي اين قبيل افراد با آموزه هاي مذهبي و اعتقادي تعدادي روحاني با ما همكاري دارند.همچنين براي ارتقاي سطح تحصيلي و افزايش دانش و آگاهي مددجويان در زندان، آموزش كلاسيك تحصيلي از سوادآموزي تا مقطع دانشگاهي فعال است چنان كه تعداد زيادي از مددجويان موفق به اخذ ديپلم شده و به دانشگاه راه يافته اند.
* ناطق

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com