صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
حوادث
پنجره
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
ويژه نامه پرونده
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-22
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

شنبه 2آذر ماه 1387


گفتگو با يك زنداني؛ طعم تلخ زندان با اسانس اعتياد

 

* خجسته ناطق


زندان وكيل آباد- بند زنان
روز سه شنبه 21 آبان براي گفتگو با يك زنداني وارد زندان و بند زنان مي شوم. مددكار زندان طبق معمول به كتابخانه هدايتم مي كند.





در كتابخانه تعدادي از زنان زنداني مشغول مطالعه هستند و با ورود ما سر از روي كتاب بر مي دارند و دوباره به كار خود ادامه مي دهند. گوشه خلوتي را انتخاب مي كنم و به انتظار مي نشينم تا مددكار فردي را براي گفتگو معرفي كند.
انتظارم كمي طولاني مي شود. براي اينكه خود را مشغول كنم به يكي از زنان نزديك مي شوم و مي پرسم چه كتابي مي خواني؟ لبخندي مي زند و مي گويد: كتاب حافظ را مي خوانم و بعد اضافه مي كند فال حافظ گرفتم تا ببينم كي از زندان آزاد مي شوم. يكي ديگر از زنان زندان سر از كتاب بر مي دارد و مي گويد: جرم تو در رابطه با مواد مخدر است، حالا حالاها ميهمان ما هستي !در همين هنگام مددكار زندان به همراه زن جواني كه براي گفتگو در نظر گرفته است، بر مي گردد. زن جوان مؤدبانه سلام مي كند و رو برويم مي نشيند. از طرز برخوردش به نظر مي رسد از خانواده تحصيلكرده و سطح بالايي باشد. از او مي خواهم خودش را معرفي كند، كه مي گويد: من فهيمه هستم، 27 سال دارم و به جرم كلاهبرداري و جعل اسناد زنداني شده ام.
* چه اسنادي را جعل مي كردي؟
** اسناد زمين را دستكاري مي كردم. مثلاً تاريخش را عوض مي كردم و يا اسامي را تغيير مي دادم و...
* و بعد زمينها را مي فروختي؟
** من نه، براي يك بنگاه معاملات ملكي كار مي كردم. زمينها در آنجا به فروش مي رفت و به من دستمزد كمي مي دادند، براي هر سند چيزي در حدود 40 تا 50 هزار تومان، حداكثر زير 100 هزار تومان دريافت مي كردم كه براي من غنيمت بود چون معتاد شده بودم و روزانه 60 هزار تومان هزينه اعتيادم بود و بايد درآمدي غير از درآمد شغلم مي داشتم تا بتوانم روزي چند بار شيشه مصرف كنم.
* چه شغلي داشتي؟
** عكاسي و فيلمبرداري مي كردم نه اينكه از روز اول نيازي به درآمد آن داشته باشم چون من در خانواده مرفه و متشخصي زندگي مي كردم. پدر و عمويم كه پدر شوهرم نيز هست افراد سرشناس و متمولي هستند.همسرم نيز مهندس است، يك پسر پنج ساله هم دارم.
چيزي در زندگي كم نداشتم. پدر شوهرم هر چه مي خواستم برايم فراهم مي كرد. پس از ازدواج در كنكور شركت كردم و رشته مامايي قبول شدم. دو ترم دانشگاه رفتم و ديگر ادامه ندادم، ولي به كارهاي هنري خيلي علاقه داشتم به همين دليل دوره هاي عكاسي، فيلمبرداري، طراحي، نقاشي رايانه و خيلي از هنرهاي ديگر را گذراندم و مداركش را هم گرفتم.
پدر شوهرم زماني كه ديد به كار بيرون از منزل علاقه دارم برايم دوربين عكاسي و فيلمبرداري گرفت و اجازه داد فعاليت اجتماعي داشته باشم.
مي گفت تو هر چه بخواهي برايت فراهم مي كنم به شرطي كه مطابق آداب و عقايد ما رفتار كني ولي من خيلي ناشكر بودم و رفتارهايي داشتم كه خانواده شوهرم را ناراحت مي كرد مثلاً به حجابم اهميت نمي دادم و هر جا مي خواستم مي رفتم و با هر كس مي خواستم معاشرت مي كردم و آخر هم همان دوستان ناباب مرا به اين روز انداختند.
* يعني مجبورت كردند روزي چند نوبت شيشه مصرف كني؟
** مجبور كه نه، ولي وسوسه ام كردند. مي دانيد من طبع كنجكاوي داشتم و مي خواستم همه چيز را تجربه كنم و از هر كاري سر در بياورم. مي دانستم ترياك و هرويين اعتيادآور است به همين دليل طرف هيچ يك از مواد مخدر نمي رفتم ولي مي گفتند شيشه اعتيادآور نيست. من هم از روي كنجكاوي يكي دو بار مصرف كردم، و وقتي به خودم آمدم كه معتاد شده بودم. اوايل مصرفم كم بود ولي به تدريج به جايي رسيدم كه از سر شب تا صبح مصرف مي كردم و بعد، سه شبانه روز پي در پي مي خوابيدم، اصلاً ساعت خواب و خوراكم به كلي به هم خورده بود.
* شوهرت متوجه نمي شد كه مشكلي داري؟
** نه، مادرم زودتر فهميد، گريه كرد، التماس كرد كه ترك كنم ولي وقتي ديد حريفم نمي شود خانواده شوهرم را در جريان گذاشت، بيچاره پدر شوهرم شوكه شده بود، نمي دانست با اين بي آبرويي چه كند، تهديد كرد كه اگر ترك نكنم طلاقم مي دهند و بعد يه مدت، يك ماه در بيمارستان بستري ام كردند. حتي پزشك و روان شناس هم مرتباً در منزل عيادتم مي كردند. مدتي پاك بودم ولي يك روز كه براي فيلمبرداري از يك مجلس عروسي بيرون شهر رفته بودم دوباره تحت تأثير همان دوستهاي قديمي قرار گرفتم و مصرف را شروع كردم.
* چه شد كه كار جعل اسناد را پيش گرفتي؟
** دوستان من براي هزينه اعتيادشان موادمخدر توزيع مي كردند ولي من چون از عاقبت اين كار مي ترسيدم به پيشنهاد يكي از آنها كه خودش هم توي اين كار دست داشت، مرتكب اين خلاف شدم.
* چه شد كه دستگير شدي؟
** صاحب بنگاه، زميني كه من سند آن را جعل كرده بودم به يك نفر قولنامه كرده بود، نمي دانم بر سر چه موضوعي كارشان به زد و خورد و شكايت كشيد و در كلانتري به جعلي بودن سند پي بردند و همه ما را بازداشت كردند.
* به چند سال زندان محكوم شده اي؟
** هنوز حكم ندادند، فكر مي كنم محكوميت سنگيني برايم در نظر بگيرند.
* در زندان متنبه شده اي كه ديگر كار خلاف انجام ندهي و طرف مواد مخدر نروي؟
** صد در صد !من در زندان به اندازه 20 سال تجربه كسب كردم. در اينجا معني فقر، بدبختي، تنگدستي، آوارگي وخيلي چيزهاي ديگر را كه نمي دانستم فهميدم.
به درد دل افرادي گوش دادم كه به دليل اعتياد از خانواده طرد شده و شبها حتي جايي براي خوابيدن نداشتند.
از سرنوشت زناني عبرت گرفتم كه پس از طلاق در دام افراد گرگ صفت افتادند و آبرو و حيثيتشان را از دست دادند. من آدم قدرنشناس و ناسپاسي بودم. همه چيز داشتم و قدر آنها را نمي دانستم و اكنون در حسرت روزهاي خوب زندگي آه مي كشم و دعا مي كنم خداوند هر چه زودتر نجاتم دهد تا به پاي شوهر و پدرشوهرم بيفتم و از آنها عذرخواهي كنم.

  


دستگيري پزشك قلابي در زرند

 

گروه حوادث: پزشك قلابي كه به بهانه ترك اعتياد معتادان از آنها كلاهبرداري مي كرد، در جريان تحقيقات پليس شهرستان زرند به دام افتاد.




به گزارش خبرنگار ما، مأموران پليس آگاهي شهرستان زرند چندي قبل از طريق گزارشهاي مردمي در جريان فعاليتهاي غيرقانوني يك پزشك براي ترك معتادان قرار گرفتند. آنها با به دست آوردن اين گزارش، تحقيقات خود را آغاز كرده و دريافتند متهم به نام رضا پزشك نبوده و با جعل عنوان از خانواده افراد معتاد كلاهبرداري مي كند.با تكميل تحقيقات، متهم هنگام كلاهبرداري از يكي از طعمه هاي خود شناسايي و دستگير شد.او در جريان بازجويي اظهار داشت: از چندي قبل با معرفي خود به عنوان پزشك افراد معتاد را شناسايي كرده و به بهانه ترك اعتياد به آنها داروهاي گياهي داده و از اين طريق كلاهبرداري مي كردم.مرد كلاهبردار پس از اعتراف به چندين فقره اخاذي از معتادان در شهرهاي زرند و رفسنجان، با قرار قانوني روانه زندان شد.

  


شك پليس راز شبكه سرقت مسلحانه را فاش كرد

 

گروه حوادث- ماني قرباني: شك پليس، راز اعضاي يك شبكه تبهكار كه كلكسيوني از جرايم در پرونده اتهامي خود داشتند را فاش كرد.




به گزارش خبرنگار ما، هفته گذشته، مأموران پليس شهر قدس در حين گشت در يكي از خيابانهاي اين شهر به مرد جواني كه يك ساك بزرگ را حمل مي كرد مشكوك شدند.
متهم با مشاهده مأموران قصد فرار داشت كه بلافاصله دستگير و در بازرسي ساك او دو قبضه اسلحه كلاشينكف همراه 56 فشنگ و دو نارنجك جنگي و مقداري سنگهاي قيمتي كشف شد.
مأموران كه احتمال مي دادند متهم از سارقان مسلح باشد، او را به اداره آگاهي منتقل كردند كه بهزاد در جريان بازجوييها به پنج فقره سرقت مسلحانه در شهرهاي مختلف و آدم ربايي اعتراف كرد.
او به كارآگاهان گفت: اقدامهاي تبهكارانه خود را از سال 84 آغاز كرديم. سال 84 با شناسايي يك طلافروشي در اسلام آباد كرج به صورت مسلحانه به آنجا دستبرد زده و مقداري طلا به سرقت برديم.
سال 86 نيز براي سرقت وارد يك طلافروشي در شهرك چيتگر شديم كه با مقاومت صاحب مغازه موفق به سرقت از آنجا نشديم.
امسال نيز تحت عنوان مأمور دو مرد را در تهران ربوده و از آنها اخاذي كرديم. همچنين به يك طلافروشي در اصفهان دستبرد زديم.
با اعترافهاي بهزاد، كارآگاهان مخفيگاه ديگر اعضاي اين شبكه را شناسايي كرده و دو همدست ديگر او به نام حسن و سياوش را دستگير كردند اما آخرين عضو اين باند به نام شهاب موفق به فرار شد.
مأموران با به دست آوردن مشخصات متهم فراري، تحقيقات براي دستگيري او را آغاز كرده و سرانجام موفق شدند او را سوار بر يك خودروي 206 در شهر قدس شناسايي و در يك عمليات غافلگيرانه دستگير كنند.
سرهنگ كريمي فرمانده انتظامي شهريار در اين باره اظهار داشت: شهاب نيز در جريان بازجوييها به يك فقره سرقت مسلحانه در بويين زهرا اعتراف كرد.
هم اكنون متهمان با تشكيل پرونده تا زمان محاكمه روانه زندان شدند.

  


مأمور فداكار آتش نشاني حين انجام وظيفه جان سپرد

 

گروه حوادث: مأمور فداكار آتش نشاني هنگام عمليات امدادرساني به يك راننده كاميون در جريان تصادف رانندگي جان سپرد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت يك و 43 دقيقه بامداد ديروز، وقوع يك سانحه رانندگي در مسير جنوب به شمال بزرگراه يادگار امام به سازمان آتش نشاني تهران اطلاع داده شد كه بلافاصله مأموران ايستگاه هشت آتش نشاني با حضور در محل حادثه، عمليات امدادرساني را آغاز كردند.
يك كاميون پس از انحراف از مسير اصلي خود با گاردريل كنار اتوبان برخورد و در آنجا متوقف شده بود.
مأموران آتش نشاني پس از نصب دو پروژكتور در محل حادثه، عمليات امدادرساني را آغاز كرده و راننده كاميون را از داخل كابين بيرون كشيدند. در اين زمان راننده يك دستگاه تريلر كه در حال عبور از آن مسير بود به علت سرعت بالا كنترل خودرو را از دست داد و پس از برخورد با يك دستگاه نيسان از مسير اصلي منحرف و به شدت با يكي از خودروهاي آتش نشاني برخورد كرد. در اين سانحه رانندگي «علي خورشيدفر» يكي از آتش نشانان به علت شدت جراحتها جان سپرد و راننده نيز با رها كردن خودرو از محل گريخت.
علي خورشيدفر كه متولد سال 1358 است از سال 82 فعاليت خود را در سازمان آتش نشاني آغاز كرده و يكي از مأموراني بود كه پس از هر حادثه بلافاصله خود را براي كمك به حادثه ديدگان به محل مي رساند.اين آتش نشان فداكار قرار بود چند روز ديگر لباس دامادي بر تن كند.

  


شليك مرگبار به روي زندانيان ندامتگاه مركزي كرج

 

گروه حوادث: سرباز جوان پس از به قتل رساندن يك زنداني با مجروح كردن 5 زنداني ديگر در اتاقك نگهباني ندامتگاه مركزي كرج خودزني كرد.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت يك بعد از ظهر روز پنجشنبه صداي شليك بيش از 10 گلوله سكوت ندامتگاه مركزي كرج را شكست.
مأموران زندان پس از حضور در حياط متوجه شدند يكي از سربازان در اقدامي جنون آميز زندانياني كه در حال هواخوري در حياط بودند را به رگبار بسته است.
آنها سپس براي دستگيري عامل جنايت خود را به اتاقك نگهباني رسانده و در آنجا با جسد غرق در خون عامل تيراندازي در حالي كه خودزني كرده بود روبرو شدند.
در جريان اين تيراندازي يكي از زندانيان در دم جان سپرده و پنج تن ديگر مجروح شده بودند كه بلافاصله به بيمارستانهاي كرج منتقل شدند.
با حضور قاضي يوسف رضايي، بازپرس كشيك قتل كرج و معاون دادستان اين شهر تحقيقات در اين رابطه آغاز شد كه در بررسي سوابق وي دريافتند او دو سال قبل از محل خدمت خود گريخته بود و 10 روز پيش با فراخوان سازمان نظام وظيفه و عفو سربازان فراري دوباره خود را معرفي كرده بود كه پس از تقسيمات براي گذراندن ادامه خدمت خود به ندامتگاه مركزي كرج منتقل شده بود.
او ساعت يك بعد از ظهر روز حادثه در حالي كه زندانيان در حال قدم زدن در محوطه زندان بودند در اقدامي جنون آميز با گرفتن اسلحه خود به سوي آنها شروع به تيراندازي كرد و سپس با قرار دادن لوله تفنگ بر روي سرش به زندگي خود پايان داد.
پزشكان وضعيت پنج مجروح اين حادثه را رضايت بخش اعلام كردند و تحقيقات براي شناسايي انگيزه سرباز جوان از سوي بازپرس پرونده ادامه دارد.

  


دستگيري شرور مسلح فراري پس از 2 سال

 

گروه حوادث- زنجاني: يكي از اراذل معروف مشهد كه مدتها تحت تعقيب مأموران انتظامي بود، سرانجام دستگير شد.
به گزارش خبرنگارما، يكي از افراد مسلح و شرور كه از دو سال قبل به اتهام چندين فقره درگيري مسلحانه، تيراندازي، شرارت و خيانت در امانت تحت تعقيب مأموران انتظامي بود، سرانجام با عمليات تعقيب و گريز مأموران كلانتري 19 شفا دستگير شد.
بر پايه اين خبر متهم كه از دو سال قبل تحت تعقيب بود، دست از شرارت و درگيري مسلحانه برنداشته و بارها با اخلال در نظم اقدام به درگيري مسلحانه و نيز درگيري با مأموران انتظامي كرده بود كه از جمله اين درگيريهاي مسلحانه مي توان به تيراندازي با اسلحه در فروردين ماه سال جاري در خيابان هنرور و ياس، تيراندازي در منطقه قاسم آباد و شليك تيرهوايي و درگيري در روستاي كشف حومه مشهد اشاره كرد.
ادامه اين خبر حاكي است، اين شرور فراري سرانجام پس از يك روز تعقيب و مراقبت، پنج شنبه گذشته هنگامي كه با موتور سيكلت تريل از منزل خارج شد تحت تعقيب مأموران قرار گرفت و سرانجام پس از درگيري با مأموران و شليك تير هوايي پليس دستگير و به كلانتري شفا منتقل شد.
در پي دستگيري متهم پنج نفر از همدستان وي نيز دستگير شدند كه سه نفر آنان روانه زندان شدند و تحقيق به منظور كشف جرايم ديگر متهمان توسط بازپرس شعبه 503 مجتمع قضايي شهيد باهنر ادامه دارد.

  


كمباين جان كشاورز بي احتياط را گرفت

 

رشت- خبرنگار قدس: فردي كه به علت بي احتياطي بداخل كمباين در حال كار كشيده شده بود جانش را از دست داد.
به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس گيلان، اين مرد روستايي به نام «رحيم» و 54 ساله حين كار با كمباين به علت گير كردن لباس وي به دستگاه ناگهان به داخل سقوط كرده و بشدت مجروح شد.
اين گزارش حاكي است اين مرد روستايي به علت شدت جراحتهاي وارده جان سپرد.

  


بازخواني بزرگترين پرونده هاي جنايي جهان ؛مردي كه اعدام مي كرد

 

نويسنده: رابرت والش
مترجم: زينب رضايي
قسمت پنجم

آلبرت كه ديگر هيچ پولي نداشت، به زندان بازگشت تا دستمزد پرداخت نشده اش را بگيرد، او همچنين هزينه اقامت ناخواسته اش در هتل را نيز مطالبه كرد.
اما مسؤولان زندان تنها 12 پوند به او دادند تا از آنجا برود وغائله خاتمه پيدا كند. آلبرت از دستمزدي كه جلادان دريافت مي كردند ناراضي بود.
او پس از اينكه به مقام جلاد اصلي زندان رسيد، اولين كاري كه كرد افزايش دستمزد همكارانش بود.
او همچنين از نحوه برخورد ديگران با خودش كه فردي باتجربه و ماهر و هميشه وفادار به دولت انگلستان بود ناراضي بود. او برخورد ديگران را توهين آميز مي دانست.
به همين دليل در نامه اي به مسؤولان زندان تقاضاي استعفا كرد اما آنها از او خواستند تا تجديد نظر كرده و به كار خود باز گردد.
اين اولين باري بود كه از يك جلاد خواسته مي شد تا با وجود استعفا دادن، باز گردد.
پس از استعفاي آلبرت پيرپونيت به عنوان جلاد زندانهاي انگلستان و ايرلند، انبوهي از افراد مشتاق براي كسب اين شغل به زندانها مراجعه كردند.
پس از او نيز طبق روال فردي براي جانشيني اش به عنوان جلاد اصلي انتخاب شد. اين روال تا سال 1965 كه قانون لغو اعدام در انگلستان تصويب شد، ادامه داشت.
آخرين اعدام ها در انگلستان در سال 1964 در دو زندان مختلف اجرا شد.
آلبرت پيرپونيت پس از استعفا هيچ استفاده اي از شهرتش نكرد چون اين شهرت بيشتر براي او نوعي بدنامي و رسوايي محسوب مي شد، تا جايي كه هنگامي كه به همراه همسرش «آن» به مسافرت مي رفت مجبور مي شد با نامي مستعار در هتل اقامت كند.
او فقط يك بار ديگر از نام اصلي خود استفاده كرد و آن هنگامي بود كه كتاب زندگينامه خود را در سال 1974 منتشر ساخت.
او در اين كتاب نام تك تك مشتريانش را نمي آورد و فقط به افرادي كه شناخته شده و معروف بودند، اشاره مي كند.
او همچنين به بسياري از شايعات درباره خودش اشاره مي كند.
آلبرت پيرپونيت در سالهاي پاياني عمرش نسبت به صحيح بودن مجازات اعدام ابراز تشكيك كرد و گفت: فكر نمي كنم صدها اعدامي كه اجرا كردم همه راه مناسبي براي جلوگيري از جنايات بعدي اين افراد بود.
اما در دهه 1970 در مصاحبه اي با بي بي سي بر خلاف گفته قبلي خود اعلام كرد: از زماني كه مجازات اعدام متوقف شده، قتل و جنايت افزايش يافته است.
ادامه دارد

  


حوادث جهان

 

تلفن همراه نجات بخش
آسوشيتدپرس: تلفن همراه جان مرد 68 ساله اي را از مرگ نجات داد.
«آرجي ريچاردز» در باغچه منزلش در حال چمن زني بود كه به سختي مورد اصابت جسمي قرار گرفت. او ابتدا تصور مي كرد كه يك سنگ به سويش پرتاب شده اما پس از اينكه تلفن همراهش را از جيب روي سينه اش در آورد، متوجه شد يك گلوله آن را به دو نيم كرده است.
وي كه فقط جراحتي سطحي بر داشته بود، به پزشك مراجعه كرد.پزشك علت زنده ماندن او را تلفن همراه روي سينه اش و زاويه غير مستقيم گلوله اعلام كرد.
«ريچاردز» گفت: من معمولاً تلفن همراهم را در جيب شلوارم مي گذاشتم.وي افزود: تصور مي كنم اين گلوله را يك شكارچي در جنگل شليك كرده است.

آزادي 3 هزار زنداني در بلغارستان




رويترز: دولت بلغارستان در اقدامي براي كم جمعيت تر كردن زندانهاي شلوغ اين كشور، تصميم به آزادكردن سه هزار و 300 زنداني با جرمهاي خفيف گرفت.
سخنگوي دولت سوسياليست اين كشور گفت: زندانياني كه اواخر محكوميت خود را مي گذرانند و يا آنان كه جرمهاي سبك دارند بزودي آزاد خواهند شد.وي افزود: زندانياني كه جرمشان قتل است در زندان خواهند ماند. گفتني است، 12 هزار نفر از جمعيت 5/7 ميليوني اين كشور در زندان هستند.

سگ تنها دردسر آفريد
آسوشيتدپرس: سگي كه در خودرو صاحبش تنها مانده بود، سبب روشن شدن و برخورد آن به يك رستوران شد.به گفته پليس، در اين حادثه كسي آسيب نديده است، اما شيشه جلويي رستوران و تعدادي از ميز و صندليها شكسته شد.صاحب 60 ساله اين سگ گفت: سگم عادت دارد با فرمان و دنده خودروام بازي كند.

قانوني عليه ازدواج اجباري
رويترز: شوراي شهر پاريس با تصويب قانوني براي جلوگيري از ازدواجهاي اجباري از پليس خواست تا اين موارد را شناسايي و از وقوع آنها جلوگيري كند.
تخمين زده مي شود حدود 70 هزار دختر نوجوان در اين شهر قرباني ازدواجهاي اجباري مي شوند كه اكثراً از خانواده هاي مهاجران به فرانسه هستند.
از اين پس مسؤولان شهرداري كه مسؤول ازدواجهاي انجام شده در اين شهر هستند، بايد موارد مشكوك را شناسايي كنند.يكي از مسؤولان شهرداري پاريس گفت: معمولاً جشن ازدواج از شادترين لحظه هاي زندگي هر فردي است اما گاهي مي بينيم كه اين مراسم به يك كابوس تبديل مي شود.وي افزود: در بعضي از اين مراسم دختر جواني را مي ديديم كه تنها و غمگين گوشه اي نشسته است و نمي دانستيم چه بايد بكنيم.
اين مسؤول علت اين امر را فرهنگ و مذهب خانواده هاي مهاجر دانست و گفت: آنها نمي خواهد دخترانشان وارد روابط غير قابل قبول با مردان شوند، به همين دليل آنان را به ازدواج وادار مي كنند.

سارقان جسد مرد پولدار آلماني را با خود بردند
رويترز: جسد يك ميلياردر آلماني كه در سال 2006  ميلادي در شهر «ولدن» در جنوب اتريش به خاك سپرده شده بود به سرقت رفت. دزدان با كنار زدن سنگ روي قبر 100 كيلوگرمي، جسد «فردريك كارل فليك» ميلياردر آلماني را از آرامگاه وي ربودند. «كارل فليك» متولد 1927 ميلادي سال 1985، املاك موروثي خود را به ارزش دو ميليارد و 760 ميليون يورو به فروش رساند و در حاشيه رودخانه «ورترسي» اسكان يافت.
اين در حالي است كه آدم ربايان در سال 91 ميلادي نيز برادر همسرش را كه يك اتريشي است، ربودند و درخواست 5 ميليون يورو كردند.اين مرد سرانجام توسط پليس آزاد شد. احتمال مي رود جسد او نيز توسط آدم ربايان با انگيزه انتقام جويي به سرقت رفته باشد.

  


بايگاني راكد

 

شماره 17  ايران سلطاني 7 آذر 1283 هجري شمسي
يوسف نام قايني چند روز قبل از طرف مشهد وارد قاين شده و يكسره به شيره كش خانه مي رود و براي رفع كسالت يكي و دو قليان فوراً كشيده است بلافاصله مدهوش مي افتد و روز ديگر به هوش آمده به فاصله نيم ساعت ديگر به خاطر كشيدن شيره فوت مي شود.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com