|
گروه جامعه - مريم زنگنه: جشنواره و نمايشگاه بين المللي مطبوعات در دومين تجربه خود كه با تفكيك از نمايشگاه كتاب برگزار مي شد، چالشها و انتقادهاي زيادي را برانگيخت.

امابه دور از تمام اين انتقادها، بايد گفت برگزاري چنين جشنواره ها و نمايشگاه هايي كمك شاياني به خانواده مطبوعات مي كند، هر چند كه آنها از روند برگزاري آن راضي نباشند.
نمايشگاه بين المللي مطبوعات فرصتي براي تعامل هر چه بيشتر رسانه ها اعم از رسانه هاي ديجيتالي و مكتوب با يكديگر است.
در كنار خبرگزاري كه مستقيم خط ارسال خبر خود را به نمايشگاه مي آورد و مردم را از نزديك با نحوه ارسال خبر آشنا مي كند، روزنامه نيز كليه دستاوردهاي خود را ارائه مي كند و اين همه شايد به نوعي به رخ كشيدن فنارويهاي جديد در عرصه رسانه ها در عصر ارتباطات باشد.
اين جشنواره و نمايشگاه حتي به من خبرنگار كمك مي كند تا بدانم علاوه بر روزنامه هاي بزرگ و خبرگزاريها، چند هفته نامه، ماهنامه، دو هفته نامه و گاهنامه نيز در استانهاي مختلف وجود دارد.
آنچه مسلم است، به جز استثناهايي كه در تهران براي ديدن نمايشگاه مطبوعات به نمايشگاه مي روند وعلاقه مندان شهرستانها مثل هميشه از قافله پايتخت عقب مي مانند، مطبوعات و رسانه ها جايگاه چندان پراهميتي در زندگي عموم مردم ندارند.
تيراژ روزنامه ها روز به روز كمتر مي شود و متأسفانه مردم فقط كنار دكه ها مي ايستند و تيترها را مي خوانند و تمايلي به خريد ندارند.
اكنون عصر رقابت رسانه هاي مكتوب و ديجيتال است. برخي وجود ساير رسانه هاي مختلف همچون تلويزيون و ماهواره را تهديدي براي رسانه هاي نوشتاري مي دانند در حالي كه برخي ديگر از كارشناسان معتقدند رسانه ها مكمل يكديگرند.
دكتر سيد وحيد عقيلي، رئيس دانشكده علوم اجتماعي و انساني واحد علوم، تحقيقات دانشگاه آزاد اسلامي مي گويد: رسانه هاي مكتوب و ديجيتالي مكمل هم هستند.
خوانندگان روزنامه هاي سنتي به روزنامه هاي ديجيتال نيز سري مي زنند و هيچ كدام ديگري را از بين نمي برد و هنوز مكمل يكديگرند. در كشوري مثل ژاپن روزنامه هاي سنتي جايگاه خود را دارند، اما روزنامه هاي ديجيتال هم در اوج هستند.
آنچه اين گزارش قصد پرداختن به آن را دارد، اين است كه آيا رسانه هاي ديجيتال در كم شدن مخاطب رسانه هاي نوشتاري نقش داشته اند و آيا اساساً آنها آمده اند تا كمك كنند رسانه هاي نوشتاري همچون دايناسورها منقرض شوند.
وجود نمايشگاه هاي مطبوعات چقدر به رسانه هاي نوشتاري كمك مي كند تا آنها همچنان در جايگاه خود باقي بمانند و مخاطب خود را داشته باشند.
كوتاه سخن اينكه، آيا رسانه هاي نوشتاري امروز در مقابله با رسانه هاي ديجيتال با بحران خاصي مواجه هستند.
اصول حرفه اي در كار رسانه كم رنگ شده است
كاوه اشتهاردي، مدير مسؤول روزنامه ايران در نمايشگاه بين المللي مطبوعات در اين خصوص به خبرنگار ما مي گويد: برداشت من اين است كه آن آسيب و خطري كه رسانه ها اعم از روزنامه ها و خبرگزاريها را تهديد مي كند، به شدت سياسي شدن فضاي كار اين رسانه هاست. فضايي كه اكنون بر رسانه ها حاكم شده است، رقابتهاي شديد حزبي، جناحي و سياسي است، اگر هم نشريه اي نخواهد، ناخواسته گرفتار اين دام مي شود. اصول حرفه اي و حقي كه براي مخاطبان بايد قايل شويم كمرنگ شده است و روز به روز هم اين روند رو به رشد است و فضا تشديد مي شود.
آنچه بايد در فضاي مطبوعات حاكم باشد، اصول حرفه اي و امانتداري براي انتقال پيام است اما راهي كه در چند سال گذشته آغاز شده اين مسير را تندتر مي كند و در اين سراشيبي همه مطبوعات پيش مي روند.
وي با بيان اينكه من فكر مي كنم اگر تدبيري نشود و تمام جماعت مطبوعات براي اين مسأله چاره اي نينديشند آنچه گم خواهد شد حق مخاطبان است، مي گويد: ما فقط مناسبات بين خودمان و بقيه را در نظر مي گيريم.
دعواهايي را كه بين جريانهاي مختلف هست انعكاس مي دهيم كه اين مسأله ما را از رسالت خودمان دور خواهد كرد. اگر مردم توجه كمي به مطبوعات دارند و مطبوعات شمارگان بالايي ندارد، به خاطر همين فضاست و اگر ما با همين رويه پيش برويم، ظرف دو سال آينده اوضاع بدتر خواهد شد.
در كشورما، مردم با خريد روزنامه مشكل ندارند. مردم براي خريد روزنامه صف مي كشيدند درست زماني كه مطالبات و خواسته هاي خود را در چاپ روزنامه ها مي ديدند.
ما بايد در اين روند تجديد نظر كنيم بايد اخبار مثبت، مفيد و مؤثر را در نشريات خودمان منتشر كنيم. نبايد صرفاً مديحه گو و ثناگوي دولت باشيم.
بايد با نيت اصلاح انتقاد كنيم، نه فقط تخريب و ضايع كردن. حملات بي فايده اي كه طرف مقابل را در حالت موضعگيري قرار مي دهد، نه اينكه بخواهد اصلاح رويه داشته باشد.
وي در خصوص تأثير رسانه هاي ديجيتال بر رسانه هاي نوشتاري مي گويد: من قبول ندارم كه نشريات در حوزه سايبر باعث شده است مخاطب در حوزه مطبوعات نوشتاري كم شود. آن نشريات مخاطب خود و نشريات مكتوب هم مخاطبان خود را دارند اين دو مكمل يكديگرند. اگر در يك كشوري مثل ايران كه 12 يا 13 نشريه مكتوب دارد يكي از آنها هم سايت اينترنتي و شبكه خبري است، همه آنها كنار يكديگر يك فرآيند را دنبال مي كنند.
ما مخاطبان مختلف از گروهها و طبقات مختلف با علقه هاي متفاوت داريم. بعضي از آنها در فضاي اينترنت به دنبال خبر هستند و برخي ديگر در فضاي نشريات مكتوب خبرها را دنبال مي كنند. اگر اعتماد برقرار شود، فردي كه در شبكه اينترنت خبر بخواند حتماً در نسخه چاپي هم آن را دنبال خواهد كرد.
رسانه هاي مكتوب مي مانند
بيژن مقدم، مدير مسؤول روزنامه جام جم كه در آخرين روز نمايشگاه بين المللي مطبوعات پذيراي مهمانان غرفه اش بود، به خبرنگار ما مي گويد: بحثي كه اكنون در دنيا مطرح مي باشد اين است كه با ظهور رسانه هاي جديد در فضاي اينترنت، آينده رسانه هاي چاپي چه خواهد شد؟
در قديم اين سؤال بين راديو و تلويزيون بود. از راديو فقط صدا شنيده مي شود اما وقتي تلويزيون بعد از آن مي آيد، همه مي گويند كه تلويزيون هم صدا دارد هم تصوير و هم حركت، پس جاي راديو را خواهد گرفت، زيرا رسانه برتري آمده است. اما اين اتفاق نيفتاد. راديو كاركرد خودش را دارد و تلويزيون جاي خود را دارد، مردم با هر دوي آنها زندگي مي كنند.
در مورد رسانه هاي ديجيتال و رسانه هاي چاپي وضعيت همين است. در مرحله اول تهديد است هر كجا كه امكان مراجعه به اينترنت زياد شود مي تواند بخشي از مخاطبان قسمت اوليه را كم كند اما همه آنها را نمي تواند بگيرد، زيرا كاركردهاي يك رسانه مكتوب با آنچه كه در فضاي اينترنت وجود دارد كاملاً متفاوت است مثلاً روزنامه اي كه بر دست مي گيريد هميشه همراه شماست اما شما نمي توانيد همه جا لپ تاپ خود را به همراه داشته باشيد. در هر شرايطي مي شود روزنامه خواند اما با رايانه با هر شرايطي نمي شود روزنامه خواند اساساً نمي شود با رايانه زياد كار كرد.
رسانه هاي چاپي هيچ گاه مخاطب خود را از دست نمي دهند. هستند اما ممكن است افتهايي داشته باشند. اما مي شود با ابتكار مخاطب خود را حفظ كنند. اكنون تمامي روزنامه هاي چاپي دنيا براي اينكه از فضاي مجازي عقب نباشند روي آن بخش سرمايه گذاري كرده اند و حتي آن بخشها را به بخشها درآمدزا تبديل كرده اند كه مي تواند كمك مالي به آنها بكند.
وي در خصوص نمايشگاههاي مطبوعات و نقش آنها در جذب مخاطبان چنين مي گويد: تأثير روشني دارد اين نمايشگاهها به مطبوعات هويت مي دهد. آنها را زنده مي كند. اينجا فرصتي براي نمايش است. ما به مردم مي گوييم ما هستيم. آنها هم به سراغ ما مي آيند تا حرفهاي خود را به ما بگويند. يك ارتباط دو طرفه است ديدگاه هاي مردم به ما منعكس مي شود. من يادداشتهاي مردم را مي خوانم آنها آناليز مي شود و ما از آن براي كار خودمان استفاده مي كنيم ديدگاههاي مثبت را تقويت مي كنيم و ديدگاه هاي منفي را اصلاح مي كنيم و براي بعد از نمايشگاه ما فضاي جديدي را براي خودمان ترسيم مي كنيم. |