|
* تكتم بهاردوست
فيلم سينمايي «محيا» داستان عشق پسري پولدار به يك دختر فقير است؛ قصه اي نخ نما شده وازمد افتاده، ولي پر مخاطب. ولي

اكبر خواجويي نظري به جز اين دارد... به بهانه اكران اين فيلم، با وي گفتگو كرده ايم.
*آقاي خواجويي، در بخشي از فيلم زماني كه «جاويد» به خواست «محيا» به روستاي دور افتاده مي رود، فيلم دچار دوپارگي مي شود. آيا از ابتدا قصد داشتيد فيلمي معنا گرا بسازيد؟
**نه اصلاً، از اول هم بنا نبود «محيا» معناگرا باشد.قصه ايجاب مي كرده كه به اين شكل ساخته شود ولي خب بي معنا هم نيست !به هر حال، اين مسأله اجتناب ناپذير بود. محيا به جاويد مي گويد برو به جايي كه كسي تو را نشناسد. اين تفاوت، به موقعيت جغرافيايي و اجتماعي محيط جديدي كه جاويد وارد آن مي شود، برمي گردد.
به اعتقاد من داستان «محيا» به هيچ عنوان دو پاره نيست و اگر در نيمه دوم فيلم از محيط شهري خود جدا مي شود، به دليل شرايطي است كه جاويد با آن مواجه مي گردد؛ بنابراين بايد از محيط خود دور مي شد تا به شرط و شروط دختر مورد نظر خود برسد و اگر منتقدان فيلم را دو پاره ديده اند، به دليل فضاهاي متفاوتي است كه در فيلم ديده مي شود.
*شما پس از 16سال دوري از سينما، دوباره به سينما برگشتيد، تلويزيون ديگر آن جذابيتي را كه بايد برايتان نداشت؟
**نه، تلويزيون خيلي هم خوب بود. اصولاً كاركردن در تلويزيون وساخت مجموعه هاي تلويزيوني، برايم جذابيت بيشتري دارد و مي بينيد كه الان دوباره به تلويزيون برگشته ام.

*نه منظورم اين است كه چرا اين همه دير !آن هم بعد از 16سال؟
**متأسفانه در طول اين سالها فضاي برگشتنم به سينما اصلا مساعد نبودوطرحهايي هم كه پيشنهاد مي شد، جذابيت چنداني برايم نداشت. پس ترجيح دادم به كار در تلويزيون ادامه بدهم و سراغي از سينمانگيرم.
*قصه جاويد و محيا كليشه اي و نخ نما شده است؛ قصه عشق پسر پولدار به دختر فقير؛ چرا به سمت ساخت چنين سوژه اي رفتيد؟
** اصلاً با اين مسأله موافق نيستم !چه كسي گفته قصه اين كار كليشه اي است؟ شما به موقعيت محيا نگاه كنيد، او دانشجوي پزشكي است، خانواده اش شغل غسالي دارند،محيا اصلا داستان عشق پسر پولدار به دختر فقير نيست. محيا در كنار تحصيلش شغل خانواده اش را هم ادامه مي دهد، چون اصلاً نمي خواهد پيوندش را با خانواده قطع كند.
*داستان فيلم در كل باور پذير است. دختراني هستند كه به خاطر شغل پدرومادرشان مثل محيا با مشكل مواجه مي شوند؛ ولي شرايطي كه محيا براي جاويد تعيين مي كند، اصلاً به باور تماشاچي نمي نشيند؟
**همان طور كه گفتيد، در جامعه ما دختران شبيه محيا كم نيستند. خيلي از جوانها هم مثل محيا در غسالخانه كار مي كنند. من بارها در روزنامه ها خوانده ام و در راديو مصاحبه ها وگفتگوهايي را از دختران جواني كه حالا يا خودشان يا پدرومادرشان مشغول اين كار بوده اند، شنيده ام. نمي دانم چرا فكر مي كنيد اين داستان تكراري است !ولي تا به حال كسي فيلمي با اين موضوع نساخته است؟ !شما اگر خوب به فيلم توجه كرده باشيد، محيا به جاويد مي گويد «تو شرط شوخي من را جدي گرفتي». اين شرايط فقط براي محك زدن جاويد است. محك عشق، وتنها يك بهانه است. من در اين فيلم قصد موعظه كردن جوانان را نداشته ام.
* ولي آيا حضور كسي مثل مير طاهر ،پير مردي كه در روستاي خلوت اقامت دارد وفقط از عرفان مي گويد، نشانه اين گونه از فيلمها نيست؟ اصلاً به نظر خودتان، نقش انوشيروان ارجمند نقش متعادلي است؟
**نه !چرا ما عادت كرده ايم ازهر چيزي براي خودمان يك الگو بسازيم !مگر پيرمردهاي شهري وقتي شماي جوان را مي بينند، لحن كلامشان از جملات اندرز گونه انباشته نيست؟ !اين اقتضاي سن آنهاست. مير طاهرمي خواهد تجربيات گذشته اش را به جاويد منتقل كند، وگرنه حكمي براي او صادر نمي كند. او فقط راجع به عشق، تصور خودش را بيان مي كند. و به اعتقاد من، شخصيت ميرطاهر كاملا نقش متعادلي را در فيلم ايفا مي كند و اگر غير از اين مي بود، به شعارزدگي وهمانطور كه گفتيد به ورطه نصيحت و پند مي افتاديم كه ما هم از اين موضوع پرهيز كرديم.
* لزوم نقشهايي چون نقش دخترخاله جاويد و پسردايي محيا كه رقباي عشقي محسوب مي شوند، چيست؟ آيا روابط آنها كليشه اي نيست؟ مثل تمام فيلمهاي رايج عاشقانه؟
**ولي زندگي خود ما پر است از همين كليشه ها! ما در جامعه ايراني زندگي مي كنيم و در خانواده هاي ايراني معمولاً وقتي دختر و پسرها به سن ازدواج مي رسند اولين بحث،بحث ازدواج آنها با فاميل است. حالا چطور همين ها به سينما كه مي آيد كليشه مي شود؟ در «محيا» هم اين اتفاق مي افتد. در سنت ما هم هست كه مي گويند عقد دخترعمو و پسرعمو را در آسمان بسته اند؟ محيا هم به همين عقايد اشاره مي كند.
*به نظر مي آيد، شخصيت محيا مقابل جاويد بسيار منفعل است؟خودتان اين طور فكر نمي كنيد؟
**نه! او به هيچ وجه منفعل نيست، يعني نمي تواند به جز اين طور رفتار كند. به نگاه هايي كه او به جاويد مي اندازد، توجه كنيد! رفتار او برخاسته از شخصيت اوست. نمي خواستم شخصيتهاي داستانم فرمولي از كار در بيايند. انفعالي كه مي بينيد، ناشي از شغل خانواده اش است. ديديد كه ،محيا مرتب خودش را از چشم جاويد پنهان مي كند.
*چطور به زوج حسيني وحميدي براي ايفاي نقشهاي اصلي رسيديد؟چه ويژگي را در بازي اين دو ديديد؟
**شهاب حسيني خيلي پيش تر از الهام حميدي انتخاب شد وبه نظرم آمد كه هيچ كس مثل او براي ايفاي نقش جاويد مناسب نيست. من از ابتدا به دنبال هنر پيشه اي بودم كه چهره اش معصوميت را القا كند كه حسيني هم انصافا خوب از عهده نقش برآمد.او بايد سيمرغ بلورين جشنواره را مي گرفت.
*ولي شخصيت شهاب حسيني در نقش آدمهاي عاشق پيشه، براي تماشاچي لو رفته است؟
**نه اين طور نيست. او بازيگر باهوشي است كه توانايي زيادي براي كنارآمدن با نقش دارد. اصلا مگر ما چند هنر پيشه جوان داريم؟ همه هنرپيشه هاي ما دارند نقشهاي همديگر را تكرار مي كنند.
*محيا برخلاف فيلمهاي همرديفش، به جاي تعلق به سينماي مدرن، به سينماي قصه گو تعلق دارد، چرا به سراغ سينماي قصه گو رفتيد؟
**اين گونه سينمايي مورد علاقه من است. اين نوع از سينما را در فيلمهاي قبلي ام تجربه كرده ام و فكر مي كنم كساني در سينما موفق هستند كه سراغ سينماي قصه گو مي روند. اصلاً در همه دنيا همين طور است. وقتي فيلمهاي زيادي از روي رمان هاي موفق ساخته مي شود، اين نشان دهنده علاقه مردم ما به سينماي قصه گوست.
*راستي، گفتيد مشغول ساخت مجموعه اي براي تلويزيون هستيد؟
** بله چند روزي است ساخت مجموعه اي با نام « پس از سالها» را براي شبكه سوم سيما شروع كرده ام . يك ملودرام خانوادگي عاشقانه. |