صفحه اصلی
سياسي
بين الملل
اجتماعي
اقتصادي
فرهنگي
ورزشي
هنري
حوادث
ورود آزاد
شهرستانها
خراسان امروز
ستونها
اخبار ويژه
نداي آشنا
صفحه آخر
سرمقاله
ویژه نامه ها

جستجو

 

  Date : 2008-11-23
  آرشیو | آرشیو PDF | آرشیو نیازمندیها | ارتباط با ما | درباره ما

یک شنبه 3آذر ماه 1387

[ هنري ]
 * گفتگو با ماني حقيقي/ كارگردان فيلم «كنعان» ؛ « كنعان » را براي مخاطب عام ساختم
 * شعر سپيد و راه هاي تمايز از نثر
 * جواد نعيمي، نويسنده:شمارگان فعلي كتابها، بيانگر مشكلات مختلف حوزه نشر است
 * برگزيدگان جايزه ادبي اصفهان معرفي شدند
 * به انتخاب كايه دو سينما؛ «همشهري كين» ولز بهترين فيلم تاريخ سينما شد
 * حضور هفت كشور خارجي در جشنواره تئاتر فجر قطعي شد
 * با داوري نيكي كريمي ؛
جشنواره بين المللي فيلم «هند» از امروز ميزبان سينماي ايران مي شود
 * دوسالانه پوسترجهان اسلام به دوسالانه گرافيك تغيير نام داد
 * در هشتاد و پنجمين سالروز تولد نويسنده ؛
مردم همچنان كتابهاي جلال آل  احمد را مي خوانند
 * براساس اشعار حافظ ؛ خط نگاره هاي «ابراهيم حقيقي» رونمايي شد

گفتگو با ماني حقيقي/ كارگردان فيلم «كنعان» ؛ « كنعان » را براي مخاطب عام ساختم

 

* تكتم بهاردوست

«مينا كه در زمان دانشجويي با استادش در دانشگاه ازدواج كرده، بعد از سالها زندگي مشترك احساس مي كند هنوز انسان كاملي





نشده و قصد جدايي از مرتضي و مهاجرت به خارج از كشور را براي ادامه تحصيل دارد. مرتضي از او مي خواهد تا قبل از طلاق با هم به ديدار مادر او بروند تا خيال مادر پير او راحت شود. در همين بين آذر، خواهر بزرگتر مينا، پس از سالها زندگي در خارج از كشور به ايران باز مي گردد و نزد علي دوست خانوادگي مرتضي و مينا مي رود. با آمدن آذر و همچنين مرگ مادر مرتضي و بارداري مينا، ماجراي ميان مرتضي و مينا به سوي ديگري سوق پيدا مي كند....» به بهانه اكران فيلم «كنعان»، گفتگوي ما با ماني حقيقي را بخوانيد.
***
* آقاي حقيقي !براي شروع صحبت از انتخاب موضوع بگوييد. چرا اصلاً دنبال طرح چنين موضوعي رفتيد؟
** همان طور كه مي دانيد «كنعان» بر اساس يك داستان كوتاه نوشته شده است. من قصه كوتاهي به نام «تير و ستون» نوشته خانم «آليس مونرو» را خواندم كه فيلمنامه «كنعان» بر اساس اقتباسي آزاد از اين داستان كوتاه نوشته شد.
* چه چيزي در اين داستان برايتان جذابيت داشت؟
** جذابيت اين داستان براي من، وجود شباهت وضعيت اجتماعي و روحي رواني شخصيت زن قصه «تير و ستون» با زنهاي تهران معاصر و زنهايي بود كه من در اطراف خودم مي بينم و دقيقا همين نكته، محركي بود براي نوشتن فيلمنامه «كنعان».
* چطور شد بعد از «كارگران مشغول كارند» به «كنعان» رسيديد؟ آيا عدم استقبال تماشاگران داخلي از اين فيلم در تصميم شما براي ساخت فيلمي مثل «كنعان» مؤثر بود؟
** نه، هيچ تأثيري بر من نداشت، چون احتمالاً اين را هم مي دانيد كه «كنعان» قرار بود فيلم اول من باشد و قبل از «آبادان» و «كارگران مشغول كارند» نوشته شد،ولي ساخت آن به تأخير افتاد و در طول اين مدت سعي داشتم هم فيلمنامه را كامل و هم تهيه كننده اي براي فيلمنامه بيابم و در اين بين، اين فرصت پيش آمد كه دو فيلم ديگر را بسازم.
اصولا واكنشهايي كه از جانب منتقدان و تماشاگران به فيلمهايم مي بينم، خيلي در تصميم گيري ام براي نوشتن و ساختن فيلم بعدي ام دخيل نيست. علتش هم اين است كه معمولاً وقتي فيلمنامه اي را فيلمبرداري مي كنم، در حال نوشتن فيلمنامه فيلم بعدي ام هستم، يعني قبل از ديدن واكنشها، تصميمم را براي فيلم بعدي مي گيرم.
* به جز تكميل كردن فيلمنامه، چه مشكل ديگري در زمان خودش بر سر راه ساخت فيلمنامه «كنعان» به عنوان اولين فيلمتان وجود داشت؟
** نوشتن فيلمنامه «كنعان» فرآيند فوق العاده دشواري داشت، به گونه اي كه نسخه هاي زيادي از اين فيلمنامه نوشته شد تا در نهايت به فيلمنامه اي كه من را راضي كرد رسيدم. مدتي من تنها روي فيلمنامه كار مي كردم، ولي بعد از نوشتن فيلمنامه «چهارشنبه سوري» با اصغر فرهادي، مدت هشت ماه با هم روي اين فيلمنامه كار كرديم . از طرف ديگر، پيدا كردن تهيه كننده براي چنين فيلمنامه اي هم دشوار بود، چون اغلب اعتقاد داشتند اين فيلم، پر فروش نمي شود و در آخرين مراحل جستجو براي تهيه كننده بوديم كه آقاي شايسته در هدايت فيلم موافقت كردند كه اين فيلم را بسازند و اگر ايشان موافقت نمي كردند مجبور بودم فيلمنامه را كنار بگذارم.
* شما در بخشي از صحبتهاي قبلي گفتيد نظر تماشاچي در نوشتن فيلمنامه فيلم بعديتان چندان تأثيري ندارد. اصلاً تماشاچي براي شما چه جايگاهي دارد؟
** نه، منظورم اين نبود كه نظر تماشاچي براي من بي اهميت است، فقط مي خواستم بگويم فيلمنامه فيلم بعدي من، قبل از اكران فيلم گذشته ام آماده است وگرنه در طولاني مدت، بي گمان اين واكنشها روي من تأثير گذار خواهند بود. نمونه اش همين عدم اقبال تماشاگر از فيلم «كارگران مشغول كارند» بود كه مرا براي ساخت «كنعان» بيشتر ترغيب كرد. در پاسخ به بخش دوم پرسش بايد بگويم تماشاچي بدون ترديد برايم خيلي مهم است، به گونه اي كه قبل از شروع كار روي طرح مورد نظرم، مخاطبم را خيلي دقيق در نظر مي گيرم كه شامل چه كساني مي شوند. مثلاً در «آبادان» كه فيلم اولم بود، مخاطبم را صرفاً خودم و يك دايره خيلي محدود از اطرافيانم در نظر گرفتم. در واقع قصد داشتم فيلمي بسازم كه خودم از ديدنش لذت ببرم !«كارگران مشغول كارند» از اول هم براي خود من مشخص بود كه مخاطب خيلي خاصي دارد مثل كساني كه به صورت حرفه اي فيلم مي بينند و فيلمهاي هنري و جشنواره اي را مي پسندند، هر چند تعدادشان كم نيست، ولي مخاطب عام هم شمرده نمي شوند. بر عكس، «كنعان» را براي مخاطب عام ساختم. فيلمي كه موضوع اصلي اش براي بيشتر تماشاگران دلنشين است. براي همين دو مضمون عشق و مرگ را در اين فيلم گنجاندم كه خودش باعث جذب تماشاچي است.
* به نظر شما چه مرزي بين سينماي آوانگارد و سينماي داستان گو و مخاطب پسند وجود دارد؟ شما به نوعي در هر دو عرصه موفق بوده ايد، اما در دو فيلم جداگانه («كارگران مشغول كارند» و «كنعان»). چطور مي توان به صورت توامان در اين دو عرصه موفق بود؟
** نمي دانم، اين از آن دسته موارد حسي و غريزي است. البته مرزي ميان اين دو سينما وجود دارد، ولي ترسيم آن خيلي دشوار است. دقيقا نمي شود توضيح داد كه چه نكات و عناصري اين دو گونه سينما را از هم متمايز مي كنند، ولي من معتقدم اين دو مقوله با هم تفاوت دارند و دو روي يك سكه نيستند. من قبلاً هم گفته ام كه دوست دارم همه شكلهاي مختلف سينما را تجربه كنم. سينماي قصه گو، عامه پسند، آوانگارد، روشنفكر و... سعي مي كنم عرصه جديدي از اينها را تجربه كنم. خيلي ها، از تفاوتهاي بين فيلمهاي «كارگران مشغول كارند» و «كنعان» تعجب كردند، ولي براي خود من اين اتفاق خيلي طبيعي است.
* شما در نگارش فيلمنامه «چهارشنبه سوري» با اصغر فرهادي همكاري داشتيد و حاصل آن هم كار قابل قبولي بود. آيا باز هم قصد دست به قلم شدن و نوشتن فيلمنامه را داريد يا ورود به عرصه كارگرداني به معناي خداحافظي از حوزه نوشتن است؟
** البته من قبل از نوشتن «چهارشنبه سوري» فيلمنامه هاي «آبادان» و «كارگران مشغول كارند» را هم نوشته بودم! نه، اين طور نيست كه با ورود به عرصه كارگرداني با نويسندگي خداحافظي كنم. من هم سناريست هستم، هم كارگردان. كم پيش مي آيد تمايلي به نوشتن براي كارگردانان ديگر داشته باشم و اصغر فرهادي تنها كسي است كه اين تمايل را در من به وجود آورده، چون بايد با روحيه آن كارگردان احساس نزديكي كنم تا بتوانم برايش فيلمنامه بنويسم. نمي دانم، شايد هم يك زمان اتفاق افتاد!
* و چقدر امكان دارد كه بر مبناي فيلمنامه كسي ديگر فيلم بسازيد؟
** فكر نمي كنم، ولي به فيلمنامه اش بستگي دارد. بعيد مي دانم كسي فيلمنامه اي بنويسد كه من دربست بتوانم از آن استفاده كنم، احتمالا بايد خودم بازنويسي اش كنم!
* يك فيلمنامه خوب تا چه حد مي تواند به يك كارگردان كمك كند؟
** خيلي زياد !به نظر من فيلمنامه و بازيگر، دو ركن اساسي سينما هستند. البته فيلمنامه از بازيگر هم مهمتر است. يك فيلم، فقط با بازيگر خوب، فيلم خوبي نمي شود، ولي يك فيلم با فيلمنامه خوب، مطمئنا فيلم قابل قبولي مي شود.
* نقش آقاي فرهادي در فيلمنامه «كنعان» تا چه حد بود؟
** خيلي زياد. ما با هم اين فيلم را نوشتيم.
* اگر موافق باشيد چند سوال هم به طور جزئي تر درباره كنعان داشته باشيم. ما در «كنعان» بر خلاف فيلمهاي همترازش كه بيشتر تماشاچي مثلث هاي عشقي هستيم، با يك مربع عشقي و روابطي پيچيده مواجهيم. آيا صرفا قصدتان نشان دادن اين سردرگمي ها در زندگي روزمره آدمهايي از طبقه متوسط و به اصطلاح روشنفكر بود؟
** من اصلاً به اين اعتقادي ندارم كه «كنعان» يك مربع يا مثلث عشقي است. اين برداشتي است كه از فيلم مي شود، ولي برداشت كلي من نيست، چون ما در طول فيلم، رابطه هاي پر از محبت و دوستي بين اينها را مي بينيم، مثل رابطه مينا و علي يا رابطه اي كه بين علي و آذر شكل مي گيرد. بله اينها روابط پيچيده اي هستند ولي عاشقانه نيستند و اين يكي از آن سوء تفاهم هايي است كه در خصوص اين فيلم پيش آمده، در حالي كه نظر من اين نبوده است.
* ولي در بخشي از فيلم، علي مي گويد «من بعد از ازدواج شما دانشگاه را رها كردم». آيا اين خودش نشانه اي از يك علاقه پنهاني بين علي و مينا نيست؟
** درست است و من هم نمي گويم قبل از ازدواج مرتضي و مينا، بين علي و مينا عشقي وجود نداشته است، ولي با ازدواج مينا، اين قضيه تمام شده و فقط سايه اي از آن روي زندگي علي باقي مانده است. آن موقع، يك بحران عشقي بين آنها وجود داشته و دليلي هم ندارد بگوييم كه الان هم يك رابطه عشقي بين آنها وجود دارد.
* آيا «كنعان» در زمان اكران با مشكل مميزي رو به رو شد؟
** نه، اصلاً. اين فيلم در هيچ مرحله اي مميزي نداشت.
* اين پرسش را براي اين مطرح كردم كه در بخشي از فيلم مي بينيم كه مينا با كليدي براي آب دادن به گلهاي منزل علي، وارد منزل او مي شود... به نظر مي رسد كه در اين سكانس تماشاچي رها شده، بدون اينكه چيزي از آن اتفاق متوجه شود؟
** بله موافقم كه تماشاچي در آن سكانس رها شده، چون از اول هم قرار بود اين اتفاق بيفتد. اصلاً قرار اين زوج(مينا و مرتضي) اين بود كه در غياب علي، گلدانهاي منزلش را آب بدهند و با اين توجيه، كليد خانه علي، دست ميناست و در اين مورد خاص، مينا آمده تا اين كار را بكند. مينا بعد از يك روز سخت و پشت سر گذاشتن مشكلاتي كه بر سر راه آمدن به منزل علي برايش رخ مي دهد، وقتي وارد خانه علي مي شود به يك آرامش روحي مي رسد.
* با توجه به اينكه علي نه مثل بقيه كاراكترها موثر است و نه چندان كمرنگ به نظر مي رسد، پس وجود شخصيتي چون او در فيلم چه لزومي دارد؟
** نكته همين است ديگر !او يك كاتاليزور است. او شخصيت مهم قصه است. او همه مناسبات بين سه نفر ديگر را با هم حلاجي مي كند و شكل مي دهد. علي، مناسبات بين مينا و مرتضي را آرام مي كند. مرتضي از علي مي خواهد كه با مينا حرف بزند و مي بينيد كه او اين كار را انجام مي دهد. علي در بخشي از فيلم، نقش يك همراه را براي خواهر مينا بازي مي كند و از نظر حسي، اين سه نفر تعلق خاطري به علي دارند و همه از او كمك مي خواهند.
* در جايي گفته بوديد كه به نظر شما مينا در انتهاي فيلم تصميمي اشتباه مي گيرد، پس چرا نخواستيد پايان ديگري را براي اين فيلم رقم بزنيد؟
** به خاطر اينكه به نظر من پايان فيلم در حال حاضر، واقعي ترين پايان براي اين داستان، ولي غم انگيز است. من هر وقت كسي دست از بلند پروازي و اميدش به آينده بر مي دارد ناراحت مي شوم، ولي در شرايطي كه مينا در آن قرار گرفته، واقع بينانه ترين واكنش همان بود كه مينا انجام داد.
* به نظر مي آيد بازيگران اين فيلم، بخصوص فروتن و عليدوستي، چندان مناسب نقشهاي مرتضي و مينا نيستند، چون مشخص است كه شما خواسته ايد با اتكا به گريم، از چهره جوان آنها، آدمهايي مسن و باب دلتان بسازيد. دليل انتخاب كسي مثل ترانه عليدوستي با توجه به تفاوت سني او با شخصيت مينا چه بود؟ واقعا بازيگر مناسبتري براي اين نقش وجود نداشت؟
** تفاوت سني ترانه عليدوستي با ميناي «كنعان» خيلي كم است. مينا 32ساله است و ترانه 25ساله و عملا در اين فاصله سني، خانمها از لحاظ چهره زياد با يكديگر فرقي ندارند و ما هم قصد نداشتيم او را پيرتر نشان بدهيم، فقط يك آرايش زنانه براي او انتخاب كرديم. من بارها گفته ام كه ترانه عليدوستي خيلي كم بازي مي كند و بنابراين تماشاگرهاي ما، رشد و بزرگ شدنش را نديده اند و چهره واقعي ترانه در ذهن تماشاگر، همان چهره عليدوستي در فيلم «من ترانه 15ساله هستم» است، ولي چهره واقعي او چيز ديگري است. او ميناي «كنعان» است و هيچ فرقي با او ندارد. بايد بگويم فروتن و عليدوستي، بهترين انتخابها براي ايفاي نقشهاي مرتضي و مينا بودند.
* و در پايان، اگر حرف ناگفته اي باقي مانده ...
** نه، فقط از صحبت كردن وگفتگو با روزنامه شما خوشحال شدم.

  


شعر سپيد و راه هاي تمايز از نثر

 

* محمد كاظم كاظمي

شعر سپيد به آن گونه از شعر مي گويند كه از وزن و قافيه عاري است  ، در حالي كه شعر نيمايي وزن و قافيه دارد، ولي طول مصراعها در آن برابر نيست.




شعر سپيد را «شعر منثور» هم ناميده اند، به سبب اين كه در ظاهر به نثر شبيه است. ولي همين نام «شعر منثور» حكايتگر اين است كه اين شعرها بسياري وقتها به راستي به نثر تبديل مي شوند؛ يعني اگر مصراعهايشان را پي هم بنويسيم ، گويا يك قطعه ادبي نوشته ايم .پرسشي كه براي بسياري از شاعران جوان مطرح است ، اين است كه در حقيقت يك شعر سپيد چه تفاوتي با نثر دارد و چه بايد كرد كه شعرهاي ما نثروار نشوند.البته در اين ترديدي نيست كه «تخيل» و «عاطفه»، تا حدود بسياري مي تواند شعر را از نثر متمايز بسازد؛ يعني نگاه هاي تازه و خلاقانه به پيرامون و كشف ارتباطهاي تازه ميان پديده هاي جهان هستي، مي تواند تا حدود بسياري كلام را رنگ شعري بدهد. ولي اين كافي نيست و در شعر سپيد انتظار سخني را داريم كه از لحاظ جمله آرايي و ظاهر كلام نيز متمايز با نثر باشد. اما براي اين تمايزها چه كارهايي مي توان كرد؟ شايد بحث اين هفته و نقد شعرهاي جناب محمد طهماسبي، بتواند تا حدي ياريگر ما باشد.
***
شاعر گرامي، محمد طهماسبي،آثار متعددي براي ما فرستاده ايد، ولي آنچه تقريباً در همه آثار خودنمايي مي كند، شاعرانگي كلام در هر دو سطح است؛ يعني هم در سطح تخيل و عاطفه و هم در سطح زبان و موسيقي. در سطح اول آنچه به كلام شما تمايز مي بخشد، فضاهاي ملموس و عاطفي و كشفهاي خوب شما از اين فضاهاست . به واقع، شعر شما تا حدود خوبي به اشيا و پديده هاي دور و بر و نيز حالتها و رفتارهاي انسانها متكي است و در عوض اتكاي مفرطي به سنت ادبي و فضاهاي عام شاعران ديگر ندارد. از اين نظر، به گمان من بهترين شعر شما اين است (ما بعضي مصراعهاي شعر را براي صرفه جويي، پي هم مي نويسيم ، با علامت( / ):
«زيبايي باغ / و كودكي / كه در تجربه هاي يگانه  /گلهاي هم قدش را / در فواصل بلوغ / مي بوييد/ باغ و / زيبايي چشمان كودك /كه / در بدرقه دو پروانه رقصان /به ديوار گلي مي رسيد
*
ديوارهاي فروريخته و/ مردي / كه انبوه پروانه هاي خاطره را/تا دوردستهاي كودكي / دنبال كرد.
*
خيري در پرواز سينه سرخ ها نبود
نسيم / بوي پوسيدن ريشه ها را / به مشام رساند».
تصوير كودكي كه گلهاي هم قد خويش را مي بويد و چشمان او پروانه هاي رقصان را تا ديوار گلي بدرقه مي كنند، بسيار ملموس و شفاف است. در بند بعد، تصويري ارائه مي شود مرتبط با اولي و در عين حال، داراي تضادي كه ويراني باغ را نشان مي دهد. شعر، هم در لايه حقيقي خود (باغ و پروانه ها) مي تواند معني داشته باشد و هم در لايه مجازي؛ يعني اين كه باغ را نمادي از چيزي ديگر بگيريم.ولي از ياد نبايد برد كه در بعضي شعرهاي شما تازگي و قابل لمس بودن فضا به آن حدي نيست كه در شعر بالا ديديم؛ مثلاً در اينجا كه به نظر مي رسد قدري طبق معمول سخن گفته ايد، با عناصري كه در شعرهاي ديگران هم با همين بافت و تركيب بسيار ديده شده اند:
«با غوص / در ژرفاي انديشه ام 
به اميد / يازش دست / به درهاي درشت 
تا به رشته اي نامرئين / سينه ريزي بسازم 
كه به گاه / رقص پريان نگاهها
بر تموج درياي سپيد / آنها را / تقديم كنم ».
«غوص در ژرفاي درياي انديشه » مسلماً آن قدر ملموس و عيني نيست كه آن بدرقه پروانه ها در شعر پيش بود. همين طور است «رقص پريان نگاهها». شايد «رقص پريان» بد نبود، ولي اضافه شدنش به «نگاهها» آن را قدري انتزاعي كرده است. گاهي با تركيب كردن كلمات به همديگر مي خواهيم شاعرانه تر سخن بگوييم ، ولي كار بدتر مي شود.
اما اگر از هنرمنديهاي تصويري و عاطفي بگذريم ، در سطح زبان و موسيقي هم شما كارهايي كرده ايد كه كلامتان را از نثر عادي متمايز مي سازد. مثلاً در اين سطرها:
«با خود مي برد / باد / دلتنگيهاي ما را
فريادهاي بغض آلوده ما را / مويه هاي شبانه ما را».
اينجا جابه جايي اجزاي جمله سبب شده است كه كلام از حالت معمولي و عادي بيرون آيد. اگر چنين گفته بوديد، البته بسيار نثروار مي شد.
باد، دلتنگيها و فريادهاي بغض آلوده و مويه هاي شبانه ما را با خود مي برد.
شما اين «با خود مي برد» را كه نقشي كليدي و مهم در جمله دارد، به ابتدا آورده ايد و اين از نظر بلاغي ارزش دارد.
يا در اينجا قرينه سازي خوبي ميان دو تركيب «صداي بوي » و «بوي صدا» انجام شده است :
«صداي بوي باروت / و بوي صداي چارنعل اسبان». 
و در شعري ديگر جابه جايي اجزاي تركيب ، به آن تمايزي مطلوب بخشيده است. مي شد گفت «ترنم آهنگين»، ولي شما گفته ايد «آهنگين ترنم».
«شب و شكوه خلوت كوه /در آهنگين ترنم بال پروانه اي/
در هم شكست و ريخت».
به هر حال، شعرهايتان از يك استعداد بسيار خوب و يك آينده روشن خبر مي دهد. به اميد رسيدن آن آينده. رسيدن آن آينده.

  


جواد نعيمي، نويسنده:شمارگان فعلي كتابها، بيانگر مشكلات مختلف حوزه نشر است

 

گروه هنر: چاپ كتابهاي ضعيف و ارائه نكردن محتواي خوب و تأثيرگذار توسط نويسندگان، مانع ارتقاي فرهنگ مطالعه عامه مردم خواهد شد.




جواد نعيمي، كه به تازگي نشان درجه دو هنري را از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي دريافت كرده است، در توضيح اين مطلب به خبرنگار ما گفت: بعضي افراد به عنوان نويسنده توقع دارند هر چه مي نويسند چاپ شود. از طرفي، فرهيختگان و نهادهاي فرهنگي دغدغه توليد آثار مفيد را دارند. متأسفانه در حال حاضر، آثاري ضعيف چاپ مي شود كه اگر به اين آثار مجوز داده نشود، با واكنش نويسندگان مبني بر نبود آزادي در حوزه چاپ و نشر همراه خواهد بود.وي درخصوص كيفيت چاپ آثار گفت: با نگاهي به شمارگان كتابها متوجه مشكل جدي كه گريبانگير حوزه توزيع و چاپ كتاب شده است، مي شويد؛ شمارگان هايي كه در حال حاضر، رقم آنها به 500 و حتي  300 نسخه رسيده است، از مشكلات مختلف اين حوزه نشان دارد.نعيمي ادامه داد: براي چاپ يك اثر، عوامل متعددي دخيلند كه هر كدام مشكلات خاص خودشان را دارند، اما به نظر مي رسد در خصوص توزيع آثار چاپ شده، جامعه با مشكلات جدي تري روبروست كه اين مشكل در حوزه شهرستانها، دو چندان مي شود.اين نويسنده، نبود نقد صحيح در جامعه را يكي ديگر از موانع چاپ يك اثر خوب دانست و گفت: نقد صحيح، باعث مي شود معايب و محاسن آثار ارائه شده توسط اصحاب فن مورد سنجش قرار بگيرد و ميزان آگاهي مخاطب و حتي ناشر را از اثر ارتقا دهد، چون ناشر هر چند به خاطر منافع اقتصادي دست به چاپ يك اثر مي زند، اما با توجه به نقدي كه از آثار ارائه مي شود، حتماً به دنبال چاپ كار قوي و تأثير گذار خواهد بود.وي اظهار كرد: زمان آن رسيده كه پديد آورندگان اثر به دنبال ارتقاي محتواي آثارشان باشند، چون مسلم است، صرفاً چاپ يك اثر، نمي تواند براي پديد آورنده، يك امتياز و يا افتخار باشد بلكه محتواي اثر، سطح پديد آورنده را مشخص مي كند.وي در پايان گفت: نويسندگي در جامعه ما به عنوان يك شغل مطرح نيست، چون يك نويسنده نمي تواند همه هم و غمش را بر روي توليد اثر بگذارد. نويسندگي، حرفه اي است كه با دل سروكار دارد و بازده اقتصادي چنداني ندارد.

  


برگزيدگان جايزه ادبي اصفهان معرفي شدند

 

برگزيدگان ششمين دوره جايزه ادبي اصفهان معرفي شدند.
به گزارش ايسنا، در اين دوره از جايزه ادبي اصفهان در بخشهاي رمان، مجموعه داستان، تك داستان و داستان فانتزي و كودك و نوجوان، نفرات برتر به اين شرح معرفي و تقدير شدند:در بخش رمان با داوري داوود غفارزادگان، زهرا زواريان و رضا نجفي، مرتضي كربلايي لو با رمان «مفيدآقا»، فرهاد جعفري با «كافه پيانو» و فرهاد كشوري با «آخرين سفر زرتشت»، اول تا سوم شدند.
در بخش مجموعه داستان با داوري محمدرضا بايرامي، حسين فتاحي و عليرضا محمودي ايرانمهر، مجيد قيصري با «گوساله سرگردان»، ناتاشا اميري با «عشق روي چاكراي دوم» و مهدي ربي با «آن گوشه دنج سمت چپ» به ترتيب به عنوان نفرات اول تا سوم معرفي شدند.
در بخش داستان فانتزي با داوري محمد كراچيان، سيدنويد سيدعلي اكبر با داستان «اجازه مي دهيد برف ببارد» و حسن رهبر با داستان «پشه اي كه به جاي خون، جوهر خودنويس مي مكيد» اول و دوم، و محمدامين داوودي با داستان «كالبدشكافي يك كرم» و سيدنويد سيدعلي اكبر با داستان «قصه آن ملخ» به طور مشترك، سوم شدند.
همچنين در بخش كودك و نوجوان با داوري احمد اكبرپور و مسعود ناصري، در بخش آثار چاپ شده، محمدرضا شمس با كتاب «من و زن بابام و دماغ بابام»، نرگس آبيار با كتاب «پسر كرم به دوش و خندق بلا» و سيدنويد سيدعلي اكبر با كتاب «بچه غول بايد توي مدرسه بماند»، اول تا سوم شدند. همچنين در بخش چاپ نشده ها، ميترا كيان بخت با اثر چاپ نشده «استاد هنرهاي دراماتيك»، عباس غديرمحسني با «قصه اي براي خدا» و سام گيس زندي با «مادرم مي گه من از همه بهترم» به ترتيب برگزيده شدند.
در بخش تك داستان با داوري احمد دهقان، مجيد قيصري و محمدجواد جزيني نيز آنيتا يارمحمدي با داستان «يكي آن پايين مرا دوست دارد»، حسن بهرامي با «امام زاده و تركه سبز» و شيرين اسحاقي با «لب هاي مامان برق نمي زند» اول تا سوم شدند.به گفته زينب وكيلي - دبير ششمين جايزه ادبي اصفهان - در اين دوره، مجموعاً 710 تك داستان  61 مجموعه داستان، 51 رمان،  56 داستان فانتزي و 307 داستان كودك و نوجوان به دبيرخانه جشنواره فرستاده شده است.

  


به انتخاب كايه دو سينما؛ «همشهري كين» ولز بهترين فيلم تاريخ سينما شد

 

منتقدان مجله معتبر فرانسوي كايه دو سينما فهرست  100 فيلم برتر تاريخ سينما را از نگاه خود منتشر كردند كه شاهكار سال 1941  اورسن ولز در صدر آن قرار دارد.




به گزارش مهر، به نقل از اينديپندنت، فهرست 20 فيلم اول به انتخاب كايه دو سينما به شرح زير است:
1- «همشهري كين»، 1941، اورسن ولز2- «شب شكارچي»، 1955، چارلز لاتن3- «قاعده بازي»، 1939، ژان رنوار4- «طلوع»، 1927، فريدريش ويلهلم مورنا5 - «آتالانت»، 1934، ژان ويگو 6- M، 1931، فريتس لانگ7- «آواز در باران»، 1952، جين كلي و استنلي دانن8- «سرگيجه»، 1958، آلفرد هيچكاك9- «بچه هاي بهشت»، 1945، مارسل كارنه 10- «جويندگان»، 1956، جان فورد11- «حرص»، 1924، اريك فون استروهايم 12- «ريو براوو»، 1959، هوارد هاكس13- «بودن يا نبودن»، 1942، ارنست لوبيچ 14- «داستان توكيو»، 1953، ياسوجيرو اوز15- «تحقير»، 1963، ژان لوك گدار 16- «اوگتسو مونوگاتاري»، 1953، كنجي ميزوگوشي 17- «روشنايي هاي شهر»، 1931، چارلي چاپلين18- «جنرال»، 1927، باستر كيتن19- «نوسفراتو، يك سمفوني وحشت»، 1922، فريدريش ويلهلم مورنا 20- «اتاق موسيقي»، 1958، ساتياجيت راي

  


حضور هفت كشور خارجي در جشنواره تئاتر فجر قطعي شد

 

دبير بيست و هفتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر از حضور هفت كشور خارجي در بخش مسابقه بين الملل جشنواره امسال خبر داد.
حسين مسافر آستانه در اين باره به مهر گفت: تا به حال حضور هفت كشور فرانسه، آلمان، لهستان، چك، اتريش، كانادا و پرو در بخش مسابقه بين الملل جشنواره تئاتر فجر قطعي شده است.در اين ميان فرانسه با سه گروه و آلمان با دو گروه و ديگر كشور ها با يك گروه در جشنواره حضور خواهند داشت.وي افزود: البته تعداد آثار و گروههاي بيشتري از اين كشور ها متقاضي حضور در جشنواره هستند كه تا به حال هيأت انتخاب آثار خارجي جشنواره 10 اثر را از اين ميان قطعي انتخاب كرده و احتمال حضور گروههاي بيشتري نيز از اين كشور ها در جشنواره بيست و هفتم تئاتر فجر وجود دارد. چند كشور آسيايي نيز متقاضي حضور هستند كه هنوز وضعيت آنها قطعي نشده است.بيست و هفتمين جشنواره بين المللي تئاتر فجر از دوم تا يازدهم بهمن ماه در تهران برگزار مي شود.

  


با داوري نيكي كريمي ؛
جشنواره بين المللي فيلم «هند» از امروز ميزبان سينماي ايران مي شود

 

جشنواره بين المللي فيلم هند (IFFI) از امروز ميزبان فيلمهاي ايراني «سه  زن» منيژه حكمت، «گاو» داريوش مهرجويي، «به آهستگي» مازيار ميري ،«چند روز بعد» نيكي كريمي، «خون بازي» رخشان بني اعتماد، «كافه ستاره» سامان مقدم و «ماهي ها عاشق مي شوند» دكتر علي رفيعي و «آواز گنجشكها» مجيد مجيدي مي شود.
به گزارش ايسنا، سي ونهمين دوره اين فستيوال سينمايي از 27-23 نوامبر (3 الي 7 آذر) با رياست «يگامبر كامات» در شهر «گوا» برپا خواهد بود و در جمع داوران آن نيكي كريمي حضور دارد و در كنار آن «ماركو مولر» رئيس جشنواره «ونيز» قضاوت آثار اين دوره از جشنواره را برعهده دارد.

  


دوسالانه پوسترجهان اسلام به دوسالانه گرافيك تغيير نام داد

 

گروه هنر- دوسالانه بين المللي پوستر جهان اسلام با گسترش دادن حوزه هاي فعاليت خود در سه شاخه طراحي پوستر، طراحي جلد كتاب و طراحي نشانه به دوسالانه گرافيك جهان اسلام تبديل مي شود.
به گزارش روابط عمومي دوسالانه، دوسالانه بين المللي پوستر جهان اسلام پس از دو دوره برگزاري در سومين دوره خود با گسترش دامنه فعاليت خود از پوستر به طراحي جلد كتاب و نشانه و ديگر حوزه هاي گرافيك، به دوسالانه بين المللي گرافيك جهان اسلام تغيير نام يافت.
گفتني است، سومين دوسالانه بين المللي گرافيك جهان اسلام در مهر ماه 1388 برگزار مي شود.

  


در هشتاد و پنجمين سالروز تولد نويسنده ؛
مردم همچنان كتابهاي جلال آل  احمد را مي خوانند

 

روز گذشته، هشتاد و پنجمين  سال روز تولد جلال آل  احمد بود.




از آثار اين نويسنده، كتابهاي «يك چاه و دو چاله»، «سرگذشت كندوها» و «ارزيابي شتابزده» كه در طول اين  سالها از سوي ناشران مختلفي منتشر شده ، براي اولين بار از سوي نشر مجيد انتشار يافته اند.اين ناشر همچنين چندي پيش، كتاب «در خدمت و خيانت روشنفكران» اين نويسنده را (چاپ اول ناشر) منتشر كرده بود.
از سوي ديگر، نشر يادشده كتابهاي «خسي در ميقات» (چاپ دهم)، «از رنجي كه مي بريم» (هفتم)، «پنج داستان»، «نفرين زمين» و «نون  والقلم» (دوم)، «زن زيادي»، «مدير مدرسه»، «هفت مقاله» و «غرب زدگي» (سوم) و «جزيره  خارك» (ششم) را منتشر كرده  است.
همچنين كتابهاي «سوءتفاهم» آلبر كامو و «كرگدن» اوژن يونسكو با ترجمه جلال آل  احمد از سوي نشر مجيد براي نوبت پنجم منتشر خواهند شد.
كتابهاي «مدير مدرسه»، «زن زيادي»، «نفرين زمين»، «سرگذشت كندوها»، «خسي در ميقات»، «پنج داستان»، «از رنجي كه مي بريم»، «نون  والقلم»، «غرب زدگي» و «ديد و بازديد»، كتابهاي ديگر آل  احمدند كه دو سال پيش از سوي نشر خرم براي اولين بار منتشر شده  بودند و قرار بود چندي پيش به چاپ دوم برسند، كه به گفته ناشر، از چند ماه پيش به دليل كمبود كاغذ، اين امر به تعويق افتاده است.«دستهاي آلوده»، «بازگشت از شوروي»، «ارزيابي شتابزده»، «قمارباز»، «سفر به ولايت عزراييل» و «سنگي بر گوري» آل  احمد، از ديگر آثاري هستند كه چندي پيش براي نخستين بار از سوي نشر يادشده انتشار يافتند.
به گفته ناشر، اين مؤسسه  انتشاراتي از سال 68، با اجازه شمس آل  احمد - برادر جلال - و سيمين دانشور - همسر نويسنده - تعدادي از كتابهاي او را منتشر كرده است.
«سفر روس»، «خسي در ميقات» و «اورازان» نيز از سوي نشر فردوس به ترتيب به چاپهاي سوم، دوازدهم و ششم رسيده اند.همچنين آثار اين نويسنده كه سال گذشته در قطع جيبي از سوي نشر معين منتشر شدند، چندي پيش براي دومين بار به چاپ رسيدند.
به گزارش ايسنا، جلال آل احمد كه روايتهاي متفاوتي از تاريخ تولدش ذكر شده، بنا به گفته همسرش - سيمين دانشور - دوم آذرماه سال 1302 متولد شده است، كه 18 شهريورماه سال 1348 در اسالم گيلان از دنيا رفت.

  


براساس اشعار حافظ ؛ خط نگاره هاي «ابراهيم حقيقي» رونمايي شد

 

«خط نگاره هاي» ابراهيم حقيقي براساس اشعار حافظ در نگارخانه دي رونمايي شد.به گزارش ايسنا، در اين نمايشگاه كه شامگاه جمعه - يكم آذر ماه - سال جاري در نگارخانه دي برپا شده، حدود 35 خط  نگاره  از اين هنرمند طراح و گرافيست به نمايش گذاشته  شد.
اين نمايشگاه تا دهم آذرماه برپا خواهد بود.نگارخانه دي در نياوران، ابتداي پاسداران، تنگستان چهارم، كوچه ناز1، بن بست ترانه، پلاك 3 واقع شده است.

  

 

 

 

 

موسسه فرهنگی قدس
روزنامه قدس
 info@qudsdaily.com