صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 3آذر ماه 1387


نگاهي به مباني و جايگاه حقوق بشر در تمدن بشري؛
حقوق بشر، مولود تمدن غرب نيست

 

بي گمان حقوق بشر مهمترين دغدغه قرن بيستم و چالشي بزرگ براي آغاز قرن بيست و يكم است. حقوق بشر ايدئولوژي و هويت





انسان در دنياي جديد است، به طوري كه امروز سيل عظيم رفتارها، گفتارها، تصميم ها و برنامه ها با ملاك و محك حقوق بشر سنجيده مي شود و اين گونه بيان مي شود كه به ملتهاي محروم بايد حق و حقوقي خيالي وهمي داده شود و مثلاً نمايانگر تساوي و برابري بين ايالات متحده آمريكا و كشور برمه در دادن رأي مي شود! در حالي كه حق وتوي شوراي امنيت چيز ديگري مي گويد.
از طرف ديگر، اعلاميه جهاني به عنوان يك هدف متعالي مشترك ميان بشريت نه به عنوان يك قانون الزام آور مورد موافقت قرار گرفته، همچنانكه «روز ولت» رييس كميسيون حقوق بشر مي گويد: اعلاميه يك منشور يا توافق بين المللي است و هيچ گونه الزام بين المللي ندارد، بلكه توضيح مجموعه حقوقي است كه با انسان ارتباط محكم و مستحكم دارد و تحقق آنها در سطح جهاني مطلوب قلمداد مي شود و در نتيجه چنين برداشتي بار گراني از حقوق انسانها و بار گران تري از تكاليف بر دوش دولتها سنگيني مي كند، اما همچنان جنايتها و جرايم روزافزون است و گروه گروه از انسانهايي كه حقوق بشر به آنها اعطا شده، در لباس مجرم و بيمار رواني به زندانها، بيمارستانها، تيمارستانها و يا قبرستانها روانه مي شوند و بودجه سنگيني را مي بلعند.
هرچه هست، نياز بشر به بده بستانهايي از حقوق و مهمتر از آن تكاليف بيشتر است كه بايسته بقاي شايسته اوست. حقوق بشر جهشي بزرگ به سوي اعترافي رسمي و بين المللي به حقوق انسانهاست؛ اتفاقي كه به هيچ وجه نمي توان آن را به رغم وجود نقاط ضعفي كه داراست، انكار كرد.
براساس اعلاميه جهاني «حقوق بشر آرمان مشترك تمام انسانها و كليه ملل است كه همه افراد و اركان اجتماعي بايد آن را مدنظر داشته باشند، زيرا اين حقوق، حقوقي برخاسته از فطرت انسانهاست» بنابراين، نمي توان آن را با قرائت و تفسير يك حوزه مشخص تمدن بشري مترادف دانست.
انسان ذاتاً كريم است و از حق حيات، مالكيت و آزاديهاي اساسي برخوردار، اما نمي توان نحوه اعطاي اين حقوق و آزاديها را در تمامي جهان يكسان تلقي كرد. ضرورت محدودسازي حقوق ابناي بشر براي حفظ مصلحت عمومي به اندازه خود مسأله حقوق بشر مورد تأكيد و پذيرش است و تقريباً در تمامي متون اصلي و بنيادين حقوق بشر پذيرفته شده است اما نحوه اين محدودسازي دقيقاً به فرهنگ و مقتضيات موجود در كشورهاي حوزه هاي تمدني مختلف، باز مي گردد.
متأسفانه تناقض اصلي موجود در حقوق بشر امروز نيز همين جاست، زيرا اعلاميه جهاني حقوق بشر اجازه محدودسازي آن را و نيز مشخص كردن نحوه اجراي آن از طريق قوانين وضع شده توسط دولتهاي مردمي را مي دهند؛ يعني قانون و مقررات ايجاد شده توسط دولتي كه خود برگزيده مردم و تحقق اراده عمومي آنهاست، مي تواند حقوق افراد بشر را براي محافظت از منافع عمومي محدود سازد، اما اگر چنين دولتي مثلاً براساس تعاليم مذهب مورد پذيرش اكثريت مردم اقدام كند و قوانين آن با پاره اي جزييات مشخص شده در مقررات بين المللي حقوق بشر متفاوت باشد، آنگاه به نقض حقوق بشر متهم خواهد شد. بنابراين، مكانيسمي كه از درون حقوق بشر بر خواسته، ممكن است به نقض حقوق بشر منجر شود!
اما آيا براستي حتي براي رسيدن به حقوق مي توان تمامي فرهنگها و رژيمهاي سياسي را يكسان ساخت و همسان پنداشت؟ و يا در تدوين مقررات اجرايي حقوق بشر و ضوابط ارزيابي آن بايد به سويي حركت كرد كه امكان تحقق آن در تمامي نقاط جهان فراهم شود و افراد بشر ضمن حفظ اصالت و هويت فرهنگي- اجتماعي خويش، به حقوق فطري و گريز ناپذيرشان دست يابند.
كوفي عنان دبير كل اسبق سازمان ملل متحد، در دهم دسامبر 1977 كه مصادف با پنجاهمين سالگرد صدور اعلاميه جهاني حقوق بشر بود، در دانشگاه تهران طي سخناني ابراز داشت «حقوق بشر چهارچوبي مولود تمدن غرب نيست كه بقيه فرهنگها و تمدنها بايد خود را با آن تطبيق بدهند، بلكه پديده اي جهاني است كه از ماهيت وجودي انسان برخاسته و با تمامي فرهنگها سازگار است». (مجموعه مقالات دومين همايش بين المللي حقوق بشر، (1382) ص302)
ايشان معتقد است هيچ گونه نمونه واحدي براي دموكراسي و حقوق بشر يا نماد فرهنگي براي همه جهان وجود ندارد، اما براي همه جهان بايد دموكراسي، حقوق بشر و برخورداري از آزادي فرهنگي وجود داشته باشد. به اين دليل است كه وي مي گويد: من حتي در آفريقا هم از حقوق بشر به عنوان حقوق آفريقايي سخن مي گويم؛ يعني حقوقي كه معناي آن را در زبان مردمي كه حقوق بشر از آنها حمايت مي كند بايد يافت و اين تنها قرائتي از حقوق بشر است كه موجب ماندگاري آن خواهد شد».

* تطبيق حقوق بشر اسلامي و غربي: آري يا خير؟
اما بحث تطبيقي در باب حقوق بشر اسلامي و حقوق بشر غربي، سالهاست در جوامع اسلامي رواج يافته و عقيده هاي بسياري را برانگيخته است. عامل و انگيزه اصلي اشاعه دهنده اين مبحث، بلوك بندي رايجي است كه امروزه جامعه جهاني از آن رنج مي برد، به گونه اي كه كشورها را به دو دسته تقسيم مي كند: خواستار حقوق بشر و ناقض حقوق بشر.
اما به راستي حقوق بشر اسلامي و حقوق بشر غربي چه اندازه با همديگر فاصله دارند؟ تطابقها و تفاوتها در اين ميان از چه قرار است و آيا اساساً دست چين و خلاصه كردن حقوق ذاتي و مسلم بشر در ظروفي نظير اسلامي، غربي، آسيايي و آفريقايي، صحيح است؟ آيا ابناي بشري كه در قاره ها و كشورهاي متفاوت زندگي مي كنند، در برخورداري از امتيازهاي مسلم خود، تفاوتي با هم دارند؟
در پژوهشهاي صورت گرفته در اين رابطه، روشن شده است كه؛ دو نظام حقوقي «اسلامي و غربي» از نظر منبع يعني زيرساختهاي ايدئولوژيك و نظري عام داراي وجوه اشتراك اصلي و اساسي هستند و اين وجوه در سه قالب مباني، منابع و مواد حقوقي كاملاً مشهود و ملموس است، به طوري كه صاحب نظران گفته اند: براي تدوين قوانين حقوقي بايد نخست منابع را شناخت، سپس مباني حقوقي را از آن استخراج كرد و آنگاه به تدوين مواد حقوقي دست يازيد.
منبع عام و مشترك حقوق بشر اسلامي و غربي، تكيه بر جان و خرد و وجدان انسانهاست كه در مكاتب الهي اين جان و خرد انساني، در انسانهاي برتر كه پيامبرانند به مرحله رشد و تعالي مي  رسد و شايسته دريافت وحي مي شود. در نظر انديشمندان غربي، اين جان و خرد در وجود يك عقل كلي تجلي مي يابد؛ چنانكه ژان ژاك روسو در اين باره مي گويد: «براي كشف بهترين قوانيني كه به درد ملل بخورد عقل كلي لازم است كه مقام شهوات انساني را ببيند، ولي خود هيچ گاه حس نكند، با طبيعت هيچ رابطه اي نداشته باشد ولي كاملاً آن را بشناسد، سعادت او مربوط به ما نباشد، ولي حاضر باشد به سعادت ما كمك كند».(ژان ژاك روسو، قرارداد اجتماعي، ص82)

* مباني مشترك حقوق بشر
الف) وحدت نوع بشر: مبنا و زير ساخت نخستين اعلاميه حقوق بشر، وحدت نوع انسان است كه از ديدگاهي عام و ايدئولوژيك سرچشمه مي گيرد؛ بدين معنا كه پس از پايان جنگ جهاني دوم، تدوين كنندگان اعلاميه حقوق بشر معتقد بودند خانواده بشري يك واحد است كه در سود و زيان با هم شريكند و ثمره اين تفكر را ما در اعلاميه حقوق بشر غرب مي بينيم. از طرف ديگر، اين نگرش هيچ تفاوتي با ديدگاه ديني ندارد، همچنانكه در تورق صحف قرآن كريم تعبير «ايها الناس» يا «بني آدم» و «يا ايها الناس» به چشم مي خورد.
ب) كرامت ذاتي انسان: مبناي مشترك ديگر ميان حقوق بشر از ديدگاه اسلامي و غربي، كرامت و ارزش ذاتي انسان است. در قرآن كريم آمده است «و لقد كرمنا بني آدم» و نيز در مقدمه اعلاميه جهاني حقوق بشر از شناسايي حيثيت ذاتي كليه اعضاي خانواده بشري و كرامت و ارزش انسانها سخن به ميان آمده است؛ بنابراين اين گونه استنباط مي شود كه اين اعلاميه مستقيم يا غير مستقيم از آموزش هاي قرآني تأثير پذيرفته يا دست كم هر دوي آنها با عقل سليم و خرد والاي بشري همخوان است. تنها تفاوتي كه در اين زمينه به چشم مي خورد اين است كه يكي مستقيماً از وحي سرچشمه گرفته و ديگري با چند واسطه به وحي برمي گردد.
ج) فرد و جامعه: از ديگر حلقه هاي وصل حقوق بشر اسلامي و غربي، مسأله فرد و اجتماع و حيثيت فردي و اجتماعي انسانهاست. صرف نظر از مباحث نظري و فلسفي مربوط به اصالت فرد و جامعه چه در حقوق اسلامي و چه در حقوق غربي، ابزارها و نهادهايي براي محفوظ نگه داشتن منافع هر يك در برابر تعرض ديگري پيش بيني شده است. سخن اين است كه تضاد منافع افراد جامعه با يكديگر يعني تضاد منافع فرد با فرد و تضاد منافع جامعه با منافع فرد را تنها نهادهاي جامعه مي تواند دفع كند. اين تجربه چندين هزار ساله، بشر را واداشته است براي تنظيم روابط افراد با هم و با جامعه، نهاد حكومت را تأسيس كند و به آن مشروعيت و قدرت بخشد. در اين زمينه نيز حلقه هاي وصل و موارد تشابه بسياري ميان قوانين موضوعه بشري و آنچه در كتاب و سنت آمده مشاهده مي شود.

* موارد اشتراك حقوق بشر
اساسي ترين حلقه هاي وصل حقوق بشر اسلامي و غربي مي توان به حيات، آزادي و دادگري اشاره كرد.
الف) حق حيات: هر چند برخي از دانشمندان اسلامي حيات را به دو بخش مادي و معنوي تقسيم مي كنند، اما به نظر مي رسد مراد از حق حيات هم در ديدگاه اسلام و هم در ديدگاه غربي، حيات مادي انسانهاست كه روزي به دنيا مي آيند و روزي از دنيا مي روند و عنايت به همين حيات «حيات مادي» در دو اعلاميه از حلقه هاي وصل حقوق بشر اسلامي و غربي است.
ب) آزادي: در مورد ارزش آزادي كه از حلقه هاي وصل دو حقوق جهاني است، كافي است به اين نكته اشاره شود كه در اين قلمرو نيز نبايد مقولات عرفاني و مذهبي آزادي را كه آزادي از قيد هوي و هوس و آزادي از بندگي غير خداست، با مفاهيم مصطلح و رايج آن در قلمرو حقوق بشر خلط كرد، بلكه مراد همان چيزي است كه در اعلاميه حقوق بشر در مورد آزاد به دنيا آمدن انسانها و ممنوعيت برده داري و داشتن حق زندگي و آزادي و امنيت شخصي و... آمده است.
شايان ذكر است، اساساً مكلف بودن انسانها از آزادي آنها سرچشمه مي گيرد. انسان در اصل خلقت، موجودي مختار و آزاد است و بر مبناي موازين خرد و انديشه براي زندگي فردي و اجتماعي خود مرزبنديهايي قايل است. بنابراين، هيچ انساني ]كه داراي دين و آيين و مذهب و مسلكي باشد [به هيچ وجه خالي از حدود مقررات نيست، لذا اگر در حقوق بشر اسلامي و غربي تفاوتهايي در حدود و مرزهاي آزادي ديده مي شود، به مباني مشترك عقلايي و انساني مرزهاي آزادي خدشه  وارد نمي كند.
ج) دادگري: در مقدمه اعلاميه حقوق بشر تصريح شده است عدم شناسايي حقوق بشر، به اعمال وحشيانه اي منتهي گشته كه روح انسانها را به عصيان واداشته است. همچنين آمده «حقوق انساني را بايد با اجراي قانون حمايت كرد تا بشر به عنوان آخرين راه علاج، به قيام بر ضد ظلم مجبور نگردد».
در مواد اعلاميه حقوق بشر غربي، موارد زير ديده مي شود: ممنوعيت برده داري «ماده چهارده» ممنوعيت شكنجه و مجازات و رفتار ظالمانه، «ماده پنجم» تساوي افراد در برابر قانون، «ماده هفتم» حق رجوع به محاكم صالحه در مواردي كه به حقوق اوليه فرد تجاوز شده باشد، «ماده هشتم» ممنوعيت توقيف خودسرانه، «ماده نهم» بي گناه شمردن متهمان پيش از اثبات قانوني جرم، «بند يك ماده يازده» ممنوعيت محكوم كردن افراد به خاطر انجام يا عدم انجام عملي كه به موجب حقوق ملي يا بين المللي جرم محسوب نمي شود. «بند دو ماده يازده» ممنوعيت مداخله در زندگي خصوصي و امور خانوادگي و حمله به آداب و رسوم و حق حمايت قانوني از فرد در اين موارد، «ماده دوازده» ممنوعيت محروم كردن خودسرانه اشخاص از حق مالكيت «بند يك ماده هفده».
مواردي كه به آنها اشاره شد، مصاديق اجراي عدالت و رفع ظلم و ستم به افراد جامعه را بيان مي كند و در آن حلقه هاي وصل حقوق بشر غربي و اسلامي بسيار مستحكم است. مقوله عدل و دادگري در آموزشهاي اخلاقي و عملي اسلامي چنان گسترده است كه والاترين مراتب وجود يعني ذات الهي نيز متصف به عدل است و اين صفت عين ذات اوست و اين برهان به همراه ديگر برهانها، از آيات و نصوص قرآني كه در فصل سوم به آنها اشاره كرديم، مقام والاي عدل را در آموزشهاي قرآني نشان مي دهد. بنابراين، مي توان به صراحت گفت: آنچه در موارد ذكر شده در اعلاميه حقوق بشر آمده، بازتاب مستقيم يا غير مستقيم تعليمات والايي بوده است كه در دين مبين اسلام و ساير اديان الهي خرد بشري را باور كرده و آن را به بلوغ رسانيده است. بنابراين، همان گونه كه مشاهده مي شود، دو نظام جهاني در شالوده و بنيان بحث خود مشتركند و هدف و مقصد كه همانا تكريم انسان است، در هر دو نظام كاملاً يكسان مي باشد، هرچند شيوه و روش رسيدن به اين آرمان و آرزوي بزرگ در فرهنگهاي متنوع (اعم از فرهنگ غربي، آسيايي، آفريقايي و...) متفاوت است؛ مانند دو لبه تيز يك قيچي كه هر چند به دو جهت متفاوت مي روند، تلاش آنها در نهايت برش يك تكه پارچه است.
در اين ميان، آنچه ما را بر آن مي داشت كه بيشتر بر موارد وفاق و پيوستگي ها تكيه كنيم، اين است كه بشر امروز خسته از جنگهاي جهاني و گريزان از دوزخ فقر و گرسنگي و وحشت زده از قبرستانهاي عمومي بيشتر از هر زمان ديگر نيازمند و محتاج پيوستگي و اشتراك و صلح و آشتي ميان اديان و ملتهاست و شاهد اين ادعا، گفتگوهايي است كه مصلحان جهان بخصوص در چند دهه اخير ميان اسلام و مسيحيت باب كرده اند تا پيروان اين دو دين بزرگ را نه در مقابل هم، بلكه در كنار هم قرار دهند و با اين چينش خردمندانه و مصلحانه، اندكي فضاي ملتهب و خطرناك عرصه جهاني را آرام سازند.
منابع و مأخذ:
1- منصوري لاريجاني، اسماعيل، سير تحول حقوق بشر و بررسي تطبيقي آن با حقوق بشر در اسلام.
2- مايور، فدريكو، اعلاميه جهاني حقوق بشر و تاريخچه آن، ترجمه محمد جعفر پوينده.
3- حقوقي، عسكر ، حقوق بشر در اسلام.
5- علامه جعفري تبريزي، محمدتقي ، تحقيق در دو نظام جهاني حقوق بشر از ديدگاه اسلام و غرب و تطبيق آن دو با يكديگر.
6- جوادي آملي، عبدا... ، فلسفه حقوق بشر.
8- لوين، ليا، پرسش و پاسخ درباره حقوق بشر، ترجمه محمد جعفر پوينده.
طاهره كاظمي فر

  


قائم مقام توليت آستان قدس رضوي:
كتاب و كتابخواني از اساسي ترين مباني توسعه فرهنگ اسلامي است

 

قائم مقام توليت آستان قدس رضوي گسترش كتاب و كتابخواني را يكي از اصلي ترين راههاي توسعه امور فرهنگي و آموزه هاي اسلامي عنوان كرد.




سيداحمد علوي با اشاره به تأثيرات فرهنگي برپايي دهمين نمايشگاه بين المللي كتاب خراسان رضوي، با بيان اين مطلب افزود: مسلماً برپايي نمايشگاه كتاب در گستره و تنوع يك نمايشگاه بين المللي در كلانشهر مذهبي جهان و مشهد مقدس، تأثيرات مثبتي در حوزه انديشه و بر توسعه كتابخواني در جامعه خواهد گذاشت.
وي با تأكيد بر اينكه كتاب از اجزاي جدايي ناپذير زندگي در جامعه اي برخوردار از تمدن و داراي سابقه فرهنگي چشمگير چون ايران اسلامي است، تصريح كرد: در دنياي امروز كه مهمترين امور بر پايه علم، فناوري، دانش و اطلاعات پيش مي رود، مطمئناً آن بخشها و مردماني موفق تر هستند كه مطالعه گر و پژوهش كننده بيشتري داشته باشند.
سيداحمد علوي خاطرنشان ساخت: نمايشگاه هاي بزرگ فرهنگي نظير نمايشگاه بين المللي كتاب عرصه هاي مؤثر براي حضور مردم در فضاي فرهنگي و آشنايي آنان با تازه هاي حوزه نشر هستند، تا از اين طريق هر فرد بنا به مقتضيات فكري و سليقه فرهنگي خود عناويني را انتخاب و از مطالب آن در جهت ارتقاي دانسته هاي علمي و اجتماعي خود بهره گيرد.
وي با بيان بخشي از مجموعه فعاليتهاي آستان قدس رضوي در حوزه چاپ، تحقيق، تأليف و انتشارات اظهار داشت: مهمترين هدف و مسؤوليت تشكيلاتي اين نهاد مقدس، سياستهاي توليت عظماي آستان قدس رضوي در حوزه توسعه و فرهنگي و معنوي است، بنابراين وظيفه جدي كليه مسؤولان و دست اندركاران در اين نهاد مقدس تلاش بر تهيه متون و تأليف كتب و جمع آوري و حفاظت از نفيس ترين آثار و اسناد مكتوب در گستره امور فرهنگي است.
قائم مقام توليت آستان قدس رضوي ترويج كتابخواني در ميان عموم را يكي از بزرگترين اهداف مجموعه كتابخانه هاي آستان قدس رضوي در سراسر كشور اعلام كرد و گفت: فعاليت يكي از بزرگترين كتابخانه هاي كشور و جهان اسلام در جوار حرم مطهر امام رضا(ع) و تأسيس كتابخانه هاي عمومي و تخصصي در اكثر شهرهاي ايران و حتي حمايتهاي مادي و معنوي در تأمين كتب برخي كتابخانه هاي بزرگ خارج از كشور از جمله اقداماتي است كه تاكنون توسط آستان قدس رضوي انجام شده است.
وي توجه به ارايه كتب جديد برخوردار از كيفيت مناسب در كتابخانه هاي وابسته به آستان قدس رضوي را از ديگر فعاليتهاي اين نهاد در توسعه كتابخواني در كشور عنوان و ابراز داشت: با توجه به تأكيدات آيةا... واعظ طبسي توليت عظماي آستان قدس رضوي مبني بر ارايه متون و كتب متنوع و جديد در حوزه هاي مختلف براي جذب و تقويت فرهنگ كتابخواني همگاني، اكثر كتابها با محتواني غني و متون با اهميت علمي و مخطوطات و نسخ معتبر داخلي و خارجي به صورت نسخه هاي مكتوب، ديجيتال و ميكروفيلم در كتابخانه آستان قدس رضوي در دسترس علاقه مندان قرار دارد.
وي با اشاره به تعامل مطلوب افكار عمومي و اهل مطالعه با حوزه كتاب و كتابداران آستان قدس رضوي به دليل دسترسي به مجموعه كتابهاي تخصصي و عمومي در اين كتابخانه ها، يادآور شد: عضويت بيش از 90 هزار نفر در كتابخانه مركزي آستان قدس رضوي و مراجعه و بهره مندي بيش از 5 هزار نفر در روز از اين مجموعه نشان دهنده اعتماد و باور عموم به منابع غني اين كتابخانه است.
سيداحمد علوي به كارنامه نشر آستان قدس رضوي در سال1386 اشاره كرد و افزود: در يك نگاه كلي، در سال1386 پانصد و يك عنوان كتاب منتشر شده كه اين رقم نسبت به وضعيت مشابه سال1384 حدود 8/37 درصد رشد داشته و نسبت به سال1385 كه تعداد عناوين منتشره 444 عنوان بوده است، شاهد 12/83 درصد رشد مي باشيم.

  


احساس، بالاتر از دليل است

 

دليل و برهان هر قدر هم قاطع و مستدل باشد، نمي تواند جاي احساس را بگيرد. هميشه دليل و برهان دون احساس، و احساس بالاتر از دليل است. اين عبارت- البته در ميان اهل اصطلاح و عرفان- هنگامي مورد استفاده و استناد قرار مي گيرد كه متكلم در پيرامون رد و نقض مسايل مسلم و بديهي اقامه دليل كند. يعني همان كاري را كه اهل جدل و سفسطه انجام مي دهند و هدفشان اقامه دليل است، نه قانع كردن مخاطب.
عبارت بالا از تاريخي ضرب المثل شد كه فيلسوف شرق و صاحب كتاب اسفار، ملاصدراي شيرازي با ذكر شاهدي بارز و آشكار به حقيقت احساس و رد دلايل سوفسطايي پرداخت؛ چه اساس فلسفه سوفسطايي بر اصل جدل و سفسطه و قلب حقايق از طريق اقامه دلايلي كه رد آن دلايل خالي از اشكال نيست استوار مي باشد.مي گويند روزي ملاصدرا در كنار حوض پر آب مدرسه درس مي داد. غفلتاً فكري به خاطرش رسيد و رو به شاگردان كرد و گفت: «آيا كسي مي تواند ثابت كند آنچه در اين حوض است آب نيست؟»
چند تن از طلاب زبردست مدرسه با استفاده از فن جدل كه در منطق ارسطو شكل خاصي از قياس است و هدف عاجز كردن طرف مناظره يا مخاطب است نه قانع كردن او، ثابت كردند كه در آن حوض مطلقاً آب وجود ندارد و از مايعات خالي است.ملاصدرا با تبسمي رندانه مجدداً روي به طلاب كرد و گفت: «اكنون آيا كسي هست كه بتواند ثابت كند در اين حوض آب هست؟» يعني مقصود اين است كه ثابت كند حوض خالي نيست و آنچه در آن ديده مي شود آب است.
شاگردان از سؤال مجدد استاد خود ملاصدرا در شگفت شده جواب دادند كه با آن صغري و كبري به اين نتيجه رسيديم كه در حوض آب نيست، حال نمي توان خلاف قضيه را ثابت كرد و گفت كه در اين حوض آب هست...
فيلسوف شرق چون همه را ساكت ديد سرش را بلند كرد و گفت: «ولي من با يك وسيله و عاملي قويتر از دلايل شما ثابت مي كنم كه در اين حوض آب وجود دارد». آنگاه در مقابل چشمان حيرت زده طلاب كف دو دست را به زير آب حوض فرو برد و چند مشت آب برداشته به سر و صورت آنها پاشيد. همگي براي آنكه خيس نشوند از كنار حوض دور شدند. فيلسوف عاليقدر ايران تبسمي بر لب آورد و گفت: «همين احساس شما در خيس شدن بالاتر از دليل است...».
ميرزا محمد تنكابني صاحب كتاب قصص العلماء نظير اين واقعه را به عالم و حكيم عصر صفويه معروف به ملاميرزاي شيرواني يا محقق شيرواني هم نسبت داده است.
آنچه در اين نوشتار ذكر شده ريشه تاريخي ضرب المثل بالا است.
ريشه هاي تاريخي امثال و حكم «تأليف زنده ياد مهدي پرتوي آملي»

  


دكتر موسي نجفي: قيام مسجد گوهرشاد؛ نقطه عطف موج سوم بيداري اسلامي

 

دكتر موسي نجفي محقق و مؤلف چندين كتاب تاريخي در خصوص ريشه ها و پيامدهاي قيام مسجد گوهرشاد و جايگاه تاريخي آن



در مراسمي كه به مناسبت بزرگداشت اين واقعه تاريخي در مشهد برگزار شده بود، گفت: اين قيام خونين امتداد واقعه مشروطيت بود و موجبات قيام پانزده خرداد را فراهم كرد.
وي با تقسيم بندي تاريخ ايران به چهار موج بيداري اسلامي، تصريح كرد: موج اول از حمله ناپلئون تا قيام تحريم تنباكو بود و موج دوم از تحريم تنباكو تا قيام مشروطه و دوره مشروطه تا قيام پانزده خرداد را موج سوم تشكيل مي دهد از قيام پانزده خرداد تاكنون كه پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي موج چهارم در دسته بندي بيداري اسلامي است.
اين پژوهشگر، قيام مسجد گوهرشاد را نقطه عطف موج سوم بيداري اسلامي دانست و گفت: اين رويداد احترام و هيمنه نظام سياسي رژيم شاهنشاهي را شكست و نقطه پاياني بر اعتماد مردم و رژيم بود.
دكتر نجفي در خصوص نتايج قيام گوهرشاد خاطرنشان كرد: اين قيام رويدادي خودجوش بود نه اينكه برنامه اي از قبل باشد. افكار عمومي، مذهبي زماني كه بي احترامي به شيخ بهلول را در مكان مقدس حرم مطهر امام رضا(ع) مي بينند خونشان به جوش آمده و با سخنان بهلول كه از بي هويت كردن و بي عفت كردن مردم ايران با اجراي كشف حجاب هشدار مي داد قيام مي كنند. اينها همه نشان دهنده ظرفيتهاي بالاي فرهنگ ديني مردم است.
او افزود: مردم در قيام مسجد گوهرشاد به دنبال جمهوريخواهي نبودند بلكه فقط مسأله ولايت بود كه نظام پهلوي را به چالش كشيد.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com